نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - رابطة صداقت و فروتني با شخصيت، دين، و بهزيستي فاعلي
سال پنجم، شماره سوم، پاييز ١٣٩١، ص ٢٥ ـ ٤٠
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٥. No.٣, Fall ٢٠١٢
ناصر آقابابايي*
چكيده
پژوهش حاضر با هدف شناخت جايگاه صداقت و فروتني در شخصيت و دين، و رابطة اين دو فضيلت با بهزيستي فاعلي انجام شد. نمونهاي متشكل از ٤٥٠ دانشجو ـ كه با روشِ در دسترس، نمونهگيري شدند ـ در اين پژوهش شركت كردند. براي جمعآوري دادهها «پرسشنامة شخصيت هگزاكو-٦٠»، «مقياس خودارزيابي معنويت»، «علاقه به دين»، «مقياسهاي تكگويهاي جهتگيري ديني»، «مقياس شادي فاعلي»، و «مقياس رضايت از زندگي عمومي» به كار رفتند. نتايج، ساختار ششعاملي پرسشنامة شخصيت هگزاكو را تأييد كرد. صداقت ـ فروتني بهعنوان عاملي مستقل در كنار پنج عامل شخصيت قرار داشت. اين عامل جديد، با دينداري و بهزيستي فاعلي رابطة مثبت داشت. دادههاي تجربي، در كنار مرور متون ديني، نشان داد صداقت (در مقايسه با فروتني) اهميت بيشتري براي دينداري و بهزيستي دارد. بر اساس اين پژوهش، پرسشنامة شخصيت هگزاكو، مقياسي معتبر است و صداقت ـ فروتني، عامل شخصيتي مستقلي است كه نقش مثبتي در بهزيستي دارد.
كليدواژهها: شخصيت، پرسشنامة شخصيت هگزاكو، صداقت، فروتني، دين، بهزيستي فاعلي.
* دانشجوي دكتراي روانشناسي عمومي دانشگاه علامه طباطبايي [email protected]
دريافت: ٣٠/٢/١٣٩١ ـ پذيرش: ٦/٩/١٣٩١
مقدمه
رويكرد صفات، در روانشناسي علمي معاصر شكوفا شد و اكنون بر قملرو مهم و گستردهاي از آن، يعني روانشناسي شخصيت، حكمراني ميكند.[١] در ادبيات اين رويكرد، چندين الگو، مانند الگوي شانزدهعاملي كتل، مدل سهمؤلفهاي آيزنك، و پنج عامل بزرگ شخصيت تولد يافتند. گرچه ابعاد درونگرايي[٢] / برونگرايي[٣] و روانرونجورخويي[٤] آيزنك پذيرفته شدند و در نظرية پنجعاملي راه يافتند، وجود عاملي به نام روانپريشىگرايى،[٥] پيوسته مورد جدال بوده است؛ اما الگوي پنج عامل بزرگ شخصيت، با استقبال پژوهشگران مواجه شد و اكنون پرطرفدارترين[٦] و پذيرفتهشدهترين الگوي سنجش شخصيت است.[٧] طبق اين الگو، شخصيت را ميتوان با پنج عامل توضيح داد. هر يك از اين عاملها، مجموعهاي از رگهها (صفتها)[٨] همطرازاند. اين پنج عامل، با عناوين برونگرايي، روانرنجورخويي، وظيفهشناسي،[٩] توافق،[١٠] و تجربهپذيري (گشودگي به تجربه)[١١] معرفي شدهاند.
جستوجوي الگوهاي نو براي تبيين ساختار شخصيت، هرگز متوقف نشد. بهموازات و پس از نظريهپردازي پنج عامل بزرگ شخصيت، پژوهشگران با تكيه بر دادههاي تجربي، به برخي ويژگيها به منزلة عامل يا رگهاي مستقل دست يافتند؛ مثلاً پيدمنت[١٢] معنويت را به منزلة يك عامل مطرح كرد؛ وود و همكارانش[١٣] قدرداني را بهعنوان رگهاي مستقل پيشنهاد كردند؛ و پژوهشهاي اشتن و لي[١٤] به الگوي ششعاملي هگزاكو[١٥] انجاميد. در ادامه، چگونگي پديدايي مقياس اخير را مرور ميكنيم.
رويكرد واژگاني به ساختار شخصيت، بر اين فرض استوار است كه مهمترين ويژگيهاي شخصيتي، در كلمات رمزبندي شده است. طي دهة ١٩٩٠، پژوهشهاي واژگاني در زبانهايي غير از انگليسي انجام شد. يافتههاي اين پژوهشها شباهتهاي بسياري با ساختار پنج عامل داشت. با اين حال، تفاوتهايي در بين زبانها آشكار شد. يكي از اين تفاوتها، به ظهور عامل ششمي انجاميد كه در پژوهشهاي اوليه در زبان انگليسي ظهور نداشت. اين عامل با نام «صداقت ـ فروتني»[١٦] ـ كه با اصطلاحاتي چون صادق، منصف، فروتن، و بيادعا مشخص شده است ـ در پژوهشهاي واژگاني در زبانهاي مختلف مشاهده شد. تفاوت ديگر، مربوط به محتواي عاملهاي توافق و پايداري هيجاني[١٧] (معكوس روانرنجورخويي) است. در برخي پژوهشهاي انگليسي، واژههاي مربوط به حساسيت، عمدتاً در عامل توافق، و واژههاي مربوط به صبر، بيشتر در عامل پايداري هيجاني بار داشتند؛ اما در چندين زبان ديگر، واژههاي مربوط به صبر، عمدتاً در عامل توافق، و واژههاي مربوط به حساسيت، بيشتر در عامل پايداري هيجاني بار داشتند. عامل اخير، شامل حساسيت بود، نه خشم؛ ازاينرو، فاقد دلالت ضمني آسيبشناختي و نامطلوب عنوان «روانرنجورخويي» بود و به همين علت، «تهييج پذيري»[١٨] ناميده شد. بر اساس اين يافتهها، مدل هگزاكو از ساختار شخصيت ارائه شد.[١٩] اين عاملها در مجموع، ٢٤ رگه را دربرميگيرد. با وجود نامها و محتواي مشترك هگزاكو با پنج عامل سنتي، اين دو دسته با يكديگر تفاوت دارند. محتواي توافق و پايداري هيجاني در پنج عامل، چرخش مجدد كرده و در عاملهاي صداقت- فروتني، توافق و تهييجپذيري پراكنده شده است. عامل توافق هگزاكو، تا حدودي با محتواي تحريكپذيري و تندمزاجي مشخص ميشود كه معمولاً در عامل پايداري هيجاني پنج عامل جاي دارد. مقايسة مدل ششعاملي هگزاكو با مدل پنج عامل شخصيت، در رابطه با دامنة گستردهاي از متغيرها، نشان از برتري مدل هگزاكو در پيشبيني اين متغيرها داشت؛ متغيرهايي چون مادهگرايي، تصميمهاي تجاري غيراخلاقي،[٢٠] بزهكاري در محل كار،[٢١] رأي دادن،[٢٢] گرايشهاي رقابتي خطرجويانه،[٢٣] جاذبة جنسي،[٢٤] هراس،[٢٥] خودخواهي،[٢٦] خودشيفتگي، ماكياولگرايى،[٢٧] جامعهستيزي،[٢٨] خطرجويي و خوشمزگي.[٢٩] ما به پژوهشي دربارة رابطة مدل هگزاكو با بهزيستي فاعلي[٣٠] دست نيافتيم. همچنين رابطة شخصيت ـ دينداري در چارچوب مدل پنج عامل، بهخوبي انجام شده است؛ اما دربارة مدل هگزاكو، دادة چنداني در دست نيست.
