آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥
كتاب شناسى و نسخه شناسى جامع البين
عفيفى حبيب
كتاب جامع البين من فوائد الشرحين, از شيخ شهيد ابوعبداللّه شمس الدين محمّد بن مكّى العاملى شرحى توضيحى, استدلالى بر تهذيب الوصول الى علم الاصول علامه حلى است كه ايشان از عالمان نامى شيعه, ملقب به (شهيد) و يا (شهيد اوّل) مى باشد كه مصنفات بسيارى در موضوعات مختلف فقهى و اصولى و كلامى و حديث و… دارند.
ايشان در اجازه اش به على ابن الخازن الحائرى كه در روز چهارشنبه ١٢ رمضان سال ٧٨٤ هـ در دمشق نوشته شده, از كتاب جامع البين من فوائد الشرحين در كنار ديگر تصنيفات خودش اينگونه تعبير مى كند: (فمما صنّفتُه كتاب القواعد و الفوائد فى الفقه… و من ذلك كتاب الدروس الشرعيه فى فقه الاماميه… و من ذلك كتاب غايه المراد فى شرح الارشاد… و من ذلك شرح التهذيب الجمالى فى الاصول الفقه و… ).١
شهيد اوّل (رحمه اللّه تعالى) از شاگردان سيد عميدالدين عبدالمطلب بن الاعرج الحسينى (متولد نيمه شعبان سال ٦٨١ هـ متوفاى ١٠ شعبان سال ٧٥٤ هـ ), و سيد ضياءالدين عبداللّه بن الاعرج الحسينى (زنده در سال ٧٤٠ هـ )٢ است كه اين دو بر كتاب اصولى علامه حلّى موسوم به تهذيب الوصول الى علم الاصول شرح زده اند كه شرح سيد ضياءالدين منية اللبيب فى شرح تهذيب و شرح سيد عميدالدين نامش نامعلوم است, ٣ و شهيد اوّل بين مطالب اين دو شرح, جمع كرده, خود نيز فوايدى بر آن افزوده است.
امتيازات كتاب تهذيب الوصول بر ديگر كتاب هاى اصولى زمان خودش چنين است:
١ـ نوشته اى موجز و در عين حال كامل و شامل تمام ابواب و ابحاث اصولى مطرح نزد عامّه و خاصه در زمان تأليف كتاب است.
٢ـ داراى آخرين ديدگاه ها و مطالعات علامه حلى در علم اصول و عصاره كتاب نهاية الوصول است. از علامه در اين باره نقل شده است كه نوشته اند: (إنه مختصر النهايه).٤
تهذيب الوصول بعد از نهاية الوصول تأليف شده است كه به درخواست پسرش فخرالمحققين, كتاب نهاية الوصول خودش را تهذيب كرده است و در مواردى با كتاب نهاية الوصول تفاوت نظر داشته كه مصنف در متن تهذيب به عقيده خودش در نهاية الوصول اشاره كرده است; همچنين شهيد در جامع البين من فوائد الشرحين بارها به تناسب بحث, به قول علامه در نهاية الوصول اشاره كرده است.
٣ـ اين كتاب در زمان حيات مؤلف و بعد از آن ساليان متمادى از كتب درسى حوزه بوده است; لذا داراى شروح و حواشى و تعليقه هاى بسيارى شده است.
سيد ضياءالدين در مقدمه منية اللبيب امتيازات تهذيب را اين گونه مى شمرد: (قد صنف فى هذا العلم مختصرات ومطولات وكان أقلّها حجماً واكثرها علماً وأحسنها ترتيباً ونظماً كتابه المسمى بتهذيب الاصول فإنّه قد اشتمل على الحاصل والمحصول واحتوى على النهاية الوصول فى علم الاصول لكنه لغزاره علمه ونزاره حجمه يحتاج الناظر فيه الى شرح… ).ويژگى هاى جامع البين من فوائد الشرحين
شهيد اوّل(ره) بين مطالب شرح التهذيب سيد عميدالدين و منية اللبيب فى شرح التهذيب سيد ضياءالدين جمع كرده, خود نيز مطالب ارزنده اى به آن افزوده است. ويژگى هاى جامع البين را اين گونه مى توان شمرد:
١ـ تنها اثر شهيد اول در علم اصول الفقه به صورت جامع است.
٢ـ تمام فوايد و ويژگى هاى دو شرح اخوين سيدين عميدالدين و ضياءالدين را يكجا دارا مى باشد.
٣ـ داراى لطايف و فوايدى از خود شهيد اول است كه جاى ديگر موجود نمى باشد. نص نوشته شهيد اوّل(ره) در اين باره در مقدمه كتاب جامع البين اينگونه آمده است: (… استعينك فى الجمع بين شرحى الامامين السيدين الابّرين لكتاب تهذيب الوصول إلى علم الاصول من مصنفات الداعى إلى اللّه شيخنا الإمام جمال الدين يوسف [بن] المطهّر(قدس اللّه روحه) مع زيادات لطيفه وفوائد شريفه… ).
٤ـ متن تهذيب را از نسخ مورد اعتماد دو استاد شارح خود و گاهى متفاوت از ديگر نسخ كتاب, با عنوان (قال) آورده است و سپس با ذكر عنوان (اقول) مطالب شرح را بيان كرده اند و گاهى در محل اختلاف عبارت بين نُسَخ, آنجا كه لازم دانسته, به اين تفاوت تصريح كرده اند.
همچنين چنانچه شرح دو برادر به خاطر تفاوت عبارت نسخه اى كه در اختيارشان بوده, متفاوت شده, اشاره به تفاوت كرده است (محقق با داشتن كتاب جامع البين از تهذيب الوصول بى نياز مى شود).
٥ـ علاّمه حلى در تهذيب و نهاية الوصول الى علم الاصول و سيد ضياءالدين در منية اللبيب نقل قول هاى بسيارى از علماى سنى مذهب (مذاهب اربعه) و همچنين از كتب شيعى مانند: الذريعه سيدمرتضى (متوفاى ٤٣٦ هـ ) و كتاب عدة فى علم الاصول محمدبن حسن الطوسى معروف به شيخ طوسى (متوفاى ٤٦٠ هـ ) و همچنين ابن سينا نقل مطلب دارد. نام قاضى ابن براج (متوفاى ٤٨١ هـ ) در موارد متعددى, و از شيخ مفيد و كمال الدين ابن ميثم البحرانى (رحمهم اللّه تعالى) در بعضى موارد, در كتاب جامع البين من فوائد الشرحين آمده است و اشاره به آراى اصولى آنها شده كه اين به غناى بحث مى افزايد و براى اهل فن داراى ارزش خاصى است.
٦ـ شهيد اوّل در كتاب جامع البين مضاف بر اقوال علماى گذشته, نكات و اقوال معاصرين عصر تأليف تهذيب و منية اللبيب را به اين مجموعه فوايد افزوده است كه مى توان براى مثال از شرح عضدى بر مختصر المنتهى الاصولى ابن الحاجب نام برد.
