نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٦ - رابطه پايبندي مذهبي با الگوهاي ارتباطي زوجين
سال چهارم، شماره چهارم، زمستان ١٣٩٠، ص ١٠٣ ـ ١٢٠
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٤. No.٤, Winter ٢٠١٢
محمد ثناگويي،* مسعود جان بزرگي،** عليرضا مهدويان***
چكيده
اين پژوهش با هدف بررسي رابطه پايبندي مذهبي با الگوهاي ارتباطي زن و شوهر انجام گرفته است. حجم نمونه، شامل ١٢١ زوج (٢٤٢ نفر) از زوجين مراكز دانشگاهي تربيت معلم و حوزوي شهر اصفهان بود كه با روش چند مرحلهاي به صورت تصادفي انتخاب شد. براي اندازهگيري متغيرهاي پژوهشي از پرسشنامه الگوهاي ارتباطي زوجين كريستنسن و سالاوي و پرسشنامه پايبندي مذهبي جانبزرگي استفاده شده است. دادهها با استفاده از روشهاي آماري مختلف، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافتهها حاكي از آن بود كه بين پايبندي مذهبي و نوع الگوهاي ارتباطي زوجين در سطح (٠١/٠ > p) رابطه معناداري وجود دارد. همچنين تفاوت معناداري بين الگوهاي ارتباطي زوجين (ارتباط سازنده متقابل، ارتباط توقع/كنارهگيري، ارتباط توقع زن /كنارهگيري مرد و ارتباط اجتنابي متقابل)، در افراد پايبند به مذهب در مقايسه با افراد ناپايبند به مذهب تفاوت معناداري وجود دارد. ميتوان از طريق پايبندي مذهبي، الگوهاي ارتباطي زوجين را پيشبيني كرد و احتمالاً با تغيير آن، الگوهاي ارتباطي را نيز تغيير داد.
كليدواژهها: الگوهاي ارتباطي زوجين، پايبندي مذهبي و ناپايبندي مذهبي.
مقدمه
گزارشهاي باليني نشان داده است كه علت اصلي و مشترك مراجعه حرفهاي مردم به زوج درماني، مشكلات ارتباطي است.[١] خانواده درمانگران بر اين باورند كه تغيير الگوهاي ارتباطي در مقايسه با ديگر عوامل تأثيرگذار در ناسازگاري زناشويي، مانند ويژگيهاي شخصيتي و شرايط اجتماعي و اقتصادي عمليتر است.[٢] بر اين اساس، ضرورت توجه به الگوهاي ارتباطي زوجين، امري است كه در چند دهه اخير مورد توجه پژوهشگران در حيطه زوج درماني قرار گرفته تا جايي كه گاتمن(١٩٩٤م)، با توجه به نوع الگوهاي ارتباطي زوجين، به پيشبيني وقوع طلاق ميپردازد. از سوي ديگر، الگوهاي ارتباطي سالم و سازنده، يكي از مهمترين عوامل رضايتمندي زناشويي، و الگوهاي ارتباطي معيوب، يكي از علل ايجاد مشكلات زناشويي و نارضايتي شمرده شده است.[٣]
پژوهشها نشان داده است كه عوامل مختلفي در شكلگيري اين الگو مؤثر خواهد بود. از جمله ميتوان به نقشهاي جنسيتي، تعاملات زوجين در خانواده مبدأ، عوامل محيطي و عوامل فرهنگي و مذهبي اشاره كرد.[٤]
از ميان عوامل ياد شده، مؤلفه مذهب و معنويت از مهمترين عوامل فرهنگي هستند كه به تجارب، رفتار و ارزشهاي انسانها معنا و ساختار منسجم ميبخشند.[٥] مطالعات مختلف نشان ميدهد كه دين و معنويت پيامدهاي مثبت مهمي در روابط زندگي، به ويژه كيفيت زندگي خانوادگي داشته است. باورهاي ديني، همبستگي مثبت با سطوح پايين تعارضهاي زناشويي، حمايت معنوي بالاتر و افزايش روابط حمايتي بين والدين و كودكان داشته است.[٦] جريگان و ناك[٧](١٩٧٨م)، دين را بهترين عامل ثبات و پايداري در ازدواج و زندگي زناشويي ميدانند، زيرا عمل به باورهاي ديني، موجب افزايش مشاركت كلامي، افزايش ميزان شادكامي، كاهش چشمگير پرخاشگري كلامي و تعارضها و اختلافات زناشويي شده، در نهايت، سبب فزوني رضايت زناشويي ميشود.[٨] همچنين شرام[٩] (١٩٨٠م) در مطالعهاي، عوامل مذهبي، مانند مؤلفههاي مذهبي[١٠] و وابستگيهاي مذهبي[١١] را بر پايداري زناشويي با يك نمونه ٣١٤٣ بزرگسال، ارزيابي كرده است. او نتيجه گرفته است كه ارتباطي ميان مذهب و پايداري زناشويي وجود دارد. روث[١٢] نيز در مطالعهاي كه بين دو فرقه مسيحي «متديست»[١٣] و «باپتيست»[١٤] در ايالت كاليفرنياي جنوبي انجام داده، نشان ميدهد كه معنويت، عامل مهمي در خرسندي زناشويي است. دانيل ليچتر و جولي كارمالت[١٥] (٢٠٠٩م)، در پژوهشي به بررسي مذهب و كيفيت زناشويي در زوجين كم درآمد پرداختهاند. نتايج تحقيق آنها نشان ميدهد كه بيشتر زوجين مذهبيِ كم درآمد، نمرههاي بالايي از كيفيت زناشويي گرفتهاند. در پژوهشي ديگر، ادنا برون[١٦] و ديگران (٢٠٠٨م)، به بررسي مذهب و كيفيت زناشويي در زوجين سياهپوست و سفيدپوست امريكايي پرداختهاند، نتايج بررسي آنها نشان ميدهد كه احتمال كمتري وجود دارد كه زوجين مذهبي طلاق بگيرند. لامبرت و دولاهيت[١٧] (٢٠٠٦م) در پژوهشي به بررسي اين موضوع پرداختهاند كه مذهب چگونه ميتواند به پيشگيري، حل و مغلوب ساختن تعارض زناشويي كمك كند. آنها ٥٧ زوج از سه مذهب (يهود، مسيحيت و اسلام) در دو ايالت كاليفرنياي شمالي و نيو انگلند انتخاب نمودهاند. نتايج بررسي آنها نشان ميدهد كه مذهب ميتواند در سه جهت به فرايند حل تعارض كمك كند: ١. حل تعارض، ٢. پيشگيري از وقوع مشكل، ٣. آشتي در روابط.
