آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦

تازه های نشر


معرفى هاى اجمالى
روم و عرب, عرفان شهيد, چاپ اول, ١٩٨١ م.
عرفان شهيد, متولد ١٩٢٦ ميلادى استاد فلسطينى الاصل است كه تحصيلاتش را در امريكا تكميل كرده و همان جا تدريس مى كند. از مهم ترين آثار او كه به عربى نيز ترجمه شده, به شرح زير است:
ـ بيزانس و عرب در قرن چهارم ميلادى;
ـ بيزانس و عرب در قرن پنجم ميلادى;
ـ بيزانس و عرب در قرن ششم ميلادى;
ـ بيزانس و مشرق سامى قبل از اسلام;
ـ غسانيان;
ـ شهداى نجران;
و آخرين كتابش كه عصاره اى است از همه آثار گذشته, به اضافه تحقيقات جديد (چاپ اول, ١٩٨١) همين كتاب است كه مورد بررسى قرار مى دهيم; البته در اين كتاب تأكيد بر قرن اول تا سوم ميلادى است; ضمن اينكه پاسخ انتقاد يكى از استادان متخصص رشته تاريخ را به نظريات خود در اواخر كتاب مورد بحث قرار داده است (ص ٢٥١ به بعد).
مؤلف, معلومات و تحقيقات دست اول و گسترده اى در توضيح مورد بحث دارد; اما پيشتر بگويم نكته عمده اى كه بر اين كتاب او (ديگر آثارش را نديده ام) مى توان گرفت, تعصب عربيت و مسيحى اوست و همين نشان مى داد صرف گردآورى داده ها كافى نيست, بلكه ممكن است كسى از جزئيات درست نتيجه نادرست بگيرد; زيرا آن عينكى كه بر چشم و غربالى كه در دست دارد, داده ها را گزينش مى كند و تازه همان ها را به رنگى كه پيشتر معين شده مى بيند و نتايج دلخواه و نه واقعى, از داده هايى كه به دلخواه رديف كرده است, مى گيرد.
به مطلب باز مى گرديم:
(مشرق) طبق اصطلاح بيزانسيان, شامل سوريه بزرگ (شامات) از جبال طوروس تا سينا مى شده و حتى وقتى مشرق سامى مى گفتند, گاهى شامل شمال بين النهرين و بخشى از مصر نيز مى شده است; يعنى بر روى هم قلمرو رومى عربى نشين (ص ٢٠).
تا اينجا متوجه مى شويد كه در اين كتاب جزيرة العرب (شامل حجاز و يمن و سرزمين كنده در نجد عربى) مطلقاً مورد توجه نيست. مغلطه اى كه در كتاب عرفان شهيد دقيقاً به چشم خواننده مى خورد, اين است كه سكونت تعدادى عرب مهاجر يا سربازان مزدبگير عربى را در اين سرزمين ها به اين معنا گرفته كه پيش از ميلاد مسيح (دقيقاً از سال ٦٤ ـ ٦٦ پيش از ميلاد) تا ٦٣٦ م ـ سال گسترش اسلام تا مرزهاى روم ـ اين سرزمين ها عربى بوده اند. حقيقت اين است كه اين سرزمين ها خصوصاً بخش بين النهرين و مصر پيش از اسلام عربى نبوده اند و پس از اسلام به رنگ عرب درآمده اند. مؤلف براى آنكه فرضيه پان عربيستى خود را جا بيندازد, ادوميان و انباط را عرب قالب مى زند (صص ٣٤ و ١٧٦); اما ادوميان پسرعموهاى عبرانيان اند و انباط مردم محلى و بومى قسمتى از شامات و عراق هستند. هنوز شهر نبطيه در منطقه باقى است.
انصاف اين است كه اگر مهاجران عرب پيشتر در مشرق سامى نمى بودند, اعراب جزيرة العرب نمى توانستند به آن آسانى فتوحات اسلامى را پيش ببرند; همچنان كه حضور اعراب در منطقه حيره از عوامل پيشرفت فتوحات اسلامى به سوى ايران ـ كه در آن موقع شامل بخش عمده اى از عراق فعلى نيز بود ـ گرديد; اما در قرون مورد بحث, حقيقت تاريخى اين است كه سوريه و عراق و مصر و لبنان و حتى اردن فعلى عربى نيستند, بلكه مستعربند; البته امروزه عربى محسوب مى شوند.
مؤلف تعصب مسيحى غليظ نيز دارد و مى خواهد مسيحى شدن روم را هم به نفوذ عنصر عربى نسبت دهد و مى گويد فيليپ ـ معروف به ـ عربى نخستين امپراتور مسيحى روم است نه قسطنطين كه پس از او بوده است (ص ٣٦). حال چرا فيليپ را (عربى) لقب مى دهند؟… چون مادرش عرب بوده است. سؤال اين است كه هم اكنون در قرن بيست و يكم آيا در عرف عربى, فرزند را به مادر نسبت مى دهند يا به پدر؟!
مؤلف سه ملكه رومى از نسل عرب را هم نام برده كه اگر هم به فرض از طريق شوهران يا فرزندان خود تأثيرى در امور مى گذاشته اند (ص ٩٩) معلوم نيست عرف عربى نظرى همچون مؤلف يا همفكران پان عربيست او در زمان ما داشته باشند. استطراداً اينجا اشاره كنم كه اين همان فكرى است كه ابن سينا را عربى مى داند و خليج فارس را كه دو هزار و پانصد سال است به همين نام مشهور است, (خليج العرب) مى نامد!
بار ديگر يادآورى مى كنم كه بحث و ايراد ما مربوط به دوران بررسى اين كتاب, يعنى قرن اول تا سوم ميلادى است. بلى در آستانه اسلام در (مشرق سامى) و بين النهرين و بخش هايى از مصر, عرب هاى مهاجر بودند كه با روى آوردن لشكريان عرب به آن كشورها, احتمالاً به آنان پيوستند و كمك كار آنها شدند; همچنان كه عرب هاى حيره و احتمالاً بحرين, از قشون اسلام استقبال نمودند و آن به اين خاطر بود كه زمينه فرهنگى شان به اسلام نزديك بود; چرا كه مسيحى بودند. همچنين منطقه شمال بين النهرين, يعنى (جزيره) مسكن گروهى از مهاجران قبيله بكر و وائل بود (اخطل شاعر معاصر و همپياله يزيد از همين قبيله است). آناتولى كه سابقه مهاجرت اعراب نداشت, مسلمان نشد تا آنكه تركان سلجوقى به تدريج به آنجا هجوم آوردند و همچنين پس از حمله مغول به ايران, عده زيادى مهاجر به آنجا كوچيدند تا آنكه در قرن هفتم اسلام غلبه يافت.
طبق قاموس كتاب مقدس (تأليف مستر هاكس امريكايى) ادوميان از اولاد عيسو فرزند اسحاق فرزند ابراهيم هستند; يعنى پسرعموهاى بنى اسرائيل محسوب مى شوند و البته تورات پُر است از قضاياى برخورد اسرائيليان و ادوميان; همچنين طبق آنچه در ادبيات دوره عباسى مى خوانيم, انباط مورد تحقير اعراب بودند كه اينها را از خود نمى شمردند.
اما سراقيون يا اسماعيليان (ص ٢٤٦) كه مؤلف بحث درازدامن كم محتوايى راجع به آنان دارد و بالاخره نتيجه مى گيرد كه منسوب به سارا هستند, باز هم ربطى به اعراب نخواهند داشت. خود مؤلف آنها را از اولاد ابراهيم فرزند اسحاق مى شمارد (ص ١٧٧). پيداست كه اين ابراهيم, نواده حضرت ابراهيم خليل اللّه خواهد بود.
اما طبق روايات, اسماعيل در سرزمين عرب زاده شده است, نه اينكه تمام اعراب از نسل اسماعيل باشند; چنان كه گويند: اسماعيل با اعراب جرهم وصلت كرد. در هر حال هاجريون يا اولاد اسماعيل در كتاب مقدس يهود و نصارى, جزء امت مورد توجه خاص يهوه نيستند و خارج از (ميثاق الهى)اند (ص ١٨٤).
جالب اينكه ادوميان يهودى, نبطيان مسيحى (و گنوسى) و سراقيون, ظاهراً به نحوى متأثر از مذاهب شرك آلود آفتاب پرستى و مانند آن به نظر مى آيند; حال آنكه اكثر عرب هاى حجاز بت پرست بودند. عرب يهودى نداريم يا كم داريم و احتمالاً يهود به اطراف يثرب مهاجرت كرده اند; چون يهوديان براى حفظ خلوص نژادى شاه با ادعاى (قوم برگزيده) حتى المقدور سعى مى كردند با غير يهودى وصلت نكنند.
انباط همان آراميان هستند كه خود مؤلف مى گويد: آراميان و يهود در كنار اعراب در مشرق سامى مى زيستند (ص ٢٠). اگر آراميان ـ و انباط ـ عرب بودند كه خود مؤلف نمى گفت يهود و اعراب در كنار اعراب مى زيستند!
اما مذهب آفتاب پرستى كه احتمالاً همان مهرپرستى يا متأثر از آن است و نيز مذهب برديسان (= ابن دهيان مذكور در كتب ملل و نحل اسلامى) مذاهب شبه گنوسى و گنوسى هستند كه يك رگه ايرانى و يك رگه يونانى و يك رگه سامى دارند و محصول عواقب حمله اسكندر مى باشند. خود مؤلف يك شكل افراطى از اين برداشت را مطرح نموده است و البته آن را حقيقت كامل نمى انگارد و منظورم از آن حرف مومسن است كه (اسلام, حكم اعدام هلنيسم را صادر كرد) و يا: (اگر اسكندر نبود, تمدن اسلامى نبود) (ص ٦٩). اين مسائل معركة الآراء است وله و عليه آن بسيار مى توان گفت و نوشت و اينجا مجال و محلش نيست; الا اينكه فقط يادآورى مى كنيم مؤلف با عصبيت خاص خودش, چنان كه بايد, از نقش فرهنگ ايرانى در منطقه شام و مصر و بين النهرين ياد نكرده است; در حالى كه با طرفدارى از روميان, اذينه را در ممانعت از گسترش سلطه ايران ستوده است (ص ٩٦) و اين مخالفت مؤلف با ايران و گرايش اش به روم, كاملاً بى وجه است و جز (نعره جاهليت) چيز ديگرى نيست.

عليرضا ذكاوتى قراگزلو
دايرة المعارف بزرگ اسلامى; جلد شانزدهم (تفليس ـ ثابت بن قروه), چاپ اول, مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى, ١٣٨٧, ٧٦٤ صفحه, ١٨٠٠٠ تومان.
در اين شماره از دايرةالمعارف, ٢٥٤ مدخل عنوان شده كه از اين تعداد شصت مدخل به ساير عناوين ارجاع داده شده است و ١٩٤ عنوان مورد بررسى قرار گرفته است. طولانى ترين عنوان مبحث, مربوط به تهران (استان ـ شهرستان ـ شهر) است كه در ١٥٤ صفحه آمده و سپس عنوان تيموريان در چهل صفحه عنوان شده است.
آنچه درپى مى آيد, مرورى است اجمالى اين جلد از دايرة المعارف. در اين شماره از دايرة المعارف شش شهر و شهرستان مورد بررسى قرار گرفته است كه مسائل مربوط به آنها عنوان مى گردد, اما قبل از پرداختن به اين مبحث, ذكر يك مورد خارج از اين بحث ضرورى است; آنكه در صفحه ٢٥٨ در خصوص مدخل (تنها) آمده است: (تنها) تخلص دو شاعر پارسى گوى شبهه قاره است كه مورد بررسى قرار گرفته است: ١. تنهاى پنجابى; ٢. تنهاى قمى كه از شعراى قرن يازده هجرى و از پزشكان خاص شاه عباس دوم صفوى بود و تا سال ١٠٨٣ ق در قيد حيات بوده و در قم مى زيسته است. شايد به تازگى قم و اصفهان كه وى در آن تولد يافته و زيسته و وفات يافته است, در محدوده شبه قاره هند قرار گرفته است؟!
اما در خصوص مسائل مربوط به شهرها و شهرستان ها:
١. در مباحث مربوط به شهرها, دوگانگى وجود دارد. در معرفى برخى از شهرها ابتدا موقعيت نسبى آن مورد بررسى قرار گرفته و در برخى ديگر, موقعيت رياضى آن مورد بررسى قرار گرفته است; همچون شهر (تكاب) (ص ٨٠) كه موقعيت نسبى آن مورد بحث قرار گرفته و شهر (تنكابن) (ص ٢٣٤) كه موقعيت رياضى آن مورد استناد است.
٢. در بيان موقعيت نسبى شهرستان ها از جمله شهرستان (تكاب) جهات جغرافيايى غرب و شرق عنوان گرديده (ص ٨٠) و در برخى ديگر, همچون شهرستان تنكابن (ص ٢٣٣) از واژه هاى باختر و خاور استفاده شده كه نوعى ناهماهنگى است.
٣. وسعت برخى از شهرستان هاى مورد بررسى قرار گرفته, همچون شهرستان (تنگستان) (ص ٢٤٤) فراموش شده است؟!
٤. در صفحه ٢٣٤ جمعيت شهر تنكابن در سال ١٣٨٥, ٤٣٨٤٢ نفر ذكر شده, در صورتى كه بر اساس سرشمارى رسمى سال ١٣٨٥ جمعيت تنكابن ٤٣١٢٨ نفر بوده است.
٥. صفحه ٢٣٤ به نقل از فرهنگ جغرافيايى آبادى هاى كشور جمهورى اسلامى ايران, (قزوين) آمده است: مردم شهرستان تنكابن به زبان فارسى با گويش گيلى گفت وگو مى كنند (ج ٢٦, صص ١٥٥ و ١٥٧). اولاً صفحه ١٥٧ مربوط به شهر تنكابن است نه شهرستان; ثانياً در صفحه ١٥٥ مبحث شهرستان و هم در ١٥٧ شهر تنكابن, زبان مردم تنكابن را فارسى با گويش هاى مازندرانى و گيلى آورده است كه در دايرة المعارف بزرگ اسلامى, گويش هاى مازندرانى حذف شده است.
٦. در ارائه مأخذ, دقت لازم به عمل نيامده است; براى نمونه در صفحه هاى ٢٣٦ و ٢٤٦, ناشر فرهنگ جغرافيايى آبادى هاى كشور جمهورى اسلامى ايران و فرهنگ كوه هاى كشور, گاهى سازمان جغرافيايى ارتش و گاهى سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران آمده است؟!
٧. صفحه ٢٤٤ جمعيت شهر اهرم مركز شهرستان تنگستان, در استان بوشهر را در سال ١٣٨٥, ١٢٣٣٩ نفر ذكر كرده است; در صورتى كه جمعيت اين شهر در سرشمارى ١٣٨٥ برابر با ١٢١٨٢ نفر بوده است.
٨. در صفحه ٤٥٨, جمعيت شهر تهران در سال ١٣٨٥, ٧٧٩٧٥٢٠ نفر ذكر شده, در صورتى كه مركز آمار ايران جمعيت شهر تهران را در سرشمارى سال ١٣٨٥ برابر با ٧٧٠٥٠٣٦ نفر عنوان نموده است. در ادامه همين مبحث آمده است: در فاصله سرشمارى ١٣٧٥ تا ١٣٨٥ تعداد ١٠٣٨٠٠٠ تن به جمعيت تهران افزوده شده است; در صورتى كه طى سال هاى ١٣٧٥ تا ١٣٨٥ تعداد ١٠٤٧١٩١ نفر به جمعيت شهر افزوده شده است. نكته قابل توجه آنكه چنانچه آمار جمعيتى شهر تهران را همان حدود و رقم نادرست مندرج در دايرة المعارف, يعنى ٧٧٩٧٥٢٠ نفر در نظر بگيريم, باز هم عدد رشد جمعيت نادرست است؟! زيرا جمعيت سال ١٣٧٥, ٦٧٥٨٨٤٥ نفر بوده است كه تفاوت دو سرشمارى با عدد عنوان شده در دايرة المعارف مغاير است.
٩. صفحه ٤٦١ جمعيت استان تهران در سرشمارى ١٣٨٥ را با استناد به درگاه ملى مركز آمار ايران ١٣٢٨١٨٥٨ تن آورده است; در صورتى كه مركز آمار ايران, جمعيت استان تهران را در سال ١٣٨٥,١٣٢٧٣٠٠٩ تن محاسبه و اعلام نموده است.
١٠. در مبحث تعداد شهرهاى استان تهران, تعداد شهرهاى استان در سال ١٣٨٥, ٥٥ مركز شهرى عنوان شده است; در صورتى كه تعداد اين مراكز ٥١ مركز شهرى بوده است.
١١. جمعيت شهرستان تهران در سال ١٣٨٥, ٧٩٦٩٣١٦ تن آمده است; در صورتى كه مركز آمار ايران, آن را ٧٨٧٦٦٤٩ تن محاسبه و اعلام نموده است.
١٢. صفحه ٤٦٦ جمعيت شهر بومهن در استان تهران را در سال ١٣٨٥, ٤٣٠٢٣ تن ذكر كرده است; در صورتى كه مركز آمار ايران جمعيت بومهن در سال ١٣٨٥ را ٤٣٠٠٤ تن عنوان كرده است; همچنين ارتفاع شهر بومهن از سطح دريا را ١٧٧٠ متر عنوان نموده است (به نقل از: جلد سوم دايرة المعارف جغرافيايى ايران, تأليف عباس جعفرى, ص ٢١٤). در صورتى كه در صفحه ٢١٤ دايرة المعارف جغرافيايى ايران ارتفاع بومهن را ١٧١٠ متر عنوان كرده است.
گفتنى است در فرهنگ آبادى ها و مكان هاى مذهبى كشور, تأليف محمدحسين پاپلى يزدى نيز ارتفاع اين شهر ١٧٥٠ متر آمده است و ١٧٧٠ متر نمى باشد!
١٣. در همين صفحه ٤٦٦ پس از ذكر نام ارتفاعات اطراف شهر بومهن, اولين منبع استنادى به درگاه ملى مركز آمار ايران است. ظاهراً اعداد ارتفاعات با اعداد جمعيت اشتباه شده است; لذا به درگاه ملى مركز آمار ارجاع داده شده است!
١٤. صفحه ٤٦٧ جمعيت شهر پرديس در استان تهران را در سرشمارى ١٣٨٥, ٢٥٣٧٤ تن به نقل از مركز آمار ايران آورده است; در صورتى كه مركز آمار ايران جمعيت پرديس را در سرشمارى ١٣٨٥, ٢٥٣٦٠ تن عنوان كرده است.
١٥. صفحه ٦٢٣ در خصوص رودخانه مرغاب جارى در شهرستان تيران و كروند, منشأ آن را كوه دالان يا داران آورده است; در صورتى كه شهر داران مركز شهرستان فريدن در ٩ كيلومترى آن واقع و تلفظ صحيح آن دالانكوه است نه كوه داران!
١٦. در صفحات ٦٢٣ و ٦٢٤ در خصوص پيشينه تاريخى تيران آمده است: اطلاع چندانى از تاريخ پيش از اسلام اين منطقه در دست نيست, اما با توجه به پيدايش گورهايى به شيوه اشكانى در روستاى (گنهران) كرون, ديرينگى اين منطقه دست كم به دوران اشكانيان مى رسد. اولاً اين موضوع به نقل از كتاب تاريخ اصفهان, حسين جابرى انصارى كه يك تاريخ عمومى منطقه اصفهان است, نقل شده است; ثانياً اين اثر مربوط به قرن اخير است; ثالثاً مؤلف محترم متن اعلاق النفيسه را در خصوص بناى قصرى شبيه قصر پادشاه, انوشيروان در ناحيه كروه را مورد مطالعه قرار نداده است. و نيز اثر گرانسنگ محاسن اصفهانى را ناديده گرفته است و ده ها اثر باارزش تاريخى ديگر, همچون البلدان يعقوبى, الحبير و… در ادامه آورده اند كه چشمه آبى در نزديكى زيارتگاهى به نام احمدرضا در تيران وجود دارد كه آب آن نزد اهالى از احترام و تقدس برخوردار است; همچنين آمده است: برخى از محققان بر اين باورند كه اين زيارتگاه مربوط به ستايش آب بوده كه پس از اسلام به مكان مقدس اسلامى بدل شده است و حتى نام اين شهر (تيران) را برگرفته از واژه پهلوى (تير) و يا اوستايى (تيشتر) دانسته اند كه در اساطير ايرانى, ايزد آب هاى آسمانى بوده است.
در اين خصوص بايد توجه كرد كه اولاً زيارتگاه امامزاده احمد بن موسى مبرقع معروف به احمدرضا(ع) در آبادى اى به همين نام در ٣٤ كيلومترى شمال غربى شهر تيران, مركز شهرستان تيران, و كروند (كرون) واقع است نه در شهر تيران.
و ديگر آنكه: امور مربوط به ستايش آب و وجه تسميه تيران و تقدس مكان قبل از اسلام, از امورى است كه در كتاب اصفهان پيش از اسلام اثر عليرضا جعفرى زند در سال ١٣٨١ عنوان شده و در اين خصوص مؤلف محترم هيچ گونه منبع يا منابعى را در خصوص اين ادعا ارائه نداده است; بنابراين قابل اعتماد نيست!
در خصوص وجه تسميه تيران نيز فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان اثر استاد محمد مهريار اثرى است بسيار باارزش كه متأسفانه نه توسط مؤلف مقاله تيران و كروند در دايرة المعارف مورد استفاده قرار گرفته است و نه توسط مؤلف كتاب اصفهان پيش از اسلام. اگر مؤلف مقاله فوق, پيشينه تاريخى تيران را به صورت جدا و كرون را جداگانه مورد پژوهش قرار مى داد, كارى بسيار ارزشمند بود. در پايان مقاله تيران آمده است: در منابع دوره قاجاريه نام اين شهر به صورت (طهران), (تيران) و (تيران) و (آهنگران) نيز ضبط شده است. مؤلف فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان آورده است: تيران آهنگران تا چندى پيش كه شهر اصفهان آن را نبلعيده بود, در شمال غربى شهر اصفهان واقع بوده و يكى از محله هاى شهر اصفهان بوده است و هم اكنون در ضلع شمال غربى ميدان شهدا (آب بخشان) قرار دارد و هيچ ارتباطى بين تيران مركز شهرستان تيران و كرون وجود ندارد!
١٧. در مأخذ شهرستان تيران و كرون, صفحه ٦٢٤, ستون دوم سطر ٦ از جمله مآخذ درگاه ملى مركز آمار, (SCI) آمده است و در سطر ١٨ مجدداً همين مأخذ چنين آمده است: (SCi, WWW.Sci.org.ir) كه در واقع يك مأخذ به دو صورت آمده است. اين موضوع در صفحه ٢٣٦ در مأخذ شهرستان تنكابن و نيز صفحه ٢٤٥ مأخذ شهرستان تنگستان و نيز صفحه ٤٦١ مأخذ شهر تهران, تكرار شده است.
١٨. در مأخذ شهرستان تيران و كرون صفحه ٦٢٤, سال انتشار فرهنگ آبادى ها و مكان هاى مذهبى كشور منتشر شده از سوى بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى, سال ١٣٧٦ آمده است; در صورتى كه سال انتشار فرهنگ فوق سال ١٣٦٧ مى باشد.
منابع
١. درگاه ملى مركز آمار ايران: WWW.Sci.org.ir.
٢. پاپلى يزدى, محمدحسين; فرهنگ آبادى ها و مكان هاى مذهبى كشور; مشهد: بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى, ١٣٦٧.
٣. جعفرى, عباس; گيتاشناسى ايران: كوه ها و كوهنامه ايران; ج ١, تهران: گيتاشناسى, ١٣٦٨.
٤. ـــــــــــ; گيتاشناسى ايران: دايرة المعارف جغرافيايى ايران; ج ٣, تهران: گيتاشناسى, ١٣٧٩.
٥. ـــــــــــ; گيتاشناسى ايران: رودها و رودنامه ايران; گيتاشناسى, ١٣٨٤.
٦. جعفرى زند, عليرضا; اصفهان پيش از اسلام (دوره ساسانى); تهران: آن, ١٣٨١.
٧. سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح; فرهنگ جغرافيايى آباديهاى كشور جمهورى اسلامى ايران; ج ٢٦, قزوين, ١٣٧٨.
٨. مركز آمار ايران; (نتايج سرشمارى ١٣٧٥: نتايج تفصيلى كل كشور); ١٣٧٦.
٩. مهريار, محمد; فرهنگ جامع نام ها و آبادى هاى كهن اصفهان; اصفهان: فرهنگ مردم, ١٣٨٢.

حميدرضا ميرمحمدى
الزّمن الجميل, تاريخ تحليلى پيدايش فن ّ تلاوت در مصر; سيّدامين ميرزايى; ويراستار حميد امساكى; چاپ اول, اصفهان: مهر قائم, ١٣٨٨, ٣٢٠ص, وزيرى, مصوّر, همراه با جدول, نمايه, واژه نامه و كتابنامه.
پس از نزول آيات نورانى قرآن كريم و تلاوت آنها, توسّط پيامبر خدا(ص) جنبه هاى اعجازآميز ديگرى نيز به غير از فصاحت و بلاغت آيات براى مسلمانان آشكار شد; در اين ميان, قابليّت زيباسازى صوت در قرائت آيات, جلوه ويژه اى داشت كه با رهنمودهاى پيامبر(ص) و ترغيب ايشان نسبت به تحسين صوت هنگام قرائت قرآن, به عنوان يك بُعد از ابعاد اعجاز قرآن مجيد بروز كرد.
اين تاريخچه اى است كه به طور معمول, بيان مى شود; ولى بسيارى از فعالان رشته قرائت و دانشجويان علوم قرآنى نيز نمى دانند تلاوت قرآن حكيم به شيوه امروزى آن چگونه به وجود آمده, مراحل تكوين و تكامل آن چگونه بوده, چه عواملى بر اين حرفه تأثير داشته است و چه كسانى در سير تكوين آن دخيل بوده اند.
اين از آن جهت است كه تا كنون پژوهش جامعى در زمينه تلاوت قرآن كريم به چاپ نرسيده است و به ويژه منابع تاريخ قرآن به زبان فارسى بسيار اندك شمارند.
دانستن تاريخ قرائت قرآن, علاوه بر ارزش تاريخى, درس هايى براى امروز ما نيز در بردارد و از جنبه كاربردى فراوانى برخوردار است. كمبود منابع و بيان نشدن اين تاريخ, باعث آمده است تا فعالان اين رشته در مواردى دچار انحراف شوند: مى دانيم كه فن ّ إنشاد دينى به شدّت متأثّر از هنر اصيل عربى, ميراث ارزشمند موسيقى دينى و فنون و شيوه هاى بر جاى مانده از بزرگان اين حرفه است و در طى ّ ساليان دراز, به نسل حاضر منتقل شده است. پويندگان اين راه و از جمله قاريان غير عرب, به ويژه گروه هاى إنشاد دينى كشورمان, گاه از اين فن ّ ارزشمند به مسير انحرافى, خروج و عدول كرده اند تا جايى كه إنشاد و تواشيح, همراه با آوازخوانى سرودهاى فارسى, عربى و چند پرده خوانى بروز كرده است. سرودهايى كه شبيه به موسيقى كليساست و تمايلات موسيقى رمانتيك اروپا را تداعى مى كند.
اثر پيش رو با شيوه تحقيقى و رويكرد پژوهشى, با رعايت اصل اختصار, در پى ارائه تصويرى از آنچه تا كنون در زمينه تكوين و تكامل حرفه تلاوت قرآن روى داده, برآمده است. اين اثر نشان مى دهد تلاوت قرآن, به شيوه كنونى, در صدر اسلام و سال هاى پس از آن و حتّى تا دو قرن پيش وجود نداشته است, بلكه اين روش طى ّ يك فرايند تكاملى, مراحل تكوين و تطوّر خود را پشت سر نهاده, پس از گذشت ساليان متمادى, بدين شيوه و شكل به نسل هاى امروزى منتقل شده است.
به سخن ديگر, تلاوت قرآن در مراحل مختلف سير تكاملى خود, از عوامل گوناگون, تأثير گرفته, ابعاد وسيعى از علوم را به خود اختصاص داده است, و طى ّ دوره هاى مختلف, نسل هاى متعدّدى از قاريان و مُنشدان و نوابغ بسيارى را به خود ديده است و پس از اينكه قوانين عرفى آن, طى ّ سال هاى متمادى, مستحكم شده است, امروزه به عنوان ميراثى ارزشمند در اختيار مسلمانان جهان قرار گرفته است.
كتاب حاضر, شش فصل دارد: فصل نخست, (پيشينه و اصول تلاوت قرآن در صدر اسلام و سال هاى پس از آن) نام دارد, و به تلاوت قرآن و رهنمودهاى پيامبر خدا(ص), شيوه تلاوت قرآن توسّط پيامبر خدا(ص), قاريان و آموزگاران قرآن در صدر اسلام, پيشينه اختلاف قرائات, پيشينه علم تجويد, پيشينه علم وقف و ابتدا و پيشينه تغنّى در تلاوت قرآن مى پردازد. در اين فصل, خلاصه اى تاريخى از آنچه در مسير تكوين تلاوت قرآن روى داده است, و در كنار آن, تاريخ تكوين حيطه هاى علمى مربوط به تلاوت, همچون تجويد, اختلاف قرائات و وقف و ابتدا ارائه مى شود.
فصل دوم, با عنوان (تلاوت قرآن پس از ورود اسلام به مصر, تا قرن نوزدهم ميلادى) به تأثير فرهنگ هاى گوناگون بر مصر, ورود و استقرار اسلام در مصر, تعدّد مساجد, بارقه هاى رشد و تحوّل در موسيقى عربى, سلسله فاطميان و تأثيرات آن بر كشور مصر, تطوّر و رشد موسيقى عربى در خلال سده هاى دوم تا دهم هجرى قمرى, تحوّل هنرهاى شنيدارى دينى در مصر, تأثير حكومت عثمانى, تلاوت قرآن در دوره تسلّط عثمانيان بر مصر, تلاوت قرآن و حرفه آوايى دينى در اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم ميلادى, تحوّلات موسيقى عربى در مصر در ابتداى قرن نوزدهم ميلادى, تعليم علوم دينى در مصر طى ّ قرن نوزدهم ميلادى, مكتبخانه, حرفه اى شدن تلاوت قرآن در مصر و ماهيّت تغنّى در قرآن از ديدگاه صاحب نظران مصرى پرداخته است.
فصل سوم (دوره هاى تلاوت حرفه اى در مصر) نام گرفته است و از قاريان دوره پيش از عصر راديو, استفاده از مقامات موسيقى عربى توسّط قاريان دوره پيش از ظهور راديو, ورود ميكروفون و راديو به عرصه تلاوت, قاريان دوره اوّل عصر طلايى تلاوت, كانون قاريان (رابطةالقرّاء), هيئت مهارت سنجى (لجنةالإختبار), قاريان عصر طلايى تلاوت و ارتباط قاريان مصرى با حوزه موسيقى عربى سخن مى گويد.
فصل چهارم با عنوان (قاريان مصرى و حرفه إنشاد و غناى دينى), پيشينه إنشاد و غناى دينى, عوامل و بسترهاى ابداع و رشد إنشاد و غناى دينى در مصر, انواع قالب هاى إنشاد و غناى دينى و ويژگى هاى آنها, غناى دينى, اذكار دينى, ذكر رسمى, ذكر سلطانى, إنشاد دينى, تواشيح دينى, ابتهالات دينى, اغنيه هاى دينى, مدايح دينى, دعاى دينى, إنشاد حَكَواتى, إنشاد مُسَحّراتى, ارتباط موسيقيدانان مصرى با حوزه هاى إنشاد و غناى دينى و تلاوت, قاريان مصرى و حرفه إنشاد و غناى دينى را بررسى مى كند.
فصل پنجم كه (اذان و مؤذّنان در مصر) نام دارد, به پيشينه اذان در صدر اسلام, اذان پس از فتوحات اسلامى, اذان پس از پيدايش ميكروفون, گلدسته ها, تحقيقات علمى در خصوص اذان, مقامات موسيقى اذان, مؤذّنان مشهور در مصر و وضعيّت فعلى اذان در مصر مى پردازد.
فصل ششم زير عنوان (تلاوت قرآن پس از دوره چهارم), قاريان عصر طلايى تلاوت را بررسى مى كند, از تلاوت منغومه به عنوان يك حرفه و هنر اصيل اسلامى سخن مى گويد و به مخالفان تلاوت منغومه, وضعيّت حاضر تلاوت قرآن در كشور مصر, نسل حاضر قاريان مصرى و دلايل عدم ظهور اصوات و سبك هاى جديد, عوامل درونى ركود حرفه تلاوت در مصر, انحلال مكتبخانه ها در دهه هاى اخير, تقليد, فقدان بصيرت و آگاهى نسبت به اداى موسيقايى و مقامات, عدم حسّاسيت لازم هيئت هاى مهارت سنجى در راديو و تلويزيون, عوامل بيرونى ركود حرفه تلاوت در مصر, تجدّد و سركشى ماديّات, ضعف عمومى در تمامى جنبه هاى هنر و فرهنگ, انحراف اصوات جديد به سوى حوزه موسيقى و بيان مسائل بهداشتى و تغذيه مى پردازد.
پايان بخش كتاب, نمايه ها و فهرست منابع و مآخذ است.
در جاى جاى اثر, تصوير قاريان و مساجد و اماكن مورد گفت وگو, كليشه شده است و علاوه بر اين, يك آلبوم از تصاوير نيز در پايان كتاب به چشم مى خورد.
تنظيم جدول هاى مختلف, پيش بينى واژه نامه و ارائه يك لوح فشرده به همراه كتاب, شامل صداى جمعى از قاريان, منشدان, مؤذّنان و موسيقيدانان مصرى, به ارزش هاى اين اثر افزوده است.
مؤلّف, سال ها وقت خود را به بررسى منابع فارسى, كتاب هاى عربى, روزنامه ها, كاويدن پايگاه هاى اينترنتى, گوش سپردن به برنامه هاى راديويى و مشاهده برنامه هاى تلويزيونى كشور مصر اختصاص داده است. دو سالى نيز مراحل ويرايش و چاپ و توليد اثر به درازا انجاميده است; بنابراين او علاوه بر روحيه پژوهش و تحقيق, علاقه مندى خود را به تاريخ قرائت قرآن نمايانده است.
وى در اين زمينه, زحمت بسيار كشيده است; ولى بيشتر مطالب, عيناً از منابع نقل شده اند و نقل قول مستقيم, اساس كار او قرار گرفته است, در حالى كه جا داشت تحليل بيشترى صورت بگيرد و لب ّ مطالب و درهم كرد و چكيده آنها بيايد.
نام كتاب, نيز بهتر بود به زبان فارسى انتخاب شود.
به هر حال با زحمتى كه مؤلّف در زمينه پژوهش و نگارش, گردآورى و سپس تدوين و تنظيم مطالب كشيده, اثرى ماندگار پديد آورده است. به اين اميد كه انتشار اين اثر, موجب ايجاد و احياى دوباره برخى از زمينه ها و بسترهاى ايجادكننده حرفه تلاوت باشد و باعث تجديد نظر و اصلاح برنامه هاى مراكز قرآنى و ديد و بينش دست اندركاران, مسئولان, صاحب نظران و قاريان در هدفگذارى هاى فرهنگى, دينى و هنرى شود.