٧ـ دربرگيرنده اقوال بسيارى از قاضى ابن براج و سيد عميدالدين است كه اصل تأليفات اصولى اين دو عالم مفقود شده, در دسترس محققين نيست. شرح سيدعميدالدين نزد شهيد اول موجود بوده است٥ و كتاب ابن براج يا در دست شهيد و يا در دست سيدعميدالدين بوده است; به هرحال اين نقل قول ها اهميت بسيارى دارد; چرا كه نه تنها در تهذيب الوصول, بلكه در كتاب مفصل نهاية الوصول اقوال اصولى قاضى ابن براج صاحب كتاب جواهر الفقه نيامده است.٦
٨ ـ توجه و تصحيح شهيدثانى بر كتاب جامع البين من فوائد الشرحين; زيرا در اجازه مفصله خود در سنه (٩٤١ هـ ) به شيخ حسين بن عبدالصمد, والد شيخ بهايى مى نويسد: (و قرأ على هذا الضعيف وسمع كتبا كثيره فى الفقه والاصولين والمنطق وغيرها, فممّا قرأه من كتب اصول الفقه (مبادى الوصول) و (تهذيب الوصول) و… شرحه (جامع البين من فوائد الشرحين).
نوشته اى كه در ابتداى نسخه هند جامع البين است كه گفته مى شود به دست خط شيخ بهايى است, به اين تصريح دارد كه شهيد ثانى بر نسخه شيخ حسين پدر شيخ بهايى كه در متن اين اجازه به آن اشاره شده, حواشى دارد; علاوه بر اين در دو نسخه به دست آمده از جامع البين حواشى بسيارى از شهيد ثانى نقل شده كه از جمله اين حواشى رساله الاجماع فى زمن الغيبه شهيد ثانى است كه در رسائل شهيد ثانى به چاپ رسيده است;٧ و اين نشان از توجه خاص شهيد ثانى به اين تأليف شهيد اوّل است. در متن اين حواشى دلايل و قرائنى دال بر تصحيح متن جامع البين توسط شهيد ثانى موجود است كه ان شاءاللّه خواهيم آورد.
مؤلف كتاب شريف جامع البين من فوائد الشرحين بيشترين تكيه را در مطالب به منية اللبيب داشته است. اين تكيه به عبارت و محتوا و روش آنقدر است كه نويسنده جليل القدر و دقيق النظر فهرست كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, استاد عبدالحسين حائرى در جلد هفتم, مجموعه امام جمعه خويى, تحت عنوان شرح تهذيب الوصول با بررسى اين كتاب و كتاب ضياءالدين, يعنى منية اللبيب مى نويسد: (روش اين دو شرح با يكديگر سخت نزديك است; هرچند توافق كامل بين آن دو نيست…).٨
سيدضياءالدين منية اللبيب فى شرح التهذيب را به روش (قال, اقول) تأليف كرده است كه بعد از (قال) عبارت علامه را آورده و بعد از آن با ذكر كلمه (اقول) شرح را نوشته است, و شهيد اوّل با متابعت از اين روش, كتاب جامع البين من فوائد الشرحين را تنظيم نموده اند.وضعيت متن موجود از جامع البين
متن موجود از جامع البين, مسوده شهيد اوّل است كه شهيد ثانى در حواشى موجود بر جامع البين و شيخ حسين در مقدمه اش بر نسخه هند به اين نكته تصريح كرده اند; همچنين مكرراً سهو موجود در متن را متذكر شده اند.
٢ـ نمونه اى از حواشى شهيد در اين رابطه اينگونه است:
ـ هكذا بخطه فى المسوده والصواب… .
ـ هكذا وجدت بخط المصنف (اى: شهيد اول) و هو السهو… لعدم المراجعه.
عبارت شيخ حسين نيز در مقدمه نسخه هند اينگونه است: (انه رحمه اللّه لم يراجع المسوّدة بعد الجمع… ولهذا وجدنا فيها سقطاً كثيراً من الاحرف والكتاب والسنّة, وقد وجدنا فيه أيضاً تكراراً بيناً فى عدّة مواضع, وكانّه لمّا حاول الجمع بينهما ذهل عمّا كتبه من احدهما فكتبه من الاّخر ونحو ذلك).
باوجود چنين وضعيتى در متن جامع البين, شايد بتوان گفت: علت اينكه علماى متأخر از شهيد اوّل (مانند شهيد ثانى و ديگران) به كلام جامع البين در مؤلفاتشان استناد نكرده اند, وجود همين اشكالات در متن اين اثر است كه استدلال به نكات موجود در نوشته به عنوان نظر قطعى و نهايى شهيد را مخدوش مى كند; زيرا موارد سهو زياد است و احتمال اعمال تصحيح شهيد در بسيارى از موارد قوى است; همان طور كه محشين جامع البين با تصريح به سهو در عبارت آن را اصلاح كرده اند; علاوه بر اين شيخ حسين اين تأليف را در ايام جوانى شهيد مى داند.٩
براى بيان خلاصه اشكالات موجود در اين مسوده, پنج مورد را مى توان برشمرد:
١ـ سهو; ٢ـ سقط; ٣ـ تكرار; ٤ـ بعضاً پرش در عبارت; ٥ ـ گاه نامرتبى و پراكندگى در عبارت.
تنها بعضى از موارد بالا در حواشى موجود جبران و اشاره شده است و بعضاً آنقدر خلاصه نويسى شده كه فهم متن مشكل گشته است.تعبيرات و تصريحات شهيد از نام دو شارح
شهيد اوّل (رحمه اللّه تعالى) در مقدمه آورده اند: (استعينك فى الجمع بين شرحى الامامين السيدين الابّرين) و سپس در متن جامع البين از سيدعميدالدين به (شيخنا) تعبير كرده اند و فرموده اند: (قال شيخنا عميدالدين فى شرحه: … ).
از سيدضياءالدين نيز اينگونه تعبير آورده اند: (هكذا ذكره السيد العلامه ضياءالدين (رحمه اللّه تعالى) و در جايى ديگر مى فرمايد: (قال سيدضياءالدين فى شرحه: … ). البته همين نقل مطلب, با تصريح به اسم شارح بود كه انتساب كتاب منية اللبيب فى شرح التهذيب را به سيدضياءالدين محرز كرد و نقض و ابرام نويسندگان فهارس نسخ خطى را ـ كه در مجموع باعث سردرگمى در اين موضوع مى شد ـ به پايان رسانده است.
هرچند بعضى از فهرست نويسان باتجربه انتساب كتاب را به سيدضياءالدين (رحمه اللّه تعالى) قطعى دانسته اند, لكن دقيقاً به دليلى استناد كرده بودند كه مخالفان آن را مؤيد منتسب بودن كتاب به سيد عميدالدين دانسته اند; در اين باره مطالب بسيارى را جستجو كرده ايم; حتى عالمانى بزرگ همچون ميرزاى قمى و فاضلين نراقى و شيخ انصارى و… هم در نقل اقوال از كتاب منية اللبيب با اسم عميدالدين تعبير كرده اند.
آنچه معلوم است منية اللبيب در كنار تهذيب الوصول علامه شهرت بسيارى پيدا كرده است و مورد استفاده بسيارى قرار گرفته است; لكن با انتساب اشتباه به سيدعميدالدين به جاى برادرش سيدضياءالدين.١٠
در جامع البين از كتاب هاى اصولى ديگر علاّمه حلى مانند نهاية الوصول الى علم الاصول و مبادى الوصول الى علم الاصول هم در كنار متن كتاب تهذيب الوصول الى علم الاصول مطالبى نقل شده است و از نهاية الوصول الى علم الاصول تصريحاً و به مراتب نام برده است.
