آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١

مصابيح الاحكام و مؤلف آن
باقری سیانی مهدی

مصابيح الاحكام, تحقيق وتصحيح سيد مهدى طباطبايى و فخرالدين صانعى, چاپ اول, موسسه فقه الثقلين, انتشارات ميثم تمار, ١٤٢٧ق/ ١٣٨٥ش.

يكى از آرزوهاى ديرينه پژوهشگران فقه غنى شيعه احيا و نشر كتاب مصابيح الاحكام بود. به لطف خدا, كتاب مذكور در سال١٣٨٥ با تحقيق دو پژوهشگر ارجمند آقايان سيد مهدى طباطبايى و فخرالدين صانعى در مؤسسه فقه الثقلين به زيور طبع آراسته گرديد.
مؤلف اين اثر ماندگار, سيد مهدى طباطبايى بروجردى معروف به بحرالعلوم در سال١١٥٥ق در كربلا چشم به جهان گشود. در همان شهر علوم و معارف را از پدر دانشمندش, سيد مرتضى طباطبايى و شيخ يوسف بحرانى, صاحب الحدائق الناظره فرا گرفت. در ادامه تحصيل از محفل علمى علامه وحيد طباطبايى, شيخ محمدباقر هزارجريبى و شيخ مهدى فتونى بهره برد. سپس خود به كرسى تدريس تكيه زد. وى در سال١١٨٧ق به زيارت حضرت رضا(ع)مشرف مى شود. پس از بازگشت از سفر, فقيه و فيلسوف بزرگ علامه سيد محمدمهدى اصفهانى وى را بحرالعلوم خطاب مى كند و پس از آن وى با اين لقب شناخته مى شود.
تأليفات سيد بحرالعلوم بيش از بيست كتاب و رساله است كه برخى از آنها بدين قرار مى باشد:
الفوائد الرجاليه, الدرة النجفيه, مبلغ النظر فى حكم قاصد الاربعة فى السفر, مشكاة الهداية, حاشيه بر ذخيرة المعاد محقق سبزوارى, الفوائد الاصوليه و… .
سيد بحرالعلوم پس از عمرى سرشار از بركت, در ماه رجب١٢١٢ق در حالى كه پنجاه و هفتمين سال عمر مباركش را سپرى مى كرد, چشم از جهان فروبست و در جوار مرقد اميرمؤمنان در حجره اى كه شيخ طوسى در آن قرار دارد, در دل خاك آرام گرفت.

نكاتى درباره مصابيح الاحكام

مصابيح الاحكام يكى از مهم ترين كتاب هاى فقهى شيعه و مشحون از نكات ناب و نظريات دقيق علمى است. اين كتاب را على رغم جايگاه ويژه اى كه دارد تنها به صورت خطى آن هم در گوشه وكنار كتابخانه ها مى توان يافت و فقها و محققان از دسترسى به اين كتاب كه مفصل ترين ومهم ترين اثر فقهى مؤلف آن است محروم بوده اند; تنها آن قسمت از نظريات مؤلف دراين كتاب در اختيار محققين قرار گرفته است كه در كتاب هاى بعد از وى نقل شده باشد مانند مفتاح الكرامة و جواهر الكلام و در برخى از آثار فقهى شيخ انصارى و….
با توجه به آنچه گفته شد زدودن غبار غربت از چهره اين اثر ارجمند و نشر محققانه آن خدمتى شايسته در جهت نشر و اشاعه فقه ناب شيعى است. اميد آنكه پژوهشگران گرامى, فضلاى ارجمند, تشنگان معارف الهى و علاقه مندان فقه آل محمد(ع) اين در يتيم وگوهر شاهوار را قدر دانسته, در جهت پديد آمدن اين چنين آثارى باشكوه و جاودانه بكوشند.

اسم كتاب

الف) مصابيح الاحكام.
ب) المصابيح فى الفقه المستنبط على الوجه الصحيح.
ج) مصابيح الفقه.
دو نام نخست را بزرگ كتاب شناس شيعه, مرحوم علامه آقا بزرگ تهرانى در الذريعه ذكر مى كند١ و سومين عنوان را مرحوم علامه سيد محمدباقر موسوى خوانسارى در روضات الجنات براى اين كتاب ذكر مى كند.٢

تاريخ تأليف كتاب

ظاهراً سيد بحرالعلوم در سال هاى پايانى قرن دوازدهم قمرى به تأليف اين كتاب مشغول بوده است, البته از آنجا كه تقسيم بندى كتاب به صورت منظم و طبق دسته بندى متعارف در كتاب هاى فقهى نبوده, بلكه به صورت متفرقه وتنها دربردارنده برخى از ابواب و مباحث فقهى است و از طرف ديگرمؤلف در دليل پنجم از قول مختار خود ـ مصباح سيزدهم كتاب ـ تصريح مى نمايد كه فقيهان شيعى در اين روزگار كه همانا سال١١٩٩ق باشد به اين مطلب فتوا داده اند. عبارت سيد بحر العلوم در اين مورد چنين است: (… فإن فقهائنا الحين, وهو عام مائة و تسع وتسعين بعد الالف يفتون بذلك و لايختلفون فيه… ).٣ پس مى توان گفت محدوده زمانى آفرينش اين اثر, پايان قرن يازدهم وآغاز قرن دوازدهم بوده است.

