آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥

نقدى بر افتخار آفرينان استان مركزى
ميرمحمدى حميد رضا

افتخارآفرينان استان مركزى, تأليف داوود نعيمى, انتشارات كومه, قم, ١٣٨٥, ٤٤٨ صفحه (جلد اول).

اين اثر ٣ جلدى است و آنچه در پى مى آيد معرفى جلد اول مى باشد, اين مجلد داراى يك مقدمه و ١٢ فصل است. فصل اول: در خصوص ناحيه جبال و حاكمان نخستين آن; فصل دوم: ويژگى هاى جغرافيايى و تاريخى اراك; فصل سوم: جاذبه هاى تاريخى و مذهبى استان مركزى; فصل چهارم: جاذبه هاى طبيعى استان مركزى; فصل پنجم: مراسم سنتى استان مركزى; فصل ششم: وزيران استان در دوران مختلف تاريخى; فصل هفتم: حاكمان اراك; فصل هشتم: مساجد; فصل نهم: بقاع آل كوثر; فصل دهم: كتابخانه هاى عمومى استان مركزى; فصل يازدهم: مدارس علميه دينى و نقش مؤسس آن آية اللّه حائرى; فصل دوازدهم: حوزه علميه اراك پروردگاه مجتهدين بنام.
كوتاه ترين فصل كتاب فصلِ چهارم است كه هفت صفحه دارد و پر صفحه ترين فصل فصلِ نهم است. اما از مطالعه اين اثر به دست مى آيد:
ـ احساس نياز به ويراستارى فنى و ادبى بسيار دقيق و اصولى.
ـ فصل ششم به شرح حال وزيران استان در دوران مختلف و فصل هفتم به حاكمان اراك اختصاص يافته است, آيا حاكمان و وزيران با توجه به برخى از سرگذشت مى توانند جزء افتخار آفرينان محسوب گردند؟
ـ مأخذ بسيارى از نقل قول هاى متن نه در داخل متن ذكر گرديده و نه در زيرنويس صفحات.
ـ در بسيارى از زيرنويس ها به نام كتاب اكتفا شده است.
ـ در برخى موارد جملات متن حالتِ محاوره اى دارد و به كار بردن كلمات عربى در متن فارسى رعايتِ برخى اصولِ نگارشى فارسى را دچار مشكل نموده است كه برخى از آنان در سطور بعد خواهد آمد.
ـ يكى از منابع مؤلف, كتاب فرهنگ آبادى ها و مكان هاى مذهبى كشور اثر دكتر محمدحسين پاپلى يزدى است كه در سال ١٣٦٧ از سوى بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى منتشر گرديده است. استناد به اين اثر در همه صفحات بدون ذكر صفحه است و به ٣ صورت آمده است: مكان هاى مذهبى پاپلى يزدى; اماكن مذهبى پاپلى يزدى; فرهنگ آبادى هاى دكتر محمدحسين پاپلى (كه هيچ كدام از اين سه صورت ارجاع صحيح نيست).
ـ استان مركزى در برخى موارد استان اراك ناميده شده كه صحيح نيست, از جمله در صفحه ١٤, سطر ٩.
ـ در اكثر صفحات تفاوتى بين شهر و شهرستان وجود ندارد و در بيشتر موارد شهرستان همان شهر است, نه شهرستان به معناى محدوده سياسى, چنان كه در صفحه ٨٢ بناى امامزاده شاهزاده حسين در ٤٠ كيلومترى شمال شهرستان اراك و در صفحه ٢٧٦ اين بنا در ٤٠ كيلومترى شمال اراك ذكر شده يا در صفحه ٧٨ آمده حمام چهارفصل در خيابان دكتر بهشتى در نزديكى سه راه ارامنه در شهرستان اراك قرار دارد كه صحيح آن شهر اراك است نه شهرستان اراك.
ـ فصل چهارم به جاذبه هاى طبيعى استان مركزى اختصاص يافته است, اما فقط به جاذبه هاى طبيعى شهرستان سربند و محلات اكتفا شده است, گويى شهرستان هاى ساوه, خمين, آشتيان, تفرش, اراك و دليجان ظاهراً از اين جاذبه ها بى بهره اند.
