آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - گلپايگان در آينه تاريخ - زاد هوش محمدرضا
گلپايگان در آينه تاريخ
زاد هوش محمدرضا
گلپايگان در آينه تاريخ, فيروز اشراقى (١٣٠٨ش), ويراسته هم دم نقنه اى,١ چاپ اوّل, چهار باغ, اصفهان, ١٣٨٣ش٢, ١٠٥٦ص٣, وزيرى.
گلپايگان
شهرستان گلپايگان از شهرهاى باستانى ايران زمين و اكنون از توابع استان اصفهان است. دانشمندان, شاعران, هنرمندان و كاتبان پر آوازه اى كه از دامن اين خاك برخاسته اند موجب زنده ماندن ياد و خاطره اين سرزمين در ذهن همه ايرانيان است, تاكنون بسيارى نيز درباره اين شهرستان و تاريخ و مردم آن دست به قلم برده اند, تعدادى از اين آثار بدين قرار است:
١. توشه اى از تاريخ گلپايگان و مردم آن, اكبر افاضلى (١٣٠٩ش), ويراسته فاطمه خوش بخت مروى, چاپ اوّل, ابجد, تهران, ١٣٧٣ش, ٢٣٧ص, وزيرى.
٢. فرهنگ عامه گلپايگان, جواد غياثى, چاپ اول, علم و ادب, تهران, ١٣٧٨ش.
٣. گلپايگان در آينه تاريخ, كتاب مورد بحث.
٤. مجموعه آثار كنگره بزرگداشت علماى گلپايگان, محمدتقى مذهبى و حميدرضا ميرمحمدى و…, چاپ اوّل, دفتر كنگره, قم, ١٣٨٠ش, وزيرى.
البته كتاب هاى مذكور به تاريخ گلپايگان پرداخته اند و درباره ديگر مطالب مربوط به اين سامان مى توان به كتاب هايى همچون تحقيق در آبشويى خاك هاى شور و قليايى گلپايگان; شناسنامه ايستگاه تحقيقات دامپرورى گلپايگان; مطالعات نيمه تفصيلى خاك شناسى و طبقه بندى اراضى منطقه گلپايگان; نتايج نهايى اجراى طرح شناسايى زنبورداران بومى منطقه گلپايگان; گزارش مطالعات آب هاى زيرزمينى دشت گلپايگان و… اشاره كرد.
اكنون نويسنده اى ديگر با عنايت به نگارش هاى پيش از خود, كتاب گلپايگان در آينه تاريخ٤ را پديد آورده است, نويسنده اى كه نامش را با ترجمه دو كتاب ديگر نيز عجين يافته ايم:
ـ اصفهان از ديد سيّاحان خارجى, آتروپات, ويراسته هم دم نقنه اى, چاپ اوّل, ١٣٧٨ش.٥
ـ سفرنامه راجر استيونس٦ يا در سرزمين صوفى بزرگ, در دست ترجمه.
نگاه نخست
اين كتاب حجيم در ده فصل و بخش هاى مختلف ذيل هر بحث به سامان آمده است. خواننده با نيم نگاهى به فهرست موضوعات و مطالب مندرج در كتاب متوجه مى شود كه شالوده اصلى كتاب, همان نگارش اكبر افاضلى بايد باشد و در بررسى هاى بعدى و جستجو و سنجش بيشتر, اين موضوع به اثبات مى رسد.
در حقيقت, مؤلف كتاب حاضر, مطالب موجود در نگارش استاد افاضلى را بسط داده يا به روز كرده و گاه چيزهايى نيز به تفاريق بر آن افزوده است كه همين موضوع, موجب برهم ريختگى ها و نادرستى هاى فراوان شده است.
اشتباهات تاريخى
١. تاريخ وفات ميرزا محمدباقر گلشن گلپايگانى, ١٣٠٥ق است, نه ١٢٩٠ق.٧
٢. تاريخ وقف نامه مفصل امام زاده هفده تن گلپايگان, روز دوازدهم ذى قعده است, نه دهم آن ماه.٨
اشتباهات جغرافيايى
١. (چهارسوقِ محله بيدآباد)٩ وجود ندارد, زيرا چهارسوق محله اى جداى از بيدآباد است.
٢. (مسجد ميرزا حسين اصفهانى نرسيده به مسجد سيّد)١٠ وجود ندارد و مدرسه ميرزا حسين, صحيح است.
٣. محمود اشراقى, قله دماوند را فتح كرده است,١١ نه قله الوند١٢ را.
٤. مردآويج زيارى, حاكم منطقه كرج ابودلف بوده است, نه (مناطق وسيع كَرَ).١٣
٥. (دارالقران حكيم)١٤ به جاى دارالقرآن الكريم, مؤسسه تأسيس شده به دست آيت الله گلپايگانى.