محمّدرضا زادهوش
لمعات فى شرح دعاء السّمات; سيّدابوالقاسم دهكردى اصفهانى; به كوشش سيّدمحمّد نظام الدّين; چاپ اول, اصفهان: مهر قائم, ١٣٨٧ ش, ٢٠٠ ص, وزيرى.
علاوه بر درج دعاى سمات در كتاب هاى گوناگون ادعيه و مفاتيح الجنان, و چاپ آن در بسيارى از منتخبات و گزيده هاى فراهم آمده از كتب ادعيه, ترجمه ها و چاپ هاى مستقلّى نيز از اين دعا عرضه شده است. قديم ترين ترجمه از دعاى سمات, توسّط محمّدباقر مجلسى (م١١١٠ ق) در سال ١١٠٩ ق انجام يافته كه نسخه خطّى آن در كتابخانه شخصى سيّدآغا تسترى در نجف اشرف بوده است(آقابزرگ تهرانى; الذّريعه; ج ٤, ص ١٠١ و ج ١٣, ص ٢٤٩).
كهن ترين شرح دعاى سمات, صفوة الصّفات فى شرح دعاء السّمات از ابراهيم بن على كفعمى (٨٢٠ ـ ٩٠٥ ق) است كه در شعبان ٨٧٥ ق پايان يافته است. ديگر شروح دعا از چهل مورد تجاوز نمى كند كه كمتر از ده مورد از آنها به چاپ رسيده است.
سيّدابوالقاسم بن محمّدباقر حسينى علوى دهكردى اصفهانى, يكى از شارحان اين دعاست. او در نخستين روز ماه رجب سال ١٢٧٢ قمرى پا به جهان نهاد و در دهم ربيع الاوّل ١٢٨٤ ق از دهكرد به چهارمحال آمد و پس از تحصيل مقدّمات علوم حوزوى, به اصفهان مهاجرت كرد.
وى در اصفهان از محضر بزرگانى همچون محمّد بن حاج محمّدابراهيم كلباسى مشهور به آقا ميرزا ابوالمعالى, شيخ محمّدباقر نجفى, ميرزا محمّدحسن نجفى, حكيم ملاّ اسماعيل درب كوشكى, ملاّ محمّدباقر فشاركى و ديگرانى چند, راه را در مى نوردد, به فتح قلّه بلند اجتهاد نائل مى شود و نمازهاى گذشته را قضا مى كند.
مرحوم دهكردى, در ٢٩ سالگى به نجف اشرف مى رود تا از محضر علماى بزرگ آن سامان همچون ميرزاى شيرازى, آخوند خراسانى و ميرزاحسين نورى نيز توشه برگيرد و آن گاه كه به تكميل علوم و معارف اسلامى نائل مى شود, به اصفهان بازمى گردد و كمر همّت به تدريس و ارشاد ابناى روزگار مى بندد.
از اين زمان به مدّت چهل سال محفل درسش در مدرسه صدر بازار اصفهان برقرار مى شود. بسيارى از فضلا و آيات عظام همانند امام خمينى, بروجردى, سيّدشهاب الدّين مرعشى نجفى, سيّدمحمّدرضا خراسانى, بانوى مجتهده ايرانى نصرت بيگم امين التجّار اصفهانى, سيّدحسن چهارسوقى, مرتضى مظاهرى, سيّدعبدالحسين طيّب, سيّدمحمّدتقى موسوى احمدآبادى, ملاّ على ماربينى و ده ها تن ديگر از برجستگان معارف و علوم دينى به محضرش مى شتابند و به دريافت اجازه اجتهاد و روايت از جانب او مفتخر مى شوند.
وى علاوه بر مراتب علم و دانش, و تأليف و تصنيف و تدريس, خطيبى توانمند و عارفى بزرگ بود كه حيات علمى را با سلوك عملى درآميخته, در قلّه هاى معرفت و خلوص اقامت گزيده بود; چنان كه هيچ زمان كرسى درس, وى را از منبر وعظ و ارشاد مردم و اقامه جماعت و حل ّ و فصل امور مسلمين بازنداشت.
سرانجام وى در ششم شوّال ١٣٥٣ قمرى پس از عمرى تحصيل علم و معرفت و تقوا, و تربيت شاگردان در خور اقتدا, در ٨١ سالگى به ديدار معشوق شتافت و پيكر پاكش ـ بر حسب وصيّت ـ به مقبره زينبيّه متعلّق به زينب دختر امام كاظم (ع) كه با پايمردى همو احيا و بازسازى شده بود, حمل شد و در يكى از اتاق هاى محقّر سمت غربى صحن دفن گشت تا خود تأييدى باشد بر راستين بودن اين امامزاده واجب التّكريم كه در ردّ و قبول آن سخن ها رانده, مطالبى نگاشته بودند.
حاصل تلاش علمى و عملى اين عالم بزرگ, به غير از مَلَكات نفسانى و مقامات عرفانى و بركات و خدمات پر ارج و گران بهاى اجتماعى و تربيت و برآوردن شاگردانى كه نام عدّه اى از آنان مذكور افتاد, به جاى گذارى بيش از ٢٤ اثر ارزنده در قالب تأليفات و رسائلى در موضوعات فقه و اصول, تفسير, حديث, اخلاق و عرفان است كه بخش بيشتر آنها هنوز به چاپ نرسيده است.
شرح دهكردى بر سمات, شرحى است كامل, تفصيلى, تحقيقى و موشكافانه كه از سر دقّت, به نگارش درآمده است و از آن جهت كه بخش هاى گوناگون اين شرح زير عنوان (لمعه) آمده, شارح محترم, آن را لمعات فى شرح دعاى سمات نام نهاده است.
شارح, در هر لمعه, ابتدا فقراتى از دعا را نقل كرده, پس از ارائه ترجمه فارسى آنها به تجزيه و تركيب صرفى و نحوى و بررسى نقش كلمات در جمله پرداخته, آن گاه معانى گوناگون هر كلمه را با استفاده از معاجم, فرهنگ هاى لغت و قاموس ها تبيين كرده است و ريشه هر كلمه را با تحقيقات زبان شناسانه مورد مطالعه قرار داده است.
سپس به شرح دعا با توجّه به منابع كهن و آيات قرآنى و روايات شيعى روى آورده, به مناسبت, حكايت هايى را ذكر كرده و يا از اشراقات خويش و خاطرات شهودى و مكاشفات شخصى, سخن رانده است.
مؤلّف, مطالب خويش را گاه به زبان فارسى و گاه به زبان عربى در قلم آورده, نقل قول ها و احاديث را نيز به همان زبان عربى و بدون ترجمه باقى گذارده است; پس در حقيقت, نثر او را به خاطر اختلاط اين دو زبان, بايد (ملمّع) بدانيم. سبب انتخاب اين روش توسّط او علاوه بر طبع آزمايى در زمينه عربى نويسى, پنهان داشتن رموز و اسرارى است كه در زمينه هاى عرفانى بر آن دست يافته است و در رساله خويش درج كرده است.
پايان نگارش اين شرح ـ چنانچه در پايان نسخه مورد استفاده در اين چاپ آمده ـ هجدهم شعبان سال ١٣٣٦ ق است, امّا در مصادرى ديگر, پايان اين تأليف را به سال ١٣٤٩ ق نيز ذكر كرده اند(سيدمحمود مرعشى; المسلسلات فى الإجازات; ج ٢, ص ٣٢ و آقابزرگ تهرانى; الذّريعه; ج ١٨, ص ٣٤٦). كه البتّه با عنايت به نسخه خطّى موجود, اشتباه مى نمايد.
منبع اصلى مؤلّف در شرح دعاى سمات, كتاب صفوةالصّفات از مرحوم كفعمى است كه تا كنون به چاپ نرسيده است.
از سويى, شرح دهكردى بر دعاى سمات, خود به عنوان شالوده كارِ شادروان آيت اللّه محمّدحسن ميرجهانى در تأليف كتاب روائح النّسمات در شرح دعاى سمات قرار گرفته است.
شرح دهكردى, سه نسخه خطّى دارد:
١. كتابخانه مسجد اعظم قم, شماره ٣٤٥ به خطّ ثلث در ٩٨ صفحه, با حواشى و علامات تصحيح و مقابله و بلاغ, كتابت محمدعلى بن محمّدرفيع از بازماندگان ميرزا رفيعاى نايينى در روز يكشنبه آخر دهه اوّل صفر ١٣٥٢ ق.
٢. كتابخانه شخصى على اكبر نهاوندى در مشهد, كتابت عبدالرّحيم بن عبدالكريم بحرانى قمشه اى در ١٣٦٤ ق, بدون شماره.
٣. كتابخانه شخصى خانواده مؤلّف, بدون شماره.
در چاپ پيش رو, نسخه خطّى شماره ٣٤٥ از كتابخانه مسجد اعظم قم مورد استفاده قرار گرفته, اصلاح كلماتى كه بر اثر اشتباه كاتب, به گونه اى ناصحيح ضبط شده است, با استفاده از قلاّب ([ ]) انجام شده و يا در متن صورت پذيرفته, و در پاورقى به اصل كلمه موجود در نسخه اشاره رفته است.
بخش هاى پايانى كتاب كه از ترجمه فارسى كتاب مقدّس نقل شده است, به اصل متن مراجعه شده, افتادگى هاى نسخه, تكميل گشته است و در حقيقت, منبع اصلى را اساس قرار داده است.
همچنين محل ّ آيات و مرجع موارد مجهول: نُقل, قى لَ, بعض و… استخراج شده, در پاورقى ها آمده است. روايات, احاديث شريف, جملات منقول, امثال, ابيات و اشعار و كلمات بزرگان نيز همگى در كهن ترين متون مورد دسترس, مأخذيابى شده است. حواشى گران ارج شارح محترم, عيناً و با حفظ امضاهاى مختلف موجود در نسخه درج شده, از ديگر پاورقى ها مشخّص و متمايز گشته است.
گفتنى است گاه آيات قرآنى به سبب تكيه مؤلّف بر ذهن و يا اشتباه كاتب, با تغييراتى ثبت شده است; در اين باره به دو صورت عمل شده است:
در مورد اذكار و اوراد, آنچه در اصل نسخه بوده, عيناً آمده و در پانوشت, به صورت اصلى آيه شريفه, اشاره رفته است. اين شيوه در مورد جملاتى كه مؤلّف با تركيب و اقتباس از آيات قرآنى ساخته است نيز دنبال شده است.
آن جايى كه پيش از آن, كلمات (قوله تعالى ), (قال اللّه تعالى ) و… به چشم مى خورد, متن بر اساس قرآن مجيد اصلاح شده, در پاورقى به صورت مندرج در نسخه خطّى اشارت رفته است.
كلمات و جملات عربى اعراب و حركت گذارى شده, سوتيترهايى براى تقسيم مطالب و كمك به خواننده, در نظر گرفته شده است.

محمّدرضا زادهوش
شرح دعاى ندبه, منتخب النّخبة فى شرح دعاء النّدبة; سيّدجمال الدّين صهرى; به تحقيق سيّدمحمّد نظام الدّين; چاپ اول, اصفهان: مهر قائم, ١٣٨٧ش, ١٧٦ص, وزيرى.
آشنايى با مقام شامخ امامت, به عنوان امتداد سلسله نبوّت و شناخت امام, به عنوان وارث ميراث انبياء, يكى از معارف ارزشمندى است كه فصل مميّز بين شيعه اماميّه و ساير مذاهب دين اسلام به شمار مى رود. تشريح اين اصل مهم ّ اعتقادى, توجّه به امام زمان و تمركز روح و جان, به آن جان جهان, پيام عمده دعاى (ندبه) است.
شمار فراوانِ شروح نگاشته شده بر اين دعاى شريف, جايگاه اين دعاى شريف را روشن مى كند. ويژگى هاى قديم ترين شرح ها بر اين دعا را اين گونه يافته ايم: شرح مولى رفيع گيلانى (قرن ١٢ ق) كه در سال ١١٥٣ ق كتابت شده است (آقا بزرگ تهرانى; الذريعه; ج ٢٦, ص ١٩٧). شرح صدرالدّين, سيّدمحمّد بن نصيرالدّين محمّد طباطبايى يزدى (م١١٥٤ ق) (چاپ يزد, [بى نا], [بى تا])( ر. ك. به: على اكبر مهدى پور; با دعاى ندبه در پگاه جمعه; ص ١٩٧).
مرحوم آيت اللّه حاج سيّدجمال الدّين صهرى يكى از شارحان دعاى ندبه است. اين حكيم فرزانه و خطيب شهير, در سال ١٢٨٢ خورشيدى در شهرستان خمينى شهر از توابع اصفهان پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش علاّمه سيّد محمّدجعفر از علماى بنام و از شاگردان ممتاز آيت اللّه العظمى سيّدمحمّدباقر درچه اى بود كه تأليفاتى هم از دروس آن بزرگوار در مباحث الفاظ و استصحاب و حجّيّت ظن ّ به دست خطّ خود باقى گذارده است. نسَب سيّدجمال الدّين با نُه واسطه به ميرداماد مى رسد.
مرحوم صهرى, پس از مدّتى راهى حوزه اصفهان شد و در مدرسه نيم آور سُكنا گزيد و از محضر بزرگان حوزه اصفهان, همچون ميرسيّدعلى آقا نجف آبادى, سيّدمهدى درچه اى, ميرزا احمد مدرّس اصفهانى, محمّدعلى معلّم حبيب آبادى, شيخ على يزدى, شيخ عبّاس على اديب حبيب آبادى, محمّد حكيم, محمود مفيد و جلال الدّين همايى بهره جست(اكرم مالكى; (شرح مختصرى از زندگانى خطيب اديب, حجت الاسلام حاج سيّد جمال الدّين صهرى), فصل نامه فرهنگ اصفهان, تابستان ١٣٨٥ ش, ش ٣٢, ص ٦٨).
بدين ترتيب, دروس ادبيات فارسى و عربى, فقه و اصول, فلسفه و منطق, حكمت و كلام, رجال و انساب, نجوم و هيأت را فراگرفت و آن گاه به تشويق استادان خود, راهى حوزه نجف شد. دروس خارج را از محضر علماى آن خطّه, از جمله آيت اللّه العظمى سيّدابوالحسن مديسه اى اصفهانى و آيت اللّه العظمى سيّدمحسن حكيم آموخت.
وى به خاطر بيان گرم و نفسِ گيرايى كه داشت و به تشويق آيت اللّه سيّدابوالحسن اصفهانى وارد سنگر وعظ و خطابه شد. چيزى نگذشت كه جذّابيت و پربارى بيان وى, شهرت و رسميتى عالم گير به خود گرفت; به گونه اى كه وى را براى سخنرانى به نقاط مختلف ايران, دعوت مى كردند.
اندك اندك, سخنرانى هاى او به خارج از ايران هم كشيده شد: عراق, كويت, سوريه, اردن, عربستان و لبنان كه با تسلّط به زبان عربى, سخنرانى هاى پرمايه اى در آن بلاد ارائه كرد. اين دوره, حدود سى و پنج سال به طول انجاميد, و اين به سبب زبان شيوا, بيان گويا, ارائه مطالب پرمحتوا و مخصوصاً سوز دل و خلوصى بود كه در وجود او تبلور يافته بود.
وى با تشويق مردم و جذب كمك هاى مالى آنان, بانى بناها و آثار فراوانى در بلاد شد; از جمله حسينيه اصفهانى ها در كربلا, مشهد, كرمانشاهان; مسجد خمينى شهرى ها در آبادان; مؤسّسه خيريّه و كتابخانه احمديّه در اصفهان; تأسيس هيئت هاى مذهبى در تهران, اصفهان, خمينى شهر و… .
بسيارى از سخنرانى هاى معروف او به دليل نبود امكانات, ضبط نشده است, يا كيفيّت خوبى ندارد. سرآمد اين خطابه ها, شرح خطبه حضرت سيّدالسّاجدين, شرح خطبه حضرت زهرا و خطبه حضرت زينب (س) است(سيدحسن نوربخش; آرشيو نوارهاى سخنرانى بزرگان اصفهان).
او غير از بيان رسا, از قلمى روان و شيوا, خطّى خوش و زيبا و طبعى لطيف و پويا برخوردار بود;
از جمله آثار علمى او, مى توان به احوال و زندگانى چهارده معصوم(ع) اشاره كرد. نيز الفيّه صهرى, شامل هزار بيت شعر در موضوعات اخلاقى, اجتماعى و اعتقادى و دفترى كوچك, شامل اشعار مختلفى از مراثى و مولوديه ها و مدايح وجود دارد كه در اوان جوانى, سروده است.
او كتابى نيز در شرح دعاى ندبه تأليف كرده, نسخه دست نويس كتاب را در اختيار يك مؤسّسه انتشاراتى قرار داده بود كه متأسّفانه, مفقود شد. او دوباره به بازنويسى شرح دعاى ندبه پرداخت كه متأسّفانه ناتمام ماند و اكنون همين شرح, با تحقيق و تعليق به چاپ سپرده شده است.
سرانجام اين مرد بزرگ, در تاريخ ١٣ تيرماه ١٣٤٧ خورشيدى در سن ّ ٦٥ سالگى بر اثر عارضه قلبى بدرود حيات گفت. مردم با تشييعى بى سابقه, با طى ّ مسافتى حدود ٢٢ كيلومتر, پيكرش را بر دوش خود حمل كردند و از مسجد سيّد اصفهان به مقبره خانوادگى, واقع در خمينى شهر انتقال دادند و پس از اقامه نماز ميّت به امامت مرحوم حضرت آيت اللّه العظمى بهبهانى(ره), در آن جا به خاك سپردند(مجله سپاهان, سال دهم, مرداد ١٣٤٧ ش, ش ٩٦, ص ٣).
مرحوم صهرى در نگارش شرح دعاى ندبه, از منابع تفسيرى, استفاده فراوانى كرده است; به ويژه تفسير مجمع البيان و تفسير برهان و گاهى نيز از تفاسير عامّه, بهره برده است. منابع روايى مورد استفاده وى, عمدتاً كتاب شريف احقاق الحق, تصنيف شهيد قاضى نوراللّه شوشترى است.
محقّق در ادامه روش مصنّف و در جهت تكميل يا توضيح مطالب, مواردى را در پاورقى ها افزوده است, به اين اميد كه خواننده اين شرح, به استحكام و قوّت مطالب و دلايل شارح فقيد, بهتر و بيشتر پى برد و ريشه دار بودن اين معارف را ـ حتّى در منابع روايى و حديثى مذاهب اهل سنّت ـ مشاهده كند. در اين ارجاعات و تعليقات, اين موارد صورت پذيرفته است: نشانى آيات مذكور در متن, مشخّص شده است; اگر مصنّف, آيه اى را بدون ترجمه نقل كرده, ترجمه فارسى آن, از قرآن كريم با ترجمه آيت اللّه ناصر مكارم آورده شده است; احاديث و رواياتى كه به اجمال يا تفصيل در متن آمده اند, همگى مأخذيابى شده, و مآخذ آنها در منابع قابل دسترس, ذكر گشته است.

محمّدرضا زادهوش


معرفى هاى گزارشى
آنچه در پى مى آيد گزارشى است وصفى و گاه تحليلى از پژوهش هاى خاورشناسان عرضه شده در بيست و دومين نمايشگاه بين المللى كتاب در تهران.
دوست عزيز ما حضرت حجت الاسلام سيدمجيد پورطباطبايى به شناسايى و شناساندن اين مجموعه همت ورزيده اند. در تهيه اين گزارشها, سركار خانم طاهره قائمى اميرى و سركار خانم مريم علوى و آقاى على رحيم لو وى را يارى رسانده اند. از جناب پورطباطبايى و همكاران و همراهانشان كه اين مجموعه را در اختيار آينه پژوهش قرار دادند; سپاسگزاريم و اميدواريم اين آگاهى ها خوانندگان ارجمند را سودمند افتد.
واللّه من وراء القصد

آينه پژوهش
طلوع در مدينه
زكريا بشير; چاپ اول, بنياد اسلامى, ١٩٩٠, تجديد چاپ١٩٩٨, ٢٣٢ ص.
دكتر زكريا بشير معاون رئيس دانشگاه جوبا در سودان است. وى در دانشگاه هاى خارطوم, درهام انگلستان و پيتس بورگ آمريكا تحصيل كرده است و وزير ايالتى و رئيس كميته پارلمانى تحقيقاتى عالى علمى و آموزشى است. از او تا كنون كتاب هايى چون مكه در آزمونى سخت (١٩٧٨), روايت هجرت و اهميت آن (١٩٨٣), جنبه هاى فلسفى مقدمه ابن خلدون به زبان عربى (١٩٨٥), آراى غزالى پيرامون فلسفه قرآنى به زبان عربى (١٩٨٩) و العين (١٩٨٩) به چاپ رسيده است.
بنياد اسلامى سازمانى آموزشى پژوهشى است كه با هدف گسترش آگاهى هاى اسلامى تأسيس شده است. اين بنياد شامل واحدهاى تحقيقاتى در زمينه هاى مختلف اسلامى است و عهده دار چاپ كتب ها و مجلات اسلامى در اروپاست.
اين كتاب دنباله كتاب هاى مكه در آزمونى سخت و روايت هجرت و اهميت آن از همين نويسنده است. ايشان با چشم اندازى جديد به بررسى شخصيت هاى جامعه مدينه, طبيعت آن جامعه و چگونگى استقرار دولت پيامبر در آن محيط مى پردازد.
نويسنده با توضيحاتى روشن به حوادث تكان دهنده ده سال حضور پيامبر در مدينه اشاره مى كند و به ابعادى چون خانواده پيامبر و ابعاد اجتماعى و سياسى دولت اسلامى مدينه با شرح بعضى از جزئيات مى پردازد.
بخش اول كتاب به بررسى مبانى جامعه پيامبر(ص) مى پردازد و در اين خصوص به هفت مبنا اشاره مى شود: ١. ابعاد قرآنى; ٢. ساختن مسجد پيامبر; ٣. شخصيت پيامبر; ٤. اساسنامه برادرى در بين مسلمانان; ٥. استقرار نماز جماعت; ٦. دولت مسلمانان; ٧. شكل گيرى نيروى نظامى اسلامى.
ذيل هريك از مبانى هفت گانه فوق, توضيحات كافى در كتاب ذكر شده است.
بخش دوم كتاب, شواهد دولت پيامبر نام دارد و در فصل سوم به بررسى جنبه هايى از زندگى شخصى و خانوادگى پيامبر مى پردازد. در اين فصل, به خانواده پيامبر, تعدد زوجات آن حضرت, ازدواج با عايشه, ازدواج با زينب بنت حجش, اوقات فراغت پيامبر, نقش زنان مسلمان در جامعه پيامبر, عايشه, همسران ديگر پيامبر, نصيبه بنت كعب, شخصيت و نقش اسماء بنت عميس, ابوبكر, ام سليم, حجاب و نقش زنان مسلمان, ملاقات پيامبر با يك عروس و نتيجه گيرى نويسنده از اين مطلب كه اگر اين روايت درست باشد, نشانه آزادى روابط بين زن و مرد و اختلاط آنان در زمان پيامبر است, پرداخته مى شود.
فصل چهارم به بررسى ابعاد اجتماعى اقتصادى دولت پيامبر مى پردازد و در اين بخش, برخى مفاهيم اوليه چون مبشر بودن پيامبر به عنوان حاكم اسلامى و دستورات قرآنى و مفهوم زن و حجاب مطرح مى شود.

سرگذشت قرآن: تاريخچه و جايگاه قرآن در زندگى مسلمانان
اينگريد ماتسون; نشر بلك ول, ٢٠٠٨ ميلادى, ٢٦٢ ص.
نويسنده كه استاد مطالعات اسلامى مركز مك دونالد است, مقالات متعددى در زمينه اسلام پژوهى به نگارش درآورده است. وى مسافرت ها و سخنرانى هاى زيادى در اين حوزه داشته است و رئيس جامعه اسلامى شمال امريكاست.
اين كتاب در تلاش است تأثير حياتى قرآن بر همه ابعاد زندگى مسلمانان را به تصوير بكشد: روابط فردى, فرهنگ جمعى, حقوق, هنر, معمارى, جنبش هاى سياسى, علوم و ادبيات در زندگى مسلمانان برگرفته از قرآن است.
طرح روى جلد, تصوير بانويى با حجاب اسلامى در مسجد امام اصفهان است. كاشى كارى هاى اسلامى و سنتى و زلاليت و شفافيت آب حوض مسجد كه نماى مسجد در آن منعكس شده است, مى تواند نشان از ديد مثبت نويسنده به نمادهاى اسلامى باشد.
كتاب شامل شش فصل است: ١. خداوند با بشريت سخن مى گويد; ٢. پيامبر پيام خدا را به مردم مى رساند; ٣. صدا و تلسم; ٤. كلمات مقدس: قرآن و فرهنگ; ٥. منظور حقيقى خداوند از آيات قرآن: تفسير قرآن; ٦. نتيجه گيرى.
نويسنده به ديدگاه مسلمانان در خصوص ضرورت تفسير آيات قرآن توسط متخصصان اشاره مى كند و بر اشتباه گروهى از اسلام شناسان غربى كه با تفسير به رأى, بدون ديدگاه تخصصى به نقد آن مى پردازند تأكيد مى كند.
كتاب همچنين حاوى تصاويرى از فعاليت هاى اسلامى مسلمانان در قسمت هاى مختلف جهان است.
در ضميمه اى در قسمت پايانى كتاب, برخى واژگان تخصصى اسلام و يا اسامى خاص در حد چند سطر توضيح داده شده است.
در بخش اول, نويسنده به ريشه هاى تفكر تاريخى قدمت شهر مكه, زبان عربى, جاهليت, دوران فقدان قانون و اخلاق, دوران زندگى حضرت محمد پيش از پيامبرى و دوران پيامبرى حضرت محمد(ص), در قسمت هاى مجزا مى پردازد.
در فصل دوم به آياتى از قرآن در خصوص وحدانيت خداوند, آياتى درباره عبوديت و بندگى خداوند, استقرار دولت در مدينه توسط پيامبر و آيات مربوط به آن, پرداخته مى شود.
به طور كلى اين كتاب تلاش دانشگاهى خانم اينگريد ماتسون است كه به عقيده بسيارى از استادان دانشگاه, به اهداف خود كه شناسايى جايگاه قرآن در زندگى مسلمانان است, نزديك شده است.

رو به سوى اسلام در مطالعات دينى
Approaches to islam in Religious Studies
به تصحيح: ريچارد. سى. مارتين
(Richard C.Martin)
اين كتاب, شامل مجموعه مقالاتى در مورد اسلام و تفكرات اسلامى است كه در شش بخش دسته بندى شده اند:
ـ متون دين (قرآن) و پيامبر;
ـ عبادات و جامعه;
ـ مذهب و جامعه;
ـ تحقيق و تفسير;
ـ چالش و نقد;
ـ منابع اطلاعاتى و مراجع.
گفتنى است اين كتاب در انگلستان چاپ شده است. در يك نگاه مى توان ديد كه ناشران اين كتاب, در پى بيان معارف دينى و تبيين ديدگاه هاى اسلامى نبوده اند و به تمامى مواردى كه طرح كرده اند, نگاهى مغرضانه و در بهترين حالت جاهلانه داشته اند.
بخش سوم اين كتاب با عنوان (مذهب و جامعه) اين گونه آغاز مى شود: (تأثير دين بر اجتماع و تأثير عوامل اقتصادى ـ اجتماعى بر دين, از زمان فعاليت هاى پيشگامانه ماكس وبر و كارل ماركس, توجه تاريخ پژوهان و دانشمندان علوم اجتماعى را به خود جلب كرده است.… آيا يك (مذهب مدنى) در امريكا وجود دارد كه خط مشى همگانى را شكل دهد و موضوع مطرح اجتماعى باشد؟ آيا امريكا با ارج نهادن به نقش علماى شيعه در ارزيابى منطقى رشد نابه هنجار بنيادگرايان در جوامع صنعتى و غيرصنعتى در دهه هاى گذشته, به خطا رفته است؟).
با بررسى همين خطوط و دقت در نحوه انتخاب كلمات و عبارات و جملات, مى توان به ديدگاه نويسندگان و ناشران اين كتاب پى برد و به جاى (روبه سوى اسلام در مطالعات دينى) كه عنوان اين كتاب است, مى توان عنوان (هجوم به سوى اسلام از طريق مطالعات ضد دينى) را براى آن برگزيد كه البته اين هجوم نه به آشكارى عنوان مطرح شده, بلكه به نرمى و در خفاست.
مطالعه اين كتاب, شديداً به صاحب نظران و اسلام شناسان توصيه مى شود; اطلاع ازحركت ها و ديدگاه هاى اسلام شناسان غربى كه شناختشان در حقيقت برايشان وسيله اى جهت تخريب و تدليس است, از جمله مسئوليت هاى مسلمانان صاحب رأى و نظر است تا… . از سوى ديگر, به دانش پژوهان نه چندان كهنه كار و آزموده در مباحث اسلامى, مطالعه اين كتاب, چندان توصيه نمى شود.

اعتقادات مسلمانان
جان بوكر, انتشارات وان ورلد, چاپ ١٩٩٥ ميلادى, ١٨٦ ص.
جان بوكر عضو دانشكده گرشام لندن و استاد دانشگاه ايالت كاروليناى شمالى است. وى سرويراستار هيئت تأليف فرهنگ لغت اديان آكسفورد است و كتاب هاى بسيارى در زمينه مطالعات مذهبى از او به چاپ رسيده است.
فصل اول, وحى, قرآن و مبانى اسلام نام دارد و به نگاه اسلام به صلح, عدم اجبار در پذيرش دين, قدرت خلفا در نگاه شيعه و سنى, آنچه اسلام مجاز شمرده و آنچه ممنوع كرده است و مسائلى از اين دست, اختصاص دارد.
فصل دوم, به تفاسير قرآن, بانكدارى و سود اسلامى, سرقت, زنا و جرايم مربوط به آن و هم جنس گرايى مى پردازد.
فصل سوم, مسلمانان و غيرمسلمانان: دولت و جنگ مذهبى, اديان ديگر, ارتداد و خيانت نام دارد. جوامع مسلمان و دولت اسلامى, قلمرو اسلام و قلمرو جنگ, جنگ مقدس, حمايت از اهل كتاب, موقعيت مسيحيان, موقعيت هندوها, كيفر ارتداد در اسلام, آيات شيطانى, موقعيت بهائى ها و احمديه و ماهيت طبيعت بشرى, از مباحث مورد بحث در اين فصل است.
فصل چهارم به جايگاه زن و موقعيت او اختصاص دارد و به مباحثى چون زن و مرد, نقش زنان, حجاب, قدرت مردان, كتك زدن زنان, چند همسرى, طلاق و حقوق زن مى پردازد.
فصل پنجم به آموزش و اهميت آزادى بيان و حق سؤال و جواب اشاره مى كند. در اين بخش, به اهداف آموزش, آموزش در قرآن, گستره آموزش اسلامى, ارزش آموزش و پرورش, مدارس مسلمانان, جداسازى دختران و پسران در نظام آموزشى, نگاه سكولار و اسلام, آدم و حوا و تكامل و گروگان گيرى در اسلام مى پردازد. در بخش اصلاحات پايان كتاب, برخى از لغات تخصصى دين اسلام چون اذان, اهل كتاب, فتوا, فقه و فطرت توضيح داده شده است.