مصابيح الاحكام; شرح يا متن ؟

كتاب هاى فقهى استدلالى شيعه به دو صورت است; يا به صورت متن يا به صورت شرح يا حاشيه بر متنى مستقل وهر يك از اين دو نوع نيز يا تمام ابواب فقه را در بردارد و يا برخى ابواب چون صلاة, زكات, خمس, حج, مكاسب و… را شامل مى شود.
ما در اينجا براى هر يك از اين تقسيم بندى چهارگانه نمونه هايى را نقل مى كنيم و سپس به بيان و تعيين جايگاه كتاب حاضر مصابيح الاحكام مى پردازيم.
الف) متن مستقل و شامل تمام ابواب فقه:
النهاية, المبسوط و الخلاف از شيخ طوسى.
شرايع الاسلام و مختصرالنافع از محقق حلى.
قواعد الاحكام, إرشاد الاذهان و مختلف الشيعة از علامه حلى.
اللمعة الدمشقية و الدروس الشرعية از شهيد اول.
مفاتيح الشرايع از فيض كاشانى.
كفاية الاحكام از محقق سبزوارى.
مستندالشيعه از مولى احمد نراقى.
ب) متن غيرمستقل و شامل تمام ابواب فقه:
إيضاح الفوائد (شرح قواعد الاحكام) از فخر المحققين حلى.
مسالك الافهام (تعليقه بر شرايع الاسلام) از شهيد ثانى.
جواهر الكلام (شرح شرايع الاسلام) از شيخ محمدحسن نجفى.
الروضة البهية (شرح اللمعة الدمشقية) از شهيد ثانى.
ج) متن مستقل وشامل برخى از ابواب فقهى:
الالفية, النفلية, ذكرى الشيعة و البيان از شهيد اول.
مشرق الشمسين و الحبل المتين از شيخ بهائى.
كشف الغطاء از شيخ جعفر كاشف الغطاء.
معتمد الشيعة از مولى مهدى نراقى.
تبصرة الفقهاء از شيخ محمدتقى رازى نجفى.
د) متن غير مستقل و شامل برخى از ابواب فقهى:
روض الجنان (شرح إرشاد الاذهان), المقاصد العلية (شرح الالفية), و الفوائد الملية ( شرح النفلية) از شهيد ثانى.
ذخيرة المعاد (شرح إرشاد الاذهان) از محقق سبزوارى.
مشارق الشموس ( شرح الدروس الشرعية) از محقق خوانسارى.
مفتاح الكرامة (شرح قواعد الاحكام) از سيد جواد عاملى.
مطالع الانوار (شرح شرايع الاسلام) از سيد محمدباقر شفتى اصفهانى.
جامع المقاصد (شرح قواعد الاحكام) از محقق ثانى.
كتاب حاضر مصابيح الاحكام در سومين رديف از اين تقسيم بندى قرار دارد و تنها شامل برخى از ابواب فقهى چون كتاب الطهارة, كتاب الصلاة, كتاب الزكاة, كتاب التجارة, كتاب النكاح و… است و برخى از ابواب ديگر چون كتاب الجهاد, كتاب النذر, كتاب الوقف و… را شامل نمى شود.
البته گفتنى است كه از بين كتاب هاى فوق دو يا سه مورد به صورت مفصل بحث شده است مانند كتاب الطهارة و كتاب الصلاة و بقيه نيز به صورت مختصر و رساله هايى كوچك است.

نحوه تقسيم بندى مباحث كتاب

برخى از كتاب هاى فقهى و اصولى شيعه در تقسيم بندى ابواب و فصل هاى خود نظمى خاص دارند. به اين معنا كه مؤلف تا پايان كتاب, قسمت ها و مباحث مختلف كتاب را با عناوينى خاص مانند (فصل) و(هداية) و… از هم مجزا ساخته است.
ظاهراً مبتكر و مؤسس اين شيوه در كتاب هاى فقهى و اصولى فقيه و اصولى و مفسر و فيلسوف بزرگ مرحوم فيض كاشانى باشد. وى يك دوره فقه شيعه را تدوين نمود و هر قسمت را از قسمت ديگر با عنوان (مفتاح) جدا كرد و نام آن را (مفاتيح الشرايع) نهاد.٤
شايد بتوان گفت دومين نفر در اين ميدان, علامه بحرالعلوم با كتاب ارزشمند مصابيح الاحكام است. پس از سيد بحر العلوم برخى از شاگردان وى اين راه را ادامه دادند وآثارى را به اين شيوه پديد آوردند, مانند:
الف) مقابس الانوار از شيخ اسدالله تسترى.
ب) المناهل از سيد محمد طباطبائى معروف به سيد مجاهد.
ج) مصابيح الظلام از سيد عبد الله شبر.
د) تبصرة الفقهاء از شيخ محمدتقى رازى نجفى اصفهانى (صاحب هداية المسترشدين).٥
هـ ) منهاج الهداية از حاج محمد ابراهيم كلباسى اصفهانى.٦
و) العناوين از سيد مير عبد الفتاح حسينى مراغى (زنده در سال١٢٤٣ قمرى); وى شاگرد سيد مجاهد و از شاگردان با واسطه سيد بحر العلوم مى باشد.٧
ز) مفاتيح الاصول از سيد محمد مجاهد.
ح) إشارات الاصول از حاج محمد ابراهيم كلباسى.
ط) الفصول الغروية از شيخ محمدحسين اصفهانى حائرى (متوفاي١٣٥٤ قمرى); وى شاگرد شيخ محمدتقى رازى نجفى و از شاگردان با واسطه سيد بحرالعلوم مى باشد.٨
قسمت هاى مختلف كتاب هاى نه گانه٩ فوق به ترتيب با كلمات زير تفكيك شده است:
(مقباس), (منهل), (مصباح), (تبصرة), (هداية), (عنوان), (مفتاح), (إشارة) و (فصل).١٠

