رحيم نارويي نصرتي* / محمود منصور**
چكيده
اين پژوهش در پي ارائة درمان خوديابي اسلامي در زمينة وسواس در آلودگي، طهارت و نجاست ميباشد. براي بررسي، ١٥ نفر( شامل ٩مرد و ٦ زن) به صورت نمونة در دسترس، برگزيده شدند. آزمون وسواس مادزلي، افسردگي بك و اضطراب كتل به عنوان پيشآزمون به اجرا درآمد. در پايان درمان خوديابي اسلامي، پسآزمون اجرا شد. پيگيري نيز بين ششماه تا يك سال بعد از درمان به انجام رسيد و نتايج با نمرات پيشآزمون و پسآزمون مقايسه گرديد.
با استفاده از آزمون t، گروههاي وابسته در هر سه متغير، به ويژه ميزان وسواس، نتايج با سطح اطمينان ٩٩٪ معنادار ميباشد. در مرحلة پيشآزمون و پيگيري نيز تفاوتها با همين سطح اطمينان، معنادار است. در نتيجه، درمان خوديابي اسلامي در درمان وسواس، افسردگي و اضطراب اثر معنادار دارد، و برخي از آزمودنيها را ميتوان براي به كارگيري آن درمان نهايي نمود.
كليد واژهها: اثربخشي، خوديابي اسلامي، درمان، وسواس، طهارت، آلودگي.
وسواس براي بسياري از افراد، به ويژه روانشناسان، مشاوران و روانپزشكان، اختلالي نام آشناست. بيشتر ما افرادي را ديدهايم كه وقتي به دستگيرههاي در و پنجره دست ميزنند، شستوشوهاي مكرر و طولاني دارند و وقتي وضو ميگيرند و يا نماز ميخوانند، با تشريفاتي خاص اين كارها را انجام ميدهند. اين افراد به بيماري وسواس مبتلا هستند. بر اثر اين بيماري، افكار مزاحم و غيرقابل كنترل، به صورت ناخواسته به فرد هجوم ميآورند و موجي از اضطراب را به همراه دارند. فرد مبتلا، براي رهايي از اين افكار و اضطراب پديدآمده، به اعمالي خنثيساز، مانند شستوشوي مكرر، مراقبت افراطي از اعمال و رفتار خود و پرهيز از برخي اعمال روزمره روي ميآورد.[١]
فرد وسواسي با تشديد اختلال، توان مقاومت خود را از دست ميدهد. او مدت زيادي از وقت خود را صرف اشتغالهاي ذهني و رفتارهاي وسواسي ميكند. به تدريج روابط فردي، خانوادگي و اجتماعي او به شدت مختل ميشود و آرام آرام به اختلالات ديگري، مانند افسردگي و اضطراب، كماشتهايي و ترس مبتلا ميگردد.[٢]-[٣] براي كمك به اين مبتلايان درمان خوديابي اسلامي كه بر بر آموزههاي اسلامي مبتني ميباشد، به پژوهشگران تقديم ميشود.
وسواس و انواع آنوسواس طبق تقسيمبندي سنتي دو نوع عمده دارد؛ ١. وسواسهاي فكري،[٤]
٢. وسواسهاي اجباري[٥] (عملي).
وسواسهاي فكري عبارت از انديشهها، افكار، تكانهها و تصويرهاي پايداري هستند كه به صورت مزاحم و نامتناسب سراغ فرد ميآيند و اضطراب و تنيدگي زيادي را به وجود ميآورند. از ويژگي مزاحمت و عدم تناسب اين امور، با عنوان «خودناپسند»[٦] ياد ميشود.[٧] اين به آن معناست كه فرد احساس ميكند محتواي آنچه به ذهنش ميآيد، اموري بيگانه هستند و از اختيار او خارجاند و در رديف افكار و انديشههايي كه از خود انتظار دارد، نيستند. در جامعة ايران، اشتغال به نجسشدن، افكار جنسي (احساس اينكه ديگران به فرد، نظر جنسي دارند) و در معرض سحروجادو قرارگرفتن بسيار شايع است.[٨]
وسواسهاي عملي (اجباري) رفتارهاي تكراري مانند شستن مكرر دستها، ايجاد نظم و انضباط به نحو خاص، وارسي كردن و يا اعمال ذهني نظير وردخواني، شمردن و تكرار آرام كلمات هستند كه به منظور جلوگيري يا كاهش اضطراب يا تنيدگي انجام ميشوند.[٩]
شيوههاي درمان سنتي و رايجبراي اين اختلال از زمان معطوف شدن توجهات به آن تا به امروز، درمانهاي گوناگوني با پشتوانههاي نظري و شيوههاي كاربردي متفاوت در نظر گرفته شده است. مانند:
جنگيري؛[١٠]-[١١]
دخل و تصرف در سازوكارهاي مغز، كه بقراط[١٢] آن را پيشنهاد كرد،[١٣]
نظريه ژانه[١٤] در سال ١٩٠٣ در كتاب دو جلدياش با عنوان وسواسها و ضعف رواني؛
درمانهاي مبتني بر مكتب روان تحليلگري؛
درمانهاي رفتاري مبتني بر ديدگاه رفتارگرايي «مواجهه و جلوگيري از پاسخ»؛[١٥]
درمانهايشناختي.
دارو درمانيشيوههاي تلفيقي كه مهمترين و رايجترين آنها شيوة شناختيـ رفتاري ميباشد. بعضي، دارو درماني را نيز به اين شيوه ضميمه ميكنند.[١٦]
وسواس در منابع دينيكلمة «وسواس» در منابع ديني به معناي بيماري خاص ـ چنان كه امروز رواج دارد ـ به كار نرفته است، بلكه به معناي نيروي بيروني به كار رفته، كه همان شيطان است.[١٧] در قرآن، به خصوص در سورة «ناس»، وسواس به معناي نيروهاي بيروني به كار رفته كه آدمي را تحريك ميكنند. راغب در مفردات ميگويد: «وسواس» در اصل صداي آهستهاي است كه از به هم خوردن زينتآلات برميخيزد. سپس به هر صداي آهستهاي گفته شده و بعد از آن، به خطورات و افكار بد و نامطلوبي كه در دل و جان انسان پيدا ميشود و شبيه صداي آهستهاي است كه در گوش فرو ميخوانند، اطلاق گرديده است،[١٨] ولي در منابع روايي، به هر دو نوع سنتي وسواس، يعني وسواس فكري و عملي پرداخته شده است، هر چند خود واژه به معناي بيماري خاص استعمال نشده است. گاهي افرادي از پيامبرˆ و امام† سؤالي پرسيدهاند كه دقيقاً حال كسي را وصف كردهاند كه به معناي امروزي، دچار وسواس بوده است؛ براي مثال، امام صادق† نقل ميكند: فردي نزد پيامبر آمد و اظهار داشت: يا رسولالله، هلاك شدم. حضرت به او فرمود: شيطان خبيث سراغ تو آمد و در گوشت خواند كه تو را چه كسي خلق كرده؟ شما در جواب گفتي خدا. او گفت: خدا را چه كسي خلق كرده است. مرد گفت: بله، همين اتفاق افتاده است. پيامبر فرمود: اين عين ايمان است.[١٩] در روايتي ديگر آمده است: عبداللهبنسنان نزد امام صادق†، داستان مردي را ذكر كرد كه در وضو و نمازش دچار مشكل بود. ابنسنان اظهار داشت او فرد عاقلي است. حضرت فرمودند، آخر اين چه عقلي است كه او دارد؟! او با اين اعمالش شيطان را اطاعت ميكند. ابنسنان ميگويد: من عرض كردم او چگونه با اين كارهايش، شيطان را اطاعت ميكند؟ ايشان فرمود: از خودش بپرس كه اين چيزها از كجا سراغش ميآيند؟ او در جواب خواهد گفت: شيطان.[٢٠] در روايت ديگري آمده است: وقتي دربارة شككردنهاي زياد فردي در تعداد ركعات نماز سؤال شد، به گونهاي كه نميداند چند ركعت خوانده و چند ركعت باقي مانده، حضرت فرمودند: در اين صورت بايد نماز خود را دوباره بخواند. راوي ميگويد: ما گفتيم هر بار كه اعاده ميكند، دوباره شك ميكند، در اين صورت چه كند؟ حضرت فرمود: به اين شك اعتنا نكند و به همان اندك گماني كه دارد عمل كرده و نماز خود را نشكند؛ زيرا اگر اين كار را چندين بار انجام دهد، ديگر شك سراغش نميآيد.[٢١]
نظريه و زنجيرة درمان خوديابي اسلامي در درمان وسواس: پژوهشگر بعد از ارائة طرح خوديابي اسلامي در شكلگيري شخصيت، بهداشت روان و درمان اختلالات رواني، در اين مقاله براي افزايش ميزان بهبود مبتلايان به وسواس، طرح و بستة درماني خوديابي اسلامي را در درمان وسواس، به ويژه درمان وسواس طهارت و نجاست، به جامعة علمي و مبتلايان به اختلال وسواس تقديم ميكند. اين طرح و بستة درماني آن، در تمام ابعاد از جمله فرآيند تغييرات روان به طور عام، نقطة شروع وسواس، شدتيابي (سببشناسي)، ادامهيابي و ناهنجاريهاي پديدآمده (آسيبشناسي) و مكانيزم تغييرات روان و درمان، بر رويكرد روانشناختي دين اسلام دربارة انسان مبتني است.