ـ فصل پنجم به مراسم هاى سنتى استان مركزى اختصاص يافته كه ظاهراً نسبتى با عنوان كتاب ندارد. اين فصل ٢٢ صفحه دارد كه ٨ صفحه آن به مراسم سنتى در استان اختصاص يافته است و ٦ صفحه به فهرست آثار تاريخى شهرستان خمين, دليجان, ساوه, سربند و محلات كه موضوع فصل سوم مى باشد.
ـ در صفحه ١٢٧ و ١٢٨ در بيان مراسم آهو آهو در روستاى خورهه چنين آمده است كه اگر فرزند كوچك خانوار عادل باشد اين ابيات به صورت زير خوانده مى شود. اما از اشعار خبرى نيست. چنين جاافتادگى هايى در متن كتاب فراوان است. مثالِ ديگر اين جمله در بيان نماز استسقاى آية اللّه سيدمحمدتقى خوانسارى است كه در صفحه ٤٣٥ مذكور است: حركت فرموده و به مصلاى خارج شهر تشريف آورده و به عجيبى ظاهر گرديد و بر احدى مخفى نماند كه نيست اين الا از اثر دعاى آن بزرگوار. كه ظاهراً جمله جا افتادگى دارد و شايد اين گونه بوده: (ابر به طرز عجيبى).
ـ در صفحه ٤٧, سطر ١٤ وزش بادهاى محلى استان مركزى را منبعث از فشار اقيانوس هند آورده است, در صورتى كه اقيانوس هند صرفاً در جنوب شرقى ايران مؤثر است و در هيچ مكانى از كشور مؤثر نيست و از سوى ديگر فشار اقيانوس هند خود جمله نادرستى است و مى بايست در بيان آن از: فشار زياد يا فشار كم اقيانوس بهره برد.
ـ در صفحه ٣٨٦ و ٣٨٧ قطر گنبد امامزاده قاسم(ع) را ٢ الى ١٠ متر ذكر نموده كه اين عدد عقلاً سازگار نيست, ظاهراً بايد ١٠ الى ١٢ متر صحيح باشد.
ـ در صفحه ٥٦ (زيرنويس شماره ٢) ماده تاريخ بناى شهر اراك را چنين آورده است: (نهاد يوسف ثانى بناى مصر جديد). بر اساس آنچه در كتاب سيماى اراك (ج ١ ص ٣١) آمده ماده تاريخ چنين است: (نمود يوسف ثانى بناى مصر جديد) كه سال ١٢٣١ مى باشد. البته مؤلف محترم صحيحِ اين ماده تاريخ را در صفحه ٦٨, سطر دوم آورده است, ولى در زيرنويس ص ٥٦ دقت ننموده است.
ـ زيرنويسِ شماره ١ صفحه ٤٠٩ در متن صفحه ٤١٢, سطر ١١ و ١٢ تكرار گرديده است؟
ـ مؤلف در صفحه ٦٢ وفات يوسف خان گرجى را به سال ١٢٤٠ ق در اصفهان و در صفحه ٦٣ به سال ١٢٤٠ ق و در صفحه ٦٩ به سال ١٢٤٦ دانسته است.
ـ در ص ٦٣ آمده است كه پس از فوت يوسف خان گرجى به سال ١٢٤٠ ق فتحعلى شاه قاجار مقام و منصب او را به فرزند ١٧ ساله اش غلامحسين خان مى دهد. در صفحه ٦٩ آمده در سال ١٢٤٦ سپهدار قشون و حكمرانى عراق ( اراك) به ايشان واگذار گرديد و در صفحه ٦٣, سطر ١٣ آمده: فتحعليشاه در سال ١٢٤٣ ق به قم و سلطان آباد (اراك فعلى) سفر مى كند غلامحسين خان (فرزند يوسف خان گرجى ـ سپهدار اول) سپهدار عراق است. بنابراين سال ١٢٤٦ ظاهراً صحيح نيست.
ـ در صفحه ٦٧ چنين آمده است: سال وفات غلامحسين خان سپهدار را در حدود سال ١٣٠٣ يا ١٣٠٤ ذكر مى كنند. در پايان صفحه ٦٨ آمده وفات غلامحسين خان به دست نيامد, ولى چون ضمن وقايع ١٣٠٤ ديده مى شود كه آقا سردار فرزند سپهدار به لقب و منصب پدر سرافراز گرديده, بايست وفات وى را در خلال سال هاى ١٣٠٣ يا همان سال تصور نمود.
