نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٧ - رابطه جهت گيري مذهبي با سلامت روان و تحول اخلاقي
سال هشتم، شماره اول، پياپي ٢٩، بهار ١٣٩٤
حسن اعتصامي نيا / كارشناسي ارشد روان شناسي باليني دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم تحقيقات ساوه، گروه روان شناسي، ساوه، ايران
رحيم ناروئي نصرتي / استاديار گروه روان شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره
محمدرضا احمدي / استاديار گروه روان شناسي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره
دريافت: ٧/٨/١٣٩٢ ـ پذيرش: ٢٠/١/١٣٩٣
چكيدههدف اين پژوهش شناسايي رابطة جهت گيري مذهبي با تحول اخلاقي و سلامت روان مي باشد. بدين منظور، به روش توصيفي- همبستگي نمونه اي شامل ٣٨٤ نفر (١٩٢ پسر و ١٩٢ دختر) با استفاده از نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي، از ميان دانش آموزان دورة دبيرستان شهرستان قم در سال تحصيلي ١٣٩٢-١٣٩١ انتخاب شد. داده ها از طريق پرسش نامه هاي جهت گيري ديني، تحول اخلاقي و SCL-٩٠-R جمع آوري و با استفاده از نرم افزار SPSS، آزمون t، همبستگي و رگرسيون گام به گام، تجزيه و تحليل گرديد. نتايج نشان داد كه سلامت روان، رابطه مثبت و معناداري با جهت گيري ديني و تحول اخلاقي دارد. همچنين جهت گيري مذهبي، جنسيت و پاية تحصيلي مي توانند سلامت روان را پيش بيني كنند. اين يافته ها، نشان مي دهد كه با تقويت جهت گيري ديني و تشويق به تحصيل، مي توان سلامت روان بيشتري براي افراد جامعه فراهم نمود.
كليدواژه ها: جهت گيري مذهبي، تحول اخلاقي، سلامت روان.
و اهدافي كه به سعادت و شادكامي خود يا اطرافيان مي انجامد و خواهان افزايش مشاركت اجتماعي است)؛ ٥. فرديت و يگانگي (آلواردو(Alvardo) و همكاران، ١٩٩٥).
يكي از عواملي كه به طور روزافزون بر نقش آن در بهداشت روان و ارتقاي سلامت روان تأكيد مي شود، عامل فرهنگ، و به ويژه جهت گيري مذهبي است (آذربايجاني، ١٣٨٩، ص٢٥). پژوهش هاي صورت گرفته از جمله (آلواردو و همكاران، ١٩٩٥، ص١٢٠؛ آكلين(Akline)، ١٩٩٨، ص٢٣٨؛ بلات(Belat)، ١٩٩٩، ص٨٨؛ كالاپس(Calapess)، ٢٠٠٠، ص١٠٥)، حاكي از ارتباط و همبستگي مثبت بين ارزش هاي مذهبي با بهداشت روان در افراد است.
در عرصة اصول اخلاقي، مهم ترين عملكرد دين، حمايت از اخلاق است (اولسون، ٢٠١٢، ص١٦). هيچ ديني نمي تواند مخالف عدالت، آزادگي و ساير اصول اخلاقي باشد (الياده، ٢٠٠٨، ص١١). تربيت نيروهاي داراي ارزش هاي دروني شده و با وجدان، يكي از عوامل اساسي پيشرفت و توسعه اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي هر جامعه است. آگاهي اخلاقي، بايد به اصول و انگيزة دروني تبديل شود، هدف نهايي، حصول به رفتار اخلاقي و ارزش هايي است كه آگاهي اخلاقي و تفكر دربارة تأثير آن در تأمين بهداشت رواني آشكار است (بوبر، ٢٠٠٩، ص١٢).