تفسير قرآن, براساس نظريه هاى معاصر
عبداللّه سعيد, انتشارات راتلج, چاپ: ٢٠٠٦ ميلادى, ١٩٢ ص.
چگونگى تفسير قرآن براساس نياز جامعه امروز و نياز مسلمانان جوامع نوين, هدف اصلى اين كتاب است. عبداللّه سعيد با بررسى ديدگاه هاى رايج معاصر درباره تفسير قرآن, به تفسير هريك از ديدگاه ها و تأثير آن در فهم قرآن مى پردازد و با بيان نظريه اى نوين, سعى در رسيدن به نوع جديدى از تفسير دارد كه با نيازهاى روز مسلمانان و جوامع جديد آنان انطباق داشته باشد.
عبداللّه سعيد استاد عربى و مطالعات اسلامى و رئيس مركز مطالعات اسلام معاصر دانشگاه ملبورن استرالياست. وى داراى تأليفات وسيعى در حوزه مطالعات اسلامى است كه برخى از آنان عبارتند از: ديدگاه هاى قرآنى در اندونزى معاصر (٢٠٠٥), آزادى دين و ارتداد از ديدگاه اسلام (٢٠٠٤), اسلام در استراليا (٢٠٠٣), اسلام و مشروعيت سياسى (٢٠٠٣), بانكدارى اسلامى (١٩٩٩).
فصل اول كتاب شامل مقدمه كتاب است. در فصل دوم كتاب به ديدگاه هاى تفسيرى پرداخته مى شود كه شامل نگاهى دوباره به تفاسير سنتى, تفسير در دوران مدرن, تأكيد بر عقل گرايى در تفسير, تأكيد بر ضرورت نگاه جديد به قرآن, انتقاد به تحديد قرآن به مضمون ظاهرى, متناسب ساختن مفاهيم قرآن با نيازهاى مسلمانان معاصر و بخش هاى ديگر است.
وحى و تفسير, عنوان فصل سوم اين كتاب است و شامل ديدگاه مردم پيش از اسلام پيرامون وحى, وحى: صحبت خداوند به زبان انسان, صحبت خداوند با انسان از سه طريق, قرآن به عنوان وحى الهى, كلام محاوره اى و كلام مكتوب و ماهيت وحى است.
تفسير سنتى و متن گرا, عنوان فصل چهارم كتاب است. در اين فصل به مباحثى چون وثاقت تفسير سنت گرا, تفسير قرآن به قرآن, تفسير قرآن به وسيله پيامبر, تفسير قرآن توسط صحابه و تفسير قرآن توسط تابعين پرداخته مى شود.
تفسير بر مبناى عقل در فصل پنجم كتاب مورد بررسى قرار مى گيرد و ذيل اين قسمت, مباحثى چون تفسير و تأويل, طرفداران تفسير بر مبناى عقل, نياز به تفاسير عقل گرا, ملاحظات زبان شناختى, ملاحظات قانونى, آراى شخصى در تفسير, آيا تفاسير عقل گرا هميشه مفيدند؟ مطرح مى شود.
فصل ششم به سهولت قرائت قرآن مى پردازد و جزئيات اين مسئله در اين فصل مورد بررسى قرار مى گيرد.
فصل هفتم به ابطال و تفسير دوباره برخى از آيات قرآن مى پردازد و آيات فاسخ و منسوخ و مفاهيم مربوط به آن را مورد بررسى قرار مى دهد.
فصل هشتم به قرابت معنايى تفاسير با متن قرآن اشاره مى كند و فصل نه به دشوارى هاى معنايى و شناخت آنها وابسته است. فصل ده به تشخيص شرايط اجتماعى و تاريخى به هنگام تفسير و راه هاى آن مى پردازد.
فصل يازدهم درباره متون اخلاقى ـ حقوقى و سلسله مراتب ارزش ها و فصل دوازدهم به جمع بندى موارد ذكر شده در فصول قبلى و نتيجه گيرى مى پردازد.
u علم القرآن: مقدمه اى بر علوم قرآنى
احمد وان دنفر; انتشارات مركز مطالعات اسلامى, چاپ: ٢٠٠٧ ميلادى, ٢٠٠ ص.
كتاب علم القرآن, مقدمه اى است بر علوم قرآنى; به عبارت ديگر توسعه مبانى و زيرشاخه هاى آگاهى هايى است كه به دانش هاى قرآنى و فهم قرآن مرتبط است و براى فهم قرآن لازم و ضرورى است. آنچه مبرهن است اينكه علم القرآن در زمان حيات پيامبر شروع شد و از آن زمان تا كنون كتاب هاى بسيارى به زبان هاى مختلف در بين مسلمانان نوشته شده است, ولى طبق آنچه در كتاب آمده است, تا كنون هيچ كتابى در اين زمينه به زبان انگليسى نوشته نشده است و اين, اولين كتاب به زبان انگليسى در اين زمينه است. افرادى كه با زبان عربى آشنايى ندارند و خواندن كتاب هايى چون الاتقان براى آنان دشوار است, مى توانند از اين كتاب مختصر و قابل فهم استفاده كنند. مفاهيمى چون معناى وحى, تاريخ و انتقال متن قرآن, اسباب النزول, تفسير و مانند آن در اين كتاب شرح مى شود.
احمد وان دنفر نويسنده اين كتاب در سال ١٩٤٩ در آلمان متولد شد. وى در رشته انسان شناسى اجتماعى و اسلامى تحصيلات خود را تكميل كرد و در فاصله سال هاى ١٩٧٨ـ١٩٨٤ به عنوان پژوهشگر و محقق بنياد اسلامى مشغول فعاليت بود. وى هم اكنون در مركز اسلامى مونيخ آلمان مشغول كار است. از ديگر آثار او مى توان به ترجمه جديدى از قرآن به زبان آلمانى اشاره كرد.
فصل اول اين كتاب, قرآن و وحى نام دارد و شامل قسمت هايى تحت عنوان وحى و كتاب هاى مقدس قبل از قرآن, قرآن, حديث, حديث قدسى, وحى و چگونگى نزول آن بر حضرت محمد و آغاز وحى است.
فصل دوم, انتقال وحى قرآنى نام دارد و به مباحثى چون انتقال شفاهى يا نگهدارى از طريق حافظه, انتقال متن مكتوب, متن مكتوب در زمان رسالت حضرت محمد يا مصحف صحابه و مصحف عثمان مى پردازد.
قرآن و نسخ چاپى و خطى, عنوان سومين فصل از اين كتاب است و زير فصل هايى چون دست نوشته هاى قرآنى, دست نوشته هاى اوليه, نسخ خطى قديمى قرآن و قرآن هاى چاپى را دربر مى گيرد.
شكل, زبان و شيوه قرآن, مفهومى است كه در فصل چهارم اين كتاب مورد بررسى قرار مى گيرد و شامل تقسيمات متن, زبان و كلمات, شكل ادبى و شيوه, محكمات و متشابهات است.
دريافت متن, عنوان پنجمين فصل اين كتاب است و شامل قسمت هايى تحت عنوان وحى هاى مكى و مدنى, اسباب النزول, ناسخ و منسوخ, گوناگونى شيوه ها و اختلاف قرائات مى شود.
فصل ششم به تفسير متن مى پردازد و شامل توضيح مفاهيمى تحت عنوان تفسير, انواع و مبانى آن, ادبيات تفسير و ترجمه قرآن مى شود.
فصل هفتم به برخى مسائل مربوط به اين حوزه, چون قرآن به عنوان يك معجزه, قرآن و علوم و قرآن و شرق شناسان اختصاص داد.
فصل هشتم و آخرين فصل اين كتاب, به قرائت و مطالعه قرآن مى پردازد و شامل مباحثى چون آداب قرآن, تلاوت قرآن, حفظ قرآن, ضبط قرآن در نوارهاى كاست و… و چگونگى مطالعه قرآن است.

اسب كربلا: توسعه زندگى مسلمانان هند
ديويد پين آلت; انتشارات: پال گريو, چاپ: اول: فوريه ٢٠٠١ ميلادى, امريكا, ٢٥٧ ص.
نويسنده در فاصله سال هاى ١٩٨٩ـ ١٩٩٩ هفت سفر تحقيقاتى به جنوب آسيا داشته است; سفرى به لاهور پاكستان براى مشاهده مكان هاى مقدس صوفيان و سفرى هم به سريلانكا براى بازديد از مكان هاى زيارتى بوداييان. ايشان استاد مطالعات مذهبى دانشگاه سانتاگلارا و نويسنده كتاب هاى شيعيان و تكنيك هاى داستان گويى در شب هاى عربى در سال ١٩٩٢ است.
نويسنده كه يك مسيحى كاتوليك است, در سفرهاى بعدى به قصد بررسى آداب و رسوم مذهبى مسلمانان هند به ويژه مراسم محرم و عزادارى آنان, به سه منطقه حيدرآباد, دارجلينگ و لدخ مى روند. تصاويرى از نحوه عزادارى مردم اين مناطق و تصاويرى از كتاب هاى مذهبى آنان ضميمه صفحات آغازين كتاب است. نويسنده در متن كتاب, ضمن اشاره كوتاهى به حادثه كربلا در قرن هفتم ميلادى و شهادت امام حسين(ع) به روايتى خبرنگارانه در بين مردم مى پردازد و به طور مستقيم با بيان سؤال هايى در پى رسيدن به عمق احساسات مردم در جريان مراسم عزادارى است. به گزارش ايشان, عزادارى در حيدرآباد بيشتر در قالب نوحه خوانى و استفاده از اشعر و زنجيرزنى است (زنجيرهايى كه در انتهاى آنها تيغ تعبيه شده است).
در شروع فصل دوم, به ذكر وقايع تاريخى مقارن وفات پيامبر اسلام و پيدايش فرقه شيعه پرداخته مى شود و در ادامه به ماجراى امتناع بيعت امام حسين با يزيد و درگيرى دو سپاه در كربلا ـ محلى در جنوب غربى بغداد ـ مى پردازد و با ذكر چگونگى محاصره سپاه امام حسين, تشنگى و گرسنگى كودكان و اقدام عباس(ع) برادر ناتنى امام حسين(ع) براى آبرسانى به كودكان و شهادت ايشان و شهادت امام حسين و افشاگرى زينب(ع), به تفاوت ديدگاه تاريخ طبرى و شيعيان در مورد آگاهى امام از پيروزى و شكست در اين نبرد مى پردازد.
طبق تاريخ طبرى كه در قرن نهم ميلادى تأليف شده است, حسين(ع) بدون اطلاع از شكست و محاصره و شهادت, اقدام به مهاجرت به كوفه كرد, ولى شيعيان معتقدند امام با علم به شهادت و اسارت همراهانش, اقدام به ترك مكه كرد; به علاوه شيعيان معتقدند: به جهت اين ايثار بزرگ, به حسين(ع) و فرزندان او و فاطمه مادر او حق شفاعت داده شده است و شيعيان بر اين باورند كه فاطمه از بهشت هبوط مى كند و در هر مجلسى كه شيعيان به بزرگداشت ياد فرزند او مى پردازند, حضور پيدا مى كند. نويسنده در ادامه چنين مى آورد: شيعيان در هند در اقليت ها هستند; چرا كه كل مسلمانان هند يازده درصد از كل جمعيت هنديان را تشكيل مى دهند و شيعيان هم حدود ده درصد مسلمانان هند هستند. نويسنده به شرح حضور در مكان مقدس متعلق حضرت عباس و به شرح مراسم قمه زنى و ازدحام جمعيت مى پردازد و از شدت شلوغى و گرما و بوى نامطبوع خون, حالش به هم مى خورد و با كمك همراهش اختر از جمعيت بيرون كشيده مى شود.
نويسنده خودش را در بين جمعيت به چوب پنبه اى در جريان حركت يك رودخانه تشبيه مى كند و بارها تعادل جسمى او به هم مى خورد و احساس نفس تنگى مى كند. براى نويسنده, صحنه هاى ريختن خون در مراسم قمه زنى و زنجيرزنى و ديدن نوجوانان سپيدپوش كه لباسشان به خون سر و بدنشان آغشته شده است, بسيار عجيب است.
در قسمت هاى بعدى, نويسنده به بررسى نقش زنان در ادبيات دعايى شيعه مى پردازد. در فصل ششم در قسمت (لدخ) به بررسى ادبيات دعايى و اعتقادات مربوط به ذوالجناح, اسب امام حسين در كربلا مى پردازد.
در فصل هشتم به بررسى مراسم عزادارى و شيعه و تفاسير نويى از مفهوم شفاعت در ديدگاه شيعيان پرداخته مى شود. فصل نهم نيز به توضيح زمان برگزارى مراسم مذهبى شيعيان در لدخ مى پردازد كه توسط تقويم منطقه البروج مشخص مى شود.
و قسمت آخر كتاب نيز به بررسى آموزش فرهنگ شيعى در كلاس هاى امريكا مى پردازد.

مقدمه اى بر قرآن
عبداللّه سعيد; انتشارات: راتلج, چاپ: ٢٠٠٨ ميلادى, ٢٦٨ ص.
قرآن چيست؟ از كجا آمده است؟ مسلمانان در گذشته چگونه با آن برخورد مى كردند و امروزه نسبت به آن چه ديدگاهى دارند؟ برخورد قرآن با پيروان اديان ديگر ابراهيمى, چون يهوديت و مسيحيت چگونه است؟
اين كتاب درصدد است به پرسش هاى فوق پاسخ گويد. اين كتاب مقدمه اى ضرورى براى همه دانشجويانى است كه علاقه مند به آموزه هاى بيشتر در زمينه هاى قرآنى هستند. عبداللّه سعيد به جنبه تفسيرى و تاريخى در دوره پيش از مدرن و مدرن مى پردازد. در اين كتاب به مباحث اصلى قرآن, چون خداوند, خلقت, نبوت, تفسير و تأثيرات دانشمندان غربى مى پردازد.
اين كتاب براى هر دو گروه دانشجويان مسلمان و غيرمسلمان نوشته شده است و شامل اصطلاحات كامل و خلاصه اى مفيد براى هر فصل و متن هاى پيشنهادى براى مطالعات بيشتر است.
در اين كتاب به قرآن و سياق عبادات, وحى و قرآن, ماهيت وحى, اشكال وحى در متن اسلامى, وحى: سخنان خداوند به زبان مردم, قرآن, وحى الهى, كلمات شفاهى كتبى, وحى و تفسير, دريافت وسيع تر از وحى, سطوح وحى قرآن, ساختار قرآن, چالش هاى دانشمندان غربى درباره قرآن, ماهيت قرآن, ارتباط قرآن و تفاسير پيامبر, قرآن در زندگى روزانه مسلمانان, ديدگاه دانشمندان غربى متقدم درباره قرآن, ديدگاه دانشمندان غربى متأخر درباره قرآن, بررسى ترجمه قرآن, نظريه هاى تفسير قرآن و تفاسير مدرن قرآن پرداخته مى شود.
u فرهنگ فشرده اسلام (خلاصه ويرايش اول و دوم دائرة المعارف اسلام)
اى وان دانزل; انتشارات: مؤسسه فرهنگى آرايه, چاپ اول: ١٣٨٠, ٤٩٢ ص.
پيشنهاد نگارش اين كتاب, نخستين بار توسط فرانس پريحب, سردبير پيشين انتشارات بريل در سال ١٩٩٢ داده شد. وى تا زمان پيش نويس اوليه طرح هم در قيد حيات بود, ولى در سال ١٩٩٣ درگذشت و نتوانست نتيجه نهايى كار را مشاهده كند. اين كتاب فقط حاوى لغات و اصطلاحات ضرورى است و گزيده اى از مباحث مطرح در دائرةالمعارف اسلامى در سطح كمتر با تكيه بر نكات كلى و ضرورى در آن آورده شده است.
اين كتاب از ويرايش دوم كتاب, تا آن جايى كه امكان داشته, استفاده كرده است و براى قسمت هايى كه هنوز مورد ويرايش دوم قرار نگرفته اند, از روى همان ويرايش اول نگارش شده است.
در بعضى از قسمت ها براى بررسى تلفظ تعدادى از كلمات, از دائرةالمعارف بريتانيكا و كتاب اطلس جهانى ويرايش ششم استفاده شده است و بقيه موارد برگرفته از دائرةالمعارف اسلام است.
از آنجايى كه كتاب فعلى براى استفاده عموم در نظر گرفته شده است, براى كلماتى كه لفظ عربى, فارسى يا تركى خاصى دارند, نام كلمه به انگليسى نوشته شده است و معادل عربى, فارسى يا تركى آن در كروشه مقابل كلمه آورده شده است. تاريخ هاى اين كتاب همه به تاريخ ميلادى آورده شده است. به مراجعان اين كتاب توصيه شده اگر مدخلى را ذيل حرف مورد نظر پيدا نكردند, كلمات مشابه آن را نيز بررسى كنند; مثلاً اگر مدخلى ذيل حرف K پيدا نشد, ذيل Q هم مراجعه كنند.
اين كتاب حاوى نقشه هايى از دوران مختلف اسلامى است كه در فهرست نقشه هاى كتاب, شرح كامل آن آمده است. نقشه خلافت عباسى, حملات مسلمانان تا سال ٦٦١ ميلادى, نقشه هاى مربوط به اندلس و مغرب, غزنويان, ايلخانان, شبه جزيره مالزى, ايتاليا, اسپانيا, نقشه جهان پيش از ظهور اسلام, خوارزمشاهيان, مكه, صفاريان, صلاح الدين, سلجوقيان و سامانيان ضميمه اين كتاب است.

كلمات كليدى قرآن
عبدالراشد صديقى; انتشارات: بنياد اسلامى, چاپ: ٢٠٠٨, ٢٩٦ ص.
اين كتاب حاوى مدخل لغت هاى قرآنى است. اين كتاب, حاصل سال ها, تلاش پيگير است و شامل مدخل ١٤٠ كلمه ضرورى و مهم قرآنى است كه روبروى هريك از اين كلمات, توضيحاتى به زبان روان انگليسى براى افرادى كه قادر به درك زبان عربى نيستند, آورده شده است. گاهى ترجمه برخى از لغات قرآنى و پيدا كردن معادل آن در زبان انگليسى امرى دشوار است كه در اين موارد سعى شده است توضيح كوتاهى جايگزين يك كلمه معادل شود و به كمك توضيحات, سعى در تبيين آن كلمه قرآنى شده است. در اين موارد, مؤلف براى انتقال صحيح پيام از منابع معتبر متقدم و همچنين منابع پژوهشى متأخر استفاده نكرده است; مثلاً كلمه (غيب) در اكثر فرهنگ ها (Unseen) ترجمه شده است كه معادل مناسبى به نظر نمى رسد.
در اين فرهنگ, نويسنده غيب را به (چيزهايى كه انسان عادى توان دسترسى به آن ندارد) تعريف كرده است و اين كلمه با اين تعريف, دقيقاً همان مفهومى را مى رساند كه در قرآن مدنظر است.
كلمه تقوا هم كه در فرهنگ هاى ديگر ترس از خداوند معرفى شده است, در اين كتاب به اعتقاد به حضور خداوند و ناظر بودن او بر اعمال و رفتار بندگان و مراقبت از اعمال و رفتار به جهت اين حضور دائمى مطرح شده كه با معناى موردنظر قرآن, قابليت انطباق بيشترى دارد.
پايان كتاب شامل دو فهرست عربى و انگليسى به صورت جداگانه است و در متن كتاب روبروى هر متن هم رسم الخط عربى كلمات روبروى هر مدخل نوشته شده است.
اين كتاب راهنماى فشرده و معتبر براى دريافت معانى كلمات قرآن است و براى علاقه مندان و دانشجويان رشته هاى قرآنى در سطوح ابتدايى و متوسط قابل استفاده است.
عبدالراشد صديقى داراى مدرك مطالعات مسيحى و اقتصادى دانشگاه بمبئى است. وى همچنين داراى مدرك حقوق از همين دانشگاه است. از او در زمينه مطالعات اسلامى كتاب هاى ديگرى نيز به چاپ رسيده است كه كتاب (تزكيه) از آن جمله است.

بررسى تاريخ محمد(ص)
ايروينگ. م. زيت لين; انتشارات: پاليتى, چاپ ٢٠٠٧ ميلادى.
نويسنده اين كتاب درصدد است به چگونگى تولد اسلام و نقش بنيانگذار استثنايى آن, محمد(ص) بپردازد. ايشان كه در رشته مطالعات اديان اهتمام داشته است, در مقدمه كتاب بيان مى كند در بين اديان ابراهيمى احساس نياز درونى به كاوش درباره ريشه هاى اسلام از منظر تاريخى و روانشناسى وجود دارد. وى چنين مطرح مى كند كه علاقه اوليه من به مطالعه براساس تاريخ اجتماعى و سياسى پيدايش تفكرات دينى و به طور كلى جامعه شناسى دينى است. ايشان قبل از اين اثر راجع به اديان توحيدى متقدم تر هم كتاب نوشته است. اولين اثر او, كتاب يهوديت باستانى نام دارد كه در آن به بررسى نكات كليدى تفاسير كتاب مقدس (عهد قديم) مى پردازد.
اثر ديگر او تحت عنوان (عيسى و يهوديان در روزگار او) به بررسى جايگاه عيسى(ع) در بين يهوديان مى پردازد. ايرونيگ در نگارش اين اثر در سطح وسيعى از ديدگاه ها و نظريه هاى مقدمه ابن خلدون استفاده كرده است. وى ضمن اشاره به اينكه سى سال قبل, هنگام مطالعات اجتماعى با ابن خلدون كه يكى از متفكران بزرگ علوم اجتماعى و پايه گذار بسيارى از مبانى فكرى اين علوم است, آشنا شده است, به بيان ديدگاه هاى او و تطبيق نظرهاى او با شرايط شبه جزيره عربستان مى پردازد. وى در نگاهى جامعه شناسانه بين مردمى كه مقارن ظهور اسلام با حيواناتى چون گوسفند و بز و گاو روزگار مى گذراندند با مردم شبه جزيره عربستان كه زندگى آنان وابسته به شتر بود, مقايسه اى برقرار كند و اعراب بدوى ـ به دليل اينكه امرار معاش با شتر براى آنان ضرورت مهاجرت و جابجايى را از بين مى برد ـ را افرادى شجاع تر و متعصب تر از ديگر مردم همعصر زمان آنان مى داند كه مجبورند براى چراى حيوانات خود دائماً در حالت كوچ به سر برند. ايستايى و سكونت در بيابان, عدم وجود حاكمى نظامى براى حمايت از آنان و نبود سلاح خاص و قوى موجب شده بود اعراب بدوى بيش از ديگران به خود اتكا داشته باشند و مردانى شجاع باشند.
ايروينگ ضمن تبيين نظريه عصبيت ابن خلدون كه تحت عناوين ديگرى چون (انسجام) يا احساس گروهى نيز مطرح شده است, به قول فرانتس روزنتال در اين زمينه اشاره مى كند كه عصبيت اگر به معناى تقليد كوركورانه از ديگران بدون مبنا باشد, از ديدگاه اسلام محكوم است. در ادامه نويسنده به ديدگاه ابن خلدون درباره عصبيت مى پردازد و مطرح مى كند كه ابن خلدون به نوعى از عصبيت معتقد است كه لازمه تداوم حيات بشرى است. اگر اقسام اين نوع از عصبيت در رفتارهاى بشرى ديده نشود, نظام جوامع بزرگ و كوچك از هم پاشيده مى شود و جامعه بدوى باديه نشينان عربستان پيش از ظهور اسلام نيز بر مبناى همين عصبيت انسجام داشته است.
ابن خلدون تأكيد دارد: فقط قبايلى كه اين نوع از حميت و عصبيت در آنها به چشم مى خورد, توان زندگى در صحرا و بيابان و غلبه بر مشكلات و درگيرى هاى آن را دارند. اين نوع عصبيت كه بيشتر بر پايه روابط خونى و اشتراكات نژادى است, موجب برترى و انسجام گروه مى شود و از اين نوع يگانگى در برابر هجوم دشمنان خارجى استفاده مى شود.
نويسنده در ادامه, به تئورى انحطاط ابن خلدون مى پردازد و تلاش گروه پيروز در يك تهاجم براى رسيدن به ثروت و رفاه قوم مغلوب و حركت جامعه به سمت رفاه زدگى را يكى از عوامل برجسته انحطاط برمى شمرد. از ديدگاه ابن خلدون رفاه زدگى و علاقه به جمع آورى ثروت, موجب كم شدن عصبيت و كم نشدن انسجام قومى مى شود و از اين راه به قدرت عمومى اجتماع ضربه مى زند. در بخش بعد, به بررسى شرايط اجتماعى و جغرافيايى شبه جزيره عربستان و شهر مكه مقارن ظهور اسلام مى پردازد و به نبود حكومتى مركزى و مستقل در اين منطقه اشاره مى كند.
زندگى مردم مكه محدود به زندگى بدويان بيابان نشين شبه جزيره نبود و آنان به تجارت و مبادله كالاهاى موردنياز كه گاهى از هند و چين و يا از شام به آن منطقه آورده مى شد, اهتمام داشتند. در ادامه نويسنده به نقش برجسته خانه كعبه و اعتقاد به بت ها و سنگ آسمانى حجرالاسود اشاره مى كند. وى سپس به ماجراى ابراهيم و اسماعيل و ساخت خانه كعبه اشاره كرده, به بررسى حنفيت و دين مورد پذيرش مردم پيش از ظهور اسلام اشاره مى نمايد. چگونگى حضور يهوديان در سرزمين عربستان و اقامت آنان در يثرب در قالب بنى نظير, بنى قينقاع و بنى قريظه و بررسى ديدگاه هاى باردن در اين مورد, بخش هاى بعدى اين مطالعه را تشكيل مى دهد.
در ادامه كتاب, به بررسى ديدگاه هاى ريچارد بل درباره منشأ ظهور اسلام و گسترش آن در سرزمين هاى مسيحى مذهب شبه جزيره پرداخته مى شود. از ديدگاه بل و هارناك, عدم وجود ترجمه عربى از كتاب مقدس در دوران پيش از اسلام بيانگر عدم وجود گرايش هاى ريشه اى مسيحيت در بين اعراب منطقه شبه جزيره است. در فصل بعد به بررسى ديدگاه هاى مونتگمرى وات درباره محمد(ص) پرداخته مى شود.
نگاهى به دوران حكومت محمد(ص) در مدينه و بررسى تحليل هاى ويليام ماير, تعاملات پيامبر با يهوديان, ايجاد اتحاد بين آنان و مسلمانان به شكل امت واحد و حتى نماز گزاردن به سمت بيت المقدس و نبرد بدر و خيبر از مواردى است كه كتاب به آنها مى پردازد.
پايان كتاب به جمع بندى هاى جامعه شناسانه اختصاص يافته است و از ديدگاه نويسنده موفقيت چشمگير تاريخى و سياسى محمد در ده سال پايانى حيات ايشان, در مدينه رقم خورده است.

شيعيان اثنى عشرى: اقليت مسلمانان هند
توبى. ام. هوارث; انتشارات: راتلج, چاپ: ٢٠٠٥ ميلادى.
اين كتاب در ٢١٣ صفحه توسط مركز مطالعات شيعى و فارسى راتلج چاپ شده است. نويسنده اين كتاب را به شيعيان حيدرآباد تقديم كرده است. اين كتاب به بررسى هويت شيعيان در اقليت هندوستان و مراسم عزادارى آنان مى پردازد. شيعيان هندوستان همراه با ميليون ها شيعه ديگردر سراسر جهان با برپايى مراسم عزادارى امام حسين و شهادت او در نبرد كربلا يادشان را زنده نگه مى دارند. نويسنده از برپايى اين مراسم عزادارى به عنوان پنجره اى براى شناخت هويت شيعيان هندوستان و حساسيت هاى فرهنگى و مذهبى آنان ياد مى كند.
فصل اول اين كتاب, از كربلا تا هندوستان نام دارد و در برگيرنده تاريخچه اى از مجالس مرثيه, وعظ و جايگاه آن در بين شيعيان است. ريشه هاى موعظه اسلامى, اجتماعات عزادارى تا قرن شانزده, توسعه اجتماعات عزادارى در ايران و جنوب هند از قرن شانزدهم, اجتماعات عزادارى در شمال هند در قرن هاى هجده و نوزده, تولد مراسم نوين, موعظه درا جتماعات عزادارى حيدرآباد, موعظه بدون قدرت سياسى در حيدرآباد از زمان استقلال هند و نتيجه گيرى از مباحث فوق, سرفصل هايى است كه در بخش اول كتاب به آن پرداخته مى شود.
فصل دوم كتاب, تحت عنوان شيعيان حيدرآباد و اجتماعات عزادارى آنان است و مباحثى چون جامعه شيعيان حيدرآباد, اجتماعات عزادارى و تأثير آن در زندگى مذهبى شيعيان حيدرآباد, تنوع اجتماعات مذهبى, چرخه سالانه اجتماعات مذهبى, دريافت سنى ها از برگزارى مراسم عزادارى توسط شيعيان, موعظه گران و سخنرانان, مبلغ شدن و كنترل جامعه از طريق مجالس ارشاد, مطرح مى شود.
در بخش خطبه ها, در كتاب به مطالعه و بررسى ده خطبه از وعاظ مختلف كه در فاصله سال هاى ١٩٩٧ تا ٢٠٠٠ در حيدرآباد ايراد شده است پرداخته مى شود كه در هر خطبه دو قسمت مجزا تحت عنوان مقدمه و متن خطبه مورد بحث قرار مى گيرد.
فصل سوم كتاب, فصل تحليل هاست و سؤال اصلى آن اين است كه وظيفه اصلى اين خطبه ها و سخنرانى ها چيست و چگونه اين وظيفه را به انجام مى رسانند؟ دفاع از ايمان در جهان تكثرگرا, ايجاد انسجام در جامعه به وسيله تحسين قهرمانان مذهبى, مسائلى است كه در اين فصل به آنها پرداخته مى شود.
در بخش آخر كتاب, نويسنده ضمن تأكيد بر اينكه مجالس موعظه شيعيان هندى نماد هويت مذهبى و اسلامى اين گروه اقليت است, به الهيات نهفته در اين موعظه ها و خطبه ها و هدف از اقامه اين مراسم در جامعه شيعى مى پردازد.
ضميمه انتهاى كتاب, شامل فهرستى از خطبه هاو خطيب هاست و بخش ديگرى از ضميمه ها هم شامل فهرست اسامى افراد است كه براى تهيه كتاب با آنان مصاحبه شده است و محل مصاحبه هم در اين فهرست آمده است.
آقاى توبى. ام. هوارث هم اكنون كشيش وابسته به كليساى انگلستان در منطقه مسلمان نشين بيرمنگهام است. وى كه تحصيلات خود را در دانشگاه هاى يال, بيرمنگهام و دانشگاه آزاد آمستردام به پايان رسانده است و در دانشگاه هاى آكسفورد, اوگاندا, مصر, بيت المقدس, هند و هلند تدريس داشته است, از افراد برجسته اى است كه در سطح گسترده در زمينه روابط مسلمانان با مسيحيان به مطالعه و تحقيق پرداخته است.

عقل و وحى در اسلام
تود لوسن; انتشارات: توريس با همكارى مركز مطالعات اسماعيلى لندن, چاپ: ٢٠٠٥ ميلادى, : ٥٥٨ ص.
اين كتاب توسط مركز مطالعات اسلامى لندن به چاپ رسيده است. اين مركز در سال ١٩٧٧ با هدف ارتقا و پيشرفت مطالعات اسلامى هم به لحاظ تاريخى و هم به لحاظ مطالعات معاصر تأسيس شد. اين مركز در تلاش است با معرفى ميراث مذهبى و الهى اسلامى به تبيين ارتباط بين عقايد مذهبى با ارتباطات فرهنگى و اجتماعى بپردازد. اين مركز با نگاهى به فرهنگ هاى مختلف اسلامى در خاورميانه, جنوب و مركز آسيا و افريقا و جوامع صنعتى غرب, درصدد است به بررسى عقايد, باورها و ايده آل هاى مردم اين نواحى بپردازد.
گردآورنده و ويرايشگر اين كتاب, پروفسور تود لوسن, استاد مطالعات اسلامى دانشگاه تورنتو است و در زمينه تفاسير قرآن و ديگر زمينه هاى اسلام پژوهى, مقالات بسيارى ارائه كرده است.
بخش اول كتاب, اسلام سنتى نام دارد. در اين بخش به كتاب مغازى واقدى و ابزارهاى روايى او, رشد و افول مفهوم تقيه در بين شيعيان اثنى عشرى, ولايت در كلام ابن جنيد, فلسفه دين در نگاه فارابى, ابن سينا و ابن طفيل, برخورد مذهبى شيعه با صوفيه نخستين, قاضى نعمان و مفهوم باطن, مفهوم آگاهى از ديدگاه كرمانى, ديدگاه اسماعيليه نخستين درباره اديان ديگر, تفسير اسماعيليان از قصيده النفس ابن سينا, آيات النور: استعاره اى از اينكه از كجا آمده ايم, چه هستيم و به كجا مى رويم؟ از ديدگاه نويسندگان مختلف پرداخته شده است.
بخش دوم كتاب, اسلام بدوى نام دارد و به مسائلى از قبيل آثار غزالى به عنوان آثارى روانشناسانه, حكايات احمد غزالى پيرامون شاهدبازى در تبريز, عقل و مشاهده در آثار شهاب الدين سهروردى, مشاركت شهرستانى در تفكرات اسلامى بدوى, تناسب جهان شناسى اسلامى: انعكاسات فلسفى افضل الدين كاشانى, علم كشف و شهود: با تأملى بر ديدگاه هاى نجم الدين كبرى در نفعات الانس جامى, دو روايت از نجم الدين كبرى و رضى الدين على لالا از منابع قرن سيزده, بررسى تطبيقى ديدگاه هاى ابن سينا و ميستر اخارث درباره وجود, سفر معنوى در صوفيه كبروى و نكاتى درباره انتقال فلسفه عرفانى, در مقالاتى جداگانه مى پردازد.
بخش سوم كتاب, اسلام در دوران پيش از مدرن نام دارد: قسمت هايى تحت عنوان نشانه هاى عرفانى بهشت, تلاقى امام شناسى شيعه و عرفان در اين قسمت به چشم مى خورد. بخش چهارم و آخرين بخش كتاب, اسلام مدرن نام دارد. در اين قسمت مقالاتى با عنوان هاى ايمان فرعون: سؤالى مورد مناقشه در الهيات اسلامى, انگيزه هاى علما درباره حكومت اسلامى در ايران قرن نوزدهم, فلسفه سنتى در ايران با ارجاع به گرايش هاى مدرن, نشانه هاى مدرنيت و غرب گرايى و بررسى مقايسه اى به چشم مى خورد.
در قسمت اسامى مشاركت كنندگان كه قبل از مقدمه آمده است, اسامى نويسندگان مقالات اين كتاب همراه با سمت علمى آنان به چشم مى خورد.
به طور كلى, اين كتاب با ارجاع به آراى فلاسفه قديم اسلامى, چون ابن عربى, غزالى, كرمانى, نجم الدين كبرى, قاضى نعمان, رازى, ابن سينا و سهروردى به بررسى برخى از ديدگاه هاى فلسفى و عرفانى اسلام مى پردازد.