فرضيههاي طرح درمان خوديابي اسلامياين پژوهش دو فرضية دارد:
١. فرد وسواسي با ايمانآوري به واحدهاي ايماني سلامتآور در موضوع آلودگي، طهارت، نجاست و عملكردن به آنها، ميتواند حالت و الگوهاي رفتار افراد عادي را در خود به وجود آورد.
٢. فرد وسواسي با كفرورزي به واحدهاي ايماني وسواسآور در موضوع آلودگي، طهارت، نجاست، اجتناب از عملكردن به آنها، وسواس ناخوددارياش در اين امور كاهش مييابد و در صورت استمرار از بين ميرود.
طرح خوديابي اسلامي در درمان وسواس عملي در وسواس آلودگي، طهارت و نجاست: ايمان بيار، عمل كن،انكاركن(كفر بورز) و اجتناب كن تا روزبهروز سالمتر شوي.
اين چهار جمله، تمام طرح درماني و شعار تمام عيار اين درمان را شكل ميدهند، كه از اصليترين آموزههاي ديني ـ به ويژه دين اسلام ـ هستند.
ايمان بياور؛ يعني ايمان بياور به آنچه در موضوع مشكلدار درست است.
عمل كن ؛ يعني به آنچه به درستي آن ايمان آوردي عمل كن؛ زيرا اين دو قابل تفكيك نيستند. به عبارت ديگر، يك واحد ايماني به همراه عمل به آن، يك مولكول و يا يك آجر[٢٢] از ساختمان وجود آدمي را ميسازد.
انكار كن(كفر بورز)؛ به آنچه نادرست بوده و تاكنون به عنوان واقعيت به آن ايمان داشتهاي و عمل ميكردهايد، كفر بورز.
اجتناب كن؛ وقتي نادرستي چيزي معلوم شد، به عنوان امرِ نادرست با جديت تمام از آن اجتناب كن. اين چهار پاية درهمتنيده را حين تبيين نظري طرح خوديابي اسلامي شرح داديم.
وسواس عملي و درمان آن براساس درمان خوديابي اسلاميبراساس طرح خوديابي اسلامي، براي كميت و كيفيت همة رفتارها و حالتهاي افراد، واحدهاي ايماني خاصي، در درون صاحبان آنها وجود دارد. اين واحدهاي ايماني مربوط به كميت و كيفيت رفتار، از آغاز تولد به تدريج در درون افراد جاي ميگيرد و فرد به آنها به عنوان واحدهاي ايماني صحيح عمل ميكند و پيوسته ذات خود را ميسازد.
ويژگيهاي عام واحدهاي ايماني افراد وسواسيتوهمآميز بودن؛ فرد وسواسي همواره چيزهايي را در موضوعاتي كه وسواس دارد به خارج نسبت ميدهد، در صورتي كه آن گونه كه او اظهار ميكند،نميباشد. او ميگويد: ميكروبهاي بيماريآور در گوشه و كنار پراكندهاند، بيمارستانْ آلوده و يا نجس است، دستم كثيف ميشود و ميكروب وارد بدنم ميگردد و مرا بيمار ميكند و دستگيرة در نجس شده است. او وقتي به اين واحدهاي ايمانيِ توهمآميز عمل ميكند، با هر بار عملكردن، سطح توهمش افزايش مييابد و احساسات ناشي از اين واحدهاي ايماني افزايش مييابد.
ترديدآميزبودن؛ واحدهاي ايماني فرد وسواسي در موضوعات مشكلدار، ـ همه ـ ترديدآميز هستند. واحدهاي ايماني مانند، شايد گوشي تلفن ميكروب داشته باشد، نكنه درب را باز گذاشته باشم و... . عمل به اين واحدهاي ايماني، شخص را روز به روز دچار ترديد بيشتر ميكند و سطح اضطراب او را هم بالاتر ميبرد. بر اساس طرح خوديابي اسلامي، اضطرابْ زاييدة همين واحدهاي ايماني ترديدآميز ميباشد، چنان كه فرد مضطرب هم بر اثر عملكردن به همين واحدهاي ترديدآميز، به وجود ميآيد.
احساس مسئوليت افراطي؛ برخي افراد وسواسي نسبت به خود و ديگران، احساس مسئوليتي را ابراز ميكنند كه به تدريج آنها را دچار مشكل ميكند. پژوهشگراني مانند ساكوكيس و راچمن تأكيد كردهاند: احساس مسئوليت افراطي، يكي از ويژگيهاي افراد وسواسي ميباشد[٢٣] اين افرادْ واحدهاي ايماني، مانند: من اگر به گوشي تلفن عمومي دست بزنم و به منزل خواهر بروم منزل آنها آلوده خواهد شد و در نتيجه، بيمار خواهند شد، من دستم نجس ميشود و مادرم را نجس خواهم كرد، بدنم نجس است منزل دوستان را نجس خواهم كرد و بسياري از فعاليتهاي تكرار و اجتناب را انجام ميدهند.
برخورداري از واحدهاي ايماني حساسيتزا نسبت به مواد آلوده و يا نجس؛ اين افراد نسبت به موادي كه در فرهنگهاي خاصآلوده و يا نجس شمرده ميشوند، واحدهاي ايماني مانند چقدر بدبوست، سرايت ميكند، بيمار ميكند و نبايد روي دست و بدن باشد، دارند. اين واحدهاي ايماني، با توجه به اينكه فرد به ناچار روزانه با همين مواد چندين بار سروكار دارد، با سرعتْ سطح بيماري او را افزايش ميدهند؛[٢٤] حتي بار دستشوييرفتن، فردْ بيمار و بيمارتر ميشود.
فرايند درمانمراد از فرآيند درمان، رويهاي است كه هر درمانجو بايد اتخاذ كند تا به تدريج، حالت دلخواه را در درون خود جاي دهد و حالت غيرمطلوب را از درون حذف نمايد.
