نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - بررسي رابطه بين خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني
سال چهارم، شماره چهارم، زمستان ١٣٩٠، ص ٧٥ ـ ١٠٢
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٤. No.٤, Winter ٢٠١٢
رمضانعلي حسني* / محمدرضا احمدي** / رحيم ميردريكوندي***
چكيده
هدف از اين پژوهش، شناسايي رابطه بين خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشدة سليگمن و امنيت رواني است. در اين پژوهش، از روش همبستگي استفاده شده است. ٣٠٠ نفر از طلبهها و دانشپژوهان مؤسسه آموزش عالي علوم انساني جامعةالمصطفي(ص) به صورت تصادفي انتخاب شدند كه به سه پرسشنامه خوشبيني اسلامي نوري، خوشبيني ـ بدبيني سليگمن و ايمني ـ ناايمني مازلو پاسخ دادند. نتايج به دست آمده نشان ميدهد كه بين اين سه متغير رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. سطح دو نوع خوشبيني و امنيت رواني بر اساس متغيرهاي جمعيتشناختي تفاوت معنادار پيدا ميكند؛ مردان نسبت به زنان، دانشپژوهان نسبت به طلبهها، افراد متأهل نسبت به افراد مجرد، از خوشبيني و امنيت رواني بالاتري برخوردارند. در بين چهار گروه سنّي (٢٠ـ٤٠)، گروه سنّي (٢٠ـ٢٥) از خوشبيني و امنيت رواني پايينتري برخوردارند.
واژگان كليدي: خوشبيني آموختهشده، خوشبيني اسلامي، امنيت رواني، سبكتبيين، توجه مثبت، تبيين مثبت، انتظار مثبت.
مقدمه
برخلاف روانشناسان پيشين كه محور پژوهشها و كارهاي علميشان را جنبههاي منفي و مخرب افكار، باورها و احساسهاي انسان قرار داده و تمام سعي و تلاششان را بر مدار جنبههاي اختلالانگيز افكار و ابعاد بيمارگونه روان انسان متمركز كرده و تمام وقت و انرژيشان را روي رفع و زدودن نشانههاي بيماريهاي رواني هزينه ميكردند، امروزه بسياري از روانشناسان علاوه بر پرداختن به جنبههاي مرضي و بيمارگونة روان انسان، به جنبههاي مثبت افكار، باورها، احساسها و رفتارهاي انسان نيز توجه دارند.[١]
در دهة اخير، روانشناسان مثبتگرا بيشتر بر توانمنديها، شايستگيها و داشتههاي انسان تأكيد كرده و بر اين باورند كه هدف روانشناسي بايد بهبود و ارتقاي سطح زندگي انسان و شكوفا كردن استعدادها و توانمنديهاي به وديعه نهاده شده در درون انسان باشد. بر اين اساس، روانشناسان مثبتگرا به جنبههاي مثبت رواني انسان، نظير مثبتانديشي، خوشبيني، شادكامي، خلاقيت، هوش هيجاني، خردمندي، خودآگاهي و مانند آن پرداخته و سعي دارند تا با روشها و نگاه علمي، حضور مؤلفههاي مثبت را در ابعاد گوناگون زندگي انسان پر رنگتر و چشمگيرتر جلوه دهند. در رواندرماني نيز از رويكردهاي مثبتدرماني، اميددرماني و معنادرماني بهره گرفته و سعي ميكنند توجه انسان را به جنبههاي مثبت وجودي و روانياش معطوف سازند.[٢]
مفهوم خوشبيني از مفاهيم مطرح شده در روانشناسي مثبت است. اگرچه لازمه خوشبيني، تكرار جملهها و عبارتهاي مثبت، نيرودهنده و انگيزهبخش، نظير «من هر روز گامهاي پيشرفت و ترقي را بر ميدارم»، «هر روز در مسير خوشبختي، سعادت و پيروزي سير ميكنم»، ميباشد، اما در عين حال، خوشبيني چيزي بيش از اين مسائل و عميقتر از اينهاست. تلاشهاي پژوهشگران از چيزي وراي اين گزارههاي اميدواركننده حكايت ميكند. نتايج به دست آمده بيانگر اين مطلباند كه خوشبيني در چگونگي تفكر و تبيين افراد درباره علل رويدادها و حوادث ريشه دارد. هر فردي براي نسبت دادن پديدهاي به علتي معين، گرايشهاي خاص خود را دارد كه از آن به سبك تبيين ياد ميشود.[٣]
از مطالعه پژوهشهاي متعدد روانشناختي بهدست ميآيد كه خوشبيني با بسياري از متغيرها، نظير سلامت جسماني،[٤] سلامت رواني،[٥] رضايت از زندگي،[٦] انگيزه پيشرفت،[٧] اميد به زندگي،[٨] سازگاري با بيماريهاي مزمن جسمي،[٩] راهبردهاي مقابله با استرس[١٠] و مانند آن رابطه مثبت و معناداري دارد. امنيت رواني، از جمله متغيرهايي است كه ميتواند با خوشبيني رابطه داشته باشد.
