نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - اثربخشي رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي بر كاهش تعارضات زناشويي و افزايش رضايت از زندگي در زوجين
سال پنجم، شماره دوم، تابستان ١٣٩١، ص ٥ ـ ٣٤
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٥. No.٢, Summer ٢٠١٢
نجمه حميد* / رحيم كوچكي** / ليدا حيات بخش ملايري***
چكيده
اين پژوهش با هدف بررسي اثربخشي رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي بر كاهش تعارضهاي زناشويي و افزايش رضايت از زندگي زوجين انجام شده است. روش پژوهش حاضر از نوع آزمايشي با پيشآزمون ـ پسآزمون همراه گروه كنترل و دوره پيگيري ميباشد. نمونة آماري اين پژوهش شامل سي زوج است كه با استفاده از روش نمونهگيري در دسترس انتخاب و بهطور تصادفي به دو گروه آزمايش و كنترل تقسيم شدهاند. گروه آزمايش، دوازده جلسه رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي دريافت كرده، اما گروه كنترل هيچ مداخلهاي دريافت نكرده است. ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه تعارض زناشويي و مقياس رضايت از زندگي بوده است. نتايج نشان ميدهد كه پس از اجراي مداخله ياد شده، ميزان تعارضهاي زناشويي در گروه آزمايش در مقايسه با پيشآزمون و گروه كنترل به طور معناداري كاهش (٠٠١/٠p<) داشته، اما رضايت از زندگي افزايش (٠٠١/٠p<) يافته است. همچنين اين نتايج در دوره پيگيري همچنان پايدار بوده است.
كليدواژهها: رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور، بازآموزي بخشودگي، تعارض زناشويي، رضايت از زندگي.
* دانشيار گروه روانشناسي باليني، دانشگاه شهيد چمران اهواز [email protected]
** دانشجوي كارشناسي ارشد مشاوره خانواده دانشگاه شهيد چمران اهواز، [email protected]
*** دانشجوي كارشناسي ارشد مشاوره خانواده دانشگاه شهيد چمران اهواز [email protected]
دريافت: ٣٠/١١/١٣٩٠ ـ پذيرش: ١١/٣/١٣٩١
مقدمه
در سالهاي اخير، زمينة رواندرماني خانواده و تلاش براي ارتقاي سطح بهداشت رواني آن، پژوهشهاي روانشناختي بسياري را برانگيخته است، چراكه خانواده كوچكترين واحد اجتماعي تلقّي ميشود و اجتماعي كه از خانوادههاي سالم تشكيل شده، مسلماً اجتماعي سالم است و شرط خانوادهاي سالم اين است كه افراد آن سالم باشند. بنابراين، براي بهبود وضع اجتماع، تلاش براي بهبود وضع خانواده و افراد آن مهمترين مسئله است.[١] زوجين پيكرة اصلي خانواده بهشمار ميآيند و سلامتِ ساخت، مرزها و زير سيستمهاي يك خانواده، به ميزان استحكام و پويايي اين پيكره، بستگي تام دارد.[٢]
از جمله عوامل تأثيرگذار بر روابط طولانيمدت يك زوج در خانواده، سطح تعارضهاي زناشويي و نيز ميزان رضايت از زندگي هريك از زوجين ميباشد. سالهاي اول ازدواج از مقاطع مهم در چرخه زندگي خانواده است كه در آن سطح تعارض و اختلافات افزايش مييابد.[٣] تعارض زناشويي، عنصري اجتنابناپذير در روابط زناشويي است و شايد در برخي مواقع، وجود تعارض بر سر مسائل مهم در خانواده و روابط زناشويي، ضروري مينمايد.[٤] تعارض بينفردي به عنوان نوعي تعامل كه در آن اشخاص تعاملات، ديدگاهها و عقايد متضادي را بيان ميكنند، تعريف شده است.[٥] تعارض زناشويي از ناهماهنگي زن و شوهر در نوع نيازها و روش ارضاي آنها، خودمحوري و اختلاف در خواستهها، طرحهاي رفتاري و رفتارهاي غيرمسئولانه در خصوص ارتباط زناشويي و ازدواج ناشي ميشود.[٦]
طرفدارن نظريههاي رشدي و ساختنگر، معتقدند افزايش بروز تعارضهاي زناشويي از آنروست كه زوجين جوان مهارت تغيير الگوهاي رفتاري و قواعد و انتظارات برگرفته از روابط قبلي، بهويژه خانواده پايه و تشكيل يك واحد زناشويي جديد را ندارند.[٧] تعارضهاي بينفردي، به اندازة روابط اجتماعي، فراگير و گستردهاند، از اينرو تجربه سطوح مختلفي از تعارض، اختلاف نظر و رنجش در تعاملات يك زوج، امري بديهي و غيرقابل اجتناب است.[٨] اگر تعارض به طور كارآمد كنترل شود، از سكون و ركود ارتباط جلوگيري كرده و در زوجين، مهارتهاي مثبت و كارآمد منطبق با رويدادهاي فشارزا ايجاد ميكند، ولي اگر تعارض به طور ضعيفي كنترل شود موجب تخريب زندگي زناشويي شده و آثار زيانآوري بر سلامت فيزيكي و هيجاني زوجين به جا ميگذارد.[٩]
پژوهشهاي مختلف نشان ميدهد كه تعارضهاي زناشويي و آشفتگي در روابط زوجين به پيدايش مشكلات جسماني و رواني مختلف منجر ميشود. با افزايش تعارض در روابط زوجين، ناسازگاري افزايش يافته و نارضايتي از زندگي بيشتري حاصل ميشود و همين مشكلات پيامدهايي، مانند سطح پايين كيفيت روابط بينفردي[١٠]، ناسازگاريهاي روانشناختي و پرخاشگري در كودكان و نوجوانان،[١١] طلاق، جدايي و كاهش رضايت از زندگي،[١٢] اختلالهاي اضطرابي،[١٣] افسردگي،[١٤] اختلالهاي خوردن و سوءمصرف شديد الكل[١٥]، خشونت و درگيري[١٦]، و بيماريهاي جسماني، مانند نارحتيهاي قلبي[١٧] و سرطان[١٨] را باعث ميشوند.
از ديگر عوامل تأثيرگذار بر روابط نزديك زوجين و بهداشت رواني خانواده، سطح رضايت از زندگي زوجين ميباشد. مفهوم رضايت از زندگي از مؤلفههاي اصلي بهزيستي ذهني است كه در حوزة روانشناسي مثبتنگر بدان پرداخته شده است.[١٩] در سالهاي اخير پژوهشهاي بسياري در زمينة كيفيت زندگي افراد از دو ديدگاه عيني و ذهني انجام شده است. ديدگاه بهزيستي عيني به شرايط بيروني، مانند ميزان درآمد، كيفيت مسكن، شبكههاي دوستي و دسترسي به خدمات بهداشتي توجه ميكند و در مقابل، ديدگاه بهزيستي ذهني بر قضاوت افراد در مورد رضايت از زندگي با توجه به كل زندگي يا حيطههاي خاص آن توجه ميكند.[٢٠] مؤلفههاي عمدة بهزيستي ذهني عبارتاند از: مؤلفههاي عاطفي كه (معمولاً به عاطفه مثبت و منفي تقسيم ميشوند) و مؤلفههاي شناختي (كه مفهوم رضايت از زندگي را دربرميگيرد.)[٢١]
رضايت از زندگي به ارزيابيهاي شناختي يك شخص از زندگي خود اشاره دارد. اين مفهوم، شامل ارزيابي كلي از زندگي بوده و فرآيندي مبتني بر قضاوت فردي است. در اين روند، مقايسهاي بين ملاكهاي فرضي شخص با زندگي واقعياش صورت گرفته و هرچه واقعيت زندگي با اين ملاكهاي فرضي نزديك به هم باشد، شخص احساس رضايت بيشتري از زندگي ميكند.[٢٢] به بيان ديگر، هرچه شكاف ميان سطح آرزوهاي فرد و وضعيت فعلي وي بيشتر ميشود، رضايتمندي او از زندگي كاهش مييابد،[٢٣] از اينرو، رضايت از زندگي، از ارزيابي هر فرد از جايگاهي كه در زندگي دارد، بافت فرهنگي، نظام ارزشي، اهداف، انتظارات و معيارهايي كه براي خود قائل است، تأثير ميپذيرد[٢٤] و به فرهنگ، گذشته، تفكرات، الگوها و طرحواژههاي شناختي فرد وابسته است.[٢٥] بنابراين، رضايت از زندگي، صفت دروني و پايداري در نظر گرفته نميشود، بلكه به تغييرات محيطي نسبتاً حساس است و ديدگاه شخص در مورد بهزيستياش اهميت برجستهاي دارد.[٢٦] نتايج پژوهشها از وجود رابطه بين رضايت از زندگي و شاخصهاي مختلف بهداشت روان، از قبيل خودكشي[٢٧]، افكار خودكشي و افسردگي[٢٨]، احساس تنهايي و سلامت عمومي[٢٩] حكايت دارد.
در رويكرد رواندرماني شناختي ـ رفتاري، به مراجعان در رشد مهارتهايي براي تغيير رفتار، ارتباط با ديگران، حل مسئله، كشف افكار و عقايد تحريفشده، به چالش كشيدن و تغيير باورها و نگرشهاي غيرمفيد، و بازسازي شناختي كمك ميشود.[٣٠] اين رويكرد، علت اصلي مشكلات و تعارضهاي زناشويي را تعاملات منفي، نارسايي ارتباطي زوجين، ادراك تحريفشده و تفكرات غيرمنطقي ميداند،[٣١] از اينرو در اين رويكرد، فرايند درمان به گونهاي طراحي شده كه افكار و شناختهاي منفي و خودكار شناسايي گرديده، پيوندهاي بين شناخت، عاطفه و رفتار تعيين شده و شواهد مخالف، افكار تحريفشده را بررسي نموده تا تعبير واقعگرايانه را جايگزين شناختهاي تحريفشده كرده و در دستيابي به حل تعارضات زناشويي و افزايش سازگاري، توفيق يابد.[٣٢] جنبة رفتاري اين رويكرد، بر آرميدگي، هدفگذاري و بازسازي فعاليتهاي روزانه با هدف لذت و خرسندي، تأكيد ميكند.[٣٣]
درمانهاي شناختي ـ رفتاري و به ويژه بعد شناختي آن به شدت از زمينههاي فرهنگي، باورها و ارزشهاي درونفرهنگي تأثير پذيرفته و كارآيي آن متأثر از زمينههاي فرهنگي و اعتقادات افرادي است كه اين درمان براي آنها به كار برده ميشود.[٣٤] بنابراين، در درمانهاي رواني، علاوه بر شرايط بيولوژيكي مراجع، بايد به اعتقادات فرهنگي وي توجه ويژهاي مبذول شود.[٣٥] پژوهشهاي مختلفي نقش عقايد و باورهاي مذهبي را بر بهداشت جسم و روان نشان ميدهند. براي مثال، پژوهشها از تأثير مستقيم معنويت و دين بر افسردگي،[٣٦] سلامت عمومي،[٣٧] رفتار مقابلهاي سالم،[٣٨] كيفيت زندگي،[٣٩] هويت[٤٠] و رضايت از زندگي[٤١] حكايت دارند.
بخشودگي مفهومي تاريخي و كهن الگويي است كه هرچند در ادبيات مذهبي به عنوان صفتي الهي مورد تقديس و تشويق قرار گرفته است، اما مطالعات موردي باليني نشان دادهاند كه ميتواند براي افرادي كه درد عاطفي عميقي را به علت برخورد غيرعادلانه تجربه كردهاند، مفيد باشد.[٤٢] بسياري از فلاسفه بخشودگي را مفهومي پايه در نظر ميگيرند؛ «يك نگرش خيرخواهانه واقعي نسبت به آسيبرسان به عنوان يك انسان.» همين بعد خيرخواهانه است كه گذشت را به عنوان يك سازه در روانشناسي مثبتنگر قرار ميدهد.[٤٣] بخشودگي ميتواند در موقعيتهاي تعارضبرانگيز بين فردي، برخلاف لجاجت و انتقامجويي، موجب كنشها و رفتارهاي مثبت شود.[٤٤] بخشودگي را نبايد با مصالحه، عفو قانوني، چشمپوشي و فراموشي اشتباه گرفت، بلكه بخشودگي فرايندي درونفردي است كه طي آن، جنبههاي شناختي، احساسي و رفتاري فرد در برابر خطا و خطاكار تغيير ميكند و در واقع، بخشودگي عبارت است از: انگيزشي آگاهانه و ارادي كه سبب كاهش كنارهگيري، خشم و انتقام نسبت به فرد خطاكار ميگردد و احساسات مثبت را افزايش داده و جايگزين احساسات منفي مينمايد.[٤٥]
در فرايند بخشودگي، فرد آزرده معمولاً سه مرحله: ١. برخورد يا واكنش به حادثه؛
٢. روشنسازي يا جستوجوي چرايي؛ ٣. بهبودي را سپري ميكند كه هريك از اين مراحل دربرگيرندة سه جنبة شناختي، عاطفي و رفتاري است.[٤٦] ري[٤٧] و ديگران[٤٨]
با بررسي ديدگاه مذاهب مختلف دربارة بخشودگي دريافتهاند كه عفو در همه
مذاهب، اعم از اسلام، مسيحيت، هندو و بودائيسم ارزشمند و محترم شمرده شده
است.