اسلام اخبارى: تاريخچه و دكترين مكتب اخبارى شيعه
رابرت گليو,;انتشارات: بديل (ليدن وبوستون), چاپ: ٢٠٠٧ ميلادى, ٣٣٩ ص.
اين كتاب جلد ٧٢ از مجموعه كتاب هاى (علوم, الهيات و فلسفه اسلامى) است كه سرويراستار آن, فردى به نام اچ دايبر است. رابرت گليو نويسنده اين كتاب, داراى دكتراى مطالعات اسلامى از دانشگاه منچستر است و همچنين استاد مطالعات عربى دانشگاه آكسفورد انگلستان است. وى مطالعات وسيعى درباره شيعه اثنى عشرى انجام داده است و آثار قابل توجهى در اين خصوص منتشر كرده است.
مكتب اخبارى گرى مكتب غالب فكرى شيعه اماميه در قرن هفدهم و اوايل قرن نوزدهم ميلادى است. مبناى اساسى اين گفتمان, تكيه بر ظاهر اخبار: روايات اوليه امامان شيعه و رد استدلال هاى عقلى است كه اين نوع نگرش اين گروه را جزء ارتدوكس هاى شيعه اماميه قرار مى دهد.
بخش اول, اختلاف اخبارى هاى اصولى با مكتب اخبارى نخستين نام دارد و بخش هايى چون: شيعيان و شيعيان اخبارى و اخبارى ها قبل از استرآبادى و نتيجه گيرى را در بر مى گيرد.
بخش دوم, محمدامين استرآبادى و شكل گيرى مكتب اخبارى نام دارد.
تفكرات شرعى استرآبادى عنوان بخش سوم اين كتاب است و قسمت هايى چون فوايد المدنيه استرآبادى و شرع صريح استرآبادى ضميمه اين قسمت است.
فصل چهارم كتاب, به تفكرات فلسفى و الهى استرآبادى اختصاص دارد و شامل نگرش استرآبادى به الهيات و فلسفه, ديدگاه هاى استرآبادى درباره الهيات و توسعه الهيات و فلسفه استرآبادى است.
گسترش اخبارى گرى پس از استرآبادى, عنوان فصل پنجم اين كتاب است و به بخش هايى چون انتقال دانش در شيعه اماميه, شبكه علمى استرآبادى, و توسعه افكار اخبارى در خارج از شبكه استرآبادى, در اين قسمت پرداخته مى شود.
فصل ششم اين كتاب, به تعريف درگيرى بين اخباريون و اصوليون اختصاص دارد و شامل تعريف درگيرى بين اخباريون و اصوليون و ارائه مناقشات بين آنهاست.
در فصل هفتم به تفاسير قرآنى اخباريون مى پردازد و به تبيين ديدگاه اخباريون درخصوص عدم امكان دسترسى به معانى آيات قرآنى مى پردازد.
فصل هشتم به تقابل سنت و اخبار در قوانين اخبارى مى پردازد و به مناقشات صورت گرفته درخصوص وثاقت اخبار و مسائلى از اين دست اشاره مى كند.
در فصل نهم, به هرمنوتيك اخبارى و مسائل مربوط به زنان و معنا و ارتباطات آن پرداخته مى شود.
در ضميمه اول پايان كتاب, اسامى دانشمندان و علماى اخبارى از زمان استرآبادى تا پايان قرن سيزدهم آورده شده است. در ضميممه دوم, تفاوت هاى اخباريون و اصوليون در فهرست هاى مختلف آورده شده است و در ضميمه سوم فتواى محمدامين استرآبادى به شاه عباس صفوى درخصوص طهارت شراب آورده شده است.
u اسلام و سنت گرايان
شاهين قلى خان ختاك; انتشارات: مركز مطالعات آكادميك توريس, چاپ: ٢٠٠٨ ميلادى.
اين كتاب با هدف آگاهى از دريافت ها و سوء برداشت ها پيرامون اسلام در قرن نوزدهم نوشته شده است و با ارائه سوابق تاريخى جالب, به بسيارى از نگرانى هاى امروز پايان مى دهد.
نويسنده از دانشكده كينگ دانشگاه لندن فارغ التحصيل شده است و براى شركت در يك طرح داوطلبانه, وابسته به مركز استاندارد بين المللى مطالعات آموزشى به اسلام آباد پاكستان رفته است.
شروع مطالعات در قرن نوزده در مورد اسلام و تأثير آن بر ادبيات انگليسى, با اثر بايرون پورتر اسميت تحت عنوان اسلام در ادبيات انگليسى بود. در اين كتاب تفكر اسلام و پيامبر آن محمد(ص) در برابر انديشه هاى عقلايى غرب قرار مى گيرد.
پس از آن, كتاب ديگرى تحت عنوان هلال و صليب توسط ساموئل سى چو نوشته شد كه در آن, طى مطالعه اى جزئى به بررسى جنبه هاى مهم تمدن مسلمانان و تأثير آن بر ادبيات انگليسى در قرون وسطى و دوره رنسانس اشاره مى كند. سى سال بعد در سال ١٩٦٠ نورمن دانيل در كتاب اسلام و غرب به دليل آشنايى با مسلمانان و احساسات و روحيات آنان از مسائل ناخوشايندى كه درباره مسلمانان و پيامبر آنان مطرح شده بود, عذرخواهى كرد و با شروع مطالعاتى جديد سعى در بازسازى فضاى به وجود آمده و مطالعاتى علمى درباره نحوه تأثير رفتار مسيحيان و مسلمانان و تأثير آنان در ادبيات غربى به خصوص از قرن دوازده تا قرن چهارده ميلادى داشت. پس از آن, دانيل در كتاب ديگرى تحت عنوان اروپا, اسلام و غرب در سال ١٩٦٦ با همان شيوه قبلى به بررسى جنبه هاى كلى تفكرات اسلامى در قرن هفده تا پايان قرن نوزده مى پردازد.
بعدها اين روند در كتاب هاى شرق شناسى و كاوشى در اسلام ادوارد سعيد پى گرفته مى شود.
در فصل مربوط به پيش زمينه هاى تاريخى و سياسى مطرح مى شود: در تقويم ها و رويدادنامه هايى كه به لحاظ زمانى در دوران حكومت هاى مسلمان و يا دوران تاريخى نزديك به آنان نوشته شده است, اثرى از اضطراب و وحشت در بين غير مسلمانان از حكام و حكومت هاى مسلمان به چشم نمى خورد. در وقايع نامه هاى قبطى, بيزانطى, هندى و ديگر وقايع نامه ها, شكايت از حكومت هاى مسلمانان بسيار كم است.
از ديدگاه نويسنده, اين به دليل سياست حكام اسلامى در راستاى جلب رضايت ساكنان آن شهرهاست كه آنان اجازه داشتند آزادانه به فعاليت هاى خود بپردازند و براى مورد حمايت و ايمن بودن, فقط به حكومت اسلامى جزيه مى پرداختند و حتى در دوره هايى مثل زمان ابوعبيداللّه حاكم سوريه در قرن هشتم كه حكومت به دلايلى نمى توانست وظايف خود را در قبال آنان با امكانات كافى انجام دهد, از جزيه آنان صرف نظر شد.
در قسمت مبانى اعتقادى مطرح مى شود: جنگ هاى مسلمانان با غيرمسلمانان صرف نظر از اينكه كدام يك شروع كننده جنگ بوده اند چه در قرن هفت ميلادى و در آغاز گسترش اسلام, چه دوران جنگ هاى صليبى و چه در دوران گسترش قلمروها در زمان امپراتورى عثمانى, هميشه بر سر اختلاف مبانى اعتقادى بوده است.
در ادامه, به شكل گيرى فرقه وهابيت با كمك غربى ها در اوايل قرن نوزده اشاره مى شود كه همكارى محمد بن عبدالوهاب و آل سعود در عربستان داراى قدرت اقتصادى و سياسى مى شوند و بعدها در سال ١٩٢٩ بر شبه جزيره عربستان مسلط مى گردند.
در بخش تركيه, به ارتباط ادبيات و سياست عمومى پرداخته بشود و بين فضاى برخى از آثار وقاس هاردى و شرايط اجتماعى امروز جامعه تركيه, ارتباط نزديكى به چشم مى خورد.
در فصل بعد, به زمينه هاى فرهنگى پرداخته مى شود و تأثيرات موجود در زمينه موسيقى, تئاتر و هنر بررسى مى شود.
در قسمت بعد, به شبهات كلى اشاره مى شود و مسائلى چون نبوت, قصاص, قبله, سجده و سوگند پرداخته مى شود.

بيت المقدس اسلامى و مسيحيان آن
تاريخچه ايستادگى و اضطراب ها; ماهر ابومنشار; ناشر: مركز مطالعات آكادمى توريس, چاپ: ٢٠٠٧ ميلادى.
بيت المقدس اسلامى به عنوان قلب شكوفايى سه دين مطرح يكتاپرستى در جهان است و در تاريخچه آن نمونه هاى ايستادگى و اضطراب به وضوح به چشم مى خورد. اين كتاب با نگاهى انتقادى به حوادث دو مقطع سرنوشت ساز تاريخ اسلام در اين منطقه مى پردازد: ١ـ دوران خليفه دوم عمربن خطاب متوفاى ٢٤ هجرى و بررسى نقش برجسته او در زايش و گسترش اسلام در آن منطقه; ٢ـ دوران سلطان صلاح الدين ايوبى متوفاى ٥٨٩ هجرى و مقاومت افسانه اى او در جنگ هاى اول و دوم صليبى و پس از آن.
اين كتاب با استفاده وسيع از منابع اوليه, به بررسى رفتارها و تعاملات مسلمانان با غير مسلمانان در قرن هفت و قرون وسطى مى پردازد و از طرف ديگر به بررسى جزئى جايگاه مسيحيان در بيت المقدس اسلامى و انگيزه هاى آنان براى نبرد مى پردازد. ابومنشار به تحليل برخى از ارتباطات بين صلاح الدين و صليبيان و روابط صلح آميز صلاح الدين و ريچارد شيردل پادشاه انگلستان مى پردازد و ديدگاه غربى ها و شرق شناسان كه به رفتار مسلمانان با مسيحيان پس از نبردهاى اول و دوم صليبى پرداخته اند را مطرح مى كند.
نويسنده در آغاز كتاب, به طرح اين مسئله مى پردازد كه از آنجا كه اسلام يك دين وحيانى است, متأسفانه اين تصور غلط وجود دارد كه اين دين با يك داعيه مذهبى جديد تحمل پيروان مذاهب ديگر را ندارد و درصدد حذف آنان و عقايد آنها در جامعه است. نويسنده با بررسى ديدگاه اسلام در تقابل با پيروان اديان و مذاهب ديگر, با تكيه بر قرآن و سنت, به تبيين ديدگاه اسلام در ارتباط با غير مسلمانان مى پردازد. نويسنده ضمن بيان اينكه از ديدگاه قرآن, مسلمانان به دو گروه تقسيم مى شوند: اهل كتاب و كفار, به بيان چهار ديدگاه مشترك همه اديان توحيدى مى پردازد: ١ـ توحيد; ٢ـ نبوت; ٣ـ وحى الهى; ٤ـ اعتقاد به جهان آخرت و نظام پاداش و جزا.
در ادامه ابومنشار توصيه هاى قرآن براى برخورد با اهل كتاب را در چهار گروه طبقه بندى مى كند: ١ـ رفتار بر اساس حس برادرى و بهتردوستى; ٢ـ شكيبايى مذهبى و احترام به اهل كتاب; ٣ـ برخورد با عدالت و رفتار مناسب; ٤ـ وفادارى و احترام به پيمان ها در قبال آنان.
در ادامه به بررسى مفهوم جزيه و ذمه در اسلام و ابعاد آن و حقوق و قوانين مربوط به ذميان پرداخته مى شود. در بررسى سنت پيامبر در برخورد با اهل كتاب, در ضمن به ١ـ هجرت مسلمانان به حبشه و ارجاع مسلمانان توسط پيامبر نزد پادشاه مسيحى آن سرزمين; ٢ـ تشكيل دولت اسلامى مدينه و به رسميت شمردن حقوق همشهريان يهودى آن سرزمين و بستن پيمان با آنان توسط پيامبر; ٣ـ ارسال نامه توسط پيامبر به سران غيرمسلمان ديگر سرزمين ها; ٤ـ بستن قرارداد با اهل كتاب و وفادارى بر اجراى پيمان ها توسط پيامبر.
فصل دوم به برخورد عمر با مسيحيان اختصاص دارد. در ابتداى فصل, نويسنده با ذكر بخشى از اساسنامه رزمندگان مسلمان كه در آن, روح سازگارى با غير مسلمانان به چشم مى خورد به اين مطلب اشاره مى كند كه: سلامت جان, اموال و كليساها و برخوردارى از آزادى مذهبى اركانى است كه فاتحان مسلمان در برخورد با غير مسلمانان ملزم به اجراى آن بودند. وى در ادامه, مختصرى از شرح حال عمر بن خطاب را ذكر مى كند.
بستن پيمان با قبيله بنى تعنب از قبيله هاى مسيحى روزگار عمر عنوان مطلب بعدى و مورد بحث است كه به تفصيل به بررسى ابعاد آن پرداخته مى شود.
فصل سوم, تحت عنوان عمر مسيحيان بيت المقدس اسلامى, با ذكر اهميت سرزمين بيت المقدس در ديدگاه اسلام و پيشگويى پيامبر درباره فتح آن به دست سپاهيانش شروع مى شود.
فصل چهارم و پنجم با توضيح رفتار صلاح الدين ايوبى با مسيحيان بيت المقدس و علل شروع جنگ هاى صليبى و موقعيت مسيحيان در بيت المقدس آغاز مى شود. در ادامه خلاصه اى از پيشينه زندگى صلاح الدين و نحوه برخورد او با مسيحيان مطرح مى شود. در فصل پنجم چگونگى محاصره بيت المقدس و تسلط صلاح الدين به شهر و مقدس ترين محل براى مسيحيان در همه جهان كه آن را مقبره مقدس مى ناميدند, ذكر مى شود, كه صلاح الدين پس از تسلط بر آن مكان مقدس, ابتدا دستور مى دهد سه روز درب هاى آن مكان را ببندند و سپس با مشورت مشاوران خود, از خراب كردن آن بنا منصرف مى شود و با بازگشايى مجدد, به مسيحيان اجازه زيارت داده مى شود.

دائرةالمعارف قرآن
ويراستار: اليور ليمن; انتشارات: راتلج گروه تبلور و فرانسيس, چاپ اول, ٢٠٠٦, چاپ دوم, ٢٠٠٧, ٧٧٠ ص, قطع وزيرى, دو ستونه.
در مقدمه اين كتاب, هدف از نگارش آن, ارائه كتابى در حجم كم با مطالبى است كه علاوه بر متخصصان براى عموم افراد قابل استفاده باشد. نويسنده مقدمه چنين مى آورد: اين كتاب يك فرهنگ لغت قرآنى نيست كه همه واژگان قرآن در آن به كار رفته باشد, بلكه فقط برخى از كلمات جالب و برخى از كلمات دشوار در اين مجموعه توضيح داده شده است. نويسندگان اين كتاب از طيف هاى مختلفى هستند. برخى از آنان مسلمان هستند و گروهى ديگر غيرمسلمان و برخى از آنان پيرو هيچ دين و مذهبى نيستند; ولى همه اين نويسندگان به دلايل مختلف به قرآن علاقه مند بوده اند.
در مدخل هاى اين دائرة المعارف, نام افرادى چون هارون, محمد عبده, ابراهيم, همسر ابراهيم, ابوبكر, ابن تيميه, ابوحنيفه, احمد, محمد, احمدبن حنبل, عايشه, على بن ابيطالب, ايوب, عزيز, بلقيس, داوود, فخرالدين رازى, هاجر, حوا, ادريس, عيسى, اسحاق, يعقوب, مريم, مادر مريم, موسى, شعيب, يحيى, يونس, عزيز به چشم مى خورد. علاوه بر افراد, نام جريان هاى تاريخى, عقايد اسلامى, آداب و رسوم مذهبى نيز به چشم مى خورد.
برخى ديگر از مدخل هاى دائرة المعارف قرآن به اين شرح است: وضو, عدل, معاد, اهل البيت, اهل الذكر, اهل كتاب, احقاف, علق, الكل, عرب, عرش, عقيده, آيه, بدر, بقا, بشر, خلافت, صحابه, روزه, يأجوج و مأجوج, بهشت, جهنم, حديبيه, حلول, الحاد, امام, اسرافيل, اسرائيل, جزا, عشق, لطف, ازدواج, شهادت, خيبر, معراج, سوگندها, والدين, صلح, چندهمسرى, نبوت, قبله, قريش, رمضان, رضا, رزق, روح, صبر, شفاعت, تأويل, توبه و اولى الامر.
اليور ليمن متولد ١٩٥٠ ميلادى و استاد مطالعات فلسفى دانشگاه كنتاكى امريكا و متخصص فلسفه اسلامى و فلسفه يهودى قرون وسطى است. شناخته ترين اثر او در ايران, تاريخ فلسفه اسلامى است كه با همكارى سيدحسين نصر در دو جلد توسط انتشارات راتلج در سال ١٩٩٦ منتشر شده است. ليمن طرح دائرة المعارف قرآن را در سال ٢٠٠٠ ميلادى آغاز كرد و با همكارى ٤٣ نفر از پژوهشگران مسلمان و انديشه ورزان غربى, در سال ٢٠٠٦ اين كتاب توسط انتشارات راتلج چاپ و منتشر شد. حدود ١/٦ از مدخل هاى ششصدگانه كتاب, توسط خود ليمن نوشته شد.
به طور كلى وجه تمايز دائرة المعارف قرآن ليمن در مقايسه با تأليفات مشابه آن, اين است كه اين كتاب مخاطب عام ترى دارد و صرفاً براى بررسى گروهى اسلام پژوه و متخصص تأليف نشده است.

قرآن, راهنمايى براى راه جويان
فريد ايزاك; انتشارات: وان ورلد, چاپ: ٢٠٠٧ ميلادى, ٢١٤ ص.
اين كتاب شامل هشت فصل است. فصل اول اين كتاب به بررسى قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان مى پردازد. قرآن زنده است, قرآن كلام خداوند و قرآن كتاب مقدس جدلى, قسمت هاى مختلف اين فصل را تشكيل مى دهند.
ورود كلمات به جهان, عنوان فصل دوم اين كتاب است كه شامل تاريخچه وحى قرآنى, جهان اجتماعى در وحى در قرآن, الهامات نخستين قرآنى, طبيعت و شيوه وحى, دعوت محمد(ص) پاسخى به قرآن, قرآن و چالش هاى جامعه جديد مدنى, الهامات بعدى و شروع ادعاهاى مختلف پيرامون كلام خداوند است.
قرآن, كلماتى مكتوب, عنوان فصل سوم كتاب است كه شامل تقسيمات قرآنى, اجزاء و احزاب, چينش قرآن, زبان قرآن, شيوه ادبى قرآن, آيات مربوط به محكمات و متشابهات است.
فصل چهارم اين مجموعه درباره جمع آورى قرآن است و به مباحثى از قبيل جمع آورى قرآن در زمان حيات پيامبر, قرآن به عنوان مبناى شريعت, نگرش شيعه, انتقادات غيرمسلمانان به علوم قرآنى, توسعه آموزشى رسم الخط عربى و شيوه هاى متفاوت قرائت قرآن مى پردازد.
پيامبر و قرآن حادث شده اند, نه قرآن مخلوق, عنوان فصل پنجم اين كتاب است. توسعه گفتمان هاى قرآنى, دكترين بى همتايى قرآن: اعجاز, دكترين عدم خلقت قرآن, قدمت قرآن, معتذلى ها و پيدايش كلام, دوره نخست محمد(ص) و قرآن, از مباحث مطرح شده در اين فصل است.
فصل ششم اين كتاب دريافت و تفسير قرآن نام دارد و شامل مباحثى چون تدريج, وحى هاى مكى و مدنى, اسباب النزول, نسخ, تفسير قرآن, تفسير سنتى و برخى موضوعات ديگر است.
اعتقاد به قرآن, هفتمين بخش اين كتاب است كه به مباحثى چون اعتقاد به خداوند, نبوت و جهان آخرت مى پردازد.
هشتمين و آخرين فصل اين كتاب, رفتار و كردار نادرست در قرآن نام دارد و شامل توضيح كردارهاى فردى اجتماعى و اقتصادى است.
u تزكيه: مسير اسلامى خودسازى
عبدالراشد صديقى; انتشارات: بنياد اسلامى, چاپ: ٢٠٠٤ ميلادى, ٢٢٠ ص.
بنياد اسلامى, با هدف تحقيق, آموزش, نشر, تربيت تحصيلكردگان اسلامى و ايجاد راه هاى ارتباطى بين مسلمانان و غيرمسلمانان تأسيس شد. اين مركز تاكنون بيش از سيصد عنوان كتاب ترجمه كرده است و داراى يكى از بزرگ ترين كتاب خانه هاى اسلامى خصوصى در غرب اروپاست. سه مجله دانشگاهى با عناوين: مرورى بر كتاب جهانى مسلمانان, مجله چشم اندازهاى درون فرهنگى و مرورى بر اقتصاد اسلامى هم توسط اين مركز تهيه و چاپ مى شود.
فصل اول اين كتاب, مفهوم اسلامى خودسازى نام دارد و به مسائلى چون تأثير خودسازى بر جامعه و رسيدن به خداوند, نگرانى از جهان آخرت و نقش عقل در مسير خودسازى مى پردازد.
خودسازى و نقش آن در زندگى, عنوان بخش دوم اين كتاب است و نقش ايمان در زندگى, معناى حقيقى خودسازى, تأثيرات خودسازى, اعمال صالح و خودسازى, دستور به خودسازى در قرآن, راه ها و روش هاى خودسازى و ارزش هاى اخلاقى, در خلال اين بخش بررسى مى شوند.
بخش سوم اين كتاب, اهميت, پيش شرط ها, شيوه ها و چالش هاى مدرن نام دارد. در اين قسمت, به توضيح معناى تزكيه و شرط لازم براى تحقق آن و پيش شرطهاى مبنايى آن هدف, كه رسيدن به خداوند است و تصفيه قلوب, پرداخته مى شود.
چگونگى تحقق خودسازى موضوعى است كه فصل چهارم اين كتاب به آن اختصاص يافته است.
در فصل پنجم كه آخرين فصل اين كتاب است, به ارتباط خودسازى و رابطه انسان و خداوند اشاره مى شود و مطالب گسترده اى در اين خصوص ارائه مى گردد.

اسلام و مسيحيت در عصر حاضر: همراهى در مسير گفتگو و تعامل
Islam and Christianity today A Contribution to Dialogue
دبليو. مونتگمرى وات
(W. Montgomery Watt)
چنان كه از عنوان كتاب نيز مشخص است, نويسنده سعى كرده با طرح مسائلى, موجب تقريب و نزديكى اسلام و مسيحيت شده, به برقرارى ارتباط و يا به عبارتى خوش بينانه تر به تحكم رابطه اين دو و ايجاد و پيشرفت گفتگوى بين اين دو دين و پيروان آنها كه بخش بزرگى از ساكنان اين كره خاكى را تشكيل مى دهند, كمك نمايد.
اين كتاب كه چاپ اول آن در سال ١٩٨٣ و در لندن بوده, علاوه بر انگلستان, در امريكا و استراليا نيز منتشر شده است.
مطالب اين كتاب در هشت فصل تنظيم شده كه عناوين آنها بدين شرح است:
ـ رفتارها و دستاوردها;
ـ برقرارى حقايق مذهبى بر علم و علم گرايى;
ـ اسامى و صفات خدا;
ـ متون دينى, كلمات خداوند;
ـ خدا, خالق جهان;
ـ خدا, حاكم و مالك تاريخ;
ـ انسانيت و خدا;
ـ اسلام و مسيحيت در عصر حاضر.
آخرين بخش از فصل آخر اين كتاب, با عنوان (ادامه گفتگو) در واقع نتيجه گيرى نهايى از مطالب اين كتاب است و اين چنين آغاز مى شود: (هنگامى كه برمى گردم و نگاهى به اين كتاب تا بدين جا مى اندازم, درمى يابم گرايش و تلاش من (در خلال سطور اين كتاب), تأكيد بر شباهت هاى ميان اين دو آيين بوده, اگرچه اين تلاش و گرايش در طرح اوليه اين كتاب هيچ جايى نداشته است. من به اين باور رسيده ام كه… بسيارى از تفاوت هاى مذاهب [در اثر سوء تعبير به وجود آمده اند و با اندكى تفكر] به خودى خود حذف مى شوند).
اين نتيجه نهايى, اگرچه به واقع درست نيست و تفاوت ميان اسلام راستين و مسيحيتى كه جز نام, هيچ نام و نشانى از مسيحيت حقيقى ندارد, از زمين تا آسمان است, اما نتيجه اى مطلوب است كه باعث نزديكى ميان انسان ها مى شود. باشد كه اين نزديكى موجب هدايت حتى يك نفر شود.
بررسى اين كتاب براى محققان و اهل نظر خالى از فايده نيست تا هم ديدگاه مسيحيان را راجع به اسلام, اصلاح كند و هم نظر اسلام را راجع به مسيحيت واقعى به مسيحيان اعلام نمايد.
براى شما دانش پژوه و دانشجوى عزيز نيز مطالعه اين كتاب خالى از لطف نخواهد بود; البته اگر دقت و مداقه, چاشنى اين مطالعه شود.

چالشى فراروى اسلام براى انجام اصلاحات
A Challenge to Islam For Reformation
گانتر لولينگ (Gunter Luling)
اين كتاب در پنج بخش به بررسى اسلام و قرآن پرداخته است و بيان مى كند قرآن و
اسلام, هر دو به بررسى دقيق و رفع اشكال, و نهايتاً بازسازى نياز دارند.
مطالب اين كتاب در پنج فصل با عناوين و مطالب ذيل آمده است:
ـ ابهام موجود در بسيارى از قسمت هاى قرآن با مثال متن سوره هاى ٨٠ و ٩٦, نمايش داده مى شود.
ـ نظراتى راجع به قواعد تركيبى شعرى كه در سروسازى مسيحى پيش از اسلام به كار گرفته مى شده و در قرآن موجود است.
ـ در مورد تفسير مجدد اسلام از لغت عربى (الجنة) به معنى (باغ) به عنوان لغت (بهشت موعود اسلامى) پس از اينكه (الجنة) به شدت مورد مقاومت قرآن مسيحى پيش از اسلام, به عنوان باغ مقدس كفار قرار گرفته بود (در عبرى, بامه (Bamah) است).
ـ اختلافات و تمايزات بين متون قرآن مسيحى پيش از اسلام و متون اصلى اسلامى آن, عمدتاً بر اساس معيارهاى محتوايى.
ـ متن اصلى سوره هاى ٧٤, آيات ١ ـ ٣٠.
در مطالب فوق, نويسنده در كمال جرئت و جسارت, به مطرح كردن تئورى خود در مورد غلط بودن متن قرآن در بسيارى از موارد مى پردازد و به عنوان يك محقق, ديدگاه هاى خود را در چگونگى اصلاح و بازسازى اسلام و قرآن بيان مى نمايد. نظر وى در مورد شباهت بسيار زياد قرآن به شعر, در موارد متعدد و شعر بودن آن در حقيقت, نشان دهنده ميزان اعتبار علمى و صداقت نويسنده در طرح و نگارش اين كتاب است.
مطالعه اين كتاب براى محققان و قرآن پژوهان و تاريخ شناسان اسلامى به ويژه به منظور پاسخگويى به شبهات و به عبارت بهتر اتهامات بى اساس نويسنده به قرآن, مناسب و مفيد خواهد بود.

اسلام, بدون ترس
Islam Without Fear
ريموند ويليام باكر(Raymond William Baker)
اين كتاب كه نويسنده آن استاد سياست بين الملل در كالج ترنيسيتى و استاديار دانشگاه امريكايى كايرو (Cairo) در مصر است, در تلاش براى ساختن اسلامى جديد و به اصطلاح پيشرفته است.
مطالب اين كتاب در سه فصل با عناوين: فرهنگ, جامعه و سياست آمده است كه در تمامى اين فصول, نويسنده با ارائه ديدگاه هاى جديد, سعى در ساخت چهره اى جديد از اسلام و تطبيق آن با عصر جديد و شرايط زندگى در دنياى مدرن دارد.
وى از تمامى متفكران, حقوقدانان, قضات و روزنامه نگارانى كه مى توانند سازندگان بنيان هاى فكرى و اخلاقى جامعه باشند, مى خواهد در ساخت جامعه اى اسلامى, با درهاى باز به روى دنياى مدرن با تمامى حقوق شهروندى براى زنان و غيرمسلمانان مشاركت كنند.
وى به عنوان نماينده اسلام پژوهان مدرن, نشان مى دهد چگونه مى توان در زمينه هاى تعليم و تربيت, هنر, اقتصاد, زندگى اجتماعى, سياست و روابط خارجى تفكرات جديد را به مرحله عمل رساند و جامعه اى اسلامى با اصول مدرن بنا كرد.
وى معتقد است: ارزش هايى كه اين جامعه اسلامى مدرن, بايد بر پايه آن بنا شود, عدالت, صلح, حقوق بشر و دموكراسى است.
مطالعه اين كتاب, براى بررسى ميزان اسلامى بودن اين جامعه اسلامى كه نويسنده پيشنهاد مى كند, يا به عبارت بهتر, ميزان غربى بودن نظريات اسلامى اين كتاب, براى محققان و پژوهشگران و اسلام شناسان مناسب است; اما براى دانشجويان و دانش پژوهانى كه اشراف كاملى به ديدگاه اسلام در مورد مسائل مطرح شده در اين كتاب ندارند, مطالعه اين كتاب, مناسب و مفيد به نظر نمى رسد.

دايرة المعارف جامعه شناسى دين
Encyclopaedia of Sociology of Religion
به تصحيح وى. جى. نيّر و ام. جى. نيّر (V.G Nayar; M.G. Nayar)
جامعه شناسى دين به بررسى و تشريح دين به عنوان پديده اى اجتماعى مى پردازد. نقش هاى دين و اعتقادات و تكاليف دينى در تنظيم روابط اجتماعى و تحريك انسان ها در حركت هاى اجتماعى, از مهم ترين جنبه هاى مطرح و بررسى شده در اين كتاب است.
البته اين كتاب چاپ هندوستان است و به بررسى اديان اصلى موجود در هند و اديان غرب, مانند انگليس و امريكا و تأثيرات اجتماعى آن اديان پرداخته است كه در واقع تأثير تفكرات انسان برا نسان است و نه تأثير دستورات خدا بر انسان و زندگى وى. نكته جالب توجه اينكه: در اين مجموعه سه جلدى, هيچ اسمى از اسلام كه شكل دهنده بزرگ ترين حركت هاى اجتماعى دوران معاصر در دنياست, به ميان نيامده است و همين مطلب نه از ديد يك مسلمان, كه از ديد يك جامعه شناس منصف و يك محقق بى طرف, به خوبى نشان دهنده درجه اعتبار علمى اين دايرةالمعارف جامعه شناسى دين است.
از طرفى, براى محققانى كه علاقه مند به بررسى اديان ديگر به غير از اسلام و تأثيرات اجتماعى آنها و نيز ديدگاه غير مسلمانان نسبت به دين و جايگاه آن در اجتماع و زندگى اجتماعى خود هستند, اين دايرة المعارف مى تواند مفيد باشد.

گام هايى به سوى قرآن در اندونزى امروز
Approaches to the Quran in Contemporary Indonesia
به تصحيح عبداللّه سعيد (Abdullah Saeed)
اين كتاب; مجموعه مقالاتى در مورد قرآن و نيز فعاليت هاى قرآنى و اسلامى در اندونزى است. بنا بر قول ناشران اين كتاب, اندونزى جزو كشورهاى اسلامى است كه مورد بى توجهى مسلمانان و متفكران و قرآن پژوهان مسلمان قرار گرفته است و نياز به انتشار كتبى در زمينه هاى اسلامى و قرآنى و در ارتباط با زندگى و تفكرات مردم اندونزى, عامل اصلى انتشار اين كتاب كه بخش عمده نويسندگان مقالات آن, اندونزيايى هستند, بوده است.
مطالب اين كتاب, شامل يازده مقاله است كه از آن جمله به عناوين زير مى توان اشاره كرد:
ـ تفسير قرآن در جهان مالايى ـ اندونزيايى;
ـ روش (Hamka) در تفسير آيات حقوقى قرآن;
ـ گامى به سوى مفاهيم قرآن;
ـ جنبش زنان مسلمان اندونزى و نظريه تعدد زوجات;
ـ استفاده و سوء استفاده از آيات قرآن در سياست هاى امروزى اندونزى.
اين مقالات حاصل تلاش محققان مسلمان اندونزيايى در برخورد با مسائل و نيازهاى روز كشوررشان به عنوان يكى از بزرگ ترين كشورهاى مسلمان و نگاه به قرآن به عنوان منبعى مناسب براى پاسخگويى به اين نيازهاست.
جداى از صحت يا عدم صحت مطالب مندرج در اين مقالات, اين نگاه محققان اندونزيايى به قرآن, نگاهى ارزشمند است, اما در عين حال اينكه دانشگاه آكسفورد و انگليسى ها اقدام به چاپ و نشر اين مقالات و پاسخگويى به اين نياز نموده اند, محل تأمل و ترديد است; لذا مطالعه اين كتاب و بررسى صحت مطالب آن, نيازمند امعان نظر محققان و اسلام شناسان و قرآن پژوهان است كه باتوجه به شرايط امروز جهان اسلام و اقدامات همه جانبه غرب در نابودى و تخريب اسلام و قرآن, ضرورى به نظر مى رسد.

عصر طلايى و سقوط تمدن اسلامى
The Golden Age and decline of Islamic Civilisation
اس. اى. الجزيرى (S.E. Aldjazairi)
اين كتاب به بررسى تمدن اسلامى, شكل گيرى آن, رشد, گسترش و سپس افول آن مى پردازد.
مطالب اين كتاب در سه بخش كلى: نگاهى به تمدن اسلامى; علوم اسلامى و دانشمندان مسلمان; و ابعاد اسلامى, به بررسى اين نكته مهم مى پردازد كه: اگرچه تمدن اسلامى در دوره و دوران هايى, بزرگ ترين و باشكوه ترين تمدن جهان بوده است; با اين حال چرا اكنون كشورهاى مسلمان, جزو ممالك پيشرفته جهان محسوب نمى شوند و علت پيشى گرفتن تمدن غرب ـ كه عمرى بس كوتاه تر و پيشينه اى بس تاريك تر دارد ـ بر تمدن اسلامى چيست؟
اين كتاب در حدود هشتصد صفحه به بررسى اين موضوع پرداخته است; اما قسمت نتيجه گيرى آن كه ماحصل اين بحث طولانى است, در كمتر از يك صفحه, چكيده مطلب و نتيجه آن را بيان مى كند.
نگاه نويسنده به تمدن اسلامى, نگاهى منصف بوده, به هيچ وجه به ديده حقارت و به عنوان تمدنى ضعيف و كوچك به آن نظر نكرده است و در فصول مختلف به بررسى تجارت و صنعت, شهرها و شهرسازى و معمارى, باغ ها, آموزش و تحصيل علم, فرهنگ و تاريخ, نجوم و ستاره شناسى, شيمى, مهندسى, جغرافى, رياضى, پزشكى و علوم مرتبط, فيزيك و نور در تمدن اسلامى پرداخته, سپس به بررسى آغاز مشكلات و علل آنها و سرانجام افول تمدن اسلامى و پيشى گرفتن غرب پرداخته است.
در كنار علمى بودن مطالب اين كتاب, درس هاى فراوانى در اين رشد و افول نهفته است كه باعث مى شود مطالعه اين كتاب, براى تمامى علم دوستان و مسلمانان مناسب و درس آموز باشد.

وجدان انسان و روابط مسلمانان و مسيحيان
Human Consience and Muslim-Christian Relations
اُ. ليرويك (OddbjQrn Leirvik)
اين كتاب با طرح اين سؤال كه (آيا وجدان بشرى مى توان زنجير اتحاد بين مسيحيان و مسلمانان, در عين تفاوت هاى اخلاقى و مذهبى آنان باشد؟) به بررسى روابط مسلمانان و مسيحيان و چگونگى بهبود اين روابط پرداخته است.
مطالب اين كتاب در پنج بخش كلى تنظيم شده است:
ـ معرفى: افق [بحث] و تمركز بر آن, واژه ها و عبارات و روش ها;
ـ وجدان مسيحى و اخلاق اسلامى;
ـ فاصله: معانى (ضمير);
ـ الضمير در نوشته هاى نويسندگان مدرن مسلمان مصر;
ـ مباحث پايانى و نتايج.
در واقع بيشتر تمركز نويسنده بر مصر و مسلمانان و مسيحيان مصرى به عنوان نقطه تقابل طبيعى اين دو دين بوده است. نويسنده عنوان مى كند: در مصر, نويسندگان بزرگ مسلمان, از روابط خود با مسيحيان بهره زيادى برده اند و اين روابط تأثير آشكارى بر نوشته هاى نويسندگان مسلمان داشته است. وى تمركز بر عوامل مشترك بين اين دو دين و نزديكى پيروان آنها را عاملى براى موفقيت و پيشرفت مى داند و معتقد است: مطالعه اين كتاب براى پژوهشگران و محققان در زمينه هاى اسلام, مطالعات فرهنگى و اخلاقى بسيار مفيد و بلكه ضرورى است.