با مرور مطالعات مختلف در اين زمينه، ميتوان نتيجه گرفت كه اثرگذاري دين بر ارتباطات زوجين، به ماهيت و حقيقت دين بر ميگردد، زيرا دين يك نيروي روانشناختي است كه ميتواند روي نتايج زندگي انساني تأثير گذارد. دين يك سيستم اعتقادي سازمان يافته است كه شامل ارزشهاي اخلاقي و معنوي، آيينها، عبادتهاي دستهجمعي، اعتقاد به خداوند و يا يك نيروي بالاتر، كتابها و آموزههاي آسماني است. مذهب، دستورات و استانداردهايي براي زندگي خانوادگي فراهم ميكند. همچنين با ايجاد وابستگي گروهي در زمانهاي بحراني، اجتماع ايماني را به خوبي حمايت نموده، با برپايي مناسك و مراسم معنادار، به تقويت ارتباطات ميان اشخاص و خانوادهها كمك ميكند،[١٨] از اين رو به يكپارچگي و انسجام اعضاي خانواده پرداخته، روابط ميان فردي آنها را اصلاح ميكند.
بنابراين، با توجه به حمايت مطالعات مختلف از اثربخشي دين بر رضايت زناشويي و كيفيت ارتباطات همسران، به نظر ميرسد كه رابطه بين مذهب و الگوهاي ارتباطي زوجين، چگونگي اثربخشي دين را بر كيفيت ارتباطات بين زوجين بيشتر توضيح دهد، زيرا زوجين از طريق الگوهاي ارتباطي معين با همديگر ارتباط برقرار ميكنند و رضايت زناشويي و كيفيت زندگي آنها براساس پژوهشهاي مختلف بستگي به الگوهاي ارتباطي آنها دارد.[١٩] بنابراين، پژوهش حاضر بر آن است كه رابطه بين پايبندي مذهبي (اسلام) را با الگوهاي ارتباطي زوجين بررسي كند. اين پژوهش با يك پرسش اصلي رو به روست و آن اينكه آيا بين پايبندي مذهبي و الگوهاي ارتباطي زوجين رابطهاي وجود دارد؟ بنابراين در اين پژوهش، فرضيههاي زير بررسي ميشود:
پايبندي مذهبي رابطه مثبت معناداري با الگوي ارتباطي سازنده متقابل دارد.
الگوهاي ارتباطي زوجين پايبند به مذهب، با الگوهاي ارتباطي زوجين ناپايبند به مذهب، متفاوت است.
پايبندي مذهبي ميتواند پيشبيني كننده الگوي ارتباطي سازنده متقابل، و ناپايبندي مذهبي ميتواند پيشبيني كننده الگوهاي ارتباطي معيوب (غير سازنده) باشد.
روشاين تحقيق از نوع پژوهشهاي توصيفي ـ همبستگي است.
جامعه، نمونه و روش نمونهگيريبه علت مشاركت و كنترل نسبي متغير مذهبي بودن، همچنين عدم در دسترس بودن زوجين در دانشگاهها يا ساير مراكز، كليه زوجين مراكز دانشگاهي تربيت معلم و زوجين مراكز حوزوي شهر اصفهان براي جامعه آماري پژوهش انتخاب شدند. ويژگيهاي جامعه آماري زوجين عبارت است از اينكه دستكم يكي از زوجين دانشجو يا طلبه است. روش نمونهگيري چند مرحلهاي به صورت تصادفي است؛ بدين صورت كه ابتدا از بين مراكز دانشگاهي و حوزوي به صورت تصادفي، چند مركز انتخاب شده، سپس از بين مراكز انتخاب شده چند كلاس به صورت تصادفي انتخاب گرديد و پرسشنامهها بين دانشجويان و طلاب متأهل توزيع شد. حجم نمونه پس از بررسي پرسشنامهها و حذف پرسشنامههاي ناقص، همچنين حذف آزمودنيهايي كه با معيارهاي ورود منطبق نبودند، ١٢١ زوج (٢٤٢ نفر) انتخاب شد. از اين تعداد، ٥٩ زوج متعلق به گروه طلاب و ٦٢ زوج متعلق به گروه دانشجويان بودند. با توجه به اينكه در پژوهشهايي از نوع همبستگي دستكم پنجاه نفر براي بيان چگونگي رابطه ضرورت دارد،[٢٠] از اين رو تعداد حجم نمونه، تعداد قابل قبولي است. شايان ذكر است كه معيارهاي ورود در نمونهگيري عبارت بود از: دو سال از ازدواجشان گذشته باشد، دچار بيماريهاي مزمن رواني نباشند و سن آنها بيست سال به بالا باشد. ابزار سنجش معيارهاي ورود آزمودنيها پرسشنامه محقق ساخته و خودگزارشدهي آزمودنيها بود. گروههاي نمونه كاملاً با رعايت مسايل اخلاقي و حقوقي شركت كنندگان تشكيل شد. زوجين با اختيار خود و به صورت داوطلبانه و با فرصت كافي به پرسشنامهها پاسخ دادند. پاسخنامهها بدون ذكر نام و نام خانوادگي در اختيار آنها قرار گرفت و به آنها اين اطمينان داده شد كه اطلاعاتشان صرفاً براي پژوهش به كار گرفته شده و هيچ نهاد يا سازماني به اطلاعات آنها دسترسي پيدا نميكند.
براي تجزيه و تحليل دادهها از ضريب همبستگي پيرسون، تحليل واريانس يكراهه، آزمون تعقيبي توكي و رگرسيون تك متغيره استفاده شد.
ابزارهاي پژوهشپرسشنامه الگوهاي ارتباطي كريستنسن، سالاوي(١٩٨٤)
در اين مطالعه، منظور از الگوهاي ارتباطي، سه الگوي ارتباطي است كه كريستنسن و سالاوي(١٩٨٤م)، به نقل از عبادتپور(١٣٧٩ش) به آن اشاره دارند. اين پرسشنامه يك ابزار خودسنجي است كه ٣٥ سؤال دارد و به منظور برآورد ارتباط زناشويي طراحي شده است. اين پرسشنامه (CPQ)، رفتارهاي زوجها را طي سه مرحله از تعارض زناشويي: ١. هنگامي كه مشكل در رابطه زوجين به وجود ميآيد، ٢. مدت زماني كه درباره مشكل بحث ميشود، ٣. بعد از بحث راجع به مشكل ارتباطي، مشخص ميكند كه زوجين هر رفتار را روي يك مقياس ٩ درجهاي ليكرت از نمره ١ (اصلا امكان ندارد) تا نمره ٩ (خيلي امكان دارد) درجهبندي ميكنند. اين رفتارها عبارتاند از: اجتناب متقابل، بحث متقابل، بحث/ اجتناب، مذاكره متقابل، خشونت كلامي، خشونت جسماني و كنارهگيري متقابل. اين پرسشنامه از سه خرده مقياس تشكيل شده است: مقياس ارتباط سازنده متقابل، مقياس ارتباط اجتنابي متقابل، مقياس ارتباط توقع / كنارهگيري. ارتباط توقع / كنارهگيري از دو بخش تشكيل شده است: مرد متوقع / زن كنارهگير و زن متوقع / مرد كنارهگير. تحقيقات قبلي كه از پرسشنامه CPQ استفاده نمودهاند، اعتبار (٧٤/٠) تا (٧٨/٠ ) را براي خرده مقياسهاي مختلف آن تعيين كردهاند.[٢١]
در ايران عبادتپور(١٣٧٩ش)، پرسشنامه فوق را هنجاريابي كرده و به منظور برآورد روايي پرسشنامه، همبستگي بين مقياسهاي اين پرسشنامه و پرسشنامه رضايت زناشويي را محاسبه كرده است. اين مطالعه نشان ميدهد كه همه مقياسهاي اين پرسشنامه با رضايت زناشويي انريچ همبستگي دارد. در اين مطالعه، اعتبار مقياسهاي پرسشنامه الگوهاي ارتباطي با استفاده از روش آلفاي كرونباخ به ترتيب در مقياس ارتباط سازنده متقابل برابر ٥٤/٠، ارتباط اجتنابي متقابل ٦٨/٠ و ارتباط توقع / كنارهگيري ٥٣/٠ گزارش شده است.[٢٢]
پرسشنامه پايبندي مذهبي جان بزرگي (١٣٨٨)اين آزمون رفتارهاي مذهبي را در موقعيتهاي باليني و پژوهشي ميسنجد و متغيرهاي مذهبي را در مداخلههايي كه به نوعي از روشهاي مذهبي استفاده ميكنند، كنترل مينمايد. اين آزمون از يك پرسشنامه شصت سؤالي تهيه شده است كه سه عامل (پايبندي مذهبي، دوسوگرايي و ناپايبندي مذهبي) را مورد سنجش قرار ميدهد.