غلط هاى روى جلد
١. (آئينه) به جاى آينه.
٢. (ولايت ثلاث) به جاى ولايات ثلاث.
گذرى بر غلط هاى متن
از اغلاط مطبعى مى گذرم, چون دست كم در هر صفحه به چهار نمونه از اشتباه هايى از اين دست برمى خوريم; در اين بخش, تنها نمونه هايى از غلط هايى را ذكر مى كنم كه به گمانم از غلط چاپى و مطبعى و اشتباه حروفچين گذشته و با كلمه, تفاوتى كلى يافته يا در تمام صفحات تكرار شده يا به نحوى موجب گمراهى خواننده مى شود:
١. (اثنى عشر)١٥ , اثنى عشرى.
٢. (الجمعين)١٦ , اجمعين.
٣. (الصواة)١٧ , الصلاة.
٤. (الضائر)١٨ , الضمائر.
٥. (البعد)١٩ , العبد.
٦. (العلام)٢٠ , الاعلام.
٧و ٨. الف و لام گذاشتن بر سر كلمات فارسى و برداشتن الف و لام در كلمات عربى٢١ و تكرار آن در هر صفحه و هر سطر.
٩. (المحمد)٢٢ , محمد.
١٠. (با اتقاء)٢٣ , به اتقى.
١١. (بايت)٢٤ , بابت.
١٢. (بسمه الله الرحمن الرحيم)٢٥ , بسم الله….
١٣. (بيته)٢٦ , نبيّه.
١٤. (پيشگاه)٢٧ , پيشگام.
١٥ و١٦. تاى مربوطه٢٨ را به صورت مبسوطه٢٩ نوشتن, مانند (هدايت العباد)٣٠ , هداية العباد و مبسوطه ها را به صورت مربوطه نوشتن مانند (گفتمان مهدوية)٣١ , گفتمان مهدويّت.
١٧. (تصحح)٣٢ , تصحيح.
١٨. (توين) , نوين.
١٩. (ثمامئه)٣٣ , ثمان مائه.
٢٠. (جلاتحاب)٣٤ , جلالت مآب.
٢١. (جلاتحاب)٣٥ , چلالت مآب.
٢٢. (جلاتماب)٣٦ , جلالت مآب.
٢٣. (جوق)٣٧ , جوى.
٢٤و٢٥. (حجت الاسلام)٣٨ و (حجت اللاسلام)٣٩ , حجّت الاسلام.
٢٦. (خاتم)٤٠ , خاتمه.
٢٧. (رويان شناسى)٤١ , رويان شناسى.
٢٨و٢٩. (سا)٤٢ و (س آل)٤٣ , سال.
٣٠. (سرالورى)٤٤ , سرالوارى.٤٥
٣١. (شارج)٤٦ , شارح.
٣٢. (عده ايى)٤٧ , عده اى.
٣٣. (علماى تهران)٤٨ , علماى گلپايگان.
٣٤. (فئودالتيه)٤٩ , فئوداليته.
٣٥. (قتل و عام)٥٠ , قتل عام.
٣٦و٣٧. (كتبيه)٥١ و (كتيبه)٥٢ , كتبه.
٣٨. (لعنت اللهى)٥٣ , لعنتِ الهى و (اله)٥٤ , اللّه.
٣٩. (متوره)٥٥ , منوّره.
٤٠. (مجد)٥٦ , مجلّد.
٤١. (مجله)٥٧ , مجلّد.
٤٢. (مصيلاً)٥٨ , مصلّياً.
٤٣. (مقام)٥٩ , مقامه.
٤٤. (ويرانها)٦٠ , ويرانى ها.
٤٥. (يحى)٦١ , يحيى.
٤٦. (يومن)٦٢ , يمن.
٤٧. (ذالك)٦٣ , ذلك.
بررسى غلط ها در هشت سطر از يك صفحه
براى آگاهى بيشتر از ارزش كتاب, لازم ديدم در محدوده كوچك ترى نيز به بررسى غلط ها بپردازم; لازم به ذكر است صفحه مورد بررسى ما صفحه٧٨٢ است, ولى اين غلط ها عيناً در صفحات ٨٨٣ تا ٨٨٤ هم تكرار شده اند:
١. (الصوة)٦٤ , الصلاة.
٢. (بهم برسانيدند)٦٥ , به هم رسانيدند.
٣. (حمد عليخان)٦٦ , محمدعلى خان.
٤. (در حالى كه)٦٧ , در حالتى كه.
٥. (از امجوز)٦٨ , ازو مجوز.
٦. (طلب)٦٩ , طلباً.
٧. (همكى)٧٠ , همگى.