محمد(ص) و چارلمن
Mohammed and the Charlemagne
هنرى پيرنه (Henri Pirenne)
اين كتاب در دو بخش كلى (اروپاى غربى پيش از اسلام) و (اسلام و كارولينجان ها) (سلسله اى از حاكمان آلمان و فرانسه در قرون ٨ تا ١٠ ميلادى), به بررسى تاريخى اروپا و چگونگى ورود اسلام به آن و نتايج و اتفاقات حاصل از اين ورود مى پردازد.
هركدام از دو بخش اين كتاب, شامل سه فصل با عناوين زير است:
١ـ تداوم تمدن مديترانه در غرب, پس از حمله آلمان ها:
ـ وضعيت اقتصادى و اجتماعى پس از حمله و كشتيرانى مديترانه;
ـ حيات فكرى و عقيدتى پس از حملات.
٢ـ گسترش اسلام در حوزه مديترانه:
ـ كودتاى كارولينجان و موضعگيرى پاپ;
ـ آغاز قرون وسطى.
در آغاز قسمت دوم اين كتاب آمده است: (هيچ چيزى نمى توانست ما را در درك گسترش اسلام در قرن هفتم, بهتر از مقايسه تأثير آن بر امپراتورى روم با تأثير حملات آلمان ها بر اين امپراتورى يارى كند… ). اين مطلب به خوبى گوياى اين است كه كل قسمت اول اين كتاب كه ١٤٦ صفحه از ٢٩٣ صفحه كل كتاب را تشكيل مى دهد (دقيقاً نيمى از حجم كتاب), براى انجام اين مقايسه نوشته شده است. در انتهاى كتاب, نتيجه مباحث تاريخى و تحليلى مطرح شده و مقايسه حمله آلمان ها و مسلمانان به اين صورت مطرح گشته است كه: تفاوت حمله آلمان ها و مسلمانان در اين است كه آلمان ها به نابودى تمدن مديترانه و از بين بردن يگانگى آن نپرداخته اند, اما حمله مسلمانان باعث از بين رفتن تمدن مديترانه و امپراتورى روم, از بين رفتن فرهنگى غنى و قديمى, جدا شدن سرزمين هاى غرب از شرق و عقبماندگى سرزمين هاى اشغال شده توسط مسلمانان شد.
در واقع, قصد اصلى نويسنده, مطرح كردن اسلام و مسلمانان به عنوان مهاجمان بى رحم و بى پيشينه و بى تمدنى است كه از اعتماد مردم سرزمين هاى تسخير شده به عدم حمله آنان, بهره برده, به قتل و غارت و ترويج فساد و عقبماندگى پرداخته اند.
بررسى صحت و عدم صحت مطالب تاريخى و سير وقايع, از عهده مورخان و تاريخ پژوهان برمى آيد, اما درك انگيزه و غرض نويسنده به هيچ گونه تخصص و اطلاعاتى نياز ندارد.
مطالعه اين كتاب براى محققان و مورخان و استادان, فايده خاصى نخواهد داشت, اما دانشجويان و دانش پژوهان جوان ما با مطالعه اين كتاب مى توانند باروش هاى تخريبى غرب در مواجهه با اسلام و چگونگى سوءاستفاده از مطالب تاريخى آشنا شوند; به ويژه كه عنوان كتاب, (محمد(ص) و چارلمن) (امپراتور روم قديم) است; در حالى كه حمله مسلمانان و اشغال سرزمين هاى ذكر شده در كتاب, نه در زمان حضرت محمد(ص) و نه به دستور ايشان بوده است و هيچ ارتباطى ميان دو اسم مطرح شده در عنوان كتاب وجود ندارد.

همنشينى كمبريج با قرآن
The Cambridge Companion to The Quran
به تصحيح جين دامن مك اوليف
(Jane Dammen McAuliffe)
اين كتاب كه مجموعه مقالاتى در مورد قرآن است, در پنج بخش با عناوين: شكل گيرى متن قرآن; توضيح و بررسى; انتقال و نشر; تفاسير و سنن فكرى و عقلانى; و مطالعات معاصر و با مقالاتى از جمله: زمينه تاريخى قرآن, شكل گيرى يك متن ثابت, نظرات ديگر راجع به شكل گيرى قرآن, سيماى ساختارى, زبانى و ادبى قرآن, از برگ نخل تا اينترنت, وظايف و سنن تفسيرى, محققان غربى و قرآن, تفسير سياسى قرآن و قرآن و ديگر مذاهب و چندين مقاله ديگر به بررسى قرآن از ديدگاه هاى متفاوت مى پردازد.
در مقدمه آمده است: در بخش ١ـ به بررسى پايه هاى تاريخى و زمينه پيدايش قرآن پرداخته ايم; در بخش ٢ـ به بررسى خود متن قرآن از جنبه هاى مختلف; در بخش ٣ـ به چگونگى انتشار قرآن در جهان (چاپ و… ); در بخش ٤ـ به بررسى چگونگى شكل گيرى تفاسير مختلف و نهايتاً در بخش ٥ـ به بررسى دقيق تر تفاسير قرآن و رابطه معانى قرآن با دنياى امروز مى پردازيم. همكارانى كه براى نگارش اين كتب از آنها درخواست كمك و نوشتن مقاله كردم, به سرعت به درخواست من پاسخ دادند; دوستانى كه داراى درجات عالى دانشگاهى هستند.
اين كتاب نيز از جمله كتبى است كه سعى در مخدوش جلوه دادن چهره اسلام و قرآن داشته, تلاش كرده است قرآن را كتابى عادى و غيرالهى و داراى ايراد و اشكال نشان دهد و به توليد و تكرار شبهاتى در مورد آن بپردازد. اين كتاب نيز مانند بسيارى از ديگر كتب نوشته شده توسط غربى ها, اصل قرآن را برگرفته از مسيحيت و انجيل و تورات مى داند و عبارت (قرآن مسيحى) بارها در آن به چشم مى خورد.
بررسى اين كتاب براى پاسخگويى به شبهات و مطالب غيرعلمى و بى پايه و اساس و مغرضانه آن, در حوزه تخصصى قرآن پژوهان و اسلام شناسان و مورخان اسلامى است.

اسلام و كمدى الهى
Islam and The Divine Comedy
ميگوئل آسن پالاينر (Migual Asin Palacios)
نويسنده در اين كتاب به بررسى كمدى الهى دانته و مقايسه آن با معراج حضرت محمد(ص) و ديگر اتفاقات مطرح شده در متون دينى مسلمانان مى پردازد.
مطالب اين كتاب در چهار بخش با عناوين زير تنظيم شده است.
ـ داستان مسافرت شبانه و معراج حضرت محمد(ص) و مقايسه آن با كمدى الهى;
ـ كمدى الهى و مقايسه آن با ديگر داستان هاى مسلمانان در مورد زندگى پس از مرگ;
ـ نمود و سيماى اسلامى در داستان هاى مسيحى مؤثر در كمدى الهى;
ـ احتمال انتقال مدل هاى اسلامى به اروپاى مسيحى, به ويژه به دانته.
نويسنده در پى تحقيقات و مطالعات خود, پى به شباهت ميان داستان معراج دانته و بئاتريس (Beatrice) مى برد. با تحقيق بيشتر, وى درمى يابد اين داستان در كتاب (ابن عربى) نيز وجود دارد و در نهايت, داستان معراج پيامبر به عنوان منبع داستان (ابن عربى) نويسنده را وا مى دارد تا با تحقيق بيشتر, به منبع اصلى داستان دست يابد. وى به بررسى متون مسيحيت نيز مى پردازد و در آخر درمى يابد منبع اصلى داستان معراج و بسيارى ديگر از داستان هايى كه حتى در متون مسيحيت وارد شده اند (البته پيش از اسلام), اسلام و ديدگاه هاى آن راجع به حيات پس از مرگ و… است.
اين كتاب, تحقيقى تاريخى ـ علمى در زمينه اى جذاب و خواندنى است و مطالعه آن در كنار مطالب آموزنده آن, مفرح و لذت بخش است. گرچه نويسنده از داستان معراج پيامبر و سفر وى به عرش الهى و ديدن بهشت و جهنم, به عنوان (افسانه) ياد مى كند و اين نشان از ديدگاه غيراسلامى وى دارد, اما منصف بودن وى و صحبت از اينكه اين مطلب اولين بار در متون اسلامى آمده, اين نكته را براى خواننده مسلمان قطعى مى سازد كه منبع اين مطالب, افسانه و داستان نيست و از جايى نقل شده است, بلكه خود, منبع ديگرانى چون دانته است.

گلچينى از تفاسير قرآنى
An anthology Quran Commentaries
تصحيح فراز حمزه و سجاد رضى
(Feraz Hamza; Sajjad Rizvi)
اين كتاب كه مجموعه مقالاتى در مورد قرآن و برخى مفاهيم آن و تفسير آنهاست, در شش قسمت مختلف به بررسى شش موضوع مى پردازد:
ـ جستجوى صورت خدا (فاينما تولو فثم وجه اللّه);
ـ تخت خدا و صندلى علم (وسع كرسيه السموات و الارض);
ـ رحمت واجب (كتب على نفسه الرحمة);
ـ نور آسمان ها و زمين (اللّه نور السموات والارض);
ـ اندازه (انا كل شىء خلقناه بقدر);
ـ توحيد (قل هو اللّه احد).
اين كتاب به بررسى معانى و تفاسير اين آيات و مفاهيم از ديد مفسران مختلف اسلامى, مانند فخر رازى, زمخشرى, شرفى, عياشى, طبرى, رشيدرضا, ابوحاتم, ميبدى, جعفر بن منصور و ديگران مى پردازد. طبق پيشگفتار كتاب, به بررسى اين پرسش مى پردازد كه: (چگونه شرايط تاريخى, فكرى و اجتماعى بر تفسير قرآن اثر مى گذارند؟) و نيز بيان مى كند (هر مفسر و تفسيرى, محصولى از شرايط زمان خود است). اين كتاب در چند جلد نگاشته شده و در هر جلد به بررسى دسته اى مفاهيم خاص مى پردازد و از عناوين مطرح شده در اين كتاب نيز پيداست كه هدف ناشران اين كتاب كه انتشارات دانشگاه آكسفورد است, بررسى اين مفاهيم است كه القاى مفاهيم موردنظر غربى ها از زبان مسلمانان و مفسران است و براى رسيدن به اين هدف, ايشان مخصوصاً روى آيات و عباراتى دست گذاشته اند كه بتوانند اهداف خود را از طريق بيان تفاسير آنها دنبال كنند.
مطالعه اين كتاب, براى بررسى مقاصد اصلى ناشران آن و چگونگى رسيدن به مقصودشان از طريق تفاسير اسلامى كه مطمئناً فعاليتى بسيار حساب شده و متفكرانه است, براى محققان و اسلام شناسان و قرآن پژوهان و مفسران مناسب و مفيد است و براى دانشجويان و دانش پژوهانى كه تخصصى در قرآن و تفسير آن ندارند, مناسب به نظر نمى رسد.

راهنماى مسلمانان جوان به سوى دنياى مدرن
A Young Muslimصs Guide to the Modern World
سيدحسين نصر.
اين كتاب به بررسى اسلام, دنياى مدرن و چگونگى برخورد مسلمانان با چالش هاى اين دنياى مدرن مى پردازد. مطالب اين كتاب, در سه بخش زير تدوين و تنظيم شده است:
ـ پيام اسلام;
ـ طبيعت دنياى مدرن;
ـ نتيجه, پاسخ به چالش هاى دنياى مدرن.
اين كتاب به نيازهاى يك مسلمان در تعامل با دنياى جديد و بى دين, على الخصوص غرب و غربى ها پاسخ مى دهد.
طرح مطالب در اين كتاب, به اين صورت است كه نويسنده ابتدا به مطرح كردن عناصر مهم و كليدى در اسلام مانند قرآن, حديث, رابطه خدا, انسان و جهان, شريعت و قوانين اسلام, تفكرات اسلامى, علوم اسلامى و… پرداخته, سپس وارد دنياى مدرن غرب مى شود با طرح جايگاه دين در غرب, فلسفه مدرن غربى, علوم پيشرفته و تكنولوژى, حيات سياسى, اقتصادى و اجتماعى دنياى مدرن و… به بررسى دنياى غربى ها مى پردازد و در نهايت, در قسمت پايانى و انتهايى كتاب, با عنوان كردن (مسلمان جوان و پاسخ اسلامى به دنياى مدرن) به طرح دغدغه اصلى خود پرداخته, راه ورسم برخورد با اين پيچيدگى ها و چالش ها را به مسلمانان و على الخصوص قشر جوان تر كه هم در علوم اسلامى كم اطلاع تر بوده و هم در برخورد با جهان كم تجربه ترند, مى نماياند.
مطالب اين كتاب, مطمئناً مى تواند مورد استفاده جوانان مسلمان و متعهد اين مرز و بوم و على الخصوص دانشجويان و دانش پژوهانى كه ممكن است براى تحصيل و يا هر علت ديگرى به غرب سفر كنند, قرار گيرد و البته بررسى چنين كتبى از سوى محققان و دانشمندان براى بهبود كيفيت اين گونه مطالب, خالى از فايده نخواهد بود.

مطالعاتى بر تمدن اسلامى
Studies on the Civilization of Islam
هميلن. اى. آر. جيب
(Hamilion A. R. Gibb)
اين كتاب, به بررسى اسلام و تمدن اسلامى از قرون وسطى (تقريباً آغاز خلافت خلفا) تا به امروز مى پردازد و البته منظور از اسلام, اسلام برادران اهل سنت, يعنى بزرگان اسلام و تمدن اسلامى, خلفاى اهل سنت و بنى اميه و بنى عباس و مانند آنهاست.
مطالب اين كتاب در سه بخش كلى با عناوين زير طرح شده است:
ـ تاريخ اسلام قرون وسطى;
ـ اصول و بنيان هاى اسلامى, فلسفه و دين;
ـ جريانات فكرى معاصر.
در اين فصول, نويسنده به بررسى تاريخ اسلام, حكومت اسلامى و تكامل آن, ارتش هاى اسلامى, فتوحات اسلامى, تئورى خلافت اهل تسنن, تئورى الوردى در مورد خلافت و زمينه اسلامى نظريه سياسى ابن خلدون, ساختار تفكر دينى در اسلام, قرآن, خداشناسى و قانون, تصوف و عرفان و… مى پردازد.
ديدگاه هاى نويسنده در مورد تمدن اسلامى و كسانى كه بايد به بررسى و تحصيل آن بپردازند, نسبتاً بى طرفانه اما نه صحيح ـ و قابل پذيرش است. وى معتقد است: دنياى كنونى اسلام خصوصاً در خاورميانه, دچار مشكل نبود محققان و تاريخ پژوهان برجسته و چيره دست است تا به كمك آنان و تحليل هاى صحيح و منطقى آنان, مسلمانان اشكالات كنونى خود را دريافته, در صدد رفع آنها برمى آيند.
مطالعه اين كتاب براى محققان و اسلام شناسان و اسلام پژوهان و مورخان خصوصاً براى بررسى و تحصيل مطالب و ديدگاه هاى آن, مناسب است.

همراه با قرآن
Companion to the Quran
ام. مونتگمرى وات
(W. Montgomery Watt)
اين كتاب در حقيقت ترجمه و تفسير قرآن (بدون ذكر متن عربى) به صورت انتخابى است; مثلاً در مورد سوره (احمد) پس از آوردن توضيحاتى در مورد مفاهيم مطرح شده در سوره (اينكه در نماز خوانده مى شود و چند مورد ديگر), به ذكر معنا و تقريباً تفسير عبارات ذيل مى پردازد: بسم اللّه الرحمن الرحيم, رب العالمين, الصراط المستقيم, المغضوب عليهم, والضالين.
تمامى ١١٤ سوره قرآن در اين كتاب (به طور ناقص و انتخابى) آمده اند; البته مطالب مطرح شده در توضيح و تفسير آيات قرآن, مطالب خوب و قابل پذيرشى بوده و نويسنده نگاهى منصفانه به آيات قرآن داشته و تلاش وى براى انتقال مفاهيم قرآن, اگرچه خالى از اشكال نيست, اما درصد خطاى آن پايين بوده, منطق وى در توضيح مفاهيم, نشان دهنده اطلاعات خوب وى از اسلام و قرآن مى باشد; براى مثال در سوره نور و حول آيات ابتدايى آن كه در مورد زنا و مجازات آن صحبت شده است, مى گويد: (اعراب از لغت (زنا) براى زناى محصنه و غيرمحصنه استفاده مى كنند و از اين آيه (الزانى والزانية فاجلدو اكل واحد فهمائته جلدة) فقط مفهوم زناى غيرمحصنه استفاده مى شود; چرا كه در قانون اسلام براى زناى محصنه, مجازات سنگسار در نظر گرفته شده است (البته اين در حالى است كه اسلام, عملاً به دست آوردن شواهد كافى براى اثبات آن را غير ممكن ساخته است) [اشاره به شهادت چهار شاهد عادل. م]). اين دقت در تفاوت زناى محصنه و غيرمحصنه و مهم تر از آن, رسيدن به اين مطلب كه براساس نظر اسلام, عملاً اثبات زنا از طريق شهادت شاهدان ممكن نيست, نشان دهنده اطلاعات خوب و دقت بالاى نويسنده است, و اعتراف به اين مطلب, نشان دهنده انصاف و بى غرض بودن وى مى باشد.
ناقص بودن سور و نبود متن آنها به صورت مشخص, باعث مى شود اين كتاب براى مسلمانان و به خصوص ايرانيان كه ترجمه ها و تفاسير قابل اعتماد و كامل متعددى در دست دارند, خيلى مفيد نباشد; اما بررسى اين كتاب و مشاهده ديدگاه ها و برخورد غربى ها (البته منصفين آنها) با قرآن, براى محققان و صاحب نظران و دانشجويان و دانش پژوهان خالى از لطف نخواهد بود

تولد حضرت محمد(ص)
The birth of the prophet Mohammed
ماريون هولمز كاتز
(Marion Holmes Katz)
اين كتاب به بررسى ولادت حضرت محمد(ص), جشن ها و شادى هاى مسلمانان از شروع اسلام تاكنون و علل برگزارى اين جشن ها مى پردازد.
مطالب اين كتاب در پنج بخش با عناوين زير آمده است:
ـ ظهور روايات و اقوال مختلف از مولد (تولد حضرت محمد(ص));
ـ هدايا و تبادل آنها در جشن هاى مولد;
ـ احساسات, قانون و جشن گرفتن مولد;
ـ زمان و ارزش (زمان هاى خاص) در جشن گرفتن مولد;
ـ مولدها تحت هجوم.
هدف نويسنده از تأليف اين كتاب, بيان اين مطلب است كه جشن ميلاد رسول گرامى اسلامى(ص) نه سنتى اسلامى و برگرفته از دين, بلكه بدعتى سياسى, براى رسيدن به مقاصدى خاص از سوى حاكمان مسلمان و گروه هاى خاص مى باشد. وى عنوان مى كند: منشأ جشن هاى (مولد) ميان محققان مسلمان و سكولار, شناخته شده و مشهور در نظر گرفته مى شود, در حالى كه حتى مشتاق ترين حاميان اين جشن ها, معترف اند اين آيين, بدعتى است كه قرن ها پس از فوت رسول اللّه(ص) شكل گرفته است و ادله تاريخى فراوانى وجود دارند كه فاطميون مصر جزو پديد آورندگان اوليه اين بدعت بوده اند.
اين مطلب كه نويسنده در ميان هزاران و بلكه صدها هزار بدعت آشكار ريز و درشت كه بسيارى از آنها توسط خود غربى ها شكل گرفته و ترويج يافته است, در تمامى طول كتاب, از اين جشن ها به عنوان بدعت ياد مى كند و تلاش مى كند نشان دهد اين بدعت توسط افرادى خاص و به دلايل خاص, توجيه شده و حتى برايش ارزشى دروغين قائل شده اند, نشان از مغرضانه بودن و هدفمند بودن نگارش اين كتاب و تلاش ناشران آن براى تخريب اين سنت و بى ارزش جلوه دادن آن دارد.
جالب اينكه اين نويسنده, محمدبن عبدالوهاب را جزو بزرگان اسلام و سخنان وى را سخنانى ارزشمند و جزو اسناد اسلامى مى داند (؟!) و نظر وى را كه اين جشن ها بايد كنار گذاشته شوند, به عنوان دليلى بر صدق مدعاى خود, نقل مى كند.

جنبه هايى (نمودارى) از تمدن اسلامى
Aspects of Islamic Civilization
اى. جى. آربرى (A. J. Arberry)
اين كتاب به صورت تقريباً پراكنده و غيرمنسجم, به بررسى جنبه هاى مختلفى از اسلام و تأثير آن بر زندگى مسلمانان و غيرمسلمانان پرداخته است. مطالب اين كتاب در چهارده فصل با عناوين زير تنظيم شده است:
ـ صحراى عربستان;
ـ سخنان خدا;
ـ سنت و خلفا;
ـ آگاهى و دانش شرق;
ـ علوم غرب;
ـ La dolca vita;
ـ مشاوره ها و توجيه هاى مذهبى;
ـ لحظات عجيب و فوق عارى;
ـ فواصل شعرى;
ـ ايمان و شك;
ـ امثال و حكم;
ـ هنر (حافظ);
ـ دو شاعر مدرن مصرى;
ـ انقلاب اسلام.
از عناوين فصول بالا, پراكندگى و عدم انسجام مطالب بيان شده پيداست. ديدگاه اين كتاب در مورد خلافت, ديدگاه اهل تسنن است و حتى احاديثى در بزرگى و عظمت ابوبكر و عمر نقل شده است تا دليلى بر خلافت برحق آنان باشد.
در ابتداى اين كتاب آمده است: مسلمانان كه با آداب و سنن مشترك, گذشته از اختلافات داخلى شان, گروهى قدرتمند از ملت ها هستند كه اكثريت آنها به تازگى از حكومت هاى استعمارى رهايى يافته اند, از مراكش تا اندونزى و از تركيه تا سودان, با اقليت هاى فراوانى كه در ديگر كشورها دارند, دنيايى با چهارصد ميليون جمعيت را تشكيل مى دهند و همگى به دنبال به دست آوردن افتخار و بزرگى تمدنى هستند كه در دوران اوج خود, دنيا را فرا گرفته بود و بر آن حكومت مى كرد.
در اين دنياى پيشرفته و پر از اعداد و ارقام و در كتابى كه در سال ٢٠٠٨ منتشر شده است, اينكه تعداد مسلمانان جهان ٤٠٠ ميليون ذكر مى شود, كمى عجيب است. تلاش نويسنده براى نماياندن جنبه هاى مختلف تمدن اسلامى و ترجمه متون فراوانى از زبان هاى مختلف, در عين اينكه در برخى موارد دچار ضعف و اشتباه است, قابل قبول و ارزشمند است.
مطالعه اين كتاب به محققان و پژوهشگران صاحب نظر ما, خصوصاً براى ارزيابى و ارزشگذارى مطالب آن, پيشنهاد مى شود, حال آنكه دانشجويان و دانش پژوهان نه چندان متخصص اگرچه با مطالعه آن اطلاعات زيادى به دست خواهند آورد, اما تمامى اين اطلاعات قابل اعتماد و پذيرش نبوده, نيازمند بررسى و تحليل بيشتر و دقيق تر است.

همراه با قرآن
The Blackwell Companion to the Quran
به تصحيح اندرو ريپين
(Andrew Rippin)
اين كتاب, از سرى كتاب هاى The Blackwell) (Companion to... به معنى (Blackwell) همراه با… مى باشد كه هر بار به بررسى يك موضوع مذهبى مى پردازد (در حقيقت نام اين سرى Blackwell) (Companion to Religaon مى باشد كه معناى آن Blackwell همراه با مذهب است). از ديگر كتب اين مجموعه, Blackwell همراه با (يهوديت, انسان شناسى مذهب, انجيل عبرى (تورات), الهيات پست مدرن, اخلاق مسيحى, تفكرات معاصر اسلامى و. . ). مى باشد كه گردآورى اين مجموعه كتب, نشان از تلاش ناشر آنها براى بررسى و معرفى موضوعات مختلف مذهبى است.
كتاب حاضر, مجموعه مقالاتى در مورد قرآن است كه در پنج بخش كلى زير با جهت گيرى خاصى مطرح شده است:
ـ آشنايى;
ـ متن (قرآن);
ـ محتوا;
ـ تفسير;
ـ كاركرد و كاربرد.
براى مثال, در بخش (محتوا) كه به بررسى مفاهيم مطرح شده در قرآن مى پردازد, هفت مقاله آمده است كه عبارتند از: خدا, پيامبران و نبوت, موسى, مناظرات, دانستن و انديشيدن, روابط جنسى, جنسيت و خانواده و جهاد. با اندكى دقت در عناوين اين مقالات, على الخصوص جدا كردن موسى از ديگر پيامبران و انگشت گذاشتن بر روابط جنسى و جهاد ـ به طور مشخص ـ مى توان گفت: در كنار اين نيت نه چندان حسنه, نويسندگان مقالات نيز خالى از بيان خاص و (قربةً الى اللّه) دست به قلم نبرده اند. در آخرين بند مقاله جهاد (قرآن و جهاد در دوران معاصر) مى خوانيم: (حقيقت مطلب اين است كه استدلال مستقل در تفسير قرآن (تفسير به رأى) در درجات مختلف, تا به امروز نيز ادامه داشته و اكنون هم بسيار رايج است; براى مثال دقيقاً همان نظرياتى كه امروزه در غرب مورد بحث و عامل تغيير و تحول اند, در دنياى اسلام نيز به طور قابل ملاحظه اى تأثير گذارند. اين مباحث شامل (نقش زن), (دولت), (مذهب و كشور), (اقتصاد) و مهم تر و واضح تر از همه, (جهاد و روابط با كفار) است… . يك نمونه از تفاسير كاملاً جنگ طلبانه و ستيزه جويانه از قرآن در مورد روابط با كفار, در فتواى مشهور اسامه بن لادن كه در ٢٣ فوريه ١٩٩٨ منتشر شده است, ديده مى شود… ).
مطالعه اين كتاب, براى اهل نظر و دقت, اكيداً توصيه مى شود; چرا كه ديدگاه هاى مطرح شده در اين كتاب, بايد مورد مداقه قرار گيرد و احياناً پاسخ داده شود; چرا كه در پشت جلد اين كتاب مى خوانيم: (… اين كتاب, منبعى ايده آل براى كسانى است كه مى خواهند قرآن را به عنوان يك متن كه جزئى مهم و اساسى از زندگى مسلمانان است, نخوانند و بفهمند…).

خلافت, طلوع, افول و سقوط آن
The Caliphate Its Rise, Decline, and Fall
ويليام ماير (William Muir)
اين كتاب به بررسى خلافت خلفا, بعد از پيامبر(ص), از ابوبكر تا المستعصم مى پردازد; و واضح و روشن است كه ديدگاه نويسنده در مورد خلافت, ديدگاه برادران اهل سنت بوده, طبيعتاً داراى اشكالات فراوان تاريخى مى باشد; البته نگاه نويسنده تنها به خلافت خلفا در دنياى عرب نبوده و به بررسى اتفاقات حكومتى و جنگ ها و سقوط و صعودهاى حاكمان ديگر كشورها از مربه تخت سلطنت نيز پرداخته است.
فصول فراوان اين كتاب دو جلدى, امكان پيش نمايش آنها را ناممكن مى سازد, اما همان طور كه در بالا نيز اشاره شد, اين كتاب داراى زمينه اى تاريخى است و از آنجا كه حقايق تاريخى, به وضوح متفاوت از آن چه در اين كتاب نقل شده, مى باشد, نيازى به بررسى دقيق مطالب آن نيست. تنها موردى كه مى توان گفت اينكه: اگرچه اين گونه كتب اهل تسنن, على الخصوص كتب تاريخى, فاقد صحت و سقم لازم بوده و تقريباً در تمامى مواردى كه محل اختلاف و اشكال است, به خطا رفته نظر اشتباه را برمى گزينند, با اين حال مطالعه و بررسى آنها براى جوانان و دانشجويان و دانش پژوهان ما خالى از فايده نيست; البته در كنار كتب صحيح, تا بدانند در تاريخ, حتى در تاريخ وقايع بزرگى كه صدها هزار نفر شاهد آن بوده اند (مانند واقعه غدير) به چه آسانى دست مى برند و حقايق را كتمان و اكاذيب را منتشر مى كنند و اين خود جزء بزرگ ترين درس هاى تاريخ است كه (فيه اعتبار للناس).

علوم مكتوب و غيرمكتوب (شفاهى) در اوايل اسلام
The Oraland the Written in Early Islam
گريگور شولر (Gregor Schoeler)
اين كتاب توسط پروفسور شولر (اگر درست خوانده باشم) كه استاد و داراى كرسى مطالعات اسلامى در دانشگاه باسل (Basel) آلمان است, به صورت غيرمستقيم نوشته شده است; چرا كه در واقع مجموع شش مقاله ارائه شده توسط اين استاد است كه براى اولين بار به زبان انگليسى ترجمه و به صورت كتاب ارائه شده است.
عناوين اين شش مقاله عبارتند از:
ـ انتقال علوم (مفاهيم) در اوايل اسلام: شفاهى يا كتبى؟
ـ نگارش و انتشار: در استفاده و كاركرد كتابت در اوايل اسلام;
ـ نظريه اشعار شفاهى و ادبيات عرب;
ـ تورات شفاهى و حديث: انتقال, ممنوعيت كتابت, انشاء;
ـ نويسنده (كتاب العين) كيست؟
پيش از مقدمه, در ابتداى كتاب, آمده است: مبدأ و سرچشمه شكل گيرى عقايد فكرى و تفكرات عقيدتى مسلمانان چيست و علوم اسلامى چگونه از زمان حضرت محمد(ص) تاكنون حركت كرده, به دست مسلمانان امروز رسيده است؟ اصول و مبانى فكرى و اعتقادى مسلمانان در ابتدا شفاهى بوده است و نوشته اى در كار نبوده است. كتابت اين اصول و علوم از كجا آغاز شده است؟
در واقع, بررسى چگونگى آغاز كتابت در اسلام, به معناى پرداختن به موارد مهمى چون كتابت قرآن و نگارش و جمع آورى احاديث, قرائات و روايات هفت گانه و چهارده گانه مشهور, اختلاف در الفاظ و قرائت هاى قرآن قبل و بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلامى و ادبيات عرب و منابع آن و نيز شعر عرب كه قبل از اسلام به صورت شفاهى بوده و جزء مهم ترين و اصلى ترين منابع ادبيات عرب به شمار مى رفته و مى رود, مى باشد.
همچون اكثريت قريب به اتفاق كتب غيرمسلمانان در مورد اسلام, در اين كتاب نيز مسلمان به معناى مسلمان اهل تسنن است و لذا ديدگاه هاى مطرح شده در مورد مطالب مذكور در قسمت قبل, در راستاى ديدگاه هاى اهل سنت و تقريباً در تمامى موارد, مخالف با نظريات شيعيان و خلاف واقع است; علاوه بر اين, شيطنت يك غربى غير مسلمان را كه اين كتاب به طور همزمان براى اولين بار در امريكا و كانادا منتشر شده نيز بايد در نظر گرفت; از اين روست كه خواندن اين كتاب را كه موضوع و مطلب آن كاملاً تخصصى و علمى است, منحصراً به اهل علم و متخصصين در اين زمينه توصيه مى كنيم كه اگر پاسخى نيز در پى اين مطالعه, به ناشران اين كتاب داده شود (به صورت كتابى مستقل, با مطالب صحيح و واقعى), در جايگاه مسلمانى شيعه, به خاطر اين توصيه بر خود خواهيم باليد.
به علت تخصصى بودن مطالب اين كتاب و عدم وضوح بطلان اشتباهات آن در نظر غيرمتخصصين و امكان شكل گيرى تفكرات و نظريات غلطى كه خود پايه مشكلات عقيدتى و علمى بسيار خواهند شد, مطالعه اين كتاب به غير متخصصين و مطلعين, به هيچ وجه توصيه نمى شود.
لطف نماييد و اين كتاب را نخوانيد, با تشكر ويژه از همكارى شما.

لغت نامه مذهبى بريل
The Brill Dictionary of Religion
اين لغت نامه چهار جلدى, به بررسى لغات مرتبط با اديان مختلف و تعريف و تشريح آنها پرداخته, در واقع با تعريف لغات مذهبى به ارائه تعاريف, تفاسير و تحليل هايى از اديان مختلف و سير تحول آنها و پيروان آنها مى پردازد.
در مقدمه كتاب آمده است: (انتظار بسيارى از محققان تا قبل از قرن بيستم اين بوده است كه دير يا زود, اديان به كلى از دنياى مدرن حذف و محو خواهند شد…. تحليل ها حاكى از اين بوده است كه با پيشرفت بشر در زمينه هاى صنعتى, علمى, تكنولوژيكى و رشد فردگرايى و سكولاريسم, با پيشتازى اروپا و غرب, دين و تدين به كلى فراموش خواهد شد; اما برخلاف اين پيشگويى ها و نظريات جامعه شناسان و دين پژوهان, در سى سال گذشته, شاهد احيا و تقويت و رشد قابل ملاحظه دين و دين خواهى در جهان بوده ايم. . ). .
با اين مقدمه, ناشران در قسمت بعدى عنوان مى كنند: (انگيزه اى كه عامل انتخاب و گزينش كلمات و مداخل و توضيح آنها بوده, بازتاب جنبه هاى فراوان مباحث مذهبى در جوامع مدرن است).
در حقيقت, ناشران به طور حتمى بيان مى كنند منتظر محو و حذف كامل مذهب از زندگى بشر, به سردمدارى غرب بوده اند و حال كه اين اتفاق نيفتاده است, تصميم به جهت دهى و هدايت مباحث مذهبى و بهره بردارى از آنها گرفته اند; براى مثال يكى از مداخل اين لغت نامه, (مستى و نشئگى/مواد مخدر/روان گردان ها و توهم زاها) است كه حضور آن در يك لغت نامه مذهبى در ابتدا كمى عجيب به نظر مى رسد, اما با مطالعه توضيحات آن به اين مطلب برمى خوريم كه استفاده از مواد مخدر و روانگردان در بسيارى از فرهنگ ها و اديان مرسوم بوده, علت آن نيز دست دادن حالت غيرعادى و توهمانى است كه بزرگان مذهب از آن به عنوان تجربيات روحانى و عرفانى ياد مى كنند و حتى در بسيارى موارد, استفاده از مواد, منحصر به مراسم مذهبى و به دست رهبران دينى بوده است.
انگيزه نادرست و مغرضانه نويسنده اين مطلب, در جهت دادن به اذهان و عنوان كردن اينكه مذهب و دين يكى از عوامل اصلى گسترش مواد مخدر و روانگردان بوده و هست, كاملاً هويداست.
ايران و اسلام و قرآن نيز از مداخل اين لغت نامه اند.