مسلماً بسياري از ما با واژه امنيت و مشتقات آن، نظير امنيت رواني، امنيت شغلي، امنيت اجتماعي، امنيت جاني، امنيت ملي و مانند آن آشنا هستيم. امنيت، يكي از نيازهاي اوليه و غريزي بشر بوده، چنان كه از ديرباز يكي از دغدغههاي اساسي بشر، تأمين امنيت در حوزههاي مختلف زندگي بوده است. بسياري از جنگها و صلحها براي تأمين و حفظ امنيت رخداده و ميدهد. امنيت به دو بخش امنيت دروني و بيروني دستهبندي ميشود. امنيت دروني يا امنيت رواني، يكي از مهمترين فاكتورهاي زندگي سالم هر فرد را تشكيل ميدهد. با رشد صنعت و تكنولوژي و پيچيدهشدن جوامع، روابط اجتماعي نيز دستخوش تغييرات شده و پيچيدگيهاي خاصي در آن پديد آمده است. همچنين متغيرهاي تأثيرگذار بر امنيت رواني، نظير شغل، طبقه اجتماعي، اميد به زندگي، سياست، عشق، اعتبار اجتماعي و بسياري از موارد ديگري كه ميتوانند امنيت رواني افراد را تضمين يا مختل نمايند، ساحتها و حوزههاي گستردهاي را به خود اختصاص دادهاند. با توجه به اينكه امنيت اجتماعي لازم و ملزوم امنيت رواني يك جامعه است، نياز جامعه سالم و انساني به امنيت رواني براي رشد و تحول در ابعاد گوناگون زندگي، بيشتر از نياز به آسايش و رفاه است، زيرا در سايه امنيت و آرامش رواني است كه هر هدف ابتدايي، متوسط و غايي قابل دسترسي و تحقق يافتني است، از اينرو، تأمين امنيت در همة ابعاد آن، به ويژه امنيت رواني و آرامش جمعي، مهمترين وظيفه و مسئوليت دولتها و خواسته ملتها و جوامع به شمار ميرود.[١١]
مكاتب رواندرماني، اهداف اصلي خود را زدودن نشانههاي اضطراب و پديدآوردن احساس امنيت رواني قرار دادهاند. رويكردهاي گوناگون رواندرماني با استفاده از روشها و راهبردهاي متفاوت، سعي و تلاش لازم را براي پيشگيري از ابتلا به اضطراب و افسردگي، مبذول داشتهاند. برخي از رويكردهاي جديد رواندرماني به تأثير دين و ايمان نيز در سلامت و بهداشت روان اشاره كردهاند. ايمان به خدا از نگاه اين دسته از روانشناسان، سرچشمهاي بيكران براي آرامش رواني قلمداد شده است كه انسان را در برابر هر گونه اضطراب و نگراني بيمه كرده و در برابر هر گونه فشار دروني و بيروني به انسان مصونيت ميبخشد.[١٢]
دين اسلام خوشبينانهترين نگرش و نگاه به خدا، انسان، جهان هستي و زندگي را فراروي بشر قرار ميدهد. خداوند متعال در آيات متعدد قرآن كريم انسان را به تفكر، تدبر و تعقل در مورد نشانههاي انفسي و آفاقي، دعوت كرده و از او ميخواهد كه به يادآوري و توجه به نعمتها، زيباييها و شگفتيهاي جهان هستي بپردازد تا از اين راه به مبدأ و خاستگاه اين نعمتها و زيباييهاي وجودي پي برده، به او ايمان آورده، سرِ تسليم و بندگي به درگاه پاكش ساييده و شكرگزار نعمتهاي او باشد. احساس امنيت واقعي فقط در سايه خداباوري حاصل ميشود، چون ميل به احساس امنيت، زائيده ترس از محركهاي واقعي يا خيالي است. اما فرد مؤمن و موحّد با استناد