مطالعة رابطة شخصيت با دين، به نوشتههاي ويليام جيمز دربارة رابطة رفتار ديني و خُلقوخو باز ميگردد. بيشتر پژوهشهاي منتشرشده، بر رابطة دينداري با مدل آيزنك و پنج عامل متمركز شدهاند.[٣١] اين پژوهشها نشان دادهاند كه دينداري با روانپريشيگرايي، رابطة منفي، و با توافق و وظيفهشناسي، رابطة مثبت دارد؛ گرچه اين رابطهها معمولاً ضعيف بودهاند.[٣٢] با اينكه رابطة دينداري با مدل هگزاكو مطالعه نشده است، انتظار ميرود افراد متدين در عامل صداقت ـ فروتني نمرة بالايي گزارش كنند؛ زيرا فروتني، بهويژه صداقت، از فضيلتهايياند كه بيشتر اديان آنها را ارج مينهند و براي افراد متدين، مهم است كه منصف و «صادق» باشند.[٣٣] برخي مقياسهاي دينداري نيز با اقتباس از متون ديني،[٣٤] گويههايي دربارة صداقت در روابط اجتماعي و صداقت در امور تجاري را در خود جاي دادهاند.
چنانچه اشاره شد، صداقت و فروتني از فضيلتهاي مورد توجه دين هستند. صدق، فضيلتي است كه مربوط به سه قوة عاقله، غضبيه و شهويه است.[٣٥] نراقي آن را شريفترين صفتِ مطلوب و رهبر فضايل خوانده است.[٣٦] آيات و اخبار بيشماري در مدح و فايدة آن آمده است. در قرآن كريم، خداوند خود را صادق ميخواند؛[٣٧] بهشت را ثمرة صدق معرفي ميكند؛[٣٨] صداقت را از ويژگيهاي مردان و زنان مؤمن برميشمارد[٣٩] و برترين انسانها را با ويژگي صدق توصيف ميكند: «رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه.»[٤٠] در اهميت صدق و پيوند آن با ايمان، همين بس كه امام صادق(ع) فرمودند: «به طول ركوع و سجود فرد ننگريد؛ چراكه اين كار از روي عادت است و ترك آن موجب ناراحتي فرد ميشود؛ بلكه به راستگويي و امانتداري فرد بنگريد.»[٤١] اميرالمؤمنين(ع) نيز ميفرمايند: «از دروغ بر كنار باشيد كه با ايمان فاصله دارد. راستگو، در راه نجات و بزرگواري است؛ اما دروغگو بر لب پرتگاه هلاكت و خواري است.»[٤٢] تواضع نيز از فضايل مهم مربوط به قوة غضبيه است و عبارت از اين است كه فرد خود را از ديگران برتر نداند.[٤٣] در بيان اهميت تواضع، همين بس كه رسول اكرم(ع) در قرآن بدان امر شده است: «واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين»؛[٤٤] «و بال و پر خود را براي مؤمناني كه از تو پيروي ميكنند، بگستران.»
پژوهش حاضر به شناخت رابطة مدل شخصيت هگزاكو با دينداري ميپردازد. چون عامل صداقت- فروتني به تازگي معرفي شده است و نيز صداقت و فروتني از فضايل مورد توجه دين و اخلاقاند، نوشتار حاضر بر روي اين عامل متمركز ميشود. همچنين، جستوجوي ما نشان داد كه رابطة اين مدل از شخصيت با بهزيستي فاعلي، مطالعه نشده است. بهزيستي از مهمترين مفهومهاي مورد توجه مردم و متخصصان سلامت است. ازاينرو، پژوهش حاضر به تعيين رابطة مدل شخصيت هگزاكو با بهزيستي فاعلي (شامل شادي و رضايت از زندگي) نيز خواهد پرداخت. با توجه به آنچه گذشت، پژوهش حاضر درصدد اثبات اين فرضيه است كه صداقت- فروتني با گرايش ديني رابطة مثبت دارد. در خصوص رابطة بهزيستي فاعلي با صداقت- فروتني، مبناي نظري يا دادة تجربي در دست نيست. ازاينرو، وجود رابطه بين آنها، پرسش پژوهشي ما خواهد بود. چنانچه اشاره شد، ساختار ششعاملي هگزاكو، در زبانهاي مختلف،[٤٥] از جمله فارسي تأييد شده است. در اين ميان، يك پژوهش در ايران اين ساختار را با پرسش مواجه كرده است.[٤٦] ازاينرو، ابتدا به ساختار پرسشنامه ميپردازيم.
روشاين پژوهش از نوع مطالعة همبستگي است. براي تحليل دادهها، از شاخصها و روشهاي آماري همچون ميانگين، همبستگي پيرسون، و تحليل عامل اكتشافي استفاده شد. نمونة پژوهش، متشكل از ٤٥٠ دانشجوي دانشگاه تهران است كه در بازة زماني سال ١٣٨٩ و ١٣٩٠ با روشِ نمونهگيري در دسترس، به شركت در پژوهش دعوت شدند. ٢٤٤ نفر از شركتكنندگان، زن، و ٢٠٦ نفر از آنها مرد بودند. ميانگين سني شركتكنندگان ٦٢/٢١ سال با دامنة ١٨ تا ٣٩ و انحراف استاندارد ٣١/٣ بود. ابزارهاي مورد استفاده عبارت بودند از:
پرسشنامة شخصيت هگزاكو:[٤٧] براي سنجش عاملهاي ششگانة هگزاكو، از نسخة شصت گويهاي پرسشنامة خودگزارشي هگزاكو استفاده شد. سازندگان مقياس، پايايي دروني شش عامل صداقت ـ فروتني (شامل چهار رگة صداقت،[٤٨] انصاف،[٤٩] پرهيز از حرص،[٥٠] و فروتني[٥١])، تهييجپذيري (شامل چهار رگة احساساتي بودن،[٥٢] ترسويي،[٥٣] وابستگي،[٥٤] و اضطراب[٥٥])، برونگرايي (شامل چهار رگة عزت نفس اجتماعي،[٥٦] جسارت اجتماعي،[٥٧] مردمآميزي،[٥٨] و سرزندگي[٥٩])، توافق (شامل چهار رگه: گذشت،[٦٠] ملاطفت،[٦١] انعطافپذيري،[٦٢] و بردباري[٦٣])، وظيفهشناسي (شامل چهار رگة سازمانيافتگي،[٦٤] پشتكار،[٦٥] كمالگرايي،[٦٦] و احتياط[٦٧])، و گشودگي به تجربه (شامل چهار رگة تقدير از زيبايي،[٦٨] جستوجوگري،[٦٩] خلاقيت،[٧٠] و غير عرفي بودن[٧١]) را در نمونهاي از دانشجويان، بهترتيب برابر با ٧٩/٠، ٧٨/٠، ٨٠/٠، ٧٧/٠، ٧٨/٠، و ٧٧/٠ گزارش كردند. آنها آلفاي كرونباخ اين عاملها را در نمونهاي از جمعيت عمومي، بين ٧٣/٠ و ٨٠/٠ گزارش كردند.[٧٢] همبستگي نمرههاي خودگزارشي و نمرههاي مشاهدهگر، از ٤٧/٠ تا ٦٠/٠، و همبستگي پرسشنامة پنجعاملي نئو با پنج عامل متناظر آن در نسخة شصت گويهاي هگزاكو، از ٥٣/٠ تا ٨٠/٠ بود. در ايران، پالاهنگ و همكارانش ساختار ششعاملي هگزاكو را در نسخة ١٩٢ گويهاي آن تأييد كردند. آنها آلفاي كرونباخ نسخة فارسي عاملهاي هگزاكو را از ٨٥/٠ تا ٩٣/٠، و همبستگي آنها با پنج عامل پرسشنامة نئو را از ٤٢/٠ تا ٧٩/٠ گزارش كردند.[٧٣] شركتكنندگان به گويههاي اين پرسشنامه در يك مقياس پنجدرجهاي از ١ (عمدتاً نادرست) تا ٥ (عمدتاً درست) پاسخ دادند.