در عامل پايبندي مذهبي، فرد بيترديد، رفتار خود را بر اساس معيارهاي مذهبي تنطيم كرده و ميكوشد كه همه رفتارهايش را بر اساس مذهب طراحي كند.
در عامل ناپايبندي مذهبي، فرد هيچ گونه تعمدي به تنظيم رفتارها بر اساس اصول يا دستورالعملهاي مذهبي ندارد .
در عامل دوسوگرايي مذهبي، فرد همواره نگران و در حالت ترديد مذهبي به سر ميبرد. بين كردار و گفتارش ناهماهنگي وجود دارد. در برابر سختيها كم تحمل است. احساس خوبي به خود و رابطه خود با خدا ندارد. از اعمال مذهبي خود ناراضي است و تنها هنگام سختيها به خدا پناه ميبرد.
شايان ذكر است ابعادي كه در اين پرسشنامه به دست آمده، ابعاد دينداري را الزاماً نميسنجد، بلكه ابعاد رويآوري يا رويگرداني يك فرد را از مذهب يا ايمان فرد را به اعتقادات مذهبي ميسنجد، هر چند كه ميتوان با آن هدف هم پرسشنامه را تحليل كرد.[٢٣] ضريب آلفاي كرونباخ كل آزمون برابر ٨١٦/٠ و ضريب همساني دروني عامل پايبندي دروني ٨٧٨/٠، ضريب همساني دروني عامل گذاري ٦٨٧/٠ و ضريب همساني دروني عامل ناپايبندي مذهبي ٧٢٥/٠، گزارش شده كه همگي نشان دهنده اعتبار بالاي اين پرسشنامه است. همچنين براي محاسبه روايي ملاك، نيز صورت اوليه اين آزمون قبل از تحليل عاملي با آزمون جهتگيري مذهبي آلپورت محاسبه شده كه ضريب همبستگي نمرههاي دو آزمون با ٦٠=n از ميان دانشجويان ٤٧/٠ گزارش شده كه در سطح (٠٠١/٠>p) معناداري است.[٢٤]
يافتههاپس از بررسي دادهها با استفاده از نرم افزار spss و آزمونهاي آماري به تحليل اطلاعات پرداخته كه يافتههاي به دست آمده در سه جدول به طور خلاصه آورده ميشود:
جدول ١: ميزان همبستگي بين خرده مقياسهاي الگوهاي ارتباطي زوجين و ابعاد مختلف پايبندي مذهبي
|
خرده مقياسهاي پايبندي مذهبي مقياسهاي الگوهاي ارتباطي |
پايبندي مذهبي |
دوسوگرايي |
ناپايبندي مذهبي |
پايبندي مذهبي كل[٢٥] |
|
ارتباط سازنده متقابل ضريب همبستگي سطح معناداري |
٠/١١٣ ٠/٠٧٨ |
**-٠/٢١٥ ٠/٠٠١ |
*-٠/١٥٨ ٠/٠١٤ |
**٠/٢٢٢ ٠٠٠/٠ |
|
ارتباط توقع/كنارهگيري ضريب همبستگي سطح معناداري |
-٠/٠٤٣ ٠/٥٠٣ |
**٠/٣٢٥ ٠/٠٠٠ |
**٠/٣٠٣ ٠٠٠/٠ |
**-٠/٢٩١ ٠٠٠/٠ |
|
ارتباط توقع/ كنارهگيري ضريب همبستگي مرد/زن سطح معناداري |
-٠/٠٢١ |
**٠/٢٠٦ |
**٠/٢٠٦ |
**-٠/١٩٩ |
|
٠/٧٤٨ |
٠/٠٠٠ |
٠٠٠/٠ |
٠٠/٠٢ |
|
|
ارتباط توقع/كنارهگيري ضريب همبستگي زن/مرد سطح معناداري |
-٠/٠٥٧ |
**٠/٣٧٥ |
**٠/٢٨٧ |
**-٠/٣٢٠ |
|
٠/٣٧٩ |
٠٠٠/٠ |
٠٠٠/٠ |
٠٠٠/٠ |
|
|
ارتباط اجتنابي ضريب همبستگي سطح معناداري |
-٠/٠٧٩ |
**٠/٢٨٢ |
**٠/٢٧٠ |
**-٠/٢٧١ |
|
٠/٢١٩ |
٠٠٠/٠ |
٠٠٠/٠ |
٠٠٠/٠ |
P<٠/٠٥* ٠١/٠p<**
همانطور كه جدول ١ بيان ميكند رابطه معناداري بين «ارتباط سازنده متقابل» با «پايبندي مذهبي» وجود ندارد. اما رابطه معناداري در سطح ٠٥/p<٠ ميان «الگوي ارتباطي سازنده متقابل» با «دوسوگرايي» و «ناپايبندي مذهبي» و «پايبندي مذهبي كل» وجود دارد. ضريب همبستگي ميان «ارتباط سازنده متقابل» با عاملهاي «دوسوگرايي» و «ناپايبندي مذهبي» و «پايبندي مذهبي كل » به ترتيب عبارت است از: -٠/٢١٥ r=، ـ ٠/١٥٨=r، ٠/٢٢٢=r. جهت همبستگي ميان «الگوي ارتباطي سازنده متقابل» با «پايبندي مذهبي كل» مثبت است، بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه هرچه «پايبندي مذهبي زوجين» قويتر باشد «الگوي ارتباط سازنده متقابل» بين آنها بيشتر برقرار است. البته جهت همبستگي در رابطه ميان «ارتباط سازنده متقابل» با «دوسوگرايي» و «ناپايبندي مذهبي»، منفي است كه نشان ميدهد با افزايش «دوسوگرايي» يا «ناپايبندي مذهبي»، «ارتباط سازنده متقابل» نيز ميان زوجين كاهش مييابد.