مطلب ديگر اينكه: از هيچ يك از كتاب هاى سيدضياءالدين و سيدعميدالدين در اين نوشته نام و يا استناد به مطالب آنها نشده است.
مباحث اصولى به تبعيت از كتاب تهذيب الوصول علامه حلّى به دوازده مقصد مرتب شده است.
اين كتاب با عناوين مختلف نام برده شده است:
١. جامع البين من فوائد الشرحين: نام دقيق و درست كتاب همين است. اين نام را شهيد ثانى در اجازه مفصله خود به پدر شيخ بهايى آورده است;١١ همچنين پدر شيخ بهايى در مقدمه خود در ابتداى نسخه هند با اين اسم, كتاب را نامگذارى كرده است.
٢. جامع العين من فوائد الشرحين: با اين اسم و جامع العين ـ مختصراً ـ اسماعيل باشا در ايضاح المكنون (ج ١, صص ٣٥٥, ٤٣٣, ٤٧١, ٥٥٩, ٥٦٠). آن را قيد كرده است. و (ج ٢, ص ٢٦٥) و هدية العارفين (ج ٢, ص ١٧١) آورده است و پيرو آن, عمر رضا كحّاله در معجم المؤلفين (ج ١٢, ص ٤٦) در صفحه اول از نسخه نجف دست خطى وجود دارد كه از كتاب به اين اسم تعبير شده, لكن در كتاب الشهيد الاول حياته وآثاره آمده است: (هو الخطاء بلا شك).١٢
٣. شرح تهذيب الوصول: آغابزرگ طهرانى در الذريعه با اين نام مى آورد و بعد از ذكر اين نام مى نويسد: (ذكره بنفسه فى بعض اجازاته, ولعله الذى سماه بـ (جامع البين من فوائد الشرحين) أى شرحى الاخوين ضياءالدين وعميدالدين الذى رآه المحدث الحر بخط الشهيد الثاني… ).١٣
٤. الجمع بين الشرحين: در اعيان الشيعه (ج ١٠, ص ٦١), همچنين محقق تسترى در كشف القناع (ص ٣٦٣) با اين اسم تعبير كرده اند.١٤
٥. شرح التهذيب الجمالى: تعبير شهيد در اجازه اش به ابن الخازن, قبلاً اشاره شد و اعيان الشيعه (ج ١٠, ص ٦٢) نيز به همين شكل است.
٦. جامع البين فى فوائد الشرحين: در اعيان الشيعه (ج ١٠, ص ٦٢) به اين اسم آمده است. در اين كتاب در موارد جداگانه اى به اين سه اسم, به اين ترتيب كه آورده ايم, اشاره شده است و بعد از ذكر نام جامع البين فى فوائد الشرحين در شماره اى جداگانه از شرح التهذيب الجمالى اينگونه متذكر شده اند: (قلت ولعله شرح التهذيب الجمالى المتقدم ويحتمل غيره).
٧. جامع البين فى مسائل الشرحين: در كشكول شيخ يوسف بحرانى در ضمن نقل اجازه شهيد ثانى به پدر شيخ بهايى آمده است.١٥
همچنين با اسم هاى ديگرى هم از اين كتاب تعبير شده است; مثل جامع البين من قواعد الشرحين, جامع الشرحين, جامع البين شرح الاخوين.انتساب اشتباه كتاب جامع البين به شهيد ثانى (قدس سره)
گاه اين اثر شهيد اوّل به اشتباه به شهيد ثانى منتسب شده است; براى مثال بر روى صفحه نخست نسخه نجف با اين انتساب دست خطى وجود دارد كه نوشته است: (كتاب الجمع بين شرحى الامامين السيدين… , لكتاب تهذيب الاصول لعلامة الحلّى, للشيخ الشهيد الثانى (قدس سره العزيز) اعنى شيخ زين الدين رحمه اللّه).
و در فهرست كتابخانه مجلس (ج ٧, ص ١٥١) اينگونه آمده است: (شهيد ثانى كه شاگرد اين دو برادر بوده (عميدالدين و ضياءالدين), هر دو شرح را در كتابى به نام جامع البين من فوائد الشرحين يك جا جمع كرده است).
همچنين محقق كتاب تهذيب الوصول الى علم الاصول مطبوع, در مقدمه اش بر كتاب تهذيب, كتاب جامع البين را به شهيد ثانى منتسب كرده است و مى نويسد:١٦ (شرح الحسين بن عبدالصمد الحارثى العاملى, هو إصلاح للشرح الموسوم بـ (جامع البين) للشهيد الثانى; البته بعد از اين شرح در شماره جداگانه اى مى نويسد: (شرح الشيخ السعيد محمد بن مكّى, الشهيد فى عام ٧٨٦ هـ. اسمه (جامع البين) الجامع بين شرحى الاخوين: ابنى اُخت العلامه الحلّى, جمعهما وميّزهما بعلامة(ع) لعميد الدين(ض) لضياءالدين, وزاد من نفسه زيادات).
خلطى براى محقق درباره اين دو شماره صورت گرفته است كه ايشان پنداشته اند كتاب اصلاح شيخ حسين پدر شيخ بهايى بر كتاب جامع البين ديگرى است; جداى از كتاب جامع البين شهيد اوّل است, لكن اين تصور اشتباه است و اين دو شماره يكى هستند و از يك مؤلف و ما نسخه مصحّح توسط شيخ حسين بن عبدالصمد را در مجموع نُسَخ جامع البين در اين نوشته ذكر مى كنيم (إن شاءاللّه).
و بعضى ديگر خيال كرده اند شيخ حسين بن عبدالصمد تغيير كلى بر كتاب ايجاد كرده است; به گونه اى كه اثر مجزّاى ديگرى شده است; لذا بر همين عقيده اصلاح جامع البين را جداى از جامع البين ذكر كرده اند.نسخه شناسى (جامع البين من الفوائد الشرحين)
اين كتاب تا به حال چاپ نشده و تنها قسمت اندكى از آن ـ از اول كتاب تا ابتداى المقصد الثانى ـ در مجله تحقيقات اسلامى در تهران (س ١٢, ١٣٧٦ ش, ش ١ و ٢. ص ٢٥٩ ـ ٢٧٠) و تنها از دو نسخه جامع البين (نسخه هند ـ آيت اللّه آملى(ره) به چاپ رسيده است كه داراى اشكالات متنى و فاقد مستندسازى مطالب و اقوال است.١٧
مشخصات پنج نسخه خطى جامع البين
١. نسخه كتابخانه عمومى اميرالمومنين(ع) در نجف اشرف, تاريخ كتابت روز سه شنبه ٢٤ جمادى الاخره ٩٧١ هـ, ١٨ كاتب فضل اللّه الشهير براجو الملقب به شيخ الاسلام, داراى حواشى و تصحيح.