مقياس خودارزيابي معنويت:[٧٤] اين مقياس ششگويهاي، جهتگيري دروني به معنويت و دين را ميسنجد.[٧٥] نمونهاي از گويهها از اين قرار است: بسيار تلاش ميكنم تا زندگيام طبق باورهاي دينيام باشد (گوية ٢)؛ و از مطالعه دربارة معنويت يا دينم لذت ميبرم (گوية ٤). اين مقياس، در پژوهشهاي باليني و غيرباليني به منزلة ابزاري معتبر به كار رفته است. پايايي دروني مقياس با روش آلفاي كرونباخ، از ٨٢/٠ تا ٩١/٠ گزارش شده است.[٧٦] آلفاي كرونباخ نسخة فارسي مقياس، برابر با ٨٢/٠ بوده است.[٧٧] شركتكنندگان به يك مقياس پنجدرجهاي پاسخ دادند.
علاقه به دين:[٧٨] شركتكنندگان، ميزان علاقهمندي خود را به دين، با پاسخ به يك گويه مشخص كردند: «چه اندازه به دين علاقه داريد؟». شركتكنندگان در يك مقياس دهدرجهاي، از صفر (اصلاً علاقه ندارم) تا ٩ (بسيار علاقهمندم) پاسخ ميدهند. گرچه اين تكگويه، تعهد به دين را بهصورتي كمرنگ ميسنجد، پژوهشها نشان دادهاند كه اين مقياس، شاخص مناسبي از انگيزش ديني است و با متغيرهاي ديني، همبستگي قوي دارد. همبستگي اين گويه با تعهد سازگارانه به دين، در ايران و ايالات متحده به يك اندازه قوي بوده است.[٧٩] همبستگي اين مقياس با مقياس نگرش مسلمانان به دين، برابر با ٦٠/٠ گزارش شده است.[٨٠]
مقياسهاي تكگويهاي جهتگيري ديني:[٨١] از مقياسهاي تكگويهاي، براي سنجش جهتگيري ديني استفاده شد. اين گويهها سه نوع انگيزش در روي آوردن به دين را ميسنجند: دروني (تمامي ديد من به زندگي بر پاية دينم است.)؛ بروني فردي (آنچه دين بيش از هر چيزي به من ميدهد، آسايش در هنگام سختي و غمگيني است.)؛ و بروني اجتماعي (بيشتر به اين دليل به مسجد يا محافل مذهبي ميروم كه در آنجا از ديدن آدمهايي كه آنها را ميشناسم، لذت ميبرم). اين مقياسهاي كوتاه، به مثابه ابزاري معتبر براي سنجش انگيزش ديني در گروههاي مختلف ديني، شامل مسلمانان،[٨٢] مسيحيان و بودائيان[٨٣] استفاده شده است و با مقياسهاي بلندتر جهتگيري ديني، رابطة قوي داشته است.
مقياس شادي فاعلي:[٨٤] اين مقياس، چهار گويه دارد: دو گوية نخست آن از پاسخدهنده ميخواهند كه ميزان شادي خود را بهصورت مستقل و در مقايسه با همگنان خود مشخص كند؛ گويههاي سه و چهار نيز افراد شاد و غمگين را توصيف ميكنند و از پاسخدهنده ميپرسند اين اوصاف چقدر دربارة او درستاند. پايايي دروني مقياس با روش آلفاي كرونباخ، از ٧٩/٠ تا ٩٤/٠ گزارش شده است.[٨٥] اين مقياس با مقياسهاي عيني[٨٦] شادي، مانند گزارش همسالان، همبسته است و همبستگي اندكي با جامعهپسندي دارد.[٨٧] نسخة فارسي مقياس، در نمونههاي دانشجويي و غيردانشجويي اجرا و اعتباريابي شده است. ضريب آلفاي كرونباخ نسخة فارسي، برابر با ٧٦/٠، و همبستگي آن با مقياس رضايت از زندگي، از ٤٣/٠ تا ٤٧/٠ گزارش شده است.[٨٨] شركتكنندگان، به مقياسي دهدرجهاي پاسخ ميدهند.
رضايت از زندگي عمومي: براي سنجش رضايت از زندگي، از يك گويه استفاده شد. اين گويه، از شركتكنندگان ميخواهد كه ميزان رضايتشان را از زندگي مشخص كنند (بهطوركلي چه اندازه از زندگيتان راضي هستيد؟). اين مقياس تكگويهاي، بهاندازة مقياسهاي چندگويهاي روا و پاياست؛[٨٩] در گذر زمان تقريباً پايدار است و به تغييرات زندگي حساس ميباشد.[٩٠] همبستگي اين مقياس با مقياسهاي ششگانة بهزيستي روانشناختي ريف، بين ٢٢/٠ و ٦٤/٠ گزارش شده است.[٩١] پايايي بازآزمايي اين مقياس، به فاصلة يك ماه، برابر با ٤٩/٠ به دست آمده است.[٩٢] شركتكنندگان به مقياسي دهدرجهاي از صفر (بسيار ناراضي) تا ٩ (بسيار راضي) به اين گويه پاسخ دادند.