تنفر واقعي نسبت به حال موجود و تصميم جدي براي از بين بري آن؛ اگر به عنوان مثال، فردي در حالي كه وسواس دارد بر اين باور باشد كه حال او حال خوبي است و ديگران مشكل دارند، شرط اول و ضروري درمان را ندارد. به خاطر دارم يكي از مراجعان خانمي بود كه جهت مشاوره نزد من آمد. ايشان در جلسة مشاوره گفت: به نظر شما وسواس يك بيماري است و يا اينكه شيطان در كار انسان دخالت ميكند و او را به اين روز در ميآورد؟ بنده به ايشان گفتم: وسواس به طور قطع بيماري رواني است و شيطان هم ممكن است با وسوسههاي خود، فرد را در مسير بيماري قرار دهد. او همين كه اين مطلب را از من شنيد، گفت: شما متأسفانه نفهميدهايد وسواس چيست. فقط همان جلسه را به من مراجعه كرد و ديگر نيامد. من اطلاع داشتم اين زن تمام زندگي خود، بچهها و همسرش را بر اثر وسواس شديد، مختل كرده بود. وسواس او با خودبزرگبيني آميخته بود كه هرگز خودش را بيمار نميدانست. چنين فردي به راحتي در مسير درمان رواني قرار نخواهد گرفت.
علاقهمندي با تمام وجود براي پديدآوري حالت رواني مطلوب و عادي در خود؛ اگر بيمار چنين تمايلي نداشته باشد، بدون ترديد براي پديدآوري آن تلاش نخواهد كرد. مُراجع خود بايد اين قدم دوم را در درمان بردارد. درمانگر هم ميتواند با ذكر ويژگيهاي مثبت، حالت عادي درمانجو را به سمت حالتهاي هنجار تشويق كند.
شناخت واحدهاي ايماني هنجار؛ اين شناخت، مقدمة لازم براي حركت روان ميباشد كه با ايمان آغاز ميشود.
ايمانآوري به واحدهاي ايماني صحيح و هنجار؛ اگر فرد صرفاً واحدهاي ايماني هنجار را بياموزد، اما به آنها ايمان نداشته باشد، مسير روان او از مسير ناهنجار تغيير نخواهد كرد؛ به عبارت ديگر، روان با ايمانآوري مسيرش انتخاب ميشود، نه شناخت به معناي آگاهي.
فعالسازي واحدهاي ايماني صحيح در وقت ارادة عمل؛ اين امر براي تغييرات روان ضروري ميباشد؛ زيرا روان دائم در مسير واحدهاي ايماني فعال حركت ميكند. اگر فردي نسبت به موضوعي، چهار واحد ايماني داشته باشد، روان دائم در مسير واحدهاي فعال( هشيار) حركت ميكند نه ناهشيار. فرض كنيد فردي دربارة استاد خود چهار واحد ايماني دارد: او فرد باسوادي است، او درس رياضي را خيلي خوب مسلط است، او زود عصباني ميشود و او آدم بددهني است. اگر روزي تصميم بگيريد براي حل مشكلي نزد او برويد، اگر فقط دو واحد ايماني اول فعال شوند، از لحظة حركت به سمت استاد، روان حركت خود را در درون دو واحد ايماني اول آغاز ميكند. اين فرد، لحظه به لحظة سطح احترامش به استاد افزايش مييابد و ميزان علاقه مندي و تمايل فرد براي استفادة علمي از استاد بالا ميرود و اگر ـ به خصوص ـ دو واحد ديگر فعال باشند، روان در درون آنها حركت ميكند و فرد، لحظه به لحظه ترس و دلهرهاش نسبت به استاد افزايش مييابد. اين حالتها حاصل واحدهاي ايماني فعال و عمل به آنها ميباشد؛ به همين دليل، مُراجع به ناچار مدت طولاني بايد پيش از شروع به هر موضوع مشكلدار، واحدهاي ايماني هنجار مربوط را فعال كند و ايمان خود را نسبت به آنها تكراركند. اين مشابه كاركردي است كه تكرار اذكار در اديان الهي بر عهده دارد.
عمل تمامعيار و با تمام وجود به واحدهاي ايماني فعال؛ كسي ساليان دراز
يك دسته از واحدهاي ايماني را در وقت عمل فعال كرده، به محض اينكه آن
كار خاص( دستشويي رفتن) را در زندگي شخصي خود اراده كند،
همان واحدهاي ايماني فعال ميشوند و تمايل رواني شديد فرد به سوي عمل
به آنها ميباشد و هر نحوه عمل ديگر، اضطراب شديدي را در فرد ايجاد
ميكند. در اينجا لازم است، درمان جو عزم خود را جزم كرده و به واحدهاي
ايماني هنجار عمل كند و به آنچه در درون تجربه ميكند توجه نكند، بلكه آنها
را فقط با قاطعيت انكار كند.
شناخت واحدهاي ايماني بيماريآور؛ اين مقدمة كفرورزي به واحدهاي ايماني نابهنجار ميباشد.
كفرورزي به واحدهاي ايماني بيماريآور؛ مراجع وقتي واحدهاي ايماني هنجار را فعال ميكند، موجي از واحدهاي ايماني گذشته به او هجوم ميآورند، كه اضطراب فرد را از پي دارند. در اين وقت، او بايد با تمام قاطعيت به واحدهاي ايماني هنجار چنگ بزند، آنها را پيوسته و با تمام وجود فعال نگه دارد و با واحدهاي ايماني غيرهنجار، با كفرورزي و انكار برخورد كند. ميتواند براي رهايي از اين واحدهاي ايماني، خود را به كاري پرمشغله، مانند ميهماني، رفتن ويا بازي با بچهها مشغول كند.
اجتناب از عمل به واحدهاي ايماني بيماريآور؛ درمان جو هرگز نبايد به واحدهاي ايماني بيماريآور عمل كند؛ چون هر بار عملكردن، او را در مسير واحد ايماني به پيش ميبرد و ناگزير وسواس را تشديد خواهد كرد. او بايد به دقت بداند، چه چيزي او را به پيش ميبرد و عامل تشديدكنندة وسواس او چيست. اگر خودش ميتواند اجتناب كند، بايد اين كار را انجام دهد و اگر نميتواند بايد به كمك درمانگر و يا فرد ديگر (به عنوان همكار درمانگر)، از عمل به واحدهاي ايماني وسواسآور اجتناب كند.
اگر اين فرآيند به خوبي به پيش برود، روان فرد با سرعت دگرگون ميشود و با چند بار عمل به واحدهاي ايماني هنجار و اجتناب از عمل به واحدهاي ايماني غيرهنجار، سوسوي حالت عادي در فرد نمودار ميشود و با ادامهدهي به مدت چهل روز، حال فرد به طور كامل دگرگون ميشود.
تظاهرات و نمودهاي وسواسهاي عملي و واحدهاي ايماني ويژة هر كداموسواس آلودگي: يكي از وسواسهاي عملي بسيار شايع، وسواس در چيزهايي است كه فرد آنها را آلوده ميداند؛ به همين دليل، اگر جايي را مانند: دستگيرههاي درب، كليدهاي برق، فضاي توالت عمومي، تلفنهاي عمومي، اسكناس و مانند اينها را آلوده بداند، از آنها اجتناب ميكند.[٢٥] اگر فرد به طور اتفاقي با اين اشيا تماس پيدا كند، محل تماس را به نظر خود گندزدايي ميكند.[٢٦] اين وسواس بيشتر در جاهايي پديدار ميشود كه به ميزان زياد بر خطرات ابتلا به بيماريها، آلودگي و پاكيزگي تأكيد ميكنند. به همين دليل، اين نوع وسواس در كشورهاي غربي از لحاظ فراواني در مرتبة اول قرار دارد، هر چند امروزه وسواس در مورد بيماريهاي مقاربتي از جمله «ايدز»[٢٧] فزوني يافته است. در كشور ايران اين نوع وسواس، به ويژه در ميان افراد مذهبي، زياد به چشم نميخورد.[٢٨]
واحدهاي ايماني بيماريآور در باره آلودگي١. كثيف و آلوده، يعني داراي ميكروب سرايتكننده به درون بدن و موجب بيماري(واحد ايماني توهمآميز).[٢٩] بنابر اين وقتي اين افراد كلمة كثيف را اطلاق ميكنند چيزي غير از معنايي را اراده ميكنند كه افراد عادي در نظر دارند.