حواشى اين نسخه به دو دليل از شهيد ثانى است: ١ـ بسيارى از متن اين حواشى در نسخه هند توسط پدر شيخ بهايى هم استنساخ شده است و در آنجا با رمز (منه) مشخص گشته و در مقدمه نسخه هند تصريح شده است كه اين رمز نشان از متعلق بودن حواشى به شهيد ثانى دارد; ٢ـ در پايان نسخه نوشته اى مجزّا به مقدار ٥/٤ صفحه تحت عنوان (فايده) درباره اجماع نزد شيعه, آمده است كه در جلد دوم رسائل شهيد ثانى (ص ٨٣٥ ـ ٨٤٣) تحت عنوان (تحقيق الاجماع فى زمن الغيبه) به چاپ رسيده است١٩ كه خود تعليقه اى بر جامع البين محسوب مى شود. در حواشى, به شرح ضياء بسيار اشاره كرده است و متن را از روى آن تصحيح نموده است; بعضاً اشاره به خط مصنف شده و صحيح را نوشته است; مانند: (هكذا وجدت بخط رحمه اللّه وهو سهو… . ) و (هذه فى نسخه المسوده بغير لفظ (كذلك) و هو سهو واصلحناها من شرح الضياء… ). در اين نسخه, علامت (ع) روى بعضى عبارات نقل شده از سيدعميدالدين و علامت (ض) بر روى بعضى عبارت نقل شده از سيدضياءالدين نوشته شده است و بعضى عبارات بين علامت (ز) و علامت (الى) قرار داده شده كه بسيارى از اينها تكرار نوشته از كاتب و شايد از دستنويس شهيد باشد كه در سطرهاى فوق آمده بوده. در وسط تصوير موجود از اين نسخه, دو صفحه با نوشته هاى پراكنده و بى ربط با متن موجود است و دو صفحه ناقصى كه شايد در اصل نسخه نجف موجود باشد. از آنجا كه اين نسخه تصوير سياه و سفيد است, لذا تشخيص ديگر مشخصات و علايم موجود در نسخه ممكن نيست.
بر روى نسخه علامت تملك افراد متعددى ديده مى شود; مانند (مالكه الفقير محمدباقر الشريف السبزوارى), (مالكه محمد معين) و (للحقير سيدميرزا) كه هيچ كدام از اينها تاريخ ندارد.
بدون ترديد اين نسخه از لحاظ متن و قرائت آگاهانه و اصلاح, بهترين عبارت را بين نسخه هاى موجود داراست.
٢. نسخه كتابخانه مجلس شوراى ملّى به شماره ١٣٨ مجموعه امام جمعه خوى. قبلاً مطالبى از اين شماره نقل شد و توضيح مختصرى آمد.٢٠
اين نسخه در فهرست مذكور با عنوان شرح تهذيب الاصول معرفى شده است و با قيد (ظاهراً) منتسب به سيدعميدالدين شده, لكن به توفيق خداوند متعال, با مقارنه با نسخه هاى ديگر معلوم شد نسخه اى باارزش از كتاب جامع البين است كه تاريخ مقابله آن (در حاشيه) ٩٨١ هـ ذكر شده است. از يادداشت شخص مقابله كننده بر حاشيه اين نسخه در صفحه ٤٠٩ فهميده مى شود او از معاصران شيخ حسين, پدر شيخ بهايى و مرتبط با او بوده است; چراكه در توضيح متن نسخه مى نويسد: (قول الشارح ـ ويؤيده الى قوله فى رجل ارتد ـ تكرارُ لافائده فيه, هكذا قال الفاضل زبدة المشايخ شيخ حسين, لاندرى ذلك كتبت ذلك بعد المطالعه كل شىء ظهر علي, نقول فتدبر وذلك فى محل المقابله نهم شهر ربيع الاوّل بتاريخ سنه ٩٨١). در اين تاريخ پدر شيخ بهايى در قيد حيات بوده اند; چرا كه وفاتشان سنه ٩٨٤ هـ مى باشد; و در جايى ديگر ذيل عبارت حاشيه اى با اين متن: (هكذا وجدنا بخطه ولاشك إن هنا سقط فيلزم أن يكون), به رمز (١٢) مى نويسد: (لايخفى عليك ان هذا القيد للشيخ السعيد شيخ حسين, وانا ما يطلع على مضمونه ان اللّه يطلع). اين دو حاشيه مذكور در اين نسخه از روى نسخه پدر شيخ بهايى استنساخ شده است. و در حواشى نسخه هند موجود است.٢١
مشخصات دقيق مقابله كننده نامعلوم است. ظاهراً مقابله كننده با كاتب يكى نبوده است; زيرا خط و رنگ و كيفيت جوهر مورد استفاده, متفاوت است و چه بسا در پايان نسخه بوده باشد كه به علت افتادگى پايان نسخه اسم كاتب و مشخصات ديگر معلوم نمى شود.
نويسنده فهرست درباره اين نسخه, بعد از توضيح مختصر مرتبط با تهذيب و دو شرح برادران اعرجى مى نويسد: شهيد ثانى [صحيح: شهيد اوّل] كه شاگرد اين دو برادر بوده, هر دو شرح را در كتابى به نام جامع البين من فوائد الشرحين يك جا گرد آورده است. او بعد از ذكر مطلبى كه سابقاً نقل كرديم, مى آورد: كتاب حاضر ظاهراً شرح سيدعميدالدين عبدالمطلب است و او از شرح برادر خود سيدضياءالدين ياد كرده است. [صحيح: دليلى بر سبقت تاريخى شرح هركدام از اين دو برادر بر ديگرى نداريم. احتمال سبقت شرح عميدالدين بر ضياءالدين بيشتر است; با اين احتمال وجه نقل متن توسط عميدالدين از ضياءالدين بعيد به نظر مى رسد]. رجوع شود به ذريعه, (ج ١٣, ص ١٦٨) فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى (ج ٢, ص ١٩٨). [همان طور كه گفته شد, اين نسخه متن كتاب جامع البين است و شهيد در آن ابتدائاً از سيدعميدالدين و بعد از آن از سيدضياءالدين به صراحت اسم برده اند; علاوه بر اين مطالب متعددى با نوشته قرمزرنگ بر روى متن به صورت رمز (ع) از عميدالدين و رمز (ض) از ضياءالدين مشخص شده كه شايد مقصود ديگرى جداى از معلوم شدن صاحب مطلب موردنظر بوده كه دقيقاً براى ما روشن نيست; چرا كه موارد نقل مطلب از اين دو برادر خيلى بيشتر از اين موارد است; مخصوصاً از سيدضياء اين موارد يك درصد نقل شده ها نيست.