برخى از ويژ گى هاى كتاب

١. مباحث مقدماتى كتاب

در برخى از كتاب هاى فقه استدلالى, مؤلف قبل از ورود در اصل بحث, بعضى از مباحث مقدماتى لازم را مطرح مى كند. نمونه چنين سيرى را در كتاب هايى چون ذكرى الشيعة و… مى توان سراغ گرفت. مصابيح الاحكام نيز اين ويژگى را داراست. سيد بحرالعلوم قبل از شروع كتاب با تمهيدات و مقدماتى هفتگانه خواننده را با فقه و جايگاه فقيه و اطلاعاتى سودمند در اين مورد آشنا مى سازد. اين تمهيدات عبارت اند از:
ـ تعريف فقه و جايگاه فقيه.
ـ دسته بندى ابواب فقه.
ـ اقسام عبادات.
ـ مسائل و دلائل فقه.
ـ علوم مقدماتى پيرامون فقه و شرايط اجتهاد.
ـ اجتهاد مطلق و اوصاف فقيه.
ـ عظمت جايگاه فقه و منصب فقيه.
مؤلف در اوصاف فقيه از دو مطلب ديگر نيز بحث مى كند:
ـ نظريات مختلف درباره تقليد از اعلم.
ـ كيفيت و چگونگى اثبات اجتهاد.

٢. فقه مقارن

سيد بحرالعلوم از چنان تسلطى بر مباحث فقهى ـ كلامى عامه برخوردار بوده است كه در سفر خود به بيت الله الحرام در شهر مكه به تدريس پرداخته و بسيارى از پيروان مذاهب چهارگانه اهل سنت در آن شركت نموده اند. با توجه به اين ويژگى, سيد در اين كتاب نيز به مناسبت متعرض اقوال و آراى اهل سنت گرديده است, مانند:
(… و قد تبين من ذلك أن الاخبار الدالة على نجاسة القليل مخالفة للمشهور بين أهل الخلاف, و ما تضمن منها التحديد بالكر مخالف لجميع أقوالهم, فيحمل ما خالفها على التقية. وهذا أبين المحامل فيها, وإن غفل عنه الاكثر… .)١١

٣. نكات ناب اعتقادى

مؤلف در قسمت (فضل العبادة فى الكتاب و الروايات) اين حديث را نقل مى كند:
(إن الله لم يخلق العباد إلا ليعرفوه, فإذا عرفوه عبدوه, وإذا عبدوه استغنوا عن عبادة من سواه. قيل له: يابن رسول الله فما معرفة الله؟ قال: معرفة أهل كل زمان إمامهم الذى تجب عليهم طاعته).
و سپس مى فرمايد: (… و فى تفسير المعرفة بمعرفة الامام دلالة على أن المراد بها المعرفة التفصيلية اللائقة بعلو شأنه, ولا تحصل إلا بقول الامام و تعريفه و بيانه وهذه هى التى تبلغ بالعبد إلى ساحة القرب, وترتقى به إلى معارج الحب دون المعرفة الاجمالية المتقدمة على معرفة النبى و الامام و كيف يحب الله جبرى يسند كل ظلم وقبيح إلى الله, أو قدرى ينفى قدرة الله ويدعى لنفسه سلطان الله, أو جاهل ينكر حب الله للعبد وحب العبد لله وما أبعد هولاء عن معرفة الله و حبه وعبادته فإنهم لايأتوا البيوت من أبوابها ولم يتوسلوا إلى الاشياء بأسبابها. وكذلك المنهمك فى الدنيا الذى جعلها اما وأبا و اتخذها دينا ومذهبا فإن حب الله و حب الدنيا ضدان لا يجتمعان, ولحبه تعالى آثار وعلامات من ادعاه من غير حقيقة كذبته شواهد الامتحان…).١٢

٤. بررسى گسترده نظريات گوناگون فقهى

شايد بتوان گفت صاحب جواهر الكلام در كتاب خود براى نقل اقوال مختلف از مفتاح الكرامة استاد خود سيد جواد عاملى استفاده نموده است. مفتاح الكرامة در نقل اقوال مختلف, معروف و مشهور است. با توجه به اين نكته كه سيدجواد عاملى شاگرد سيد بحرالعلوم است و تعداد بسيارى از اين اقوال را با استفاده از كتاب استاد خود نقل نموده است,١٣ مى توان نتيجه گرفت كه مؤلف مصابيح الاحكام در اين عرصه نيز پيشگام بوده و تمامى اقوال و آراى را مراجعه نموده و خود استخراج كرده است. عظمت اين عمل, آن گاه بيشتر نمود پيدا مى كند كه توجه كنيم مؤلف در يك فرع فقهى كه در شش صفحه بيان شده است نام بيش از چهل نفر ازفقهاى شيعه را نام برده وهم چنين به نام بيش از شصت كتاب تصريح كرده است.١٤ پس از سيد بحرالعلوم برخى از شاگردان وى نيز شيوه استاد را ادامه دادند و با نقل اقوال مختلف در فروعات احكام آن هم به صورت گسترده امر تحقيق را بر پژوهشگران هموار و آسان نمودند و اينك نام برخى از آنان با ذكر آثارشان زينت بخش اين نوشتار مى شود:
سيد جواد عاملى در مفتاح الكرامة فى شرح قواعد العلامة.
مولى احمد نراقى در مستند الشيعة فى أحكام الشريعة.
شيخ محمد تقى رازى نجفى اصفهانى در تبصرة الفقهاء.
سيد محمدباقر شفتى اصفهانى در مطالع الانوار فى شرح شرائع الاسلام.