٢. هر جا و مورد خارجي را احتمال بدهم آلوده است، آنجا الف) قطعاً كثيف است، ب) بايد از آن اجتناب كرد و ج) اگر دست يا بدن به آن رسيد، بايد گندزدايي شود.
٣. وقتي چيزي كثيف شود، به سختي تميز ميشود.
٤. آلودگي به سرعت از جايي به جاي ديگر سرايت ميكند.[٣٠]
واحدهاي ايماني سلامتآور دربارة آلودگي١. آلودگي يعني آغشتهشدن ظاهر بدن به برخي مواد.
٢. مواد روي بدن، به درون آن سرايت نميكنند و موجب بيماري نميشوند.
٣. هر جا كه در ظاهر شيء آلودهكنندهاي نباشد، آنجا قطعاً تميز است.
٤. مواد آلوده از محل خود به جايي سرايت نميكنند.
با جايگزينسازي اين واحدهاي ايماني و عمل به آنها، كه كفرورزي و اجتناب از واحدهاي ايماني پيشين را به همراه دارد، شخصيت فرد تغيير ميكند، احساسات او عوض ميشوند و حالت افراد عادي در او شكل ميگيرد.
وسواس در طهارت و نجاست: براي توضيح اين نوع وسواس لازم به ذكر است، در دين اسلام برخي از موادْ نجس شمرده ميشوند و غير اين مواد پاك به حساب ميآيند. مواد نجس عبارتاند از: ١. مدفوع و ادرار هر حيواني كه در صورت بريدن رگ بدنش، خونش با جهش خارج ميشود، ٢. خون حيواني كه خون جهنده دارد، ٣. مني حيواني كه خون جهنده دارد، حيوانات حرامگوشتي مانند ٤. سگ، ٥. خوك و ٦. كافر، ٧. مردار حيواني كه خون جهنده دارد، ٨. شراب، ٩. آبجو ١٠. عرق شتر نجاستخوار.[٣١] از ميان اين مواد، تمام افرادْ بيشتر اوقات با مدفوع و ادرار و گاهي نيز با مني و خون سروكار دارند. حكم روشن وشرعي اين مواد آن است كه براي درستي برخي اعمال نبايد در بدن و لباس مكلف، به صورت قطعي و يا احتمال عقلايي وجود داشته باشند. آنچه به صورت ملموس ميتوان از نجسبودن درك كرد، آن است كه اين مواد در برخي وقتها نبايد در بدن و لباس باشند و طبق دستورالعمل شرع بايد از بدن و لباس جدا شوند.[٣٢] همين امر، به همراه تأكيداتي كه بر ضرورت پاكبودن لباس و بدن در وقت نمازخواندن (به ويژه نماز كه بايد دستكم پنج بار در طول شبانهروز اقامه شود) و طواف خانة خدا و حرمت خوردن اين مواد، زمينة ابتلاي برخي افراد بياطلاع از ظرافتهاي مسائل شرعي به وسواس طهارت و نجاست را فراهم ميآورد. اين افراد با بياطلاعي از نحوة ساختهشدن حالتهاي روان احكام، به ويژه قواعد طهارت و نجاست و رفتار پيامبرˆ و امامان معصوم‰ نسبت به موضوع طهارت و نجاست، به قواعدي( واحدهاي ايماني) عمل ميكنند كه به طور قطع، خلاف دين ميباشد، ولي آنها به گمان خود به دين عمل ميكنند.
انواع وسواس در طهارت و نجاستوسواس در سرايت: اين افراد با احتمالدهي رسيدن نجاست به جايي، حكم به نجاست ميكنند. در نتيجه، با آنجا درست همانند محلي برخورد ميكنند كه رسيدن مادة نجس را به آن، با چشمْ ديده و يا با دستْ لمس كردهاند. اين افراد به تدريج به جايي ميرسند كه فكر ميكنند همه جا نجس است، به گونهاي كه از گرد وخاك هم اجتناب ميكنند، وسايل شخصي خود را نجس ميدانند و پيوسته آنها را آب ميكشند.
وسواس در پاكگرداني بعد از نجسشدن: اين افراد بعد از اينكه جايي نجس شد (مانند دست و بدن ولباسها)، به سختي آن را پاك ميكنند. گاهي چندين دقيقه تا چند ساعت آب ميريزند تا احساس پاكشدن شيء يا محل نجس برايشان به وجود آيد.[٣٣]
وسواس طهارت و نجاست در پاكگرداني، در موضوعاتي مانند: آبكشي لباسها، شستن و آبكشي دستها، آبكشي دهان و دندانها، صورت و به خصوص آبكشي محل خروج ادرار و مدفوع در وقت تخلي نمودار ميشود.[٣٤]
واحدهاي ايماني وسواسآور در سرايت و شستوشوي نجاست١. هر چه را كه من احتمال بدهم نجس شده، قطعاً نجس است و بايد آب كشيده شود.
٢. خون، مني و مدفوع و ادرار مواد پليد، آلوده و نجس و مسري هستند.
٣. طهارت و نجاست بر دقت بنا شده است و من بايد در امر طهارت و نجاست دقت كنم.
٤. اگر چيزي شبيه يكي از مواد نجس در بدن و لباس يافت شود، آن شيء قطعاً نجس است.
٥. اگر جايي از بدن يا لباس نجس باشد، نجاست به ديگر جاهاي بدن نيز سرايت ميكند.
٦. وقتي دستشويي ميروم، ادرار و مدفوع به پاها و جاهاي ديگر بدن ميپاشد.
واحدهاي ايماني وسواس در شستوشوي نجاست١. اگر يكي از مواد آلوده به بدن يا لباس من برسد، بايد به سرعت آن را آب بكشم.
٢. اگر محل را آب نكشم، ممكن است جايي مربوط به خود يا ديگران را نجس كنم.
٣. چيزي را كه نجس شده، بايد به دقت بشويم.
٤. بايد مراقب باشم نجاست به جايي از دست يا بدنم نپاشد.
٥. معلوم نيست چيز نجس، چه وقت پاك ميشود.
٦. آبكشي و پاككردن يعني آبريختن تا جايي كه ديگر به ذهن نيايد كه بدن يا لباس، شايد نجس باقي مانده باشد.
واحدهاي ايماني صحيح در سرايت نجاست١. هر چه را من با چشم خود نديدهام و يا لمس نكردهام كه يكي از مواد
نجس به آن رسيده، آن چيز قطعاً پاك است. اين واحد ايماني، كه همان «قاعدة
طهارت» است كه فقها بسياري از احكام طهارت و نجاست را از آن
استنباط ميكنند، واحد ايمانيايي است كه افراد عادي در بر خورد با جاها
يا چيزهايي كه احتمال نجسبودن آن است، به آن اعتقاد دارند، به عبارت
ديگر، اين قاعده كه همان قاعدة طهارت فقهي است، كانال صحيح روان در برخورد
با مسئلة طهارت و نجاست و يكي از قواعد مهم رواني در برخورد با اين مسئلة
است.