٨. (تمام)٧١ , تمامى.
٩. (تعديد)٧٢ , تحديد.
١٠. (سه دانگ مزرعه)٧٣ , سه دانگ از جمله شش دانگ مزرعه.
مغلق بودن جملات
نويسنده به طور كلى به سختى مى نويسد و در يك كلام با نثر فارسى, مشكل دارد تا آن جا كه با مطالعه چند صفحه از كتاب متوجه مى شويم كه كل كتاب بايد دوباره و از نو بازنويسى شود.
علاوه بر اين در ذيل شرح حال عالمان گلپايگان, تنها چند جمله عربى را از ذريعه نقل كرده٧٤ و بدون ترجمه رها ساخته و يا جملات فارسى را از منابع دست چندم آورده و به خيال خود, براى خلاصه نويسى, سطرهايى از نقل قول ها را حذف كرده٧٥ و بدين گونه, رشته كلام را به كلى گسيخته است.
نمونه هاى نثر
١. … كه كتاب معروفى است ديگر به چاپ رسيده به خط نسخ در سال ١٣٠٣ مى رسد.٧٦
٢. اينك شرح حال رجال نامى علم و دانش و سياست كه از زاده گلپايگان پرورش يافته اين ديار هستند.٧٧
٣. (معروف ترين كتاب طنز آقا جمال عقايد النساء يا كلثوم نه نه است)٧٨ كه آدمى خيال مى كند آقا جمال خوانسارى, دانشمند پرآوازه قرن دوازده هجرى به كلّى به كار طنز و هزل اشتغال داشته است.
٤. شانسى كه خمين آورد وجود حضرت امام خمينى و زادگاه ايشان بود.٧٩
تحريف اسناد
١. در وقف نامه مسجد جامع گلپايگان ذكر شده است كه ميرزا محمدعلى خان, سه دانگ از جمله شش دانگ مزرعه لرهرامش را وقف كرده است,٨٠ در حالى كه در كتاب حاضر آمده است: محمدعلى خان, تمام سه دانگ مزرعه را وقف كرده.٨١
٢. در همان وقف نامه ذكر شده است كه يك خمس از درآمد مزرعه بايد بابت حق التولية به متولى داده شود,٨٢ در حالى كه در كتاب حاضر آمده است نيمى از درآمد را بايد به متولّى بدهند.٨٣
٣. موقوفات مذكور در وقف نامه امام قلى خان بر امام زاده احمد بن على و شاه زاده ابوالحسن و امام زاده هفده تن است, در حالى كه در اين كتاب آمده است كه موارد وقف, تنها شامل امام زاده هفده تن گلپايگان مى شود.٨٤
شيوه هاى ارجاع
در كتاب حاضر به جاى پيروى از يك شيوه واحد با اَشكال گوناگونى روبه رو مى شويم, از جمله در پانوشت ها گاه منبع مورد ذكر, بر حسب نام نويسنده, نام خانوادگى پديدآورنده يا نام كتاب آمده است يا آن كه نام اثر را به كلى از خواننده پوشيده داشته است براى مثال:
(ر.ك: دكتر محمد مسيبى, خانم مريم شهسوارى).٨٥
علاوه بر آن كه ويژگى هاى كتاب شناختى آثار نيز به شدت بر هم ريخته, ناهماهنگ و حتى اشتباه است:
١. (انتشارات اميركبير)٨٦ , كتاب هاى جيبى, ناشر كتاب سياحت نامه مسيو چريكف.
٢. (انتشارات مردان)٨٧ , انتشارات يزدان, ناشر كتاب هجوم افغان و زوال دولت صفوى.
٣. (پگاه ترجمه)٨٨ , بنگاه ترجمه و نشر كتاب.
٤. عالم آراى صفوى چاپ بنياد فرهنگ است, نه چاپ (بنياد فرهنگى ايران).٨٩
٥. ناشر ديوان نجيب الدين جرفادقانى, انتشارات ما در تهران است, نه (انتشارات خواجه).٩٠
٦. ناشر كتاب تذكرة القبور اثر شادروان سيد مصلح الدين مهدوى, انتشارات ثقفى است, نه ربّانى.٩١
٧و٨. از ناشران معتبر, كتابفروشى خيام است, نه (كتاب خيام).٩٢
گاهى چند تاريخ به دنبال يكديگر براى تاريخ چاپ يك كتاب به چشم مى آيد:
(١٣٢٤ خورشيدى چاپ سوم ١٣٥٦ خورشيدى).٩٣
يا نام كتاب, اين گونه تقطيع شده است:
(كتابخانه غرب, مدرسه آخوند, همدان, ١٣٥٣, انتشارات فرهنگ ايران زمين)٩٤ , فهرست نسخه هاى خطى كتابخانه غرب (مدرسه آخوند همدان), فرهنگ ايران زمين, تهران, ١٣٥٣.