شايان ذكر است كه رابطه معناداريي بين همه الگوهاي ارتباطي با عامل «پايبندي مذهبي» وجود ندارد. اما رابطه معنادار و معكوسي در سطح p<٠/٠١ ميان الگوهاي ارتباطي «توقع/كنارهگيري»، «ارتباط توقع / كنارهگيري مرد / زن»، «ارتباط توقع/ كنارهگيري زن / مرد» و «الگوي ارتباطي اجتنابي متقابل» با «پايبندي مذهبي كل» وجود دارد؛ يعني هرچه زوجين پايبندي مذهبي بالاتري داشته باشند، الگوهاي ارتباطي اخير كمتر بين آنها برقرار است. گرچه جدول ١ نيز مؤيدي بر اين نتيجه است كه رابطه مثبت معناداري در سطح p<٠/٠١ بين الگوهاي ارتباطي غير سازنده با خردهمقياسهاي «دوسوگرايي» و «ناپايبندي مذهبي» وجود دارد. پس طبق اين نتايج، فرضيه اول تأييد ميشود.
در مرحله بعد، تفاوت الگوهاي ارتباطي زوجين در هر سه گروه پايبند به مذهب، ناپايبند و دوسوگرا بررسي شده است.
جدول ٢: خلاصه نتايج تحليل واريانس يكراهه براي بررسي تفاوت الگوهاي ارتباطي بين زوجين پايبند به مذهب، دو سوگرا و ناپايبند
|
گروهها الگوهاي ارتباطي |
پايبند به مذهب |
دوسوگرا |
ناپايبند به مذهب |
نتايج تحليل واريانس يكراهه |
|||
|
M |
SD |
M |
SD |
M |
SD |
F P |
|
|
ارتباط سازنده متقابل |
٣٥/٣٩ |
١٠/٤٩ |
٣٠/٠٧ |
١١/٤٠ |
٢٨/٣٨ |
٨/٢٤ |
٦/٢٠٠ ٠/٠٠٢ |
|
ارتباط توقع/كنارهگيري |
٢٢/٧٢ |
١٠/٣٨ |
٢٥/٦٩ |
١١/٢٠ |
٣١/٢٢ |
٦/٩٢ |
٦/٥٤٥ ٠/٠٠٢ |
|
ارتباط توقع/كنارهگيري م/ز |
١١/٦٨ |
٦/٢٣ |
١٢/٣٠ |
٦/٤٣ |
١٥/٥٨ |
٤/٧٥ |
٤/٣٧٨ ٠/٠١٤ |
|
ارتباط توقع/كنارهگيري ز/م |
١١/٠٣ |
٥/٣٥ |
١٣/٣٩ |
٦/١٨ |
١٥/٦٤ |
٤/١٧ |
٦/٩١١ ٠/٠٠١ |
|
ارتباط اجتنابي متقابل |
٩/٦٢ |
٥/٧٧ |
١١/٨٨ |
٥/٨٣ |
١٣/٨٠ |
٥/٤٦ |
٥/٨٥٤ ٠/٠٠٣ |
طبق جدول ٢، نتايج تحليل واريانس (F) نشان ميدهد كه تفاوت معناداري در سطح P<٠/٠١ ميان الگوهاي ارتباطي «سازنده متقابل»، «توقع/كنارهگيري»، «توقع/كنارهگيري مرد/زن»، «توقع/كنارهگيري زن/مرد» و «اجتنابي متقابل»، بين گروهها وجود دارد. ميانگين نمره ارتباط سازنده متقابل در گروه پايبند به مذهب بيشتر از دو گروه ديگر است، اما ميانگين نمرههاي ساير الگوهاي ارتباطي در گروه پايبند به مذهب در مقايسه با دو گروه ديگر، پايينتر است. همچنين ميانگين نمره الگوي ارتباطي سازنده متقابل در گروه دوسوگرا در مقايسه با گروه ناپايبند به مذهب بالاتر است و ميانگين نمرههاي ساير الگوهاي ارتباطي در گروه دوسوگرا در مقايسه با گروه ناپايبند به مذهب پايينتر است. نتايج آزمون تعقيبي توكي نيز نشان ميدهد كه تفاوت معناداري در سطح ٠٥/٠p< بين گروههاي «پايبند و دوسوگرا» و «پايبند و ناپايبند» از نظر الگوهاي ارتباطي سازنده متقابل، توقع زن، كنارهگيري مرد و اجتنابي متقابل وجود دارد. اما در مورد الگوهاي ارتباطي «توقع/كنارهگيري» و توقع مرد، كنارهگيري زن تفاوت معناداري بين گروههاي دوسوگرا و پايبند مشاهده نشد. همچنين تفاوت معناداري بين گروههاي دوسوگرا و ناپايبند از نظر الگوهاي ارتباطي سازنده متقابل، توقع زن، كنارهگيري مرد و اجتنابي متقابل مشاهده نگرديد. بنابراين، فرضيه دوم مبني بر اينكه تفاوت معناداري بين الگوهاي ارتباطي زوجين پايبند به مذهب و ناپايبند به مذهب وجود دارد، تأييد ميشود.
مرحله مهمتري كه مطالعه حاضر در صدد بررسي آن بوده، پيشبيني الگوهاي ارتباطي از طريق پايبندي مذهبي است. براي اين منظور از مدل رگرسيون تك متغيره استفاده شده است. نتايج نشان ميدهد كه ميزان F به دست آمده براي همه الگوهاي ارتباطي در سطح خطاي كمتر از P<٠/٠١، معنادار است. بنابراين، ميتوان الگويهاي ارتباطي را از طريق پايبندي مذهبي پيشبيني كرد. شايان توجه است كه به سبب اينكه نمره پايبندي مذهبي كل بيان جامعتري از پايبندي مذهبي آزمودنيها را نشان ميدهد، از اين نمره براي پيشبيني الگوهاي ارتباطي در تحليل استفاده شده است.
