آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - كتاب شناسى فن كتابت و كتاب ورزى و ترسل در زبان عربى - خير شيخ موسى محمد

كتاب شناسى فن كتابت و كتاب ورزى و ترسل در زبان عربى
خير شيخ موسى محمد

(از آغاز تا قرن چهارم ق) ## ترجمه حسين علينقيان ##درآمد
از منابع در دسترس مى توان دريافت كه حركت تأليف در موضوع فن كتابت و ترسل از اواخر عصر اموى آغاز شد و نامه عبدالحميد (١٣٢ق) به نويسندگان, اولين اثر مدون و معروف در اين زمينه به شمار مى آيد. سپس برخى از كتاب ها يا رسائل به اين فن اختصاص يافت.
كتاب هاى زيادى در قرن سوم و چهارم در اين زمينه تأليف يافت به طورى كه آنها را مى توان در چندين دسته تقسيم بندى نمود كه كتب و ديوان ها يا مجموعه هايى كه حاوى رسائل نويسندگان بوده و سپس رسائلى كه در اواخر قرن عصر اموى جمع شد و در قالب كتاب هاى تخصصى به نگارش درآمد و ابن نديم نيز به تعداد زيادى از آنها اشاره كرده در اولويت قرار دارند; از اين دست مى توان به مجموعه رسائل سالم٢ در حدود يكصد ورقه و ديوان رسائل عبدالحميد در حدود هزار ورقه٣ و كتاب رسائل غيلان دمشقى در حدود دو هزار ورقه٤ ـ كه جاحظ معتقد بوده از رسائل مشهورى است كه بلغا از آن بهره هاى ادبى مى برده اند٥ ـ اشاره كرد; نيز ديوان رسائل صاحب بن عباد در ده مجلد٦ از اين دست به شمار مى آيد. اين مجموعه ها مواد مفيدى را براى كتاب هاى تأليف يافته در اين فن فراهم آوردند كه به دليل كثرت آنها و قلت ارزش نقدى آنها يادكردشان ضرور نخواهد بود.
اما دسته بعدى شامل مجموعه بزرگى از كتاب هاى گلچينى (جُنگواره اى) است كه معمولاً حاوى آراى نقدى و اخبار بوده يا كتاب هاى اخبار نويسندگان و وزرا و مترسلين است كه شامل بسيارى از آرا و احكام مى شود يا كتب آداب كتابت و اصول صنعت كتابت و ادوات و علم كتابسازى است يا كتب نظرى نقدى اى است كه از فن كتابت و انواع و اسلوب هاى آن بحث مى كنند يا كتب نقد تطبيقى است كه رسائل برخى از نويسندگان را تحليل نقد و بررسى مى نمايند; اينها مهمترين اين دست كتاب ها و از لحاظ كميت كمترين آنها هستند به اضافه كتاب هاى نقدى اى كه شامل شعر و كتابت و فنون ادبى و غيره مى باشد و كتب جامع ادبيات كه نويسندگان به كتابت و كتاب هم در آنها پرداخته اند. كتاب هاى تأليف يافته در فن كتابت و كتاب
پس از تتبع و بررسى اين كتاب ها به ليست توصيفى آنها پرداخته و در آن, عنوان و اسامى مؤلفين را ذكر كرده ايم و به مطبوع يا مخطوط (خطى) بودن آنها اشاره مى كنيم. همچنين پاره اى از متونى را كه نشان دهنده برخى ويژگى ها و صفات عمومى آثار مفقود در اين زمينه اند آورده ايم. ماحصل اين تحقيق, احصاى بيش از يكصد كتاب تخصصى در فن كتابت و ترسل است كه طى دو قرن سوم و چهارم تأليف يافته اند, به اضافه برخى از آثارى كه ظاهراً به اين فن اهتمام ورزيده اند. شيوه ارائه اين كتاب ها به ترتيب تاريخى خواهد بود تا امكان بررسى سير تطور تأليفى در اين فن و نقد و بررسى اين آثار فراهم آيد و بيانگر ميزان اهتمام به اين فن باشد.
١. رسالة عبدالحميد بن يحيى الى الكُتّاب٧ (ـ١٣٢ق, مطبوع). اين اثر, قديم ترين اثر مدونى است كه به كتابت و كتاب پرداخته و به طور كامل به دست ما رسيده است كه در حدود پنج صفحه نوشته شده و در آن از موضوعاتى چون برترى و شرافت صنعت كتابت, ادوات و آداب كتابت, ويژگى ها و اوصاف اخلاقى اصحاب آن و بايسته هاى رايج همچو هميارى و معاضدت و همدلى بين اصحاب اين صنعت و غيره سخن به ميان آمده است. اين اثر به عنوان قانون نامه نويسندگان مطرح شد و به منبع مهمى براى آثارى تبديل گرديد كه در صنعت كتابت و آداب آن به نگارش درآمدند, جهشيارى در مقدمه آن آورده: (به خط ميمون بن هرون, كتابى از عبدالحميد يافتم كه در آن براى نويسندگان به تفصيل سخن آورده است و حتى اجازه اسقاط برخى از آن را نداده بود, لذا همه آن را با همان تفصيل كتابت كردم چه نويسنده از مانند آن بى نياز نمى شود).٨ قلقشندى نيز رساله/نامه عبدالحميد را پايه و اساس آداب كتابت برشمرده و گفته (اصل آداب مربوط به كتابت و سرچشمه اى كه همه اين آداب از آن مى خروشد, رساله عبدالحميد است).٩
٢. كتاب يقين البلغاء از على بن الحسن الاحر (ـ١٩٤ق). ابن نديم به همين نام از آن ياد كرده و برخى مؤلفين با عنوان تفنن البلغاء از آن ياد كرده اند.١٠
٣. آلة الكتاب از الفراء (ـ٢٠٧ق). اين اثر از كتاب هايى است كه صنعت كتابت و ادوات و آداب آن را ـ چنان كه از عنوانش برمى آيد ـ بررسى كرده است. ترجيحاً عمده توجه مؤلف به لغت و نحو بوده, زيرا فراء در اين دو علم, تخصص داشته و رويكرد او در تأليفات مشهورش به سمت اين دو علم بوده است. همچنين برخى آرايى كه ابوجعفر نحاس (٣٣٧هـ) در كتاب صناعة الكتاب به او منسوب كرده, بيشتر درباره الفاظ و ادوات كتابت و اصطلاحات آن و نيز مسائل لغوى و نحوى است.١١
٤. اشراف الكُتاب از هيثم بن عدى (ـ٢٠٧ق). اين كتاب چنان كه از عنوانش پيداست ويژه دست اندركاران امر كتابت يعنى پيامبران, پادشاهان, خلفا, اميران و مانند آنها كه از نويسندگان برتر نيز بوده اند مى باشد; محمد بن حبيب (٢٤٥ق) در كتاب المحبّر, ليست مفصلى از اين دست نويسندگان را در باب جداگانه اى ترتيب داده است.١٢
٥. كتاب الالفاظ از العتابى كلثوم بن عمرو (ـ ٢٠٨ق).١٣ نويسنده از كبار نويسندگان و صاحب رسائل فاخر بوده,١٤ چنان كه جاحظ هم بر آن تأكيد داشته و پاره اى از آراى مربوط به ترسل و كتابت و بلاغت را از عتابى نقل كرده است.١٥
٦ ـ ٨. كتاب البلاغه و الخطب و كتاب الفخر و كتاب جامع الرسائل (در هشت جزء به اضافه جزء نهم به نام الكتاب الموصول كه به شيوه منظوم نوشته است)١٦ اثر محمد بن عبدالله بن غالب الاصبهانى معروف به باح (ـ٢١٠ق).١٧
٩ـ١٢. رسائل النبى و كتاب اموال النبى و كتابه و كتاب كتب النبى الى الملوك و كتاب من كتب له النبى كتابا و أمانا از ابوالحسن المدائنى (ـ ٢٢٥ق).١٨
١٣. كتاب الفصول فى الرسائل المختارة از اليوسفى (حدود ٢٣٨ق). صاحب هدية العارفين اين كتاب را سر الفصول فى الرسائل ناميده است. اين كتاب چنان كه از عنوان برمى آيد از كتب گلچين (جُنگواره) است.١٩
١٤و١٥. كتاب الالفاظ از ابن السكيت (٢٤٤ق, مطبوع). اين اثر از اولين آثار تأليف يافته در الفاظ نويسندگى است و تمام و كمال به دست ما رسيده است. چاپ اين اثر زير نظر (لويس شيخو) در سال ١٨٩٥ در بيروت به انجام رسيده است. وى در حواشى اين چاپ, شرح تبريزى به نام تهذيب الالفاظ و پاره اى زيادات تبريزى را نيز بر آن اضافه كرده است و كتاب را (كنز الحفاظ) نامگذارى نموده است, سپس همان متن را با زيادات تبريزى با عنوان مختصر تهذيب الالفاظ در سال ١٨٩٧ در بيروت به چاپ رسانيد. كتاب بر حسب باب هاى موضوعى مرتب شده و شامل ١٤٨ باب مى شود, همچو باب غنى و فقر, خصب و جدب, مرض, الوان, عطا و…. ابن قتيبه (٢٧٦ق) در ادب الكاتب از اين كتاب بهره هاى فراوان برده و بيشترين ابواب آن كتاب را به كتاب خودش ملحق نموده, اما اشاره اى به اين مطلب ننموده است. عبدالرحمن همدانى نيز همان كار ابن قتيبه را در كتابش انجام داده است.٢٠
١٦. كتاب الرسائل از ابوالعبر الهاشمى (ـ٢٥٠ق).٢١
١٧و١٨. كتاب اخبار الكتاب و كتاب الرسائل از داوود بن الجراح الكاتب (٢٥٢ق).٢٢
١٩و٢٠. رسالة فى مدح اخلاق الكتاب و رسالة فى ذم اخلاق الكتاب (مطبوع), اثر جاحظ (ـ ٢٥٥ق).٢٣ رساله دوم جاحظ كه به دست ما رسيده تاكنون چندين بار چاپ شده٢٤ و در ٢٣ صفحه قرار دارد. در اين رساله از ناملايمات نويسندگان عصر خود و از ويژگى هايى چون لاف زدن, تكبر, بزرگ بينى, قلت امانت دارى و وفاى آنها بحث كرده است….٢٥
٢١. كتاب القلم و شرف الكتابة از ابن ابى الاصبع (حدود ٢٥٥ق).٢٦ ابن نديم آن را داراى حدود پنجاه صفحه دانسته است.