در بيشتر مواقع در ارجاع به كتاب هاى چند جلدى, تنها به شماره صفحه منابع اشاره مى شود و شماره جلدها ناگفته مى ماند.
نام كتاب ها
خواننده با نام كتاب هاى بسيار جديدى آشنا مى شود و با كمى جستجو درمى يابد كه نام بيشتر كتاب هايى كه به نحوى به آن ارجاع داده مى شود يا سخنى از آن به ميان مى آيد به غلط ضبط شده است:
١. از آثار ملا زين العابدين گلپايگانى, رساله صلاة الجمعه است نه (جمعه).٩٥
٢. از جمله نگارش هاى مرحوم شيخ عبدالله گلپايگانى, كتاب التّبر المسكوك در حكم لباس مشكوك است,٩٦ نه (البتر المسلوك).٩٧
٣. (افاضة التعليقيه الفوائد)٩٨ , افاضة العوائد, تعليقة على درر الفوائد اثر آيت الله گلپايگانى.
٤. (الف ليله)٩٩ , الف ليلة و ليلة.
٥. (الف ليله فارسى)١٠٠ , هزار و يك شب.
٦. (المتعلمين)١٠١ , تبصرة المتعلمين نوشته علامه حلى.
٧. (الملة الدمشقية)١٠٢ , اللمعة الدمشقية فى فقه الامامية نگارش مشهور شهيد اول.
٨. (به انقراض سلسله صفويه)١٠٣ , انقراض سلسله صفويه و ايام استيلاى افاغنه در ايران.
٩. (تاريخ ارك)١٠٤ , تاريخ اراك نوشته ابراهيم دهگان.
١٠. (تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان در قرون اخير)١٠٥ , تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان در دو قرن اخير اثر شادروان سيد مصلح الدين مهدوى.
١١. (تذكرة الشعراى اصفهان)١٠٦ , تذكره شعراى اصفهان اثر سيد مصلح الدين مهدوى.
١٢. (توشه اى از گلپايگان)١٠٧ , توشه اى از تاريخ گلپايگان و مردم آن تأليف اكبر افاضلى.
١٣. (حديقة الشعر)١٠٨ , حديقة الشعرا اثر احمد ديوان بيگى.
١٤. (در دربار سلطان صاحبقران)١٠٩ , سفرى به دربار سلطان صاحب قران.
١٥. (راحله)١١٠ , رحلة ابن بطوطه.
١٦. (راحة الصدور و اية الصدور)١١١ , راحة الصدور و آيةالسرور در تاريخ آل سلجوق اثر راوندى.
١٧. (زينب المجالس)١١٢ , زينت المجالس نگاشته مجدالدين محمد حسينى مشهور به مجدى.
١٨. (سرزمين هاى خلافت شرقى)١١٣ , جغرافياى تاريخى سرزمين هاى خلافت شرقى تأليف لسترنج.
١٩. (سفينيه المحمود)١١٤ , سفينة المحمود اثر محمود ميرزا قاجار.
٢٠. (شارق الشموس)١١٥ , مشارق الشموس فى شرح الدروس تأليف آقا حسين خوانسارى.
٢١. (ضيع العقود)١١٦ , صيغ العقود.
٢٢. (كتاب هاى از عهد عتيق…)١١٧ , كتاب هايى از عهد عتيق براساس كتاب مقدس اورشليم.
٢٣. ميرزا ابوالقاسم جعفر مشهور به ميركبير (١٠٩٠ـ ١١٥٨ق) كتابى در حج نگاشته, نه (كتابى در حق).١١٨
٢٤. (گنيجينه دانشمندان)١١٩ , گنجينه دانشمندان نوشته شريف رازى.
٢٥. (معاويه سردسته جنايتكاران)١٢٠ , معاويه سردسته تبهكاران آثر آيت الله وحيد گلپايگانى.
٢٦. (من لايحضر الفقيه)١٢١ ,كتاب من لا يحضره الفقيه.
٢٧. منهج السداد شرح ارشاد الاذهان است, نه (به روش شرح كتاب ارشاد).١٢٢
٢٨. (موزه هاى دربار)١٢٣ , موزه هايى در باد اثر بى نظير مرتضى فرهادى.
٢٩. (موزه هاى در ياد)١٢٤ , موزه هايى در باد اثر بى نظير مرتضى فرهادى.