يافتههامحاسبة تحليل مؤلفههاي اصلي نشان داد اندازة «مقياس كفايت نمونهگيري كايزر ـ ماير ـ اولكين»[٩٣] (KMO) برابر با ٧٤٦/٠، و مشخصة آزمون كرويت بارتلت،[٩٤] برابر با ٩٥/١٨٨٥، و از لحاظ آماري معنادار است (٠٠٠١/٠p=) كه نشان ميدهد ماتريس همبستگي متغيرها، ماتريس واحدي نيست و بنابراين ميتوان بر پاية اين دادهها، به استخراج عاملها اطمينان كرد. نتايج تحليل مؤلفههاي اصليِ ٢٤ رگة شخصيت هگزاكو (با روش چرخش متعامد)، مبين آن بود كه ارزشهاي ويژة شش، عامل، بزرگتر از يك است. اين شش عامل كه با نسخة اصلي مقياس كاملاً مطابقاند، ٠٧/٥٢ درصد كل واريانس رگههاي شخصيت را تبيين كردند. ميزان بار عاملي رگههاي شخصيت در شش عامل هگزاكو، در جدول ١ ديده ميشود. عاملهاي جدول عبارتاند از: ١. برونگرايي؛ ٢. وظيفهشناسي؛ ٣. تهييجپذيري؛ ٤. توافق؛ ٥. تجربهپذيري (گشودگي به تجربه) ٦. صداقت ـ فروتني. همچون مقياس انگليسي، همة بارهاي عاملي اصلي، بالاتر از ٣٠/٠ هستند.
جدول ١: بارهاي عاملي ٢٤ رگة پرسشنامة شخصيت هگزاكو

همانند نسخة اصلي، همبستگي گويهها با يكديگر، و همبستگي عاملها با يكديگر كم است، كه نشاندهندة استقلال عاملها از يكديگر و اعتبار پرسشنامه است. پايايي دروني اين شش عامل با روش آلفاي كرونباخ، بين ٦٠/٠ و ٧٥/٠ به دست آمد. مقايسة دو جنس در اين شش عامل نشان داد كه زنان در تهييجپذيري و برونگرايي، نمرههاي بالاتري گزارش كردند. بنابراين، نسخة فارسي و شصت گويهاي پرسشنامة شخصيت هگزاكو معتبر است و ميتوان از آن براي بررسي پرسشهاي پژوهش استفاده كرد.
رابطة عاملهاي شخصيت با متغيرهاي پژوهش، در جدول ٢ آمده است. چنانچه ديده ميشود، عاملهاي صداقت- فروتني و توافق، قويترين همبستههاي ديندارياند. همچون مدل پنجعاملي، برونگرايي از قويترين همبستههاي بهزيستي فاعلي است. با اين حال، عاملهاي صداقت ـ فروتني و توافق نيز با هر دو بعد بهزيستي فاعلي (يعني شادي و رضايت از زندگي)، رابطة مثبت دارند.

چنانچه پيشتر گفته شد، مقالة حاضر بر عامل صداقت- فروتني تمركز دارد. جدول ٣ رابطة صداقت و فروتني را جداگانه با متغيرهاي پژوهش نشان ميدهد. خردهعامل صداقت، از جمع دو رگة انصاف و صداقت، و خردهعامل فروتني، از جمع دو رگة پرهيز از حرص و فروتني به دست آمد. چنانچه ديده ميشود، پيوند صداقت با همة متغيرهاي ديني، قويتر از رابطة فروتني با آنهاست. همچنين رابطة صداقت با بهزيستي فاعلي، مثبت است. گرچه فروتني نيز با بهزيستي فاعلي رابطة مثبت دارد، اين رابطه معنادار نيست.

اين پژوهش كه با هدف شناخت جايگاه صداقت و فروتني در شخصيت و دين انجام شد، نشان داد كه عامل صداقت ـ فروتني، عاملي مستقل در كنار عاملهاي شخصيت است. يافتههاي ما ساختار شش عاملي پرسشنامة شخصيت هگزاكو را در نسخة فارسي و شصت گويهاي اين پرسشنامه تأييد كرد. پژوهش حاضر دستاوردهاي مهمي براي چندين شاخه از روانشناسي داشت. نخستين دستاورد آن، مربوط به روانشناسي شخصيت است. اين پژوهش ضمن معرفي و تأييد ساختار ششعاملي شخصيت، رابطة شخصيت را با دين و بهزيستي فاعلي در ايران نشان داد.
اين پژوهش در گسترش ادبيات روانشناسي دين نيز سهيم است. يافتههاي پژوهش نشان داد كه عامل صداقت- فروتني، از مهمترين همبستههاي دينداري است. اين يافته با توجه به توصية دين بر صداقت و فروتني، و اهميتي كه اين دو فضيلت، به ويژه صداقت، براي افراد متدين دارند، قابل پيشبيني بود. بنابراين، فرضية پژوهش در اين باره تأييد شد. صداقت- فروتني با انواع سازگارتري از تعهد به دين، مانند جهتگيري ديني دروني، رابطهاي قويتر داشت. جهتگيري ديني، به نوع انگيزش افراد در گرايش به دين اشاره دارد. ويليام جيمز دو نوع تجربة ديني را تشريح كرد كه پاية مفهومسازيهاي مدرنتر از جهتگيري ديني شد. آلپورت، اين دو نوع رفتار ديني را جهتگيريهاي ديني دروني و بيروني ناميد. فردي كه دين را هدف و مؤلفة اصلي هويت خود ميبيند، داراي جهتگيري دروني است؛ اما فردي كه دين را ابزاري براي اهداف ديگر ميبيند، داراي جهتگيري بيروني است. طبق الگوي آلپورت، جنبة دروني بايد پيشبيني كند كه افراد مذهبي، مطابق باورها و ارزشهاي دينيشان عمل خواهند كرد يا نه.[٩٥] رابطة قويتر دينداري دروني با صداقت و فروتني ـ كه مورد توصية دين هستند ـ تأييدي بر مدل آلپورت قلمداد ميشود. چنانچه ديده شد، عامل صداقت- فروتني با مقياس تكگويهاي دينداري دروني، علاقه به دين، و مقياس خودارزيابي معنويت، رابطهاي قويتر داشت. مقياس خودارزيابي معنويت نيز مقياسي است براي سنجش گرايش دروني به دين و معنويت. رابطة صداقت- فروتني با دينداري بروني فردي، ضعيف، و با دينداري بروني اجتماعي، معنادار نبود. بنابراين يافتههاي ما الگو و نظرية آلپورت را تأييد ميكند.