از ديدگاه اسلامي عفو و بخشودگي ميتواند به عنوان يكي از روشهاي درماني در اصلاح رفتار فرد با ديگران به كار رود. در اين روش به فرد كمك ميشود تا با شناخت بيشتر خود و محدوديتهاي افرادي كه وي را رنجانيدهاند، در او بينش جديدي در خصوص موضوع اختلاف، رنج و بافت رنجش ايجاد شود تا اينكه او بتواند فرد خاطي را بخشيده و خود را از رنج برهاند.[٤٩] در آيات و روايات متعددي به بخشودگي و عفو كردنِ خطاي ديگران تأكيد شده و بخشودگي، عاملي براي تسكين و رسيدن به آرامش دروني دانسته شده است. در اين زمينه ميتوان به سورههاي نساء: ١٤٩؛ اعراف: ١٩٩؛ بقره: ٢٣٧؛ آلعمران: ١٣، ١٤ و ١٣٤؛ فصلت: ٣٨؛ مريم: ١٠؛ رعد: ٢٨؛ عنكبوت: ٤٥؛ مائده: ٥٤؛ نور: ٢٢ و ٢٣؛ فرقان: ٦٣؛ طور: ٢٢ اشاره كرد.
شواهد پژوهشي نشان ميدهد كه بخشودگي به عنوان يك صفت شخصيتي، سازهاي است كه ميتواند سلامت و بهزيستي رواني و جسماني را افزايش دهد.[٥٠] براساس بررسيهاي فيتزگيبونز[٥١] افراد همانگونه كه به تدريج بخشيدن را ميآموزند به همان ترتيب ميآموزند كه خشم خود را هنگام تعارض، به شيوههايي مناسبتر ابراز كنند. يادگاري[٥٢] نشان داده كه بين بخشودگي و رضايت زناشويي و رضايت از زندگي رابطة مثبت و معنادار وجود دارد. مالتبي و ديگران[٥٣] و ترزا و ديگران[٥٤] گزارش كردندهاند كه بخشودگي با دو مؤلفه بهزيستي ذهني، يعني عاطفه مثبت و رضايت از زندگي رابطه مثبت دارد. فينچام و همكارانش[٥٥] نشان دادهاند زناني كه در عامل بخشودگي نمره بالايي داشتهاند، همسران آنها ميزان تعارضهاي زناشويي كمتري را گزارش كردهاند. مككالاف و همكارانش[٥٦] و مكآسكيل[٥٧] دريافتهاند كه بخشودگي، خشم و كينه را كاهش داده و باعث حل تعارضهاي زوجين ميشود.
دلسينگور و همكارانش[٥٨] در پژوهش خود با عنوان «اثربخشي گروه درماني شناختي ـ رفتاري بر رضايت از زندگي در مبتلايان به اختلال اضطراب اجتماعي»، نشان دادهاند كه درمان شناختي ـ رفتاري گروهي بر افزايش رضايت از زندگي در اين افراد در مرحله پسآزمون و پيگيري، تأثير مثبت و معناداري دارد. پراپست و ديگران[٥٩] در پژوهش خود به مقايسه درمانهاي شناختي ـ رفتاري همراه با فاكتورهاي مذهبي با درمان شناختي ـ رفتاري كلاسيك روي اختلالاتي، چون افسردگي پرداختهاند. نتايج، تأثير مثبت بيشتر درمان شناختي - رفتاري همراه با فاكتورهاي مذهبي را در مقايسه با نوع كلاسيك نشان ميدهد. همچنين حميد[٦٠] نشان داده است كه به كارگيري رواندرماني شناختي ـ رفتاري مبتني بر رويكرد ديني در درمان افسردگي زنان به طور معناداري برتر از روش شناختي ـ رفتاري كلاسيك به تنهايي است.
ريچاردز و برگين[٦١] نوعي از راهبردهاي معنوي براي استفاده در مشاوره و رواندرماني مطرح كرده و نتايج، حاكي از اثربخش بودن اين مداخلهها بر بهبود روابط، بهزيستي روانشناختي و رضايت از زندگي است. مطالعه فراتحليلي آنو و واسكنسلز[٦٢] نشان ميدهد كه مداخلههاي مذهبي، با تجربه آشفتگي و تعارض كمتر، و نيز افسردگي و اضطراب پايينتر ارتباط دارند. زادهوش و ديگران[٦٣] در پژوهش خود به بررسي مقايسهاي اثربخشي گروه درماني شناختي ـ رفتاري همراه با توصيههاي مذهبي و گروه درماني شناختي ـ رفتاري كلاسيك بر كيفيت ارتباط زناشويي بانوان پرداختهاند. نتايج نشان ميدهد كه اثربخشي گروه درماني شناختي ـ رفتاري همراه با توصيههاي مذهبي در مقايسه با گروه درماني شناختي ـ رفتاري كلاسيك و گروه كنترل در جهت بهبود كيفيت ارتباط زناشويي بانوان، بيشتر بوده است. هالفورد و ماركمن،[٦٤] در پژوهشي به بررسي تأثير فنون رفتاردرماني (آموزش حل مسئله، ارتباط آموزي و بازسازي شناختي) بر بروز درماندگي زناشويي و طلاق پرداختهاند. نتايج نشان ميدهد كه اين مداخلهها در كاهش شيوع و بروز درماندگي زناشويي و طلاق مؤثر است.
لوينسن و ديگران[٦٥] از طريق برنامههاي آموزشي با هدف افزايش ميزان عامل بخشودگي، در گروه آزمايشي نشان دادهاند كه افزايش معنادار در اين عامل، موجب كاهش علائم افسردگي و افزايش ميزان رضايت از زندگي، همدلي و بهزيستي در مقايسه با گروه كنترل است. اورثينكال كاروش و وانستينويگن[٦٦] در پژوهشهاي خود نشان دادهاند كه مداخله بخشودگي، كاهش پرخاشگري و تعارضهاي زناشويي و افزايش رضايت زناشويي و سازگاري كلي را در پي دارد. فينچام و استيون[٦٧] در پژوهش خود نشان دادهاند كه بخشودگي و آموزش آن ميتواند بسياري از تعارضهاي زوجها را كاهش داده و مهارتهاي حل مسئله آنها را افزايش دهد. استاپ و پرلمن[٦٨] در پژوهشي تأثير آموزش بخشودگي را در ميان هفتاد زوج بررسي و طي آن، واكنشهاي هيجاني، رواني و فيزيولوژيك آنها را ثبت كردهاند. نتايج حاكي از اين است كه گروهي كه تحت آموزش بخشودگي بودهاند، هنگام بخشودن، احساس همدلي با شخص خاطي، سازگاري بيشتر و خشم و تعارض كمتري را نشان دادهاند.
به هر حال، با توجه به تأثير تعارضهاي زناشويي و رضايت از زندگي بر ابعاد مختلف سلامت روانشناختي خانواده و روابط نزديك زوجين و همچنين با توجه به اينكه تاكنون پژوهشي به بررسي تركيبي مداخلههاي شناختي ـ رفتاري مذهبمحور با بازآموزي بخشودگي نپرداخته است، انجام پژوهشي در زمينه تأثير درمان شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي بر كاهش تعارضهاي زناشويي و افزايش رضايت از زندگي، ضروري به نظر ميرسد. بنابراين، هدف از پژوهش حاضر پاسخ دادن به اين سؤال است كه آيا درمان شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي بر كاهش تعارضهاي زناشويي و افزايش رضايت از زندگي زوجين مؤثر است؟
در راستاي هدف تحقيق، دو فرضية ذيل، تدوين و آزمون شدهاند: ١. رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي بر كاهش تعارضهاي زناشويي زوجين مؤثر است. ٢. رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي بر افزايش رضايت از زندگي زوجين مؤثر است.
روشطرح پژوهش حاضر از نوع آزمايشي با پيشآزمون و پسآزمون با گروه كنترل و دوره پيگيري بوده است. جامعه پژوهش شامل ٣٨ زوج مراجعهكننده به دفاتر شوراي حل اختلاف شهر اهواز بوده كه به علت درگيري و تعارض، به مركز مشاوره خصوصي محقق در سالهاي ١٣٨٨ ـ ١٣٩٠ معرفي شدهاند. نمونة آماري اين پژوهش، شامل سي زوج است كه از جامعة آماري با استفاده از روش همتاسازي و نمونهگيري در دسترس انتخاب شدهاند. اين افراد از لحاظ سن، طول مدت ازدواج، تحصيلات، وضعيت اجتماعي ـ اقتصادي، دين و مذهب، عدم ابتلا به بيماريهاي جسماني، دارابودن يك انحراف معيار بالاتر از ميانگين در پرسشنامه تعارض زناشويي و يك انحراف معيار پايينتر از ميانگين، در مقياس رضايت از زندگي، و ساير متغيرهاي موردنظر در پژوهش كاملاً همگون بودهاند. سپس اين افراد به طور تصادفي به دو گروه آزمايش و كنترل تقسيم شدهاند. گروه آزمايش، دوازده جلسه رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با آموزش بخشودگي را هر هفته در دو جلسه ٤٥ دقيقهاي دريافت كردهاند، اما گروه كنترل هيچ مداخلهاي دريافت نكردهاند. مقياس تعارضهاي زناشويي و رضايت از زندگي در سه مرحله پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري در دو گروه آزمايش و كنترل اجرا شده است. جلسه پيگيري سه ماه بعد از خاتمة جلسات رواندرماني انجام شده است.
ابزارهاي پژوهشپرسشنامه تعارض زناشويي براتي و ثنايي:[٦٩] اين ابزار ٤٢ گويه دارد كه با هدف سنجش تعارضهاي زناشويي ساخته شده است. گويههاي اين ابزار با پنج گزينه: هميشه، بيشتر، گاهي وقتها، به ندرت و هرگز، همراه است كه به ترتيب از ١ـ٥ نمرهگذاري ميشوند. بيشترين نمرهاي كه ميتوان با اين ابزار به دست آورد، ٢١٠ و كمترين نمره ٤٢ است. نمره بالا به معناي تعارض شديد و نمره پايين به معناي عدم تعارض تفسير ميشود. اين پرسشنامه از پايايي و روايي محتوايي مطلوبي بهرهمند است. محتواي مؤلفههاي پرسشنامه به گونهاي تهيه شده كه با متغير مورد نظر (تعارضهاي زناشويي) ارتباط نزديكي دارند، به گونهاي كه در مرحله تحليل مواد آزمون، پس از اجراي مقدماتي و محاسبه همبستگي هر سؤال با كل پرسشنامه و زيرمقياسهاي آن، سيزده سؤال از ٥٥ سؤال اوليه حذف شدهاند.[٧٠]
براتي و ثنايي[٧١] براي اندازهگيري پايايي و روايي، پرسشنامه مذكور را روي يك گروه ١١١ نفري متشكل از ٥٣ مرد و ٥٨ زن كه براي رفع تعارضهاي زناشويي خود به مراجع قضايي يا مركز مشاوره مراجعه كرده بودند و نيز يك گروه گواه ١٠٨ نفري از زوجهاي عادي متشكل از ٥٣ مرد و ٥٥ زن اجرا كردهاند. مقايسه ميانگين دو گروه سازگار (بدون تعارض زناشويي) و ناسازگار (با تعارضهاي زناشويي) در مردان و زنان بيانگر وجود تفاوت معناداري بين آنهاست كه ميتواند بر قدرت تميز آزمون در تشخيص زوجهاي متعارض از نامتعارض دلالت داشته باشد[٧٢]، كه اين به معناي روايي محتوايي و روايي سازهاي مطلوب اين پرسشنامه است.