جدول٣: خلاصه نتايج رگرسيون پايبندي مذهبي با الگوهاي ارتباطي زوجين
|
شاخص آماري متغير ملاك |
متغير پيش بين |
R |
R٢ |
F P |
β |
t P |
|
ارتباط سازنده متقابل |
پايبندي مذهبي |
٢٢/٠ |
٠٥/٠ |
١٢/٤٨ ٠٠٠/٠ |
٢٢/٠ |
٣/٥٣ ٠٠٠/٠ |
|
ارتباط توقع/كناره گيري |
پايبندي مذهبي |
٠/٢٩ |
٨٥/٠ |
٢٢/٢١ ٠٠٠/٠ |
٢٩/٠- |
٧١/٤- ٠٠٠/٠ |
|
ارتباط توقع/كنارهگيري مرد/زن |
پايبندي مذهبي |
١٩/٠ |
٠٤/٠ |
٩/٩٣ ٠٠٠/٠ |
١٩/٠- |
١٥/٣- ٠٠٠/٠ |
|
ارتباط توقع/كنارهگيري زن/ مرد |
پايبندي مذهبي |
/٣٢٠ |
١٠/٠ |
٢٧/٣٠ ٠٠٠/ |
٣٢/٠- |
-٥/٢٢ ٠٠٠/٠ |
|
ارتباط اجتنابي متقابل |
پايبندي مذهبي |
٢٧/٠ |
٠٧/٠ |
١٩/٠٠ ٠٠٠/٠ |
٢٧/٠- |
-٤/٣٦ ٠٠٠/٠ |
همانطور كه جدول ٣ بيان ميكند، پايبندي مذهبي ميتواند به ترتيب ٥% واريانس الگوي ارتباطي سازنده متقابل، ٨٥% واريانس الگوي ارتباطي توقع/كنارهگيري، ٤% واريانس الگوي ارتباطي توقع/كنارهگيري مرد/زن، ١٠% واريانس الگوي ارتباطي توقع/كنارهگيري زن/مرد و ٧% واريانس الگوي ارتباطي اجتنابي متقابل را تبيين كند. ضريبهاي تأثير مبين آن است كه پايبندي مذهبي با الگوهاي ارتباطي زوجين رابطه معناداري دارد، به گونهاي كه پايبندي مذهبي با الگوي ارتباطي سازنده متقابل رابطه مثبت (٢٢/٠=β) دارد و اين نشان ميدهد كه هرچه پايبندي مذهبي بيشتر باشد احتمال اينكه الگوي ارتباطي بين زوجين، ارتباط سازنده متقابل باشد، بيشتر است. اما پايبندي مذهبي با ساير الگوها به ترتيب، رابطه منفي دارد (٢٩/٠ ـ =β)، (١٩/٠ ـ =β)، (٣٢/٠ ـ =β)، (٢٧/٠ ـ =β). اين نشان ميدهد كه هرچه پايبندي مذهبي بيشتر باشد احتمالاً ساير الگوهاي ارتباطي بين زوجين كمتر برقرار خواهد بود و بر عكس در صورتي كه پايبندي مذهبي كمتر باشد احتمال اينكه ساير الگوهاي ارتباطي بين زوجين برقرار باشد، بيشتر است. بنابراين، فرضيه سوم بر اساس اين نتايج، تأييد ميشود.
بحث در يافتههابر اساس نتايج مطالعه حاضر، فرضيه اول تأييد ميشود. گرچه در ميان پژوهشهاي پيشين، پژوهشي به ارزيابي اين فرضيه نپرداخته است. اما اين فرضيه با پژوهشهاي كياني و همكاران (١٣٨٩ش)، احمدي(١٣٨٦ش) و خداياري فرد و همكاران(١٣٨٦ش) تقريباً همسوست و نتايج آنها را با تأكيد بر الگوهاي ارتباطي زوجين تأييد ميكند.
در تبيين اين فرضيه ميتوان گفت كه اسلام با آموزههاي اعتقادي، اخلاقي و فقهي، مدلي را براي روابط همسران تبيين ميكند كه با آگاهي و رعايت اين آموزهها از طرف همسران، ارتباط سازنده متقابل بين آنها بيشتر برقرار ميشود. اصل و اساس اسلام، توحيد و يگانگي خداوند متعال است.[٢٦] اعتقاد به يگانگي و قدرت بينهايت و اراده مؤثر او كه فوق همه ارادههاست به يكپارچگي و انسجام شخصيت زوجين كمك ميكند. وقتي همسري معتقد باشد به اينكه تمام رويدادها و حوادث از سوي خداست،[٢٧] رزق به دست اوست،[٢٨] مصلحت و خير امور توسط او رقم ميخورد،[٢٩] در برابر بسياري از حوادث زندگي كه موجب فشارهاي رواني شده، مانع از برقراري ارتباط سازنده متقابل ميشود، مقاومت ميكند و با توكل بر خداوند، صبوري، مدارا، بخشش، تقوا ورزيدن، قناعتورزي، رعايت حقوق متقابل همديگر و تدبير صحيح براي حل مشكلات، اقدام ميكند و به سرزنش و مقصر دانستن ديگري يا جلوگيري از ارتباط برقرار كردن نميپردازد. براي مثال، اسلام دستور مهر و محبت به زوجين ميدهد،[٣٠] و بيان ميكند كه با همسران خود مهربان باشيد و دلهاشان را شاد كنيد تا با شما زندگى كنند. آنان را به كارى مجبور نسازيد، خشم آنها را برنيانگيزيد.[٣١] براي اسلام مهم است كه زوجين ادراك متقابل از همديگر داشته باشند، از اينرو، بيان ميكند كه هيچكس از شما ايمان نياورده است تا هنگامى كه آن چيزى را براى برادرش، دوست بدارد كه براى خودش دوست دارد.[٣٢] دوست داشتن امري براي فرد مقابل از زاويه ديد شخص، سبب ميشود كه ادراك متقابل حاصل شده و همين امر عاملي براي افزايش ارتباط سازنده متقابل ميشود.
نتايج درباره فرضيه دوم نيز حكايت از تأييد اين فرضيه دارد. در تبيين اين نتايج بايد گفت كه اعتقادات مذهبي و باورهاي دين اسلام، به زندگي و جزئيات آن معنا و مفهوم ميبخشد، از اين رو زندگي و عناصر مربوط به آن رنگ تقدس و ديني به خود ميگيرد. براي مثال، ازدواج در فرهنگ ديني فقط ارضاي تمايلات جنسي و غريزي نيست، بلكه عبادتي است كه در پرتو آن انسان، به تعالي و قرب الهي نائل خواهد شد. آنچه در قرآن و روايات از اين عبادت نقل شده حكايت از آن دارد كه ازدواج يكي از آيات الهي است[٣٣] كه خداوند سكونت انسان را در آن قرار داده، خود مودت را بين زوجين برقرار كرده و تا جايي اين عبادت را متعالي ميشمارد كه حتي ارزش و فضليت نماز كه ستون دين معرفي شده،[٣٤] به وسيله ازدواج افزايش مييابد.[٣٥] از سوي ديگر، التزام عملي به وظايف ديني و اخلاقي از سوي زوجين پايبند به مذهب ميتواند در چگونگي الگوي ارتباطي آنها تأثير مهمي داشته باشد؛ بدين صورت كه زوجين مؤمن خود را موظف به انجام دستورات ديني و اخلاقي دانسته و اعتقاد دارند كه در صورت انجام دادن تكاليفشان به خداي خويش نزديكتر شده، رحمت او را به سمت خود جذب ميكنند، و در صورت انجام ندادن و سركشي كردن از وظايفشان از خداي خويش دور شده، زمينه غضب او را فراهم ميكنند. براي مثال، خانمي كه ميداند، رضاي الهي در پرتو اطاعت شوهر است از همسرش اطاعت ميكند تا نماز و ساير عبادات او نيز در اين راستا از بين نرود.[٣٦] يا شوهري كه ميداند كه رضاي الهي در پرتو مدارا نمودن با همسرش، معاشرت نيكو با او و رعايت حقوق او محقق خواهد شد، سعي ميكند كه روابط خود را به اين سمت جهت دهد.[٣٧] بنابراين، اين يافتهها با پژوهش احمدي(١٣٨٦ش)، همگرايي دارد، زيرا او در مطالعهاي به اين نتيجه رسيده كه ميزان سازگاري زناشويي در بين زوجيني كه تقيدات مذهبي زيادي دارند به طور معناداري بيشتر از كساني است كه تقيدات مذهبي كمتري دارند.