٢٢. كتاب القلم و ماجاء فيه از احمد بن ابى السرح الكاتب (حدود ٢٥٨ق).٢٧
٢٣. رسالة فى رسم رقاع الى الخلفاء و الوزراء از الكندى فيلسوف (حدود ٢٦٠ق).٢٨
٢٤. كتاب فقر البلغاء از ابن سعد القطربلى (ـ٢٦١ق).٢٩ اين كتاب چنان كه از عنوانش برمى آيد از كتب گلچين است.
٢٥. كتاب الكتاب از عمر بن شبة (ـ٢٦٢ق). چنان كه از روش ابن شبة در كتاب ها و آثارش برمى آيد اين كتاب به احتمال شامل اخبار نويسندگان مى باشد.٣٠
٢٦. كتاب البلاغة والخطابة از ابوالعباس جعفر بن احمد المروزى (ـ حدود ٢٧٤ق).٣١
٢٧ـ ٣٨. ادب الكاتب (مطبوع)٣٢ و ديوان الكتاب٣٣ و آلة الكتاب٣٤ و صناعة الكتابة٣٥ و الوزراء٣٦ از ابن قتيبة (ـ٢٧٦ق). از اين كتاب ها فقط ادب الكاتب به ما رسيده است. اين كتاب را مؤلف براى وزير وقت ابن خاقان نگاشته و مقدمه طويلى بر آن نوشته است.٣٧ در اين كتاب از انگيزه هاى تأليف و نيز ناهنجارى هاى رايج در بين نويسندگان عصر خويش همچو دورى از ادب و معرفت و تعليم و عدم شناخت اصول كتابت سخن رانده است. همچنين پيرامون فرهنگ كاتب از ويژگى ها و شمايل و اخلاق او مفصل بحث كرده و كمى در مورد اساليب ترسل و آداب و رسوم مكاتبات, سخن به ميان آورده است. آن گاه كتابش را به چهار بخش يا كتاب تقسيم بندى كرده شامل: كتاب المعرفة, كتاب تقويم اليد, كتاب تقويم اللسان و كتاب الابنية. نيز براى هر كتاب, باب هايى را اختصاص داده است. در اين راستا رويكرد كلى مؤلف بيشتر متوجه علم لغت مى باشد…. اين كتاب در گذر عصور مختلف, مورد توجه فراوان مؤلفين و محققين بوده است و در رد آن و برشمارى كژى ها و كاستى ها و شرح خطبه يا ابيات آن و احياناً شرح كامل و تلخيص آن, كتاب هاى زيادى به نگارش درآمده است.٣٨ شايد از قديم ترين اين كتاب ها كتاب غلط ادب الكاتب٣٩ ابن كيسان (٢٩٩ق) و شرح ادب الكاتب زجاجى٤٠ (٣٣٧ق) و شرح خطبة ادب الكاتب٤١ خارزنجى (٣٤٨ق) و شرح ادب الكاتب فارابى٤٢ (٣٥٠ق) و شرح ادب الكاتب٤٣ زهراوى (حدود ٣٥٠ق) و شرح خطبة ادب الكاتب٤٤ عبدالباقى بن محمد (٣٩٠ق) باشد.
پس از قرن چهارم كتاب هاى زياد ديگرى مشابه كتاب هاى ياد شده درباره كتاب ادب الكاتب نگاشته شد كه احتمالاً مهمترين و مشهورترين آنها را بتوان كتاب الاقتضاب فى شرح ادب الكاتب٤٥ اثر ابن سيد بطليوسى (٥٢١هـ) نام برد كه شامل سه بخش مى شود: در شرح خطبه; شامل برشمردن اغلاط كُتاب; شرح ابيات.
٣٩. رسالة فى الكتابة والخط از ابوالعباس احمد بن ثوابة الكاتب (ـ٢٧٧ق).٤٦
٤٠. الرسالة العذراء (مطبوع) از ابراهيم بن المدبر٤٧ (ـ٢٧٩ق). از رسائلى است كه به ما رسيده است. دكتر زكى مبارك در سال ١٩٣١م تصحيح و انتشار آن را به انجام رسانده است. رساله در حدود بيست صفحه (چهل وچهار صفحه با حواشى و شرح و تعليقات) است. مؤلف در آغاز آن, روش خود را بيان داشته است… آن گاه از فرهنگ كاتب و از معارف دينى, لغوى, ادبى و مانند آن سخن رانده است كه هر نويسنده اى به فراگيرى آن نياز دارد, در ادامه از صفات و ويژگى ها و خلق و خوى نويسنده سخن گفته و در پى از اصول فن نثرنگارى و قواعد و آداب آن بحث كرده است و در اثناى آن به برخى جوانب نقدى و بلاغى مى پردازد و پاره اى از آراى شايع بلاغى را رد كرده و در اين ارتباط و ديگر موضوعات از رساله عبدالحميد و ادب الكاتب ابن قتيبه و به ويژه بيان جاحظ بهره برده است; در خاتمه آورده: (اين رساله بكر است, زيرا مفاهيم آن بكر است و بلاغت سخنوران نتوانسته بكرى معانى آن را ضايع سازد. دست هاى خبرگان به آن نرسيده است و هوشمندى متكلمين به پايه آن نرسيده و اذهان و افكار ناطقين و سخنرانان از الفاظ آن فراتر نرفته اند).٤٨
برخى از محققين از اين گونه سخن, تحت تأثير قرار گرفته اند, مثلاً بروكلمان معتقد شده است كه (ابن مدبر اولين فردى است كه در صناعت/ فن نثر, كتاب نوشت)٤٩ و به دنبال او برخى مؤلفين نيز همين عقيده را پذيرفتند,٥٠ در حالى كه كمى قبل به تعداد زيادى از كتب تأليف يافته در فن نثر و كتابت اشاره كرديم كه قبل از ابن مدبر به نگارش درآمده بودند.