پايايي اين پرسشنامه با استفاده از روش آلفاي كرونباخ براي كل پرسشنامه روي يك گروه ٣٢ نفري برابر با ٥٢/٠ و براي هفت خرده مقياس آن بهترتيب: كاهش همكاري ٣٠/٠، كاهش رابطة جنسي ٥٠/٠، افزايش واكنشهاي هيجاني ٧٣/٠، افزايش جلب حمايت فرزندان ٦٠/٠، افزايش رابطة فردي با خويشاوندان خود ٦٤/٠، كاهش رابطه با خانواده همسر ٦٠/٠، جدا كردن امور مالي از يكديگر ٥١/٠ محاسبه شده است.[٧٣] همچنين بشكار[٧٤] در هنجاريابي مجدد اين پرسشنامه، پايايي آن را با روش آلفاي كرونباخ براي كل پرسشنامه ٩٥/٠ برآورد كرده است و براي هفت خرده مقياس آن به ترتيب: كاهش همكاري ٩٠/٠، كاهش رابطة جنسي ٨٢/٠، افزايش واكنش هيجاني ٩٥/٠، افزايش حمايت فرزندان ٩٠/٠، افزايش رابطه فردي با خويشاوندان خود ٩٥/٠، كاهش رابطه با خانوادة همسر ٨٥/٠، و جدا كردن امور مالي از يكديگر ٩٢/٠ است. خسروي و ديگران[٧٥] نيز در پژوهش خود با استفاده از روش آلفاي كرونباخ و با يك نمونه سي نفري از زوجها، ضريب پايايي كل اين ابزار را ٧٣/٠، و پايايي خرده مقياسهاي آن، شامل كاهش همكاري ٦٧/٠، كاهش رابطه جنسي ٧٠/٠، افزايش واكنشهاي هيجاني ٨٥/٠، افزايش جلب حمايت فرزندان ٧٦/٠، افزايش رابطه فردي با خويشاوندان خود ٧٧/٠، كاهش رابطه با خويشاوندان همسر٦٢/٠، و جدا كردن امور مالي از يكديگر را برابر ٦٩/٠ محاسبه كرده و همچنين پايايي اين ابزار را با استفاده از روش دو نيمهسازي ٨٩/٠ به دست آوردهاند كه در حد مطلوبي است.
مقياس رضايت از زندگي: در اين پژوهش از مقياس رضايت از زندگي استفاده شده است. اين مقياس توسط دينر و ديگران، براي همه گروههاي سني ساخته و توسط پاوت و دينر[٧٦] تجديدنظر شده است. مقياس رضايت از زندگي، مقياسي پنج مادهاي است (هر ماده از كاملاً مخالفم ١ تا كاملاً موافقم ٧) تشكيل شده است، به طوري كه دامنة احتمالي نمرهها روي پرسشنامه از پنج (رضايت پايين) تا ٣٥ (رضايت بالا)، متغير خواهد بود. دينر و ديگران[٧٧] در پژوهش خود، پايايي اين مقياس را با روش ضريب آلفا برابر ٨٧/٠ و ضريب بازآزمايي نمرههاي اين مقياس را پس از دو ماه اجرا، ٨٢/٠ اعلام كردهاند. بياني و ديگران[٧٨] در جامعة آماري متشكل از ١٠٩ نفر از دانشجويان، پايايي اين مقياس را با استفاده از روش آلفاي كرونباخ ٨٣/٠، و با روش بازآزمايي ٦٩/٠ و همچنين روايي اين مقياس را از طريق بازآزمايي ٦٩/٠ گزارش كردهاند. شيخالاسلامي و ديگران[٧٩] نيز در پژوهش خود كه روي ٩٧ زن متأهل اجرا شده، پايايي پرسشنامه مذكور را با روش آلفاي كرونباخ ٨٦/٠ و با روش دونيمهسازي ٧٩/٠ و روايي آن را از طريق همبستگي تكتك گويهها با نمره كل، ٨٤/٠ محاسبه كردهاند كه در سطح مطلوبي است.
ساختار جلسات رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگيدر اين رويكرد، علاوه بر روشهاي شناخت - رفتاري كه هدف آن تغيير
باورداشتهاي غلط بيمار و تبديل افكار خودكار منفي به افكار منطقي است، طي
جلسات درمانگري به فرد كمك ميشود تا اعتقادات معنوي و باورهاي ديني خود را
تقويت كرده و به نظم جهان هستي، وجود قدرت مطلق پروردگار و رحمت الهي توجه
و تمركز كند. در واقع، در اين رويكرد علاوه بر مجادله با افكار ناكارآمد و
تحريفهاي شناختي زوجين، سعي ميشود تا به كارگذاري شناختي نوين كه مبتني
بر آموزههاي مذهبي و اسلامي هستند، اقدام شود. هدف كلي اين رويكرد، هوشيار
كردن زوجها به «حالتهاي من» خود و رابطة آن با مفاهيم ذهني، عاداتها،
تجربهها، سبك زندگي، افكار، اسنادها و علايق خود و سپس تغيير دادن و اصلاح
كردن آنهاست. زوجها به تدريج كشف خواهند كرد كه تعارضها و اختلافهاي
آنها فقط از رويدادهاي بيروني نشئت نگرفته و فقط مربوط به نقايص همسر آنها
نيست، بلكه زاييدة حالتهاي نفساني و شناختهاي كژكار آنها نيز ميباشد.
همچنين به زوجين آموزش داده ميشود كه با اكتساب و تمرين مهارتهاي ايماني،
مانند ١. اغماض و گذشت؛[٨٠] ٢. سكوت حكميانه و بجا؛[٨١] ٣. احساس حضور در پيشگاه خداوند؛[٨٢]
٤. صحبت، صميميت، هنر عشق ورزيدن و بخشيدن[٨٣] به نفس مطمئنه و خودكنترلي نايل شوند.[٨٤] همچنين طي جلسات درمان، تأكيد ويژهاي بر مفهوم بخشودگي و بازآموزي آن در زوجين با استناد به منابع و مفاهيم اسلامي شده است.
در بازآموزي بخشودگي به زوجين كمك ميشود تا با شناخت بيشتر خود و محدوديتهاي فرد مقابل يا همسرشان كه وي را رنجانيده است، در او بينش جديدي دربارة موضوع اختلاف و تعارض، رنج و بافت رنجش ايجاد شود تا اينكه او بتواند همسر خاطي خود و رفتار آزار دهندة او را بخشيده و خود را از رنج برهاند. خداوند در قرآن كريم ميفرمايد: «(اي فرستادة ما) بخشودگي را در پيش بگير و امر به معروف كن و از نادانان روي برگردان.»[٨٥] و در جايي ديگر ميفرمايند: «گذشت، به تقوا نزديكتر است.»[٨٦] در قرآن تأكيد شده است كه بخشودگي در شمار ويژگيهاي مؤمنان پرهيزكار است و اشاره شده كساني كه بيشتر از خطاهاي مردم ميگذرند، پرهيزكارترند. همچنين ضمن دعوت مؤمنان به بخشودگي، آنها را از انتقام، كينهتوزي و دشمني با يكديگر برحذر داشته، ميفرمايد: «آنان كه خشم خويش را فرو مينشانند و از مردم درميگذرند، خداي متعال افراد خيرخواه و نيكوكار را دوست ميدارد.»[٨٧] در برخي آيات با الگو قرار دادن اينكه خداوند بندگانش را ميبخشد، مؤمنان به اين روش فرا خوانده شدهاند؛ يعني از مسلمانان خواسته شده كه آنان نيز مانند خالق خود، افراد خاطي را بخشيده و از گناهان آنان درگذرند: «ببخشاييد و چشمپوشي كنيد، آيا دوست نداريد خداوند شما را ببخشد، خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است.»[٨٨] در جاي ديگر نيز ميفرمايد: «از خطاي آنان درگذر و آنها را ببخش كه خدا نيكوكاران را دوست دارد».[٨٩]
همچنين احاديث بسياري نيز دربارة ستايش و آثار بخشودگي موجود است. براي مثال رسول اكرمˆ فرمودهاند: «بر شما باد بخشودگي و عفو كردن، زيرا عفو، ثمري جز عزت ندارد، پس عفو كنيد تا خداوند شما را عزيز گرداند.»[٩٠] همچنين امام علي† ميفرمايند: «كم گذشتي زشتترين عيبهاست و شتاب به انتقامگيري بزرگترين آثار نامطلوب را در پي دارد».[٩١]
جدول شماره ١: خلاصهاي از محتواي جلسات درماني گروههاي آزمايشي
|
جلسات |
شرح جلسات رواندرماني |
|
جلسه اول |
ايجاد جوّ درماني مناسب و آگاه نمودن زوجين با ساختار و قوانين جلسات درمان، جلب اعتماد و همكاري هريك از زوجين به درمان و فراهم نمودن شرايطي براي بيان احساسات منفي و رنجش از يكديگر و انتظارهايي كه از همديگر دارند و همچنين تعيين اهداف درماني و انعقاد قرارداد درماني با همكاري و مشاركت زوجين. |
|
جلسه دوم |
مروري بر افكار منفي و چالش با آنها و استناد به آيات قران كريم و احاديث درباره حل مشكلات و رويارويي صحيح با رويدادها، صبر و بردباري و توكل به پروردگار. آموزش فن شناختي ـ رفتاري حل مسئله، بحث دربارة آثار صبر، گذشت و بخشش در زندگي زناشويي. در اين مرحله، هريك از زوجين رنجديده، آگاه ميشوند كه پايمال شدن حقوق آنها، مورد پذيرش همگان و حتي دين است و از سوي ديگر، درمييابند كه از نظر ديني فرد خاطي چون حق آنها را ضايع كرده، مرتكب گناه شده است و براي چنين گناهي كيفري وجوددارد كه در صورت عدم بخشش وي، خداوند حقوق آنها را باز خواهد ستاند: «هر كسي به اندازة ذرهاي بدي كند كيفر آن را ميبيند»،[٩٢] «هرفردي در گرو كاري است كه كرده است.»[٩٣] اين ديدگاه باعث كاهش احساسات منفي زوجين شده و به آنها كمك ميكند كه از انتقام صرفنظر كنند. همچنين در پايان جلسه به زوجين تكاليف شناختي در زمينه كشف افكار تحريف شده و كژكار خود و نيز شناسايي زمينههاي عمده تعارض آنها داده ميشود. |
|
جلسه سوم |
مروري كوتاه بر جلسههاي قبلي و بررسي تكاليف منزل ارائه شده در جلسه قبلي، آموزش فن توقف افكار و فن توجه برگرداني از خود به سوي كائنات و جهان هستي، تقويت اميد به بهبودي، فعالسازي رفتار، در كنار فنون شناختي ـ رفتاري به منظور به چالش كشيدن افكار منفي و غيرمنطقي، بدبينانه درباره ديگران و همسر خود كه از عوامل اصلي نارضايتي ذهني و تعارضهاي زناشويي است و بحث درباره مثبتنگري و خوشبيني درباره ديگران با استناد به آيات قرآن كريم.[٩٤] ارائه تكاليف شناختي- رفتاري در زمينه تمرين و كاربرد فنون ارائهشده. |
|
جلسه چهارم |
ارزيابي از تكاليف جلسه قبل و آموزش فن آرميدگي عضلاني و ذهني (فن ريلاكس) به زوجين با تجسم ذهني پديدههاي مختلف هستي براي كسب انرژي مثبت و توان مضاعف، بررسي افكار تحريفشده به كمك بيماران و جايگزيني افكار منفي با افكار منطقي، مروري بر هيجانها و رفتار منطقي و خوشايند پس از افكار منطقي. در اين جلسه با استناد به آيه ٦٣ سوره فرقان: «بندگان خداي رحمان، وقتي با لغو و بيهودگي روبهرو ميشوند، بزرگوارانه از آن ميگذرند.» و نيز اين حديث امام علي† كه ميفرمايند: «كمگذشتي، زشتترين عيبهاست و شتاب به انتقامگيري، بزرگترين آثار نامطلوب را در پي دارد»،[٩٥] زوجين از پيامدها و آثار منفي انتقامگيري و نبخشيدن آگاه شده و پي ميبرند كه براي رهايي از رنج ذهني و احساس آزردگي ناشي از تعارضها و اختلافهاي زناشويي و همچنين براي داشتن خشنودي و رضايت از زندگي، بايد در جهت بخشودگي همسر خود اقدام كنند. |
|
جلسه پنجم |