سنت هاى اسلامى هند, ٧١١ ـ ١٧٥٠م
India's Islamic uaditean
به تصحيح ريچارد. ام. ايتون
(Richard M.Eaton)
اين كتاب, مجموعه مقالاتى در مورد تاريخ هند و چگونگى ورود اسلام به هند و چگونگى شكل گيرى سنت هاى اسلامى در هندوستان و البته با نگاهى نه چندان مثبت است; البته قضاوت دقيق راجع به صحت يا عدم صحت مطالب اين كتاب, در درجه اول نياز به تخصص در مورد تاريخ هندوستان و چگونگى ورود و گسترش اسلام در هند دارد, اما حتى بدون داشتن اين تخصص نيز مى توان فهميد كه جدا كردن (مهدويت) از (تشيع) و قرار دادن مهدويت و مهدويان در زمره گروه هاى قدرت طلب و نه مذهبى به دور از انصاف است.
اين كتاب در پنج بخش با عناوين زير به بررسى تاريخ هند و چگونگى تعامل هند و چگونگى تعامل هندوها و پيروان ديگر اديان با اسلام و مسلمانان و تأثيرپذيرى متقابل مسلمانان و غيرمسلمانان از يكديگر پرداخته است:
ـ معرفى خود و ديگران;
ـ مذهب و قدرت سياسى;
ـ تاريخ, ادبيات و قانون;
ـ سنن شيعى و صوفى;
ـ اسلام در مناطق [مختلف].
مقالاتى مانند (تفكر اسلامى در رابطه با مفاهيم هندى), (جزيه و شرايط در هند در خلال قرن هفدهم) و (تشيع فراگير) مقالاتى درخور توجه و قابل تأمل و بحث هستند.
از آنجا كه تاريخ, فى نفسه قابليت فراوانى براى دستكارى مغرضانه و غيرمغرضانه و استفاده و سوء استفاده دارد, اين كتاب به لحاظ موضوع تاريخى ـ اسلامى آن و به خاطر صحبت از اسلام, تشيع, تصوف و مهدويت, مناسب مطالعه و بررسى و نيازمند نقد و مداقه صاحب نظران و كارشناسان است, اما براى غير متخصصين, جز با ديده شك و ترديد و همراه با ديگر منابع موثق, قابل استفاده به نظر نمى رسد.

دايرة المعارف اسلام ٣
The Encyclopaedia of Islam٣
مؤسسه فرهنگى آرايه.
اگرچه اين كتاب, در مؤسسه فرهنگى آرايه در ايران منتشر شده است, دايرة المعارف اسلام برادران اهل تسنن است; چرا كه در اين دايرة المعارف كه از كلمه (Aaron) كه همان هارون بن عمران است, شروع مى شود و به (Azzam) و (Samira)ختم مى شود, هيچ خبرى از اسامى مبارك ائمه(ع) نيست. اگر از ديد برادران بزرگوار اهل سنت نيز به موضوع بنگريم, (Ali b.Abitaleb) (على بن ابيطالب(ع)) و يا اباعبداللّه الحسين(ع) به اندازه اى كه نامشان در دايرة المعارف اسلامى به عنوان داماد و نوه رسول اللّه و خليفه چهارم نقل شود و دست كم به اندازه (على قلى خان) كه نام مباركش در اين دايرة المعارف آمده, با اذهان و افكار مسلمانان گره خورده اند و اگر كسى بخواهد با اسلام آشنا شود, مطمئناً با نام اين بزرگان برخورد خواهد كرد.
البته از ديدگاهى ديگر, از دايرة المعارف اسلامى كه با كلمه (Aaron) كه نام انجيلى برادر موسى است و در قرآن و سنت مسلمانان به صورت (هارون) آمده كه شكل معرب كلمه عبرى (اهارون) است, انتطارى بيش از اين نيست; ظاهراً تنها فرهنگى كه در ميان اين نام انجيلى برگرفته از زبان يهوديان گم شده است, فرهنگ اسلامى است كه نام مندرج در قرآنش (هارون) است نه (آرون).
تنها نكته اى كه در اين ميان حل نشده باقى است, چگونگى درج نام يك انتشارات شيعى بر صفحه اول چنين دايرة المعارف معرضانه نگاشته شده اى است كه (اللّه اعلم).
از بزرگان مسلمان و اسلام پژوه خواستاريم اين دايرة المعارف شريف را مطالعه كنند و بر معلومات غيراسلامى و خصوصاً يهودى خود بيفزايند!

آشنايى دوباره با اسلام
A New Introduction to Islam
دنيل. دبليو. براون (Daniel W.Brown)
نظريات مطرح شده در اين كتاب, نه چندان كه از غرب انتظار مى رود بى منطق و بى انصاف و نه كاملاً منطقى و منصفانه و مستدل اند. شايد بهتر باشد بگوييم: نويسنده اى منصف, با اطلاعات نسبتاً خوب از اسلام (البته مانند اكثر اوقات اسلام برادران اهل تسنن) مسائلى را مطرح مى كند و به بررسى اسلام مى پردازد. شايد اين عنوان انتخابى از طرف نويسنده (آشنايى دوباره با اسلام) عنوان مناسبى باشد, آشنايى دوباره غربى ها با اسلام, از زبان خودشان.
البته باز هم بايد در نظر داشت نويسنده يك غربى اسلام شناس است, نه يك مسلمان اسلام شناس و باز هم همه چيز را از ديد ناظرى منتقد مى بيند; ناظرى كه ايرادهاى مطرح شده از سوى وى در بسيارى از اوقات جوابى بسيار ساده و بچگانه دارد.
در كنار تمامى ايرادهاى تاريخى, منطقى و مذهبى اين كتاب, تلاش نويسنده در جمع آورى اين مجموعه ارزشمند, واقعاً ستودنى است.
از تمامى محققان عزيز و صاحب نظران و كارشناسان مى خواهيم اين كتاب را مطالعه كنند; چرا كه همين انصاف و پذيرش حتى از طرف صاحب اين كتاب, باعث مى شود سخنانش اقبال و پذيرش بهترى از سوى خوانندگان داشته باشد و اين يعنى تمامى ايرادهاى ريز و درست مطرح شده در اين كتاب, على الخصوص در مورد قرآن و جاودانه و ازلى و ابدى بودنش, در اذهان خوانندگان مسلمان ايجاد شك و شبهه و در افكار غير مسلمانان توليد يقين و باور كند; لذا هم به احترام انصاف نويسنده و هم به سبب اثر افكار و اقوالش, پاسخ به اين كتاب ضرورى به نظر مى رسد.
و شما دوست عزيز كه تخصصى در مباحث اسلامى ندارى, در خواندن اين كتاب دقت كن و هر حرفش را محل تأمل و نه پذيرش بدان. راه پذيرش و فهم حقيقت براى حقيقت جويان و حق طلبان هميشه باز است.

شناخت اسلام
Understanding Islam
فريس جوف شون (Frithjof Schuon)
در يك جمله, نويسنده, نگاهى منصفانه و خالى از غرض به اسلام داشته است. اين كتاب در پنج فصل همراه با پيشگفتار, مقدمه و فهرست, با عناوين زير تنظيم شده است:
ـ اسلام;
ـ قرآن;
ـ نكات برجسته سنت;
ـ پيامبر;
ـ طريقت.
كتاب تلاش دارد اسلام را به عنوان دينى الهى و مسلمان را به عنوان انسان الهى و معنويت جو معرفى كند و گرچه نمى توان گفت تمامى مطالب آن صحيح است, اما مى توان نيت و تلاش نويسنده را غيرمنحرف دانست و از ديدگاه نويسنده اى غير ايرانى كه در مورد اديان و مذاهب مى نويسد, اسلام را به نظاره نشست.
در شروع فصل (اسلام) در اولين صفحه مى خوانيم: (گفتن (حقيقت), (اظهار) و (برانگيختن مجدد) و گفتن (انسان) به مثابه گفتن (بى ثباتى و تغييرپذيرى), (روح و دركى والا و متعالى) و (آزادى اراده) است. اين ها, در نظر و منظر ما, بنيان ها و پايه هاى ديدگاه اسلامى است كه تمامى دستورات و كاركردهاى اسلام را شرح مى دهند و هيچ گاه نبايد از جلوى ديدگان كسى كه مى خواهند نمود و منظرى از اسلام را درك كند, كنار روند و فراموش شوند).
اين كتاب, ابتدا توسط انتشارات (World Wisdom) كه از معروف ترين ها در امريكاست, چاپ و منتشر شد; اما چاپ بعدى آن در سال ٢٠٠٦ در هند و توسط انتشارات (New Age Books) بوده است و اين خود از نكات مثبت اين كتاب به شمار مى رود كه ظاهراً كه ظاهراً چندان باب طبع دوستداران آزادى بيان و مدعيان آزادى اديان نبوده است (خدايشان توفيق شفاى كامل و يا مرگ عاجل عنايت كند… ).
خواندن اين كتاب به محققان و مدققان توصيه مى شود تا بدانند ديدگاه واقعى نويسندگان و اسلام شناسان منصف غربى در مورد اسلام و مسلمانان چيست.
همچنين به دانشجويان و دانش پژوهان و در يك كلام (بچه مسلمان هاى اهل مطالعه) پيشنهاد مى كنم با مطالعه اين كتاب بر اصول دينى خود, مرورى دوباره كنند و صد البته نه به عنوان مرجعى صد در صد كامل و قابل اعتماد كه به ديد (اسلام از منظر ناظران دوردست اما منصف) منتقدانه به اين امر همت گمارند و شكر نعمت حضور در محضر اسلام و دستيابى بى دردسر به نعمت اسلامى واقعى را عالمانه به جاى آورند. و من اللّه التوفيق.

حديث Hadith
ويراسته هارولد موتزكى (Harald Motzki)
اين كتاب, در حقيقت مجموعه مقالاتى تحت عنوان كلى (شكل گيرى جهان اسلام) است كه به طرح و بررسى چگونگى شكل گيرى (سنت) و (حديث) و به عبارت ديگر (نقل) كه در كنار قرآن, جزو منابع مهم اسلامى است و نيز ميزان اعتبار اين منبع مى پردازد:
مجموعه اين مقالات در سه بخش كلى با عناوين زير و با ديدگاهى نه چندان شيعه پسند و گاهى اوقات غيرمعقول و نامقبول آورده شده است:
ـ منابع حديث و انتشار آن;
ـ خاستگاه و اعتبار (اسناد);
روش هاى بررسى و تعيين تاريخ احاديث.
از آنجا كه مقصود از (حديث) در اكثريت قريب به اتفاق اين مقالات, احاديث اهل سنت به نقل از بزرگان اهل سنت و در كتب حديثى اين بزرگان است, به برخى مطالب نامعقول و نامقبول موجود در اين احاديث نيز اشاره هايى شده است و گاهى تلويحاً و در مواردى نيز صراحتاً غيرقابل قبول بودن آنها بيان شده است. گرچه اين كتاب به ظاهر كتابى اسلامى و هدف آن معرفى يكى از منابع مهم مسلمانان است, اما در واقع, خواننده غيرمسلمانى كه با مطالعه اين كتاب, سعى در شناخت اسلام داشته باشد, ديدگاهى درست و حتى منصفانه در مورد احاديث ارزشمند موجود, به دست نخواهد آورد.
مقالات اين كتاب از همايش هاى مختلف جمع آورى شده و يا حاصل مطالعاتى در دانشگاه هاى غربى است و يا مشخصاً براى درج در اين كتاب نگاشته شده است. توجه به اين نكته نيز حائز اهميت است كه اكثر اين مقالات در امريكا, انگليس, اسرائيل و آلمان و برخى نيز در دانمارك, اسپانيا, اسكاتلند و لبنان نگاشته و منتشر شده اند. مطالعه اين كتاب براى محققان و منتقدان مفيد بوده, به دانشجويان و اسلام پژوهان نه چندان كهنه كار توصيه نمى شود.

قرآن كريم: آشنايى با گزيده اى از آن
The Holy Koran: An Introduction with Selections
اى. جى. آبرى (A. J. Arberry)
اين كتاب شامل مقدمه اى جذاب در مورد قرآن, از نظر يك غير مسلمان محقق است كه مى گويد: (من نه مسلمان هستم و نه هرگز مسلمان خواهم بود).
در ادامه اين مقدمه, ترجمه قطعات و سوره هايى از قرآن آمده است و مفاهيمى از اسلام و قرآن از طريق اين ترجمه ها بيان شده است. در مقدمه كه تقريباً ١/٦ حجم كتاب را دربر مى گيرد, مطالب جالبى در مورد انگيزه نويسنده و ناشران كتاب از انتشار اين كتاب و نكات خواندنى و بعضاً بديعى در مورد قرآن آمده است.
از صفحه ٢١ تا ٢٤, نويسنده به بررسى قطعاتى از قرآن (سوره قارعه, نصر, حمد و طلاق) از نظر وزن مى پردازد و در هر مورد, با قرار دادن دو نماد "O" و "o" براى هجاهاى كشيده و كوتاه از لحاظ اندازه و از لحاظ استرس (فشار) به دو الگوى وزنى متفاوت براى قطعات انتخاب شده مى رسد كه در تمامى موارد داراى قطعه خاص خود مى باشد. صرف نظر از ارزش اين فعاليت, ابتكار اين نويسنده غربى و دقت نظر وى در برخورد با قرآن و طريقه وى براى استخراج مطلبى مطابق با سليقه شخصى اش از قرآن, مى تواند الگوى ما مسلمانان باشد تا بدانيم اعجاز قرآن چه معناً و چه لفظاً حتى فراتر از حدود تصور و خيال ماست.
وى در صفحه ٣١ (از مقدمه كتاب) مى گويد: (به علما و پژوهشگران مى گويم: من اين كتاب را براى آنان ننوشته ام و اگر آنان از بى اعتنايى من به انتقادات, شگفت زده شده اند, به آنان اطمينان مى دهم كه من نسبت به متون ابتكارى كه در خلال مطالعات قرآنى در غرب جمع آورى شده اند, بى توجه نيستم; فقط من در اينجا تلاش كرده ام نشان دهم قرآن براى روح ناپرسشگر مؤمنين چه معنايى مى دهد و نه اينكه به ذهن يك كافر چه خطر مى دهد.… من هيچ شكى ندارم كه قرآن پديده اى مافوق طبيعى است; چرا كه تمامى نشانه ها سخنى ستايش برانگيز و قابل تمجيد را از خود بروز مى دهد… ).
مقدمه اين كتاب به خصوص و متن آن كه ترجمه انگليسى قطعاتى از قرآن مجيد است, جالب توجه و امعان نظر بوده و مسلماً براى پژوهشگران تشنه مطالب جديد و منتقدان ريزبين و نكته سنج مفيد و بعضاً قابل بحث و چالش برانگيز و احياناً نيازمند پاسخ خواهد بود.

قرآن; اصول و بنيان ها
The Quran The basics
ماسيمو كامپنينى (Massimo Campanini)
اين كتاب در پنج بخش زير به بررسى قرآن, پذيرش آن در خلال اعصار و دوره هاى مختلف و جايگاه آن در تفكرات و اعتقادات كنونى مسلمانان مى پردازد:
ـ اسلام و قرآن;
ـ ساختار و تركيب;
ـ خدا, انسان, نبوت;
ـ قرآن و علوم قرآنى;
ـ معانى كنونى (معاصر) قرآن.
نظرات مطرح شده, برگرفته از سخنان بزرگان دين اسلام در بررسى قرآن و تفسير, نشان دهنده تلاش نويسنده در ارائه ديدگاهى نزديك به واقعيت و آميخته با حقيقت است.
جداى از بحث صحت و عدم صحت اين مطالب, با درنظر گرفتن اينكه اين بزرگان دينى, بزرگان اهل سنت هستند, سر سخنان و نحوه سخن گفتن نويسنده از قرآن و پيوستگى و علمى بودن نظرات وى در مورد آن, نشان دهنده يك تلاش منصفانه, به دور از اهداف مغرضانه است; علاوه بر اين نويسنده اطلاعات بسيار خوبى از قرآن و فرهنگ تأويل و تفسير و حتى اصطلاحات تفسيرى دارد و تنها به بررسى اجمالى نظرات چند نفر و گرفتن نتيجه اى كلى از يك سرى جزئيات بسنده نكرده است و البته اين مطلب باتوجه به اينكه وى استاد تاريخ اسلام و كشورهاى عرب مى باشد, چندان دور از ذهن و عجيب نيست.
بررسى دقيق جزئيات سخنان و ديدگاه هاى مطرح شده در اين كتاب, نيازمند نگاهى تخصصى به موضوع تاريخ اسلام و قرآن است, اما به طور كلى علمى بودن و قابل تأمل بودن مطالب اين كتاب, مورد تأييد است.

جهان و قرآن كريم
The Universe and the holy Quran
محمدعلى حسن الحلى.
اين كتاب در دو بخش كلى (شكل گيرى اشياء) و (انهدام و انتشار (تفرق) اشياء) با استفاده يا به تعبير بهتر با سوء استفاده از قرآن مى پردازد.
نظرياتى كه نويسنده در اين كتاب ارائه مى دهد و جهان و اشياى موجود در آن, از قبيل زمين و ستارگان و سيارات و گازها و مايعات و جامدات را به طور علمى و با استفاده از قرآن تشريح كرده, قوانين حاكم بر آنها را تبيين مى نمايد, حد واسطى بين افسانه و نظريات علمى چند صد سال پيش است.
در صفحه هشت مى خوانيم: (… ساو يكون لك بيت من زخرف او ترقى فى السماء)… نشان دهنده اين است كه آسمان, فضاست; چرا كه اگر جامد بود…ز و يا (بدان كه زمين يك خورشيد بوده است. در ابتدا و شىء سوزان كه گازها از آن پديد آمده اند تا جو آن را پر كنند… ).
و يا (اشتباه ستاره شناسان راجع به ماه: منجمين ادعا مى كنند ماه هم به دور خود مى چرخد و هم به دور زمين; در حالى كه اين اشتباه است و بر پايه درستى نيست [عكس پدر و كودكى كه دست هم را گرفته و مى چرخند, ببينيد, ماه به دور زمين مى چرخد, اما به دور خودش نمى چرخد]. به اين علت كه شىء كوچك به شىء بزرگ و شىء مردم سرد به شىء گرم جذب مى شود, ماه چون كوچك تر از زمين است و سرد به سوى زمين كه بزرگ تر است و گرم, جذب مى شود).
علاوه بر اين, چون زمين به خاطر گرماى درونى اش به دور خود مى چرخد, ماه شروع به چرخش به دور زمين كرد; چون توسط جاذبه است كه به دور زمين كشيده مى شود.
و قس على هذا…
كتاب هايى از اين دست كه بيشتر براى پر كردن اوقات فراغت كودكان افسرده (جهت خنداندن آنها) مناسب اند, تنها موجب بى اعتبارى تفكرات و اعتقادات مسلمانان و بى احترامى به قرآن مى شوند.
u قرآن و بررسى زمينه تاريخى مفاهيم آن
The Quran in the Histozical Context
به تصحيح گابريل سعيد رينولد
(Gabriel Said Reynolds)
اين كتاب, مجموعه مقالاتى در مورد قرآن است كه در سه بخش زير به بررسى قرآن از ديدگاهى جديد و به شيوه اى نو مى پردازد:
ـ شواهد تاريخى و زبان شناسى;
ـ زمينه مذهبى خاور نزديك امروز;
ـ مطالعه انتقادى قرآن و سنن تفسيرى مسلمانان.
در بخش اول, نويسندگان به بررسى و ارائه نظرياتى براى فهم دوباره اى از تفسير قرآن مى پردازد. در بخش دوم, نويسندگان قرآن را در محيط مذهبى امروز قرار داده, به تشريح محاورات و گفتگوهاى قرآن با ادبيات يهوديان و مسيحيان مى پردازند.
و در بخش سوم, به بررسى سنت اسلامى تفسير قرآن پرداخته, اين پرسش را مطرح مى كنند كه چگونه تحقيقات علمى به سنت هاى مذهبى مرتبط مى شوند.
اين تحقيقات و مقالات, با اين ديد كه قرآن, سخن رسول اللّه(ص) است نه كلام خدا, به بررسى قرآن و كلمات و عبارات آن پرداخته, در ميان كلمات و عبارات و حتى مفاهيم آن, به دنبال ردپاى ديگر اديان و مذاهب, على الخصوص مسيحيت و يهوديت مى گردند و سپس با ارائه دلايل و نمونه هاى مختلف, به اثبات اين مطلب مى پردازند كه اين قرآن, سخن پيامبر(ص) و برگرفته از محاورات و رفت و آمدهاى اطراف ايشان و اشعار عرب و فرهنگ آن زمان است.
مطالعه اين كتاب, براى قرآن پژوهان و زبان شناسان عرب, براى پاسخ به شبهات مطرح شده در آن و روشن كردن اذهان خوانندگان اين كتاب و اين گونه كتب, مناسب و مفيد است.
براى دانشجويان و دانش پژوهان, اگر داراى مطالعات كافى در زمينه قرآن و شبهات موجود در اطراف آن و اشكالات مطرح شده از سوى غرب نيستند, مطالعه اين كتاب, تنها در صورتى كه مطالعه اى دامنه دار باشد و پس از اين, به خواندن پاسخ اين شبهات ختم شود, مفيد خواهد بود.

گسترش آيين هاى عبادى اسلام
The Development of Islamic Ritual
به تصحيح جرالد هاوتينگ
(Gerald Hawting)
اين كتاب, مجموعه مقالاتى در مورد اسلام و آيين هاى عبادى آن است كه در شش فصل, با عناوين زير و در مجموع با نوزده مقاله مختلف, به بررسى اصلى ترين عبادات مسلمانان مى پردازد:
ـ نماز;
ـ روزه;
ـ زكات (صدقات);
ـ حج;
ـ نكات كلى.
اين كتاب, برخلاف اكثر كتب غربى در مورد اسلام, در مواردى به تشيع نيز پرداخته است و از آنان سخن گفته است, مثلاً در مقاله دوم با نام (پيدايش و گسترش شهادتين سه جمله اى شيعيان دوازده امامى), راجع به شيعيان و جمله (اشهد ان علياً ولى اللّه) سخن مى گويد و البته اين امر علت خاصى دارد.
مقالات گردآمده در اين كتاب, كاملاً جهت دار و مغرضانه و غيرعلمى به سخن گفتن و اظهار نظر پرداخته اند. در مقاله سوم با نام (رسم شنبه در اسلام) نويسنده به بيان دسته اى نظريات بدون هيچ گونه پشتوانه اى علمى مى پردازد و چون هيچ دليلى براى آنها نمى يابد, با بيان جملاتى از قبيل (كاملاً پيداست كه… ). به مطرح كردن نظريات خود همت مى گمارد; نظرياتى از قبيل: (احتمالاً محمد(ص) نظريات اصلى و عمده داستان خلقت انجيل را جمع آورى كرده, اما اهميت خاصى به جزئيات آن نداده است…. آنچه وى مدنظر قرار داده و قعطى در نظر گرفته است, خلقت دنيا در شش روز است.) و يا (بسيار محتاطانه و به وضوح با اطلاع از اقتباس از روايت يهوديان, محمد(ص) از بيان اين عبارت كه خدا پس از تكميل خلقت به استراحت پرداخت, اجتناب مى كند).
اين مقاله به وضوح مغرضانه و جهت دار نوشته شده است; چرا كه حتى در موردى كه جمله تورات در قرآن نيامده است, نويسنده بيان مى كند كه حضرت محمد(ص) عمداً اين جمله را حذف كرده تا [… ].
در مقاله بعدى كه (در مورد تاريخ عبادت و پرستش مسلمانان) نام دارد, عبارت زير, جمله آغازين مقاله ـ كه البته سخنرانى بوده است ـ مى باشد: (هرچه كامل تر, از اول تا به آخر, پايه هاى اسلام را بررسى مى كنيم, با وضوح بيشترى به اين نتيجه مى رسيم كه كار محمد(ص) در زمان مرگ وى, شديداً ناتمام بوده است و در مورد عقايد و سنت هاى اسلامى امروز, هرگاه در پى جستجوى ريشه هاى آنها به زمان خود پيامبر(ص) برمى گرديم, مى بينيم كه چقدر اشتباه اند).
اين كتاب از لحاظ علمى فاقد ارزش بوده, مطالعه آن در جهت افزايش اطلاعات دينى, كارى بيهوده و عبث است, اما براى آگاهى از شيوه هاى تخريبى غرب در برخورد با اسلام و شخصيت حضرت محمد(ص) و قرآن و ائمه(عليهم السلام) اين كتاب منبعى بسيار بسيار غنى و سرشار از نكات آموزنده است.
* * *

قرآن و حديث
الاقسام القرآنيه
ناصر مكارم شيرازى, تهران: مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع), چاپ اول, ٦٠٨ ص, وزيرى (سلفون).
اين كتاب, تفسيرى موضوعى از قرآن كريم است كه به (تفسير قسم هاى قرآنى) پرداخته است. نويسنده بعد از بيان مقدمه اى درباره سوگندهاى موجود در قرآن و كلياتى درباره تفسير اين آيات, به تفسير آياتى از قرآن كريم پرداخته است كه حاوى قسم مى باشند. در اين كتاب, ابتدا تفسير سوره هايى كه قسم هاى بيشترى دارند, آمده است; سپس به ترتيب به سوره هايى پرداخته شده كه قسم هاى كمترى در آنها وجود دارد. در هر سوره به تفسير قسم هاى موجود در آن سوره و تفسير مقسم له و بيان رابطه اين دو پرداخته شده است.

ايستاده در باد: نگاهى به تفسير سوره احزاب
سيدمحمد روحانى, تهران: توسعه كتاب ايران, چاپ اول, ٦١٦ ص, وزيرى (گالينگور).
سوره احزاب, سوره اى (مدنى) است و به ما خواهد آموخت خطر در جايى است كه تلقى و تعريف ما از دين, سطحى و ساده انگارانه باشد; خطر آن جاست كه گمان كنيم دين تنها بخشى از زندگى است. اين همان نگرشى است كه قرآن در سوره احزاب به شدت با آن برخورد مى كند. نكته بسيار مهم در اين سوره, اين است كه چنين نگاه سطحى يا باطل نسبت به دين و جايگاه دين در زندگى اجتماعى, به هيچ روى مساوى و معادل كفر نيست. اين مجموعه حاوى درس هايى است كه طى سال هاى ١٣٧٧ تا ١٣٧٨ در حلقه مطالعات فلسفه و انديشه اسلامى توسط نگارنده ايراد شده است. كتاب نگاهى به تفسير الميزان فى تفسير القرآن در بيان سوره احزاب, براى آوردن قرآن به صحنه هاى زندگى فكرى روزگار كنونى و تمرينى براى انديشيدن در باب مسائل فلسفى و سياسى عصر حاضر بر پايه آموزه هاى عميق فلسفى و تعاليم اصيل قرآنى است.

منزل مقصود: تفسيرى بر سوره شريفه هود(ع)
سيدمرتضى حسينى نجومى, تهران: مرتضى نجومى, موسسه بوستان كتاب, چاپ اول, ٥١٢ ص, وزيرى (گالينگور).
تفسيرى است از سوره هود و بيان معارف مختلف مندرج در اين سوره. در اين نوشتار به شرح و تفسير سوره هود پرداخته شده و پيام ها و نكات مهم فقهى, اخلاقى, اجتماعى و اعتقادى آيات اين سوره مورد بحث و بررسى قرار مى گيرد. نگارنده در ابتداى هر آيه, پس از بيان متن قرآن و ترجمه آن, توضيحى اجمالى راجع به پيام ها و شأن نزول هاى آيه مورد نظر مى دهد و نكات ويژه و قابل تأمل در آيات را برجسته مى نمايد. نگارنده در خلال شرح معناى آيات به تناسب آيه مورد نظر, برخى از مباحث و آموزه هاى مهم فقهى, كلامى و تفسيرى را نيز بيان مى كند.

جلوه هايى از هنر تصويرآفرينى در روايات ائمه اطهار(ع)
حميدمحمدقاسمى, تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى, چاپ اول, ٢٢٤ ص, رقعى (شوميز).
از جمله شيوه هاى بديع و كارآمدى كه اهل بيت(ع) در راه ابلاغ پيام الهى به صورت گسترده اى از آن بهره جسته اند, تجسم بخشيدن به معارف توحيدى و حقايق دينى در قالب هايى زنده و گوياست. در لابه لاى سخنان ائمه اطهار(ع) معارف ژرف به روشى گويا و منسجم در قالب تشبيهات نقض, تمثيلات بديع, استعارات بى بديل, كنايات شگفت و ديگر جلوه هاى ادبى و هنرى به تصوير درآمده است و موضوعات معنوى و روحى و حالات نفسانى جان گرفته و بر پرده نمايش حاضر شده است. نگارنده در اين كتاب ضمن عرضه تعريفى از تصوير, نقش و اقسام روش هاى تصويرآفرينى (تجسيم, تشخيص, تخييل, تشبيه و… ) را در روايات ائمه اطهار(ع) بررسى كرده, آن گاه جايگاه نمونه ها و جلوه هايى چند از هنر تصويرآفرينى در روايات را در زمينه موضوعات عبادى, اخلاقى و تربيتى, اعتقادى و… عرضه كرده است.

فقه و اصول
بوادر المدرسه التقريبيه فى اصول الفقه
محمدعلى تسخيرى, گردآورنده: حسين بدرى, تهران: مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى, چاپ اول, ٢٢٤ ص, وزيرى (شوميز).
كتاب حاضر به زبان عربى و درباره پيشتازان مكتب تقرير در اصول فقه است. گردآورنده اثر, ديدگاه هاى تقريبى (تسخيرى), رئيس مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى را از بين مقالات ايشان كه در سال هاى اخير در موضوعات اصولى نگاشته شده, جمع آورى نموده است. در كتاب, پس از معرفى پيشتازان مكتب تقريب, نخست به نقش انديشه اصولى در پيشرفت توسعه فرهنگ اسلامى مى پردازد; سپس تأثير اصول فقه در روند تقريب بين مذاهب اسلامى و رويكرد فقها درباره تقريب را با ذكر نمونه هايى از فقها بررسى مى كند. در ادامه موضوع اجتهاد و تقليد و رجوع به اعلم به صورت تاريخى مطرح شده و نظرهاى دو تن از مراجع معاصر (آيت اللّه حكيم و آيت اللّه خوئى) در اين باره بيان مى شود. بررسى فرق بين اصول فقه و علم المقاصد الشريعه با توجه به ديدگاه شهيد صدر, اصل استحسان و اجماع, عرف, والمصالح المرسله از ديگر مباحث كتاب به شمار مى آيد.

حقوق زن از ديدگاه فرهنگى, اجتماعى و دينى
مجيد شالچى, تهران: آرون, چاپ اول, ٢٢٢ ص, وزيرى (شوميز).
هرگاه نكاح واقع شود, حقوق و تكاليفى براى زن و شوهر ايجاد مى شود كه حقوقدانان آن را به آثار نكاح تعبير مى كنند. (مهر) يكى از آثار نكاح است و بيشتر در كشورهاى اسلامى رايج است; عندالمطالبه مى باشد و زن به محض ازدواج مى تواند صاحب آن گردد. نگارنده در كتاب حاضر به بررسى ابعاد گوناگون شخصيت و هويت زن از زبان شرع مقدس اسلام, با تطبيق قوانين مدنى و قوانين بين المللى و با اسناد به اديان الهى در اعصار گوناگون مى پردازد. مهريه و حقوق مدنى, حمل جنين در احكام فقهى و حقوقى, پرداخت نفقه در قانون مدنى, اقرار و شهادت در ادله اثبات دعوى, و نكاح منقطع در شرع اسلام و قانون مدنى ايران, برخى از موضوعات كتاب مى باشند.

فلسفه و كلام
مبانى تفكر اسلامى
سيد قطب, مترجم: ابوبكر حسن زاده, تهران: احسان, ٦١٨ ص, وزيرى (شوميز).
به باور شهيد سيد (قطب) آنچه با نام فلسفه اسلامى, قرن ها در حوزه هاى فكرى مسلمانان مطرح مى شد, خاستگاه يونانى دارد و مبانى خود را از يك آبشخور غيراسلامى برگرفته است; بر اين اساس نمى تواند اسلامى باشد. به اعتقاد او, ديدگاه اسلام درباره خدا, جهان هستى, حيات و انسان را فقط بايد از قرآن كريم استخراج كرد. او حتى از استعمال اصطلاح فلسفه اسلامى خوددارى مى ورزيد و به جاى آن, اصطلاح تصور اسلامى را به كار مى برد. او امتياز سبك را در بيان مبانى تفكر اسلامى چنين برمى شمارد: ارائه حقايق در ظرف واقع نگرى; معرفى مؤلفه هاى مبانى تفكر اسلامى در تعامل با يكديگر; قائل شدن جايگاهى نامى براى هر مؤلفه و معرفى جامع اين مؤلفه ها.
كتاب حاضر ترجمه بخش دوم كتاب (خصايص التصور الاسلامى ومقوماته) از شهيد سيدقطب است كه با مقدمه اى از برادرش آغاز شده است. او در مقدمه درباره شبهات ديدگاه برادرش سخن مى گويد. فصول كتاب عبارت است از: مبانى تفكر اسلامى, الوهيت و عبادت, حقيقت الوهيت, حقيقت جهان هستى, حقيقت حيات, و حقيقت انسان.