سهم ديگر اين پژوهش، شناخت رابطة صداقت- فروتني و ديگر عاملهاي هگزاكو در رابطه با بهزيستي فاعلي بود. بهزيستي قرنهاست كه ذهن انديشمندان را به خود مشغول كرده و اخيراً كانون توجه روانشناسي مثبت قرار گرفته است. بهزيستي فاعلي داراي مؤلفههاي عاطفي (تعادل عاطفة مثبت و منفي) و شناختي (ارزيابي فرد دربارة رضايت از زندگي) است.[٩٦] آگاهي از متغيرهاي مرتبط با بهزيستي، براي مردم و متخصصان سلامت رواني مهم است. مردم همة فرهنگها، بهزيستي فاعلي را مهمترين عنصر زندگيشان گزارش ميكنند و از همين روست كه روانشناسان ميكوشند تا عاملهاي پرورش سطوح بالاتر بهزيستي را شناسايي كنند.[٩٧] در پژوهش حاضر، برونگرايي، قويترين عامل شخصيتي مرتبط با بهزيستي فاعلي بود. اين يافته، مطابق با مفهوم برونگرايي هگزاكو است و نشان ميدهد برونگرائي در مدل هگزاكو، همچون مدل پنجعاملي،[٩٨] يكي از مهمترين همبستههاي مرتبط با بهزيستي فاعلي است. پژوهشهاي پيشين نشان دادهاند كه دانشجويان دختر ايراني، سطح رضايت از زندگي بالاتري از پسران گزارش ميكنند.[٩٩] با توجه به اينكه رضايت از زندگي، سازهاي بنيادين براي عامل برونگرايي هگزاكو است، بالاتر بودن نمرة زنان در برونگرايي در پژوهش حاضر، نشاندهندة اعتبار سازة اين پرسشنامه است. اعتبار سازه در اينجا، بيانگر اين است كه يك مقياس بتواند تفاوت گروههايي را كه از نظر متغير مورد بررسي، بين آنها تفاوت وجود دارد، نشان دهد و اين گروهها را از هم متمايز سازد.
يافتههاي پژوهش نشان داد عامل صداقت- فروتني نيز با بهزيستي فاعلي رابطة مثبت دارد كه فيالجمله نشاندهندة انطباقي بودن اين دو فضيلت اخلاقي است. پس از تفكيك اين عامل به دو خردهعامل، ديده شد كه رابطة صداقت با شادي و رضايت از زندگي، مثبت است؛ اما رابطة فروتني با آن دو معنادار نيست. بنابراين، از ميان اين دو فضيلت، احتمالاً نقش صداقت در داشتن يك زندگي خوب (كه مفهوم زيربنايي بهزيستي فاعلي است)،[١٠٠] مهمتر از فروتني است. دادة تجربي چنداني براي حمايت از اين انديشه وجود ندارد؛ اما روانشناس شهير معاصر، هوارد گاردنر،[١٠١] معتقد است كه فروتني لزوماً در همه جا يك صفت سازگارانه نيست. نكتهاي كه بايد در اينجا بدان توجه كرد اين است كه فروتني مفهومي بسيط نيست و پرسشنامة هگزاكو تنها بخشي از مفهوم گستردة فروتني را پوشش داده است.[١٠٢] احتمالاً اين واقعيت در خصوص ويژگيهاي شخصيتي ديگر نيز صادق است. از اين روست كه گاهي پرسشنامههاي مشابه (نه يكسان)، نتايجي متفاوت به دست ميدهند. به هر روي، آنچه از دادههاي اين پژوهش ميتوان استفاده كرد اين است كه در پرسشنامة شخصيت هگزاكو، صداقت، در مقايسه با فروتني، رابطهاي قويتر با متغيرهاي ديني و بهزيستي فاعلي دارد.
بيشتر پژوهشهاي پيشين، در خصوص رابطة دين با بهزيستي و سلامت، از وجود رابطهاي مثبت (و ضعيف) خبر دادهاند؛[١٠٣] برخي پژوهشها نيز رابطهاي ميان دين و بهزيستي نيافتهاند[١٠٤] و تعداد كمتري، رابطة آن دو را منفي گزارش كردهاند.[١٠٥] يك توجيه براي اين تفاوت در يافتهها اين است كه از يك سو، دينداري با همة متغيرهاي بهزيستي و سلامت رواني رابطهاي يكسان ندارد؛ از سوي ديگر، همة جنبههاي دين و دينداري، رابطهاي يكسان با يك جنبه از بهزيستي و سلامت رواني ندارند؛[١٠٦] يعني جنبة خاصي از دينداري براي جنبة خاصي از سلامت رواني مهم است. همين جنبه براي بُعد ديگري از سلامت روان، فاقد اهميت است و شايد تأثير منفي نيز داشته باشد. عين همين مطلب را ميتوان در اينجا دربارة صداقت و فروتني بيان كرد. همانگونهكه در مقدمه اشاره شد، صداقت در نظر اخلاقيون، به تعادل در هر سه قوة عاقله، غضبيه و شهويه مرتبط است. حال آنكه فروتني، تنها به تعادل در يكي از اين قوا مربوط است. ازاينرو، احتمالاً صداقت نهتنها در بهزيستي فاعلي، بلكه در ديگر متغيرهاي سلامت رواني نيز نقشي مهمتر از فروتني خواهد داشت. پژوهشهاي بيشتري در اين زمينه لازم است تا سهم هريك از اين دو، و نقش ديگر فضايل اخلاقي را در بهزيستي و سلامت رواني روشن سازد.
محدوديت عمدة پژوهش حاضر، مربوط به نمونه است. نمونة حاضر، از دانشجويان يك دانشگاه و با روش نمونهگيري غيرتصادفي فراهم آمد. محدوديت ديگر، مربوط به استفاده از مقياسهاي خودگزارشي است. پژوهشهاي آينده ميتوانند ضمن مطالعة جمعيتهاي ديگر و استفاده از مقياسهاي دگرگزارشدهي، به تعيين رابطة شخصيت و دينداري با ديگر متغيرهاي سلامت رواني بپردازند. مطالعة فضايل اخلاقي ديگر نيز رويآوردي ارزشمند خواهد بود.
پينوشتها:
[١]. R. R. McCrae, “The Five-Factor model of personality traits: consensus and controversy. In P. J. Corr& G. Matthews (Eds.), The Cambridge Handbook of Personality Psychology, p: ١٤٨- ١٦١.
[٢]. Introversion.
[٣]. Extraversion.
[٤]. Neuroticism.
[٥]. Psychoticism.
[٦]. C. Stoughet. Al., “Psychophysiological correlates of the NEO PI-R Openness, Agreeableness and Conscientiousness: preliminary results”, International Journal of Psychophysiology, v ٤١, p ٨٧- ٩١.
[٧]. V. L. Pace, & M. T. Brannick, “How similar are personality scales of the ‘‘same” construct? A meta-analytic investigation”, Personality and Individual Differences, v ٤٩, p ٦٦٩-٦٧٦.
[٨]. Trait.
[٩]. Conscientiousness.
[١٠]. Agreeableness.
[١١]. Openness to experience.
[١٢]. R. L. Piedmont, “Does spirituality represent the sixth factor of personality? Spiritual transcendence and the Five-Factor model”, Journal of Personality, v ٦٧(٦), p ٩٨٥-١٠١٣.
[١٣]. A. M. Wood et. Al., “Conceptualizing gratitude and appreciation as a unitary personality trait”, Personality and Individual Differences, v ٤٤, p ٦٢١-٦٣٢.
[١٤]. M. C. Ashton & K. Lee, “Honesty-Humility, the Big Five, and the Five-Factor model”, Journal of Personality, v ٧٣(٥), p ١٣٢١-١٣٥٣.
[١٥]. HEXACO
[١٦]. Honesty-Humility
[١٧]. Emotional Stability
[١٨]. Emotionality
[١٩]. M. C. Ashton & K. Lee, “Empirical, theoretical, and practical advantages of the HEXACO model of personality structure”, Personality and Social Psychology Review, v ١١(٢), p ١٥٠-١٦٦.