٣٠. نگارش مرحوم شيخ عبدالله گلپايگانى, كتاب فصل القضاء است,١٢٥ نه (فصل اقتصا).١٢٦
نام نويسندگان
١. (احمد عليّ بن مختار)١٢٧ , احمد بن على مختار گلپايگانى (اواسط ق١٣) نويسنده منهج السداد فى شرح الارشاد.
٢. (البطرى)١٢٨ , طبرى.
٣. (انديشه)١٢٩ , حسن انوشه مترجم كتاب تاريخ ايران از سلوكيان تا فروپاشى دولت ساسانيان.
٤. (بدبختى)١٣٠ , نوبختى نويسنده رساله علةالعلل.
٥. (بمتون)١٣١ , آن لمبتون.
٦. (پيرينا)١٣٢ , حسن پيرنيا نگارنده كتاب ايران باستان.
٧. تذكرة القبور اثر شادروان سيد مصلح الدين مهدوى به (سيّد محمد مهدوى) نسبت داده شده.١٣٣
٨. (جابر انصارى)١٣٤ , محمدحسن جابرى انصارى.
٩. خدمات متقابل اسلام و ايران اثر مشهور استاد مرتضى مطهرى به (شهيد دكتر مفتح) نسبت داده شده.١٣٥
١٠. (دهگان, متين)١٣٦ , ابراهيم دهگان نويسنده تاريخ اراك و تاريخ انجدان.
١١. (شهروزى)١٣٧ , شهر زورى نويسنده كتاب نزهة الافراح و روضة الافراح.
١٢. (عباسى)١٣٨ , عباس پرويز نويسنده تاريخ تمدن جديد.
١٣. (فروغى شاعر)١٣٩ , فروغى بسطامى شاعر نامدار ايران.
١٤. كتاب تذكرة الفقها از علامه حلى در ذيل آثار احمد بن على مختار گلپايگانى آمده است.١٤٠
١٥. كشف الحجب و الاستار عن وجه الكتب والاسفار تأليف سيد اعجاز حسين نيشابورى كنتورى است, نه تأليف (سيد احمد صفايى خوانسارى).١٤١
١٦. (لشگرى)١٤٢ , يدالله شكرى, كوشنده در چاپ عالم آراى صفوى.
١٧. نويسنده بستان السياحة زين العابدين شيروانى است, نه (سعيد طباطبايى نايينى).١٤٣
هنرمندان
١. در ذيل نام هنرمندان١٤٤ چنين آمده است: دو كتابِ مجموعه, به خط وى تحرير يافته…. اين كه كدام مجموعه و با چه تاريخى و چه سالى و محل نگهدارى نسخه خطى آن و مأخذ نقل قول, ذكر نمى شود.
٢. كتابت قطعاتى را به (مولى ملك محمد جواهرى شيرازى) نسبت داده,١٤٥ در حالى كه كاتب اين قطعات, محمدكاظم بن محمدحسن گلپايگانى بوده است.
٣. (محمدحسين گلپايگانى)١٤٦ , محمدحسن بن محمدعلى گلپايگانى, كاتب مشهور و پركار قرن چهارده قمرى.
شاعران
چون از ديوان هر شاعر بدون در نظر گرفتن هيچ شيوه نامه اى ده ها بيت را تايپ كردن كارى دشوار نيست مؤلف در پاورقى ها كلمات و واژگان را معنا كرده تا كارى انجام داده باشد.
اين معانى عموماً به نقل از فرهنگ فارسى دكتر محمد معين آمده است١٤٧ و گاه كلماتى كه معنا مى شوند بسيار ساده اند و معناى آنها بسى دشوارتر از اصل و گاه اشتباهات و نادرستى هاى بسيار نيز به چشم مى آيد از جمله (انام) كه (آفريدگار) معنا شده است١٤٨ يا (كوير) كه در مقابل آن مى خوانيم: (منظور منطقه نمك لون است).١٤٩
از سويى شعرهاى ديگران هم به اشتباه در ذيل نام ديگر شاعران به طبع رسيده است, از جمله شعر سه صفحه اى (على احمدى كرمانى)١٥٠ در ذيل (محمد جواد صافى).١٥١
تكرار
١. بخش هاى (مشاهير و معاريف),١٥٢ (نخبگان گلپايگان)١٥٣ و (دانشمندان گلپايگان)١٥٤ بايد در يكديگر ادغام شوند.
٢. عنوان (محمدكاظم بن محمدحسن گلپايگانى) به اشتباه دو بار آمده و دو بار به ذكر آثار و شرح حال پرداخته شده است.١٥٥
٣. مطالب مربوط به شرح حال آيت الله گلپايگانى يك بار در بخش (دانشمندان گلپايگان)١٥٦ و بار ديگر در بخش (نخبگان گلپايگان)١٥٧ آمده است.