ـ در صفحه ٧٠, سطر ٦ آمده است حاج زين العابدين شيروانى در كتاب در ماده شهر نو مى نويسد… ولى نام كتاب وى ذكر نگرديده و زيرنويسى نيز در پى آن نيامده است.
ـ در صفحه ٧١, سطر ١٧ آمده كه در درون قلعه اوليه (شهر) ٤٨ بقعه به نسبت يك ديگر ساخته شده است كه ظاهراً منظور يكديگر باشد.
ـ در صفحه ٨٣ در خصوص امامزاده محمدعابد آمده كه يكى از بناهاى مذهبى مقدس اين منطقه است كه در ١٢ كيلومترى شمال شهرستان اراك واقع است و در صفحه ٢٦٤ آمده اين بنا در ١٢ كيلومترى شمال شهر اراك است.
ـ زيرنويس شماره ٢ صفحه ٧٩ در صفحه ٤١٠ و ٤١١ (شرح حال حاج محمد ابراهيم خوانسارى) آمده است و نيازى به زيرنويس نبوده است.
ـ زيرنويس شماره ٢ در صفحه ٨٠ آمده است كه يهوديان به دليل الزامات شرع مقدس اسلام امكان استفاده از گرمابه هاى مسلمانان را ندارند.
ـ درباره امامزاده شاهزاده حسين(ع) در صفحه ٨٢ بحث شده و در صفحه ٢٧٥ تكرار گرديده, ضمن آنكه در صفحه ٨٢ اين بنادر ٤٠ كيلومترى شمال شهرستان اراك و در صفحه ٢٧٥ در شمال شرقى شهرستان عنوان گرديده و در صفحه ٢٧٦ در ٤٠ كيلومترى شمال شهر اراك درج گرديده است.
ـ مبحث بناى تاريخى شيخ مراد در صفحه ٨٢ و ٣١٥ و ٣١٦ آمده است. آمده اين بنا در ١٤ كيلومترى جنوب شرقى شهر اراك است, اما در صفحه ٣١٥ آمده كه اين بنا در ١٤ كيلومترى شمال شرقى اراك قرار دارد.
ديگر جاى درباره اين بنا آمده است: چندى پيش از طريق كارشناسان اداره كل حفاظت آثار تاريخى مورد بررسى و در تاريخ ٢٧/٦/٢٥٣٦ به ثبت رسيده است. منظور از چندى پيش حدود ٣١ سال قبل است (تا زمان تأليف كتاب).
ـ در صفحه ٨٣ بناى تاريخى شاهزاده ابراهيم در روستاى مشهد الكوبه در ٤٥ كيلومترى جنوبى اراك درج گرديده و در صفحه ٢٨٤ و ٢٨٥ عنوان امامزاده جعفر و ابراهيم ـ مشهد الكوبه آمده است; توضيح آن درباره شاهزاده صالح و بى بى صفى خاتون از فرزندان موسى بن جعفر(ع) است, ديگر اينكه فاصله ٤٥ كيلومترى آن به ٣٥ كيلومتر تغيير يافته و جهت جغرافياييِ آن كه در ص ٨٣ جنوبى غربى اراك بوده در صفحه ٢٨٤ به شمال غربى اراك تبديل شده است, در ضمن عنوان موضوع در صفحات متفاوت است و موضوع متن ارتباطى با عنوان ندارد.
ـ در ص ٨٢ بناى تاريخ شيخ مراد در صفحه ٣١٥ با عنوان پير مرادآباد درج گرديده.
ـ در صفحه ٨٣ قدمت بناى شاهزاده ابراهيم به دوره صفويه برمى گردد و در صفحه ٢٨٤ به سال سوم و چهارم ق نسبت داده شده است.
ـ در صفحه ٨٢ گنبد اصلى شاهزاده حسين را از بناهاى عهد صفويه ذكر نموده, حال آنكه در صفحه ٢٧٦ بناى آن را در دوران ايلخانى دانسته است.
ـ در صفحه ٨٣ فاصله امامزاده حوا خاتون در ١٥ كيلومترى شمال شهرستان اراك و در صفحه ٢٧٩ در ١٢ كيلومترى شمال اراك آمده است.