آموزش فن رفتاري «رفتار نظير به نظير» و «قرارداد مشروط»، افزايش توانايي همدلي، تواضع و درك اينكه هر زوج در حق ديگري بدي نموده و بخشيده شده يا انتظار بخشش داشته است. در اين جلسه به زوجين آموزش داده ميشود تا به همسر خود به عنوان عامل رنجاننده خود با محدوديتهايي كه دارد، بنگرند و با اين ديد، موقعيت او و عملكردش را ارزيابي كرده و شرايط دروني و بيروني همسر رنجاننده خود را نيز در علت بروز رفتار نادرست او دخيل بدانند. در واقع، با استناد به اين حديث امام علي† كه ميفرمايند: «براي برادرت و كردار بد او در جستوجوي توجيهي باش و اگر توجيهي نيافتي، كوشش كن توجيهي پيدا كني»،[٩٦] زوجين آگاه ميشده كه همسر خاطي آنها نيز تحت موقعيت و شرايط خاصي مرتكب رفتار آزارنده گرديده است كه چه بسا در آن شرايط و با محدوديتهايي كه داشته جز آن طريق نميتوانسته رفتار كند. اين ديد مثبت باعث ميشود كه ادراك و ارزيابي زوج رنجيده از رفتار يا رفتارهاي نادرست همسر خود تغيير كرده و به او در كاهش احساسات خشم و رنجش كمك كند. در پايان جلسه تكليفهايي در زمينه استفاده از فنون ارائه شده و تمرين آنها در منزل به زوجين ارائه ميشود. |
|
جلسه ششم |
ارزيابي تكاليف ارائهشده در جلسههاي قبل و همچنين بررسي موانعي كه در اجراي تكاليف و فنون موردنظر براي زوجين پيش آمده و بحث در خصوص راهكارها و چگونگي رفع اين موانع. بحث دربارة موانع ارتباطي از ديدگاه ديني (خشم، عجله، سوءبرداشت، تندخويي، بداخلاقي، ناسزاگويي و شك و ترديدهاي بيمورد) و ارائه تكليف به زوجين براي شناسايي اين موانع در روابط خود. |
|
جلسه هفتم |
بحث دربارة مهارتهاي ارتباطي از ديدگاه مذهبي، احترام، ابراز محبت، صداقت، خوشخلقي، و آراستگي ظاهري با استناد به آيات قرآن كريم[٩٧] و آموزش مهارتهاي ارتباطي به زوجين و ارائه تكاليفي به آنها در اين زمينه. |
|
جلسه هشتم |
آموزش فن شناختي ـ رفتاري «چارتبندي»، مروري بر مهارتها و موانع ارتباطي و بررسي تكاليف ارائهشده در جلسههاي قبل، تأكيد بر زوجين براي كنار گذاشتن كينه و انتقامجويي و ابراز بخشش. درمانگر با استناد به اين حديث رسول اكرمˆ كه ميفرمايد: «بر شما باد بخشودگي و عفو كردن، زيرا عفو ثمري جز عزت ندارد، پس ببخشاييد تا خداوند شما را عزيز گرداند»،[٩٨] زوجين را متوجه ميكند كه بخشيدن عزت است، و برعكس، اصرار ورزيدن بر انتقام و عدم بخشش، از نظر ارزشي، نوعي دور ماندن از ارزشهاست و بدين صورت، زوجين را به بخشودگي متمايل كرده و نظر آنها را روي بخشيدن متمركز ميسازد تا آنها به بخشودگي احساس مثبتتري پيدا كنند. |
|
جلسه نهم |
بيان احساسات توسط زوجين و بحث در مورد آنها، بررسي تغييرهايي كه زوجين در وضعيت خود احساس كردهاند، آموزش فن «تقويت مثبت» براي پايدارسازي تغييرات مثبت، ارائه تكاليف منزل، اطمينانبخشي مشاور به زوجين مبني بر اينكه با بهكارگيري آنچه ياد گرفتهاند، مشكلي براي آنها پيش نخواهد آمد. |
|
جلسه دهم |
تأكيد بر تأثير روابط جنسي زوجين در ميزان تعارضهاي زناشويي و رضايت از زندگي و آموزش فنوني در اين زمينه، براي غنيسازي و بهبود روابط جنسي زوجين با محوريت فنون رويكرد شناختي- رفتاري و با تأكيد بر توصيههاي مذهبي موجود در اين زمينه، آموزش به زوجين براي درك نيازهاي يكديگر و تلاش براي ارضاي صحيح و منطقي اين نيازها و نيز درك تعلّقات و وابستگيهاي همديگر به خانواده و ديگران، تقويت اعتماد به نفس يكديگر و شفافسازي عوامل بازدارنده عشق در زوجين و آموزش انعطاف و ملايمت در دفاع از خواستههاي متقابل خود در روابط زناشويي. |
|
جلسه يازدهم |
مروري كوتاه بر مباحث جلسههاي قبلي و بررسي تكاليف ارائهشده، بحث دربارة سبكهاي مقابله و حل تعارض مذهبي و آثار بخشش و شادكامي در زندگي از ديدگاه مذهبي. در واقع، درمانگر در اين مرحله، زوجين را به آثار دنيوي و اخروي بخشودگي آگاه ميكند و با استناد به توصيههاي قرآن كريم و اين حديث پيامبر اكرمˆ كه در خصوص افرادي كه از ديگران رنجيده و آنها را عفو كردهاند ميفرمايد: «آنان از جمله كساني هستند كه با عنوان افراد با فضيلت و برجسته، وارد صحنه قيامت ميشوند و بدون حساب وارد بهشت ميشوند»،[٩٩] به تبيين پيامدها و پاداشها و آثار دنيوي و اخروي بخشودگي ميپردازد تا انديشه و عواطف زوج رنجيده به عنوان يك فرد مؤمن و ارزشمند درباره زوج رنجاننده مثبتتر شده و تصميم نهايي خود را در خصوص بخشودگي بگيرد. |
|
جلسه دوازدهم |
قرارداد زوجين با خود براي چگونگي برخورد با حوادث و روابط آينده و ارائه بخشش، جمعبندي جلسههاي درمان به همراه زوجين با تأكيد بر مرور مفاهيم بنيادي بخشودگي، فنون شناختي ـ رفتاري آموختهشده و چگونگي كاربرد آنها در روابط خود با توجه به توصيههاي مذهبي و اختتام درمان. |
جدول شماره ٢: ميانگين و انحراف معيار نمرههاي تعارض زناشويي و رضايت از زندگي دو گروه در مرحله پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري
|
مرحله |
گروهها |
تعارض زناشويي |
رضايت از زندگي |
||
|
ميانگين |
انحراف معيار |
ميانگين |
انحراف معيار |
||
|
پيشآزمون |
آزمايش |
٢/١٥١ |
١٨/٢ |
٧١/١٩ |
٧٥/٢ |
|
كنترل |
٧/١٤٩ |
٦٩/٣ |
٦٤/٢٠ |
٦٤/١ |
|
|
پسآزمون |
آزمايش |
٠٨/٧٨ |
٧٨/٤ |
٧٦/٣١ |
١٧/٣ |
|
كنترل |
٠١/١٤٧ |
٦٧/٥ |
٨٣/١٩ |
١٩/٢ |
|
|
پيگيري |
آزمايش |
٠٥/٩١ |
١٦/٢ |
٩١/٣٠ |
٤٦/١ |
|
كنترل |
٦٢/١٤٣ |
١٩/٣ |
١٢/٢٠ |
٥٧/١ |
|
همانطور كه در جدول شماره ٢ مشاهده ميشود، ميانگين و انحراف معيار نمرههاي تعارض زناشويي در مرحله پيشآزمون براي گروه آزمايش به ترتيب ٢/١٥١ و ١٨/٢ و براي گروه كنترل به ترتيب ٧/١٤٩ و ٦٩/٣ و در مرحله پسآزمون براي گروه آزمايش به ترتيب ٠٨/٧٨ و ٧٨/٤ و براي گروه كنترل به ترتيب ٠١/١٤٧ و ٦٧/٥ ميباشد؛ يعني ميانگين نمرههاي تعارض زناشويي گروه آزمايش در مرحله پسآزمون در مقايسه با مرحله پيشآزمون و گروه كنترل، كاهش يافته است. از سوي ديگر، ميانگين و انحراف معيار نمرههاي تعارض زناشويي در مرحله پيگيري براي گروه آزمايش به ترتيب ٠٥/٩١ و ١٦/٢ و براي گروه كنترل به ترتيب ٦٢/١٤٣ و ١٩/٣ است؛ يعني ميانگين نمرههاي تعارض زناشويي گروه آزمايش در مرحله پيگيري در مقايسه با پيشآزمون و گروه كنترل همچنان كاهش يافته است.
همچنين نتايج جدول شمارة ٢ نشان ميدهد كه ميانگين و انحراف معيار نمرههاي رضايت از زندگي در مرحله پيشآزمون براي گروه آزمايش به ترتيب ٧١/١٩ و ٧٥/٢ و براي گروه كنترل به ترتيب ٦٤/٢٠ و ٦٤/١ و در مرحله پسآزمون براي گروه آزمايش به ترتيب ٧٦/٣١ و ١٧/٣ و براي گروه كنترل به ترتيب ٨٣/١٩ و ١٩/٢ ميباشد؛ يعني ميانگين نمرههاي رضايت از زندگي گروه آزمايش در مرحله پسآزمون در مقايسه با مرحله پيشآزمون و گروه كنترل افزايش يافته است. از سوي ديگر، ميانگين و انحراف معيار نمرههاي رضايت از زندگي در مرحله پيگيري براي گروه آزمايش به ترتيب ٩١/٣٠، و ٦٤/١ و براي گروه كنترل به ترتيب ١٢/٢٠، و ٥٧/١ ميباشد؛ به اين معنا كه ميانگين نمرههاي رضايت از زندگي گروه آزمايش در مرحله پيگيري در مقايسه با پيشآزمون و گروه كنترل همچنان افزايش يافته است.
در پژوهش حاضر براي آزمون فرضيههاي ١ و ٢ و تعيين معناداري تأثير مداخله مورد نظر بر كاهش تعارضهاي زناشويي و افزايش رضايت از زندگي در دو گروه كنترل و آزمايشي در مراحل پيشآزمون، پسآزمون و پيگيري، از تحليل كوواريانس چند متغيري (MANCOVA) استفاده شده كه نتايج آن در جدولهاي شماره ٣، ٤ و ٥ آمده است.
جدول شماره٣: نتايج حاصل از تجزيه و تحليل مانكوا روي ميانگينهاي نمرههاي پسآزمون تعارض زناشويي و رضايت از زندگي آزمودنيهاي گروه آزمايش و گواه، با كنترل پيشآزمون
|
نام آزمون |
مقدار |
F |
df فرضيه |
df خطا |
سطح معناداري |
|
اثر پيلايي |
٤٥٢/٠ |
٥٣٤/٦ |
٣ |
٢٣ |
٠٠٢/٠ |
|
لامبداي ويكلز |
٣٦١/٠ |
٥٣٤/٦ |
٣ |
٢٣ |
٠٠٢/٠ |
|
اثر هتلينگ |
٧٦٥/٠ |
٥٣٤/٦ |
٣ |
٢٣ |
٠٠٢/٠ |
|
بزرگترين ريشه روي |
٧٥/٠ |
٥٣٤/٦ |
٣ |
٢٣ |
٠٠٢/٠ |
نتايج جدول شماره ٣ نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين گروه آزمايش و گواه از لحاظ تعارض زناشويي و رضايت از زندگي يادشده، تفاوت معناداري در سطح (٠٠١/٠ p<) وجود دارد. بر اين اساس، ميتوان بيان داشت كه دستكم در يكي از متغيرهاي بين دو گروه كنترل و آزمايش وجود دارد. براي پي بردن به اين تفاوت، دو تحليل كوواريانس در متن مانكوا انجام گرفته كه نتايج آن در جدولهاي شماره ٤ و ٥ درج شده است.
جدول شماره ٤: نتايج حاصل از تحليل كوواريانس در متن مانكوا روي ميانگين نمرههاي تعارض زناشويي و رضايت از زندگي آزمودنيهاي گروه آزمايش و گواه در مرحله پسآزمون
|
متغير وابسته |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
F |
سطح معناداري P |
|
تعارض زناشويي |
٤/٤٦١ |
١ |
٤/٤٦١ |
٨١/١٧ |
٠٠١/٠> |
|
رضايت از زندگي |
٦٢١/٣١٥ |
١ |
٦٢١/٣١٥ |
٠٩/١٣ |
٠٠١/٠> |
با توجه به جدول شماره ٤ مشاهده ميشود كه تفاوت معناداري بين گروه آزمايش و گواه از لحاظ متغيرهاي تعارض زناشويي (٠٠١/٠p< و ٨١/١٧F=) و رضايت از زندگي (٠٠١/٠p< و ٠٩/١٣F=) وجود دارد. بر اين اساس، ميتوان بيان داشت كه رواندرماني شناختي- رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي باعث كاهش تعارض زناشويي و افزايش رضايت از زندگي در آزمودنيهاي گروه آزمايش در مقايسه با گروه كنترل در مرحله پس آزمون شده است.