به دو منبع گرانسنگ وحياني (قرآن كريم) و نقلي (روايات)، به پديدهها و رويدادهاي اضطرابزا و نگرانكننده زندگي اسناد منطقي ميدهد؛ به اين بيان كه پارهاي از رويدادها را از جانب خداوند براي آزمايش خويش دانسته و برخي از آنها را محصول رفتارهاي نابهنجار خويش در نظر گرفته و در برابر رويدادهاي نوع اوّل، صبر و بردباري پيشه كرده و آنها را نردبان ترقي و تكامل مادي و معنوي خويش قرار ميدهد. همچنين در برابر رويدادهاي نوع دوم، احساس پشيماني و ندامت كرده و درصدد تلافي و جبران بر ميآيد. انسان مؤمن، مشكلات و سختيها را موقتي و قابل حل در نظر گرفته و در همه حال به قدرت بينهايت خداوند متعال متكي شده و به او توكل ميكند. همچنين با يادآوري، نيايش و توكل به خداوند بر نگرانيها فايق ميآيد.[١٣]
پژوهشهاي متعدد[١٤] نشان دادهاند كه خوشبيني رابطه مستقيم و مثبتي با سلامت رواني دارد، زيرا خوشبيني، امنيت رواني را در پي دارد، و امنيت رواني به نوبه خود بستر سلامت رواني را فراهم ميكند، از اينرو، افرادي كه امنيت رواني دارند، از سلامت رواني نيز بهرهمندند. بيشتر بيماريهاي رواني از ناامنيِ رواني سرچشمه ميگيرند. فردي كه به طور مداوم از محركهاي دروني و بيروني احساس ناامني، ترس و خطر ميكند، سلامت جسمي و رواني او در معرض خطر واقع ميشود، در بسياري از موقعيتها با پرخاشگري يا اضطراب واكنش نشان ميدهد و در دنياي ذهني او مدام كشمكش و حالت تدافعي وجود دارد. احساس نا امني دائمي، متابوليسم بدن را به هم ميريزد، زيرا دستگاه ايمني بدن، توان محدود دارد و از تحمل تنش دائمي ناتوان است، در نتيجه، ادامه اين وضع، فرد را به سمت و سوي بيماريهاي جسمي و رواني سوق خواهد داد. امنيت رواني باعث ميشود كه انسان احساس آرامش كند؛ به بيان ديگر، فردي ميتواند احساس آسودگي و اطمينان كند كه احساس تهديد نكرد و امنيت رواني داشته باشد.[١٥]
دو ديدگاه عمده در مورد خوشبيني وجود دارد: ١. خوشبيني سرشتي[١٦] كه توسط كارور[١٧] و شيير[١٨] مطرح شده و پژوهشهاي مختلفي را به سوي خود منعطف ساخته است؛ ٢. خوشبيني آموختهشده كه سليگمن آن را مطرح ساخته و يكي از جديدترين ديدگاهها در روانشناسي شناختي شمرده ميشود كه توانسته نظر بسياري از افراد مشهور در روانشناسي معاصر، از جمله آلبرت اليس،[١٩] آيرون بك[٢٠] و سايرين را به خود جلب كند.[٢١]
توجه به چند نكته، اهميت و ضرورت پرداختن به موضوع مورد پژوهش حاضر را آشكار و روشن ميسازد:
تحقيقات و بررسيهاي ميداني نشان ميدهد كه متغير خوشبيني رابطه مستقيم و معناداري با سلامت جسمي،[٢٢] سلامت رواني،[٢٣] سلامت معنوي،[٢٤] سبك اسناد،[٢٥] روابط نزديك،[٢٦] كارآمدي خانواده،[٢٧] رضايتمندي از زندگي،[٢٨] رضايت شغلي،[٢٩] رضايت زناشويي،[٣٠] سازگاري با تنشهاي زندگي[٣١] و مانند آن دارد. از جمله متغيرهايي كه ميتوان درباره رابطه آن با خوشبيني بحث كرد، امنيت رواني است.