ـ در صفحه ٨٣ تاريخ يكى از سنگ نوشته هاى موجود را ٤٨٧ ق آورده, حال آنكه در صفحه ٢٧٩ گفته قدمت بناى امامزاده به نظر مى رسد متعلق به سال هاى ٤٠٠ ـ ٥٠٠ ق باشد. در صورتى كه سنگ نوشته موجود است به نظر مى رسد چه جايگاهى دارد.
ـ در صفحه ١٨٣ امامزاده محمد عابد در مشهد ميقان در ١٢ كيلومترى شمال شهرستان اراك و در صفحه ٢٦٤ در ١٢ كيلومترى شهر اراك درج گرديده است.
ـ در صفحه ٨٤ بقعه شاهزاده محسن واقع در مشهد گرمه در ٤٢ كيلومترى شمال غربى شهرستان اراك آمده, در صفحه ٢٨٣ در ٣٧ كيلومترى شهر اراك و سپس آمده است كه ٢٧ كيلومتر آن آسفالت و ٥ كيلومتر ديگر آن شوسه است, اولاً دو عدد ٣٧ كيلومتر و ٤٢ كيلومتر متفاوت است و ديگر اينكه جمع دو عدد ٢٧ و ٥, ٣٢ است نه عدد ٣٧ و نه ٤٢, نكته ديگر اينكه در صفحه ٢٨٣, سطر ١٠ جمله چنين است: (فاصله اين بقعه شهر اراك ٣٧ كيلومتر مى باشد). به ظاهر حرف (تا) فراموش حذف شده است.
ـ صفحه ٨٤ ذيل عنوان بناهاى تاريخى شهرستان خمين چنين آمده است: (چندى پيش از طريق كارشناسان وزارت فرهنگ و هنر مورد بررسى و شناسايى قرار گرفت). ظاهراً چندى پيش قبل از پيروزى انقلاب اسلامى است, زيرا بعد از انقلاب اسلامى عنوان وزارت فرهنگ و هنر وجود ندارد. جالب تر اينكه چون موضوع مربوط به قبل از پيروزى انقلاب اسلامى است, از مجموع ٣٦ امامزاده و بقعه متبركه و قلعه هاى تاريخى موجود در شهرستان خمين فقط ٣ بنا به عنوان اثر تاريخى ثبت شده است و به همين علت است كه منزل پدرى حضرت امام خمينى(ره) كه به شماره ١٧٤٦ ثبت تاريخى گرديده, جزو آثار تاريخى نيامده است.
ـ در همين صفحه ٨٤ عنوان بناى تاريخى شهرستان تفرش فراموش گرديده است.
ـ در صفحه ٨٧ بقعه ابوالعلى مهدى ذكر شده كه در صفحه ٣٨٢ و ٣٨٣ بخش هايى از آن مجدداً تكرار گرديده است. سخن درباره امامزاده احمد در همين صفحه در صفحه ٣٨٤ ـ ٣٨٥ تكرار شده است, ضمن آنكه محل امامزاده در صفحه ٨٧ روستاى (كوهين) و در صفحه ٣٨٤ روستاى (كويين) ذكر شده است.
ـ در صفحه ٨٧ مبحث امامزاده هادى در صفحه ٣٨٧ تكرار گرديده است.
ـ ص ٨٨ آمده است كه محل امامزاده جعفر در دهكده مصفايى در دهستان دستگر است و نام اين دهكده نيامده است, اما در صفحه ٣٨٨ ضمن تكرار بحث محل دفن امامزاده را (آبادى گيو) دانسته است.
ـ در صفحه ٩٧ و ٩٨ به مجموعه تاريخى بيت حضرت امام(ره) اشاره گرديده كه اين مبحث مى بايست در صفحه ٨٤ ذيل بناهاى تاريخى شهرستان خمين ذكر مى گرديد.
ـ سزاوار بود معرفى شهرها, شهرستان ها و آبادى ها در متن درج مى گرديد; جز شهرستان سربند كه در متن اصلى توضيح داده شده است, ساير موارد چون آبادى انجدان, شهرستان تفرش, شهر نراق و شهرستان ساوره و شهرستان محلات در زيرنويس آمده.
ـ فصل سوم, در صفحه ٨٩ و ١١١ سخن درباره مسجد جامع نراق تكرار شده است.