٤١. المنظوم والمنثور از ابن ابى طاهر طيفور (ـ٢٨٠ق). ابن نديم و ديگران گفته اند اين كتاب شامل چهارده بخش است و آنچه در دست مردم متداول بوده سيزده بخش بوده٥١ كه جز سه بخش آخر آن چيزى به ما نرسيده است. اين سه بخش شامل بلاغات زنان,٥٢ قصائد و رسائلى ـ كه مانند آن يافت نشده ـ و فصول گزيده اى از موضوعات پراكنده مى باشد. گوياست اين كتاب از كتب گلچين و نقد و شعر و نثر مى باشد و برخى از رسائل امويان و عباسيان را دربر دارد.٥٣ مؤلف شيوه خاصى را در تأليف كتاب رعايت كرده است….
٤٢. كتاب ديوان الرسائل يا كتاب الرسائل اثر المرثدى (٢٨٦ق).٥٤
٤٣. كتاب آلة الكتاب از المفضل بن سلمه (ـ٢٩٠ق).٥٥
٤٤. طبقات الكتاب از ابوعلى الانبارى معروف به نطاحة (ـ٢٩٠ق).٥٦
٤٥. كتاب مختصر ما يستعمله الكتاب از ابن هبيرة النحوى معروف به صعودا (٢٩٥ق).٥٧
٤٦. كتاب مكاتبة الاخوان بالشعر, اثر ابن المعتز (ـ٢٩٦ق).٥٨
٤٧. كتاب الوزراء, اثر محمد بن داود بن الجراح (٢٩٦ق).٥٩
٤٨. كتاب مصابيح الكتاب, اثر محمد بن كيسان (ـ٢٩٩ق), صاحب كتاب غلط ادب الكاتب كه ذكرش در اثناى سخن درباره كتاب ادب الكاتب ابن قتيبه رفت.٦٠
٤٩. كتاب البراعه و الفصاحة, اثر عبيدالله بن عبدالله بن طاهر (٣٠٠ق).٦١
٥٠. كتاب المنتهى فى الكمال (مخطوط), اثر محمد بن سهل بن المرزبان (پس از ٣٠٠ق). اين كتاب از آثار حجيمى است كه سه شيوه گلچين, نقد و تعليم را با هم در آميخته است و شامل دوازده جزء يا كتاب مى شود, بدين قرار: كتاب مدح ادب, كتاب ويژگى بلاغت, كتاب دعا و ستايش ها, كتاب شوق و فراق, كتاب شوق براى وطن ها, كتاب تهنيت ها و تعزيت ها, كتاب آروزمند و آرزو شونده, كتاب برترين حكمت ها.٦٢
در ضمن دست نوشته هاى كتابخانه ظاهريه دمشق مى توان به كتاب يازدهم به شماره ١٨٦٠٠ دست يافت. اين كتاب طبق سنت مؤلفين در الفاظ كتابت, نگاشته شده است, در آغاز آن آمده: (در اين كتاب, فنون مختلف را جمع آورى كرده ايم و در موضوعات گوناگون, سخن رانده ايم و فصول يكسانى را ترتيب داده ايم و مطالب پراكنده را نظم داده و الفاظ و معانى مختلف و متفق را سامان داده ايم).٦٣
سپس باب هايى را تقسيم بندى كرده و ضمن هر يك از باب ها, تعابير و مفاهيم كتابت را براساس اهداف نثرنگارى وارد كرده است. از جمله آنچه در اين باب ها آمده, پيرامون معناى تشوق در نامه هاى دوستانه است كه چنين آورده: (كتابى و قد استقرت بى الدار والقيت عصا الاسفرار و تبوأت طمأنينة القرار…).٦٤
٥١. كتاب طبقات الكتاب بالاندلس از الافشتين النحوى الاندلسى (ـ٣٠٧ق).٦٥
٥٢و٥٣. كتاب امتحان الكتاب و ديوان ذوى الالباب, و كتاب الرسائل از ابن حمادة الكاتب (ـ٣١٠ق).٦٦
٥٤. كتاب الزيادات فى اخبار الوزراء, اثر ابن عمار الثقفى الكاتب (ـ٣١٩ق).٦٧ اين كتاب در حقيقت تتميم كتاب الوزراء ابن جراح است.
٥٥. الالفاظ الكتابية (مطبوع) از عبدالرحمن بن عيسى الهمدانى (ـ٣٢٠ق).٦٨ اين كتاب به دست ما رسيده و تحقيق و انتشار آن صورت گرفته است. اين كتاب شامل مقدمه اى در برترى صناعت كتابت و نيز كوتاهى نويسندگان همروزگار مؤلف نسبت به فرهنگ و علم كتابت و عدم شناخت آنها از اصول و اساليب اين فن و ندرت ناقدان اين صنعت و ارشاد نويسندگان به سمت و سوى درستى و راستى و نيز پرداختن به اساليب نويسندگان و مترسلين آن روزگار است…. مؤلف اين مقدمه انتقادى مهم را با اشاره به اهميت شناخت نويسنده از آداب مكاتبات و اصول ارتباطات پايان برده است….
نويسندگانى به اين كتاب علاقه زيادى نشان دادند به حدى كه به اطلاعات آن اكتفا كرده و از تحقيق, تحصيل و پيگيرى و مداومت در كار بى نياز شدند. همين امر موجب اعتراض و خشم برخى از نويسندگان و ناقدان گرديد مثلاً صاحب بن عباد در اين باره آورده: (اگر دستم به همدانى مى رسيد همانا دستور مى دادم دست و زبانش را قطع كنند, زيرا او پراكنده هاى ادبى را در اوراقى چند فراهم آورده و آنها را در دهان كودكان مكاتب ضايع ساخته و رنج تحقيق و حفظ را از دوش متعلمين و جويندگانِ ادبيات برداشته است٦٩). اين در حالى است كه قفطى در تقريظ بر كتاب همدانى چنين آورده است: (الفاظ اين كتاب از الفاظ گلچين زبانى است يعنى همان بهترين هايى كه نويسندگان بايد استعمال كنند و جماعتى از نويسندگان آن را شرح و توضيح داده اند).٧٠
٥٦. ادب الكتاب از ابن دريد (ـ٣٢١ق). اين كتاب را ابن دريد به سبك و سياق كتاب ابن قتيبه نگاشته و چيزى افزون بر آن كتاب نياورده است.٧١
٥٧ ـ ٥٩. كتاب فضل صناعة الكتابة و كتاب منية الكتاب و كتاب رسوم الكتب از ابوزيد البلخى (ـ٣٢٢ق).٧٢
٦٠و٦١. كتاب الدواوين و كتاب الرسائل از ابن ابى عون الانبارى (ـ٣٢٢ق).٧٣
٦٢. كتاب الوزراء از ابراهيم بن محمد معروف به نفطويه (ـ٣٢٣ق).٧٤
٦٣. اخبار قدماء البلغاء از ابن ابى الازهر البوسنجى (ـ ٣٢٥ق).٧٥
٦٤. ادب الكتاب از ابوبكر محمد بن القاسم الانبارى (ـ ٣٢٨ق). ابن نديم معتقد است كه كتاب ناتمام مانده است.٧٦
٦٥. رسالة فى اسماء بلغاء الكتاب و انواع المكاتبات از وزير ابوعلى بن مقلة (٣٢٨ق). ابن نديم اسامى برخى كتاب ها را از اين رساله نقل كرده است.٧٧
٦٦. آئين مثالات كتب العهود للخلفاء والامراء از وزير الجيهانى (٣٣٠ق). چنان كه از عنوانش برمى آيد از كتب آموزشى است. رساله اى مشابه با آن از كندى در شماره٢٣ معرفى شد.