از سوي ديگر بزرگترين دستاورد اديان الهي، به ويژه دين اسلام، حفظ امنيت روحي و رواني انسانهاست. و بديهي است كه تأمين امنيت رواني در گرو تأمين و ارضاي نيازهاي غريزي، فطري و معنوي انسان است.
بيشتر روانشناسان، رويكرد مادّي به انسان و زندگي دارند و محور پژوهشها و مطالعاتشان جنبههاي مادّي، زيستي و اجتماعي انسان است، از اينرو، از جنبههاي معنوي انسان غفلت كرده و در روشهاي گوناگون رواندرماني نيز به جنبه معنوي بيمار اهميت نميدهند.[٣٢]
مربيان و اساتيد اخلاق اسلامي در بحث خوشبيني و بدبيني، بيشتر روي سوءظن و بدبيني متمركز شده و روانشناسان مسلمان نيز آن گونه كه بايد و شايد به جنبههاي خوشبيني از ديدگاه اسلام نپرداختهاند، و نيز با توجه به اينكه روانشناسان غربي بيشتر درباره خوشبيني سرشتي بررسي و تحقيق كرده و به خوشبيني آموخته شدة سليگمن[٣٣] كمتر پرداختهاند، پژوهشگر ضرورت پرداختن به اين موضوع را احساس نموده و درصدد بررسي رابطه بين خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني[٣٤] برآمده است.
پرسشهاي پژوهشآيا رابطهاي بين خوشبيني آموختهشدة سليگمن و امنيت رواني وجود دارد؟
آيا رابطهاي بين خوشبيني اسلامي و امنيت رواني وجود دارد؟
آيا ميزان خوشبيني و امنيت رواني بر اساس متغيرهاي جمعيتشناختي، نظير جنسيت، سن و سطح تحصيلات تغيير معناداري پيدا ميكند؟
روش پژوهشروش تحقيق در پژوهش حاضر، توصيفي از نوع همبستگي است. روش همبستگي به روشي گفته ميشود كه پژوهشگر گروهي از آزمودنيها را به وسيله يكي از روشهاي نمونه برداري انتخاب نموده و ميخواهد دستكم درباره دو متغير، بدون اينكه هيچيك از اين متغيرها را دستكاري يا كنترل كند، اطلاعاتي بهدست آورد.[٣٥]
جامعه آماري و حجم نمونهجامعه آماري در پژوهش حاضر كليه دانش پژوهان مرد مؤسسه علوم انساني (مربوط به جامعة المصطفي) (حدود پانصد نفر) و همه دانش پژوهان خواهر (مربوط به جامعة المصطفي) (حدود سيصد نفر) ميباشند كه در سال تحصيلي ١٣٨٩ـ١٣٩٠ اشتغال به تحصيل داشتهاند.
حجم نمونه در پژوهش حاضر با استفاده از جدول نمونهگيري مورگان[٣٦] انتخاب شده است. در اين جدول، ٢٦٠ نفر از جامعه هشتصد نفري به عنوان نمونه، كافي دانسته شده است، اما براي اطمينان از معرف بودن نمونه، حجم نمونه، سيصد نفر (١٢٠ نفر زن، ١٨٠ نفر مرد) در نظر گرفته شده است.
روش نمونهبرداريدر پژوهش حاضر از روش نمونهبرداري اتفاقي[٣٧] استفاده شده است. نمونهبرداري اتفاقي به روشي اطلاق ميشود كه واحدهاي نمونه به صورت اتفاقي در دسترس پژوهشگر قرار ميگيرند.[٣٨] از روش نمونهگيري اتفاقي به دو صورت استفاده شده است: ١. هفت كلاس درس (١٢٠ نفر) به صورت اتفاقي انتخاب شده است؛ ٢. ١٨٠ نفر از دانش پژوهان كه در محوطه مؤسسه علوم انساني جامعة المصطفي و كتابخانه مربوطه قرار داشتند، به صورت اتفاقي و در دسترس انتخاب شده و از آنها خواسته شده است تا به اين پرسشنامهها پاسخ دهند.