جدول شماره ٥: نتايج حاصل از تحليل كوواريانس در متن مانكوا روي ميانگين نمرههاي تعارض زناشويي و رضايت از زندگي آزمودنيهاي گروه آزمايش و گواه در مرحله پيگيري
|
متغير وابسته |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
F |
سطح معنا داري P |
|
تعارض زناشويي |
١٩٥/٧٣٥ |
١ |
١٩٥/٧٣٥ |
٦٨/٣٢ |
٠٠١/٠> |
|
رضايت از زندگي |
٦٢١/٣٩٧ |
١ |
٢٦١/٣٩٧ |
٩٧/١٨ |
٠٠١/٠> |
با توجه به جدول فوق، نتايج نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين گروه آزمايش و گواه، در مرحله پيگيري، از لحاظ تعارض زناشويي(٠٠١/٠p< و ٦٨/٣٢F=) و رضايت از زندگي (٠٠١/٠p< و ٩٧/١٨F=) وجود دارد. بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي باعث كاهش تعارض زناشويي و افزايش رضايت از زندگي در آزمودنيهاي گروه آزمايش در مرحله پيگيري شده است، از اينرو، با توجه به اين يافتهها، ميتوان نتيجه گرفت كه فرضيههاي شماره ١ و ٢ در اين پژوهش تأييد ميشوند؛ به اين معنا كه مداخله مذكور باعث كاهش تعارضهاي زناشويي و افزايش رضايت از زندگي در آزمودنيهاي گروه آزمايش در مراحل پسآزمون و پيگيري شده است.
بحثنتايج حاصل از اين پژوهش نشان ميدهد كه رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي بر كاهش تعارضهاي زناشويي زوجين تأثير معناداري دارد. اين يافتهها با نتايج حاصل از پژوهشهاي فينچام و ديگران،[١٠٠] اورثينكالكاروش و وانستينگن،[١٠١] آنو و واسكنسلز[١٠٢]، فينچام و استون،[١٠٣] هالفورد و ماركمن،[١٠٤] استاپ و پرلمن،[١٠٥] مك كالاف و ديگران[١٠٦]، فريدمن و اِنرايت،[١٠٧] پراپست و ديگران،[١٠٨] فيتزگيبونز[١٠٩] مطابقت و همخواني دارد.
همچنين يافتههاي حاصل از اين پژوهش نشان ميدهد كه رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي، تأثير معناداري بر افزايش رضايت از زندگي زوجين دارد. اين يافتهها با نتايج حاصل از پژوهشهاي زادهوش و ديگران،[١١٠] دلسينگور و ديگران،[١١١] حميد،[١١٢] لوينسن و ديگران،[١١٣] يادگاري،[١١٤] مالتبي و ديگران،[١١٥] و ترزا و ديگران[١١٦]، ريچاردز و برگين،[١١٧] ورتينگتون و ديگران و پراپست و ديگران،[١١٨] مطابقت و همخواني دارد.
ماهيت ذاتي رابطة زناشويي چنين اقتضا ميكند كه همسران پس از عبور از دوره شيفتگي، درگير مسائلي شوند كه طي آن، نيازمند مهارتآموزي در امر برقراري ارتباط ميباشند.[١١٩] ويل دورانت معتقد است دين به اندازهاي غني، فراگير و پيچيده است كه هيچ دورهاي در تاريخ بشر خالي از اعتقاد ديني نبوده است. اينكه حتي يك انسان بياعتقاد به دين در شرايط نامطمئن بحران روحي و درماندگي به طور ناهشيار به خدا و نيروهاي ماوراي طبيعي انديشيده و از او استمداد ميطلبد، پديده ثابتشدهاي است و به گفته ويكتور فرانكل احساس مذهبي عميق و واقعي در اعماق ضمير ناهشيار هر انساني وجود دارد.[١٢٠] روانشناسان معتقدند كه مذهب به انسان كمك ميكند تا معناي حوادث زندگي، به ويژه حوادثي را كه دردناك و اضطرابانگيز هستند، بفهمد و موجب دلگرمي و خرسندي مطبوعي در روان و روحيه او ميشود.[١٢١] مذهب و معنويت در بيشتر موارد، نقش ميانجي دارد و در شرايط دشوار بر فرايندهاي فكري و ارزيابي رويدادهاي روزمره فرد تأثير ميگذارد، به طوري كه برخي از پژوهشگران بر اين باورند كه به كمك باورهاي ديني، مقابله با هيجانها و شرايط اجتماعي آسان ميشود.[١٢٢]
خانواده درماني شناختي ـ رفتاري يكي از كاملترين رويكردهاي رواندرماني خانواده است كه بر اساس اصول يادگيري و شناختي استوار است كه در آن بر آنچه اعضاي خانواده ميانديشند و نيز چگونگي رفتار كردن آنها تأكيد ميشود.[١٢٣] اصل بنيادين درمان شناختي ـ رفتاري بر اين مبنا استوار است كه كنشها و رفتارهاي فرد تا اندازه زيادي به چگونگي تفسير او از جهان هستي بستگي دارد.[١٢٤] از طرفي ـ همانطور كه گفته شد ـ درمانهاي شناختي ـ رفتاري و به ويژه بعد شناختي آن به شدت از زمينههاي فرهنگي، باورها و ارزشهاي درونفرهنگي تأثير ميپذيرد و كارايي آن متأثر از زمينههاي فرهنگي و اعتقادات مراجعان است.[١٢٥] بنابراين مذهب و فرهنگ به عنوان جنبهاي مهم از تفاوتهاي فردي مراجعان، بايد بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته و در انتخاب نوع مداخله متناسب با فرهنگ و ويژگيهاي جمعيتشناختي مراجعان مورد توجه واقع شود.[١٢٦]
همچنين بخشودگي يكي از فرايندهاي روانشناختي و ارتباطي براي افزايش سلامت روان و التيامآزردگي است كه لازمة رشد ارتباطي، عاطفي، رواني و جسماني است و بر بيشتر شاخصهايي كه بر سلامت و بهداشت روان مؤثرند، تأثير ميگذارد.[١٢٧] مككالاف[١٢٨] معتقد است بخشودگي به علت آنكه به فرد كمك ميكند تا روابطي ثابت و حمايتكننده ايجاد كند، موجب سلامتي و بهزيستي ذهني ميشود. بنابراين، باتوجه به اين موارد و نيز يافتههاي پژوهش ميتوان دريافت كه مداخله رواندرماني شناختي ـ رفتاري با محوريت مذهب توأم با بازآموزي بخشودگي ميتواند رويكردي سازگار با شاخصهاي فرهنگي و اثرگذار در زمينه درمان و بهبودي خانوادهها و زوجين درمانده و متعارض بوده و نيز راهبردي براي افزايش رضايت از زندگي آنان باشد.
نتيجهگيريبا توجه به يافتههاي اين پژوهش ميتوان نتيجه گرفت كه رواندرماني شناختي ـ رفتاري مذهبمحور توأم با بازآموزي بخشودگي به عنوان يك رويكرد درماني تركيبي و منطبق بر زمينه فرهنگي ـ مذهبي جامعه ايران، به طور معناداري در بهبود و كاهش تعارضهاي زناشويي و نيز افزايش رضايت از زندگي زوجين تأثيرگذار است. پس اين رويكرد كه جامع رويكرد رفتاري ـ شناختي كلاسيك و مبتني بر مذهب صرف و نيز رويكرد روانآموزي بخشودگي صرف است، ميتواند در بستر فرهنگي ـ مذهبي جامعه ايران و با در نظر گرفتن تفاوتهاي فردي ـ فرهنگي و عقايد مذهبي مراجعان و درمانگران، در بهبود و كاهش ميزان تعارضهاي زناشويي زوجين و افزايش سطح رضايت از زندگي آنان، به كار برده شود. بنابراين، استفاده از اين رويكرد به روانشناسان و مشاوران زمينه زوجدرماني و خانواده، توصيه ميشود.
عمدهترين محدوديت اين پژوهش، اندك بودن حجم نمونه تحت مداخله در آن است. همچنين از ديگر محدوديتهاي آن ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه اين پژوهش فقط در بستر مذهبي دين اسلام انجام شده و معتقدان به ساير اديان، بررسي نشدهاند. بنابراين، بايد در تعميم نتايج اين پژوهش به افراد جوامع ديگر و نيز معتقدان به ساير اديان، احتياط شود. بر اين اساس، پيشنهاد ميشود براي افزايش گستره تعميمپذيري يافتهها، اين پژوهش در نمونه وسيعتر و نيز در بين معتقدان به اديان ديگر نيز تكرار شود. همچنين پيشنهاد ميگردد كه ميزان اثربخشي اين رويكرد درماني تركيبي، با هريك از رويكردهاي رفتاري ـ شناختي كلاسيك و نيز رويكرد روانآموزي بخشودگي يا ساير رويكردهاي درماني، به صورت مقايسهاي بررسي شود.
.١ ويرجينيا ستير، آدمسازي در روانشناسي خانواده، ترجمة بهروز بيرشک، ص١-٤.
[٢] .Harway, Michele, Handbook of couple therapy, Canada, Wiley, p: ٣٦-٣٧.
[٣]. S. L. Chang, "Family background and marital satisfaction of newlyweds.Generational transmission of relationship interaction patterns", Unpublished Master's Thesis, California State University, p: ٧٤.
[٤]. Kyung Ja Oh, Soojin Lee, & Soo Hyun Park, "The Effects of Marital Conflict on Korean Children’s Appraisal of Conflict and Psychological Adjustment", J Child Fam Stud, v ٢٠, August, p: ٤٤٤–٤٥١.
[٥]. G.H. Kline, N.D Pleasant, S.W. Whiltton & H.J. markman, Understandings couple conflict, edited by A.L. Vangelisti & D. Perlman, The Cambridge handbook of personalrelationships, P: ٤٤٥-٤٦٢.
.٦ كريم فرحبخش، مقايسه ميان اثر بخشي مشاوره زناشويي به شيوهي شناختي اليس، واقعيت درماني گلاسر و اختلاتي از آن دو در کاهش تعارضات زناشويي، پاياننامة دکتري، ص٥٤-٥٦.
[٧]. A. Carr, "Research update: Evidence-based practice in family therapy and systemic consultation. II. Adult focused problems", Journal of Family Therapy, v ٢٢, july, p: ٢٧٣–٢٩٥.
[٨]. E. M. Cummings, W. B. Faircth, P. Mitchell, J. S. Cummings, & A. C. charmerhorn, "Evaluating a brief prevention program for improving marital conflict in community family", Journal of Family Psychology, v ٢٢(٢), april, p: ١٩٣ – ٢٠٢; K. R .Steuber, "Adult attachment, confilict style and relationship satisfaction: comprehensive model", Unpublished master`s thesis, Delaware university, p: ٨٩-٩٠.
[٩]. S. H. Dunham, "Emotional skillfulness in African American marriage.intimate safety as a mediator of the relationship between emotional skillfulness and marital satisfaction", Unpublished Doctoral Dissertation, University of Akron.
[١٠]. Ming, Cui, & Fincham, D. Frank, "The differential effects of parental divorce and marital conflict on young adult romantic relationships", Personal Relationships, v ١٧, p: ٣٣١–٣٤٣.
[١١]. Ja Oh. Kyung, Soojin Lee., & Soo Hyun Park., "The Effects of Marital Conflict on Korean Children’s Appraisal of Conflict and Psychological Adjustment", J Child Fam Stud, v ٢٠, p: ٤٤٤– ٤٥١; J. A. Gerard & C Buehler, "Marital conflict: Parent-child relations and young maladjustment", Family Process, v ٣٨(١), December, p: ١٠٥-١١٦.
[١٢]. P. R. Amato, & B. Hohmann-Marriot, "A comparison of high - and low- distress marriages that end in divorce", Journal of Marriage and Family, v ٦٢, p; ٦٢١-٦٣٨; M. E. Yong & L.L. Long, Counseling and therapy for couples, P ٦٩-٧٢.
[١٣]. B. Doss, L. Simpson & A. Christensen, "Why do couple seek marital therapy? ", Professional Psychology: Research and Practice, v ٣٥(٦), September. p: ٦٠٨-٦١٤.
[١٤]. J. Coyne, R. Tompson, & S. Palmer, "Marital quality, coping with conflict, marital complains, and affection in couples with depressed wife", Journal of Family Psychology, v ١٦(١), August, p: ٢٦-٣٧.
[١٥]. F. Fincham, "Marital conflict: structre and content", American Psychological society, v ١٢, December, P: ١٠- ٢٤.
[١٦]. J. Bookwala, J. Sobin & B. Zdaniuk, "Gender and aggression in marital relationship: A life-span perspective", Sex Roles, v ٥٢, August, p: ٧٩٧-٥٠٦.
[١٧]. J. Suls, & J. Bund, "Anger, anxiety, and depression as risk factors for cardiovascular disease: The problems and implications of overlapping affective dispositions", Psychological Bulletin, v ١٣١(٢), april, p: ٢٦٠-٣٠٠.
[١٨]. C. F: T. Elinaman, "Resolving conflict in marriage. Family life, communications in corporate", Retrived form: www. findarticle.com.
[١٩]. S. Lopez, Handbook of positive psychology, p: ٥٥.
[٢٠]. K. J. Zullig, R. F. Valois, E. S. Huebner, & J. W. Drane, " Adolescent health-related quality of life and perceived satisfaction with life", Quality of Life Research, v ١٤, January, p: ١٥٧٣-١٥٨٤.