٥. عصاره نظريات رجالى مؤلف

همان گونه كه در قسمت آغازين اين نوشتار گذشت سيد بحرالعلوم از جمله نام آورانى است كه در علم رجال نيز از جايگاه ويژه اى برخوردار است و نظريات رجالى ايشان مورد توجه عالمان و فقيهان شيعى مى باشد و مى توان گفت عصاره نظريات رجالى مؤلف در اين كتاب منعكس شده است مانند صحيحه دانستن روايات ابراهيم بن هاشم و قول به وثاقت محمد بن سنان و احمد بن يحيى و… .
ما در اين مبحث تنها به نقل دو قسمت از كلام مؤلف اكتفا مى كنيم: (… واعلم أن هذه الرواية وإن لم تكن مسندة إلى معصوم إلا أن ذلك لا يقتضى القطع المنافى للصحة; إذ الظاهر أن الاضمارات الواقعة فى الروايات إنما نشأ من تقطيع الاخبار ولان الشيخ (رحمه الله)… ) ;١٥ و يا (… و مما يؤيد توثيقه (ابراهيم بن هاشم) و يرشد إليه اعتماد أجلة الاصحاب وثقاتهم عليه, على أن مدحهم إياه بكثرة الرواية, وأنه أول من نشر حديث الكوفيين بقم, عبارة شاملة… ومجرد عدم تنصيص علماء الرجال لو انتهض دليلا على العدم, لزم أن يكون كثير من أجلة الاصحاب غير موثقين;كيف والصدوق (رضوان الله تعالى عليه) لم ينص أحد من علماء الرجال على وثاقته, مع أنه لا يكاد يختلج بالبال إخراج الحديث عن الصحة من جهته). ١٦ر١٧

٦. آراى خاص و متفردات علامه بحرالعلوم

مى توان در اين كتاب كه مهم ترين كتاب فقهى مؤلف است, برخى از نظريات خاص و متفردات وى را يافت, نمونه مؤلف در مبحث حكم ماء البئر پس از بيان پنج نظريه موجود در مسئله, قول دوم طهارة ماء بئر را مطلقا پذيرفته و دلائل خود را بيان نموده است كه قسمتى از عبارت دليل پنجم قول خود چنين است: (الخامس: إطباق أصحابنا على الطهارة و استحباب النزح, بعد الخلاف; فإن فقهائنا الحين… يفتون بذلك, ولا يختلفون فيه وقد استقر مذهبهم عليه منذ مائتى سنة و أكثر, وقد تبين فى محله أن إجماع كل عصر حجة, و أن الحق لايخرج من الفرقة الناجية فى شىء من الاعصار).١٨

٧. حواشى علمى و ارزشمند كتاب

از ديگر ويژگى هاى كتاب دربرداشتن حواشى ارزشمند و علمى مؤلف آن است كه گاه در درك مطلب و فهم مقصود مؤلف, بسيار راهگشا و مفيد بوده و بر دامنه اطلاعات علمى خواننده مى افزايد. مؤلف در قسمت (العبادة فضلها والمقصود منها) دو روايت از امام حسين (ع) نقل مى كند و در توضيح يكى از آن دو در حاشيه كتاب چنين مى فرمايد:
(وفى قوله: إن الله لم يخلق العباد إلا ليعرفوه إشارة إلى أن الغرض من خلق العباد أن يعرفوه, ليفوزوا بفوائد المعرفة, لا أن يعرف هو على أن يكون المقصود معروفيته ـ كما يوهمه ظاهر الحديث القدسى ـ فإنه غنى عن ذلك, فيجب تنزيله على أرادة عارفية العبد العائد نفعها إليه, لا معروفية الرب; ولابد فيه وفى آية العبادة من الحمل على التكليف بهما, لتخلفهما فى كثير من العباد, وامتناع تخلف الغاية فى الحكيم العالم بالعواقب).١٩ر٢٠