٢. خون، مني، مدفوع و ادرار، مواد معمولي مثل آب و يا هر مادهاي ديگر هستند؛
٣. آبكشي و پاككردن، يعني برطرفسازي اين مواد به همان صورتي كه در شرع آمده است؛
٤. من در طهارت و نجاست بيدقتي ميكنم؛ زيرا اين حكم بر بيدقتي بنا شده است؛
٥. اگر چيزي شبيه يكي از مواد نجس در بدن و لباس ببينم، آن چيز قطعاً پاك است؛
٦. اگر جايي از بدن يا لباس نجس باشد، حكم نجاست به همان نقطه محدود ميشود و از آنجا به جايي ديگر سرايت نميكند؛
٧. در هنگام دستشوييرفتن، چيزي به پاها نميپاشد، بنابراين، بعد از تخليه، محل آلوده را همانند جايي كه به مادهاي معمولي آلوده شده، ميشويم.
واحدهاي ايماني صحيح در پاكگرداني نجاست١. مواد نجس، موادي معمولي مثل ساير مواد هستند كه فقط حكمي شرعي دارند؛
٢. در صورتي كه يكي از مواد آلوده به بدن يا لباس من برسد، هر وقت خواستم آن را آب ميكشم؛
٤. من نسبت به رسيدن اين مواد به جايي هيچ مسئوليتي ندارم؛
٥. آنچه در وقت آبكشي با آب كر و جاري به بدن و لباس ترشح ميكند، قطعاً پاك است؛
٦. چيز نجس همين كه حس كنيم آب بر آن غلبه كرده پاك ميشود؛
٧. به محض اينكه حس كردم ماده از روي بدنم رفت، محل پاك ميشود.
روش پژوهشدر اين تحقيق از طرح شبهتجربي يك گروهي با پيشآزمون، آزمون نهايي و پيگيري استفاده شده است. با غربالگري هدفمند كه نسبت به افراد انجام شد، از ميان مراجعان مركز مشاوره موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني€ كه با شكايت وسواس مراجعه كردند، ١٥ نفر به صورت نمونة در دسترس بر گزيده شدند. براي تشخيص اوليه و پيشآزمون، آزمون وسواس مادزلي، افسردگي بك و اضطراب كتل روي آنها انجام شد. افرادي كه در آزمون وسواس مادزلي، نمرهاي بالاتر از ٥ به دست آوردند، به عنوان آزمودنيهاي اوليه اين پژوهش برگزيده شدند؛ زيرا معمولاً افراد عادي در اين آزمون، نمرهاي بين ١ـ٥ به دست ميآورند.[٣٥] از هر كدام از اين آزمودنيها خواسته شد به روانپزشك مراجعه كرده و نامة تشخيصي مبني بر اينكه به OCDمبتلا هستند، براي پژوهشگر بياورند. سپس بر اساس ويراست چهارم راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات (DSM- IV)، مصاحبه تشخيصي صورت گرفت. بعد از همتاسازي افراد، درمان هر كدام به صورت انفرادي، با به كارگيري درمان خوديابي اسلامي به انجام رسيد.
جامعة آماري پژوهشاين تحقيق با توجه به اينكه در قم، در مركز مشاوره مؤسسة آموزشي و پژوهشي امامخميني€ به انجام رسيده، جامعة آماري آن تمام افرادي خواهد بود كه به دليل شكايت از بيماري وسواس به مركز مراجعه ميكنند.
ويژگيهاي عمومي گروه نمونهگروه نمونه در اين پژوهش مركب از ١٥ نفر ٩ مرد و ٦ زن بين سنين ٢٠ تا ٤٥ سال ميباشد. اين افراد بر اساس طرح پژوهشي، همتاسازي شده و مراحل درمان را به طور نسبي پشت سر گذاشتهاند.
بيشتر اين افراد، به وسواس در طهارت و نجاست، وارسي و يك مورد به وسواس آلودگي و پاكگردانيِ صرف، مبتلا بوده است. برخي از اين افراد سالها دچار وسواس بوده و دارو مصرف ميكردهاند و به مراكز مشاوره و اساتيد اخلاق مراجعه كرده و سالها خوددرماني كردهاند. درمانگر در درمان خوديابي اسلامي، ميزان مصرف داروي آنها را ثابت نگه داشته يا آنها با پيشرفت در درمان، دارو را با نظر روانپزشك كاهش داده و يا قطع كردهاند. افرادي را هم كه براي اولين بار مراجعه كردهاند، بعد از معرفي به روانپزشك، او با تشخيص OCD براي بيمار، داروهاي رايج وسواس را تجويز كرده است. اين افراد، مصرف دارو را يا آغاز نكردهاند و يا در ادامه، دارو را كنار گذاشتهاند.
شروع درمان: درمان به مدت دو هفتة پيدرپي، هر روز يك جلسة يكساعته، به غير از پنجشنبه و جمعه به انجام رسيد. هدف اين درمان بازگرداندن فرد به حالت عادي ميباشد. بر همين اساس، در پايان درمان، كه معمولاً بين جلسة ١٠ تا ٢٥ حاصل ميشود، آزمون نهايي يا پسآزمون و بعد از ٦ ماه نيز آزمون پيگيري اجرا شد. دادهها در هر مرحله، جمعآوري و نتايج پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري مقايسه گرديد. دادههاي جمعآوريشده در سه مرحلة پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري، با روشهاي آماري معتبر تجزيه و تحليل شد و براي سهولت و دقت كار، از نرم افزار SPSS استفاده گرديد.
در اين تحقيق، به منظور همتاسازي، متغيرهاي ذيل به عنوان متغيرهاي كنترل درنظر گرفته شد:
الف) سن؛ افراد در اين تحقيق از سنين بين ٢٠تا ٤٥ سال برگزيده شدند، تا آزمودنيها خارج از دوران تحول شديد و تثبيت شديد حالتهاي رواني قرار داشته باشند.
ب) در اين تحقيق از افرادي استفاده شد كه ميزان تحصيلات آنها ديپلم و بيشتر باشد.
ج) دارودرماني؛ افرادي را كه تحت دارودرماني بودند، داروي خود را در طول درمان ثابت نگه داشته و يا با نظر روانپزشك آن را كم كردند.