ـ در فصل مراسم هاى سنتى استان مركزى, صفحه ١٣٤ ـ ١٣٨, طى ٦ جدول فهرستِ آثار تاريخى و مذهبى شهرستان هاى خمين, دليجان, ساوه, سربند و محلات آمده است, در صورتى كه فصل سوم كتاب به جاذبه هاى تاريخى و مذهبى اختصاص دارد. جالب توجه آنكه در جدول فهرست آثار تاريخى و مذهبى شهرستان خمين رديف ١١ ـ ١٤ نام دو چشمه به نام چشمه بيشه على و چشمه فارسى و دو سر خاكى و قديمى آمده است و در جدول فهرست آثار تاريخى و مذهبى شهرستان ساوه نيز نام دو سراب و در شهرستان سربند نام جنگل هاى بلوط, دره سماخلى, سرخاكى هندودر, سراب اسكان, سراب پنجعلى, سراب حك, سراب عباس آباد, سراب عمارت و كوه و چاه چال خاتون در فهرست آثار تاريخى آمده است!
ـ در فصل ششم, صفحه ١٤٢ (مبحث وزيران استان) از اسحاق فراهانى ياد شده و در صفحه ١٤٦ سخن در باب ميرزا اسحاق فراهانى تكرار گرديده كه ظاهراً عنوان ها به يك شخص برمى گردد.
ـ در فصلِ هفتم (حاكمان اراك) از افرادى سخن به ميان آمده كه در مبحث وزيران استان به آنان اشاره شده است, از جمله ميرسيد احمد مستوفى مندرج در صفحه ١٥٣ و ١٧٩.
ـ در صفحه ١٨٢ در بيان قحطى سال ١٢٨٨ بيت شعرى چنين آورده است:
به سالى كه آدم خورى باب گشت
ز هجرت گذشته است هشتاد و هشت
كه صحيح آن چنين است:
به سالى كه آدم خورى باب گشت
هزار و دويست است و هشتاد و هشت
ـ در صفحه ٢٣٩ تاريخ ساخت مسجد و مدرسه حاج محمد ابراهيم خوانسارى در سال هاى ١٣١٥ ـ ١٣٢٠ ق آمده, در صفحه ٤٠٩ همين تاريخ ثبت شده و در صفحه ٤١٥, ١٣٢٠ ـ ١٣٢٢ ذكر گرديده كه عدد متفاوتى است.
تاريخ بناى مدرسه ملك در صفحه ٤٠٩ بين سال هاى ١٣١٨ ـ ١٣٢٠ ذكر شده و در صفحه ٤١٥, سطر ٩ سال هاى ١٣٢٠ ـ ١٣٢٢ و در سطر ٢١ سال ١٢٨٧ ق ضبط گرديده است.
ـ در فصل نهم ضمن (بقاع آل كوثر) ابتدا فهرست ٢١ بقعه آمده است و سپس تحت عنوان (بقاع منور و مقابر شهر اراك) تعداد ٤٤ بقعه و امامزاده فهرست شده است; اولاً برخى از اين بقاع در شهر اراك نيست و در ساير شهرستان هاى استان است, ثانياً تعدادى از آنها تكرارى است, براى مثال به برخى اشاره مى گردد:

نام بقعه شماره در فهرست اول تكرار در فهرست دوم
بقعه آقا نورالدين عراقى
بقعه جاياى مرتضى على
بقعه امامزاده غيبى
بقعه حديده خاتون
بقعه شاهزاده محمد عابد
بقعه چهل دختران
بقعه شاه غريب
بقعه شاه قلندر
بقعه احمد و حوا خاتون
شماره ٣
شماره ٧
شماره ٨
شماره ١٣
شماره ١٤
شماره ١٥
شماره ١٦
شماره ١٧
شماره ٢٠
شماره ٤٤
شماره ٥
شماره ٦
شماره ٤
شماره ٢
شماره ٣٠
شماره ٣١
شماره ٣٥
شماره ٢٩

ـ در صفحه ٢٦٧, سطر ٦ چنين آمده است: در تاريخ عراق عجم در مورد مرقد شريف شاهزاده محمدعابد چنين آمده است. ارجاع مطلب فوق برخلاف آنچه در متن آمده, به كتاب خيرالمعابد مؤلف محترم است. اين موضوع در زيرنويس بعدى نيز صادق است, كما اينكه در سطر ١٣ ـ ١٨ چنين آمده كه ملافتحعلى سلطان آبادى در كتاب فقه الغه ارجاع آن به كتاب خيرالمعابد است.