٨. مؤلف مصابيح الاحكام

برخى از بزرگان ترديد نموده اند كه آيا مصابيح الاحكام از تأليفات سيد بحرالعلوم است يا از نگاشته هاى شاگردان وى. بيان صاحب روضات الجنات در اين باره چنين است:
(… ثم إن من جملة مصنفات الرجل ـ غير ما ذكر ـ كتابه المصابيح فى الفقه المستنبط له على الوجه الصحيح, وفيه غاية الرعاية لما يخاله الانسان من التهذيب و التنقيح… و لهذا انتسب تدوينه إلى بعض تلاميذه; و هو قريب عند المتأمل اللبيب).٢١
مرحوم صدر الاسلام خوئى در كتاب مرآة الشرق در شرح حال سيد رضا نجفى طباطبائى, فرزند علامه بحرالعلوم چنين مى نويسد: (هو نجل العلامة الكبير السيد مهدى بحر العلوم و كان من الفقهاء المتبحرين… و قد رأيت مصابيح والده العلامة, بخط المترجم تاما فى ثلاث مجلدات و هذا يكشف من شدة عنايته و كثرة ولعه واشتغاله بالعلميات. ومن هنا يقدح فيما عن العلامة الخونسارى فى روضاته من نسبة تدوين كتاب المصابيح المذكور إلى بعض تلامذة حضرة العلامة بحر العلوم و استقرا به ذلك, بل أظن أن فى نسخة المترجم المذكورة نسبة الكتاب إلى والده العلامة أيضا, فى آخر مجلداته بعضها أو بعضها أو جميعها صريحا).٢٢
افزون بر آنچه ذكر شد, دقت در كتاب و نحوه ورود و خروج در مباحث آن و شهرتى كه در اين باره وجود دارد, هرگونه شك و ترديدى را در مورد صحت انساب اين كتاب به علامه بحرالعلوم, برطرف مى سازد.

درباره تحقيق اين اثر
١. ارائه متنى كامل وصحيح

اين كتاب يكى از بهترين نمونه هاى إحياى ميراث گرانقدر فقهى شيعى است. از آنجا كه نسخه اصل كتاب دستياب نبوده است دو محقق ارجمند براى تحقيق و تصحيح اين كتاب, پس از تهيه چهارده نسخه خطى از آن, رنج مقابله آن ها را به جان خريده و در تلاشى ستودنى, نسخ هاى صحيح و كامل از اين اثر ارجمند رافراروى خواننده آن قرار داده اند. قابل ذكر اينكه تعدادى از نسخه هاى مورد استفاده, تاريخ كتابت ندارد, ولى نزديك ترين نسخه ها به عصر مؤلف, دانشكده الهيات مشهد است كه تاريخ كتابت آن ماه صفر١٢٢٨ ق است يعنى شانزده سال پس از وفات مؤلف ـ و ديگرى نسخه كتابخانه ملك و پايان كتابت آن١٢٥١ است ـ يعني٣٩ سال پس از وفات مؤلف. البته هر يك از اين دو نسخه قسمتى از مصابيح الاحكام را دربر دارد و در كنار هم نسخه اى كامل از متن را ـ به جز كتاب الطهارة ـ به دست مى دهد.
دو محقق محترم از روش تلفيق نسخه ها استفاده نموده و اختلاف نسخ را در حاشيه يادآور شده اند; البته نه تمامى موارد اختلاف را, بلكه مواردى را كه اشتباه از ناحيه كاتب بوده ذكر ننموده اند و اين كار ستودنى برخلاف شيوه برخى از احياگران متون قديمى است كه خود را به ذكر تمام موارد اختلاف مقيد مى دانند و در چنين تحقيقاتى پاورقى هاى كتاب پر از موارد اختلافى است كه هيچ گونه خاصيتى ندارد جز حجيم شدن كتاب و زياد شدن پاورقى ها.٢٣

٢. ارائه تحقيقى كامل

دو محقق كتاب با همتى تحسين برانگيز تمامى مواردى را كه مؤلف به آن تصريح نموده است, به منابع ارجاع داده اند. اين مطلب آن گاه نمود بيشترى پيدا مى كند كه توجه كنيم مؤلف با احاطه فوق العاده به مسائل و مباحث و هم چنين در اختيار داشتن كتابخان هاى بسيار غنى گاه در يك يا دو صفحه به بيش از چهل كتاب استناد مى كند.٢٤ در اين تحقيق افزون بر ارجاع منابع متن تمامى مواردى كه مؤلف در حاشيه كتاب از آن نام برده و به آن استناد نموده است آدرس يابى شده است.

٣. منبع يابى اقوال اشاره شده

در تحقيق اين كتاب, همچنين دو محقق ارجمند تمامى مواردى را كه مؤلف تنها به آن اشاره نموده و تلاش بيشتر براى بازيابى قائلين به آن را بر عهده خواننده كتاب نهاده است, استخراج كرده اند; ما در اينجا چند نمونه از اين موارد را ذكر مى كنيم:
ما قيل… صفحه١١ كتاب.
مايقال… صفحه٣٤.
كما نبه عليه بعض المحققين… صفحه ١٢١.
كما اختاره بعض محققى المتأخرين… صفحه١٢٢.
و قد ناقش فى ذلك بعض فضلاء المحققين… صفحه١٧٨.
ذهب إليه بعض الاصحاب… صفحه١٩١.
و رجح بعض المتأخرين… صفحه٣٧٩.
قد صرح غير واحد منهم… صفحه٣٨١.
ذهب إليه آخرون… صفحه١١٥.
كما صرح به جملة من الاصحاب… صفحه٣٨٠.
كما لهج به جماعة من المتأخرين… صفحه٢٧٩.
اجيب عن هذا… صفحه٢٨١.
واعترض عليه… صفحه٢٨١.
ويؤيده ما نقل عن الشهيد… صفحه١١٥.٢٥