جدول (١) توصيف دادههاي حاصل از آزمونها در سه مرحلة پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري
|
متغير |
تعداد |
حداقل نمره |
حداكثر نمره |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
|
وسواس پيشآزمون |
١٥ |
٨.٠٠ |
٢٦.٠٠ |
١٣.٨٦٦٧ |
٤.١٠٣٤٢ |
|
وسواس پسآزمون |
١٥ |
٢.٠٠ |
١٣.٠٠ |
٥.٨٦٦٧ |
٤.١٠٣٤٢ |
|
وسواس پيگيري |
١٥ |
.٠٠ |
١٥.٠٠ |
٦.٤٦٦٧ |
٤.١٠٣٤٢ |
|
افسردگي پيشآزمون |
١٥ |
٦.٠٠ |
٣٣.٠٠ |
١٤.٢٦٦٧ |
٤.١٠٣٤٢ |
|
افسردگي پسآزمون |
١٥ |
.٠٠ |
١٣.٠٠ |
٦.٤٠٠٠ |
٣.١٣٦٥٧ |
|
افسردگي پيگيري |
١٥ |
١.٠٠ |
١٥.٠٠ |
٧.٢٠٠٠ |
٤.٥٦٤٨٨ |
|
اضطراب پيشآزمون |
١٥ |
٢١.٠٠ |
٤٦.٠٠ |
٣٤.٠٠٠٠ |
٨.٠٦٦٣٩ |
|
اضطراب پسآزمون |
١٥ |
١٣.٠٠ |
٤٤.٠٠ |
٢٦.٠٦٦٧ |
٤.٠٣٢٠١ |
|
اضطراب پيگيري |
١٥ |
١٦.٠٠ |
٤٨.٠٠ |
٣٢.٣٣٣٣ |
٤.٤١١٠٣ |
چنان كه جدول (١) نشان ميدهد، تعداد آزمودنيها ١٥ نفر ميباشد. حداقل نمرة وسواس آزمودنيها در پيشآزمون ٨ و حداكثر آن ٢٦ بوده است. ميانگين نمرة وسواس آزمودنيها نيز ١٣.٨٦٦٧ ميباشد. اين نمرات در پسآزمون به ترتيب به ٢، ١٣، ٥.٨٦٦٧ كاهش يافته، كه تفاوت بسيار زيادي بين نمرات پيشآزمون و پسآزمون را نشان ميدهد. اين نمرات در مرحلة پيگيري به ترتيب صفر، ١٥ و٦.٤٦٦٧ را نشان ميدهد كه تنها ٢ نمره در حداكثر نمره و كمتر از يك نمره در ميانگين افزايش داشته است. در متغير افسردگي و نتايج آزمون افسردگي بك، حداقل نمره در مرحلة پيشآزمون ٦ و حداكثر آن ٣٣ و ميانگين نمرات ١٤.٢٦٦٧ ميباشد. در مرحلة پس آزمون، اين نمرات به ترتيب به صفر، ١٣ و٦.٤٠٠٠ كاهش يافته است كه تفاوت چشمگيري را در نمرات به دست آمده، نشان ميدهد. نمرات متغير افسردگي در مرحلة پيگيري به ١، ١٥ و ٧.٢٠٠٠ رسيده است كه تفاوت چنداني با مرحلة پسآزمون ندارد. در متغير اضطراب، كه بر اساس آزمون اضطراب كتل به دست آمده است، نمرات پيشآزمون داراي حداقل و حداكثر ٢١ و ٤٦ ميباشند. ميانگين نمرات نيز ٣٤ است. در مرحلة پسآزمون، نمرات به ترتيب به ١٣، ٤٤ وميانگين٢٦.٠٦٦٧ تغيير يافته است. نمرات آزمودنيها در مرحلة پيگيري نيز ١٦، ٤٨ و ٣٢.٣٣٣٣ ميباشد كه قدري افزايش نسبت به مرحلة پسآزمون را نشان ميدهد.
جدول (٢): نتايج آزمون t وابسته براي مقايسة ميانگينها در سه مرحلة پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري وسواس
|
متغيرها : سطح وسواس |
مقايسة تفاوت نمرات |
مقدار T |
درجة آزادي |
سطح معنا داري |
|||||
| ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين خطاي استاندارد |
٩٩/. سطح اعتماد |
||||||
| پايين | |||||||||
|
بالا |
|||||||||
| مقايسة | |||||||||
|
پيشآزمون پسآزمون |
٨.٠٠٠٠ |
٥.٦١٨٨٥ |
١.٤٥٠٧٨ |
٤.٨٨٨٤ |
١١.١١١٦ |
٥.٥١٤ |
١٤ |
.٠٠٠ |
|
|
مقايسة |
پيشآزمون پي گيري |
٧.٤٠٠٠ |
٥.٦٩٢١٠ |
١.٤٦٩٦٩ |
٤.٢٤٧٨ |
١٠.٥٥٢٢ |
٥.٠٣٥ |
١٤ |
.٠٠٠ |
|
مقايسة |
پسآزمون پيگيري |
.٦٠٠٠ |
٥.٧٦٦٩٠ |
١.٤٨٩٠١ |
-٣.٧٩٣ |
٢.٥٩٣٦ |
-.٤٠٣ |
١٤ |
.٦٩٣ |
چنان كه از جدول (٢) بدست ميآيد، تفاوت نمرة ميانگين در مرحلة پيشآزمون و پسآزمون ٨ نمره ميباشد. اين تفاوت ميانگين، به همراه انحراف معيار ٥.٦١٨٨٥ و سطح اعتماد ٩٩٪ معنادار ميباشد. اين واقعيت به آن معناست كه روش خوديابي اسلامي، يعني متغير مستقل بر متغير وابسته، اثربخشي بسزايي داشته است. در مقايسة پيشآزمون و مرحلة پيگيري، ميانگين تفاوتها به ٧.٤٠٠٠ رسيده است كه با مرحلة پيشآزمون و پسآزمون تفاوت چنداني ندارد. تفاوت ميانگين نمرة پيشآزمون و مرحلة پيگيري با انحراف معيار ٥.٦٩٢١٠ و مقدار t ٥.٠٣٥. با درجة اعتماد ٩٩٪ و همان سطح معناداري، معنادار ميباشد. اين امر، عدم تغيير آزمودني را بعد از پايان درمان نشان ميدهد. تفاوت ميانگين نمرة پسآزمون و پيگيري نيز ٦/٠ درجه افزايش ميباشد كه قدري افت اثر درمان را در مرحلة پيگيري نشان ميدهد. اين ميزان افت با توجه به سطح معناداري ٦٩٣/ معنادار نميباشد. بنابراين، مقايسة نمرات پسآزمون و پيگيري نيز پايداري اثرات درمان متغير مستقل و يا درمان خوديابي اسلامي را نشان ميدهد.
جدول (٣) جدول نتايج آزمون t وابسته براي مقايسة ميانگينها در سه مرحلة پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري افسردگي
|
متغيرها: ميزان افسردگي |
مقايسة تفاوت نمرات |
مقدار T |
درجة آزادي |
سطح معناداري |
|||||
| تفاوت ميانگينها |
انحراف معيار |
ميانگين خطاي استاندارد |
درجة اعتماد تفاوت دادهها در سطح ٩٥٪ |
||||||
| پايين | |||||||||
|
بالا |
|||||||||
| مقايسه | |||||||||
|
پيشآزمون پسآزمون |
٧.٨٦٦٧ |
٨.٧٧٣٨٨ |
٢.٢٦٥٤١ |
٣.٠٠٧٩ |
١٢.٧٢٥٥ |
٣.٤٧٣ |
١٤ |
.٠٠٤ |
|
|
مقايسة |
پيشآزمون پيگيري |
٧.٠٦٦٧ |
٨.٦٨٨٨٠ |
٢.٢٤٣٤٤ |
٢.٢٥٥٠ |
١١.٨٧٨٤ |
٣.١٥٠ |
١٤ |
.٠٠٧ |
|
مقايسه |
پسآزمون پيگيري |
-.٨٠٠٠ |
٥.٠٤٥٥١ |
١.٣٠٢٧٤ |
-٣.٥٩ |
١.٩٩٤١ |
-.٦١٤ |
١٤ |
.٥٤٩ |
جدول(٣) نشان ميدهد، تفاوت ميانگين نمرات پيشآزمون و پسآزمون بر اساس آزمون افسردگي بك ٧.٨٦٦٧ ميباشد كه اين مقدار تفاوت با درجة اعتماد ٩٥٪ و سطح معناداري ٠٠٤/ معنادار ميباشد.تفاوت ميانگين پيشآزمون و مرحلة پيگيري نيز ٧.٠٦٦٧ است كه با درجة اعتماد دروني ٩٥٪ و سطح معناداري٠٠٧/، معنادار است. تفاوت ميانگين پسآزمون و مرحلة پيگيري نيز.٨٠٠٠-است كه قدري تفاوت در جهت منفي و به عبارت ديگر، افرايش ميزان افسردگي در مرحلة پيگيري را نشان ميدهد. اين ميزان تفاوت، چنان كه جدول نشان ميدهد، با انحراف معيار ٥.٠٤٥٥١ و درجه اعتماد دروني ٩٥٪ و با سطح معناداري ٥٤٩/ معنادار نميباشد. بنابراين، تفاوت چنداني در مرحلة پيگيري نسبت به مرحلة پسآزمون به وجود نيامده است.
