نشریه قرآن شناخت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٧ - متنكاوي موضوعي رايانهاي قرآن كريم، براي كشف ارتباطات معنايي ميان آيات، بر مبناي تفسير الميزان

متن‌كاوي موضوعي رايانه‌اي قرآن كريم، براي كشف ارتباطات معنايي ميان آيات، بر مبناي تفسير الميزان

سال ششم، شماره دوم، پياپي ١٢، پاييز و زمستان ١٣٩٢

محمدحسين صالحي شهرودي/ کارشناس ارشد مهندسي فناوري اطلاعات دانشگاه علوم و فنون مازندران [email protected]

بهروز مينايي/ استاديار دانشکده مهندسي کامپيوتر دانشگاه علم و صنعت ايران                         [email protected]

اميررضا اشرفي/ استاديار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره                                   [email protected]

دريافت: ٢/٣/١٣٩٣ ـ پذيرش: ٨/٨/١٣٩٣

چکيده

متن‌کاوي موضوعي قرآن کريم، رويکردي جديد در «پردازش ارتباطات معنايي» ميان آيات قرآن کريم است، که با استفاده از ابزارهاي داده‌کاوي رايانه‌اي به اين کاوش مي‌پردازد. با استفاده از مباني تفسيري علامه طباطبايي در نگاه موضوعي و نگاه غايت‌محور، يک پيکرة موضوعي از آيات قرآن تشکيل داديم که شامل بخشي تفسيري (براي ارزيابي نتايج) و بخشي تشخيصي (با کدگذاري موضوعي آيات براي ورود به الگوريتم‌هاي رايانه‌اي) است. موضوعات اين پيکره‌، مبتني بر بيان علامه در مقدمة الميزان، شامل هفت موضوع ذيل است که با نظمي توحيدي، نظام معنايي جامعي را تشکيل مي‌دهند: ذات و اسماء الهي، وسايط الهي، افعال الهي، انسان قبل از دنيا، انسان در دنيا، انسان بعد از دنيا، هدايت انسان بهسوي خدا (با ولايت توحيدي، اوصاف اخلاقي و احکام شرعي).     
براي اثبات معنادار بودن طرح متن‌کاوي موضوعي، آن را بر سورة «حجـر» (در مدل سوره)، و آيات تفسيري مرتبط با آية ٢١ حجر (در مدل آيات مرتبط) اجرا نموديم، و در ده آزمون داده‌کاوي برخي ارتباطات معنايي را کشف كرديم، که به دليل محدوديت گنجايش مقاله، تنها نتيجة معنادار سه آزمون مطرح شده ‌است.

كليدواژه‌ها: داده‌کاوي، متن‌کاوي، قرآن کريم، رده‌بندي موضوعي، ارتباطات معنايي، تفسير الميزان.

 


مقدمه

داده كاويraquo;[١] يا فرايند كشف دانش در پايگاه داده،[٢] زمينه اي نسبتاً نوظهور است. داده كاوي، پل ارتباطي ميان علوم آمار، مهندسي كامپيوتر، هوش مصنوعي، شناسايي آماري الگو، يادگيري ماشين و محاسبات رايانشي نرم است. داده كاوي، فرايند يا پروژه اي نسبتاً پيچيده براي شناسايي الگوها و مدل هاي صحيح، قابل استناد و مفيد در حجم وسيعي از داده است؛ به گونه اي كه اين الگوها و مدل ها براي انسان ها قابل درك باشند. داده هاي در اختيار ما اغلب حجيم اند و به تنهايي قابل استفاده نيستند؛ درواقع دانش نهفته در داده هاست كه قابل استفاده است؛ در اينجاست كه فرايند داده كاوي به ما امكان شناسايي الگوها، مدل ها و ارتباط ميان عناصر مختلف در پايگاه داده را مي دهد تا دانش نهفته در داده ها را كشف و نهايتاً اين دانش را به اطلاعات تبديل كنيم (بهروز مينايي، حسين عابديني، ١٣٩٠).

وقتي فرايند داده كاوي را بر روي داده هاي متني انجام مي دهيم، از اصطلاح متنrlm;كاويraquo; (Textmining) استفاده مي كنيم. گاه به جاي واژة متنrlm;كاوي از واژه هاي كاوش داده هاي متنيraquo;
(Text data Mining) و نيز نامِ معروف كشف دانش در متنraquo; يا [٣] KDTraquo;، بهره مي بريم. تكيه متنrlm;كاوي بر يافتن دانشِ جديد از متن است.