ابزار پژوهشدر پژوهش حاضر از سه پرسشنامه خوشبيني اسلامي نوري، پرسشنامه خوشبيني ـ بدبيني سليگمن و پرسشنامه ايمني ـ ناايمني مازلو (SII) استفاده شده است.
١. پرسشنامه خوشبيني اسلاميپرسشنامه خوشبيني اسلامي در سال ١٣٨٨ توسط نجيب الله نوري ساخته شده است. اين پرسشنامه سه مؤلفه (توجه به جنبههاي مثبت، تفسير مشكلات و رويدادها، انتظار مثبت) ٢١ زير مؤلفه و شصت گزاره دارد. براي سنجش اعتبار پرسشنامه از تعيين ضريب آلفا، دونيمهسازي و همبستگي استفاده شده است. ضريب آلفاي كرونباخ در سه مرحله اجرا به ترتيب ٩٢/٠، ٨٠/٠ و ٨٦/٠ به دست آمده است. براي سنجش روايي پرسشنامه از دو روش تحليل روايي محتوايي و روايي مبتني بر ملاك استفاده شده است. در روش روايي محتوايي از نظر پانزده نفر كارشناس در اين زمينه استفاده شده است. ميانگين نظرات كارشناسان فاصله نزديكي به هم دارند و اين مسئله از روايي محتوايي اين پرسشنامه حكايت دارد. در روش روايي مبتني بر ملاك، همبستگي اين پرسشنامه با پرسشنامه خوشبيني سرشتي مد نظر قرار گرفته است. همبستگي اين دو پرسشنامه مثبت و معنادار است (٤٣٦/٠r = ). اين پرسشنامه به شيوه ليكرت طراحي شده و براي هر گزارة آن، پنج گزينه لحاظ شده است. گزينهها عبارتاند از: كاملاً موافقم (٥)، موافقم (٤)، نظري ندارم (٣)، مخالفم (٢) و كاملاً مخالفم (١).[٣٩]
٢. پرسشنامه خوشبيني ـ بدبيني سليگمن[٤٠]اين پرسشنامه توسط پترسون، سمل[٤١]، وون بير،[٤٢] آبرامسون،[٤٣] سليگمن و همكاران (١٩٨٢) ساخته شده و سه مؤلفه (١. پايدار / ناپايدار؛ ٢. خاص / فراگير؛ ٣.
دروني / بيروني)، هفت مقياس (تداوم رويدادهاي منفي/ مثبت[٤٤]، فراگيري رويدادهاي منفي/ مثبت[٤٥]، مالامال از اميد[٤٦]، شخصيسازي رويدادهاي منفي/ مثبت[٤٧]) و ٤٦ گزاره فرضي (٢٣ گزاره مثبت و ٢٣ گزاره منفي) دارد.[٤٨] براي سنجش اعتبار آزمون از روش دوبار اجرا استفاده شده است. نتايج بهدست آمده نشان دهنده اعتبار آزمون است.[٤٩]
براي روايي آزمون از فنون تحليل محتوايي كلمه به كلمه و همبستگي با
آزمونهاي مشابه استفاده شده است. نتايج بهدست آمده بيانگر روايي محتوايي و
همبستگي معنادار آزمون با آزمونهاي مشابه است.[٥٠]
اين پرسشنامه در كشور جمهوري اسلامي ايران نيز توسط هاله خواجه اميري هنجاريابي شده است. پژوهشگر به منظور هنجاريابي اين پرسشنامه، گروه نمونه ٧٥٠ نفري از دانشجويان شهر تهران (گروه سني ٣٠ـ٤٥) را به روش نمونهبرداري تصادفي چند مرحلهاي انتخاب نموده و پرسشنامه را روي آنها اجرا كرده است. ضريب اعتبار آلفاي كرونباخ بهدست آمده برابر ٥٩/٠ ميباشد. براي محاسبه روايي ملاكي آزمون، از دو روش ضريب همبستگي با مقياس افسردگي بك، و روش آزمون مجدد استفاده كرده است. ضريب همبستگي با مقياس افسردگي بك، با رويدادهاي ناخوشايند ٤٢/٠ و با رويداد خوشايند ٧٧/٠، و ضريب همبستگي آزمون مجدد برابر با ٧٨/٠ ميباشد.[٥١]
شيوه نمرهگذاري كلياگر نمره G منهاي B بالاي ٨ باشد؛ يعني بسيار خوشبين. اگر نمره G منهاي B ٦ـ٨ باشد؛ يعني نسبتاً خوشبين. اگر نمره G منهاي B ٣ ـ ٥ باشد؛ يعني نسبتاً بدبين. و اگر نمره G منهاي B٠ و ١ و ٢ باشد؛ يعني بسيار بدبين.