ـ در صفحه ٣٨٦ تاريخ ضريح چوبى امامزاده قاسم(ع) ٩٢٣ آمده و در سطر ٢٢ تاريخ آن را ٩٢٣ ق ذكر نموده است, اما در سطر ٢٥ عنوان گرديده متأسفانه در طول ٤٦٠ سال و اندى كه از تاريخ ساخت آن مى گذرد ظرافت و دقت آن بر اثر تماس دست زائران كاسته شده است. در صورتى كه سال ساخت ٩٢٣ و سال چاپ كتاب ١٤٢٧ (سال ١٣٨٥ ش) را از يكديگر كم كنيم عدد ٥٠٤ به دست مى آيد نه ٤٦٠ سال.
ـ صفحه ٤٠٩ بناى مدرسه علميه ملك را به دست حاج حسين ملك التجار تبريزى دانسته, در صفحه ٤١٣ بناى مدرسه را به حاج حسن ملك التجار نسبت داده, در صفحه ٤١٥, سطر ٢٠ نيز حاج حسن ملك التجار را بانى اين امر معرفى كرده است.
ـ صفحه ٧٥, سطر ٩ چنين آمده است: (اين اثر تاريخى در سال شمسى از طريق كارشناسان اداره كل حفاظت آثار تاريخى مورد بررسى قرار گرفت). ظاهراً سال شمسى موردنظر فراموش گرديده و ذكر نگرديده است.
ـ صفحه ٧٩, سطر ١٠, ١٨ و ١٩ تكرارى است. باز در همين صفحه در خصوص بناى حمام چهار فصل آمده كه اين بنا در خلال سال هاى ١٢٩٢ ـ ١٢٩٤ شمسى طى حدود ٣٨ ماه احداث شده است. سال هاى ١٢٩٢ ـ ١٢٩٤ طى ٢ سال مى شود ٢٤ ماه, نه ٣٨ ماه, تازه اگر هم ٣ سال محاسبه شود باز ٣٦ ماه خواهد شد نه ٣٨ ماه. سطر اول همين صفحه و سطر آخر آن تكرار يك مطلب است.
ـ صفحه ٣٧, سطر ١١ وفات ابودلف عجلى را به سال ٢٢٥ ق در بغداد و سطر ١٦ وفات ايشان را به سال ٢٢٦ ق آورده است يعنى در يك صفحه ٢ عدد متفاوت.
ـ صفحه ٢٩٥ در ذكر متوليان امامزاده عبداللّه(ع) و آمنه خاتون سال وفات آقاسيد نبى متولى سابق امامزاده را سال ١٣٢ ق ذكر نموده كه ظاهراً صحيح نيست.
ـ صفحه ٣٢٩, زيرنويس شماره ٥, فرهنگ جغرافيايى ارتش ج ٥٩ عنوان گرديده كه عنوان صحيح آن چنين است: فرهنگ جغرافيايى آبادى هاى كشور جمهورى اسلامى ايران, ج ٥٩, ناشر: سازمان جغرافيايى نيروهاى مسلح سال, گلپايگان, ١٣٦٩. در همين صفحه زيرنويس شماره ٢ چنين آمده است: فرهنگ نقاط ايران دكتر لطف اللّه مفخم پايان. صحيح اين زيرنويس چنين است: فرهنگ آبادى هاى ايران, تأليف دكتر لطف اللّه مفخم چاپ دوم, اميركبير, ١٣٣٩ (٥١٢ صفحه); اين اثر را سازمان جغرافيايى ارتش در سال ١٣٥٥ به عنوان جلد يازدهم فرهنگ آبادهاى كشور منتشر كرده است.
ـ صفحه ٤١٧, سطر ٢, محل تولد آية اللّه حاج شيخ عبدالكريم يزدى را قريه مهرجرد از توابع ميبد اردكان يزد آورده است. حال چگونه ممكن است يك قريه از سه شهرستان متفاوت باشد. مشخص نگرديده است, زيرا مهرجرد زمانى كه آبادى محسوب مى گرديده در محدوده شهرستان ميبد بوده و نه اردكان و يزد.
در پايان مى ماند اغلاط چاپى اين اثر كه نسبت به حجم آن بسيار زياد است و برخى نيز به نحوى است كه دستيابى به صحيح آن مشكل است.