حوارات مفتوحه مع فضيله الشيخ يوسف القرضاوى
جعفر سبحانى, قم: موسسه الامام الصادق(ع), چاپ اول, ١٣٦ ص, رقعى (شوميز).
اين اثر, نقد برخى ادعاها و عقايد فقهى و اعتقادى اهل سنت است. در اين كتاب فتاواى شيخ يوسف قرضاوى از علماى جامعه الازهر مصر درباره برخى از حقايق اسلام و تاريخ اسلام مورد نقد و بررسى قرار گرفته است. نقد ديدگاه هاى يوسف القرضاوى درباره عدم ايمان ابوطالب, دفاع از شخصيت معاوية بن ابى سفيان, تساوى ديه مرد و زن, جايز بودن استمناء, احكام ذبح و خوردن و آشاميدن, حرمت ازدواج موقت, حكم غنا و موسيقى, از مهم ترين مندرجات اين كتاب است. نگارنده سعى كرده است با ادله قرآنى و روايى و تاريخى, ديدگاه هاى شيخ يوسف قرضاوى را در موضوعات فوق نقد نمايد.
u البداء فى الكتاب والسنه
جعفر سبحانى, قم: مؤسسه الامام الصادق(ع), چاپ اول, ١٠٢ ص, رقعى (شوميز).
رويكردى است روايى و قرآنى درباره مسئله (بداء) و پاسخ شبهات مربوط به آن. در اين نوشتار ضمن بررسى معناى لغوى و اصطلاحى (بداء) به اثبات آن از منظر آيات و روايات پرداخته شده, به تبيين تغيير مسير اعمال صالحه و غيرصالحه و سرنوشت انسان ها, با توجه به علم و حكمت الهى پرداخته شده است. نگارنده ميزان تأثير دعا, سنن الهى, صدقه و برخى ديگر از اعمال انسان ها در تغيير سرنوشت آنها را بيان مى كند و سپس ديدگاه علماى اماميه مانند عبدالحسين شرف الدين و محمدحسين كاشف الغطاء را در مورد بداء و معناى لفظى آن منعكس مى كند; آن گاه به آثار تربيتى ايمان به مسئله بداء اشاره نموده, برخى از حوادث مهم تاريخ بشر را كه در آنها بداء صورت گرفته است, گزارش مى نمايد. در پايان, نگارنده برخى از شبهات مربوط به بداء مانند شبهه حلول و تشكيك در علم و قدرت خداوند را مطرح مى كند و به آنها پاسخ مى دهد.

تاريخ و شرح حال
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى: پيامبر(ص) معمار فرهنگ و تمدن اسلامى
محمود صالحى, تهران: رضوان پرتو, چاپ اول, ١٦٦ ص, رقعى (شوميز).
پيامبر(ص) در بدو ورود به مدينه, مسجد ساخت و اين به يك اصل تبديل شد كه در شهرسازى, نخست مسجد و سپس خانه ها ساخته مى شد و اين امر شروع تمدن اسلامى است. خدمات مسلمانان در عرصه هاى مختلف علمى, صنعتى, سياسى و… به جامعه بشرى امروز از نظر تاريخ امرى ثابت شده و انكارناپذير است. فراموشى و غفلت مسلمانان موجب شده است دشمنان به تحريف تاريخ پرداخته, همه افتخارات مسلمانان را متعلق به غرب و غربيان بدانند. نگارنده در اين مجموعه به عرضه نمايى كلى از چگونگى تولد و رشد و شكوفايى فرهنگ اسلامى پرداخته است; به همين دليل عناصر تشكيل دهنده فرهنگ و تمدن, نقش دين و اخلاق در شكل گيرى تمدن, ويژگى هاى تمدن اسلامى و… را بررسى كرده, نهادهاى سياسى و اجتماعى و ورزشى تمدن اسلامى (وكالت, ديوان وزارت و… ) و نظام آموزشى مسلمانان (شيمى, مكانيك, هنر و معمارى و… ) را معرفى نموده است. در پايان نيز تأثير تمدن اسلام بر تمدن غرب را ارزيابى كرده است.
u هزاره هاى افغانستان (تاريخ, فرهنگ, اقتصاد و سياست)
عسكر موسوى, ترجمه: اسداللّه شفايى, ويراستار: نبى خليلى, تهران: اشك ياس, چاپ اول, ٣٢٨ ص, رقعى (شوميز).
كتاب حاضر شناسايى قوم هزاره در افغانستان و بررسى موقعيت قومى, بافت اجتماعى, آداب, دين و فرهنگ اين قوم است. در اين اثر, دومين قوم بزرگ افغانستان موسوم به قوم هزاره ها (هزاره جات) كه عمدتاً شيعى مذهب و فارسى زبان هستند, معرفى شده اند و تأثيرات منفى جنگ هاى فرسايشى در افغانستان و پاشيده شدن ساختار هرمى اين قوم مورد بحث و بررسى قرار گرفته است. بررسى مطالعات تاريخى قوم هزاره, ترسيم ساختار اجتماعى, فرهنگ و اعتقادات دينى و اجتماعى اين قوم, مناسبات اجتماعى و فعاليت هاى اقتصادى و شيوه توليد, تغييرات سياسى اجتماعى در قوم هزاره در دهه نود ميلادى و عصر كنونى, از مهم ترين مباحث مطرح شده در اين كتاب است.

المواقف السياسيه للائمه الاثنا عشر(ع)
نغم حسن الكنعانى, قم: منشورات الاجتهاد, چاپ اول, ٣٨٠٠ ص, وزيرى (گالينگور).
پژوهشى است درباره سيره سياسى ائمه و موضع گيرى هاى سياسى ايشان در زمان هاى مختلف. در پژوهش حاضر, ضمن تبيين مفهوم و شروط امامت به رهبرى سياسى جامعه توسط ائمه اشاره شده, سپس برخى از موضع گيرى هاى سياسى ائمه در زمان خلفاى عصر امويان و دوران حكومت عباسيان و با توجه به ويژگى هاى سياسى اجتماعى آن زمان ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است; از اين رو نگارنده به سيره سياسى حضرت على(ع) در زمان خلافت ابوبكر, عمر و عثمان و به قدرت رسيدن معاويه و سيره و عملكرد سياسى امام حسن(ع) در قبال معاويه, برخورد امام حسين(ع) با يزيد و رويكردهاى سياسى ساير ائمه در زمان خلافت امويان و عباسيان, متناسب با شرايط حاكم بر زمان خويش پرداخته, عملكرد سياسى ائمه را مورد تجزيه و تحليل قرار مى دهد.

انديشه تجدد و ترقى در عصر بحران (١٣٢٧ـ١٣٣٩/١٢٨٨ـ١٢٩٩)
نصراللّه صالحى, تهران: طهورى, چاپ اول, ٣٥٤ ص, وزيرى (گالينگور).
جنبش فكرى تجددخواهى در ايران دوره قاجار, داراى دو دوره متمايز و مشخص است: دوران پيش از مشروطه و دوره مشروطه. برهه زمانى فتح تهران ـ كه منجر به استقرار مشروطه دوم شد ـ تا وقوع كودتا (١٢٩٩ـ١٢٨٨) از هر حيث, دوره اى بسيار بحرانى در تاريخ معاصر ايران است. اين دوره كوتاه دوازده ساله, هم از حيث رويدادها و هم انديشه ها, دوره تعيين كننده و سرنوشت سازى به شمار مى آيد. در اثر حاضر, جريان هاى فكرى عمده در عصر مشروطه دوم, به ويژه انديشه هاى نمايندگان شاخص فكر تجددخواهى و ترقى خواهى بررسى شده است. برخى مطالب كتاب عبارت اند از: فتح تهران و تشكيل مجلس دوم, كشمكش هاى فكرى بر سر تجدد و ترقى, دوران ناصر الملك و فترت سه ساله, از گشايش مجلس سوم تا انحلال آن و از انحلال مجلس سوم تا كودتا.

دفتر تاريخ: مجموعه اسناد و منابع تاريخى
گردآورنده: ايرج افشار, تهران: بنياد موقافات دكتر محمود افشار, چاپ اول, ٥٩٤ ص, وزيرى (گالينگور).
دفتر سوم از مجموعه تاريخ كه به كوشش ايرج افشار منتشر مى شود, شامل بيست رساله و كتابچه است. از اين ميان يازده مورد, از روى نسخه هاى خطى و چاپى قديم و نه مورد به گونه نسخه برگردان عرضه شده است. از جمله كتابچه ها و رساله هاى اين جلد عبارت اند از: كتابچه غفاريه (جغرافياى بلوچستان) نوشته محمود افضل الملك; رصدخانه مراغه, نوشته عليقلى اعتضاد السلطنة; سفرنامه آخال از دوره ناصرالدين شاه قاجار; دو مكتوب متبادله ميان پادشاه هند و الجايتو; روزنامه ذهاب و اياب پطرزبورغ نوشته ميرزا حسين منشى اسرار; تفصيل كليساى نجات دهنده, نوشته ميرزا حسين منشى اسرار; شرح حال محمدتقى شوريده (فصيح الملك شيرازى); و خاطرات اديب السلطنه سميعى (از عصر سردار سپهى تا رضاشاهى).

مجموعه مقالات ايران شناسى و خاورشناسى
طهمورث ساجدى, تهران: اميركبير, چاپ اول, ٣٤٠ ص, وزيرى (شوميز).
اين مجموعه شامل مقالاتى است كه برخى از آنها به معرفى برجسته ترين ايران شناسان و خاورشناسان غربى و برخى نيز به چاپ هاى انتقادى آثار تاريخى فارسى اختصاص دارد. از جمله اين خاورشناسان مى توان به انكتيل دوپرون, دومنار باربيه, الساندر باوزانى, ادوارد براون, ژول مول, ژان باتيست تاورنيه, نيكيتين, لويى ماتيو لانگلس, برنهارد دورن و الكساندر شودزكو اشاره كرد. بررسى ايران شناسى و خاورشناسى در فرانسه سده هاى ١٨ و ١٩ ميلادى, همچنين برگى از تاريخ تدوين دستور زبان فارسى از ميرزا صالح شيرازى تا ميرزا عبدالعظيم قريب گرگانى و بررسى چاپ هاى انتقادى (جامع التواريخ) اثر رشيدالدين فضل اللّه در فرانسه و ايران برخى از مقالات كتاب به شمار مى رود. از ٢١ مقاله كتاب, دو مقاله پايانى به زبان فرانسوى است.

مشاهير و مفاخر ميانه
محمدصادق نائبى, ويراستار: ليلا حيدرى, كرج: پينار, چاپ اول, ٢٧٤ ص, وزيرى (گالينگور).
شهرستان ميانه, در استان آذربايجان شرقى, در طول تاريخ شخصيت هاى برجسته اى را در حوزه هاى مختلف به خود ديده است كه جزء مفاخر و مشاهير اين منطقه به شمار مى روند. نگارنده در كتاب حاضر پس از گفتار مختصرى درخصوص ميانه و ويژگى هاى طبيعى, پيشينه تاريخى و وجه تسميه آن, به معرفى شخصيت هاى برجسته اين شهر, از ديرباز تا كنون, پرداخته است. وى مشاهير شهر را در بخش هايى چند از منظر زمينه فعاليتشان گنجانده است. بخش اول به دانشمندان قديم, بخش دوم به ناسخان, منشيان, مصححان و شارحان; بخش سوم به شاعران و سخنوران; بخش چهارم به عالمان حوزوى; بخش پنجم به مشاهير دانشگاهى و هنرى معاصر; بخش ششم به سياستمداران و دولتمردان و بخش هاى بعدى به ترتيب به معرفى مدال آوران ورزشى و علمى, شهداى ميانه, مشاهير مردمى و در نهايت خاندان هاى قديم اختصاص دارد.

خليج هميشه فارس: نام خليج فارس مستند به مدارك تاريخى, تنگه هرمز حيات اقتصادى جهان, چگونگى بازپس گيرى جزاير سه گانه…
احمد عابديان, تهران: نوآور, چاپ اول, ١٥٠ ص, وزيرى (شوميز).
خليج هميشه فارس, قديم ترين راه هاى آبى است كه از طريق درياى عمان با تمام جهان در ارتباط است. در دهه اول قرن بيست و يكم, نيروهاى بيگانه و دولت هاى اروپايى از ساير قاره ها, ظاهراً با طرح اهدافى نظير مبارزه با تروريسم بين الملل و… , ولى در اصل به منظور دستيابى به منابع سرشار نفت و گاز در منطقه حضور يافته اند; حتى هر از گاهى, سعى در تغيير نام خليج فارس داشته يا با ادعاهاى واهى, خواستار تسلط بر جزاير سه گانه ايرانى (تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى) شده اند; در حالى كه اين جزاير در ادوار مختلف تاريخ و از قرن ها پيش به ايران تعلق داشته و خواهد داشت. نگارنده در اين كتاب نخست موقعيت ژئوپولتيك ايران و خليج فارس و سپس موقعيت جغرافيايى, تاريخى, سياسى, اقتصادى و نظامى خليج فارس را بررسى كرده است; آن گاه ضمن ارزيابى موقعيت خليج فارس در نظام بين الملل به مبحث چگونگى بازپس گيرى جزاير ايرانى (تنب بزرگ و كوچك و ابوموسى) از دولت هاى اروپايى و دلايل اهميت اين جزاير سه گانه در منطقه پرداخته است.

اخلاق و تربيت اسلامى
اصول اخلاق اجتماعى اسلام از منظر امام خمينى(ره)
ابوالفضل هدايتى, تهران: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(س), موسسه چاپ و نشر عروج, چاپ اول, ٢٢٨ ص, رقعى (شوميز).
اسلام كه كامل ترين و جامع ترين دين الهى است, به حوزه زندگى اجتماعى انسان همچون حوزه حيات فردى او توجه داشته است; بنابراين دستورات, الگوها و راه و رسم زندگى در اجتماع بشرى را توسط فرستاده برتر الهى و جانشينان برحق ايشان عرضه كرده و البته در تمامى محتواى خود, سعادت نوع بشر را هدف قرار داده است. در تاريخ اسلام شخصيت هاى برجسته اى حضور داشته اند كه تا حد بسيار بالايى دستورات را در اعمال, رفتار و اخلاق خويش اجرا كرده, خود به الگوى كاملى از رفتارها و خلقيات اسلامى تبديل شده اند. حضرت امام خمينى(ره), از جمله شخصيت هايى است كه تمام رفتار و گفتار خود را بر اساس موازين شرعى و اخلاقى اسلام تنظيم و همه زواياى زندگى خويش را بر آن مبنا استوار كرده بود. نگارنده در كتاب حاضر, با طرح اصول اخلاق اجتماعى اسلام, حيات اجتماعى حضرت امام(ره) را از زاويه اخلاق اجتماعى بررسى كرده, نمونه هايى از برقرارى اصول و ارزش هاى اخلاق اجتماعى در بخش ها و زواياى زندگى آن بزرگوار را ذكر كرده است.

ادبيات
عبدالقاهر جرجانى و ديدگاه هاى نوين در نقد ادبى
محمد عباس, مترجم: مريم مشرف, ويراستار: پولاد فرخ نژاد, تهران: چشمه, چاپ اول, ١٤٠ ص, رقعى (شوميز).
دانشمند ايرانى عبدالقاهر جرجانى, از چهره هاى برجسته نقد ادبى و از پايه گذاران بلاغت اسلامى است كه در قرن پنجم هجرى در خراسان زندگى مى كرد. توجه خاص وى به مسئله معنى و پيوند آن با ساخت و صورت آثار ادبى, او را به تدوين نظريه نظم رهنمون كرد و آراى نقدى كه او در ابعاد زبان شناختى و روان شناختى تازه اى به نقد ادبى سده هاى ميانه افزود و به سرعت به معيار خردگرايانه در سنجش آثار ادبى بدل گشت, شاخصه هاى نقد ادبى دوران مدرن را نيز به نمايش مى گذارد. مخاطبان در اين كتاب با مبانى مشترك نظريه ادبى قرن بيستم و آراى نقدى جرجانى آشنا مى شوند و اين ديدگاه ها را از منظر ساخت و صورت, سبك و زبان و درونمايه آثار ادبى مرور مى كنند.


مجله هاى پژوهشى
آينه ميراث
سال هفتم, ضميمه شماره ١٧, ١٣٨٨.
متون شرقى, شيوه هاى غربى; شاهنامه و ابعاد ايدئولوژيك شاهنامه شناسى در مغربزمين و… .

آينه ميراث
سال هفتم, ضميمه شماره ١٦, ١٣٨٨.
شاهدخت والاتبار شهربانو والده معظمه حضرت امام على بن الحسين السجاد(ع) و… .

اسلام و علوم اجتماعى
سال اول, شماره ١, بهار و تابستان ١٣٨٨.
رويكرد كاركردى به دين: تأملى در سنجه هاى ديندارى از منظر آموزه هاى اسلامى; نظريه انحطاط و اصول شش گانه تكامل انسانى از نظر سيدجمال الدين; تبيين بى ثباتى خانواده با تكيه بر نظريه استاد مطهرى; انحرافات اجتماعى از ديدگاه شهيد مطهرى; شناسايى نگرش بانوان ورزشكار نسبت به حجاب در ورزش به كمك روش كيو و….

انديشه حوزه
سال پانزدهم, فروردين و ارديبهشت ١٣٨٨, شماره ٧٥.
ترمينولوژى جنگ و صلح; ماهيت جهاد در اسلام; جهت گيرى جهادى پيامبر اكرم(ص); جنگ و صلح از منظر علامه طباطبايى; اقدامات تأمينى و نظامى پيامبر(ص); رازدانى زير ساخت هاى صلح در مكتب پيامبر(ص); شاخصه هاى كارآمدى صلح در مكتب پيامبر(ص) و… .

اخلاق
شماره ١٥, بهار ١٣٨٨.
رفتار و اخلاق سياسى پيامبر(ص); تقوا, سرآمد اخلاق; با مرزنشينان جنسيت يا ترانس سكسوال ها; راهبردهاى تربيت اخلاقى در تبليغات دينى; هنر و اخلاق; نقد اخلاقى هنر و… .

الاهيات اجتماعى
سال اول, شماره ١, بهار و تابستان ١٣٨٨.
الاهيات اجتماعى شيعه; نقش رسانه هاى جمعى در گسترش امر به معروف و نهى از منكر; مفهوم شناسى توسعه و موانع آن از نگاه قرآن; واكاوى ولايت و ابعاد اجتماعى آن; اصول همزيستى با غيرمسلمانان از منظر قرآن; روش هاى شناخت از نگاه قرآن; منابع مالى تأمين و رفاه اجتماعى در قرآن و… .

اديان و مذاهب
شماره ٦, بهار ١٣٨٨.
گزارش ديدار هيأت مديره انجمن اديان و مذاهب با شخصيت هاى سورى و لبنانى; ضرورت شناخت و مطالعه اديان و مذاهب در حوزه هاى علميه; نشست علمى احياى تمدن اسلامى از نگاه مالك بن نبى; نشست علمى جايگاه نيايش در اديان; نشست علمى امام على(ع) در نگاه مذاهب اسلامى; معرفى كتاب; نشست علمى نقد كتاب آشنايى با اديان بزرگ و… .

انديشه حوزه
سال پانزدهم, شماره ٢, خرداد و تير ١٣٨٨.
كنكاشى در انديشه دفاعى امام خمينى; جنگ و صلح پيامبر از نگاه جامعه شناسى; سياست داخلى اسلام در مبارزه با اهل بغى; مرزشناسى خودى و غيرخودى در آينه كلام رهبرى; نگاهى به منشأ اعتقادى مبارزه استكبار جهانى با اسلام; بررسى ريشه هاى تاريخى اهانت غربيان به پيامبر(ص); نقدى بر ترور از نگاه اسلام و… .

بهارستان
سال اول, شماره ٤, تابستان ١٣٨٨.
محدث قمى و كميته مجازات; سندى از اسامى اشياى خزانه امام على(ع) در نجف اشرف (به تاريخ ١٢٩٩ ق); مؤسسه بحث و مناظره دينى آيت اللّه سيدابوالحسن طالقانى در پرتو پنج سند از مراجع تقليد; استوار: اولين گام در عرصه روزنامه نگارى قم; اسناد نويافته از شهيد آيت اللّه بهشتى; سيدمحمد صدر هاشمى; جارچى ملت, از انتشار تا توقيف مكرر; شرح احوال و معرفى نسخه اى خطى از كليات آثار پيرجمال اردستانى محفوظ در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى; نامه اى تازه ياب از ميرزا آقاخانه نورى به ناصرالدين شاه در خصوص عملكرد ارتش; جرايد و چاپخانه هاى ارمنيان تهران; تعداد وكلاى مجلس در ادوار مختلف قانونگذارى ١٢٨٥ـ١٣٨٥ شمسى; كتيبه مسجد جامع گلپايگان; بياض شيخ فضل اللّه نورى; معرفى نسخه هاى مجسطى كتابخانه مدرسه عالى شهيد مطهرى; پاره هاى نسخه شناسى; معرفى يك مجموعه كتاب هاى خطى و چاپ سنگى و اسناد; فهرست مقدماتى دستنويسهاى فارسى فهرست نشده در كتابخانه برينستون; بررسى جايگاه عريضه در پژوهش هاى اسنادى; دست نوشته هاى نويافته دهخدا; معرفى يك سند, شيخ خزعل و مشروطه; معرفى كتاب اخلاق مصور همراه با مقدمه اى بر ادبيات كودكان تاريخ مشروطه; معرفى مجموعه نسخ خطى به زبان تركى در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى; ابن نديم و فهرست نويسى; معرفى اثرى نادرالوجود و نفيس (خط ناخنى); معرفى بنا, آرايه ها و نقوش مسجد و مدرسه عالى شهيد مطهرى (سپهسالار); يك اجازه و چند سند از آيت اللّه ميرزا محمود مقتدايى خوراسگانى; نگاهى به كتاب تجددنامه سروده تجلى سبزوارى; تاريخ شفاهى مجلس; نقشه اى مهم از ايران عصر صفوى موجود در آرشيو عثمانى و… .

پاسدار اسلام
سال بيست و هشتم, شماره ٣٣٣, شهريور ١٣٨٨.
دانستنيهايى از قرآن; سخنان معصومان; روزه, رمضان و قرآن; امامان و امر به معروف و نهى از منكر; انتخابات رياست جمهورى, تحليل ها, عبرت ها و پى آمدها; برادرى و اخوت (آرى) كينه توزى و كدورت (نه); پيوند آگاهانه و معنوى خديجه(س) با پيامبر(ص); هجوم شب از خورشيد روشنگر چه مى خواست؟; بهبود روش ها در مصرف از نگاه اسلام; اهل بيت(ع) در كلام امام حسن(ع); رسانه, راستى, درستى و حق جويى; شرح نكته هايى اخلاقى از كلمات امام خمينى; خاطراتى سبز از ياد شهيدان; نگاهى به رويدادها; رمضان, ماه ضيافت الهى و… .

پيام زن
سال هجدهم, شماره ٥, مرداد ١٣٨٨.
چهل گام با امام; روايت ظهور;… و امروز; زنان بى باك شايسته تمجيدند؟; يك زن مسلمان ايرانى باش (گفتگو با صديقه قنادى); نورى از افق حرا طلوع كرد; موقعيت علمى و مبارزاتى سكينه, دختر امام حسين(ع); سيره امام على(ع) به روايت بانوان; برنامه ريزى جامع براى تمام زنان; حصار حيات; مادرم, عشقت را با شيره جانت به من بنوشان; اعتماد به نفس چيست؟ چگونه آن را افزايش دهيم; پرورش نورآورى و ابتكار در كودكان; يگانه ناجى جهان متولد شد; تازه هاى پژوهش; بيمارى افسردگى و راه هاى مقابله با آن; نقش رژيم غذايى در پيشگيرى از سرطان; كتابخانه پيام زن و… .

پگاه
شماره ٢٦٢, شهريور ١٣٨٨.
اسلام سياسى در تركيه و چالش مدرنيته و سكولاريسم; اخلاق مدارى در سياست علوى; روايط ايران و آمريكاى لاتين, ضرورت ها و فرصت ها; پول شويى و رابطه آن با حرام خورى و… .

پژوهشهاى قرآنى
سال پانزدهم, شماره ٥٧, بهار ١٣٨٨.
ويژه (وحدت موضوعى سوره هاى قرآن); وحدت موضوعى سوره ها در تفسير (تسنيم); هدفمندى سوره ها در تفسير مراغى; وحدت موضوعى سوره ها در (الميزان) و (المنار); روش استنباط گزاره هاى علمى از ساختار سوره ها; نقدى بر ترجمه قرآن در (مفاتيح الجنان); مهارت غلبه بر فقر مالى در قرآن; معيار پژوهش در قرآن; برابرهاى فارسى افعال ماضى در ترجمه هاى قرآن و… .

جهان كتاب
سال چهاردهم, شماره ٣ تا ٥, خرداد ـ مرداد ١٣٨٨.
بهترين كتاب هاى سال ٢٠٠٨; سليمان حييم; خدمتگزار راستين زبان فارسى; سرگذشت پرپيچ و خم رمان جنايى; در هنوز روى همان پاشنه مى گردد; قصه اى كه بايد باورش كرد; بحران مستدام; جهان دينى يا غير دينى مى شود; روشنگرى عليه روشنگرى; گفتمان فقر و خشونت; تازه هاى بازار كتاب و… .

حديث پژوهى
سال اول, شماره ١, بهار و تابستان ١٣٨٨.
بررسى و ارزيابى حديث كميت آيات قرآن در كتاب كافى; اجتهاد در تفسير روايى نورالثقلين; بررسى و ارزيابى دو اصطلاح (مقارِب الحديث) و (مقارَب الحديث); بازخوانى حديث اقتدا و اهتدا; انواع و جايگاه روايات بيانگر مكى و مدنى در تفسير قرآن; بازخوانى نارسايى اضطراب حديث, حكم و چگونگى تعامل با آن; جايگاه گوينده در اعتبار گفتار از ديدگاه احاديث; درآمدى در نقد ترجمه هاى نهج البلاغه و… .

درسهايى از مكتب اسلام
سال چهل و نه, شماره ٦, شهريور ١٣٨٨.
رسوايى مدعيان دروغينِ حمايت از حقوق بشر; آگاهى دانشمندان يهود و نصارى از ظهور پيامبر اسلام(ص), راه برون رفت از حق ّ اللّه و حق ّ الناس; شاعران حسينى, عاشقان فضيلت و زيبايى; داروشناسان نكته سنج, مترجمان چيره دست; وضع اسلام و مسلمانان در غرب; ماه رحمت (شعر) و… .

راهبرد ياس
شماره ١٨, تابستان ١٣٨٨.
تعليم و تربيت و توسعه; خوشه هاى صنعتى, يادگيرى, نوآورى و توسعه منطقه اى; آموزش اقتصاد خرد از ديدگاه اسلامى; مبانى و الزامات مدل سه بخشى دانشگاه; خود ارزيابى فرهنگى, رهيافتى نوآورانه در نيل به تعالى فرهنگى; آموزش توسعه اى و توسعه پايدار; بيان و اثبات تفاوت ماهوى (معاملات مبتنى بر غرر); سياست تحول در نظام آموزش و پرورش كشور; نقش الگوى مصرف در اقتصاد توليدگرا; درآمدى بر نظريه پردازى هاى اثباتگرايانه و پسا اثباتگرايانه و… .

طلوع
سال هفتم, شماره ٢٧, بهار ١٣٨٨.
نسبت عقل و ايمان از ديدگاه ابن رشد, صدرالمتألهين شيرازى و ايمانئل كانت; سلفى گرى نوين در تقابل با راهبرد وحدت اسلامى; اجماع در نگاه محققان شيعه و نقش آن در استنباط; حكومتهاى اسماعيليه در شبه قاره هند تا قرن دهم; رابطه ابوحنيفه با ائمه اهل بيت(ع) و شيعيان; بررسى تطبيقى واژه امام در آيه ابتلا; امامت و ولايت نزد فريقين و… .

علوم حديث
سال چهاردهم, شماره ٢, تابستان ١٣٨٨.
جنسيت و حديث; الگوى مصرف از نگاه قرآن و حديث; نارسايى روايات حرمت نسيان پس از حفظ قرآن; تحليل و بررسى روايات سهوالنبى; ديدگاه كلينى, مفيد و… درباره روز ميلاد پيامبر اكرم(ص); بررسى حديث (تأبير النخل); زهد و بهداشت روان; روش فيض كاشانى در شرح احاديث غيرفقهى; قاعده شناخت صحابه پيامبر(ص); غاليان و انديشه تحريف قرآن; جستارى در اهداف سفرهاى حديث پژوهى; جلوه هايى از هنر تصويرآفرينى در روايات و… .

علوم انسانى
سال هفدهم, شماره ٧٥, تير ١٣٨٨.
الگوى اكتشافى روابط بين رفتارهاى رهبرى و تعهد سازمانى با نوع هدفگرايى كاركنان در سازمانها; بسط مفهومى و تحليل تعاريف فرهنگ سازمانى; رابطه مهارتهاى ادراكى با رضايت و عملكرد شغلى در سرپرستان يكى از كارخانه هاى صنعتى اصفهان; مفهوم شناسى مهندسى فرهنگ و مهندسى فرهنگى كشور; سيستم اطلاعات كيفيت در محيط تجارت الكترونيك; آسيب شناسى سازمانى و الگوهاى آن (جستجويى در الگوى على بورك ـ ليتوين) با تحليلى در كاربرد آسيب شناسى در سازمانهاى نظامى; الگوى توسعه منابع انسانى در پليس جمهورى اسلامى ايران و… .

فقه اهل البيت
السنة الرابعة عشرة, العدد الثالث والخمسون, ١٤٣٠ هـ.
شروط مرجع التقليد; المساقاة في المعاملات البنكية; في وقف الحُلي والاثمان; بحث حول الانتحار وحفظ النفس; الإطلاق المقامي, الأهلية وتحديد سن ّ البلوغ وأثره في التكليف/١; دور الزمان والمكان في علم الفقه; قراءة اُصولية في رسالة التذكرة للشيخ المفيد; دراسات مقارنة فى فقه القرآن ـ آداب قسمة الإرث; دراسات فقهية حديثية ـ حديث الجب ّ; قواعد فقهية ـ قاعدة الاتلاف/٢; في رحاب المكتبة الفقهية ـ رسالة في وجوب الذكر في سجود السهو; نافذة المصطلحات الفقهية ـ إرجاف و… .

گزارش ميراث
سال سوم, شماره ٣٢, خرداد و تير ١٣٨٨.
گذشته, چراغى فرا راه آينده; چهار بند گزارش; به بهانه انتشار گنج نامه شيعى و حماسى على نامه; ضبط همزه در نوشته هاى عربى و فارسى; بررسى دو اثر منتسب به نجم دايه; چند نكته در تصحيح ديوان حافظ; نقش گويش در تصحيح متن; معرفى كتاب و… .

ميراث جاويدان
سال هفدهم, شماره ٦٥, بهار ١٣٨٨.
سخنى پيرامون بهار و پرورش گلهاى فضيلت و كمال; شيوه هاى جديد بهره ورى و سرمايه گذارى اموال وقف; تحليلى بر مفهوم و شخصيت حقوقى نهاد وقف در فقه و قانون; سير تحول معمارى و توسعه آستان قدس رضوى; مدرسه علميه باقرالعلوم(ع) خوانسار و موقوفات آن; مسجد جامع گلپايگان و موقوفات آن; نظرى به ادبيات وقف و… .

نامه تاريخ پژوهان
سال پنجم, شماره ١٧, بهار ١٣٨٨.
گفتمان هاى رايج در مقالات روزنامه هاى اصفهان پس از مشروطه (١٣٢٥ـ١٣٣٢ ق); درآمدى بر شرق شناسى و مستشرقان; شكوفايى خراسان بزرگ در عصر سامانيان (اُمراى نخستين); جغرافياى تاريخى سمرقند و بخارا; تاريخ نگارى نو, در مصر; پيدايى معارف نو در ايران در عصر قاجار; كوشش هاى فكرى, فرهنگى و آموزشى احتشام السلطنه; زندگى و روش تاريخ نگارى شهاب الدين حافظ ابرو; سليمان ميرزا اسكندرى و مسئله نفت شمال و… .

نامه جامعه
سال پنجم, شماره ٥٩, مرداد ١٣٨٨.
عالم وحدت; گلى از گلستان; جهاد با نفس; سيرت مهدوى; درخت دانش; خبرهاى كتاب و كتاب خوانى; معرفى كتاب; و اين ماه هاشمى; پيام آور عدالت و ايمان; آن يار با درد آشنا; مولاى مهربانى; حاصل عمر آن دم است; گفتارى در چيستى ظهور; ترنم شيدايى; سيره مردان آسمانى; ارتباط انسان با خود; نظام اسلامى, توسعه و ترويج حجاب; جرعه جرعه معرفت; نقش اراده در كمال; فقه و زندگى; قطره قطره زندگى; گل نرگس و… .

نامه جامعه
سال پنجم, شماره ٦٠, شهريور ١٣٨٨.
وحدت كلمه; عالم وحدت; جهاد با نفس; مظلوم ترين مظلوم; منشور سعادت; درخت دانش; معرفى كتاب; رمضان در ادبيات فارسى; جنگ سرد و فرهنگ برهنگى; اين حرم على بن ابى طالب است; نقش والدين در آموزش نماز به فرزندان; ترنم شيدايى; تناسب بين توانمندى ها و وظايف زن و مرد; سيره مردان آسمانى; نقش اراده در كمال; به تو پناه مى برم از اين نفس… ; جرعه جرعه معرفت; فقه و زندگى; ارتباط انسان با خود; آسيب شناسى روانى زنان از ديدگاه اميرالمؤمنين(ع) و… .

نقد و نظر
سال سيزدهم, شماره ١ و ٢, بهار و تابستان ١٣٨٧.
اعتدال گرايى در معرفت شناسى معاصر و پيامدهاى آن در معرفت شناسى دينى; فخر رازى, از عقل گرايى اعتدالى تا ايمان گرايى خردپيشيه; نومن و فنومن در فلسفه كانت; وظيفه شناسى باور; با تأكيد بر ديدگاه آلستون; طرح يك گفت وگوى فلسفى, پرسش هاى مطهرى و پاسخ هاى كانت; فلسفه همچون زندگى, سعادت به مثابه بنياد فلسفه در انديشه ارسطو; معناى خارجيّت معنا و موضوع له از نظر ميرزامهدى اصفهانى و… .