٤. دقت هاى رجالى

خواننده در پاورقى كتاب از برخى تذكرات رجالى نيز بهره مند مى شود, مانند:
سيد بحرالعلوم ضمن نقل روايتى از اسماعيل بن أبى زياد (معروف به سكونى) پس از اشكال در سند آن مى فرمايد: (اين روايت از اين جهت كه سكونى و نوفلى, هر دو عامى هستند مخدوش مى باشد).
دو محقق محترم ضمن پذيرفتن بيان مؤلف درباره سكونى, به نقد سخن وى در مورد نوفلى مى پردازند و تصريح مى كنند كه به كسى يا كسانى كه با مؤلف در اين عقيده هماهنگ باشند و به آن تصريح كنند, دست نيافتند وسپس كلام مرحوم نجاشى را كه به نوفلى آن هم در پايان عمر نسبت غلو داده است, نقل مى كنند.
عبارت متن كتاب و پاورقى آن به ترتيب چنين است: (…وأما رواية السكونى فيتوجه عليها أولا الطعن فى السند; لاشتماله على السكونى والنوفلى, وهما عاميان).
(وأما السكونى فصرح بكونه عاميا… وأما النوفلى, فلم نجد التصريح بكونه عاميا إلا النجاشى حكى غلوه فى آخر عمره).٢٦

برخى كاستى هاى تحقيق

اگرچه اين گونه تحقيق تمام و كامل, آن چنان ارزشمند است كه يك يا چند كاستى در آن به چشم نمى آيد, ليكن با تمام آنچه در قسمت هاى قبلى اين نوشتار به آن اشاره گرديد و توجه به اين مطلب كه مجلدات بعدى اين اثر ارجمند نيز در راه است, به برخى كاستى ها در تحقيق اشاره مى گردد.
١. اشتباهات نوشتارى مانند تصحيف, اعراب گذارى غلط و تشديد بى جا.
اعراب گذارى ناصحيح; مانند: (حُريز).٢٧ علامه حلى در كتاب إيضاح الاشتباه در اين باره مى فرمايد: (حريز بالحاء المهملة المفتوحة أولا والياء المنقوطة تحتها و… ).٢٨
تصحيف, مانند: (الخليل) به جاى (الخيل)٢٩ و (إبن نويس) به جاى (إبن يونس).٣٠
تشديد بى جا مانند: (إبن بزيع) با تشديد بر روى حرف (ز).٣١
٢. اشكال در تحقيق و ارجاع به منابع مانند ارجاع به چاپ سنگى با بودن چاپ حروفى يا منابع غير مستقل و…
كتاب ارزشمند حبل المتين هم داراى چاپ سنگى است كه در ضمن رسائل شيخ بهائى مى باشد و هم دو چاپ حروفى يكى در لبنان و ديگرى در ايران از آن وجود دارد كه بهترين اين دو, چاپ محققانه بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى در سال١٣٨٤ ش مى باشد. در تحقيق اين كتاب مصابيح الاحكام از چاپ سنگى استفاده شده است.
كتاب معالم الدين فى فقه آل ياسين از شيخ شجاع الدين إبن قطان حلى است كه در سال١٤٢٤ ق با تحقيق محقق ارجمند مرحوم حجةالاسلام ابراهيم بهادرى به زيور طبع آراسته گرديد. از اين اثر در پاورقى كتاب با عنوان (مخطوط) نام برده شده است.٣٢
كتاب الرجال از إبن غضائرى است كه در سال١٤٢٢ ق با تحقيق محقق توانا حضرت آية الله سيد محمدرضا جلالى به زيور طبع آراسته گرديد, ولى در تحقيق مصابيح الاحكام به كتاب مجمع الرجال مرحوم مولى عناية الله قهپائى ارجاع داده شده است.٣٣

تذكر دو نكته
اول) اسوه حسنه

مؤسسه فقه ثقلين و دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى صانعى ـ مد ظله العالى ـ با نشر محققانه اين اثر, خدمتى شايسته به فقه و فقاهت انجام داد. اين عمل مى تواند فتح باب و الگوى حسنه اى براى ساير بيوت و دفاتر حضرات آيات عظام ـ دامت بركاتهم ـ باشد, كه هر يك عهده دار تحقيق و نشر يكى از ميراث مكتوب بر جاى مانده از سلف صالح را عهده دار گردند و بدين گونه برگى ديگر بر كتاب پر افتخار مرجعيت شيعه افزوده و نام خود را جاودانه سازند.
قابل ذكر اين كه فقيهان راحل شيعه به امورى اين چنين اهتمامى خاص داشته اند مانند:
مرحوم آية الله العظمى بروجردى با اينكه خود داراى تأليفات رجالى است جامع الرواة مرحوم اردبيلى را چاپ و منتشر نمود. از ديگر فعاليت هاى وى نشر كتاب الخلاف شيخ طوسى بود.
مرحوم آية الله العظمى سيد محمد حجت كوه كمره اى تفسير تبيان را كه مادر تفاسير شيعه است چاپ نمود.
مرحوم آية الله العظمى مرعشى نجفى و كتابخانه ارزشمند ايشان بسيارى از ميراث مكتوب شيعه را نشر دادند كه معرفى آن خود فرصتى مفصل مى طلبد.
جامع احاديث شيعه با اشراف آية الله العظمى بروجردى نگاشته شد و بعد از ايشان دفتر مرحوم آية الله العظمى خوئى عهده دار هزينه چاپ و نشر آن گرديد و برخى از مجلدات آن با كمك دفتر مرحوم آية العظمى گلپايگانى منتشر گرديد و مابقى آن نيز با هميارى دفتر حضرت آية العظمى سيستانى چاپ گرديد و پس از اتمام چاپ تمامى مجلدات آن نيز به كوشش آية الله العظمى سيستانى ـ مد ظله العالى ـ مجددا به زيور طبع آراسته گرديد.
البته درايت و دورانديشى مرحوم آية العظمى گلپايگانى در جهت پديد آوردن معجم فقهى رايانه اى, و به خدمت گرفتن علوم جديد براى تحقيق علوم اسلامى بر اهل تحقيق و پژوهشگران اين عرصه هيچ گاه مخفى نيست.