[٢٠]. M. C. Ashton & K. Lee, “The prediction of honesty-humility-related criteria by the HEXACO and five-factor models of personality”, Journal of Research in Personality, v ٤٢, p ١٢١٦-١٢٢٨.
[٢١]. K. Lee et. Al., “Predicting workplace delinquency and integrity with the HEXACO and Five-Factor models of personality structure”, Human Performance, v ١٨(٢), p ١٧٩-١٩٧.
[٢٢]. A. Chirumbolo & L. Leone, “Personality and politics: The role of the HEXACO model of personality in predicting ideology and voting”, Personality and Individual Differences, v ٤٩, p ٤٣-٤٨.
[٢٣]. M. C. Ashton et. al., “Status-driven risk taking and the major dimensions of personality”, Journal of Research in Personality, v ٤٤, p ٧٣٤-٧٣٧.
[٢٤]. J. S. Bourdage et al., “Big Five and HEXACO model personality correlates of sexuality”, Personality and Individual Differences, v ٤٣, p ١٥٠٦-١٥١٦.
[٢٥]. M. C. Ashton et. al., “Phobic tendency within the Five-Factor and HEXACO models of personality structure”, Journal of Research in Personality, v ٤٢, p ٧٣٤-٧٤٦.
[٢٦]. R. E. De Vries et al., “More than the Big Five: Egoism and the HEXACO model of personality”, European Journal of Personality, v ٢٣, p ٦٣٥-٦٥٤.
[٢٧]. Machiavellianism.
[٢٨]. K. Lee & M. C. Ashton, “Psychopathy, machiavellianism, and narcissism in the Five-Factor model and the HEXACO model of personality structure”, Personality and Individual Differences, v ٣٨, p ١٥٧١-١٥٨٢.
[٢٩]. K. Lee et al., “Personality traits beyond the Big Five: Are they within the HEXACO space?”,Journal of Personality, v ٧٣(٥), p ١٤٣٧-١٤٦٣.
[٣٠]. Subjective Well-Being.
[٣١]. J. M. Henningsgaard& R. C. Arnau, “Relationships between religiosity, spirituality, and personality: A multivariate analysis”, Personality and Individual Differences, v ٤٥, p ٧٠٣-٧٠٨.
[٣٢]. V. Saroglou, “Religion and the five factors of personality: A meta-analytic review”, Personality and Individual Differences, v ٣٢, p ١٥-٢٥.
[٣٣]. R. A. Emmons et. al., “Personality and the capacity for religious and spiritual experience”. In O. P. John et. al., (Eds.), Handbook of Personality Theory and Research, p ٦٣٤-٦٥٣.
[٣٤]. مسعود آذربايجاني، تهيه و ساخت آزمون جهت گيري مذهبي با تکيه بر اسلام، ص ١١٢، ١١٤ و ١٧٠.
[٣٥]. محمد مهدي نراقي، جامع السعادات، ج ١، ص ٣٢٠و٣٢١
[٣٦]. همان، ص ٣٣٣.
[٣٧]. انعام: ١٤٦؛ يوسف:٨٢.
[٣٨]. مائده: ١١٩.
[٣٩]. احزاب: ٣٥؛ آل عمران: ١٧.
[٤٠]. احزاب: ٢٣.
[٤١]. عباس قمي، سفينه البحار ج ٥، ص ٦٥.
[٤٢] - سيد رضي، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، خطبه ٨٧، ص ١١١.
[٤٣]. محمد مهدي نراقي، همان، ص ١٠٣.
[٤٤]. شعراء: ٢١٥.
[٤٥]. K. Lee & M. C. Ashton, “The HEXACO personality factors in the indigenous personality lexicons of English and ١١ other languages”, Journal of Personality, v ٧٦(٥), p ١٠٠١-١٠٥٣.
[٤٦]. H. Bashiri, et al., “A study of the psychometric properties and the standardization of HEXACO Personality Inventory”, Procedia - Social and Behavioral Sciences, v ٣٠, p ١١٧٣-١١٧٦.
[٤٧]. HEXACO Personality Inventory.
[٤٨]. Sincerity.
[٤٩]. Fairness.
[٥٠]. Greed avoidance.
[٥١]. Modesty.
[٥٢]. Sentimentality.
[٥٣]. Fearfulness.
[٥٤]. Dependence.
[٥٥]. Anxiety.
[٥٦]. Social self-esteem.
[٥٧]. Social boldness.
[٥٨]. Sociability.
[٥٩]. Liveliness.
[٦٠]. Forgiveness.
[٦١]. Gentleness.
[٦٢]. Flexibility.
[٦٣]. Patience.
[٦٤]. Organization.
[٦٥]. Diligence.
[٦٦]. Perfectionism.
[٦٧]. Prudence.
[٦٨]. Aesthetic appreciation.
[٦٩]. Inquisitiveness.
[٧٠]. Creativity.
[٧١]. Unconventionality.
[٧٢]. M. C. Ashton & K. Lee, “The HEXACO–٦٠: A short measure of the major dimensions of personality”, Journal of Personality Assessment, v ٩١(٤), p: ٣٤٠- ٣٤٥.
[٧٣]. حسن پالاهنگ و ديگران، « هنجاريابي پرسشنامه ٦ عاملي شخصيت HEXACO-PI-R در دانشجويان ايراني»، مجله روانشناسي دانشگاه تبريز، ش ١٦، ص ٤٨-٦٦.
[٧٤]. Spirituality Self-Rating Scale (SSRS).
[٧٥]. M. Galanter, “Spirituality and recovery in ١٢-step programs: An empirical model”, Journal of Substance Abuse Treatment, v ٣٢(٣), p: ٢٦٥- ٢٧٢.
[٧٦]. M. Galanter, et al., “Assessment of spirituality and its relevance to addiction treatment”, Journal of Substance Abuse Treatment, v ٣٣, p: ٢٥٧- ٢٦٤.
[٧٧]. ناصر آقابابايي و ديگران، « معنويت و احساس شخصي رواندرستي در دانشجويان و طلاب»، مجله علوم روان شناختي، ش ٣١، ص ٣٦٠- ٣٧٢.
[٧٨]. Interest in Religion.
[٧٩]. N. Ghorbani et. al., “Social science as dialogue: Narcissism, individualist and collectivist values, and religious interest in Iran and the United States”, Current Psychology, v ٢٣(٢), p: ١١١- ١٢٣.
[٨٠]. N. Ghorbani et. al., “Muslim attitudes towards religion scale: Factors, validity and complexity of relationships with mental health in Iran”, Mental Health, Religion & Culture, v ٣(٢), p: ١٢٥- ١٣٢.
[٨١]. single item measures of religious orientation.
[٨٢]. Z. Haneef Khan et al., “Pakistani religious coping and the experience and behaviour of Ramadan”, Mental Health, Religion & Culture, v ١٥(٤), p: ٤٣٥- ٤٤٦.