متنrlm;كاوي يا كشف دانش از متن براي نخستين بار در [Feldman_٩٥] بيان شد. مي توان گفت
كه متنrlm;كاوي از تكنيك هاي بازيابي اطلاعات، استخراج اطلاعات و نيز پردازش زبان طبيعي (Natural language processing (NLP)) استفاده مي كند و آنها را به الگوريتمshy;ها و متدهاي KDDraquo;، دادهrlm;كاوي، يادگيري ماشين و آماري مرتبط مي كنند.

در اين خصوص بهrlm;كارگيري متن كاوي در پردازش متون اسلامي، دريچه اي جديد در بازيابي معارف اسلامي بوده و امكان خلق ايده هاي بديع و راهكارهاي مفيد پژوهشي را در ذهن مخاطبان ايجاد خواهد كرد. همچنين تحولي اساسي را در نوع ارائة مفاهيم و نظام معارف اسلامي در پي دارد. در متون اسلامي، متن قرآن كريم خصوصيت هاي منحصربه فردي از نظر وحدت مفهومي براي غايت كلي، چگالي موضوعي، و دانه بندي در مقايسه با ساير متون دارد.

يكي از نكات مهم در اين زمينه، لزوم كشف هندسة معنايي آيات با اجراي الگوريتم هاي تشخيص الگو و متن كاوي در پيكرة موضوعي قرآن است، كه به تشكيلِ يك نظام منسجم معنايي مبتني بر معارف الهي، و ارتقاي فهم انسان از قرآن، كمك شاياني مي كند، تا درنهايت بتوان يك مدل معنايي منسجم از محتواي كتاب وحي به دست داد، به طوري كه اين مدل بتواند به عنوان شالودۀ نظام فكري قرآن براي پژوهش هاي مبناييِ نظام سازي مبتني بر قرآن و تحليل هاي نگرش سيستمي به علوم انساني، مورد استفاده قرار بگيرد.

همچنين، از طرف ديگر، نياز به يك رويكرد جديد در پروژه هاي رايانهshy;اي متن كاوي قرآن وجود دارد كه برخلاف بيشتر كارهاي انجام شده در اين زمينه، مبتني بر فلسفة زبان شناسي اسلامي و هستي شناسي صحيح از معنا بنا شود،[٤] و هدف از متن كاوي را دركِ مراد جدي مؤلف از متن قرار دهد. يعني فراتر از توجه به نوع استعمال الفاظ و خصيصه هاي لفظي در متن، بايست به معانيِ اصلي و جدي اي كه مؤلف از آن الفاظ اراده كرده است، توجه نمود، و در متن كاوي نيز بيش از پيش خصيصه هاي معنايي را كانون توجه قرار داد.[٥]

ضرورت پرداختن به ناحية معنا و نگاه وابسته ديدن متن به قصد مؤلف در شيوه هاي متن كاوي قرآن كريم امري مسلّم و مهم به نظر مي آيد كه كمبود آن سبب تقليل يافتن استفادة مناسب از هدف و فايدة متن مقدس قرآن گشته است.

محدود شدن پروژه هاي متن كاوي بر روي پيكرة لفظي قرآن، نوعي غفلت از افق و نگاه بلند اين كتاب آسماني است؛ بنابراين، لزوم پرداختن به پيكرة موضوعي و معنايي قرآن كريم، و كشف نظام معنايي آن، كاري ضرور به نظر مي رسد، كه افق علمي وسيع تري در مقابل ما مي گشايد.

فرضيات پژوهش

فرض اصلي ما اين است كه اگر بتوانيم متن قرآن را به صورت موضوعي نشان گذاري كنيم، آن گاه مي توانيم با فرايندهاي متن كاوي، يك هندسة معنايي منسجم را مدل كنيم، و از اين مدلِ معنايي آيات در تحقيقات علوم انساني بهره ببريم. درنتيجه به ميزان موفقيت به دست آمده در ترسيم اين نظام معنايي منسجم، مي توان به مقابله با شبهة مستشرقان در به هم ريختگي محتواي قرآن پرداخت.

فرض ديگر ما اين است كه اگر از شيوة تفكيك موضوعي قرآن طبق تفسير الميزان و رسائل علامه طباطبايي (در موضوعاتِ هفت گانه) استفاده كنيم، آن گاه نتيجة متن كاوي به يك مدل هماهنگ و منسجم نزديك تر خواهد بود كه اين مدل معنايي، براساس مباني تفسيري علامه در الميزان، در قالب مدل سوره و مدل آيات مرتبط با محوريت غُـرَر آيات قرآن[٦] است، تا زمينه اي براي استفادة بيشتر از روش تفسيري علامه را فراهم آورد.