جدول (٤): جدول نتايج آزمون t وابسته براي مقايسة ميانگينها در سه مرحلة پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري اضطراب
|
متغيرها: اضطراب |
مقايسة تفاوت نمرات |
مقدار T |
درجة آزادي |
سطح معناداري |
|||||
| تفاوت ميانگينها |
انحراف معيار |
ميانگين خطاي استاندارد |
درجة اعتماد تفاوت دادهها در سطح ٩٥٪ |
||||||
| پايين | |||||||||
|
بالا |
|||||||||
| مقايسه | |||||||||
|
پيشآزمون پسآزمون |
٧.٩٣٣٣ |
٨.٨٥٩٧٥ |
٢.٢٨٧٥٨ |
٣.٠٢٧٠ |
١٢.٨٣٩٧ |
٣.٤٦٨ |
١٤ |
.٠٠٤ |
|
|
مقايسه |
پيشآزمون پيگيري |
١.٦٦٦٧ |
٩.١٣٩١٤ |
٢.٣٥٩٧١ |
-٣.٣٩ |
٦.٧٢٧٨ |
.٧٠٦ |
١٤ |
.٤٩٢ |
|
مقايسه |
پسآزمون پيگيري |
-٦.٢٦٦٧ |
٩.٤٠٧١٩ |
٢.٤٢٨٩٣ |
-١١.٤ |
-١.٠٥ |
-٢.٥ |
١٤ |
.٠٢٢ |
چنان كه از جدول (٤) به دست ميآيد، تفاوت ميانگين نمرة اضطراب در مرحلة پيشآزمون و پسآزمون به ميزان ٧.٩٣٣٣ كاهش يافته است. اين مقدار تفاوت با انحراف معيار ٨.٨٥٩٧٥ و سطح اعتماد ٩٩٪ و سطح معناداري ٠٠٤/ معنادار ميباشد. تفاوت ميانگين پيشآزمون و پيگيري نيز ١.٦٦٦٧ ميباشد. اين مقدار تفاوت نيز با انحراف معيار ٩.١٣٩١٤ و درجة اعتماد دروني ٩٥٪ با سطح معناداري ٤٩٢/ از لحاظ آماري معنادار نميباشد. در مرحلة پسآزمون و پيگيري ميانگين٦.٢٦٦٧ افزايش داشته است. اين ميزان تفاوت نيز معنادار است بدين معني كه اضطراب عمومي گروه نمونه در دوران بعد از پايان درمان، به تدريج افزايش يافته و به دوران پيش از درمان نزديك شده است، هرچند با مرحلة پيشآزمون به ميزان ١.٦٦٦٧ فاصله دارد. اين امر نشان ميدهد، درمان خوديابي اسلامي در آغاز به نحو چشمگيري، علاوه بر وسواس، بر اضطراب عمومي مُراجع نيز اثر ميگذارد، هرچند در ادامه ممكن است ميزان اضطراب عمومي، به مرحلة پيش از درمان نزديك شود.
نتيجهگيري نهاييمسير حركت روان يا ذات، همواره با واحدهاي ايماني آغاز ميشود. واحدهاي ايماني با عمل خارجي در درون ذات قرار ميگيرند. واحدهاي ايماني ترديدآميز و توهمآميز، وسواسآورند، اگر فردي به اين واحدهاي ايماني به خيال درستبودن در موضوع آلودگي و طهارت و نجاست عمل كند، به ناچار لاجرم مبتلا به وسواس ميشود. درمان خوديابي اسلامي، ضمن شرح دقيق واحدهاي ايماني وسواسآور در موضوع آلودگي و طهارت و نجاست، از او ميخواهد به واحدهاي ايماني سلامتآور، ايمان بياورد، به آنها عمل كند و به واحدهاي ايمانيِ وسواسآور كفر بورزد. در اين صورت، به تدريج روان، ويژگيهاي جديدي به دست ميآورد و ويژگيهاي گذشتهاش از بين ميرود و وسواس آلودگي و طهارت و نجاست، از بين رفته و يا ميزان آن كاهش مييابد.
منابعـ ابوهندي، د. وائل، الوسواس من منظور عربي اسلامي، كويت، مطابعالسياسه، ٢٠٠٣.
ـ احمدي، جمشيد، وسواس و درمان آن، شيراز، نويد، ١٣٦٨.
ـ مونتگمري، استوارت و جوزف زوهر، وسواس (شناخت و درمان)، ترجمة محسن معروفي و اكبر فرشيدنژاد، اصفهان، كنكاش، ١٣٨٢.
ـ بنيهاشميخميني، محمدحسن، توضيحالمسائل مراجع (مطابق با فتاواي دوازده نفر از مراجع معظم تقليد)، قم، دفتر انتشارات اسلامي ١٣٧٨.
ـ قائمياميري، علي، وسواس، تهران، اميري، ١٣٧٠.
ـ حجازي شهرضايي، سيدمهدي، الوسواس و علاجه، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ١٣٦٦.
ـ دلاور، علي، روشهاي آماري در روانشناسي و علوم تربيتي، تهران، پيام نور، ١٣٧٦.
ـ دلاور، علي، «ب»، روشهاي تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي، تهران، دانشگاه پيام نور، ١٣٧٦.
ـ محمديريشهري، محمد، ميزان الحكمه، قم، مؤسسة فرهنگي دارالحديث، ٢٠٠١.
ـ زماني، مصطفي، وسواس پيدايش ـ رشد و علاج، قم، پيام اسلام، ١٣٦٩.
ـ شهيد ثاني، زينالدين بن علي، الروضة البهيه في شرحاللمعه الدمشقيه، قم، مركزالنشر مكتبالاعلام الاسلامي، ١٣٦٥.
ـ طباطبائي، سيدمحمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، قم، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، ١٩٧٤.
ـ طباطبائي، سيدمحمدحسين، تفسيرالميزان، ترجمة سيدمحمدباقر موسويهمداني، قم، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعة مدرسين حوزة علمية قم، ١٣٦٣.
ـ كليني، محمد بن يعقوب ، الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣٦٢.
ـ اس استكتي گيل، درمان رفتاري وسواس، ترجمة عباس بخشيپور رودسري و مجيد محمود عليلو، تبريز، موسسة انتشاراتي روان پويا، ١٣٧٦.
ـ بائر، لي، غلبه بر وسواس، ترجمة مسعود محمدي و همكاران، تهران، رشد، ١٣٨٢.
ـ عليلو، مجيد محمود، بررسي الگوهاي شناختي و شاخصهاي پردازش هيجاني در اختلال وسواسي ـ اجباري، (پاياننامه)، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ايران، ١٣٨٢.
ـ مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالكتب السلاميه، ١٣٦٢.
ـ مغنيه، محمدجواد، التفسير الكاشف، بيروت، دارالعلم للملاييين، ١٩٩٠.
ـ مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ١٣٨١.
ـ امام خميني€، تحريرالوسيله، تهران، پيام، ١٣٦٦.
ـ امام خميني€، شرح چهل حديث (اربعين حديث)، قم، مؤسسة تنظيم ونشر آثار امام خميني€، ١٣٧٢.
Abramowitz Jonathan S, McKay Dean & Taylor Steven. Obsesseve- Compulsive Disorder (subtypes and spectrum conditions), New York, Elsevier, ٢٠٠٨ C.
American psychiatric Association, Diagnostic and Statistical Manual of Disorders, Washington, APA, ١٩٩٤.
American psychiatric Association, Diagnostic and Statistical Manual of disorders ( DSM-IV- TR) Washington, DC, APA, ٢٠٠٠.
Bunge Mario & Ardila Ruben, Philosophy of Psychology, New York, Springer- Verlag, ١٩٨٧.
Carruthers Peter, The Nature of the Mind: An Introduction, London, Routledge, ٢٠٠٤.