[٢١]. E. D. Diener, R. Emmons, R. Larsen, & S. Griffin, "The Satisfaction With Life Scale", Journal of personality assessment, v ١, june, P: ٧١-٧٥.
[٢٢]. A. Delahaij, C. Gaillard, & P. Van Dam, "Hope and Hardiness as related to life satisfaction", The Journal of Positive Psychology, v ٣(٨), January, P: ١٧١-١٧٩.
[٢٣]. M. A. Zaki, "Validation of Multi dimensional Satisfaction with Life scale of student", Journal of psychiatry & clinical psychology, v ١٣(١), march, p: ٤٩-٥٧.
[٢٤]. L. Camfield, & S. M. Skevington, "On subjective well-being and quality of live", Journal of Health Psychology, v ١٣, August, p: ٧٦٤-٧٧٥.
[٢٥]. M. A. Zaki, opcit.
[٢٦]. V. Swami, T. Chamorro-Premuzic, "Psychometric Evaluation of the Malay Satisfaction with LifeScale", Soc Indic Res, v ٩٢, August, p: ٢٥-٣٣.
[٢٧]. I. Bray, & D. Gunnell, "Suicide rates, life satisfaction and happiness as markers for population mental health", Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, v ٤١, may, p: ٣٣٣-٣٣٧.
[٢٨]. W. Eng, M. E. Coles., R. G. Heimberg, & S. A. Safren, "Domains of life satisfaction in social anxiety disorder: Relation to symptoms and response to cognitive-behavioral therapy", Journal of Anxiety Disorders, v ١٩, October, p: ١٤٣-١٥٦.
[٢٩]. S. Viren, C.P. Tomas, S. Dhachayani, M. Thambu, K. Kumaraswami, S. Debbi, & F. Adrian., "General Health Mediates the Relationship between Loneliness, Life Satisfaction and Depression: A Study with Malaysian Medical Students", Journal Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, v ٤٢, September, p: ١٦١-١٦٦.
[٣٠]. Beck, Judith. S., Questions and Answers about Cognitive Therapy, Beck Institute for Cognitive Therapy and Research, p: ١٣٤.
[٣١]. D. H. Bacuom, S. L. Sayers, and T. G Sher, "Supplementing behavior marital therapy with cognitive restructuring and emotional expressiveness training", Journal of Consulting and Clinical psychology, April, V ٥٨, p: ٦٣٦-٦٤٥.
[٣٢]. J. Flanagan, & R. Flanagan, Counseling and Psychotherapy theories in context and practice, John Willy, New Jersey, p: ٩٨.
[٣٣]. Beck, opcit.
[٣٤]. S. G. Hofmann, "The importance of culture in cognitive and behavioral practice", Cognitive Behavioral Practic, v ٤(١٣), October, p: ٢٤٣-٥٤.
[٣٥]. J. Flanagan, & Flanagan, opcit, p; ٩٨.
[٣٦]. J. Exline, " Beliefs about God and forgiveness in a Baptist church sample", Journal of Psychologyand Christianity, v ٢٧, p: ١٣١- ١٣٩.
[٣٧]. C.E. Thoresen, & H. S. Harris, "Spirituality and health: What’s the evidence and what’s needed? ", AnnualBehavioral Medicine, v ٢٤(١), may, p: ٣-١٣; M. Brennan, "Spirituality and religiousness predict adaptation to vision loss in middle- aged and older adults", The International Journal for the Psychology of Religion, v ١٤ (٣), march ٢٠٠٤, p: ١٩٣-٢١٤.
طيبه شريفي و ديگران، «نگرش ديني و سلامت عمومي و شکيبايي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي اهواز»، انديشه و رفتار، ش ١، ص٨٩-٩٩.
[٣٨]. C.E. Thoresen, & H. S. Harris, opcit.
[٣٩]. J. S. Levin, K. S. Markides, & L. A. Ray, "Religious Attendance and Psychological Well-Being in Mexican Americans: A Panel Analysis of Three Generations Data", The Gerontologist, v ٣٦, October, p: ٤٥٤-٤٦٣.
[٤٠]. محمود نجفي و ديگران، «بررسي رابطه کارآيي خانواده و دينداري با بحران هويت»، دانشور رفتار، ش ١٦، ص١٧-٢٦.
[٤١]. K. J. Zullig, R. F. Valois, E. S. Huebner, & Drane, opcit; R Sawatzky, P. A. Ratner, & L. Chiu. "A Metaanalysis of Relationship between Spirituality and Quality of Life", Social Indicators Research, v ٧٢, September, p: ١٥٣-١٨٨.
[٤٢]. Baskin, W. Thomas, and Robert D. Enright., "Intervention Studies on Forgiveness: A Meta-Analysis", Journal of Counseling and Development, v ٨٢(١), February, p: ٧٩–٩٠
[٤٣]. K. l. Cooke, "Models of Forgiveness and Adult Romantic Attachment in Ended Relationships: Forgiveness over Time", A thesis submitted in partial fulfillment of the requirements for the degree of Master of Science at Virginia Commonwealth University
[٤٤]. Macaskill, Ann., "Differentiating Dispositional Self- Forgiveness from Other-Forgiveness: Associations with Mental Health and Life Satisfaction", Journal of Social and Clinical Psychology, v ٣١(١), may, P: ٢٨-٥٠.
[٤٥]. A. Macaskill, "Defining forgiveness: Christian clergy and general population perspectives", Journal of Personality, v ٥, march, p: ١٢٣٧-١٢٦٩.
[٤٦]. Gordon, Kristina Coop, and Donald H. Baucom, "A Multitheoretical Intervention for Promoting Recovery from Extramarital Affairs", Journal of Clinical Psychology: Science and Practice, v ٦(٤), july, p: ٣٨٢–٣٩٩.
[٤٧]. Rye.
[٤٨]. M. Rye, K. Pargament, & A. M. Amir, Religious perspective on forgiveness: Forgiveness, Theory, research, and Practice, the Gruilford Press, p: ١٧-٤٠.
[٤٩]. محمد خداياري فرد و ديگران، «روش درماني عفو با تأكيد بر ديدگاه اسلامي: بررسي موردي»، انديشه و رفتار، ش ١، ص ٣٩-٤٨.
[٥٠]. C. Peterson, & M. E. P. Seligman, Character Strengths and virtues. Oxford, New York.
[٥١]. Baskin, W. Thomas, and Robert D. Enright, opcit.
[٥٢]. Hajar Yadegari, "Forgiveness and Its Relationship with Life Satisfaction between Married Men and Women", Paper presented at the Women’s Worlds: ٩th International.
[٥٣] .Maltby, John., Liza, Day, and Louise, Barber. Forgiveness and Mental Health Variables: Interpreting the Relationship Using an Adaptational-Continuum Model of Personality and Coping. Personality and Individual Differences ٣٧(٨):١٦٢٩–١٦٤١.
[٥٤]. Teresa, Maria, Vinsonneau, Genevieve, Neto, Felix, Girard, Michelle, Etienne, "Forgiveness and satisfaction with life", Journal of happiness studies, v ٤, june, p: ٣٢٣-٣٣٥.
[٥٥]. F. D. Fincham, S. H. Beach, J. Davila, "Longitudinal Relations between Forgiveness and Conflict Resolution in Marriage", Journal of Family Psychology, v ٢١(٣), November , p: ٥٤٢-٥٤٥.
[٥٦]. McCullough, M. Bellah, C. Kilputrick, Sh, & J. Johnson, "Vengefulness: Relationships with for giveness, Rumination, well- Being, and the big five", PSPB, v ٢٧ (٥), August, p: ٦٠١-٦١٠.
[٥٧]. Macaskill, Ann., "Differentiating Dispositional Self- Forgiveness from Other-Forgiveness: Associations with Mental Health and Life Satisfaction", Journal of Social and Clinical Psychology, v ٣١(١), may, p: ٢٨-٥٠
[٥٨]. Delsignore, Aba, Weidt, Steffi, Emmerich, Juliane, and Rufer, Michael, "Life Satisfaction in Patients with Social Anxiety Disorder: Impact of Cognitive-Behavioral Group Therapy. Mind & Brain", The Journal Of Psychiatry, v ٣٦(٤), march, p: ٢٧٦-٢٨٢.
[٥٩]. L. R. Propest, R. Ostrom, P. Watkins, T. Dean, & D. Mashbum, "Comparative efficacy of relations and non-religious cognitive behavioral therapy for the treatment of clinical depression in religious individual", Journal of Counseling and Clinical Psychology, v ٦٠, August, p: ٩٤-١٠٣.
[٦٠]. نجمه حميد، «مقايسه روان درمانگري شناختي – رفتاري با شناخت درماني توام با رويکرد مذهبي برافسردگي وعملکرد لنفوسيت هايT درزنان افسرده»، مطالعات روانشناختي، ش ٢، ص ٣٦-٤٩.
[٦١]. P. S. Richards, & A. E. Bergin, A Spiritual strategy for counseling and psychotherapy. Washington, DC, American Psychological Association, p: ٥٧.
[٦٢]. G.G. Ano, & E. B. Vasconcelles, Religious coping and psychological adjustment to stress: A meta analysis. Journal of clinical psychology, ٦١, ٤٦١-٤٨٠.
[٦٣]. سميه زادهوش و ديگران، «مقايسه اثر بخشي گروه درماني شناختي رفتاري همراه با توصيههاي مذهبي و گروه درماني شناختي- رفتاري کلاسيک بر کيفيت ارتباط زناشويي بانوان»، خانواده پژوهي، ش ٢٥، ص ٥٥-٦٨.
[٦٤]. W. K. Halford, & D. J. Markman, "Best practice in couple relationship education". Journal of Marital and Family Therapy, v ٢٩, February , p: ٣٠-٣٧.
[٦٥]. M. R. Levenson, C. M. Aldwin, & L. Yancura, "Positive Emotional change: Mediating Effects of Forgiveness and Spirituality", The Journal of Science and Healing, v ٢(٦), june, p: ٤٩٨-٥٠٨.
[٦٦]. OrathinkalKourosh, Jose, &Vansteenwegen, Alfons, "the effect of forgiveness on marital satisfaction in relation to marital stability", ContempfamTher, v ٢٨, april, p: ٢٥١-٢٦٠.
[٦٧]. F. D. Fincham, & R. H. Steven, "Forgiveness and conflict Resolution in marriage", Journal of family psychology,v ١٨, april, p: ٧٢-٨١.
[٦٨]. E. Staub, & L. A. Pearlamn, "Forgiveness", Journal of Personality and social psychology, v ٧٣, july, p: ٣٢١ -٣٣٦.
[٦٩]. Barati & Sanaee marital conflict questionnaire.
.٧٠ باقر ثنايي، مقياسهاي سنجش خانواده و ازدواج، ص ٥٣.
[٧١]. ر.ك: طاهره براتي و باقر ثنايي، تأثير تعارضهاي زناشويي بر روابط متقابل زن و شوهر، پاياننامه کارشناسي ارشد مشاوره.
[٧٢]. باقر ثنايي، «مثلث سازي و مثلثهاي پاتولوژيک در خانواده»، مجموعه مقالات و همايشهاي سراسري مشاوره، سازمان بهزيستي کشور، ش ٢، بهار ١٣٧٩، ص ١٤٨-١٦٨.
[٧٣]. باقر ثنايي، مقياسهاي سنجش خانواده و ازدواج، ص ٥٣.
[٧٤]. سلطانعلي بشکار، بررسي اثربخشي آموزش مهارتهاي مديريت خشم در کاهش تعارضات زناشويي زوجين ارجاع داده شده به شوراهاي حل اختلاف شهرستان باغملک، پاياننامه کارشناسي ارشد مشاوره خانواده، ص ١٣٤.
.٧٥ زهره خسروي و ديگران، «بررسي رابطهي سبكهاي دلبستگي، بخشش وتعارضات زناشويي در زوجهاي مراجعه كننده به مراكز مشاورهي شهركرج»، جامعه شناسي زنان، ش ٣، ص ٦١-٨١.
[٧٦]. W. Pavot, & E. Diener, "Revise of satisfaction with life scale", Psychological Assessment, v ٥(٢), may, p: ١٦٤-١٧٢.
[٧٧]. E. D. Diener, S. H. Oishi, & R. E. Lucas, "Personality construct, and cognitive evaluation of life", Annual Review of Psychology, v ٤٥, August, p: ٤٠٣-٤٢٥.
[٧٨]. علي اصغر بياني و ديگران، «اعتبار و روايي مقياس رضايت از زندگي (SWLS)»، روانشناسان ايراني، ش ١١، ص ١٨-٢٩.
[٧٩]. راضيه شيخالاسلامي و ديگران، «پيشبيني مؤلفههاي شادکامي زنان متأهل از طريق عزت نفس و روابط زناشويي»، فصلنامه زن در فرهنگ و هنر، ش ١، ص ٣٩-٥٤.