روش پژوهش

روش هاي تحقيق را مي توان براساس سه محور زير تقسيم كرد:

١. روش تحقيق براساس نوع ديد و هدفي كه در تحقيق داريم (براساس نگرش ها): ازآنجاكه پژوهش حاضر ازجمله تحقيقات متن كاوي است كه به كشف حقايقِ بيشتر در نظام معنايي آيات قرآن مي پردازد، و روشي جديد در ورود به اين حوزه (مبتني بر تفسير الميزان) دارد، ميrlm;توان روش نگرشي آن را از نوع تحقيقات بنيادي محسوب كرد؛

٢. روش تحقيق براساس جهت گيري كلي در مسير تحقيق (براساس راهبردها): ازآنجاكه پژوهش حاضر به دنبال كشف يك مدل معنايي در آيات قرآن و تحليل آن است، مي توان روش راهبردي آن را از نوع تحقيقات تحليلي دانست؛

٣. تقسيم بندي روش تحقيق براساس نوع فعاليت اجرايي در انجام تحقيق (براساس راهكارها): ازآنجاكه پژوهش حاضر با تشكيل يك پيكرة موضوعي از طريق مشاهده و نمونه برداري از يك سورة قرآن كريم و آيه اي از آن، به متن كاوي مي پردازد، مي توان روش راهكاري آن را از نوع تحقيقات ميداني و آماري دانست؛ البته ازآنجاكه در تشكيل پيكرة موضوعي نيازمند تحقيق و مطالعة منابع و متون ديني ازجمله تفسير الميزان و رسائل علامه طباطبايي و ديگر كتاب هاي مرتبط خواهيم بود، بنابراين روش راهكاري از نوع تحقيقات كتابخانه اي نيز خواهد بود. پس، درمجموع با كلان نگري در راهكارها، روشِ ما تحقيق تركيبيِ سيستمي است.

پيشينة پژوهش

با توجه به مباني متن كاوي موضوعي برگرفته از تفسير الميزان كه توضيح آن در بخش هاي آينده مي آيد، اين مباني در تشكيل محتوا و قالب پيكرة موضوعي براي كشف روابط معنايي ميان آيات از آن پيكره مورد استفاده قرار گرفته، كه تمامشان دركنارهم در زمينة تحقيقات مربوط در دانش داده كاوي، يك طرح ابداعي و ابتكاري اند، و پيشينه اي در اين زمينه ندارند. فقط در اصل الگو قرار دادن يك كتاب تفسيري، تنها يك پروژة متن كاوي منتشرشده در سال ٢٠١٢م، به عنوان پيشينة اين تحقيق محسوب مي شود، كه تفسير القرآن العظيم اثر ابن كثير دمشقي (متوفاي قرن ٨ ق) را مبنا قرار داده، و در مقاله اي با عنوان QurSim: يك پيكره متني براي ارزيابي ارتباط در متون كوتاه، توسط آقاي عبدالباقي شرف، دانشجوي دكتراي دانشگاه leeds انگلستان[٧] به راهنمايي استاد يهودي او آقاي اريك اتول انجام گرفته است.[٨]

ابن كثير شافعي مذهب با گرايش سلفي، در مقدمة تفسير خود مي نويسد: اگر كسي بپرسد كه بهترين طريقة تفسير كدام است؟ جواب آن است كه، صحيح ترين روش آن است كه، قرآن با خودِ قرآن تفسير شودraquo; (ابن كثير، ١٤١٩ق، ص٨ - ١٥).

پيرو اين روشِ تفسيري قرآن به قرآن، تحقيق QurSim آيات مرتبط ارائه شده در تفسير ابن كثير را مبناي ارزيابي محاسبات خود قرار داده است.[٩] اين تحقيق با استفاده از محاسبات آماري ميان تعداد ريشه هاي مشترك در آيات، يك وزن فاصلة بُرداري ميان دو آيه مشخص كرده و آياتي كه شباهت بُرداري بالاي ٥٠ درصد داشته اند به عنوان مرتبط معرفي مي كند، و درنهايت با اضافه كردن ريشه هاي لفظي واژگان مرجع ضمير در هر آيه به بردار واژگاني آن آيه، به نتيجة ١١.٣ درصد مطابقت با تفسير رسيده است.