مطلب ديگر اينكه: در مورد ارجاعات داده شده به الذريعه و فهرست كتابخانه آستان قدس رضوى, اينها هم در انتساب نسخه اى به سيدعميدالدين دچار اشتباه شده اند كه آن نسخه كتاب توضيح الاصول از مجدالدين عبادحسينى است.] اين نسخه به خط شكسته نستعليق قرن ده يا يازده [قرن ده درست است به تصريح تاريخ مقابله كه نقل شد] مقصد اول و چند سطر از مقصد دوم و نيز قسمتى از مقصد پانزدهم ـ اجتهاد و تقليد ـ از نسخه ساقط شده, در آغاز كتاب دو برگ مربوط به مباحث قياس است و به اين كتاب ربطى ندارد. [دقيقاً عبارت شرح از ابتداى مقصد الثانى ـ فى اللغات ـ موجود است و مقصد اول كامل و مقصد الثانى فقط متن تهذيب الوصول به مقدار تقريباً نه سطر افتاده است و از انجام نسخه از مقصد دوازدهم ـ فى الاجتهاد, الفصل الثالث, فى احكام الاجتهاد ـ مقدار سه صفحه از اين نسخه در رابطه با اين فصل موجود است و بقيه نوشته به غير از چهار صفحه صحافى شده در ابتداى نسخه افتاده و آن چهار صفحه مربوط به آخر كتاب است و مطلب آن مربوط به البحث الخامس ـ فى الاعتراضات ـ از مباحث پنجگانه المقصد الثانى عشر كتاب است, نه مبحث قياس. مخفى نماند كه اين مطالب به يمن در اختيار داشتن متن كامل كتاب جامع البين براى ما روشن گشته است. ] شرح تهذيب عميدى [عدم صحت انتساب به عميدى كه تعبير مختصر از سيدعميدالدين استاد شهيد اول است را توضيح داديم. ] از برگ سه و با عبارت متن تهذيب درباره وضع بدين گونه آغاز شده است: … . [فهرست نويس بعد از نقل آغاز و انجام نسخه و آغاز و انجام چهار صفحه ادامه مشخصات نسخه را اينگونه مى نويسد: ] اين نسخه تصحيح شده و سقطات آن كه گاه به چندين سطر بالغ است, در حواشى جبران گرديده (ص ١ ـ ٤) [صحيح از صفحه ٥٠٩ تا صفحه ٥١٢ كه مجموعاً چهار صفحه به خط مقابله كننده است] نونويس و داراى سطورى بيشتر از ديگر صفحات است. روى هفت سطر پايين صفحه ٥٠٨ خط قرمز كشيده شده. عنوان ها به شنگرف است; هشت برگ آخر نسخه رطوبت ديده و قسمتى از سطرهاى دو برگ آخر در اثر رطوبت سياه شده و خوانده نمى شود. [اين بررسى احتمالاً از روى ميكروفيلم انجام شده, والا در تصوير رنگى نسخه, متن خوشبختانه خواناست; مگر مقدار خيلى كم از آن; درست است كه نسخه رطوبت ديده و رنگ كاغذ را عوض كرده, لكن سياه و ناخوانا نيست.]
قطع: رقعى ٥/١٨ ھ ١١ ھ ٣ س ج: تيماج مشكى (بدون مقوا) صفحات ٦٤٦ سطور ١٩ كاغذ اصفهانى شكرى رنگ, شماره ثبت ٦٣١٦٨.
همان طور كه به وجود دو حاشيه ذكر شده در اين نسخه, در مجموع حواشى نسخه هند اشاره كرديم, معلوم مى شود متن اين نسخه از روى آن كتابت شده و سپس مقابله اش با نسخه ديگر بوده است كه شايد نسخه مسوده شهيد اوّل بوده باشد; چرا كه بر روى برگ ها نشانه هاى اعمال اصلاح مثل ساييدگى كاغذ بسيار ديده مى شود كه متفاوت با نسخه شيخ حسين است.
٣. نسخه شماره ٩٦٣٥ كه در فهرست مختصر كتابخانه مجلس شوراى اسلامى نام برده شده است.٢٢ از اين نسخه تصوير رنگى توسط كتابخانه مذكور در اختيار مركز احياى آثار اسلامى دفتر تبليغات اسلامى قم قرار داده شده است كه داراى متن كامل از آغاز تا انجام كتاب است. سه خط در كتابت نسخه به كار رفته است كه شايد از سه كاتب باشد. دقيقاً اسم و نشانى از كاتبين بر روى نسخه نيست و روى نسخه تصوير, چند مهر ديده مى شود كه تاريخ درج شده در يكى از مهرها ١١٤٨ مى باشد. اين نسخه فاقد علامت بلاغ است و بسيار از لحاظ متنى مغلوط و ناخواناست و حاشيه تصحيحى كمى دارد كه متن را كامل كرده است. از ابتدا تا برگه ١٢٧ نسخه ٢٥ سطرى و از آن به بعد ٢٣ سطرى است و مجموع نسخه ٢٠٤ برگ است. بر روى صفحات ابتداى كتاب آمده است: (من مملكات العبد الاقل الراجى على اكبر بن محمد البصرى الطوسى عفى عنهما).
در كتاب الشريعه الى استدراك الذريعه, شماره ٢١٨ درباره اين نسخه آمده است: (منه (جامع البين) نسخه بمكتبه المجلس تحت رقم ٩٦٣٥, و يظهر منها أنها من مخطوطات القرن العاشر, ولم يوجد فيها أثر من الاصلاحات التى فعلها العاملى بالنسخه. و بهامش الصفحه الأخير منها مذكّره مخدوشه يبدو منها أن ّ النسخه ناقصه. أوّلها: (هذه تتمه شرح التهذيب والباقى لم يرسل… وسيرسل… ).
متن اين نسخه كامل است; همان طور كه در انجام متن نسخه به اين مطلب اشاره شده است: (وحيث انتهى كلامهما [اى: كلام سيدعميدالدين وسيدضياءالدين] بانتهاء كلام المصنف فلنقطع الكلام حامدين ومصلين والحمد للّه رب العالمين); وگرچه حواشى نسخه شيخ حسين استنساخ نشده, لكن منشأ استنساخ متن آنجاست و اشتباهات قرائتى كه در نسخه شيخ حسين موجود بوده, در اين نسخه هم وجود دارد.
٤. نسخه اهدايى حضرت آيت اللّه محمدتقى آملى اعلى اللّه مقامه الشريف به عالم فاضل دكتر اكبر ثبوت. اين نسخه داراى اغلاط و افتادگى در متن است و آسيب ديده, انجام نسخه ناقص است.
آغاز: بسمله, احمدك اللهم على سوابغ نعمائك بابلغ محامدك واسالك المزيد من فضلك… .
انجام ناقص: قال العاشر: لايشترط فى الاجماع قول كل الامه فى زمن الرسول عليه السلام الى يوم القيامه… .
اقول: … ويلزمه تخطيه كل الامه فى مسئله الواحده بجهه واحده.
نسخه به خط نسخ, بدون نام كاتب, عناوين به شنگرف و مشكى و در بعضى از برگ ها سفيد مانده است. در موارد كمى حاشيه تصحيحى دارد. قسمتى از نسخه رطوبت ديده, در حاشيه برگ آخر نسخه رساله منظوم [رساله ميراث] در باب طبقات ارث است; با آغاز: (بسمله, يقول الراجى العفو من ذى المنن عبيده محمد ابن الحسن, عامله مولاه بالاحسان); و در يك برگ از انجام نسخه, منتخبى از قصايد خطائى المسمى بمحمد حسين قزوينى را به صورت چليپاى آورده است.
جلد تيماج قهوه اى, مجدول ضروبى به همراه ترنج و سرترنج, طول ٣٠ و عرض ١٥ سانتيمتر, داراى ٢٣ سطر.
اصل اين نسخه در كتابخانه شخصى دكتر ثبوت در تهران است.
٥. نسخه هند كه مهر كتابخانه ممتاز العلماء لكنهو هند بر آن مشهود است٢٣ و تصويرى از آن را محقق گرامى آقاى دكتر ثبوت تهيه نموده اند. اين نسخه به خط شيخ حسين بن عبدالصمد است و داراى حواشى زيادى از شهيد ثانى و شيخ حسين پدر شيخ بهايى است. در ابتدا مقدمه اى از شيخ حسين و سپس يادداشتى از شيخ بهايى مرقوم شده كه متنش اينگونه است: (كتاب جامع البين من فوائد الشرحين; يعنى شرحى الامامين السيّدين السعيدين ضياءالدين وعميدالدين رحمهما اللّه تعالى; فانّه ملتقط منهما, جامع لفوائدهما ـ كما سماه ـ مع ما فيه من الزّوائد عنهما; الا انه رحمه اللّه لم يراجع المسوّدة بعد الجمع مع ان ّ الجمع المذكور كان فى عنفوان شبابه, ولهذا وجدنا فيها سقطاً كثيراً من الاحرف والكتاب والسنّة, وقد وجدنا فيه ايضاً تكراراً بيناً فى عدّة مواضع, وكانّه لمّا حاول الجمع بينهما ذهل عمّا كتبه من احدهما فكتبه من الآخر ونحو ذلك.