[٨٠]. آل عمران: ١٣٤
[٨١]. مريم :١٠.
.٨٢ رعد: ٢٨
[٨٣]. مائده: ٥٤؛ آل عمران: ١٤.
[٨٤]. مجيد رشيدپور، مباني اخلاق اسلامي، ص٧٥-٨٨؛ حسن شرفاوي، گامي فراسوي روانشناسي اسلامي؛ اخلاق و بهداشت رواني در اسلام، ترجمة سيدمحمدباقر حجتي، ص ٢٥-٤٣.
.٨٥ اعراف: ١٩٩.
[٨٦]. بقره: ٢٣٧.
[٨٧]. آل عمران: ١٣.
.٨٨ نور: ٢٢.
[٨٩]. مائده: ١٣.
.٩٠ محمدبن يعقوب، اصول كافي، ج ٢، ص ٨٨.
[٩١]. جمالالدين محمد خوانساري، شرح بر غررالحكم و دررالعلم آمدي، ج ٤، ص ١٥٣.
.٩٢ زلزال: ٨.
[٩٣]. طور: ٢٢.
[٩٤]. حجرات: ١٢.
[٩٥]. جمال الدين محمد خوانساري، همان، ج ٤، ص ١٥٣.
[٩٦]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج٧٥، ص ١٦٨.
.٩٧ نساء: ١٩؛ طلاق: ٦؛ نور: ٥٧.
[٩٨]. محمدبن يعقوب كليني، همان.
.٩٩ محمدباقر مجلسي، همان، ج ٧٤، ص ١٥٨.
[١٠٠]. F. D. Fincham, S. H. Beach, J. Davila, "Longitudinal Relations between Forgiveness and Conflict Resolution in Marriage", Journal of Family Psychology, v ٢١(٣), November, p: ٥٤٢-٥٤٥.
[١٠١]. OrathinkalKourosh, Jose, &Vansteenwegen, opcit.
[١٠٢]. G.G. Ano, & Vasconcelles, opcit.
[١٠٣]. F. D. Fincham, & R. H. Steven, "Forgiveness and conflict Resolution in marriage", Journal of family psychology,v ١٨, april, p: ٧٢-٨١.
[١٠٤]. W. K. Halford, & D. J. Markman, opcit.
[١٠٥]. E. Staub, &, L. A. Pearlamn, opcit
[١٠٦]. McCullough, M. Bellah, C. Kilputrick, Sh, & J. Johnson, opcit.
[١٠٧]. Maltby, John, Liza, Day, opcit.
[١٠٨]. L. R. Propest, R Ostrom, P. Watkins, T. Dean, & D. Mashbum, opcit.
[١٠٩]. W. Baskin, Thomas, and D. Robert. Enright, opcit.
[١١٠]. سميه زادهوش و ديگران، همان.
[١١١]. Delsignore, Aba,.Weidt, Steffi,.Emmerich, Juliane, and Rufer, Michael, opcit.
[١١٢]. نجمه حميد، همان.
[١١٣]. M. R. Levenson, C. M. Aldwin, &, L. Yancura, opcit.
[١١٤]. Hajar Yadegari, opcit.
[١١٥]. Maltby, John, Liza, Day, and Louise, Barber, opcit.
[١١٦]. Teresa, Maria, Vinsonneau, Genevieve, opcit.
[١١٧]. P. S. Richards, & A. E. Bergin, opcit.
[١١٨]. L. R. Propest, R. Ostrom, P. Watkins, T. Dean, & D Mashbum, opcit.
.١١٩ بيتا حسيني، زمينه زوج درماني، ص ٦٠.
[١٢٠] محمدكريم خداپناهي و مرجان خوانين زاده سريزدي، «بررسي نقش ساخت شخصيت درجهتگيري مذهبي دانشجويان»، روانشناسي، ش ٢، ص ١٨٥-٢٠٤.
[١٢١]. R. Sawatzky, P. A. Ratner, & L. Chiu, opcit.
[١٢٢] حبيب هاديانفرد، «احساس ذهني بهزيستي و فعاليتهاي مذهبي در گروهي از مسلمانان»، روانپزشکي و روانشناسي باليني ايران، ش١١، ص ٢٤٤-٢٢٣
[١٢٣]. G. R .Patterson, Families: Application of social learning to family life, Champaign, TL Research Press.
[١٢٤]. Beck, opcit.
[١٢٥]. S. G .Hofmann, opcit.
[١٢٦]. P. S. Richards, & A. E. Bergin, opcit.
.١٢٧ طيبه زنديپور و هاجر يادگاري، «ارتباط بخشش با رضايت از زندگي در بانوان دانشجوي متأهل غيربومي دانشگاههاي تهران»، مطالعات زنان، ش ٣، ص ١٠٩-١٢٢.
[١٢٨]. Fincham, Frank D., and Kashdan, Todd B., Facilitating Forgiveness: Developing Group and Community Interventions, in Positive Psychology in Practice, edited by P. Alex Linley and Stephen Joseph. Hoboken, NJ, USA: John Wiley and Sons, p: ٦١٧–٦٣٨.
منابع
قرآن ترجمه مهدي الهيقمشهاي، و تفسير فارسي و کشف الآيات، تهران، مروي، ١٣٨٨.
براتي، طاهره، و باقر ثنايي، «تأثير تعارضهاي زناشويي بر روابط متقابل زن و شوهر»، پايان نامه کارشناسي ارشد مشاوره، تهران، دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن، ١٣٧٥.
بشکار، سلطانعلي، «بررسي اثربخشي آموزش مهارتهاي مديريت خشم در کاهش تعارضات زناشويي زوجين ارجاع داده شده به شوراهاي حل اختلاف شهرستان باغملک»، پاياننامه کارشناسي ارشد مشاوره خانواده، دانشکده علوم تربيتي و روانشناسي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ١٣٨٢.
بياني، علي اصغر و ديگران، «اعتبار و روايي مقياس رضايت از زندگي (SWLS)»، روانشناسان ايراني، ش ١١، بهار ١٣٨٦.
ثنايي، باقر، «مثلث سازي و مثلثهاي پاتولوژيک در خانواده»، مجموعه مقالات و همايشهاي سراسري مشاوره، سازمان بهزيستي کشور، ش ٢، بهار ١٣٧٩.
ـــــ ، مقياسهاي سنجش خانواده و ازدواج، تهران، بعث، چ سوم، ١٣٧٨.
حسيني، بيتا، زمينه زوج درماني، تهران، جنگل.
حميد، نجمه، «رابطۀ ميان سخترويي روانشناختي، رضايت از زندگي و اميد با عملكرد تحصيلي دانشآموزان دختر پيشدانشگاهي»، روان شناسي کاربردي، ش ٤(١٦)، زمستان ١٣٨٩.
ـــــ ، «مقايسه روان درمانگري شناختي ـ رفتاري با شناخت درماني توام با رويکرد مذهبي برافسردگي وعملکرد لنفوسيت هايT درزنان افسرده»، مطالعات روانشناختي، ش ٢، تابستان ١٣٨٨.
خداپناهي، محمدکريم و مرجان خوانين زاده سريزدي، «بررسي نقش ساخت شخصيت درجهت گيري مذهبي دانشجويان»، روانشناسي، ش ٢، تابستان ١٣٧٩.
خداياري فرد، محمد و ديگران، «روش درماني عفو با تأكيد بر ديدگاه اسلامي: بررسي موردي»، انديشه و رفتار، ش ١، تابستان ١٣٨١.
خسروي، زهره و ديگران، «بررسي رابطهي سبكهاي دلبستگي، بخشش وتعارضات زناشويي در زوجهاي مراجعه كننده به مراكز مشاورهي شهركرج»، جامعه شناسي زنان، ش ٣، پاييز ١٣٩٠.
خوانساري، جمال الدين محمد، شرح بر غررالحكم و دررالعلم آمدي، ج ٤، تهران، دانشگاه تهران، چ چهارم، ١٣٧٣
رشيدپور، مجيد، مباني اخلاق اسلامي، چ دوم، تهران، انجمن اولياء و مربيان جمهوري اسلامي ايران، ١٣٦٨.
زادهوش، سميه و ديگران، «مقايسه اثر بخشي گروه درماني شناختي رفتاري همراه با توصيههاي مذهبي و گروه درماني شناختي- رفتاري کلاسيک بر کيفيت ارتباط زناشويي بانوان»، خانواده پژوهي، ش ٢٥، بهار ١٣٩٠.
زنديپور، طيبه و هاجر يادگاري، «ارتباط بخشش با رضايت از زندگي در بانوان دانشجوي متأهل غيربومي دانشگاههاي تهران»، مطالعات زنان، ش ٣، زمستان ١٣٨٦.
ستير، ويرجينيا، آدمسازي در روانشناسي خانواده، ترجمهي بهروز بيرشک، تهران، رشد، چ سوم، ١٣٨٤.
شرفاوي، حسن محمد، گامي فراسوي روانشناسي اسلامي؛ اخلاق و بهداشت رواني در اسلام، ترجمهي سيد محمد باقر حجتي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ١٣٦٦.
شريفي، طيبه و ديگران، «نگرش ديني و سلامت عمومي و شکيبايي در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي اهواز»، انديشه و رفتار، ش ١، بهار ١٣٨٤.
شيخالاسلامي، راضيه، و ديگران، «پيشبيني مؤلفههاي شادکامي زنان متأهل از طريق عزت نفس و روابط زناشويي»، زن در فرهنگ و هنر، ش ١، پاييز ١٣٩٠، ٣٩.
فرحبخش، کريم، «مقايسه ميان اثر بخشي مشاوره زناشويي به شيوهي شناختي اليس، واقعيت درماني گلاسر و اختلاتي از آن دو در کاهش تعارضات زناشويي»، پايان نامهي دکتري، تهران: دانشگاه علامه طباطبايي، دانشکده علوم تربيتي، بهمن ماه ١٣٨٣.
كليني، محمدبن يعقوب، اصول کافي، ج ٢، تهران، دارالکتب اسلاميه، ١٤١٣ ق.
مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، ج ٧٥، بيروت، داراحياء التراث العربي، ١٤٠٣ ق.
نجفي، محمود و ديگران، «بررسي رابطه کارآيي خانواده و دينداري با بحران هويت»، دانشور رفتار، ش ١٦، ارديبهشت ماه ١٣٨٥.
هاديانفرد، حبيب، «احساس ذهني بهزيستي و فعاليتهاي مذهبي در گروهي از مسلمانان»، روانپزشکي و روانشناسي باليني ايران، ش١١، تابستان ١٣٨٤.
Amato, P. R., & Hohmann-Marriot, B., "A comparison of high - and low- distress marriages that end in divorce", Journal of Marriage and Family, v ٦٢, april ٢٠٠٧, p: ٦٢١-٦٣٨.
Ano, G.G., &Vasconcelles, E. B., "Religious coping and psychological adjustment to stress: A meta analysis", Journal of clinical psychology, January ٢٠٠٥, v ٦١, p: ٤٦١-٤٨٠.
Bacuom, D. H., Sayers, S. L., and Sher, T. G., "Supplementing behavior marital therapy with cognitive restructuring and emotional expressiveness training", Journal of Consulting and Clinical psychology, April ١٩٩٠, V ٥٨, p: ٦٣٦-٦٤٥.
Baskin, Thomas W., and Robert D. Enright., "Intervention Studies on Forgiveness: A Meta-Analysis", Journal of Counseling and Development, v ٨٢(١), February ٢٠٠٤, p: ٧٩–٩٠.
Beck, Aaron. T., "The Current state of Cognitive Therapy: A ٤٠-Year Retrospective", Archive of General Psychology, v ٦٢(٩), June ٢٠٠٥, p: ٩٣٥-٩٥٩.
Beck, Judith. S., Questions and Answers about Cognitive Therapy, Beck Institute for Cognitive Therapy and Research, ٢٠٠٨, p: ١٣٤.
Bookwala, J., Sobin, J. & Zdaniuk, B., "Gender and aggression in marital relationship: A life-span perspective", Sex Roles, v ٥٢, August ٢٠٠٥, p: ٧٩٧-٥٠٦.
Bray. I., &Gunnell, D., "Suicide rates, life satisfaction and happiness as markers for population mental health", Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, v ٤١, may ٢٠٠٦, p: ٣٣٣-٣٣٧.
Brennan, M., "Spirituality and religiousness predict adaptation to vision loss in middle- aged and older adults", The International Journal for the Psychology of Religion, v ١٤ (٣), march ٢٠٠٤, p: ١٩٣-٢١٤.
Camfield, L., &Skevington, S. M., "On subjective well-being and quality of live", Journal of Health Psychology, v ١٣, August ٢٠٠٨, p: ٧٦٤-٧٧٥.