ازاين رو، تشابه كار ما با ايشان در نوع نگاه به مدل آيات مرتبط است، كه هر دو منطبق با يك منبع تفسيري روش قرآن به قرآن را مبنا قرار داده ايم، اما تفاوت در آن است كه تحقيقِ QurSimraquo; با توجه به سياقِ لفظي، تشابه ميان آيات را جست وجو مي كند؛ درحالي كه سعي ما در تحقيق حاضر بر يافتن تشابه در سياقِ معنايي و موضوعي ميان آيات بوده است؛ همچنين در تحقيق حاضر با عنايت به مباني تفسيري علامه، يك وجه ارتباطي جديد در قالب مدل سوره ارائه شده است، كه فراتر از آيات مرتبط با هر آيه، به ارتباط هاي مضاعف آيات در ساختار يك پارچة سوره اشاره دارد.[١٠]

از سوي ديگر تفسير الميزان كه مبناي پژوهش حاضر است، در بيان وجه ارتباط ميان آيات، بسيار دقيق تر و عميق تر از تفسير ابن كثير عمل كرده و تعداد آيات مرتبط ذكر شده ذيل هر آيه در تفسير الميزان بسيار وسيع تر و گسترده تر از تفسير مذكور است؛ براي نمونه تفسير الميزان در آية nbsp;٢١ سورة حجر كه علامه آن را از قله هاي توحيدي آيات قرآن دانسته و كانون نظر تحقيق حاضر است، درمجموع كل تفسيرش ٧٤ آية مرتبط با آن را بيان مي كند، درحالي كه ابن كثير حتي به يك آيه هم اشاره نكرده است.

تكنيك هاي اجرايي

نخستين گام، تهية پيكره موضوعي قرآن است، گام دوم كشف مدل معنايي قرآن از روي بخش تشخيصي پيكرة موضوعي[١١] با استفاده از الگوريتم هاي متن كاوي و تشخيص الگوست، و درنهايت گام سوم كه تفسير و تحليل مدل به دست آمده با استفاده از بخش nbsp;تفسيري پيكرة موضوعي[١٢] خواهد بود.

براي ترسيم پيكرة موضوعي و تفسير مدل معنايي به دست آمده، در بخش تفسيري پيكره موضوعي، از دو روش تفسير الميزان استفاده كرده ايم:

١. نگاه غايت محورِ علامه،[١٣] به ساختار سورهshy;ها: مطابق مبناي وحدتِ تأليف در سوره و مبناي منحصربه فرد بودن غايت هر سوره در الميزان، (طباطبايي، ١٤١٧ق، ج١، ص١٦) براي ما ايدة مدل معنايي سوره را در پيكرة موضوعي ايجاد مي كند، بدين ترتيب كه هر سوره يك ساختار هندسي منظم از چينش تراكم موضوعات هفت گانه به منظور غايت خاص خودش دارد، كه اين چينش منحصربه فرد در لايه هاي مختلف معنايي از فصلِ سوره، دستة آيات، تا برسد به آخرين واحد مستقل معنايي در يك آيه، كشيده شده است.[١٤]

وحدت هر سوره nbsp;با غايت خاص خودش، در ذيل وحدت غايت در سياق هايش يا به تعبير ما فصل nbsp;سوره، نمايان مي شود. توضيح آنكه، در هر سوره براي تحقق غايت خاص كل سوره، هرچند دسته از آيات كه غرضي واحد همسو با غايت كل دارند، تشكيل يك سياق معنايي مي دهند، همچنين هريك از دسته آيات هم يك سياق معنايي كوچك تر را تشكيل مي دهند كه با غايتي مشخص در جهت غايت سياق كلي قرار دارد و به همين شكل به كوچك ترين واحد مستقل غايت محور مي رسيم، كه يك آيهraquo; nbsp;است؛ ازاين رو، هر آيه يك غرض خاص در جهت غايت سياق دسته آيات خود و آن هم در جهت غايت سياق كلي خواهد داشت.

علامه طباطبايي دربارة اين غايت و غرض خاص هر سياق و دسته و آيه اشارات متعددي دارند (طباطبايي، ١٤١٧ق، ج١٦، ص٢٠٩ ابتداي سورة لقمان؛ ج٢، ص١٢ آيات ١٨٣-١٨٥ بقره، ص٦٠ آيات ١٩٠-١٩٥ بقره؛ ج ٩، ص٣٤٥ آيات ٣٦٤-٣٧٤ توبه)؛ مثلاً مي فرمايند: تنها روش براى تحصيل غرض سوره، همان تدبر و دقت در سياق آيات و استمداد از نتايج به دست آمده از قراين و امارات داخلى و خارجى سوره مي باشد، و اين همان روشي است كه ما در اين تفسير از آن استفاده كردهrlm;ايمrlm; (طباطبايي، ١٤١٧ق، ج١٣، ص٢٣٥).