٦٧. كتاب مراسلات الاخوان و محاورات الخلان از على بن مهدى الكسروى (ـ٣٣٠ق).٧٩
٦٨و٦٩. رسالة الفرق بين المترسل و الشاعر و كتاب الرسائل السلطانيات والاخوانيات از سنان بن ثابت بن قرة (ـ٣٣١ق).٨٠
٧٠. الوزراء و الكتاب, اثر الجهشيارى (٣٣١ق). از كتاب هايى است كه به دست ما رسيده است. تعدادى از اساتيد تحقيق و انتشار آن را در سال ١٩٣٨م به انجام رسانيدند. اين كتاب از مهمترين آثار است كه به تاريخ كتابت عربى و ديوان ها و اخبار نويسندگان وزرا و متوسلين از زمان پيامبر(ص) تا خلافت مأمون پرداخته است. در اين اثر به اسامى برخى از كتاب ها و رسائل آنها اشاره شده و پاره اى از آراى نقدى در كتابت و كتاب ارائه نموده و به تاريخ ديوان هاى پارسيان اشاره مختصرى شده است.٨١
٧١. كتاب الكتاب والصناعة (مطبوع) از ابن زنجى محمد بن اسماعيل الكاتب (٣٣٤ق).٨٢
٧٢. كتاب الكتاب و سياسة المملكة از وزير على بن عيسى (ـ٣٣٤ق).٨٣
٧٣و٧٤. ادب الكتاب و كتاب الوزراء, اثر ابوبكر الصولى (٣٣٥ق).٨٤ كتاب اول به ما رسيده است. تحقيق, تصحيح و انتشار آن را استاد محمد بهجة الاثرى در قاهره به سال ١٣٤١ق/ ١٩٢٢م به انجام رسانيده است. كتاب شامل سه بخش است و هر بخش شامل تعدادى باب. در آغاز از برترى و فضل صنعت كتابت سخن رفته و مباحثى در باب تاريخ خط عربى و انواع و ادوات آن آمده است. مؤلف بخش دوم را به بحث در پيرامون صنعت كتابت و ادوات, آداب, رسوم, قواعد و اصول آن و نيز تاريخ ديوان ها در ميان عرب ها اختصاص داده است و در بخش سوم از خراج و اموال و نيز اصول مكاتبه بين سرداران و عمال و دوستان سخن رانده و كتاب را با پاره اى از مباحث لغوى و نكات صرفى و املائى اى كه براى هر كاتب اهميت دارد, پايان برده است….
٧٥ـ ٧٨. كتاب جواهر الالفاظ (مطبوع) و كتاب الخراج و صنعة الكتابة (بخشى از آن به چاپ رسيده) و كتاب سر البلاغة فى الكتابة و رسالة النجم الثاقب از قدامه بن جعفر (٣٣٧ق). اين آثار به طور كامل به ما نرسيده است جز جواهر الالفاظ كه تحقيق و انتشار آن به دست محمد محيى الدين عبدالحميد به سال ١٩٣٢م به انجام رسيده است. اين كتاب از كتب واژگان گلچين و مفاهيم كتابى/كتابيت است و براساس روشى مشخص و تحقيق شده, تأليف يافته است. مؤلف درباره محدوده موضوع در مقدمه اش چنين آورده: (اين كتاب شامل معانى همسان و هماهنگ و ابوابى است كه شامل حروف مسجع و كنايه دار و هموزن و ريشه و متناسب المعانى مى باشد, به نحوى كه چشمان را خيره و اشكان هوشمندان و عقلا را جارى مى سازد).٨٥
٧٩ـ ٨٠. كتاب ادب الكتاب و كتاب صناعة الكتاب (مطبوع) از ابوجعفر النحاس (٣٣٨ق). برخى از مؤلفين, اين دو كتاب را با هم ذكر مى كنند و برخى ديگر فقط به ذكر يكى از آنها بسنده مى كنند.٨٦ شايد اين دو, دو عنوان براى يك كتاب باشند يعنى همان صناعة الكتاب كه به ما رسيده است, چنان كه مصحح اين كتاب دكتر بدر احمد ضيف نيز همين نظريه را ترجيح داده است.٨٧
نحاس كتاب را به ده رتبه تقسيم بندى كرده است, نيمى از آن را به مباحثى در مورد اصطلاحات كتابت و موضوعات نحوى اختصاص داده و در نيمه دوم پيرامون بلاغت, سخنورى, خطابه, فضل كتابت و پاره اى از خلط هاى نويسندگان در امور لغوى سخن رانده است. به علاوه بابى را به اين مراتب الحاق نموده و در آن مباحثى را در زمينه لغت, نحو, صرف, خط و آنچه با وسايل و علم و آداب كاتب و كتابت ارتباط مى يابد آورده است […].
٨١. ادب الكاتب از الابهرى الاصبهانى (٣٣٨ق).٨٨
٨٢. صناعة الكتابة, اثر ابونصر الفارابى (٣٣٩ق).٨٩
٨٣. كتاب الكتاب٩٠ از ابن درستويه (٣٤٧ق). از آثارى است كه به دست ما رسيده است. تصحيح و نشر آن به دست (لويس شيخو) در بيروت (١٩٢١) صورت گرفت و تصحيح و انتشار مجدد آن را دكتر سامرائى و فتلى در سال ١٩٧٧ در كويت به انجام رسانيدند. مؤلف در مقدمه آورده كه كتاب در وهله اول به اختصار نگارش يافته, اما پس از تغييرات و زيادات ديگر در قالب كتابى تازه ارائه شده است, در ادامه گفته است كه اين كتاب از كتب رايج بين خواص و عوام است و شامل معلوماتى از علوم و آداب و مكاتباتى مى شود كه هر اهل اديبى از آن بى نياز نخواهد بود.٩١ كتاب شامل دوازده باب مى شود و هركدام داراى چندين فصل كه جمع فصول به ١١٣ فصل مى رسد و بيشترينه مطالب آن شامل قواعد خط و املا و ادوات كتابت و آداب و رسوم آن مى شود. اما كتاب از نكات نقدى مهم و درخور توجه, خالى است و چنين به نظر مى رسد كه مؤلف در صدد بيان برخى امور ظاهرى و صورى اى كه هر نويسنده نيازمند آن است بوده است و در جايى از كتاب, وعده نگارش كتاب ديگرى را در همين فن كتابت و اصول و قواعد آن داده است٩٢ … و ما نمى دانيم كه آيا اين كتاب تأليف يافته يا نه؟
٨٤ و٨٥. كتاب الاختيار من الرسائل و كتاب فقر البلغاء از احمد بن سعيد الاصبهانى (٣٥٠ق).٩٣ ياقوت در مورد كتاب اول گفته كه مانند آن كتابى تأليف نيافته بود.٩٤ ابن صابى نيز در باره كتاب دوم آورده: (از احمد بن سعيد اصبهانى كتابى يافتم كه آن را تصنيف كرده و به نام فقر البلغاء, ترجمه كرده بود, در آن, فصولى را ترتيب داده كه از آثار مترسلين متقدم اخذ و اقتباس يافته بود و مطالبى را نيز از خودش به آنها الحاق كرده بود).٩٥
٨٦. كتاب كنز الكتاب از كشاجم (٣٥٠ق).٩٦ قلقشندى در تأليف صبح الاعشى از اين كتاب بهره برده و بسيار به آن اشاره و ارجاع داده است. از خلال همين ارجاعات مى توان دريافت كرد ويژگى و خصوصيت لغوى در آن غالب است. نيز اشاره مى كند كتاب شامل برخى از اضدادى است كه نويسندگان به جهت استحسان, آنها را برمى گزينند….
٨٧ و٨٨. كتاب صناعة البلاغة و كتاب النثر الموصول بالنظم از خشكنانجه على بن وصيف الكاتب (حدود ـ ٣٥٠ق).٩٧ ابن نديم در الفهرست به اين دو كتاب اشاره كرده و به بيان او, مؤلف دوست و همدمش بوده است.٩٨ آن گاه ابن نديم بلافاصله از فرزند خشكنانجه به نام احمد بن على بن وصيف (٣٧٠ق) نام مى برد و ٩٩ اين دو كتاب را به او نسبت مى دهد چنان كه كتاب سومى هم به نام كتاب الفوائد را كه قبلاً جزو مؤلفات پدر بوده به او منسوب كرده است. چنين به نظر مى رسد فرزند خشكنانجه اين كتاب ها را از پدرش روايت كرده باشد و ابن نديم نيز بنابر شيوه قدما آنها را به فرزند او منسوب كرده و پاره اى از مؤلفين نيز پس از ابن نديم اين دو كتاب را به هر دو نسبت داده اند.١٠٠
٨٩. كتاب الرسائل, اثر ابراهيم بن عيسى النصرانى (حدود ٣٥٠ق).١٠١
٩٠و٩١. كتاب جواب المعنت فى كتابة, كتاب اخبار الوزراء, اثر ابن الماشطة (حدود ٣٥٠ق).١٠٢
٩٢. كتاب تهذيب البلاغة از ابن البازيار (٣٥٢ق).١٠٣
٩٣. كتاب مناقب الكتاب, اثر ابوبكر الاهوازى (٣٥٢ق).١٠٤
٩٤. كتاب المذهب فى البلاغات از ابوالفضل بن العميد (ـ٣٥٩ق).١٠٥
٩٥. كتاب الوزراء, اثر ابوعبدالله الرازى (٣٦١ق).١٠٦
٩٦. كتاب انشاء الرسائل والكتب از ابوبكر الشيرازى (پس از ٣٦٤ق).١٠٧
٩٧. رسالة فى تفضيل النثر على النظم, اثر ابواسحق الصابى (٣٨٤ق). توحيدى در المقابسة (ص٥) از آن ياد كرده است. شايد اين همان رساله اى است كه دكتر هدلق در كتاب النادى الادبى در جده به شماره ٥٩ (سال ١٩٨٨) با عنوان (الفرق بين المترسل و الشاعر) در چهار صفحه انتشار داده و در شماره ٦٨ همين مقاله با اين عنوان از آن ياد شد.