اخبار درگذشتگان
حجت الاسلام حكيم
حضرت مستطاب حجت الاسلام والمسلمين آقاى حاج سيدعبدالعزيز حكيم, سرو بلندقامت ملت عراق و نماد مبارزه عليه استكبار و طاغوت ها و بعثيان و حراميان بود.
فقيد سعيد در سال ١٣٦٩ ق (١٣٢٩ ش) در نجف اشرف, در بيت علم و فضيلت و فقاهت و مرجعيت زاده شد. او, آخرين و دهمين فرزند مرجع بزرگ شيعه حضرت آيت اللّه سيدمحسن طباطبايى حكيم (١٣٠٦ ـ ١٣٩٠ ق) بود.
خاندان حكيم, از هنگام مهاجرت نياى اعلايشان اميرسيدعلى حكيم (بن سيد مراد بن اسداللّه بن جلال الدين امير بن سيد حسن بن مجدالدين بن قوام الدين بن اسماعيل بن ابوالمكارم ميرعباد بن ابى المجد على بن ابى الفضل عباد بن على بن ابى هاشم بن حمزة ابى المجد بن اسحاق بن طاهر بن شهاب الدين على بن ابى الحسن محمد بن احمد فتوح الدين بن ابى جعفر الاصغر محمد بن ابى العباد احمد الرئيس بن ابراهيم طباطبا بن اسماعيل ديباج بن ابراهيم عمر بن حسن مثنّى بن الامام الحسن المجتبى بن اميرالمؤمنين على بن ابيطالب) كه طبيب خاص شاه عباس اول صفوى بود و در سفر زيارتى شاه به نجرف اشرف در سال ١٠٣٣ ق, در آن آستان مقدس ماندگار شد, يكى از بيوت علمى و تاريخى نجف اشرف است كه ده ها تن از علما و فقهاى بزرگ شيعه را در خود پرورانيده است(شيخ محمد حرزالدين; معارف الرجال; ج ٢, ص ٨٥ ـ ٨٧ و نيز محمدهادى امينى; معجم رجال الكفر فى النجف; ج ١, ص ٤٢١).
آيت اللّه العظمى حكيم و پدرش علامه فقيه سيدمهدى حكيم (م ١٣١٢ ق) و برادرانش حاج سيدمحمود (١٢٩٨ ـ ١٣٧٥ ق) و حاج سيدهاشم (١٣٠٩ ـ ١٣٧٥ ق) و فرزندانش علامه فقيه آيت اللّه سيديوسف (١٣٢٧ ـ ١٤١١ ق), سيدمحمدرضا, شهيد سيدمهدى (١٣٥٣ ـ ١٤٠٨ ق), سيدكاظم, شهيد سيدمحمدباقر (١٣٥٨ ـ ١٤٢٤ ق), شهيد سيدعبدالهادى, شهيد سيدعبدالصاحب (١٣٦١ ـ ١٤٠٥ ق), شهيد سيدمحمدحسين, شهيد سيدعلاءالدين و مرحوم سيدعبدالعزيز و نوادگان دخترى اش, مانند: آيت اللّه العظمى سيدمحمدسعيد حكيم (م ١٣٥٣ ق), همه از مفاخر علمى شيعه و چشم و چراغ حوزه علميه نجف به شمار مى رفته اند, كه در برابر استعمار و استبداد و رژيم بعثى عراق سخت ايستادند و جانانه از مكتب و مذهب و استقلال عراق دفاع نمودند و سرانجام, در اين راه مقدس, جان فدا كردند و شاهد شهادت را در آغوش كشيدند و ده ها تن از آنان در سياهچال هاى رژيم ددمنش صدام, به خاك و خون غلطيدند.
آن مرحوم پس از رشد و بالندگى, تحصيل علوم دينى را نزد برادر بزرگوارش آيت اللّه شهيد سيدمحمدباقر حكيم و آيت اللّه سيدمحمود هاشمى شاهرودى آغاز كرد و سطوح عاليه را آموخت و سپس به درس آيت اللّه شهيد سيدمحمدباقر صدر رفت و چند سال, خارج فقه و اصول را فرا گرفت; سپس, همزمان با تشديد فشار رژيم بعثى و ددمنش عراق بر خانواده آيت اللّه حكيم ـ و زندانى شدن و شهادت ده ها تن از آنان در سياهچال ها ـ در سال ١٣٦٠ ش, همراه با برادرش به سوريه و ايران مهاجرت نمود و به تشكيل (مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق) و شاخه نظامى آن (سپاه بدر) پرداخت و بيش از بيست سال به مبارزه عليه رژيم بعثى عراق دست زد تا سرانجام با سقوط رژيم ديكتاتورى صدام در سال ١٣٨٢ ش, به عراق بازگشت و در ساختن عراق جديد بر مبناى رأى مردم, نقشى فعال بر عهده گرفت. او رئيس (ائتلاف عراق يكپارچه) و (مجلس اعلا) بود كه نقش اساسى در حيات سياسى عراق و حكومت و پارلمان آن داشت.
آن مرحوم با تلاش هاى بسيار و با نظارت عاليه و همكارى مرجعيت نجف اشرف, حقوق از دست رفته شيعيان عراق را بديشان بازگرداند و در آخرين روزهاى حيات بابركتش (ائتلاف ملى عراق) را ـ متشكل از شيعيان, كردها و اهل سنت عراق ـ بنياد نهاد. وى, در سال هاى اخير به سرطان ريه مبتلا شد و پس از عمرى شصت ساله, در روز سه شنبه ٤ رمضان ١٤٣٠ (٣ شهريور ١٣٨٨) چشم از جهان فرو بست و پيكبر پاكش در روز پنجشنبه (٦ رمضان) در تهران و قم (با نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى) و سپس در روز شنبه در بغداد و پس از آن در نجف اشرف با تشييع بسيار باشكوه, در كنار برادر شهيدش سيدمحمدباقر حكيم, به خاك سپرده شد.
با اعلام خبر وفاتش, موجى از حزن و اندوه در ايران و عراق پديد آمد و در عراق, سه روز عزاى عمومى اعلام شد و سيل پيام هاى تسليت, از سوى مراجع تقليد قم و نجف اشرف, و مقامات سياسى ايران و عراق صادر شد. مقام معظم رهبرى در پيام تسليت خويش فرمود:
بسم اللّه الرحمن الرحيم. با دريغ و اندوه خبر يافتيم كه رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق, جناب حجت الاسلام آقاى سيدعبدالعزيز حكيم دار فانى را وداع گفته و به ديار باقى شتافته است. براى ملت و دولت عراق, اين ضايعه اى بزرگ و براى جمهورى اسلامى ايران, فقدانى دردناك است. ايشان آخرين بازمانده از فرزندان برومند مرجع بزرگ شيعه مرحوم آيت اللّه العظمى سيدمحسن حكيم بود كه همگى در راه مبارزه با رژيم سفاك بعث عراق و عوامل استكبار شربت شهادت نوشيده با آزمون هاى دشوار, اين جهاد عظيم را تحمل كرده بودند. خدمات اين روحانى مجاهد در راه تشكيل حكومت ملى عراق چه در دوران اقامت در ايران و چه پس از سقوط حكومت صدام و انتقال به كشور خود, كم نظير و فراموش نشدنى است. اينجانب با ابراز تأسف فراوان از اين حادثه دردناك, تسليت صميمانه خود را به عموم ملت برادر عراق و به دولت و مجلس اعلاى اسلامى عراق و به بيت رفيع حكيم به ويژه به فرزندان برومند و شايسته ايشان, بالاخص جناب آقاى سيدعمار حكيم تقديم مى دارم و رحمت و مغفرت الهى را براى آن مرحوم و سربلندى و پيشرفت ملت و دولت عراق را از خداوند مسألت مى كنم.

آيت اللّه محمودى
حضرت مستطاب آيت اللّه آقاى حاج شيخ عباس محمودى دشتى, يكى از علماى حوزه علميه قم بود. معظم له در سال ١٣٣٢ ق, در خانواده اى روحانى و شيفته اهل بيت(ع), در روستاى كردوان از توابع بوشهر زاده شد. پدرش ملاحسن دشتى, يكى از زاكران و واعظان منطقه بود.
در سال ١٣٥٥ ق, همراه برادرش مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمد محمودى (م ١٤٢٤ ق) رهسپار نجف اشرف شد و تحصيل علوم دينى را آغاز كرد. آن دو به مدت پنج سال, ادبيات و دروس سطوح حوزه را نزد حضرات آيات: آقاى خوئى, سيدعبداللّه شيرازى, سيدعلى نورى, شيخ موسى خوانسارى و سيدسجاد علوى گرگانى (والد آيت اللّه العظمى علوى گرگانى) فرا گرفتند و پس از آن, مدتى در درس فقه آيت اللّه شيخ محمدحسين غروى اصفهانى هم حاضر شدند. در سال ١٣٦٠ ق, براى صله ارحام و ديدار اقوام و خويشان به زادگاهشان بازگشتند و دو سال ماندگار شدند.
معظم له در سال ١٣٦٢ ق, به نجف اشرف بازگشت و دروس خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام: سيدابوالحسن اصفهانى, سيدجمال گلپايگانى, ميرزا ابراهيم اصطهباناتى, سيدعبدالهادى شيرازى, حكيم, خوئى و شاهرودى فرا گرفت و بنيه علمى خويش را استوار ساخت. وى, در كنار تحصيل, به تهذيب نفس و تأليف و تدريس پرداخت و همراه با برادر بزرگوارش, هر ساله براى تبليغ دين به مناطق دشتى و تنگستان عزيمت مى نمود و با اقامت چند ماهه خويش, مردم را به راه دين و صراط مستقيم هدايت و رهنمون مى ساخت.
او در ايام اقامت در نجف, به زيارات و رعايت مستحبات و شركت در نمازهاى جماعت علماى اعلام و اقامه مجالس اهل بيت(ع) در خانه خويش اهتمام فراوان داشت و هر صبح پنجشنبه, در خانه اش مجلس روضه برپا مى نمود.
در سال ١٣٩١ ق (١٣٥٠ ش) به اجبار رژيم بعثى عراق, نجف را ترك و در قم, ساكن شد و فعاليت هاى علمى و دينى خود را ادامه داد. او به صله رحم, رعايت مستحبات, تهجد و تعبد و مناجات سحر و گريه هاى شبانه, اعراض از دنيا و زهد و ساده زيستى و ارادت فراوان به ساحت مقدس اهل بيت(ع) شهره بود و همگان او را به اين صفات مى شناختند.
آثار چاپى او عبارتند از:
١. ملخص المقال فى اسماء الموثقين والمعتمدين من الرجال;
٢. نخبة الآثار فى الادعية والاذكار;
٣. كشكول.
آن مرحوم, پس از ٩٨ سال زندگى, سرانجام در روز دوشنبه ٧ جمادى الثانى ١٤٣٠ ق (١١ خرداد ١٣٨٨ ش) بدرود زندگى گفت و پيكر پاكش پس از تشييع و نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى, در مقبره (شيخان) قم به خاك سپرده شد.

حجت الاسلام خراسانى
حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ عبدالحسين واعظزاده خراسانى, يكى از مشاهير خطبا و اهل منبر بود. فقيد سعيد در ٣ جمادى الآخر ١٣٤٥ ق, در نجف اشرف, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش واعظ و خطيب مشهور نجف مرحوم حجت الاسلام حاج شيخ محمدعلى خراسانى (١٢٨٠ ـ رمضان ١٣٨٣ ق) از شاگردان آيات عظام: سيدمحمد كاظم يزدى و شيخ محمدحسن مامقانى بود. آن مرحوم در شش سالگى قرآن را آموخت و در يازده سالگى به تشويق پدر و مادرش ـ دختر شيخ مهدى كاشانى, مقسم شهريه آيت اللّه سيد كاظم يزدى ـ به تمرين منبر پرداخت و در چهارده سالگى به فراگيرى علوم ادبى روى آورد. در اين مقطع استادانش عبارتند از آقايان: شيخ على اكبر كرمانى (مغنى), شيخ ذبيح اللّه قوچانى و شيخ جواد بروجردى (سيوطى); او سپس سطوح را نزد استادانى مانند: حاج سيدسجاد علوى گرگانى و شيخ ذبيح اللّه قوچانى (شرح لمعه), شيخ محمدحسين دهاقانى ـ خرَد (معالم), سيدمحمدباقر محلاتى (قوانين), سيداحمد اشكورى نجفى و شيخ محمدتقى بروجردى (رسائل) و ميرزا هاشم آملى و شيخ ذبيح اللّه قوچانى (كفايه) آموخت و در نوزده سالگى به تحصيل خارج فقه و اصول روى آورد و بيشترين بهره را از بحث هاى فقه و اصول و تفسير آيت اللّه العظمى خوئى برد و تقريرات آن درس ها را هم نگاشت; از ديگر استادان وى, مى توان از آيات عظام: سيدعبدالهادى شيرازى, سيدمحمود شاهرودى, ميرزا هاشم آملى, ميرزا باقر زنجانى, سيدمحسن حكيم, سيدمحمدهادى ميلانى و سيدنصراللّه مستنبط نام برد.
معظم له با جديت و كوشش تمام در اين دروس شركت مى كرد و تقريرات آنها را هم مى نگاشت و علاوه بر تحصيل, به تدريس ادبيات (سيوطى, مغنى و مطول) و سطوح عاليه (قوانين و كفايه و مكاسب) و تبليغ و منبر هم مى پرداخت و نامش در حوزه علميه نجف به عنوان يكى از خطباى عالم و پرمطلب معروف بود.
وى, حافظه اى قوى داشت و اشعار (الفيه ابن مالك) و اشعار نظام و فقه سيدبحرالعلوم و متن صمديه و تهذيب منطق و اشعار فراوان مدح و رثاى فارسى و عربى را از حفظ داشت و در منبرهايش از آنها استفاده مى كرد.
از آثار اوست:
١. تقريرات درس فقه آيت اللّه خوئى (صلاة, صوم, خمس, زكات و حج);
٢. تقريرات درس اصول آيت اللّه خوئى (دو دوره كامل);
٣. تقريرات درس اصول و فقه (مكاسب) آيت اللّه ميرزا هاشم آملى;
٤. تقريرات درس اصول و فقه (صلاة) آيت اللّه شاهرودى;
٥. تقريرات درس فقه آيت اللّه سيدعبدالهادى شيرازى;
٦. تقريرات درس فقه (حج) آيت اللّه حكيم;
٧. تقريرات درس فقه (مكاسب) آيت اللّه ميلانى;
٨. تقريرات درس اصول آيت اللّه ميرزا باقر زنجانى;
٩. دفاتر و مجالس منبرى.
آن مرحوم از آيت اللّه شيخ آقابزرگ تهرانى, اجازه روايت داشت و منحصراً از طريق منبر, زندگى خويش را مى گذرانيد و از مصرف سهم امام پرهيز مى كرد و تا پايان عمرش به مطالعه فقه و اصول و كتاب هاى احاديث و تواريخ اشتغال داشت و در ايام منبر هم, با عضف و پيرى اش, باز به منبر مى رفت و شنوندگان را فايده مى رسانيد. آن عالم فرزانه, در سال ١٤٠٠ ق بر اثر فشارهاى رژيم بعثى عراق به ايران آمد و در مشهد مقدس سكونت ورزيد تا آنكه در شب جمعه اول شعبان المعظم ١٤٣٠ ق (٢ مرداد ١٣٨٨ ش) در ٨٥ سالگى بدرود زندگى گفت و در روز يكشنبه سوم شعبان ـ سالروز ولادت سالار شهيدان حضرت ابى عبداللّه الحسين(ع), كه عمرى از او سخن گفت و مراثى او را تلاوت نمود, تشييع و پس از نماز آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى بر او, در صحن جمهورى اسلامى حرم مطهر امام رضا(ع) به خاك سپرده شد.

آيت اللّه انصارى دزفولى
حضرت مستطاب آيت اللّه آقاى حاج شيخ مرتضى انصارى دزفولى, يكى از علماى محترم اهواز به شمار مى رفت. معظه له در ٢٣ شوال المكرم ١٣٤٤ ق, در اهواز, در بيت علم و فضيلت زاده شد.
پدرش آيت اللّه معظم حاج شيخ محمدجعفر انصارى (٢٣ رمضان ١٣١٢ ـ ٢٨ ذيقعده ١٣٧٠ ق) يكى از علماى بزرگ خوزستان و صاحب شرح بر كفايه محقق سبزوارى به نام (الدراية فى شرح الكفاية) و شرح الفيه ابن مالك به نام (منتهى المطالب النحوية فى كشف اسرار الالفية), و او فرزند شيخ مرتضى معروف به آقا شيخ بزرگ (١٢٨٩ ـ ١٣٢٢ ق) بود كه هر روز صبح و عصر, زيارت عاشورا مى خواند و بر آن مواظبت مى نمود و در ٣٣ سالگى در دزفول بر اثر مارگزيدگى, درگذشت; و او فرزند آيت اللّه علامه شيخ محمدحسن انصارى (١٢٥٤ ـ ١٢٩٤ ق) ـ برادر و از بزرگانِ شاگردان شيخ و نائب و قائم مقام او و شارح نتايج الافكار سيد ابراهيم قزوينى و نويسنده تقريرات درس فقه و اصول شيخ انصارى ـ فرزند شيخ محمدامين (م ١٢٤٨ ق) ـ از علماى دزفول ـ بود كه نسب اين خاندان بزرگ به صحابى جليل, جناب جابر بن عبداللّه انصارى مى رسد.
فقيد سعيد پس از فراگيرى قرآن و خواندن و نوشتن, در يازده سالگى (١٣٥٥ ق), در محضر پدر بزرگوارش به آموختن ادبيات عرب و منطق و فقه و اصول و كلام پرداخت و تمام سطوح عاليه را نزد ايشان فراگرفت; سپس براى مدت كوتاهى به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر آيات عظام: حكيم, شاهرودى و خوئى بهره هاى فراوان برد و پس از آن به اهواز بازگشت و به تأليف و تدريس و اقامه جماعت پرداخت و پس از وفات پدر بزرگوارش, موقعيت او افزون شد و به عنوان يكى از علماى اهواز مطرح گرديد تا آنكه بر اثر حمله رژيم بعثى عراق و آغاز جنگ تحميلى, به تهران مهاجرت كرد و به خدمات علمى و دينى خويش ادامه داد.
وى پس از پايان جنگ, به اهواز برگشت و به اداره حوزه علميه و مسجد و مدرسه پدرش و تدريس پرداخت و كتابخانه اى غنى و نفيس از كتاب هاى چاپى و خطى داشت.
او از آيات عظام: سيدمحمود شاهرودى, شيخ محمدحسين كاشف الغطاء, سيدجمال الدين گلپايگانى, شيخ آقابزرگ تهرانى, ميرزا محمد تهرانى و شيخ محمدمهدى سبط الشيخ اجازه روايت حديث و اجتهاد و امور حسبيه داشت و به گروهى نيز اجازه روايت بخشوده بود. از تأليفات اوست:
١. زندگانى و شخصيت شيخ انصارى ـ كه بسيار كتب ارزنده و پر مطلبى است و براى آن زحمت بسيار كشيده شده است;
٢. شجره مشايخ انصار دزفول;
٣. رجال روحانى دزفول;
٤. رساله در علم اصول (مباحث الفاظ);
٥. حواشى بر توضيح المسائل;
٦. ياران پيامبر اسلام(ص);
٧. الفوائد القيّمة;
٨. شرح المرتضى على العروة الوثقى ـ استدلالى به نحو تركيب مزجى.
آن مرحوم پس از ٨٤ سال زندگى سراسر خدمت به علم و شرع مقدس, در روز دوشنبه ٢٦ مرداد ١٣٨٨ ش (٢٥ شعبان المعظم ١٤٣٠ ق) در اهواز چشم از جهان فروبست و پيكر پاكش صبح روز پنجشنبه ٢٩ مرداد (٢٨ شعبان) با حضور هزاران نفر از علما و مردم و عشاير خوزستان تشييع و پس از نماز برادر بزرگوارش آيت اللّه حاج شيخ محمدحسن انصارى, در جوار مقبره پدر عاليقدرش در صحن حرم مطهر على بن مهزيار اهوازى به خاك سپرده شد و در غم فقدانش پيام هاى تسليت متعددى از سوى مراجع تقليد صادر شد و مجالس يادبود متعددى نيز برگزار گرديد.

آيت اللّه ثقفى
مرحوم آيت اللّه آقاى حاج ميرزا حسن ثقفى تهرانى, يكى از مشاهير علماى تهران و بازمانده دودمان پرافتخار ثقفى بود. معظم له در سال ١٣١٦ ش (١٣٥٦ ق) در تهران, در خاندان دانش و تقوا زاده شد. خاندان اصيل و معروف او, يكى از مشهورترين بيوت علمى شيعه به شمار مى رود. پدرش آيت اللّه حاج ميرزا محمد ثقفى (١٣١٣ ـ ١٤٠٦ ق) صاحب تفسير (روان جاويد), از مشاهير علماى تهران و از شاگردان آيات عظام: حائرى يزدى, رفيعى قزوينى و شيخ محمدرضا اصفهانى و جدش علامه بزرگ آيت اللّه حاج ميرزا ابوالفضل تهرانى (١٢٧٣ ـ ١٣١٦ ق) صاحب (شفاء الصدور فى شرح زيارد العاشور), از شاگردان آيات عظام: ميرزاى شيرازى و ميرزا حبيب اللّه رشتى و نياى اعلايش آيت اللّه العظمى ميرزا ابوالقاسم كلانتر نورى تهرانى (١٢٣٦ ـ ١٢٩٢ ق) از بزرگ ترين شاگردان شيخ انصارى و صاحب ضوابط سيد ابراهيم قزوينى و صاحب (مطارح الانظار) بوده است(ر. ك به: ناصرالدين انصارى; اختران فقاهت; ج ١, ص ٢٨٧ ـ ٣١٠).
فقيد سعيد, ادبيات و بخشى از سطوح را نزد والد بزرگوارش و حضرات آيات: ميرزا احمد آشتيانى, ميرزا ابوالحسن شعرانى و حاج سيداحمد سبط آموخت و پس از آن به دروس آيات عظام: سيداحمد خوانسارى و سيدابوالحسن رفيعى قزوينى ـ و دو سال هم در قم در دروس داماد بزرگوارشان حضرت امام خمينى ـ حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت و از استادانش, رفيعى قزوينى و شعرانى اجازه اجتهاد دريافت نمود (١٣٤٧ و ١٣٤٨ ش). وى علاوه بر تحصيل, ساليان فراوان به تدريس و تأليف و تبليغ دين و اقامه جماعت در مسجد پامنار پرداخت و به جز علوم دينى, بر علوم دانشگاهى و فلسفه غرب و زبان فرانسه مسلط بود.
آن مرحوم, از سرِ تواضع و فروتنى رفتارى ويژه و مثال زدنى و به يادماندنى با بزرگان و كودكان و اهالى كوچه و بازار و مسجد داشت: دعوت همگان را مى پذيرفت و در تمام مجالس اهل بيت ـ كه از او دعوت مى كردند ـ منبر مى رفت و براى او كميت و كيفيت مجلس, مطرح نبود. دستى بخشنده داشت و هرچه را كه مالك بود, به ديگران مى بخشيد.
آيت اللّه العظمى وحيد خراسانى درباره او فرموده است:
(اين مرحوم, انسانى مجهول القدر بود. آن اندازه كه باطن داشت, ظهور نكرد و آنچنان كه بايد شناخته نشد. فوت او در اين زمان واقعاً ضايعه اى است; زيرا در تهران رجال علم و عمل خيلى كم شده اند و از جهت علمى در عاصمه تهران او استوانه اى بود و از نظر اخلاق, تواضع و كرم و طبع بلند و خصوصيات ديگر, شماره يك بود. ولايت پذيرى را نسبت به اهل بيت عليهم السلام از جدش به ارث برده بود. ايشان با حال كسالت و ناتوانى مى آمد و در دفتر مى نشست تا جواب مردم را بدهد. اينها ملكاتى است كه در هركس پيدا نمى شود, در هرحال رفتن او از جمع ما ضايعه و مصيبتى شد كه چاره اى جز تسليم در برابر خواست خداوند نيست. او در آن عالم هم زنده خواهد بود.)
برخى از آثار وى عبارتند از:
١. دوره فقه;
٢. اربعين حديث;
٣. انسان و انديشه: نگرشى بر كتاب (اتحاد عاقل و معقول) آيت اللّه حسن زاده آملى;
٤. چند برگ گل: منتخب بهترين اشعار در منقبت ائمه معصومين عليهم السلام (همراه با بعضى اشعار خودِ ايشان);
٥. ترجمه صحيفه مباركه سجاديه: با مقدمه اى درباره دعا و زندگى امام سجاد(ع);
٦. ترجمه و شرح زيارت عاشورا: تلخيص و نظرى تازه بر كتاب شفاء الصدور;
٧. گوشه هايى از زندگى ائمه معصومين(ع). (از شماره ٣ تا ٦, همگى به چاپ رسيده است.)
آن عالم بزرگوار, در ٧٢ سالگى در نيمه شب دوشنبه ٣١ فروردين ١٣٨٨ ش (٢٤ ربيع الثانى ١٤٣٠ ق) پس از تحمل چند روز بيمارى, چشم از جهان فروبست و پس از تشييع و نماز آيت اللّه سيدمحمد موسوى بجنوردى, در حرم مطهر حضرت عبدالعظيم حسنى به خاك سپرده شد.

آيت اللّه حسينى سرابى
حضرت مستطاب آيت اللّه حاج سيدمحمدكاظم حسينى نجفى سرابى, يكى از علماى نجفى مقيم قم بود.
فقيد سعيد در ٢٠ شهريور ١٣٠٨ ش (١٣٤٨ ق) (در معجم رجال الفكر فى النجف, ج ٢, ص ٦٧٢ تاريخ ولادت او را ١٣٤٣ ق ذكر نموده است) در نجف اشرف, در بيت علم و فضيلت زاده شد.
پدرش مرحوم آيت اللّه حاج سيدعلى سرابى (١٣٠٩ ـ ١٣٩٥ ق) يكى از شاگردان آيات عظام: ميرزاى نائينى و سيدابوالحسن اصفهانى و نويسنده كتاب (الحق الجديد) در فقه استدلالى, و جدش آيت اللّه سيدحسين سرابى (م بعد ١٣٤٠ ق) از شاگردان آيات عظام: فاضل شرابيانى, شيح محمدحسين كاظمى و فاضل ايروانى و يكى از مراجع تقليد آذربايجان بود.
معظم له, تمام ادبيات و سطوح را نزد پدر بزرگوارش و آيت اللّه سيداحمد اشكورى نجفى آموخت و پس از آن به دروس آيات عظام: خوئى, حكيم, سيدعبدالاعلى سبزوارى, ميرزا هاشم آملى و ميرزا حسن يزدى حاضر شد و مبانى علمى اش را استوار ساخت. وى, به جز تحصيل, به تدريس سطوح عاليه (از شاگردان او مى توان به: آقايان: سيدعلاء الدين غريفى, شيخ مهدى يزدى, سيدكاظم شاهرودى, سيدمحمد دهسرخى اشاره كرد) و تأليف و تبليغ دين پرداخت.
او در كوفه, وكيل تام الاختيار و نافذ الكلمه آيت اللّه العظمى خوئى بود و ساليان فراوان در آنجا به اقامه جماعت و حل و فصل دعاوى و رفع مشكلات مردم و بيان احكام دين اشتغال داشت و در زمان رژيم ددمنش و كافر بعث عراق به سختى ها و دشوارى هاى بسيار مبتلا گرديد; چه اينكه سه فرزندش (سيد محمدجواد, سيدعبدالهادى و ثقةالاسلام سيدمهدى) را دستگير نمودند و به شهادت رسانيدند. وى در سال ١٣٦٦ ش (١٩٨٦ م) در اثر فشارهاى رژيم عراق, به قم مهاجرت كرد و به تدريس عقائد و كلام, امامت جماعت در حسينيه نجفيها (ظهرها) و تأليف پرداخت; تا آنكه در اواخر عمر نابينا و خانه نشين شد.
از آثار اوست:
١. الحق القدير: در علم كلام;
٢. القضاء فى فدك;
٣. الدروس الجامعة: تقريرات درس اصول آيت اللّه خوئى;
٤. شرح منظومه فقهى سيدبحرالعلوم;
٥. حاشيه بر متن و شرح لمعه.
سرانجام آن عالم بزرگوار در هشتاد سالگى در روز يكشنبه در اول ذيحجة الحرام ١٤٢٩ ق (١٠ آذر ١٣٨٧ ش) چشم از جهان فروبست و پس از تشييع و نماز استاد آقاى حاج شيخ كاظم فقيهى, در گلزار شهداى على بن جعفر(ع) به خاك سپرده شد.

ناصرالدين انصارى قمى
موسوى خرمشهرى
دانشمند فاضل, مجاهد فى سبيل اللّه و خدمتگزار عالم تشيّع, موسوى خرمشهرى در پى بيمارى و كهولت سن در ٩٣ سالگى جهان فانى را وداع گفت.
بايد شرح حال اين عالم ربانى الگوى همه طلاب, سالكان راه حق و عموم مؤمنين باشد; چرا كه راه را از صفر شروع نمود و به مرتبه اى بس بلند دست يافت.
سيدمحمدتقى فرزند سيدهاشم و نوه سيدحسين موسوى دشتستانى است كه سلسله نسب ايشان به حسين القطعى فرزند موسى أبوسبحه فرزند ابراهيم المرتضى فرزند امام موسى كاظم(ع) مى رسد.
وى در سال ١٣٣٧ ق/١٢٩٧ ش در روستاى (بويرى) از توابع بلوك شبانكاره دشتستان (استان بوشهر) ديده به جهان گشود. در خردسالى پدر و مادر خود را از دست داد و تحت كفايت سيدابراهيم موسوى ـ عموى خود ـ درآمد. او ابتدا جامع المقدمات را نزد دائى مادرش شيخ عبدالنبى بهبهانى خواند; سپس از راه بصره در سال ١٣٥٣ ق/١٣١٣ ش به نجف اشرف رهسپار شد و در مدرسه هاى بادكوبى و قزوينى سكونت اختيار نمود, و ساير دروس مقدماتى را نزد سيدمحمد شوشترى (سبط), سيدمرتضى علم الهدى جزائرى, شيخ محمدعلى مدرس افغانى و سيدعباس مهرى به پايان برد.
منطق را نزد سيدمحمدرضا ميبدى (فعلاً ساكن گرگان مى باشند), و معالم الاصول را نزد شيخ محمدحسن هراتى و قوانين الاصول را نزد سيداحمد اشكورى و شرح لمعه را نزد سيدسجاد علوى گرگانى و سيدعبدالاعلى سبزوارى و رسائل را نزد شيخ محمدفاضل قائينى و مكاسب را نزد سيدمحمدباقر محلاتى و كفايه را نزد ميرزا حسن يزدى به پايان رساند.
عمده دروس خارج را از محضر آيات عظام: سيدمحسن طباطبائى حكيم و سيدابوالقاسم خوئى استفاده نمود, و مدت كوتاهى را نيز نزد حضرات آيات: ميرزا آقا اصطهباناتى, ميرزا عبدالهادى شيرازى و سيدمحمود شاهرودى, حاضر گشت.
موسوى خرمشهرى موفق به اخذ اجازات متعددى شد, اما اجازات روايتى ايشان از حضرات آيات: شيرازى, اصطهباناتى, سيدمحمد شيرازى و شيخ ناصر مكارم شيرازى بود. ايشان اجازات امور حسبى بسيار داشت.
موسوى در سال ١٣٧٠ ق/١٣٢٩ ش به عنوان نماينده مراجع و روحانى منطقه به روستاى (مخراق) كه بين بصره و فاو واقع مى باشد, رفت و مدت هشت سال به خدمات دينى پرداخت كه مى توان به برخى از آنها اشاره كرد: احداث مسجد به نام خود و تأسيس حسينيه اى در مجاورت آن مسجد, تجديد بناى مسجد منطقه دوره, تجديد بناى مسجدى در فاو, ايجاد حسينيه اى در منطقه نهر عويد و….
ايشان در سال ١٣٧٨ ق/١٣٣٧ ش در پى ناآرامى هاى سياسى, مخراق را به سوى خرمشهر ترك گفت و اقدامات بسيارى در ارتقاى فكرى و دينى مردم خرمشهر ارائه نمود كه مى توان به طور خلاصه به آنها اشاره كرد:
١. تأسيس كتابخانه عمومى;
٢. در سال ١٣٤١ ش و با همكارى حجت الاسلام سيدجواد الياسى مدرسه علميه رضويه را احداث نمود و پس از پايان جنگ تحميلى, اقدام به بازسازى همان مدرسه كرد;
٣. تأسيس دبستان ملى علوى در سال ١٣٤٤ ش;
٤. تجديد بناى مسجد جامع خرمشهر در سال ١٣٤٣ ش;
٥. در سال ١٣٥١ ش اقدام به تأسيس صندوق قرض الحسنه خدمات اسلامى نمود كه در زمان جنگ اين صندوق به تهران انتقال داده شد. در سال ١٣٧٣ ش نيز پس از بازگشت اهالى, مجدداً به صندوق خرمشهر بازگردانده شد;
٦. بازگشايى دفتر نمايندگى حزب جمهورى اسلامى, شعبه خرمشهر;
٧. تأسيس صندوق قرض الحسنه سوم خرداد كه اختصاص به رزمندگان در جبهه و بسيجى هاى پشت جبهه داشت;
٨. تأسيس مجتمع حوزه علميه سيدالشهداء(ع) با مساحت ٦٧٥٠ متر مربع.
موسوى هنگام ورود خود به خرمشهر, نماز جماعت را در مسجد جامع شهر برپا نمود و به سخنرانى و ساير امور دينى نيز اهتمام بسيار داشت. پس از آغاز جنگ به قم انتقال يافت و پس از پايان جنگ به همان شهر مراجعت نمود و همواره تا پايان عمر پربركت خود, به خدمات علمى, دينى و فرهنگى اهتمام داشت.
متأسفانه شمارى از آثار قلمى ايشان, همين طور ساير مدارك و كتابخانه شخصى ايشان در جنگ از بين رفتن; به همين سبب از ذكر آن تأليفات خوددارى مى كنيم و به معرفى آثار موجود ايشان مى پردازيم:
١. مدارك أجوبة المسائل المهنائية (اثر علامه حلى) كه جلد اول اين اثر در قم به چاپ رسيد;
٢. زندگى و خاطرات (در سه بخش) كه از سوى دارالنشر اسلام قم در بيش از ٢٦٠ صفحه وزيرى منتشر شد;
٣. مخلاط العطار و ميزان البقال (كشكول ادبى است), كه با نام توبره عطار و ترازوى بقال در سال ١٣٨٥ ش توسط همان انتشارات به چاپ رسيد.
دانشمند گرامى موسوى خرمشهرى, در پى ابتلا به عارضه كليوى و كهولت سن در عصر روز شنبه ١١ رجب ١٤٣٠ ق برابر ١٣ تير ١٣٨٨ ش در نود و سه سالگى در شهر خرمشهر جهان فانى را وداع گفت. پيكرش عصر روز يكشنبه در جوار حوزه علميه سيدالشهداء كه خود تأسيس كرده بود, به خاك سپرده شد.

عبدالحسين جواهر كلام