همچنين ايشان معتقدند هر آيه، به عنوان يك واحد مستقلِ غايت محور، با دو نگاه مختلف، افادة معنايي خاص يا معنايي عـام پيدا مي كند؛ اگر آيه از نگاه اتصالِ سوره اي در سياق آياتي كه در آن قرار دارد ديده شود، يك معناي خاص مطابق غرضِ همان سياق و سوره دارد، و اگر از نگاه انفصالِ آيه اي ديده شود يك معناي عــام مطابق غرضِ الفاظ و عبارات خودش خواهد داشت؛ براي نمونه مي فرمايند: همانا اعتبارِ ]معناي[ آيه از نظر اتصال آن در يك سياق خاصى از سياق هاي سوره، يك مطلب است (نگاه به اتصال سوره اي)، و اعتبار آن از نظر استقلال خودش ]و معناي الفاظش[ مطلبى ديگر (نگاه به انفصال آيه اي)، و آنچه اعتبار اولى اقتضا مىrlm;كند و از نظر غرض سوره هم اهميت دارد، همان معنايي است كه ما گفتيم، اما به اعتبار دوم، اقتضاي معنايش عموميت است، و هيچ حرفى هم در آن معنا نيست (طباطبايي، ١٤١٧ق، ج١٦، ص١٠١ آية ١٠٤ عنكبوت).

درنتيجه، در بخش تفسيري پيكرة موضوعي، با استفاده از غايت و فايدة كلام خداوند، دست كم در چهار سطح دسته بندي خواهيم داشت: غايت آيه، غايت دسته آيات، غايت فصل سوره و غايت كل سوره؛[١٥] كه از اين نگاه ساختاري به هر سوره، مي توان در جهت تفسير مدل موضوعيِ كشف شده در قالب مدل سوره، كمك گرفت.[١٦]

٢. نگاه توحيدي ـ تشكيكي علامه، به آيه ها: علامه طباطبايي ازيك سو، به نحوي با ارجاع معاني همة آيات قرآن به آيات توحيدي يا همان غرر آيات، مبدأ و مقصد شناخت تمام معارف قرآن را توحيد خداوند سبحان ميshy;داند، كه اين به نحوي همان منتهي شدن همة امور به توحيد است كه فرمود إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأمْرُ كُلُّهrlm;raquo; (هود: ١٢٣)؛ ازاين رو، درمجموع، غرض كل آيات و سُوَرِ الهي به نحوي هدايت به توحيد است. بنابراين، علامه مي فرمايند: تمام آيات قرآني، بر يك حقيقت واحد تكيه دارند كه آن حقيقت اصل است و آيات قرآن فرعِ آن اصل هستند، كه آن اساس دين است، و آن همان توحيد خداوند متعال مي باشد (طباطبايي، ١٤١٧ق، ج١٠، ص١٣٥ ابتداي تفسير سورة هود).

ازسوي ديگر، ايشان در تفسير قرآن، آيات را داراي درجات و مراتب تشكيكي مي دانند، كه برخي آيات متشابهات هستند و در درجات معناييِ نازله و با معاني و مصاديق بشري مشابه اند، و برخي آيات در درجات معناييِ عاليه قرار دارند كه ظهور شديدتري در توحيد دارند، و متشابهات با آنها معناي صحيح توحيدي پيدا مي كنند، و به آنها آيات محكمات مي گويند؛ از ميان همين آيات محكم نيز برخي آيات، نفوذ شديدتر و پهنة وسيع تري از آيات ديگر را معناي دقيق توحيدي مي بخشند كه آنها قله ها و غررِ آيات قرآن شمرده مي شوند.[١٧]

در ضمن اين دو نگاه توحيدي ـ تشكيكي كه برخي آيات را كليد معنايي براي آيات ديگر مي داند، علامه به يك ارتباط عبارتي و اشتراك معنايي در ميان بخش هاي دروني آيات نيز اشاره مي كنند، كه مجموعاً اين قواعد قرآن به قرآن مبناي تشكيل مدل آيات مرتبط قرار مي گيرند.