همچنين نتايج پژوهش حاضر با نتايج مطالعاتي كه نشان ميدهند پايبنديهاي مذهبي، حتي در زوجين كم درآمد، كيفيت زناشويي بالايي را نشان ميدهد[٣٨] و نيز پايبنديهاي مذهبي به حل تعارض زناشويي و پيشگيري از آن و آشتي در روابط كمك ميكند[٣٩] هماهنگي و همخواني دارد. بنابراين، احتمالاً ميتوان نتيجه گرفت كه وجود تفاوت معنادار بين الگوهاي ارتباطي در گروه پايبند به مذهب و ناپايبند به مذهب حاكي از تأثيرگذاري پايبنديهاي مذهبي (اعتقادات ديني و رفتارهاي مذهبي) بر چگونگي ارتباط ميان زوجين است.
نتايج پژوهش حاضر در مورد فرضيه آخر نيز نشان ميدهد كه ميتوان الگوهاي ارتباطي را از طريق پايبندي مذهبي پيشبيني كرد. نتايج نشان ميدهد در صورتي كه زوجين پايبند به مذهب باشند، احتمالاً الگوي ارتباطي بين آنها سازنده متقابل خواهد بود و در صورتي كه زوجين پايبند به مذهب نباشند احتمال اينكه الگوي ارتباطي بين آنها سازنده متقابل باشد، خيلي كمتر است و بيشتر احتمال دارد كه الگوي ارتباطي بين آنها توقع /كنارهگير يا اجتنابي متقابل باشد. بنابراين، يافتهها نشان ميدهد در صورتي كه پايبندي مذهبي پايين باشد احتمال بيشتري وجود دارد كه الگوي ارتباطي بين آنها توقع /كنارهگير، به خصوص توقع زن، كنارهگير مرد باشد تا توقع مرد/كنارهگير زن. گرچه در ميان پژوهشها پژوهشي كه به رابطه پايبندي مذهبي و الگوهاي ارتباطي بپردازد، يافت نشد، اما اين مطالعه ميتواند يافتههاي تحقيق كال و هيتون[٤٠](١٩٩٧م) را كه نشان دادهاند مذهب و معنويت بر پايداري رابطه زناشويي مؤثر است و ميتواند روابط زناشويي را تقويت نموده، استحكام بخشد و توضيح و تبيين نمايد، زيرا اين نتايج بيان ميكند در صورتي كه زوجين پايبند به مذهب باشند، رابطه زناشويي آنها احتمالاً الگوي ارتباطي سازنده متقابل خواهد بود و با توجه به برقرار شدن اين الگو در زوجين، رابطه زناشويي آنها پايدار خواهد شد و در نتيجه، روابط آنها استحكام مييابد. ارتباط سازنده متقابل، نشان از وحدت زوجين در تعامل با همديگر دارد. زن و شوهر با كمك همديگر براي رفع مشكلات و عيبپوشي همديگر تلاش دارند، به سرزنش يا تحقير و ملامت يكديگر نميپردازند، از هم گله و شكايت نميكنند و در تعامل با همديگر براي حل مسائل، مشاركت دارند. اسلام تعبير زيبايي از اين نوع تعامل زوجين دارد. به نظر ميرسد تعبير اسلام از اين تعامل، لباس بودن زوجين براي همديگر است.(بقره: ١٨٧) باور به اعتقادات ديني و رعايت آموزههاي اخلاقي اسلام، به زن و شوهر كمك ميكند كه در روابط زناشويي خود چنين تعاملي را داشته باشند. الگوي ارتباطي توقع/كنارهگير كه حاكي از سرزنش و ملامت، گله و شكايت زوجين از همديگر است نيز به شدت از نظر ديدگاه تربيتي اسلام منفور است. از نظر اسلام همه انسانها محترماند و زن و مرد نزد خداوند ارزش يكساني دارند. بنابراين، تحقير يا سرزنش همسر به هيچ وجه جايز نيست.[٤١] همچنين اسلام تمسخر و استهزا و را نهي فرموده است. قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد نبايد گروهى از مردان شما گروهى ديگر را مسخره كنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند و نه زنانى زنان ديگر را. شايد آنان بهتر از اينان باشند و يكديگر را مورد طعن و عيب جويى قرار ندهيد (حجرات: ١١).
تمسخر و استهزا صميميت بين زوجين را از بين ميبرد و ميزان رضايت زناشويي آنان را كاهش ميدهد.[٤٢] همچنين اسلام، سرزنش، ملامت و ناسزاگويي را در هيچ شرايطي، حتي به دشمنان اسلام جايز نميداند،[٤٣] چه رسد به اينكه زوجين همديگر را ملامت كرده و ناسزا گويند.
بنابراين، كساني كه پايبندي مذهبي دارند تلاششان آن است كه الگوي ارتباطي خود را با همسرشان سازنده متقابل نمايند و از ارتباط توقع/كنارهگير يا اجتنابي متقابل دوري كنند.
فقدان پرسشنامه الگوهاي ارتباطي زوجين كه در همه پژوهشها از اعتبار مطلوبي بهرهمند باشند، همچنين عدم دسترسي آسان به زوجين براي انتخاب گروههاي نمونه از جمله محدوديتهاي پژوهش بود.
بنابراين، طبق يافتههاي اين پژوهش، پيشنهاد ميشود كه بايد با تبيين اعتقادات و آموزههاي ديني در جلسات مشاوره يا كارگاههاي آموزشي، به اصلاح الگوهاي ارتباطي زوجين پرداخت. به عبارت كاملتر با تثبيت اعتقادات و آموزههاي ديني در زوجين، ميتوان الگوي ارتباطي بين آنها را در جهت ارتباط سازنده متقابل تغيير داد يا تثبيت كرد. بنابراين، لازم است مشاوران در حيطه مذهبي و مؤلفههاي مربوط به آن، تخصص كافي داشته تا از اين طريق بتوانند به اصلاح الگوهاي ارتباطي زوجين بپردازند. از سوي ديگر، مسئولان در برنامهريزيهاي فرهنگي و خدمات روانشناختي براي زوجين و خانوادهها بايد آموزههاي ديني را در اين راستا اولويت دهند.
منابعقرآن كريم، ترجمه ي عبدالمحمد آيتي، تهران، سروش، ١٣٧٤
ابراهيمي، امراله، «مقايسه ميزان اثربخشي رواندرماني يكپارچه گراي ديني با درمان شناختي – رفتاري و دارويي افراد مبتلا به افسرده خويي»، پايان نامه دكتري روانشناسي، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه اصفهان، ١٣٨٦
احمدي، سيد احمد؛ فاتحي زاده، مريم، «بررسي رابطه الگوهاي ارتباطي زوجين و ميزان رضايتمندي زناشويي زوجين شاغل در دانشگاه اصفهان»، خانواده پژوهي، ش ٢، تابستان ٨٤، ص١٠٩-١٢٠.
احمدي، خدابخش، «نقش اعتقادات ديني در آسيب شناسي فرهنگي خانواده»، علوم رفتاري، ش ١،پاييز ٨٦، ص ٩-١٦.