٩٨. كتاب البراعة از على بن نصر البغدادى (٣٧٦ق).١٠٨
٩٩. كتاب الشوارد فى الرسائل, اثر حكمويه بن عبدوس. ابن نديم در فهرست از آن ياد كرده است.١٠٩
١٠٠. كتاب عيون الكاتب, اثر الحاتمى (٣٨٨ق).١١٠
١٠١و١٠٢. كتاب الكافى فى الرسائل و كتاب الوزراء از الصاحب ابن عباد (٣٨٥ق).١١١
١٠٣. كتاب الكتاب, اثر ابن الحرون (٣٩٠ق).١١٢
١٠٤. كتاب الوزراء از المطوق على بن الفتح (حدود ٣٩٠ق). ابن نديم آورده: (آن كتاب تا مطالب كتاب محمد بن داوود بن جراح رسيده و تا روزگار كلوذانى ادامه يافته است).١١٣
١٠٥. متخير الالفاظ, اثر احمد بن فارس (١٩٥ق). از كتاب هايى است كه به آن دست يافته ايم. تحقيق و نشر آن را هلال ناجى در بغداد به سال ١٩٧٠ به انجام رسانيد. مؤلف در آن, شيوه كار مؤلفين گذشته را همچو عتابى همدانى و قدامه و غيره دنبال كرده و صرفاً به واژگان كتابى اكتفا ننموده است, بلكه الفاظ شعرى را نيز جمع آورى كرده و آنها را بر حسب معانى در ١١٤ باب ترتيب داده است. آغاز آن با باب (متخير الفاظ العرب فى الكلام والبلاغة)١١٤ شروع و با باب (الالفاظ المفردة المستحسنة)١١٥ پايان مى يابد. در مقدمه به شيوه گزينش الفاظ و تعابير اشاره كرده و آراى خود را در مورد لغتِ متن ادبى ـ شعر و نثر ـ بيان داشته است….
١٠٦. تحفة الكتاب فى الرسائل از ابوالحسن المغربى (٤٠٠ق).١١٦
١٠٧ و١٠٨. اخلاق الوزيرين (مطبوع) و تقريظ الجاحظ, اثر ابوحيان التوحيدى (حدود ٤٠٠ق). كتاب اول به طور كامل به دست ما رسيده است. تحقيق و انتشار آن را دكتر ابراهيم كيلانى در دمشق به سال ١٩٦١م سامان رسانده با عنوان مثالب الوزيرين و اعاده تحقيق اين كتاب به دست محمد بن تاويت در دمشق (سال ١٩٦٥م) به انجام رسيده است. اما بخش هايى از كتاب تقريظ الجاحظ را ياقوت در شرح حال ابوحنيفه دنيوى و ابوسعيد سيرافى و على بن عيسى رمانى و جاحظ نقل كرده است.١١٧ اين دو كتاب نمايان گر رويكرد نقدى اى است كه به صورت آشكار در بيشترين آثار ابوحيان نمايان است و در نقد شخصى اى كه از خلال آن, ويژگى تكوين فرهنگى و علمى او و حالات روحى اش و تمايل او به تقريظ و مدح يا عيب جويى و ذم رخ مى نمايد, تجلى يافته است […]. به اين كتاب هاى تأليف يافته در دو قرن سوم و چهارم مجموعه كتاب هايى الحاق مى شوند كه مؤلفين آنها بيشترين ايام زندگانى خود را در قرن چهارم سپرى كرده و بيشترين آثارشان را در آن ايام نگاشته اند, از جمله اين آثار به موارد ذيل مى توان اشاره نمود:
ـ كتاب ادب الكتاب و كتاب طبقات البلغاء از احمد بن محمد بن يوسف الاصبهانى (٤٢٠ق). ياقوت در مورد كتاب دوم آورده: (ولم يسبق الى مثله).١١٨
ـ ذخيرة الكتاب از على بن عبدالعزيز (٤٢٣ق).١١٩
ـ كتاب لطائف الكتاب, اثر العتبى (٤١٣ق).١٢٠
ـ كتاب كمال البلاغة (مطبوع) از عبدالرحمن بن على اليزدادى (از معاصران قابوس بن وشمگير) (٤٠٣ق). از مهمترين آثارى است در فن ترسل و كتابت كه به ما رسيده است. تصحيح و نشر آن را محب الدين خطيب در سال ١٣٤١ق در قاهره عملى كرده است. نسخه كامل ترى از اين كتاب را در كتابخانه ظاهريه [دمشق] مشاهده كردم كه زياداتى بر آن كتابِ چاپ شده داشت.
اين كتاب از كتب نقد تطبيقى اى است كه بر متن ادبى به طور مستقيم تكيه كرده است. مؤلف, مقدمه نقدى طويلى بر آن كتاب نگاشته و در آن به انگيزه هاى تأليفش اشاره كرده است و در آن جا آورده كه او در برخى از كتب قدامة بن جعفر ـ كه ويژه نقد رسائل برخى نويسندگان و بررسى فنون بلاغت و بديع در آن رسائل است ـ غور و نظر كرده و دريافته است كه در رسائل قابوس [وشمگير] فنونى است كه در آثار ساير نويسندگان بروز نيافته است, لذا چهارده نوع از انواع سجع ـ كه مبتكر آن قابوس بوده ـ را به انواع قبلى اضافه مى نمايد… پس از اين مقدمه طويل, مختاراتى متنوع از رسائل اخوانى قابوس در اغراضِ مختلف عرضه مى دارد; با اين بيان, گزارشى مفصل از ويژگى نثر پيچيده و مكلف در اواخر قرن چهارم را به دست مى دهد به نحوى كه ناقدان پس از وى به اين منبع به عنوان معيارى اساسى در نقدها و تحقيقات خود تكيه كردند و در جهت گيرى نقد به سمت نقد بلاغى مؤثر واقع شد كه تأثير روشن اين جهت گيرى را در تعدادى از آثار تأليف يافته در نقد شعر و نثر يا همان (صناعتين) مى توان جستجو كرد; مهمترين اين آثار بدين قرارند:
كتاب البرهان فى وجوه البيان, اثر اسحق بن وهب (حدود ٣٥٠ق) از آثار چاپ شده است. ترسل و كتابت را در بسيارى از صفحات كتاب بررسى كرده و حدود و مفاهيم و انواع و وظايف و نقد اساليب هر يك را بيان داشته است….
كتاب صنعة الشعر والبلاغة از ابوسعيد السيرافى (٣٦٨ق).١٢١
كتاب الصناعتين, اثر ابوهلال العسكرى (مدود ٣٩٥ق) از مهمترين كتاب هايى است كه فن ترسل و كتاب را بر پايه بررسى هاى وسيع انتقادى مورد توجه قرار مى دهد و در آن بر اصول بلاغى اى تأكيد كرده است كه در نقد متون ادبى اساسى اند. تصحيح علمى كتاب و نشر آن را استادان بجاوى و ابوالفضل ابراهيم در قاهره (١٩٥٢م) به انجام رسانيده اند.
به اين آثار اضافه كنيد كتاب مجمع البلاغة اثر راغب اصفهانى را كه دكتر عمر عبدالرحمن الساريسى آن را تصحيح و در سال ١٩٨٦ در قالب دو جلد در اردن به چاپ رسانده است.