[٨٣]. Z. Chen et al., “Mysticism in Chinese Christians and non-Christians: Measurement invariance of the Mysticism Scale and implications for the mean differences”, International Journal for the Psychology of Religion, v ٢٢(٢), p: ١٥٥- ١٦٨.
[٨٤]. Subjective Happiness Scale.
[٨٥]. M. D. Holder et al., “Spirituality, religiousness, and happiness in children aged ٨–١٢ years”, Journal of Happiness Studies, v ١١, p: ١٣١– ١٥٠.
[٨٦]. Objective.
[٨٧]. J. J. Froh, “Happiness”, In S. J. Lopez (Ed), The encyclopedia of positive psychology, p: ٤٥٥- ٤٦١.
[٨٨]. ناصر آقابابائي و ديگران, همان، ص ٣٦٦.
[٨٩]. W. R. Swinyard et al., “Happiness materialism, and religious experience in the US and Singapore”, Journal of Happiness Studies, v ٢, p: ١٣- ٣٢.
[٩٠]. S. Ye, “Validation of the Temporal Satisfaction with Life Scale in a sample of Chinese university students”, Social Indicators Research, v ٨٠, p: ٦١٧- ٦٢٨.
[٩١]. C. D. Ryff & C. L. M. Keyes, “The structure of psychological well-being revisited”, Journal of Personality and Social Psychology, v ٦٩(٤), p: ٧١٩- ٧٢٧.
[٩٢]. W. Pavot & E. Diener, “The affective and cognitive context of self--reported measures of subjective well-being”, Social Indicators Research, v. ٢٨, p: ١- ٢٠.
[٩٣]. Kaiser Meyer Olkin measure of sampling adequacy.
[٩٤]. Bartlett's test of sphericity.
[٩٥]. J. M. Henningsgaard & R. C. Arnau, Ibid.
[٩٦]. E. Diener, “Assessing subjective well-being: Progress and opportunities”, In E. Diener (Ed), Assessing Well-Being: The Collected Works of Ed Diener, p: ٢٥- ٦٥.
[٩٧]. R. E. Lucas & M. B. Donnellan, “How stable is happiness? Using the STARTS model to estimate the stability of life satisfaction”, Journal of Research in Personality, v ٤١, p: ١٠٩١- ١٠٩٢.
[٩٨]. M. Joshanloo& S. Afshari, “Big Five personality traits and self-esteem as predictors of life satisfaction in Iranian Muslim university students”, Journal of Happiness Studies, v ١٢, p: ١٠٥- ١١٣.
[٩٩]. M. Joshanloo& S. Afshari, Ibid.
[١٠٠]. E. Diener, “Subjective well-being: The science of happiness and a proposal for a national index”, American Psychologist, v ٥٥(١), p: ٣٤- ٤٣.
[١٠١]. H. Gardner, “A case against spiritual intelligence”, The International Journal for The Psychology of Religion, v ١٠(١), p: ٣٢.
[١٠٢]. D. E. Davis et al., “Relational humility: Conceptualizing and measuring humility as a personality judgment”, Journal of Personality Assessment, v ٩٣(٣), p: ٢٢٥– ٢٣٤.
[١٠٣]. H. G. Koenig, Faith and Mental Health Religious Resources for Healing, p: ٥٠.
[١٠٤]. L. J. Francis et al., “The relationship between religion and happiness among German students” Pastoral Psychology, v ٥١(٤), p: ١٩١.
[١٠٥]. H. Philip et al., “Religion and subjective well-being among the elderly in China”, The Journal of Socio-Economics, v ٣٨, p: ٣١٠- ٣١٩.
[١٠٦]. H. G. Koenig, Ibid.
منابع
آذربايجاني، مسعود، تهيه و ساخت آزمون جهتگيري مذهبي با تكيه بر اسلام، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، ١٣٨٢.
آقابابائي، ناصر و ديگران، «معنويت و احساس شخصي رواندرستي در دانشجويان و طلاب»، مجله علوم روان شناختي، ش ٣١، پائيز ١٣٨٨، ص ٣٦٠- ٣٧٢.
پالاهنگ، حسن و ديگران، «هنجاريابي پرسشنامه ٦ عاملي شخصيت HEXACO-PI-R در دانشجويان ايراني»، مجله روانشناسي دانشگاه تبريز، ش ١٦، زمستان ١٣٨٨، ص ٤٨- ٦٦.
سيد رضي، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، موسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمومنين ( ع)، ١٣٨٣.
قمي، عباس، سفينه البحار، تهران، دارلاسوه، ١٤١٦ ق.
نراقي، محمد مهدي، جامع السعادات، بيروت، الاعلمي، ١٤٢٢ ق.
Ashton, M. C. & Lee, K., “Empirical, theoretical, and practical advantages of the HEXACO model of personality structure”, Personality and Social Psychology Review, v ١١(٢), ٢٠٠٧, p: ١٥٠- ١٦٦.
Ashton, M. C. & Lee, K., “Honesty-Humility, the Big Five, and the Five-Factor Model”, Journal of Personality, v ٧٣(٥), ٢٠٠٥, p: ١٣٢١- ١٣٥٣.
Ashton, M. C. & Lee, K., “The HEXACO–٦٠: A short measure of the major dimensions of personality”, Journal of Personality Assessment, v ٩١(٤), ٢٠٠٩, p: ٣٤٠- ٣٤٥.
Ashton, M. C. & Lee, K., “The prediction of honesty-humility-related criteria by the HEXACO and Five-Factor models of personality”, Journal of Research in Personality, v ٤٢, ٢٠٠٨, p: ١٢١٦- ١٢٢٨.
Ashton, M. C., et al., “Phobic tendency within the Five-Factor and HEXACO models of personality structure”, Journal of Research in Personality, v ٤٢, ٢٠٠٨, p: ٧٣٤- ٧٤٦.
Ashton, M. C., et al., “Status-driven risk taking and the major dimensions of personality”, Journal of Research in Personality, v ٤٤, ٢٠١٠, p: ٧٣٤- ٧٣٧.
Bashiri, H., et al., “A study of the psychometric properties and the standardization of HEXACO Personality Inventory”, Procedia-Social and Behavioral Sciences, v ٣٠, ٢٠١١, p: ١١٧٣- ١١٧٦.
Bourdage, J. S., et al., “Big Five and HEXACO model personality correlates of sexuality”, Personality and Individual Differences, v ٤٣, ٢٠٠٧, p: ١٥٠٦- ١٥١٦.
Chen, Z., et al., “Mysticism in Chinese Christians and non-Christians: Measurement invariance of the Mysticism Scale and implications for the mean differences”, International Journal for the Psychology of Religion, v ٢٢(٢), ٢٠١٢, p: ١٥٥- ١٦٨.
Chirumbolo, A. & Leone, L., “Personality and politics: The role of the HEXACO model of personality in predicting ideology and voting”, Personality and Individual Differences, v ٤٩, ٢٠١٠, p: ٤٣- ٤٨.
Davis, D. E., et al., “Relational humility: Conceptualizing and measuring humility as a personality judgment”, Journal of Personality Assessment, v ٩٣(٣), ٢٠١١, p: ٢٢٥- ٢٣٤.