Barlow David. H, Clinical Handbook of Psychological Disorders, A Step – by – Step Treatment Manual, New York, The Guilford Press, ٢٠٠١.
David H. Barlow, Anxiety and Its Disorders, ٢et. London, The Guilford Press ٢٠٠٢.
Davison Gerald C & Neale John M, Abnormal Psychology (eight edition), New York: John Wiley & Sons, Inc, ٢٠٠١.
Davison Gerald C & Neale John M, Abnormal Psychology (third edition), New York, John Wiley & sons, Inc, ١٩٨٢.
Gregoris Simos, Cognitive Behavior Therapy, New York, Brunner- Rout led, ٢٠٠٢.
Yaryura Jose A – Tobias, Biobehavioral Treatment Of Obsessive – Compulsive Spectrum Disorder, New York, W. W. Norton & Company; ١٩٩٧.
Kaplan, Harold I, & Sadok, Benjamin J, Comprehensive Textbook of Psychiatry / IV; Baltimor; Williams & Wilkins, ١٩٨٥ C.
Leahy Robert L, Cognitive Therapy Techiniques: A Practioner's Guide, New York, The Guilford Press, ٢٠٠٣.
Leahy Robert L, Overcoming Resistance in Cognitive Therapy, New York, The Guilford Press, ٢٠٠٣.
Jenike Mchael A, & others. Obsessive – Compulsive Disorders; Practical Management, New York, Mosby Inc, ١٩٩٨.
Newberg Andrew, M.D., Daqili,M.D., PH.D. & Rause Vince. Why God Wont GO Away, New York, Ballantine Books, ٢٠٠١.
Robert L. Leahy, Cognitive Therapy Techniques, New York, The Guilford Press, ٢٠٠٢.
* عضو هيأت علمي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني€. دريافت: ١٣/٣/١٣٨٨ ـ پذيرش: ٣/٥/١٣٨٨
** استاد دانشگاه تهران.
[١]. American psychiatric Association, Diagnostic and StatisticalManual of Disorders ( DSM-IV- TR) in Abramowit ٢, ٢٠٠٨, P.XV / Davison Gerald C & Neale John M, Abnormal Psychology (third edition) / David H. Barlow, Clinical Handbook of Psychological Disorders; A Step Treatment Manual, P.٢١٠/ Abramowitz Jonathan S, McKay Dean & Taylor Steven, Obsesseve- Compulsive disorder (subtypes and spectrum conditions). London: Elsevier, P.٣.
[٢]. Jenike Mchael A. & others. Obsessive – Compulsive Disorders; Practical Management, P.٣ / Yaryura Jose A. – Tobias. Biobehavioral Treatment Of Obsessive – Compulsive Spectrum Disorder, P.١٦
[٣]. استوارت مونتگمري و زوهر جوزف، وسواس ( شناخت و درمان)، ترجمة دکتر محسن معروفي و اکبر فرشيدنژاد، ص٣.
[٤]. Obsessions.
[٥]. Compulsions .
[٦]. ego-dystonic.
[٧]. انجمن روانشناسي آمريكا ١٩٩٤، ص ٢٠٧.
[٨]. علي قائمياميري، وسواس، ص ٢٥ـ٣٣.
[٩] American psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Disorders; Washington: APA; (١٩٩٤).
[١٠]. exorcicm.
[١١]. Kaplan, Harold I, & Sadok, Benjamin J. Comprehensive Textbook of Psychiatry / IV; Baltimor; Williams & Wilkins: (١٩٨٥).
[١٢]. Hippocrates
[١٣]. Davison Geraldc & Neale John M, Abmormal Psychology (third edition), P.١٤٧.
[١٤]. Pierre Janet
[١٥]. exposure and response prevention (ERP).
[١٦].. Leahy Robert L. Cognitive Therapy Techiniques: A Practioner's Guide, P.١-٥.
[١٧]. جمشيد احمدي، وسواس و درمان آن، ص ١٠.
[١٨]. سيدمحمدحسين طباطبائي، الميزان، ج ٢٠، ص ٣٩٧ / ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج ٢٧، ص ٤٧٣ / محمدجواد مغنيه، التفسير الكاشف، ج ٧، ص ٦٢٧.
[١٩]. محمدبنيعقوب كليني، كافي، ج ٢، ص ٤٢٥ / محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ٥٥، ص ٣٢٤ / محمد محمدي ريشهري، ميزان الحكمه، ج ٤، ص ٣٥٢٥.
[٢٠]. محمد محمديريشهري، ميزان الحكمة، ج ص ٣٥٢٥.
[٢١]. محمدبن يعقوب كليني، ج ٣، ص ٣٨٥ / محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ٥٨، / محمدمحمدي ريشهري، ميزانالحكمة، ص ٣٥٢٥.
[٢٢]. building block
[٢٣]. جنايك، ١٩٩٧، ص ٣٧٢ ـ ٣٧٣.
[٢٤]. جنايك ١٩٩٨، ص ٢٥ ـ ٢٦ / ياريورا ـ توبايس و نظير اوغلو، ١٩٩٧، ص ١٢ / ابرامويتز و همكاران، ٢٠٠٨، ص ٤ ـ ٥.
[٢٥]. جنايك، ١٩٩٨ / ياريوراـ توبايس و نظير اوغلو، ١٩٩٧، ص ١١ ـ ٣ / ابرامويتز وهمكاران، ٢٠٠٨، ص ٣ / مونتگمري و جوزف زوهر / ١٣٨٢، ترجمة محسن معروفي و اکبر فرشيدنژاد، ص ١٥ـ١٧.
[٢٦]. مجيد محمود عليلو، بررسي الگوهايشناختي و شاخصهاي پردازش هيجاني در اختلال وسواسي، ص ٢٤ـ٢٥.
[٢٧]. ATDS
[٢٨]. گيل اس استكتي، روشهاي درمان اختلال وسواس، ترجمة حسن توزنده جاني و نسرين کمالپور، ص ١٨ / لي بائر، غلبه بر وسواس، ترجمة مسعود محمدي و همکاران، ص ٣٠ـ٣٢ / سيدمهدي حجازي شهرضائي، الوسواس و علاجه، ص ٣٩ـ ٥٢.
[٢٩]. جنايك، ١٩٩٨، ص ٢٦ / ابرامويتز و همكاران، ٢٠٠٨، ص ٣ / احمدي جمشيد احمدي، وسواس و درمان آن، ص ٢١.
[٣٠]. جنايك، ١٩٩٨، ص ٢٥ ـ ٢٦ / ابرامويتز و همكاران، ٢٠٠٨، ص ٤.
[٣١]. امام خميني، تحريرالوسيله، ص ١١٠ ـ ١١١ / زينالدين بن علي (شهيد ثاني)، الروضه البهيه في شرحاللمعه الدمشقيه، ص ٢٢ ـ ٢٣.
[٣٢]. محمدحسن بنيهاشمي خميني، توضيحالمسائل مراجع، مطابق با فتاواي دوازده نفر از مراجع معظم تقليد، ص ١١٤ ـ ١١٨.
[٣٣]. امام خميني€، شرح چهل حديث ( اربعين حديث)، ص ٤٠١ـ٤٠٥ / سيدمهدي حجازي، شهرضايي، الوسواس و علاجه، ص ٥ـ ١٧ و ص ٣٩ـ٤٠ / مصطفي زماني، وسواس پيدايش ـ رشد و علاج، ص ٢٦.
[٣٤]. امام خميني€، ١٣٧٢، ص ٤٠٠ ـ ٤٥١ / سيدمهدي حجازي شهرضايي، الوسواس و علاجه، ص ١٠ ـ ١٥.
[٣٥]. مجيد محمود عليلو، بررسي رشوهاي شناختي و شاخصهاي پردازش هيجاني در اختلال وسواس ـ اجباري، ص ٨٧.