پى نوشت : ١. اين نوشتار برگردان مقاله اى است با اين مشخصات كتاب شناختى: الدكتور محمد خير شيخ موسى, حركة التأليف فى الكتابة والكتاب ومصادر نقد الترسل والكتابة (حتى القرن الرابع الهجرى), مجلة مجمع اللغة العربية بدمشق, المجلد ٧٢, الجزء٣, صفر ١٤١٨ق/ تموز (يوليو) ١٩٩٧م, ص٤٨١ـ٥٢٦. ٢ـ٤. الفهرست, ص١٣١. ٥. البيان والتبيين, ج١, ص٢٩٥. ٦. معجم الادباء, ج٦, ص٢٦٠. ٧. متن اين رساله را نگر: الوزراء والكتاب, ص٤٧ـ٥١; مقدمه ابن خلدون, ص٤٣٩ـ٤٤٤; صبح الاعشى, ج١, ص٨٥; رسالة البلغاء, ص١٧٠ـ ١٧٥; امراء البيان, ص٧٧ـ٨١. ٨. الوزراء والكتاب, ص٤٧. ٩. صبح الاعشى, ج١, ص٨٥. ١٠. الفهرست, ص٧٣; معجم الادباء, ج١٣, ص١١; هدية العارفين, ذيل كشف الظنون, ج٥, ص٦٦٨. الاحمر همان على بن حسن بغدادى نحوى است و از كسائى رؤاسى بهره علمى برده است. وفات وى در سال ١٩٤ و بنا به گفته اى در سال ٢٠٤ق رخ داده ر.ك: تاريخ بغداد, ج١٢, ص١٠١; وفيات الاعيان, ج٦, ص١٧٦; بغية الوعاة, ج٢, ص١٥٨. ١١. الفهرست, ص٧٣; الوفيات, ج٦, ص١٨١; انباه الرواة, ج٤, ص٢٢; ايضاح المكنون, ذيل كشف الظنون, ج٣, ص٥; بروكلمان, ج٢, ص١٩٩; صناعة الكتاب, ص٦٥ و٦٦ و١٠٣ و١٠٧ و١٤١ و١٥١ و١٨٨ و جاهاى بسيار ديگر كتاب. ١٢. الفهرست, ص١١٢; المحبر, ص٣٧٧ (اسمآء اشراف الكتاب). ١٣. معجم الادباء, ج١٧, ص٢٩; الفهرست, ص١٣٩; طبقات الشعراء المحدثين, ص٢٦١ـ٢٦٣. ١٤. البيان والتبيين, ج١, ص٥١ و١١٣ و ١١٦ و١٦٢ و٢٢٠. ١٥. همان, ج١, ص٥١ و١١٣ و١١٦ و١٦١ و١٦٢ و٢٢٠. ١٦. الفهرست, ص١٥١. ١٧. الفهرست, ص١٥١; هدية العارفين, ج٦, ص٢٦. ١٨. الفهرست, ص١١٣ و١١٤; معجم الادباء, ج١٤, ص١٢٩ و١٣٠; هدية العارفين, ج٥, ص٦٧٠; بروكلمان, ج٣, ص٣٨. ١٩. الفهرست, ص١٣٧; هدية العارفين, ج٦, ص١٣. ٢٠. مختصر تهذيب الالفاظ (مقدمه محقق), ص٤; نيز بنگريد به مقدمه مصحح اصلاح المنطق, ص١١. ابويوسف يعقوب بن اسحاق معروف به ابن سكيت (١٨٦ـ٢٤٤ق) از اكابر علماى لغت و نحو بوده, از ابوعمرو شيبانى و فراء و ابن اعرابى و غيره اخذ علم كرده و معلم فرزندان متوكل بوده است. وى داراى آثار زيادى است كه از جمله آنها القلب و الابدال و الاضداد و اصلاح المنطق والالفاظ به چاپ رسيده است. ر.ك: الفهرست, ص٧٩; تاريخ بغداد, ج١٤, ص٢٧٣; انباه الرواة, ج٤, ص٥٠; الوفيات, ج٦, ص٣٩٥. ٢١. الفهرست, ص١٧٠; هدية العارفين, ج٦, ص١٥. ٢٢. الفهرست, ص١٤٢; هدية العارفين, ج٥, ص٣٩٥. ٢٣. الفهرست, ص٢١١. ٢٤. رسائل الجاحظ, ج٢, ص١٨٧ـ٢٠٩ (چاپ هارون); ثلاث رسائل للجاحظ (يوشع فنكل), ص٤٠ـ٥٢; آثار الجاحظ (عمر ابونصر), ص٥١ ـ ٦٥. ٢٥. پاره اى از جزئيات اين مقاله كه حاوى اطلاعات دقيق كتاب شناختى نبود برگردان نشده است كه اين محذوفات با علامت نقطه چين در ترجمه مشخص شده است (مترجم). ٢٦. الفهرست, ص١٤١. در هدية العارفين (ج٥, ص٤٨) از اين كتاب با نام العلم و شرف الكتابة ياد شده كه البته تصحيف شده است. ابن ابى الاصبع همان ابوالعباس احمد بن محمد است كه از كتاب معتمد عباسى و اهل دربار وى بوده است. صاحب هديه وفات او را سال ٢٥٥ق دانسته, اما من در وقايع سال ٢٦٢ق در الوفيات (ج٦, ص٤١٩) نام او را ديده ام, چنان كه ياقوت هم در معجم الادباء (ج٣, ص٥٤) در ضمن اخبار احمد بن سليمان بن وهب (٢٨٣ق) از او ياد كرده و از ابن وهب نامه اى خطاب به او روايت شده است. ٢٧. الفهرست, ص١٤١; هدية العارفين, ج٥, ص٤٩. در هديه به نام كتاب العلم آمده و بروكلمان (ج٣, ص١٢٨) نيز همين عنوان را ذكر نموده است. ٢٨. الفهرست, ص٢١٦. كندى ابويوسف يعقوب بن اسحق بن صباح, فيلسوف عرب كه در علوم مختلف دستى داشته و كتب بسيار زيادى در هر يك از آنها تأليف كرده است ر.ك: الفهرست, ص٣١٥ـ٣٢٠; تاريخ حكماء الاسلام, ص٤١; بروكلمان, ج٤, ص١٢٧, در اين كتاب تاريخ وفات كندى ٢٥٦ق درج شده; الاعلام, ج٨, ص١٩٥. ٢٩. الفهرست, ص١٣٨; هدية العارفين, ج٥, ص٥٠. القطربلى ابوالحسن احمد بن عبدالله بن حسين بن سعيد بن مسعود از نويسندگان عالم و از افاضل آنها بوده است و در تاريخ و منطق و كتاب داراى تأليفات (٢٦١ق). ٣٠. الفهرست, ص١٢٥; معجم الادباء, ج١٦, ص٦١. ٣١. الفهرست, ص١٦٧; هدية العارفين, ج٥, ص٢٥٢; معجم الادباء, ج٧, ص١٥١. ٣٢. اين كتاب بارها به چاپ رسيده است; اولين چاپ آن در ليدن (١٩٠٠م) با نظارت [ماكس] گرونت و آخرين آن در بيروت (١٩٨٢) به دست دكتر محمد دالى. ٣٣. الفهرست, ص٨٦; هدية العارفين, ج٥, ص٤٤١. ٣٤و٣٥. اين دو كتاب را سيد صقر در مقدمه تاويل مختلف القرآن (ص٢٢) از برخى منابع ذكر كرده است. شايد اين دو كتاب همان ديوان الكتابى است كه ابن نديم و ديگر متقدمين از آن ياد كرده اند. ٣٦. ابن منظور در لسان العرب, ج١٣, ص١٤٣ (چاپ بولاق) و ج١١, ص٢٢٠ (صادر) ذيل مدخل خلل از اين كتاب ياد كرده است. ٣٧. ادب الكاتب, ص١ـ ١٦. ٣٨. نگر: بروكلمان, ج٢, ص٢٢٦; مقدمه مصحح تأويل مختلف القرآن, ص٢٢; مقدمه