٤. (ميرزا محمدباقر گلپايگانى) همان (ميرزا محمد گلشن) است كه دو بار به شرح حال او پرداخته شده.١٥٨
٥. متن هر يك از وقف نامه هاى (لهرامش) دوبار درج شده است.١٥٩
٦. تصوير وقف نامه امام زاده (هفده تن گلپايگان), پس از اين كه در صفحه ٢٣٨ آمده است, در صفحات ٢٣٩ تا ٢٤١ نيز دوباره تكرار مى شود.
٧. شرح حال ميرزا ابوالقاسم جعفر ميركبير (١٠٩٠ـ ١١٥٨ق) در بخش (نخبگان گلپايگان) آمده١٦٠ و سپس در بخش (شعرا و نويسندگان خوانسار) هم تكرار شده است.١٦١
تخصصى نبودن
آوردن مطالب نامربوطِ كم اهميت و بى اهميت از ارزش كتاب به نحو چشم گيرى كاسته است:
١. در فهرست گياهان دارويى گلپايگان و خاصيت طبى آنها١٦٢ در ذيل هر گياهى كه در گلپايگان مى رويد خواص طبى هر يك را به نقل از منابع غير معتبرى همچون پزشك در خانواده و صد گياه و هزار درمان آورده است, در حالى كه صدها منبع ديگر نيز موجود است كه همگى آنها خواص دارويى گياهان مورد ذكر را دربر دارد, مثلاً اگر در گلپايگان تمام گياهان دارويى مى روييد حتماً نويسنده قصد داشت كه تمامى كتاب هاى طب قديم را در كتاب خود درج كند. ذكر خاصيت هاى گياهان در صورتى صحيح بود كه گياهى از نوعى خاص بوده و با محصولات ديگر مناطق تفاوت داشته يا به كلى ناشناخته مانده يا تنها در شهر گلپايگان به عمل آمده و انحصاراً در آن جا مى رويد.
٢. در بخش مؤسسات تمدنى جديد, وضعيت از اين هم ناپسندتر است; در ذيل هر موضوع, چيزى بيش از دو سطر به چشم نمى آيد كه مربوط به شهر گلپايگان باشد مثلاً در ذيل (پست), تاريخ تمبر و تلگراف و چاپارخانه و سابقه پيك در ايران و جهان بررسى شده١٦٣ و پس از همه اينها تنها در يك سطر, نام رؤساى اداره پست گلپايگان آمده است.١٦٤
٣. بخش هايى به تاريخ خوانسار١٦٥ و خمين١٦٦ اختصاص يافته كه به بحث گلپايگان و موضوع كتاب حاضر مربوط نبوده و بايد در كتاب جداگانه اى بررسى مى شد.
٤. مؤلف در بخش پنجم از فصل نخست به (امثال و حكم و تمثيلات رايج در گلپايگان) پرداخته است١٦٧ اما بسيارى از اين امثال, تازه نيستند و همان ضرب المثل هاى رايج در زبان رايج فارسى است كه به زبان محلى درآمده اند و گاه تفاوت آنها با اصل ضرب المثل در يك كلمه است مثلاً اُ , آب و… و همين گونه است بخش ششم از همين فصل, زير عنوان (اصطلاحات عاميانه مردم گلپايگان).١٦٨
تصويرها و نقشه ها
از بى فايده بودن نقشه هاى قديمى كه بگذريم, تصاوير اشخاص به صورت بسيار ناهماهنگ و غير ويرايش شده, در قطع هاى بزرگ و درشت در ميان متن آمده و حتى از تصوير اطفال و كودكان منطقه و دبستانى ها و شاگرد اوّلى هاى گلپايگان هم به سبك رپُرتاژ آگهى در مجلات بازارى سود جسته است.
نمونه هاى اشعار
در ذيل معرفى شاعران گلپايگانى١٦٩ اشعار بسيار بلند و خسته كننده اى درج شده و حتى اشعار ضعيف و سخيف معاصران نيز تمام و كمال نقل گشته تا جايى كه خواننده در مى يابد كه چيزى در حدود يك سوم كتاب را اين چنين اشعارى اشغال كرده اند و از طرفى, بيشتر اين اشعار نيز در ديوان صاحبان آنان درج شده و موجود است و متأسفانه نكته تازه اى دربر ندارد.
بخش حاضر در صورتى مفيد مى نمود كه شامل اشعار شاعران نوپرداز گلپايگان و شاعران بدون ديوان گلپايگان يا دانشمندانى باشد كه اشعارى پراكنده سروده اند, ولى شعر آنان در جايى به چاپ نرسيده است.