بسياري از دانشمندان و روان شناسان از جمله پياژه، كلبرگ، اريكسون، اوسر و آلكايند سازه هاي رواني انسان را در چارچوب تحول بررسي كرده اند. بيشتر تحقيقات انجام شده در زمينة تحول اخلاق، از روش و نظريه هاي پياژه و كلبرگ الهام يافته است. آلن (٢٠٠٩) معتقد است: افرادي كه در سطوح بالاي تحول اخلاقي نظرية كلبرگ قرار دارند، نسبت به افراد سطوح پايين تر، خشونت كمتري نشان مي دهند. اين افراد در شرايط رقابت طبيعي براي پيروزي خويشتن داري، احترام متقابل و اطاعت از مقررات مرسوم، اعتدال و نرمي بيشتري از خود نشان مي دادند، نسبت به افرادي كه در مراحل پايين تر قرار دارند، خشونت كمتري دارند و داراي سلامت رواني بالاتري هستند (دوتران(Dutran)، ٢٠٠٩، ص١٩). در بررسي صاحبي (١٣٦٩)، سطح رشد قضاوت اخلاقي در پسران عادي و تيزهوش تفاوتي نداشته و جنسيت در شرايط مساوي تعيين كننده نبوده است.
دين تكيه گاه محكمي براي اخلاق است. مرجعي اصيل براي آن به حساب مي آيد (اسپيلكا و همكاران، ٢٠١١، ص١٠). هدف نهايي، رسيدن افراد به رفتار و ارزش هايي است كه آگاهي اخلاقي و تفكر دربارة آنها در تأمين بهداشت رواني تأثير آشكار دارد (بوبر، ٢٠٠٩، ص١٧). از سوي ديگر، اخلاق ريشه در شرايط اجتماعي و روان انسان داشته و از آنها ناشي مي شود (توماس، ٢٠١٠، ص١٨). سه رشتة مهم روان شناسي شامل رشد، اجتماعي و شخصيت با مباحث كلي، چگونگي شكل گيري و تحول اخلاقي (نظريه كلبرگ) و آسيب شناسي شخصيت اخلاقي افراد و مطالعة تأثيري كه تعاملات آدمي با ديگران در نگرش و رفتار اخلاقي او دارد، هم جهت بوده، مي توانند در گره گشايي از معضلات و معيارهاي اخلاقي فردي و اجتماعي، به ياري علم اخلاق بيابند (گوريچ، ٢٠٠٩، ص٢٥).
به دليل اهميت سطح دين داري و تحول اخلاقي و سلامت روان، اين پژوهش به دنبال آن است كه رابطه آنها را در ميان دانش آموزان دبيرستاني در شهر قم و توان پيش بيني سلامت روان از روي تحول اخلاقي، جهت گيري مذهبي و برخي اطلاعات جمعيت شناختي، تفاوت متغيرها در ميان دختران و پسران را مورد بررسي قرار دهد.
روش پژوهشاين پژوهش از نوع توصيفي- همبستگي مي باشد. جامعه آماري شامل همه دانش آموزان پسر و دختر دورة دبيرستان شهر قم در سال تحصيلي ١٣٩٢-١٣٩١ بوده اند. حجم نمونه بر اساس جدول كرچسي و مورگان (بيابانگرد، ١٣٨٤، ج ١، ص١٢٩)، معادل ٣٨٤ نفر مي باشد كه از ميان نواحي چهارگانه شهرستان انتخاب شد. روش نمونه گيري، تصادفي چندمرحله اي انتخاب شدند. داده ها پس از جمع آوري، با استفاده از نسخه ١٨ نرم افزار SPSS، همبستگي، رگرسيون گام به گام و آزمون t، تجزيه و تحليل شد.
ابزار پژوهشالف. پرسش نامه جهت گيري مذهبي: مقياس جهت گيري مذهبي، توسط آذربايجاني (١٣٨٢) تهيه شده است. پرسش نامة نهايي آن، مشتمل بر هفتاد سؤال و داراي دو زيرمقياس عقايد- مناسك (١R) و اخلاق (٢R) است. آذربايجاني (١٣٨٢) ضريب آلفاي كرونباخ ١R معادل ٩٤٧/٠، ٢R معادل ٧٩٣/٠ و جهت گيري مذهبي كل (R) را معادل ٩٣٦/ گزارش نموده است. در بررسي روايي محتواي مقياس، از راه جمع آوري نظرات كارشناسان اسلامي، ميزان موافقت ٧٧٥/٠ به دست آمد (آذربايجاني، ١٣٨٩، ص٨٩).