٣. پرسشنامه ايمني ـ ناايمني مازلو (SII)[٥٢]مازلو در سال ١٩٥٢م در قدم اوّل، آزمون مقدماتياي را كه ٣٤٩ گزاره داشت، تهيه كرده و در اختيار پانصد دانش آموز كه به عنوان ايمن يا ناايمن شناخته شده بودند، قرار داد. وي بدين طريق، در مجموع ٤٦ نفر ناايمن و ٦٦ نفر ايمن شناسايي كرده و با آنها مصاحبه كرد. پس از ارزيابي مجدد اين آزمون، مجموعاً صد گزاره به عنوان بهترين گزارههايي كه بهوضوح، ايمني ـ ناايمني را نشان ميدادند انتخاب نموده و روي صد دانشجوي دانشگاه بروكلين[٥٣] اجرا كرد. پس از بررسيها و ارزيابيهاي مكرر، ٧٥ گزاره را از ميان صد گزاره، گزينش نمود. اين گزارهها در سه گروه ٢٥ گزارهاي دستهبندي شده و شكل همسان و مشابهي دارند.
همانطور كه در مراحل ساخت اين آزمون گفته شد، اين آزمون تنها از گزارههايي ساخته شده است كه از لحاظ باليني معتبر بودهاند. علاوه بر اين، بررسيهاي ديگري نيز براي اعتباريابي اين آزمون انجام شده است. براي مثال، از آزمودنيها خواسته شده است تا اعتبار اين آزمون را از راه مقايسه نمرههاي كسب شده با نظري كه در باره خود دارند، ارزيابي كرده و برآورد كنند. نتايج بهدست آمده نشان داده كه ٨٨% آزمودنيها معتقد بودهاند كه نتايج بهدست آمده از آزمون بسيار دقيق يا بالنسبه دقيق است. نكتهاي ديگر اينكه دانشجوياني كه به علت مشكلات رواني براي دريافت خدمات درماني مراجعه كرده بودند، با اجراي اين آزمون از لحاظ احساس ناايمني نمرههاي بالايي كسب كردهاند.[٥٤]
روايي اين آزمون با فنون مختلف، بررسي شده است. براي بررسي همساني دروني اين آزمون، از دو روش دونيمهكردن و دستهبندي زوج سؤالهايي كه هريك چهار زير نشگان را اندازهگيري ميكنند، استفاده شده است. نتايج بهدست آمده همبستگي ٩١% را نشان ميدهد كه اين ميزان براي يك آزمون كوتاه، بالنسبه بالاست. هبستگي اين آزمون با آزمونهاي مشابه، نظير پرسشنامه روان آزردگي ترستن[٥٥] و آزمون تمايلات روان آزرده وار برن رويتر[٥٦] نيز ارزيابي شده كه به ترتيب همبستگي (٣٠% ± ٦٨%) و (٦٠% ± ٥٨%) را كسب نموده است.[٥٧]
اين آزمون در جمهوري اسلامي ايران نيز براي اولين بار توسط طاهره حقطلب (١٣٧٣) هنجاريابي شده است. گروه هنجاريابي چهارصد دانشجوي دختر و پسر دانشگاههاي بوعليسينا و علوم پزشكي همدان بوده كه در نيمسال دوم سال تحصيلي ١٣٧٢-١٣٧٣، به تحصيل اشتغال داشتهاند. پژوهشگر به منظور بررسي روايي آزمون در بحث نظري، از رواييسازه و همچنين روش همساني دروني، و در بررسي اعتبار آن، از روش آلفاي كرونباخ(a) استفاده كرده و ضريب اعتبار ٩١٦١/٠ را به دست آورده است كه اين ضريب از اعتبار بالاي اين آزمون حكايت دارد.