علاوه بر اين, اشعار مذكور به كلى مخدوش و پر از غلط هاى چاپى است كه ذكر حتى گوشه هاى از آن نيز ناممكن و آزاردهنده است, اين دوبيتى را براى نمونه بخوانيد:
من نمى گويم كه آن عالى جناب
هست پيغمبر ولى دارد كتاب
مثنوى اوست قرآن مدل
بعضى را و بعضى ديگر را مذل١٧٠
البته اين يكى از اشعار مشهور است, واى به حال اشعار غير مشهور و شعر شاعران گمنام كه مراجعه به ديوان آنها و مقابله اشعارشان نيز براى ما امكان پذير نيست.
با در نظر گرفتن اين نكات مى توان نتيجه گرفت بخش حاضر بايد در چاپ بعدى كتاب به كلى حذف شود.
فهرست اعلام
پايان بخش كتاب, فهرست اعلام است, تنها شامل نام كسان١٧١ و جاى ها١٧٢ كه البته هيچ كارآيى و كاربردى نمى تواند داشته باشد, چون القاب نيز در ترتيب الفبايى منظور شده اند مثلاً آيت الله محمدى در (الف) آمده است نه در (ميم)١٧٣ و….پى نوشت :
١. همسر مؤلف.
٢. در برگه فيپا (فهرست نويسى پيش از انتشار), ١٣٨٢ش.
٣. در برگه فيپا (فهرست نويسى پيش از انتشار),١٠٤٠ص.
٤. گفتنى است از اين پس, اين كتاب را به صورت گلپايگان در آينه تاريخ ثبت نموده و در ارجاعات نيز بدين صورت از آن نام مى بريم.
٥. همسر مترجم.
٦. Roger stevens.
٧. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٧١٣.
٨. همان, ص٢٣٧.
٩. همان, ص٧٠١.
١٠. همان.
١١. بنگريد به: فصل نامه كوه, ش١٧, س٥, زمستان ١٣٧٨.
١٢. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٣٠و٧٢٩.
١٣. همان, ص٩٨٩.
١٤. همان, ص٤٠٤.
١٥. همان, ص٨٧٣.
١٦. همان, ص٧١٠.
١٧. همان, ص٨٧٣ و٨٨٣.
١٨. همان, ص٨٨٢.
١٩. همان, ص٧٠١.
٢٠. همان, ص٨٧٣.
٢١. همان, در بيشتر صفحات.
٢٢. همان, ص٧١٠.
٢٣. همان, ص٨٧٤.
٢٤. همان, ص٨٧٣.
٢٥. همان, در بيشتر صفحات.
٢٦. همان, ص٧١٠.
٢٧. همان, ص٧١٤.
٢٨. (ـة).
٢٩. ـت.
٣٠. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٤٠٣.
٣١. همان, ص٤١٤.
٣٢. همان, در بيشتر صفحات.
٣٣. همان, ص٢٤٧.
٣٤ـ٣٦. همان, ص٨١٧.
٣٧. همان, ص٦و٧٨.
٣٨ـ٤٠. همان, در بيشتر صفحات.
٤١. همان, ص٧٣٨.
٤٢و٤٣. همان, در بيشتر صفحات.
٤٤. همان, ص٢٤٧.
٤٥. بناهاى تاريخى و اماكن باستانى ايران, ص٦٥.
٤٦. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٧٠٦.
٤٧. همان, ص٤٣١.
٤٨. همان, ص١٠٥٠.
٤٩.همان, ص٦٩٣.
٥٠. همان, ص٣٧.
٥١. همان, ص٧٠١.
٥٢. همان, ص٢٢٦ و٢٣١.
٥٣. همان, ص٨٨٢.
٥٤. همان, در بيشتر صفحات.
٥٥. همان, ص٩٨٤.
٥٦و٥٧. همان, ص١٤٥.
٥٨. همان, ص٧١٠.
٥٩. همان, ص٨٧٤.
٦٠. همان, ص٣٧.
٦١. همان, در بيشتر صفحات.
٦٢. همان, ص٥٠٥.
٦٣. همان, در بيشتر صفحات.
٦٤ ـ٧٣. همان, ص٨٧٢.
٧٤. همان, ص٦٩٦ و….
٧٥. همان, در بيشتر صفحات.
٧٦. همان, ص٧٠٨.
٧٧. همان, ص٧٢٦.
٧٨. همان, ص٩٥٠.
٧٩. همان, ص٩٩١.
٨٠. موجود در آرشيو اداره اوقاف شهرستان گلپايگان.
٨١. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٨٧٢.
٨٢. موجود در آرشيو اداره اوقاف شهرستان گلپايگان.
٨٣. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٨٧٣.
٨٤. همان, ص٢٣٧.
٨٥. همان, ص٦٦.
٨٦. همان, ص١٧٥.
٨٧. همان, ص١٧٢.