احمدي، زهرا و همكاران، « بررسي اثربخشي شيوه زوج درماني ارتباط شي ء بر الگوهاي ارتباطي زوجين»، خانواده پژوهي، ش ٦، تابستان ٨٥، ص ١٠٥ – ١١٧.
حرعاملي، محمد بن حسن، وسايل الشيعه، بيروت، دار الاحياء التراث العربي، ١٩٩١
خداياري فرد و همكاران، «رابطه نگرش مذهبي با رضايت مندي زناشويي در دانشجويان متأهل»، خانواده پژوهي،ش ١٠، تابستان ٨٦، ص ٦١٢-٦٢٠.
جان بزرگي، مسعود، «ساخت و اعتبار يابي آزمون پايبندي مذهبي بر اساس گزاره هاي قرآن و نهج البلاغه»، مطالعات اسلام و روانشناسي، ش ٥، پاييز ٨٨، ص ٧٩ -١٠٧.
جان بزرگي، مسعود؛ رفيعي هنر، حميد، «رابطه جهتگيري مذهبي و خودمهارگري»، روانشناسي و دين، ش ١، بهار ٨٩، ص ٣١-٤٢.
دانش، عصمت، «افزايش سازگاري زناشويي زوج هاي ناسازگار با مشاوره از چشم انداز اسلامي»، مطالعات روان شناختي، ش ٢، تابستان ٨٩، ص ٥- ٢٥.
دلاور، علي، احتمالات و آمار كاربردي در روانشناسي و علوم تربيتي، تهران، انتشارات رشد، ١٣٨٣.
رضايي، مهديه و ديگران، «تأثير زوج درماني هيجان مدار بر بهبود الگوهاي ارتباطي جانبازان مبتلا به PTSD ناشي از جنگ و همسرانشان»، خانواده پژوهي، ش ٦، بهار ٨٩، ص ٤٣-٥٨.
كياني، احمد و ديگران، «ابعاد جهتگيري مذهبي و مرزهاي ارتباطي خانواده: همبستگي بنيادي»، روانشناسي و دين،ش ٣، پاييز ٨٩، ص ٩٣-١٠٦.
طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ترجمه ي سيد محمد باقر موسوي همداني، قم، جامعه مدرسين، ١٣٧٤
عبادت پور، ب، «اعتباريابي پرسشنامه الگوهاي ارتباطي»، پايان نامه كارشناسي ارشد مشاوره، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه تربيت معلم تهران، ١٣٧٩
محمدي ري شهري، محمد، منتخب ميزان الحكمه، ترجمه حميد رضا شيخي، قم، دارالحديث، ١٣٨٧
مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، دارالاحياء التراث العربي، ١٤٠٣ ق
------، روضه المتقين، قم، بنياد كوشانپور، ١٤٠٦ ق
نظري، محمد علي، مباني زوج درماني و خانواده درماني، تهران، علي، ١٣٨٨
نوري، حسين، مستدرك الوسايل، بيروت، دار الاحياء التراث العربي، ١٤٠٨ ق.
وفايي، طيبه و همكاران، «مقايسه الگوهاي ارتباطي همسران جانباز و عادي»، طب جانباز، ش ٥، پاييز ٨٨، ص ٢٠-٢٦.
Brown, E., Orbuch, T. L., Bauermeister, J. A. (٢٠٠٨). Religiosity and Marital Stability Among Black American and White American Couples, Family Relations, ٥٧ , ١٨٦–١٩٧ .
Call, V. R. A., & Heaton, T. B. (١٩٩٧). Religious influence on marital stability. Journal forthe Scientific Study of Religion, ٣٦, ٣٨٢-٣٩٢.
Caughlin, J. P. (٢٠٠٢). The Demand/Withdraw Pattern of Communication as a Predictor of Marital Satisfaction Over Time. Human Communication Research, Vol. ٢٨ No. ١, p ٤٩-٨٥.
Chamberlain, T.J. & Hall, C.A., (٢٠٠٠). Research on the Relationship Between Religion and Health: Realized Religion, Philadelphia & London: Templeton Foundation
Christensen, A. & Sullaway, M.(١٩٨٤). Communication Patterns Questionnaire. Unpublished Manuscript, University of California, Los Angeles
Jerrigan, F.A & Nack, N.(١٩٧٨). Emotion status measurement. Abingdon, UK: Radcliffe medical press
Gottman, J. (١٩٩٤). Why Marriage succed or Fail. New York: Simon & Schuster
Veroff, J., et. al. (١٩٨١). Mental health in American patterns of help seeking from ١٩٥٧–١٩٧٦. New York: Basic Books
Heavey, C. L., Christensen, A., & Malamuth, N. M. (١٩٩٥). The longitudinal impact of demand and withdrawal during marital conflict. Journal of Consulting and Clinical Psychology,٦٣, ٧٩٧–٨٠١.
- Kim Y.M. & Others. (٢٠٠٤). Spirituality and affect. A Function of changes in Religiouse affiliation. Journal of family psychology. . Vol ١٣. Issue ٣,١٧.
- Lambert, N. M. & Dollahite, D. C. (٢٠٠٦). How Religiosity Helps Couples Prevent, Resolve, and Overcome Marital Conflict, Family Relations, ٥٥, ٤٣٩–٤٤٩.
- Lichter, D. T., Carmalt,J. H. (٢٠٠٩). Religion and marital quality among low-income couples, Social Science Research, Volume ٣٨, Issue ١, Pages ١٦٨-١٨٧.
- Mahoney, A. (٢٠٠٥). Religion and Conflict in Marital and Parent-Child Relationships, Journal of Social Issues, Vol. ٦١, No. ٤, pp. ٦٨٩-٧٠٦.
Roth, P. D. (١٩٨٨). “Spiritual Well-Being and Marital Adjustment.” Journal of
Psychology and Theology, ١٦(٢), ١٥٣–١٥٨.
Shrum, W. (١٩٨٠). “Religion and Marital Instability: Change in the ١٩٧٠s?” Review
of Religious Research, ٢١(٢), ١٣٥–١٤٧.
Veroff, J., et. al. (١٩٨١). Mental health in American patterns of help seeking from ١٩٥٧–١٩٧٦. New York: Basic Books
Walsh, F. (٢٠٠٩). Spiritual Resources In Family Therapy, New York: The Guilford.
* کارشناس ارشد روانشناسي باليني- خانواده درماني [email protected]
** استاديار گروه روانشناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
*** استاديار دانشگاه علم و فرهنگ
دريافت: ٢٣/٧/٩٠ ـ پذيرش: ١٦/١٢/٩٠
[١]. Veroff, J., et. al. Mental health in American patterns of help seeking from ١٩٥٧-١٩٧٦.
[٢]. طيبه وفايي و همكاران، «مقايسه الگوهاي ارتباطي همسران جانباز و عادي»، طب جانباز، ش٥، ص٢٠-٢٦.
[٣]. سيد احمد احمدي و مريم فاتحي زاده، «بررسي رابطه الگوهاي ارتباطي زوجين و ميزان رضايتمندي زناشويي زوجين شاغل در دانشگاه اصفهان»، خانواده پژوهي، ش ٢، ص١٠٩-١٢٠.