Carr, A., "Research update: Evidence-based practice in family therapy and systemic consultation. II. Adult focused problems", Journal of Family Therapy, v ٢٢, july ٢٠٠٠, p: ٢٧٣–٢٩٥.
Chang, S. L., "Family background and marital satisfaction of newlyweds.Generational transmission of relationship interaction patterns", Unpublished Master's Thesis, California State University, ٢٠٠٨, p: ٧٤.
Cooke, K. l., "Models of Forgiveness and Adult Romantic Attachment in Ended Relationships: Forgiveness over Time", A thesis submitted in partial fulfillment of the requirements for the degree of Master of Science at Virginia Commonwealth University, ٢٠٠٦.
Coyne, J., Tompson, R., & Palmer, S., "Marital quality, coping with conflict, marital complains, and affection in couples with depressed wife", Journal of Family Psychology, v ١٦(١), August ٢٠٠٢, p: ٢٦-٣٧.
Cui, Ming.,&Fincham, Frank. D., "The differential effects of parental divorce and marital conflict on young adult romantic relationships", Personal Relationships, v ١٧, January ٢٠١٠, p: ٣٣١–٣٤٣. The Florida State University. United States of America.
Cummings, E. M. Faircth, W. B., Mitchell, P., Cummings, J. S., &charmerhorn, A. C., "Evaluating a brief prevention program for improving marital conflict in community family", Journal of Family Psychology, v ٢٢(٢), april ٢٠٠٨, p: ١٩٣ – ٢٠٢.
Delahaij, A., Gaillard, C. & Van Dam, P., "Hope and Hardiness as related to life satisfaction", The Journal of Positive Psychology, v ٣(٨), January ٢٠١٠, p: ١٧١-١٧٩.
Delsignore, Aba,.Weidt, Steffi,.Emmerich, Juliane,. and Rufer, Michael., "Life Satisfaction in Patients with Social Anxiety Disorder: Impact of Cognitive-Behavioral Group Therapy. Mind & Brain", The Journal Of Psychiatry, v ٣٦(٤), march ٢٠١١, p: ٢٧٦-٢٨٢.
Diener, E. D, Oishi, S. H., & Lucas, R. E., "Personality construct, and cognitive evaluation of life", Annual Review of Psychology, v ٤٥, August ٢٠٠٣, p: ٤٠٣-٤٢٥.
Diener, E. D., Emmons, R., Larsen, R., & Griffin, S., "The Satisfaction With Life Scale", Journal of personality assessment, v ١, june ١٩٨٥, p: ٧١-٧٥.
Doss, B., Simpson, L. & Christensen, A., "Why do couple seek marital therapy? ", Professional Psychology: Research and Practice, v ٣٥(٦), September ٢٠٠٤, p: ٦٠٨-٦١٤.
Dunham, SH., "Emotional skillfulness in African American marriage.intimate safety as a mediator of the relationship between emotional skillfulness and marital satisfaction", Unpublished Doctoral Dissertation, University of Akron, ٢٠٠٨.
Elinaman, T., "Resolving conflict in marriage. Family life, communications in corporate", Retrived form: www. findarticle.com, ٢٠٠٤.
Eng, W., Coles, M. E., Heimberg, R. G., &Safren, S. A., "Domains of life satisfaction in social anxiety disorder: Relation to symptoms and response to cognitive-behavioral therapy", Journal of Anxiety Disorders, v ١٩, October ٢٠٠٥, p: ١٤٣-١٥٦.
Exline, J., "Beliefs about God and forgiveness in a Baptist church sample", Journal of Psychologyand Christianity, v ٢٧, August ٢٠٠٨, p: ١٣١- ١٣٩.
Fincham, F. D., Beach, S. H., Davila, J., "Longitudinal Relations between Forgiveness and Conflict Resolution in Marriage", Journal of Family Psychology, v ٢١(٣), November ٢٠٠٧, p: ٥٤٢-٥٤٥.
Fincham, F., "Marital conflict: structre and content", American Psychological society, v ١٢, December ٢٠٠٣, p: ١٠- ٢٤.
Fincham, Frank D., and Kashdan, Todd B, Facilitating Forgiveness: Developing Group and Community Interventions, in Positive Psychology in Practice, edited by P. Alex Linley and Stephen Joseph. Hoboken, NJ, USA: John Wiley and Sons, ٢٠٠٤, p: ٦١٧–٦٣٨.
Fincham,F. D., & Steven , R. H., "Forgiveness and conflict Resolution in marriage", Journal of family psychology,v ١٨, april ٢٠٠٤, p: ٧٢-٨١.
Flanagan, J., & Flanagan, R., Counseling and Psychotherapy theories in context and practice. , John Willy, New Jersey, ٢٠٠٤, p: ٩٨.
Gerard, J. A., & Buehler, C., "Marital conflict: Parent-child relations and young maladjustment", Family Process, v ٣٨(١), December ٢٠٠٣, p: ١٠٥-١١٦.
Gordon, Kristina Coop., and Donald H. Baucom., "A Multitheoretical Intervention for Promoting Recovery from Extramarital Affairs", Journal of Clinical Psychology: Science and Practice, v ٦(٤), july ١٩٩٩, p: ٣٨٢–٣٩٩.
Halford, W. K., &Markman, D. J., "Best practice in couple relationship education". Journal of Marital and Family Therapy, v ٢٩, February ٢٠٠٣, p: ٣٠-٣٧.
Harway, Michele., Handbook of couple therapy, Canada, Wiley, ٢٠٠٥, p: ٣٦-٣٧.
Hofmann, S. G., "The importance of culture in cognitive and behavioral practice", Cognitive Behavioral Practic, v ٤(١٣), October ٢٠٠٨, p: ٢٤٣-٥٤.
Kline, G.H., Pleasant, N.D., Whiltton, S.W. &markman, H.J., Understandings couple conflict, edited by A.L. Vangelisti & D. Perlman, The Cambridge handbook of personalrelationships, New York, Cambridge University Press, ٢٠٠٦, p: ٤٤٥-٤٦٢.
Kyung Ja Oh., Soojin Lee., & Soo Hyun Park., "The Effects of Marital Conflict on Korean Children’s Appraisal of Conflict and Psychological Adjustment", J Child Fam Stud, v ٢٠, August ٢٠١١, p: ٤٤٤–٤٥١.
Levenson, M. R., Aldwin, C. M., &Yancura, L., "Positive Emotional change: Mediating Effects of Forgiveness and Spirituality", The Journal of Science and Healing, v ٢(٦), june ٢٠٠٦, p: ٤٩٨-٥٠٨.
Levin, J. S., K. S. Markides, & L. A. Ray., "Religious Attendance and Psychological Well-Being in Mexican Americans: A Panel Analysis of Three Generations Data", The Gerontologist, v ٣٦, October ١٩٩٦, p: ٤٥٤-٤٦٣.
Lopez, S., Handbook of positive psychology, UK, Oxford University Press, ٢٠٠٢, p ٥٥.
Macaskill, A. , "Defining forgiveness: Christian clergy and general population perspectives", Journal of Personality, v ٥, march ٢٠٠٥, p: ١٢٣٧-١٢٦٩.
Macaskill, Ann., "Differentiating Dispositional Self- Forgiveness from Other-Forgiveness: Associations with Mental Health and Life Satisfaction", Journal of Social and Clinical Psychology, v ٣١(١), may ٢٠١٢, p: ٢٨-٥٠.
Maltby, John., Liza, Day., and Louise, Barber., "Forgiveness and Mental Health Variables: Interpreting the Relationship Using an Adaptational-Continuum Model of Personality and Coping", Personality and Individual Differences, v ٣٧(٨), November ٢٠٠٤, p: ١٦٢٩–١٦٤١.
McCullough., M. Bellah., C. Kilputrick, Sh., & Johnson.J., "Vengefulness: Relationships with for giveness, Rumination, well- Being, and the big five", PSPB, v ٢٧ (٥), August ٢٠٠١ , p: ٦٠١-٦١٠.
OrathinkalKourosh, Jose., &Vansteenwegen, Alfons., "the effect of forgiveness on marital satisfaction in relation to marital stability", ContempfamTher, v ٢٨, april ٢٠٠٦, p: ٢٥١-٢٦٠.
Patterson, G. R., Families: Application of social learning to family life, Champaign, TL Research Press, ١٩٧٨.
Pavot, W., &Diener, E., "Revise of satisfaction with life scale", Psychological Assessment, v ٥(٢), may ١٩٩٣, p: ١٦٤-١٧٢.
Peterson, C., & Seligman, M. E. P., Character Strengths and virtues. Oxford, New York, ٢٠٠٤.
Propest, L. R., Ostrom, R., Watkins, P., Dean, T., &Mashbum, D, "Comparative efficacy of relations and non-religious cognitive behavioral therapy for the treatment of clinical depression in religious individual", Journal of Counseling and Clinical Psychology, v ٦٠, August ١٩٩٢, p: ٩٤-١٠٣.
Richards, P. S., & Bergin A. E., Handbook of psychotherapy and religious diversity. Washington. American Psychological Association, ٢٠٠٠, p: ٥-٣٠.
Richards, P. S., & Bergin, A. E., A Spiritual strategy for counseling and psychotherapy. Washington, DC, American Psychological Association, ١٩٩٧, p: ٥٧.
Rye, M., Pargament, K., & Amir, A. M., Religious perspective on forgiveness: Forgiveness, Theory, research, and Practice, New York, the Gruilford Press, ٢٠٠٠, p: ١٧-٤٠.
Worthington, E. L., Jr., Kurusu, T., McCullough, M. E., & Sandage, S. J., "Empirical research on religion and psychotherapeutic processes and outcomes: A ten-year review and research prospectus", Psychological Bulletin, v ١١٩ , march ١٩٩٦, p ٤٤٨-٤٨٧
Sawatzky, R., P. A. Ratner, & L. Chiu. "A Metaanalysis of Relationship between Spirituality and Quality of Life", Social Indicators Research, v ٧٢, September ٢٠٠٥, p: ١٥٣-١٨٨.
Staub, E., &Pearlamn, L. A., "Forgiveness", Journal of Personality and social psychology, v ٧٣, july ٢٠٠١, p: ٣٢١ -٣٣٦.
Steuber, K. R., "Adult attachment, confilict style and relationship satisfaction: comprehensive model", Unpublished master`s thesis, Delaware university, ٢٠٠٥, p: ٨٩-٩٠.
Suls, J., & Bund, J., "Anger, anxiety, and depression as risk factors for cardiovascular disease: The problems and implications of overlapping affective dispositions", Psychological Bulletin, v ١٣١(٢), april ٢٠٠٥, p: ٢٦٠-٣٠٠.
Swami V, Chamorro-Premuzic T., "Psychometric Evaluation of the Malay Satisfaction with LifeScale", Soc Indic Res, v ٩٢, August ٢٠٠٩, p: ٢٥-٣٣.
Teresa, Maria. , Vinsonneau, Genevieve., Neto, Felix., Girard, Michelle, Etienne., "Forgiveness and satisfaction with life", Journal of happiness studies, v ٤, june ٢٠٠٣, p: ٣٢٣-٣٣٥.
Thoresen ,C.E., & Harris ,H. S., "Spirituality and health: What’s the evidence and what’s needed? ", AnnualBehavioral Medicine, v ٢٤(١), may ٢٠٠٢, p: ٣-١٣.
Viren, S., Tomas, C.P, Dhachayani, S., Thambu, M., Kumaraswami, K., Debbi, S., & Adrian, F., "General Health Mediates the Relationship between Loneliness, Life Satisfaction and Depression: A Study with Malaysian Medical Students", Journal Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, v ٤٢, September ٢٠٠٧, p: ١٦١-١٦٦.
Yadegari, Hajar., "Forgiveness and Its Relationship with Life Satisfaction between Married Men and Women", Paper presented at the Women’s Worlds ٢٠٠٥: ٩th International Interdisciplinary Congress on Women, Seoul, South Korea, , June ٢٠٠٥, p: ١٩–٢٤.
Yong, M. E. & Long, L.L., Counseling and therapy for couples, New York, Brooks/Cool Publisher Company, ١٩٩٨, p: ٦٩-٧٢.
Zaki, M. A., "Validation of Multi dimensional Satisfaction with Life scale of student", Journal of psychiatry & clinical psychology, v ١٣(١), march ٢٠٠٦, p: ٤٩-٥٧.
Zullig, K. J., Valois, R. F., Huebner, E. S., & Drane, J. W., " Adolescent health-related quality of life and perceived satisfaction with life", Quality of Life Research, v ١٤, January ٢٠٠٥, p: ١٥٧٣-١٥٨٤.
Zulling, K. J., R. M. Ward, & T. Horn., "The Association between Perceived Spirituality, Religiosity and Life Satisfaction: the Mediating Role of Self-Rated Health", Social Indicators Research, v ٧٩, February ٢٠٠٦, p: ٢٥٥-٢٧٤.