علامه طباطبايي ارتباط عبارتي بخش هاي دروني آيات را تحت يك اصل تفسيري (مأخوذه از روش اهل بيت عليه السلام) بيان مي كنند، كه از آن اصل، دو قاعدة تفسيري را به دست مي آورند (طباطبايي، ١٤١٧ق، ج ١، ص٢٦٠ در ترجمه: ج ١، ص٣٩٢؛ ج١٠، ص١٠٠ در ترجمه: ج١١٠، ص١٤٥).

قاعدة اول، ظهور تشكيكي عبارات در تشكيل هر آيه است، كه از آغاز عبارات معنادار درون آيه مرحله به مرحله تكميل شده، و از معاني عام (حقيقت و حكمي ثابت) شروع مي شود و با آمدن اختصاصات بعدي اش (قيود محدودكننده)، به تخصيص معاني در موارد خاص مي رسند (طباطبايي، همان، ص٢٦٠ در ترجمه: ج ١، ص٣٩٢).

قاعدة دوم اينكه، وقتي درون دو قصه، دو سياق معنايي يا دو آيه، يك عبارت به صورت شبيه يا عينِ هم تكرار شود، اين نشان مي دهد كه آن دو قصه، دو سياق يا دو آيه، به سبب آن قسمت مشترك نسبت به هم ديگر يك مرجع و مبدئيت واحد دارند، كه هريك به وجهي نازله اي از آن حقيقت واحد مي باشند (همان).

علامه طباطبايي مي فرمايند كه اين دو قاعده از اسرار قرآن است و در ذيل آنها نيز اسراري نهفته است (همان).

بر اين مبنا، چون هر آيه نازلة يك حقيقت است؛ بنابراين، هر قسمت معنادارِ آيه، ناظر به حقيقتي است. پس، اگر دو آيه با هم قسمتي مشترك داشتند، يا در يك آيه جزء جزئش قابلِ معنا بود، آن قسمت مشترك و جزء معنادار ناظر به حقيقتي واحد است؛ يعني ترتيب آمدن كلمات صرفاً براي ساخته شدنِ يك جمله نيست، بلكه يك تنزل است كه از وحدت حقيقتي محفوظ دارد، تجلي مي كند، و هر عبارت معنادار مرتبه اي از آن حقيقت است كه اگر مُعارضِ عقلي يا نقلي نداشته باشد، قابل احتجاج است. بنابراين، مطالب مشترك در لفظ يا در معنا مابين دو سياق يا دو آيه، دو مرتبه اند از يك واقعيت، كه يك حقيقت محفوظ است، و از آن نازل شدهshy;اند. پس، هريك از آن مراتبِ متصل به يك حقيقت مي توانند به وجهي پرده از معناي ديگري بردارد، و اين قاعده به عنوان يكي از مباني تفسير قرآن به قرآن قرار مي گيرد.[١٨]

درنتيجه، در ترسيم قالب پيكره موضوعي، با استفاده از ارتباط عبارتي آيات، و كليد معنايي در غرر آيات، يا همان تفسير قرآن به قرآن در الميزان، از اين ارتباطات در تشكيل قالب مدل آيات مرتبط كمك گرفته ايم، و همچنين وجه ارتباط آيات با بخش هاي معنادار آية مبدأ نيز، براي ارزيابي نتايج متن كاوي و تفسير ارتباط هاي به دست آمده كمك ما خواهند بود.

نحوة تشكيل بخش تشخيصي پيكرة موضوعي براساس نگاه موضوعي علامه طباطبايي

بخش تشخيصي شامل كد موضوعي مدل سورة حجر و كد موضوعي مدل آيات مرتبط با آية ٢١ حجر مي شود، كه با استنباط نگارنده مبتني بر نگاه موضوعي علامه طباطبايي به دست مي آيند.

طبق اين هندسة فكري منظم، علامه طباطبايي در مقدمة تفسير الميزان مي نويسند: ما در اين تفسير به منظور اينكه به طريقة اهل بيت عليه السلام تفسير كرده باشيم، تنها در جهات زير بحث مىrlm;كنيمraquo;rlm; (طباطبايي، ١٤١٧ق، ج ١، ص١٣ مقدمة مؤلف، تقسيم بندي كل محتواي قرآن در هفت موضوع اصلي)، سپس به هفت موضوعِ اصلي در كل محتواي قرآني و مواردي به عنوان مثال از آنها اشاره مي فرمايند.