ثم ّ انى لما كتبه وطالعت فيه, دعتنى الغيرة الى التّصدى لاصلاحه; فاصلحت فيه الكثير من السّقط المذكور من مظانّه, ولم يبق فيه الا مواضع يسيرة جدّاً فى بعض التى لم اعلم من اين اخذها, و اما ما علمته فاصلحته منه, او ما كان من شرح السيّد عميدالدّين, فان ّ الملتقط منه الزائد على ما فى شرح الضيّاء, قليل جدّاً; و لم يكن هذا الشّرح عندى.
وقد وجدنا ايضاً بخطّه فى هذه النّسخة, مواضع معلماً عليها الباء الهندية, والمواضع غير صحيحة, فكان ّ نسخة الضياء الّتى عنده, لم تكن صحيحة فى تلك المواضع. فاصلحناه نحن ايضاً. وربّما وجده عنده منهما شيىء مغلوط, فوافق ان فى نسختنا كذلك, لايسعنا الا تركه كما هو, وامّا ما كتبت عليه باء هنديّة, فهى لاستشكال ما, امّا فى اللّفظ او المعنى, وقد تركت ايضاً من مواضع يحتاج الاصلاح لم اصلحها, لوضوحها او لعسرة اصلاحها فى التغيير عليها بخطّه, او كتبت على الحاشية: صوابه كذا او نحو ذلك.
ثم ان الشهيد رحمه اللّه, ميّز ما اختص به شرح الضياء; فكتب عليه (ض); وما اختص به شرح العميد, فكتب عليه(ع); وتابعته فى ذلك; و ما كان زائداً عنهما كتبت فى اوّله (زياده) و فى آخره (آخرها) فصارت هذه النسخه مميزه لمختصات الشرحين والزوائد عليهما; ومختصه بمزيد الاصلاح المذكور والتصحيح; ومن وقف عليها علم ذلك; وامّا ما عليها من الحواشيات; فان كان فى آخرها (منه) فهى لشيخنا; وان كان فى آخرها (لى) فهى ممّا سنح لى بحين ايّام المطالعه. فرقمته وانى راقم الكتاب ومالكه حسين بن عبدالصّمد الحارث الهمدانى; ضحى يوم الجمعه سابع عشر رجب المرجب سنه احدى واربعين وتسعمائه بعد الفراغ من مطالعته بايّام والحمداللّه اولاً و آخراً).
ييادداشت شيخ بهايى در حاشيه صفحه دوّم نسخه, در كنار مقدمه پدر خود بر جامع البين چنين است: (هذا الكتاب من اوّله الى آخره بخطّ والدى قدّس اللّه قدّس اللّه روحه, وليس فيه الاّ شيىء يسير بخطّ شيخنا الشّهيد الثانى نورّ اللّه نورّ اللّه نورّ اللّه مرقده).چند مطلب در بررسى كلام شيخ حسين
سه مطلب در مقدمه نسخه هند وجود دارد كه قابل تأمل است:
١. شيخ حسين در مقدمه آورده اند: (ان ّ الجمع المذكور كان فى عنفوان شبابه). چند نكته است كه به نظر مى رسد با اين كلام منافات دارد: الف) در متن جامع البين شهيد اول درباره ضياءالدين با عبارت (السيد العلامه ضياءالدين رحمه اللّه) دعا كرده اند كه نشان از تأليف جامع البين بعد از حيات ضياءالدين, يعنى سنه ٧٦٦ هـ دارد٢٤ كه شهيد در آن وقت ٤٢ سال داشته است; ب) واضح است كه سيره عالمان بر اين بوده كه بدون كسب اجازه نقل قول نمى كردند و تاريخ اجازه شهيد اوّل از عميدالدين در سال ٧٥١ هـ فى الحضرة الحائرية المقدسة نوشته شده است و عمر شريف شهيد در اين زمان ٢٧ سال بوده است; ج) مسافرت شهيد اوّل از جزين به عراق براى تحصيل علوم سنه ٧٥٠ هـ ذكر شده است كه سنشان در آن وقت ٢٦ سال بوده كه آشنايى شهيد پيش از مسافرتش, با ضياءالدين و عميدالدين و داشتن شروح آنها ـ حتى در فرض تأليف آنها ـ با امكانات آن وقت, بعيد به نظر مى رسد.٢٥
شايد علت اينكه شهيد از جامع البين با تعبير شرح التهذيب الجمالى فقط در اجازه اش به ابن خازن (در سنه ٧٨٤ هـ دو سال به شهادتش) نام برده و در اجازه به ابن نجده در سنه ٧٧٠ هـ, گرچه از بعضى تأليفاتشان نام برده است, لكن نامى از شرح تهذيب نيامده, چه بسا به خاطر تأليف نشدن جامع البين در آن زمان بوده باشد و به صورت مسوده ماندن جامع البين, مى تواند علتش يارى نكردن عمر شهيد باشد نه چيزديگر. واللّه اعلم.
٢. گرچه در اين مقدمه به مشخص شدن حواشى شهيد ثانى با رمز (منه) اشاره شده است, لكن حواشى با رمز (له) هم از شهيد ثانى است; همان طور كه در نسخه نجف استنساخ شده است.
٣. گرچه در متن مقدمه انحصار منقولات از ضياءالدين به مواردى شده كه با رمز (ض) مشخص است, اما در واقع تمام موارد متنى نقل شده از منية اللبيب با اسم و يا رمز معلوم نگشته, بلكه اين مقدار كه نشانى دارد, مقدار بسيار كمى دارد; پس با اين قرينه تمام موارد ذكر شده از عميدالدين هم با اين رموز و يا تصريح معلوم نمى شود. ما متن شرح عميدى را نداريم تا موارد نقلى با آن تطبيق شود و متأسفانه در دست پدر شيخ بهايى هم موجود نبوده است و مواردى كه با عبارت (زياده) و (آخرها) مشخص شده, تمام موارد زيادى بر شرحين نيست و چه بسا اين نَصب رموز, علت ديگرى داشته است.
مطلب ديگر در رابطه با اصل نسخه: نقل شده است كه اين نسخه با اسم اصلاح جامع البين٢٦ ناميده شده, ولى اثرى از اين اسم بر روى نسخه نيست; مگر همان اشاره در مقدمه كه مبنى بر اصلاح است.
نكته ديگر اينكه: گرچه حواشى اصلاحى از كاتب و شهيد ثانى بر نسخه وجود دارد, ولى متن اين در مقايسه با نسخه نجف اشكالات بسيارى دارد.اقوالى ديگر درباره جامع البين
شيخ حرّ عاملى در ضمن شمارش مؤلفات شهيد اوّل اينگونه مى آورد: (كتاب جامع البين من فوائد الشرحين, جمع فيه بين شرحى تهذيب الاصول للسيد عميدالدين والسيد ضياءالدين, رأيه بخطّ الشهيد الثانى).٢٧
در اينكه آيا نسخه اى از جامع البين به خط شهيدثانى موجود بوده يا خير, بايد گفت: گرچه ما سرنخى از وجود اين نسخه در حال حاضر پيدا نكرديم, لكن دلايل و قراينى ديگر وجود دارد كه اين سخن شيخ حرّ عاملى را تأييد مى كند.