De Vries, R. E., et al., “More than the Big Five: Egoism and the HEXACO model of personality”, European Journal of Personality, v ٢٣, ٢٠٠٩, p: ٦٣٥- ٦٥٤.
Diener, E., “Assessing subjective well-being: Progress and opportunities. In E. Diener (Ed), Assessing Well-Being: The Collected Works of Ed Diener, New York, Springer, ٢٠٠٩.
Diener, E., “Subjective well-being: The science of happiness and a proposal for a national index”, American Psychologist, v ٥٥(١), ٢٠٠٠, p: ٣٤- ٤٣.
Emmons, R. A., et al., “Personality and the capacity for religious and spiritual experience”, In John, O. P., et al., (Eds.), Handbook of Personality: Theory and Research, ٢٠٠٨, p ٦٣٤-٦٥٣, New York: The Guilford Press.
Francis, L. J., et al., “The relationship between religion and happiness among German students”, Pastoral Psychology, v ٥١(٤), ٢٠٠٣, p: ١٩١- ١٩٥.
Froh, J. J., “Happiness”. In S. J. Lopez (Ed), The encyclopedia of positive psychology, ٢٠٠٩, p: ٤٥٥- ٤٦١, Malden MA: Blackwell.
Galanter, M., “Spirituality and recovery in ١٢-step programs: An empirical model”, Journal of Substance Abuse Treatment, v ٣٢(٣), ٢٠٠٧, p: ٢٦٥- ٢٧٢.
Galanter, M., et al., “Assessment of spirituality and its relevance to addiction treatment”, Journal of Substance Abuse Treatment, v ٣٣, ٢٠٠٧, p: ٢٥٧- ٢٦٤.
Gardner, H., “A case against spiritual intelligence”, The International Journal for The Psychology of Religion, v ١٠(١), ٢٠٠٠, p: ٢٧- ٣٤.
Ghorbani, N., et. al., “Muslim Attitudes towards Religion Scale: Factors, validity and complexity of relationships with mental health in Iran” Mental Health, Religion & Culture, v ٣(٢), ٢٠٠٠, p: ١٢٥- ١٣٢.
Ghorbani, N., et al., “Social science as dialogue: Narcissism, individualist and collectivist values, and religious interest in Iran and the United States”, Current Psychology, v ٢٣(٢), ٢٠٠٤, p: ١١١- ١٢٣.
Haneef Khan, Z., et al., “Pakistani religious coping and the experience and behaviour of Ramadan”, Mental Health, Religion & Culture, v ١٥(٤), ٢٠١٢, p: ٤٣٥- ٤٤٦.
Henningsgaard, J. M. &Arnau, R. C. “Relationships between religiosity, spirituality, and personality: A multivariate analysis”, Personality and Individual Differences, v ٤٥, ٢٠٠٨, p: ٧٠٣- ٧٠٨.
Holder, M. D., et al., “Spirituality, religiousness, and happiness in children aged ٨–١٢ years”, Journal of Happiness Studies, v ١١, ٢٠١٠, p: ١٣١- ١٥٠
Joshanloo, M. &Afshari, S., “Big Five personality traits and self-esteem as predictors of life satisfaction in Iranian Muslim university students” Journal of Happiness Studies, v ١٢, ٢٠١١, p: ١٠٥- ١١٣.
Koenig, H. G., Faith and Mental Health Religious Resources for Healing, ٢٠٠٥, USA: Templeton Foundation Press.
Lee, K. & Ashton, M. C., “The HEXACO personality factors in the indigenous personality lexicons of English and ١١ other languages”, Journal of Personality, v ٧٦(٥), October ٢٠٠٨, p: ١٠٠١- ١٠٥٣.
Lee, K., & Ashton, M. C., “Psychopathy, machiavellianism, and narcissism in the Five-Factor model and the HEXACO model of personality structure”, “Personality and Individual Differences, v ٣٨, ٢٠٠٥, p: ١٥٧١- ١٥٨٢.
Lee, K., et al., “Predicting workplace delinquency and integrity with the HEXACO and Five-Factor models of personality structure”, Human Performance, v ١٨(٢), ٢٠٠٥, p: ١٧٩- ١٩٧.
Lee, K., et al.”, Personality traits beyond the Big Five: Are they within the HEXACO space?”,Journal of Personality, v ٧٣(٥), ٢٠٠٥, p: ١٤٣٧- ١٤٦٣.
Lucas, R. E. & Donnellan, M. B., “How stable is happiness? Using the STARTS model to estimate the stability of life satisfaction”, Journal of Research in Personality, v ٤١, ٢٠٠٧, p: ١٠٩١- ١٠٩٢.
McCrae, R. R., “The Five-Factor model of personality traits: Consensus and controversy. In P. J. Corr& G. Matthews (Eds.), The Cambridge Handbook of Personality Psychology, ٢٠٠٩, p: ١٤٨- ١٦١, Cambridge: Cambridge University Press.
Pace, V. L. & Brannick, M. T., “How similar are personality scales of the ‘‘same” construct? A meta-analytic investigation”, Personality and Individual Differences, v ٤٩, ٢٠١٠, p: ٦٦٩- ٦٧٦.
Pavot, W. & Diener, E., “The affective and cognitive context of self--reported measures of subjective well-being”, Social Indicators Research, v ٢٨, ١٩٩٣, p: ١- ٢٠.
Philip, H. et al., “Religion and subjective well-being among the elderly in China”, The Journal of Socio-Economics, v ٣٨, ٢٠٠٩, p: ٣١٠- ٣١٩.
Piedmont, R. L., “Does spirituality represent the sixth factor of personality? Spiritual transcendence and the Five-Factor model”, Journal of Personality, v ٦٧(٦), ١٩٩٩, p: ٩٨٥- ١٠١٣.
Ryff, C. D. & Keyes, C. L. M. “The structure of psychological well-being revisited” Journal of Personality and Social Psychology, v ٦٩(٤), ١٩٩٥, p: ٧١٩- ٧٢٧.
Saroglou, V., “Religion and the five factors of personality: A meta-analytic review”, Personality and Individual Differences, v ٣٢, ٢٠٠٢, p: ١٥- ٢٥.
Stough, C., et al., “Psychophysiological correlates of the NEO PI-R Openness, Agreeableness and Conscientiousness: Preliminary results”, International Journal of Psychophysiology, v ٤١, ٢٠٠١, p: ٨٧- ٩١.
Swinyard, W. R., et al., “Happiness materialism, and religious experience in the US and Singapore”, Journal of Happiness Studies, v ٢, ٢٠٠١, p: ١٣- ٣٢.
Wood, A. M., et al., “Conceptualizing gratitude and appreciation as a unitary personality trait”, Personality and Individual Differences, v ٤٤, ٢٠٠٨, p: ٦٢١- ٦٣٢.
Ye, S., “Validation of the Temporal Satisfaction with Life Scale in a sample of Chinese university students”, Social Indicators Research, v ٨٠, ٢٠٠٧, p: ٦١٧- ٦٢٨.