دوم) بايسته هاى پژوهشى

نگارنده در اينجا فهرستى هرچند ناقص از برخى از كتاب هاى فقهى و اصولى شيعه ارائه مى كند كه بعضى مخطوط است و غبار غربت بر چهره آن نشسته و بعضى ديگر نيز اگرچه چاپ سنگى دارد ولى شايسته است كه با تحقيقى كامل به زيور طبع آراسته گردد و دسته سوم شايسته تكميل و يا نشر مجدد مى باشد.

الف) برخى از آثار خطى

جامع الفوائد شرح قواعد الاحكام از ملاعبد الله تسترى (م١٠٢١ ق), استاد علامه محمدتقى مجلسى و اولين رواج دهنده اخبار در اصفهان.٣٤
مناهج السوية شرح اللمعة الدمشقية از شيخ بهاءالدين محمد اصفهانى معروف به فاضل هندى (م١١٣٧ ق).
نبراس الهداية شرح كفاية الاحكام از سيد محمدمهدى اصفهانى خراسانى (م١٢١٨ ق).
البحر الزاخر منظومه فقهى از سيد محمد شهشهانى اصفهانى (م١٢٤٦ ق).٣٥
شوارع الهداية شرح كفاية الاحكام و از حاج محمد ابراهيم كلباسى (م١٢٦٢ ق).
دلائل الاحكام از سيد ابراهيم قزوينى صاحب ضوابط الاصول, (م١٢٦٢ ق).
منهج الاجتهاد از مولى محمدتقى برغانى معروف به شهيد ثالث (م١٢٦٣).
أنوار الفقاهة از شيخ حسن بن شيخ جعفر كاشف الغطاء (م١٢٦٤ ق).
كشف الاسرار شرح شرائع الاسلام و از مولى حسين على تويسركانى (م١٢٩٦ ق).
منتهى مقاصد الانام شرح شرائع الاسلام و از مولى عبد الله مامقانى (م١٣٥١ ق).٣٦
البته مجموعه هاى ارزشمندى چون رسائل شيخ لطف الله ميسى كه از اتقان لازم برخوردار و در نهايت تحقيق است, خود حديثى مفصل دارد.

ب) برخى از نسخه هاى چاپ سنگى

ذخيرة المعاد از محقق سبزوارى (م١٠٩٠ ق).
مشارق الشموس شرح الدروس الشرعية از محقق خوانسارى (م١٠٩٨ ق).
مقابس الانوار از شيخ اسدالله تسترى (م١٢٣٤).
المناهل و مفاتيح الاصول از سيد محمد مجاهد (م١٢٤٢ ق).
مطالع الانوار شرح شرايع الاسلام از سيد محمدباقر شفتى اصفهانى (م١٢٠ ق).
منهاج الهداية از حاج محمدابراهيم كلباسى اصفهانى (م١٢١ ق).
الفصول الغروية از شيخ محمدحسين اصفهانى حائرى (م١٢٥٤ ق).

ج) تحقيق وتكميل

برخى از كتاب ها چون كشف الالتباس عن موجز أبى العباس تنها يك مجلد آن به زيور طبع آراسته گرديده است و متأسفانه از تحقيق و نشر مجلدات بعدى آن خبرى نيست. نخستين مجلد اين كتاب در سال١٤١٧ ق يعنى بيش از ده سال قبل توسط مؤسسه صاحب الامر (عج) و با اشراف مرحوم آية الله شيخ حسن صافى اصفهانى(قدس سره) تحقيق و منتشر گرديد.

د) نشر مجدد

برخى از كتاب ها اگرچه يك بار تحقيق و عرضه شده است, ولى سال هاست كه نسخه هاى آن ناياب و جاى آنها در كتابخانه ها خالى است و محققان از مطالعه آن محروم اند مانند قسمت فقه كتاب ارجمند معالم الدين. اين كتاب در سال١٤١٨ ق با تحقيق محقق ارجمند حجة الاسلام سيد منذر حكيم, تحقيق و در شهر مقدس قم چاپ و منتشر گرديد.

هـ ) تحقيق, تكميل ونشر مجدد

برخى از كتاب ها نيز اگرچه به صورت حروفى منتشر شده اند, ولى بايد تحقيق شوند و دوباره نشر يابند مانند كتاب ارجمند وسائل الشيعة إلى أحكام الشريعة از مرحوم علامه سيد محسن اعرجى معروف به (مقدس بغدادى); اين كتاب يك مرتبه چاپ سنگى شده بود و در بهمن ماه١٣٦٤ ش نيز بدون تحقيق و با حروف چينى نامناسب نشر و عرضه گرديد.