٨٨. همان, ص١٣٧.
٨٩. همان, ص١٠٤٦.
٩٠. همان, ص٤٣١.
٩١. همان, ص٦٩٨ و١٠٥٠.
٩٢. همان, ص٣٩٩.
٩٣. همان, ص١٧٨.
٩٤. همان, ص٧٠٤.
٩٥. همان, ص٣٩١.
٩٦. تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان در دو قرن اخير, ج٢, ص٣٨١.
٩٧. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٣٩٨.
٩٨. همان, ص٧٢٥.
٩٩و١٠٠. همان, ص٧١٢.
١٠١. همان, ص٧٠٨.
١٠٢. همان, ص٧١١ و٧١٢.
١٠٣. همان, ص١١٣.
١٠٤. همان, ص١٢٥.
١٠٥. همان, ص٣٩٧.
١٠٦. همان, ص١٠٥٠.
١٠٧. همان, ص٦٩٩.
١٠٨. همان, ص٤٥٤.
١٠٩. همان, ص١٠٤٣.
١١٠. همان, ص١٠٤١.
١١١. همان, ص١٠٤٥.
١١٢. همان, ص٩٧٤.
١١٣. همان, ص١٠٣.
١١٤. همان, ص٥١٤.
١١٥. همان, ص٩٥٠.
١١٦. همان, ص٤١٦.
١١٧. همان, ص٢٧٢.
١١٨. همان, ص٩٥٤.
١١٩. همان, ص٦١٢.
١٢٠. همان, ص٤١١.
١٢١. همان, ص٧٠٤.
١٢٢. همان, ص٦٩٥.
١٢٣. همان, ص١٠٤.
١٢٤. همان, ص٤٠ .
١٢٥. تاريخ علمى و اجتماعى اصفهان در دو قرن اخير, ج٢, ص٣٨١.
١٢٦. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٣٩٨.
١٢٧. همان, ص٦٩٥.
١٢٨. همان, ص١٤٨.
١٢٩. همان, ص١٠١.
١٣٠. همان, ص٤٠٠.
١٣١. همان, ص٨٣١.
١٣٢. همان, ص١٤٨.
١٣٣. همان, ص٦٩٨.
١٣٤. همان, ص١٦٨.
١٣٥. همان, ص٦٩٧.
١٣٦. همان, ص١٢٥.
١٣٧. همان, ص٤٠٠.
١٣٨. همان, ص٩١٥.
١٣٩. همان, ص٧٠٦.
١٤٠. همان, ص٦٩٥.
١٤١. همان, ص٩٥٢.
١٤٢. همان, ص١٠٦.
١٤٣. همان, ص٩٧٤.
١٤٤. همان, ص٧٠٠ـ٧٢٠.
١٤٥. همان, ص٧٠٦.
١٤٦. همان, ص٧١١.
١٤٧. البته بدون ذكر مأخذ.
١٤٨. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٥٨٥.
١٤٩. همان, ص٦٨٦.
١٥٠. كه اهل كرمان است و نمى دانم در ميان شاعران گلپايگان چه مى كند.
١٥١. گلپايگان در آينه تاريخ, ص٥٦٨ ـ٥٧٠.
١٥٢. همان, ص٧٥٢ـ ٧٥٥.
١٥٣. همان, ص٧٢١ـ٧٥١.
١٥٤. همان, ص٣٨٨ـ٤٢٠.
١٥٥. همان, ص٧٠٦ و٧١٣.
١٥٦. همان, ص٤٠٢ـ٤٠٦.
١٥٧. همان, ص٧٢٤ـ٧٢٦.
١٥٨. همان, ص٤٥٢و٤٥٥ و ٧١٢ و٧١٣.
١٥٩. همان, ص٨٧٢ ـ ٨٧٤ و ٨٨٣ ـ ٨٨٥.
١٦٠. همان, ص٧٢٢و٧٢٣.
١٦١. همان, ص٩٥٤ و٩٥٥.
١٦٢. همان, ص٨٩.
١٦٣. همان, ص٩٠٦ـ٩١١.
١٦٤. همان, ص٩١١.
١٦٥. همان, ص٩٣١ـ٩٦٩.
١٦٦. همان, ص٩٧٠ـ ١٠٠٨.
١٦٧. همان, ص٣٠٧ـ٣٢٤.
١٦٨. همان, ص٣٢٥ـ٣٨٧.
١٦٩. همان, بخش دوم از فصل پنجم, ص٤٢١ـ٦٨٧.
١٧٠. همان, ص٦٣٩.
١٧١. همان, ص١١٣ و١٠٣١.
١٧٢. همان, ص١٠٣٣ـ١٠٣٩.
١٧٣. همان, ص١٠١٤.