- Gottman, J. Why Marriage succed or Fail. New York: Simon & Schuster
[٤]. ر. ك. به: محمد علي نظري، مباني زوج درماني و خانواده درماني،
[٥]. امراله ابراهيمي، «مقايسه ميزان اثربخشي رواندرماني يكپارچه گراي ديني با درمان شناختي ـ رفتاري و دارويي افراد مبتلا به افسرده خويي»، پايان نامه دكتري روانشناسي، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه اصفهان، ١٣٨٦
[٦]. Mahoney, A. Religion and Conflict in Marital and Parent-Child Relationships, Journal of Social Issues, Vol. ٦١, No. ٤, pp. ٦٨٩-٧٠٦.
Lambert, N. M. & Dollahite, D. C. How Religiosity Helps Couples Prevent, Resolve, and Overcome Marital Conflict, Family Relations, ٥٥, ٤٣٩–٤٤٩.
[٧]. Jerrigan, F.A. & Nack, N.
[٨]. Kim Y.M. & Others. Spirituality and affect. A Function of changes in Religiouse affiliation. Journal of family psychology. . Vol ١٣. Issue ٣,١٧.
مسعود جان بزرگي و حميد رفيعي هنر، «رابطه جهتگيري مذهبي و خودمهارگري»، روانشناسي و دين، ش ١، بهار ٨٩، ص ٣١-٤٢.
[٩]. Schrumm, W.
[١٠]. Religious Commitment
[١١]. Religious Affiliation
[١٢]. Roth, P. D.
[١٣]. Methodist.
[١٤]. Baptist.
[١٥]. Daniel T. Lichter & Julie H. Carmalt
[١٦]. Edna Brown
[١٧]. Nathaniel M. Lambert David C. Dollahite
[١٨]. Walsh, F. Spiritual Resources In Family Therapy, New York: The Guilford
[١٩]. Caughlin, J. P. The Demand/Withdraw Pattern of Communication as a Predictor of Marital Satisfaction Over Time. Human Communication Research, Vol. ٢٨ No. ١, p ٤٩-٨٥
Heavey, C. L., Christensen, A., & Malamuth, N. M). The longitudinal impact of demand and withdrawal during marital conflict. Journal of Consulting and Clinical Psychology,٦٣, ٧٩٧–٨٠١
[٢٠]. ر. ك. به: علي دلاور، احتمالات و آمار كاربردي در روانشناسي و علوم تربيتي،
[٢١]. ر. ك. به: عبادت پور، ب، « اعتباريابي پرسشنامه الگوهاي ارتباطي»، پايان نامه كارشناسي ارشد مشاوره، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي
زهرا احمدي و همكاران، «بررسي اثربخشي شيوه زوج درماني ارتباط شي ء بر الگوهاي ارتباطي زوجين»، خانواده پژوهي، ش ٦، تابستان ٨٥، ص ١٠٥ – ١١٧
[٢٢]. مهديه رضايي و ديگران، «تأثير زوج درماني هيجان مدار بر بهبود الگوهاي ارتباطي جانبازان مبتلا به PTSD ناشي از جنگ و همسرانشان»، خانواده پژوهي، ص ٤٣-٥٨.
[٢٣]. مسعود جان بزرگي، «ساخت و اعتبار يابي آزمون پايبندي مذهبي بر اساس گزاره هاي قرآن و نهج البلاغه»، مطالعات اسلام و روانشناسي، ص ٧٩ -١٠٧.
[٢٤]. همان
[٢٥]. منظور از نمره «پايبندي مذهبي کل»، نمره اي است که نمرات عامل هاي «دو سوگرايي» و «ناپايبندي مذهبي» معکوس شده و با عامل پايبندي مذهبي جمع شده است
[٢٦]. ر. ك.به: سيدمحمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمه ي سيد محمد باقر موسوي همداني.
[٢٧]. حديد: ٢٢، ٢٣؛ نساء: ٧٨.
[٢٨]. آلعمران:٣٧؛ نور: ٣٨.
[٢٩]. بقره: ٢١٦.
[٣٠]. پيامبر(ص) فرمود: نزديكترين شما به من در قيامت كسانىاند كه اخلاقشان نيكوتر است و با اعضاى خانواده بهتر رفتار كنند(وسايل الشيعه، ج ٨، ص٥٠٧).
[٣١]. حسين نوري، مستدرک الوسائل، ج١٤، بيروت، دار الاحياء التراث العربي، ١٤٠٨ ق، ص٢٥٢.
[٣٢]. محمد محمدي ري شهري، منتخب ميزان الحكمه، ترجمه حميد رضا شيخي، قم، دارالحديث،ج ١، ١٣٨٧، ص ١٩٨.
[٣٣]. و از نشانههاى قدرت اوست كه برايتان از جنس خودتان همسرانى آفريد. تا به ايشان آرامش يابيد، و ميان شما دوستى و مهربانى نهاد (روم:٢١).
[٣٤]. امام علي(ع) فرمود: همانا نماز ستون دين شماست؛ محمد باقر مجلسي، روضه المتقين، ج١١، ص ٣١.
[٣٥]. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج١٠٣، ص ٢٢١.
[٣٦]. رسول خدا ص فرمود: اگر کسي را امر مي کردم که به شخص ديگري سجده کند هرآينه دستور مي دادم که زن در برابر شوهرش سجده کند.( محمد باقر مجلسي، روضه المتقين، ج٨ ص ٣٦١). امام صادق ع فرمود: هرگاه زني به شوهرش بگويد از تو خيري نديدم تمام اعمالش نابود مي گردد(همان).
[٣٧]. امام صادق(ع) فرمود: حق زن بر گردن همسرش آن است که .... اگر جهالت نمود يا اگر تو را اذيت نمود او را ببخشي.(همان). اى كسانى كه ايمان آوردهايد، بر آنها (زنانتان) سخت مگيريد، مگر آنكه مرتكب فحشايى به ثبوت رسيده شده باشند. و با آنان به نيكويى رفتار كنيد. و اگر شما را از زنان خوش نيامد، چه بسا چيزها كه شما را از آن خوش نمىآيد در حالى كه خدا خير كثيرى در آن نهاده باشد(نساء: ١٩).
[٣٨]. Lichter, D. T., Carmalt,J. H. Religion and marital quality among low-income couples, Social Science Research, Volume ٣٨, Issue ١, Pages ١٦٨-١٨٧.
[٣٩]. Mahoney, A. Religion and Conflict in Marital and Parent-Child Relationships, Journal of Social Issues, Vol. ٦١, No. ٤, pp. ٦٨٩—٧٠٦
Lambert, N. M. & Dollahite, D. C. How Religiosity Helps Couples Prevent, Resolve, and Overcome Marital Conflict, Family Relations, ٥٥, ٤٣٩–٤٤٩
[٤٠]. Call, V. R. A., & Heaton, T. B.
[٤١]. محمدى رى شهرى، ميزان الحكمة، ج ٢، حديث ٤٠٧٧
[٤٢]. محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج ٧٥ ص ١٤٤، ح ٩.
[٤٣]. انعام: ١٠٨.