و… سخن پايانى

زينت بخش قسمت پايانى اين نوشتار را ابياتى چند از شيخ جعفر كاشف الغطاء(فقيه بزرگ شيعه) قرار مى دهيم. وى در توصيف علامه بحرالعلوم چنين مى سرايد:
(لسانى عن إحصاء فضلك قاصر
وفكرى عن إدراك كنهك حاسر
جمعت من الاخلاق كل فضلية
فلا فضل إلا عن جنابك صادر
ييكلفنى صحبى نشيد مديحكم
لزعمهم إنى على ذاك قادر
فقلت لهم: هيهات لست بقائل
لشمس الضحى: ياشمس نورك ظاهر
وما كنت للبدر المنير بناعت
له ابدا بالنور والليل عاكر
ولا للسماء: بشراك أنت رفيعة
ولا للنجوم الزاهر أنت زواهر). ٣٧

پي نوشت ها:
١ . الذريعه, ج٢١, ص٨١, رقم ٤٠٤٦.
٢ . روضات الجنات, ج٧, ص٢١٥.
٣ . مصابيح الاحكام, ج١, ص٣٤٦.
٤ . اين كتاب مورد توجه فقهاى دوره هاى بعد از فيض قرار گرفت و بر آن شروح و حواشى متعددى نگاشته شد, مانند مصابيح الظلام از علامه وحيد بهبهانى و الذخر الرائع از عبدالله بن نور الدين جزائرى (متوفاى ١١٧٣ قمرى), نك: مقدمه اى بر فقه شيعه, ص٢٤٥ ـ ٢٤٩.
٤ . اين كتاب در١٣٨٥ شمسى در سه مجلد و با تحقيق حجة الاسلام سيد صادق اشكورى و اهتمام كتابخانه آية الله نجفى در اصفهان منتشر گرديد.
٦ . اين كتاب دو سال پس از وفات مؤلف آن, چاپ حجرى شد و در سال١٤٢٨ قمرى نيز قسمتى از آن به اهتمام دوست گرامى آقاى مهدى رضوى در ضمن مجموعه نصوص و رسائل به زيور طبع آراسته گرديد.
٧ . اين كتاب در دو مجلد و از سوى مؤسسه نشر اسلامى, در سال١٤١٧ قمرى به چاپ رسيد.
٨ . قسمتى ازاين كتاب به اهتمام دوست و محقق گرامى جناب حجة الاسلام مجيد هادى زاده در مجموعه (نصوص و رسائل) منتشر شد.
٩ . كتاب الشرائع المحمدية در فقه نيز اين گونه است و عناوين آن شريعة شريعة است, نك: الذريعه, ج١٣, ص٥١, رقم١٦٦.
٠١. در تقسيم بندى فوق به جز مقدم بودن كتاب هاى فقهى بر اصولى سال وفات مؤلفين نيز لحاظ شده است.
١١. مصابيح الاحكام, ج١, ص٢١٢.
٢١. همان, ص٤١ ـ ٤٢ .
٣١. البته اين سخن از عظمت كار صاحب مفتاح الكرامة نمى كاهد; چرا كه سيد بحرالعلوم تنها برخى از ابواب فقهى را بررسى كرده است و شايد بتوان گفت بررسى اقوال مختلف, در مفتاح الكرامة مفصل تر مى باشد.
٤١. مصابيح الاحكام, ج١, ص ٢٤٤ ـ ٢٥٦ (مصباح ششم).
٥١. هما ن, ص١٢١.
٦١. همان, ص٢١٢ ـ٣١٢.
٧١. نمونه هاى ديگر در صفحات ١٠٦, ١٠٧, ١٨٣.
٨١. همان, ص ٣٤٦.
١٩ . همان, ص٣٤٦.
٠٢. نمونه هاى ديگر در صفحات ٩٤, ١١٢, ١٣٠, ١٣٧, ١٣٩…
١٢. روضات الجنات, ج ٧, ص٢١٥.
٢٢. مرآة الشرق, تحقيق على صدرائى خوئى, ج ١, ص ٧٢٦, رقم ٣٣٠.
٣٢. در اين باره نگارنده مقاله اى دارد با عنوان يك نكته از هزاران.
٤٢. نك: ص٢٤٤ ـ ٢٤٦ كتاب; مؤلف در٣ صفحه, به٤٨ كتاب استناد نموده است.
٥٢. تمام موارد فوق با كلماتى مانند (هو), (منهم), (المعترض) و… در پاورقى كتاب مشخص شده است.
٦٢. مصابيح الاحكام, ج١, ص ٢١٨.
٧٢. همان, ص٢٠٧.
٨٢. إيضاح الاشتباه, مؤسسه نشر اسلامى, ص١٦٥, رقم٢٣٥.
٢٩ . مصابيح الاحكام ,ج, ص١٠٩.
٠٣. همان, ص١٨٢.
١٣. همان, ص١٣٥ ـ ٢٣٥.
٢٣. همان ص, ٢٤٦و ٣٢٧.
٣٣. همان, ص ٢٠٢ ; تذكر اين نكته لازم است كه چنين مواردى, بسيار اندك وانگشت شمار است و هيچ گاه از ارزش كار اين دو محقق محترم نمى كاهد.
٤٣. نك: الذريعه, ج ١٤, ص ١٩, رقم١٥٦٥.
٥٣. قسمتى از اين منظومه فقهى با تحقيق دوست فاضل و گرامى جناب حجة الاسلام مجيد هادى زاده در مجموعه نصوص و رسائل به زيور طبع آراسته گرديده است.
٣٦ . نسخه هاى خطى تمامى اين دوازده كتاب در كتابخانه هاى مختلف موجود است.
٣٧ . نك: رجال سيد بحرالعلوم, ج١, ص٩٩.