همان گونه كه سابقاً اشاره شده, حواشى شهيد ثانى در نسخه نجف و هند استنساخ شده است و در متن اين حواشى عباراتى همچون (هذه الالحاق اصلحناه من شرح الضياء لما ظهر لنا من أنه إنما تركه سهواً) و (هذه فى نسخه المسوده بغير لفظ كذلك واصلحناها من شرح الضياء… . ) و (هكذا بخطه فى المسوده والصواب العكس, كما كتبناه من شرح ضياءالدين فينبغى ان يكتب ويترك ما فى الكتاب الي… ) و… يافت مى شود كه دليل بر وجود نسخه اى اصلاحى توسط شهيد ثانى از جامع البين است.
قرينه اول: كتابت نسخه نجف متأخر از حيات شهيد ثانى بوده, استنساخ آن به خط كاتب است; لذا مأخذ حواشى موجود بر آن يا بايد نسخه شيخ حسين باشد و يا نسخه ديگر; اما نسخه شيخ حسين نمى تواند سنه ٩٤١ هـ باشد; چرا كه آن حواشى كمتر از حواشى مكتوب بر نسخه نجف است و گاه تفاوت عبارت حواشى وجود دارد; لذا بايد نسخه اى ديگر مأخذ استنساخ نسخه نجف باشد كه با واسطه و يا بى واسطه به دستخط شهيد ثانى منتهى است.
قرينه دوم: حواشى موجود در نسخه شيح حسين با دستخط حواشى خود شيخ حسين يكى است و لذا آن هم از مأخذ ديگرى أخذ و استنساخ شده است.
قرينه سوم: شيخ حسين در مقدمه خود بر نسخه هند اين عبارت را آورده بود: (فصارت هذه النسخه مميزه لمختصات الشرحين والزوائد عليهما و مختصه بمزيد الاصلاح المذكور و التصحيح ومن وقف عليها علم ذلك).
اما اينكه نوشته اند (فصارت هذه النسخه مميزه) اين مميزيت نمى تواند در مقابل نسخه مسوده شهيد اول باشد; پس بايد نسخه سومى حداقل به رويت كاتب رسيده باشد كه به قرينه استنساخ حواشى شهيد ثانى نسخه شهيد ثانى است; گرچه اثبات شىء نفى ما عدا نمى كند.
در نتيجه باتوجه به گزارش شيخ حرّ عاملى و دلايل و قراين مذكور نسخه اصلاح شده توسط شهيد ثانى موجود بوده است.
سيداعجاز حسين نيشابورى كنتورى در مورد جامع البين مى فرمايند: (جامع البين من فوائد الشرحين, للشيخ الأجل… الشهيد الأجل… جمع فيه بين شرحى تهذيب الوصول للسيد عميدالدين والسيد ضياءالدين, وزاد شيئاً كثيراً, إلا أنه لم يراجع المسوده بعد الجمع, مع أن الجمع المذكور كان فى عنفوان شبابه, فهذّبه وأصله الشيخ حسين بن عبدالصمد الحارثى, وفرغ من إصلاحه سنه إحدى وأربعين وتسمائه. وقال (رحمه اللّه) بعد ذكر ما يتعلق باصلاحه: (… ثم ان الشهيد رحمه اللّه, ميّز ما اختص به شرح الضياء; فكتب عليه (ض); وما اختص به شرح العميد, فكتب عليه (ع); و تابعته فى ذلك; و ما كان زائداً عنهما كتب فى اوّله (زياده) و فى آخره (آخرها) فصارت هذه النسخه مميزه لمختصات الشرحين والزوائد عليهما; و مختصه بمزيد الاصلاح المذكور والتصحيح).٢٨
و قد ظفرت بحمداللّه على نسخه كانت بخط الشيخ حسين بن عبدالصمد, أولها: (أحمدك اللهم على سوابغ نعمائك بأبلغ محامدك, وأسألك, المزيد من فضلك… ).
اين مشخصات با نسخه هند كه معرفى آن را در شماره پنج آورديم; مطابقت دارد.
در پايان از استاد عزيز و گرامى, حضرت حجت الاسلام والمسلمين ناطقى (زيد عزه الشريف) كه در اين راه با صبر و حوصله مرا يارى كردند, تشكر مى كنم.١. بحار الانوار; ج ١٠٤, ص ١٨٧.
٢. گزارش تاريخ ولادت و وفات سيد ضياءالدين را در منابع رؤيت نكردم و تنها در الذريعه و… (كان حياً ٧٤٠ هـ ) ذكر شده است. شايد بتوان با استناد به نسخه شماره ٢٨٧٩ معرفى شده همراه با تصوير آغاز و انجام, در فهرست نسخ خطى مركز احياء ميراث اسلامى (ج ٧, ص ٣١٨ ـ ٣٢٠) و كلام آغابزرگ در الذريعه (ج ٢٣, ص ٢٠٨) (با قرار دادن مطالب اين دو در كنار هم) بتوان گفت اين نسخه منية اللبيب از جلال الدين محدث ارموى, بنا به نوشته آغابزرگ جزء اوّل و قسمتى از جزء دوّم آن به دست خط ضياءالدين است و تاريخ مسوّده به دست خط كاتب جزء دوّم آن ٧٦٦ هـ نوشته شده, و بعد از آن با همان دست خط اوّل نسخه (يعنى خط ضياءالدين) فرغ من تسويده ٧٤٠ هـ ذكر شده كه قاعدتاً بايد بعد از اتمام كتابت كاتب به تاريخ ٧٦٦ هـ باشد, پس در اين تاريخ ضياءالدين در قيد حيات بوده است. واللّه اعلم.
٣. از اين شرح تا به حال نسخه اى شناسايى نشده است و نسخه منتسب به سيد عميدالدين در الذريعه (ج ١٣, ص ١٦٨) و آستان قدس رضوى (ج٢, ص ١٩٨, ش ٤٣) اشتباه است. مطالب بيشتر را در نوشته اى تحت عنوان (فايده اى ديگر از جامع البين من فوائد الشرحين) بررسى كرده ايم.
٤. تهذيب الوصول الى علم الاصول; مؤسسه امام على(ع), مطبعه ستاره, مقدمه التحقيق, ص ١٨.
٥. قرائنى در حواشى شهيد ثانى بر جامع البين وجود دارد كه نشان از وجود شرح عميدى در نزد وى دارد; مانند: ١. (الثالث زائد على الشرحين ولاحاجه اليه); ٢. (قلت لافرق بين قول ابى عبداللّه البصري… و بين قول الاخرين… والظاهر ان منشاوه السهو فان السيد ضياءالدين لم يذكر قول البصرى وذكر قول الاخرين مجمع المصنف بين كلامى الشرحين وهما واحد).
٦. ديدگاه هاى عميدالدين به دو صورت, توسط شهيد اوّل مشخص شده است: ١. باتصريح به اسم عميدالدين و يا تعبير (شيخنا); ٢. با نصب حرف (ع) بر بالاى متن در بعضى موارد.