ما در مقاله اي با عنوان هندسة جامع معنايي آيات قرآن، بر مبناي تفسير الميزان و رسائل علامه طباطباييraquo; اين نگاه موضوعي را به تفصيل تبيين كرده ايم و در اينجا به عنوان پيش فرض فقط به نام بردنِ موضوعات اكتفا مي كنيم كه در ادامه هريك را با اشاره به الگوي نمادينِ شان در متن كاوي موضوعي آورده ايم:

١. A: موضوع اول، توحيد، اسماء و صفات الهي؛

٢. B: موضوع دوم، وسايط الهي؛ واسطه هاي بين خداوند متعال و مخلوقاتش؛

٣. C: موضوع سوم، افعال الهي؛

٤. D: موضوع چهارم، انسان قبل از دنيا؛

٥. E: موضوع پنجم، انسان در دنيا؛

٦. F: موضوع ششم، انسان بعد از دنيا؛

٧. G: موضوع هفتم، نحوة سلوك انسان به سوي خداوند متعال؛ مقام ولايت توحيدي، منش و صفات اخلاقي، عمل به احكام شرعي.

ساختار بخش تشخيصي پيكرة موضوعي

كد موضوعي در دو قسمت جدولِ موضوعات هفت گانه و رشتة موضوعي آيه (Sequence)، مشخص مي شود، كه به دو صورت زير در مي آيد:

ـ در جدولِ هفت خانه تنها بودن يا نبودنِ معاني مرتبط با موضوعات در آن آيه، با نشان عدد ١raquo; و عدد ٠raquo; ذيلِ هر موضوع مشخص مي شوند، كه نهايتاً هر آيه به صورت يك رشتة عددي باينري هفت بيتي كدگذاري خواهد شد؛ براي نمونه، آية إِيّاكَ نَعْبُدُ وَإِيّاكَ نَسْتَعينrlm;raquo; به كد ١٠٠٠١٠١raquo; نشان گذاري مي شود، كه در شكل١raquo; به آن اشاره شده است.

ـ در ستون رشته موضوعي آيه هركدام از موضوعات هفت گانه با الگوي نمادينِ مرتبط با خود، يعني يكي از الگوهاي A,B,C,D,E,F,Graquo;، نشانshy;گذاري مي شوند و با توجه به ترتيبِ اولويت ذكر شدنِ آن موضوع در آيه، و با در نظر گرفتن ميزان تكرار يك موضوع با معاني متعدد در آيه، درنهايت، يك رشته حرفي نمادينِ مرتب از چيدمانِ موضوعات مطابق ساختار معنايي آيه تشكيل خواهد شد؛ مثلاً عبارت إِيّاكَ نَعْبُدraquo; به رشتة AEGraquo; نشان گذاري مي شود.

گفتني است براساس قواعد تفسيري و موضوعي علامه، رويكرد تعيين يك موضوع، مبتني بر عبارت هاي معنادارِ آيه و نيز با توجه به تغيير موضوع در مرجع ضماير آيه است، بدين معنا كه مرجع ضماير به كدام يك از موضوعات تعلق دارد، و در برخي موارد نيز آن موضوعات ظاهر از آيه كه در بيان تفسير الميزان اشاره شده اند، نيز به كد موضوعي اضافه شده nbsp;است.[١٩]

ضمناً گاهي دو يا چند موضوع به صورت مشترك در يك عبارت آيه ظاهرند، كه براي انجام تخصيصِ موضوع طبق رعايت ترتيب رشته موضوعي، چون در اين موارد ترتيب ظاهري و لفظي در ميان نيست، ازاين رو، از ترتيبِ معنايي و موضوعي استفاده مي كنيم؛ بدين صورت كه از ترتيب اولويت خود موضوعاتِ هفت گانه (از موضوع اول تا هفتم)، بهره مي بريم؛ يعني بدين صورت اولويت از چپ به راست: Agt;Bgt;Cgt;Dgt;Egt;Fgt;G؛[٢٠] اين چيدمانِ موضوعي در ميان اين هفت موضوع مبتني بر نظام منسجم معرفتي و توحيدي است كه به نظام يك پارچة إِنّا لِلّهِ، وَإِنّا إِلَيْهِ راجِعُونraquo; اشاره nbsp;دارد.

نمونه اي از پيكرة موضوعي تهيه شده، همراه با توضيح بخش هاي مختلف، در شكل١raquo; آمده است:

شكل (١): نمونه اي از پيكرة موضوعي، تهيه شده از سورة مباركة حمد

نمونه هاي انتخاب شده براي طرح مدل سوره و مدل آيات مرتبط

در نوشتار حاضر، بخش تشخيصي، براي نمونه، از سورة حجر (در مدل سوره)، و ٧٤ آية مرتبط با آية ٢١ سورة حجر (در مدل آيات مرتبط) تشكيل شده است.[٢١]

آيات مرتبط با آية ٢١ حجر طبق آدرس هاي ارائه شده در جدول١raquo; احصاء شده اند، همچنين بيانِ وجه ارتباط آنها (طبق مستندات ارجاعي به جدول ١) در شكل ٢raquo; ارائه شده است.