عيون الاخبار, ج١, ص٣٢ و٣٣. ٣٩. الفهرست, ص٨٩; صناعة الكتاب, ص٣٥; معجم الادباء, ج١٧, ص١٣٩; تاريخ بغداد, ج١, ص٣٣٥; انباه الرواه, ج٣, ص٥٩; الاعلام, ج٥, ص٣٠٨. ابن كيسان محمد بن احمد بن ابراهيم ابوحسن نحوى است و از مبرد و ثعلب اخذ علم كرد و به سال ٢٩٩ق و بنا به گفته اى ٣٢٠ق وفات يافت. ٤٠. انباه الرواة, ج٢, ص١٦٠; هدية العارفين, ج٥, ص٥١٣; از كتاب شرح ادب الكاتب تعدادى نسخه خطى موجود است كه بروكلمان, ج٢, ص٢٢٦ و سيد صقر در مقدمه تاويل مختلف القرآن از آن ياد كرده اند. زجاجى همان ابوالقاسم عبدالرحمن بن اسحق نحوى است از شاگردان زجاج در نهاوند زاييده شد و در بغداد درس آموخت به شام سفر كرد و در طبريه به سال ٣٣٧ق درگذشت. ٤١. هدية العارفين, ج٥, ص٦٣; مقدمه عيون الاخبار, ج١, ص٣٣. خارزنجى احمد بن محمد بستى از ائمه اهل ادب خراسان بوده است; در سال ٣٣٠ق به قصد حج به بغداد رفت و استادان عراق به تقدم او اعتراف كردند. وفات او در سال ٣٤٨ق رخ داده, اما بروكلمان سال وفات او را ٤٠٨ق ذكر كرده, نيز بنگريد به انباه الرواة, ج١, ص١٤٢ـ ١٤٨. ٤٢. هدية العارفين, ج٥, ص١٩٩; مقدمه تأويل مختلف القرآن, ص٢٢; مقدمه عيون الاخبار, ج١, ص٣٢. ٤٣. هدية العارفين, ج٥, ص٣٩٦; ٤٤. از اين كتاب تعدادى نسخه خطى موجود است و بروكلمان, ج٢, ص١٢٦ به آنها اشاره كرده است. عبدالباقى بن محمد نحوى از اهالى بغداد بوده از تأليفات او شرح حروف العطف و… است ر.ك: هدية العارفين, ج٥, ص٤٩٩. ٤٥. اين كتاب بارها به چاپ رسيده است. شايد اولين چاپ آن در بيروت (١٩٠٠م) با نظارت عبدالله بستانى و آخرين آن در بيروت به سال ١٩٨٧ صورت گرفته است. ابن سيد بطليوسى ابومحمد عبدالله بن محمد از كبار دانشمندان نحو و لغت و ادبيات در اندلس بوده است ر.ك: انباه الرواة, ج٢, ص١٤١ـ١٤٣; بغية الملتمس, ص٣٣٧. ٤٦. الفهرست, ص١٤٤; معجم الادباء, ج٤, ص١٤٦; هدية العارفين, ج٥, ص٥١. ٤٧. ابراهيم بن محمد بن مدبر ابواسحق از وزرا و نويسندگان شاعر بوده و متولى خراج فلسطين براى دربار مهتدى بوده و سپس به پست وزارت مى رسد و با جاحظ همنشين بوده و بين آنها مكاتباتى صورت گرفته است ر.ك: الفهرست, ص١٣٧; معجم الادباء, ج١, ص٢٢٦. ٤٨. الفهرست, ص٤٨. ٤٩.تاريخ الادب العربى, ج٢, ص١١٧. ٥٠. العصر العباسى الثانى (شوقى ضيف), ص١٢١. ٥١. الفهرست, ص١٦٣; هدية العارفين, ج٥, ص٥٢; معجم الادباء, ج٣, ص٩; بروكلمان, ج٣, ص٢٧ و٢٨; سزگين, ١/٢/١٥. ٥٢. جزء يازدهم در قاهره (١٩٠٨) به تصحيح احمد الفى با عنوان بلاغات النساء به چاپ رسيد. دكتر محسن غياض القصائد المفردات التى لامثيل لها را در بيروت (١٩٧٧) به دست چاپ سپرد و ما بقى رسائل در كتاب رسائل البلغاء اثر محمد كرد على و جمهرة رسائل العرب صفوت, انتشار يافته اند. ٥٣. جمهرة رسائل العرب, ج٢, مقدمه. ٥٤. الفهرست, ص١٤٣; هدية العارفين, ج٥, ص٥٢. ٥٥. الفهرست, ص٨٠; ايضاح المكنون, ج٣, ص٥; انباه الرواة, ج٣, ص٣٠٦. در اين منبع, كتاب ياد شده با عنوان آلة الكاتب يا مايحتاج اليه الكاتب آمده است. صاحب وفيات (ج٤, ص٢٠٦) نيز فقط به اسم (كتاب مايحتاج اليه الكاتب) اكتفا كرده است. مفضل بن عاصم ضبى ابوطالب نحوى كوفى از تلاميذ ابن سكيت و ابن اعرابى بوده است. نيز ر.ك: بروكلمان, ج٢, ص٢٠٩. ٥٦. الفهرست, ص١٣٨; معجم الادباء, ج٢, ص٢٢٧; هدية العارفين, ج٥, ص٥٣. ٥٧. الفهرست, ص٨٠; انباه الرواة, ج٢, ص٨٥; هدية العارفين, ج٦, ص٢٢. ٥٨. الفهرست, ص١٣٠; الوفيات, ج٣, ص٧٧; هدية العارفين, ج٥, ص٤٤٣. ٥٩. الفهرست, ص١٤٢; الوفيات, ج١, ص٤٢٧; معجم الادباء, ج١٧, ص١٣٩; هدية العارفين, ج٦, ص٢٢; بروكلمان, ج٣, ص٦٦; الاعلام, ج٦, ص١٢٠. ٦٠. الفهرست, ص٨٩; معجم الادباء, ج١٧, ص١٣٩; تاريخ بغداد, ج١, ص٣٣٥; انباه الرواة, ج٣, ص٥٩; هدية العارفين, ج٦, ص٢٣. ٦١. الفهرست, ص١٣١; الوفيات, ج٣, ص١٢٣. ٦٢. الفهرست, ص١٥٢; هدية العارفين, ج٦, ص٢٧; ايضاح المكنون, ج٤, ص٣٠٨. ٦٣. كتاب الالفاظ (نسخه خطى), ق٢/أ. ٦٤. همان, ق١٠/آ. ٦٥. جذوة المقتبس, ص٨٨; انباه الرواة, ج٣, ص٢١٦; هدية العارفين, ج٦, ص٢٥; سزگين, ٢/٥/٢٩. ٦٦. الفهرست, ص١٤٥; هدية العارفين, ج٥, ص٧٥. ٦٧. الفهرست, ص١٦٦; هدية العارفين, ج٥, ص٥٨. ٦٨. و همدانى همان عبدالرحمن بن عيسى الهمذانى, كاتب بكر بن ابى دلف و شاعرى نويسنده بوده است ر.