٧. رسائل شهيد ثانى; ج ٢, ص ٨٣٥ ـ ٨٤٣.
٨. فهرست كتابخانه مجلس شوراى ملّى (ج ٧, ص ١٥١) (توضيحات كامل را بعداً مى آوريم, لكن شرح تهذيب كه اينجا تعبير شده است همان جامع البين شهيد اوّل است, كه به خاطر افتادگى آغاز و انجام نسخه و صحافى شدن مقدارى از صفحات آخر نوشته اشتباهاً در اوّل نسخه و همچنين نادر بودن نسخه (جامع البين من فوائد الشرحين) در اينجا توهم شده است كه شرح تهذيب سيدعمديالدين مى باشد. ) به سبب دو شرح سيدضياء و سيدعميدالدين در انتساب دچار مشكل بوده, بسيارى دچار خلط شده اند; لذا اين فهرست نويس دقيق النظر در معرفى اين نسخه دچار لغزش قلم شده است.
٩. در اين كلام شيخ حسين, پدر شيخ بهايى اشكالى به نظر مى رسد كه در ادامه ـ ان شاءاللّه ـ به آن اشاره خواهيم كرد.
١٠. مقاله اى در بررسى اين موضوع نوشته شده است كه در آن دلايل اثبات منية اللبيب را براى ضياءالدين آورده ايم و مطالبى را براى شناسايى شرح عميدالدين در آنجا ذكر كرده ايم.
١١. رسائل شهيد ثانى; ج ٢, ص ١١١٤ و بحارالانوار; ج ١٠٨, ص ١٤٨.
١٢. الشهيد الاول: حياته و آثاره, ص ١٥٢.
١٣. الذريعه; ج ١٣, ص ١٧٠.
١٤. محقق تسترى در كشف القناع (ص ٣٦٣) مطلبى با انتساب به عميدالدين از جامع البين نقل كرده, فرموده اند: (ومنهم الشهيد (طاب ثراه) و قد ذكر فى الجمع بين الشرحين نحو ما تقدَّم عن شيخه عميدالدين فى المسائل الأصوليه المذكورة ونقل اتّفاق الفرقه على كون مذهب الصحابى ليس حجّة على غيره من الصحابَه… ). دليلى بر صحت اين انتساب به عميدالدين در متن جامع البين نيست و شايد اين ذكر اسم نيز همچون منتسب دانستن منية اللبيب به عميدى باشد. واللّه اعلم.
١٥. كشكول بحرانى; ج ٢, ص ٢٠٣.
١٦. علامه حلى; تهذيب الوصول الى علم الاصول; تحقيق سيدمحمد الرضوى الكشميرى; لندن: طبع مؤسسه الامام على(ع), ص ٢٠ـ٢١.
١٧. در حال حاضر اين كتاب براى چاپ در ضمن موسوعه شهيد در مركز احياء آثار اسلامى پژوهشگاه دفتر تبليغات اسلامى قم در حال تحقيق است.
١٨. تاريخ كتابت در نشريه نسخه هاى خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران (ج ٥, ص ٤٠٩) و الشهيد الاول حياته و آثاره (ص ١٥٣) نسخ سده يازده ذكر شده است كه تاريخ كتابت را ما عيناً از خط كاتب نقل كرده ايم.
١٩. در پايان اين رساله اينگونه آمده است: (علقها مؤلفها زين الدين بن على بن الحاجه سنه ٩٤١) كه اين تاريخ همان تاريخ اجازه شهيد ثانى به پدر شيخ بهايى است كه در متن اين اجازه آمده است: (وقرأ على هذا الضعيف وسمع كتبا كثيره فى الفقه والاصولين والمنطق وغيرها, فممّا قرأه من كتب اصول الفقه. مبادى الوصول و تهذيب الوصول و… شرحه جامع البين من فوائد الشرحين… ) و از طرف ديگر در انجام مقدمه اى كه توسط پدر شيخ بهايى بر نسخه هند مرقوم شده, همين تاريخ مكتوب است. در كنار اين مقدمه نسخه خطى منسوب به شيخ بهايى وجود دارد كه گواهى به وجود خط شهيد ثانى به مقدار كمى بر نسخه هند دارد. همه اين قرائن نشان از به هم پيوستگى در سال ٩٤١ اين نسخ است, اما اينكه دستخط مبارك شهيد ثانى بر روى چه نسخه اى از جامع البين بوده (بر روى نسخه مسوده شهيد اول كه پدر شيخ بهايى گزارش رويتش را در مقدمه نسخه هند آورده و يا نسخه اى ديگر؟) يقيناً دستخطهاى موجود در حواشى اين نسخ (هند ـ نجف) دستخط كاتبين اين دو نسخه است و از جايى ديگر استنساخ كرده اند. تفاوت موجود در عبارت و كمى و زيادى در حواشى اين دو نسخه, خود قرينه استنساخ از جاى ديگر است. عبارات موجود در حواشى شهيد ثانى بر جامع البين, مانند (هكذا وجدت بخطه رحمه اللّه… ) وجود نسخه اى ديگر را كه حواشى شهيد بر روى آن مرقوم بوده, تقويت مى كند.
٢٠. شناسايى اين نسخه در مركز احياء آثار اسلامى به همت كارشناسان نسخ خطى انجام شد و ما در اين قسمت عين نوشته استاد بزرگوار حائرى را نقل كرده, سپس جاهايى كه لازم به توضيح و يا احياناً تصحيح مطلب است, مطلب اضافه كرده ايم; آن هم به صورت قرار دادن متن داخل كليشه و با قلم خميده.
٢١. گرچه حاشيه ابتدايى (… تكرار لافائده فيه) در نسخه هند با رمز (لى) آمده است ـ كه حاكى از حواشى شيخ حسين است ـ اما در حواشى نسخه نجف با تفاوت اندكى در عبارت هم وجود دارد.
٢٢. سيدمحمد طباطبائى بهبهانى; فهرست مختصر نسخه هاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى, ص ٢٢٠.
٢٣. گرچه مهر كتابخانه ممتاز العلماء لكنهو هند در آن موجود است, لكن معرفى نسخه در فهرست نسخه هاى خطى اين كتابخانه كه توسط سيدصادق حسينى اشكورى نگارش شده است, نيامده و بارها شنيده شد كه اين نسخه به ايران آورده شده است.
٢٤. چگونگى اثبات حيات ضياءالدين در اين تاريخ را در هامش ٢ آورده ايم.
٢٥. آنچه مسلم است اينكه: خود شيخ حسين اين مقدمه را در جوانى نوشته اند; چرا كه در ٩٤١ هـ قريب به ٢٢ سال سن داشته اند.
٢٦. اعيان الشيعه; ج ٥, ص ٤٠٤. به تبع در جاهاى ديگر هم آمده است.
٢٧. أمل الآمل; ج ١, ص ١٨١. اين كتاب تأليف سنه ١٠٩٧ هـ است و از استادان شيخ حرّ عاملى الشيح زين الدين بن محمد بن الحسن بن زين الدين الشهيد الثانى و الشيخ على حفيد الشهيد الثانى صاحب كتاب الدر المنثور شمرده شده است كه بعيد نيست اين نسخه گزارش شده, در دست اينها بوده باشد.
٢٨. كشف الحجب والاستار; ص ١٥١ ـ ١٥٢.