ب. پرسش نامه تحول اخلاق: حداقل ١٢ و حداكثر ٦٠ نمره دارد. متن اصلي اين آزمون داستاني شبيه داستان كلبرگ (هاينز) است، اما به دليل عدم هماهنگي اسامي آن با فرهنگ اسلامي- ايراني و احتمال تأثيرگذاري بر قضاوت آزمودني ها، همانند غلامي (١٣٨٦) از داستان آشنا و قابل درك براي آزمودني ها استفاده شد. ازاين رو، داستان روزنامه ديواري، كه دانش آموزان در محيط دبيرستان ها با آن بسيار مواجه مي شوند، استفاده شده است. اين پرسش نامه از نوع ليكرت و داراي ١٢ سؤال كه سؤالات به صورت جملات خبري است و آزمودني، بايد گزينه مورد نظر خويش را انتخاب كند. گزينه ها در طيف خيلي كم يا اصلاً تا بسيار زياد قرار دارد. با توجه به تحقيقات انجام شده توسط مكنامي(Macnamy) (١٩٧٨) و بلازي(Belazy) (١٩٨٠)، كه جهت بررسي رابطة تحول اخلاقي با رفتار سازگارانه انجام شد، پايايي و روايي آن بر اساس ضريب آلفاي كرونباخ به ترتيب برابر با ٦٣/٠ و ٧٣٤/٠ به دست آمد. در تحقيق صفورايي (١٣٨٦)، كه در شهرستان كرج در مناطق چهارگانه انجام گرفت، روايي و اعتبار آن بر اساس ضريب آلفاي كرونباخ، به ترتيب برابر ٦٩/٠ و ٦٩٧/٠ به دست آمد.
ج. پرسش نامه سلامت روان (SCL-٩٠-R): شامل ٩٠ سؤال براي ارزشيابي علايم رواني كه فرم اوليه آن توسط – درگاتيس(Dergoties) و همكاران (١٩٧٣)، براي نشان دادن جنبه هاي روان شناختي، بيماري هاي جسمي و رواني مطرح گرديد. اين آزمون ٩ بعد مختلف شامل شكايات جسمي، وسواس، حساسيت در روابط متقابل، افسردگي، اضطراب، پرخاشگري، ترس مرضي، افكار پارانوئيدي و روان پريشي را در بر مي گيرد.
پايايي و روايي تست، بر اساس ضريب آلفاي كرونباخ برابر، به ترتيب برابر با ٩٠/٠ و ٧٧/٠ توسط آنها گزارش شد. نتايج فراتحليل ٤٣ پژوهش، كه توسط ويليامز و ماري انجام شد، ميانگين حساسيت ٨٤/٠ و متوسط ويژگي ٨٢/٠ به دست آمد. همچنين نتايج بررسي مقدماتي در كرمان توسط رضايي و رحمتي (١٣٨٤)، نشان داد كه حساسيت اين آزمون در بهترين نمره برش ٣٤ برابر با ٥/٩١/٠ و ويژگي آن برابر با ٨٢/٠ مي باشد. ضريب پايايي و روايي آن به روش آلفاي كرونباخ در اين مطالعه، به ترتيب برابر با ٧٩/٠ و ٨٨/٠ به دست آمد (توسلي و مرشدي، ١٣٨٨، ص٢٥).
يافته هاي پژوهشبراي بررس رابطه ميان متغيرهاي پژوهش، از همبستگي پيرسون بهره گرفته شد كه نتايج آن در جدول (١) قابل مشاهده است.
جدول ١. ماتريس همبستگي ميان متغيرهاي جهت گيري مذهبي، تحول اخلاقي و سلامت روان
|
متغير |
١ |
٢ |
٣ |
|
١. جهت گيري مذهبي |
١ |
|
|
|
٢. تحول اخلاقي |
٢٢٨/٠** |
١ |
|
|
٣. سلامت روان |
٤٠١/٠** |
١٦٠/٠* |
١ |