ك: الفهرست, ص١٥٢; انباه الرواة, ج٢, ص١٦٦. ٦٩. الالفاظ الكتابية, ص ب. ٧٠. انباه الرواة, ج٢, ص١٦٦. ٧١. الفهرست, ص٦٧; انباه الرواة, ج٣, ص٩٧; الكشف, ج١, ص٤٨; الوفيات, ج٤, ص٣٢٣ـ٣٢٩. ٧٢. الفهرست, ص١٥٣; معجم الادباء, ج٣, ص٦٦; هدية العارفين, ج٥, ص٥٩. ٧٣. الفهرست, ص١٦٤; هدية العارفين, ج٥, ص٥; الوفيات, ج٢, ص١٥٦. ٧٤. معجم الادباء, ج١, ص٢٧٢; الفهرست, ص٩٠; الوفيات, ج١, ص٤٧ و٤٨; الهديه, ج٥, ص٥. در كتاب الهديه نامى از كتاب الوزراء نيامده است. ٧٥. الفهرست, ص١٦٥; هدية العارفين, ج٦, ص٣٤; بروكلمان, ج٣, ص١٣٨. ٧٦. الفهرست, ص٨٢; معجم الادباء, ج١٨, ص٣١٤; انباه الرواة, ج٣, ص٢٠٨; كشف الظنون, ج١, ص٤٨; بروكلمان, ج٣, ص١٣٨. ٧٧. الفهرست, ص١٣٩ و١٤٠; الوفيات, ج٥, ص١١٣ـ ١١٨; انباه الرواة, ج١, ص٢١١ـ٢١٧; بروكلمان, ج٤, ص٣٣٠; الاعلام, ج٦, ص٢٧٣. ٧٨. الفهرست, ص١٥٣; هدية العارفين, ج٦, ص٣٦, در اين منبع نام كتاب به اشتباه الائين فى المقالات آمده است (آئين: دستور, قانون). جيهانى احمد بن محمد نصر ابوعبدالله, وزير نصر بن احمد سامانى در خراسان بوده و تأليفاتى در زمينه كتابت و… داشته است, نيز ر.ك: به بروكلمان, ج٤, ص٢٤٤. ٧٩. الفهرست, ص١٦٧ (نام كتاب در الفهرست مراسلات الاخوان و محابات الاخلان آمده است); معجم الادباء, ج١٥, ص٩٥; هدية العارفين, ج٥, ص٦٧٨ (در معجم و هديه نام كتاب محاورات الخلان درج شده است). على بن مهدى كسروى (ابوالحسين بغدادى) اديب و حافظ بوده و معلم فرزندان خواص و صاحب برخى تصنيفات. ٨٠. معجم الادباء, ج١١, ص٢٦٣; هدية العارفين, ج٥, ص٤٨ (در اين منبع فقط رسالة الفرق بين المترسل و الشاعر آمده است). ٨١. اين كتاب با تحقيق سقا, ابيارى و شلبى در قاهره (١٩٣٨) به چاپ رسيده است. نيز صاوى در همين سال اين كتاب را طبع كرده. بروكلمان (ج٢, ص٥٥) نيز از چاپ اين كتاب در لايپزيك (١٩٢٦) به دست فون موجيك گزارش داده است. در مورد جهشيارى ر.ك: الفهرست, ص١٤١; هدية العارفين, ج٦, ص٣٤; سزگين, ١/٢/١٧٥. ٨٢. الفهرست, ص١٤٦; معجم الادباء, ج١٨, ص٣٠; هدية العارفين, ج٦, ص٣٨; سزگين, ج١/٢, ص٢٧٨. ٨٣. الفهرست, ص١٤٢; هدية العارفين, ج٥, ص٦٧٨. ٨٤. صولى در اخبار الشعراء المحدثين, ص٢٠٦ از كتاب الوزراء ياد كرده است و نيز الفهرست, ص١٦٨; الوفيات, ج١, ص٤٥ و ج٤, ص٣٥٦; كشف الظنون, ص٤٨. ٨٥. جواهر الالفاظ, ص١. ٨٦. معجم الادباء, ج٤, ص٢٢٨; الوفيات, ج١, ص٩٩; صبح الاعشى, ج٢, ص٣٢٥ و ج٦, ص٣٣٤. ٨٧. صناعة الكتاب, ص٩ـ١١. ٨٨. الفهرست, ص١٥٢; الاعلام, ج١, ص١٦٧. ٨٩. هدية العارفين, ج٧, ص٤٠. ٩٠. ابن نديم در فهرست, ص٦٨ اين كتاب را ادب الكتاب المتمم درج كرده. ٩١. كتاب الكتاب, ص٦ (طبع دوم شيخو) و ص١٥ (طبع سامرائى). ٩٢. همان, ص١٠٠ (طبع دوم شيخو) و ص١٦٠ (طبع سامرائى). ٩٣. معجم الادباء, ج٣, ص٣٨; هدية العارفين, ج٥, ص٦٣; غرر البلاغه, ص٦٩. ٩٤. معجم الادباء, ج٣, ص٣٨. ٩٥. غرر البلاغة, ص٦٩; الوفيات, ج٦, ص١٠١; بروكلمان, ج٦, ص٣٥. ٩٦. صبح الاعشى, ج١, ص١٥٤ و ١٦٢ـ١٦٣ و… صاحب فهرست در ص١٥٤ كتاب الرسائل را از او دانسته است. كشاجم همان ابوالفتح محمود بن حسين از رمله فلسطين, شاعرى توانا بوده و در خدمت سيف الدوله بوده است. لفظ (كشاجم) برگرفته از اول اسامى علومى است كه در آن, فرد تبحر داشته: كاف از كاتب, شين از شاعر, الف از اديب, جيم از جدل و ميم از منطق ر.ك: الفهرست, ص١٥٤; شذرات الذهب, ج٣, ص٣٧; بروكلمان, ج٢, ص٧٧. ٩٧. الفهرست, ص١٥٤. خشكنانجه على بن وصيف ـ كاتب و شاعر ـ از اهل بغداد بوده و بيشترين اقامت او در رقه بوده و سپس به موصل نقل مكان كرده است. ٩٨. الفهرست, ص١٥٤. ٩٩. همان, ص١٥٥. ١٠٠. معجم الادباء, ج٣, ص٢٤٥; هدية العارفين, ج٥, ص٦٦. ١٠١. الفهرست, ص١٤٥; هدية العارفين, ج٥, ص٧. ١٠٢. الفهرست, ص١٥٠; معجم الادباء, ج١٣, ص١٥; هدية العارفين, ج٥, ص٦٨٠. ١٠٣. الفهرست, ص١٤٦; معجم الادباء, ج٥, ص٨٠; هدية العارفين, ج٥, ص٦٤; بروكلمان, ج٤, ص٢٠٥. ١٠٤. الفهرست, ص١٥٥; معجم الادباء, ج٤, ص١٤٤; هدية العارفين, ج٥, ص٦٤. ١٠٥. الفهرست, ص١٤٩; يتيمة الدهر, ج٣, ص١٥٤ـ ١٨٨; بروكلمان, ج٢, ص١١٩; الاعلام, ج٦, ص٩٨. ١٠٦. هدية العارفين, ج٦, ص٤٧. ١٠٧. الفهرست, ص١٧١; يتيمة الدهر, ج٣, ص٤١٧. ١٠٨. الفهرست, ص١٤٥; هدية العارفين, ج٥, ص٦٨٢. ١٠٩. الفهرست, ص١٥٤. ابن نديم گفته كه حكمويه از نواحى (جبل) است و چيز ديگرى از او نمى دانيم, اما شك نيست كه تأليف حكمويه قبل از تأليف الفهرست ابن نديم بوده است. ١١٠. معجم الادباء, ج١٨, ص١٥٦; انباه الرواة, ج٣, ص١٠٤. ١١١. الفهرست, ص١٥٠; معجم الادباء, ج٦, ص٣٦٠; هدية العارفين, ج٥, ص٢٠٦; الوفيات, ج١, ص٢٣٠; يتيمة الدهر, ج٣, ص١٨٨ـ ٢٨٦. ١١٢. الفهرست, ص١٦٥; معجم الادباء, ج٧, ص١٣٤; هدية العارفين, ج٦, ص٥٧. ١١٣. الفهرست, ص١٤٣; هدية العارفين, ج٥, ص٢٨٦. ١١٤. متخير الالفاظ, ص٤٥. ١١٥. همان, ص١٤٧. ١١٦. معجم الادباء, ج١٧, ص١٢٧. ١١٧. همان, ج١, ص١٢٤ و١٢٥ و ج٣, ص٨٦ و ج٥, ص٢٨٢ و ج٦, ص٦٩ ـ٧١ (طبع مرگليوث) و ج٣, ص٣٧ و ٣٨ و ج١٤, ص٧٦ و ج١٦, ص٩٧ و ٩٨ (طبع رفاعى). ١١٨. معجم الادباء, ج٤, ص١٣٥; هدية العارفين, ج٥, ص٧٢; يتيمة الدهر, ج٤, ص٤٣٩. ١١٩. صبح الاعشى, ج١, ص٥٣; الفهرست, ص١٤٩; الاعلام, ج٤, ص١٢ و ٣٠٠. ١٢٠. يتيمة الدهر, ج٤, ص٣٩٧; هدية العارفين, ج٦, ص٦٨; الاعلام, ج٦, ص١٨٤; بروكلمان, ج٦, ص١. ١٢١. الفهرست, ص٦٨; وفيات, ج٢, ص٧٨; معجم الادباء, ج٨, ص١٥٠; بروكلمان, ج٢, ص١٨٧.