همچنين، ساختار غايت محور احصاء شده از تفسير سورة حجر در الميزان در شكل ٣raquo; نشان داده شده كه براي تشكيل بخش تفسيري پيكرة موضوعي و معيار براي ارزيابي مدل هاي كشف شده در متن كاوي استفاده مي شود.

جدول (١): آدرس هاي تفسير الميزان، دربارة وجه ارتباط ٧٤ آيه مرتبط با آية ٢١ سورة حجر

رديف

آدرسِ الميزان در وجهِ ارتباط

رديف

آدرسِ الميزان در وجهِ ارتباط

[ ١ ]

الميزان، جrlm;١؛ ص٧٧ و ٧٨

[ ٢٠ ]

الميزان، جrlm;١٢؛ ص١٤٣

[ ٢ ]

الميزان، جrlm;١؛ ص١١٧و ١١٨

[ ٢١ ]

الميزان، جrlm;١٢؛ ص١٤٤

[ ٣ ]

الميزان، جrlm;١؛ ص٢٩١

[ ٢٢ ]

الميزان، جrlm;١٢؛ ص١٤٥

[ ٤ ]

الميزان، جrlm;١؛ ص٤٠٢

[ ٢٣ ]

الميزان، جrlm;١٢؛ ص١٥٩

[ ٥ ]

الميزان، جrlm;٢؛ ص٣٣٩

[ ٢٤ ]

الميزان، جrlm;١٥؛ ص٢٣

[ ٦ ]

الميزان، جrlm;٣؛ ص١٣٩

[ ٢٥ ]

الميزان، جrlm;١٥؛ ص٣١٦

[ ٧ ]

الميزان، جrlm;٥؛ ص١٣

[ ٢٦ ]

الميزان، جrlm;١٦؛ ص٩٣

[ ٨ ]

الميزان، جrlm;٦؛ ص٢٠١

[ ٢٧ ]

الميزان، جrlm;١٦؛ ص٢٤٧

[ ٩ ]

الميزان، جrlm;٧؛ ص٩٥

[ ٢٨ ]

الميزان، جrlm;١٧؛ ص٢٣٨

[ ١٠ ]

الميزان، جrlm;٧؛ ص١٠٠ الي ١٠٢

[ ٢٩ ]

الميزان، جrlm;١٧؛ ص٢٨٩

[ ١١ ]

الميزان، جrlm;٧؛ ص١٢٤ و ١٢٥

[ ٣٠ ]

الميزان، جrlm;١٧؛ ص٣١٧

[ ١٢ ]

الميزان، جrlm;٧؛ ص١٢٨

[ ٣١ ]

الميزان، جrlm;١٨؛ ص٥٦ و٥٧ + جrlm;١١؛ ص٣٣٨

[ ١٣ ]

الميزان، جrlm;٨؛ ص٦٨ و ٦٩

[ ٣٢ ]

الميزان، جrlm;١٨؛ ص١٣٢

[ ١٤ ]

الميزان، جrlm;١٠؛ ص٨٣

[ ٣٣ ]

الميزان، جrlm;١٨؛ ص٢٥٨

[ ١٥ ]

الميزان، جrlm;١٠، ص٨٨ + جrlm;٧، ص١٢٦

[ ٣٤ ]

الميزان، جrlm;١٨؛ ص٣٧٤ و ٣٧٥

[ ١٦ ]

الميزان، جrlm;١١؛ ص٣٠٦

[ ٣٥ ]

الميزان، جrlm;١٩؛ ص٨٥

[ ١٧ ]

الميزان، جrlm;١١؛ ص٣٣٨

[ ٣٦ ]

الميزان، جrlm;١٩؛ ص٩٠ و ٩١

[ ١٨ ]

الميزان، جrlm;١٢؛ ص١٤١

[ ٣٧ ]

الميزان، جrlm;١٩؛ ص١٧٢

[ ١٩ ]

الميزان، جrlm;١٢؛ ص١٤٢ و ١٤٣

[ ٣٨ ]

الميزان، جrlm;٢٠؛ ص٢٦٥

nbsp;