روش نمرهگذارياين آزمون، ٧٥ گزاره دارد. حداكثر نمرهاي كه يك آزمودني در اين آزمون ميتواند كسب كند، ٧٥ نمره است. به علت اينكه اين آزمون، احساس ناايمني را اندازهگيري ميكند، نمره بالا نشانه ناايمني بيشتر، و نمره پايين، نشانه ايمني بيشتر است.[٥٨]
يافتههاي پژوهشتحليل دادهها در ارتباط با سؤال و فرضيه اول و دوم پژوهش
آيا رابطهاي بين خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني وجود دارد؟ آيا رابطهاي بين خوشبيني اسلامي و امنيت رواني وجود دارد؟
جدول ١: تحليل رابطه همبستگي بين خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني
|
متغير |
خوشبيني اسلامي |
خوشبيني آموخته شده |
|
|
امنيت رواني |
همبستگي پيرسون |
(**)١٦٣/٠ |
(**)٣٦٦/٠ |
|
سطح معناداري دو سويه |
٠٠٥/٠ |
٠٠١/٠ |
|
در جدول١ رابطه همبستگي بين سه متغير خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني ارائه شده است. همانگونه كه مشاهده ميشود، رابطه مثبت و معناداري بين خوشبيني اسلامي و خوشبيني آموختهشده سليگمن وجود دارد (٤٧٤/٠r=). همچنين رابطه مثبت و معناداري بين خوشبيني اسلامي و امنيت رواني وجود دارد (١٦٣/٠r=). همينطور رابطه مثبت و معناداري بين خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني وجود دارد (٣٦٦/٠r=).
تحليل دادهها در ارتباط با سؤال و فرضية سوم پژوهشآيا ميزان خوشبيني و امنيت رواني بر اساس متغيرهاي جنسيت، سن و سطح تحصيلات تغيير ميكند؟
جنسيتآيا مردان و زنان از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني با يكديگر تفاوت دارند يا نه؟ در جدول زير به مقايسه اين دو گروه پرداخته شده است.
جدول ٢: آزمون تي براي مقايسه ميانگينها بر اساس جنسيت
|
متغير |
آزمون لوين براي واريانسهاي برابر |
آزمون تي براي مقايسه ميانگينها |
|||||||
|
F |
سطح معناداري |
T |
درجه آزادي |
سطح معناداري دوسويه |
تفاوت ميانگين |
تفاوت خطاي استاندارد |
|||
|
خوشبيني اسلامي |
فرض واريانسهاي برابر |
٣٤٨. |
٥٥٦. |
-١٧.١٥٦ |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
-٤٤.٩٦٣٨٩ |
٢.٦٢٠٩٠ |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
-١٨.٢٦٧ |
٢٩٥.٩٥٢ |
٠٠٠. |
-٤٤.٩٦٣٨٩ |
٢.٤٦١٤٨ |
||||
|
خوشبيني سليگمن |
فرض واريانسهاي برابر |
٠٢٦. |
٨٧٢. |
-٤٤.٢١٨ |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
-٥.٩٤٤٤٤ |
١٣٤٤٤. |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
-٤٤.٨٧٠ |
٢٦٧.٥٨٨ |
٠٠٠. |
-٥.٩٤٤٤٤ |
١٣٢٤٨. |
||||
|
امنيت رواني |
فرض واريانسهاي برابر |
٤٥.٣٠٣ |
٠٠٠. |
٣٣.٣١٤ |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
٣.٣٣٨٨٩ |
١٠٠٢٣. |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
٢٩.٥٦٨ |
١٦٠.١١٩ |
٠٠٠. |
٣.٣٣٨٨٩ |
١١٢٩٢. |
||||
دادههاي جدول ٢ نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين گروه زنان و مردان از نظر خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني در هر دو فرض واريانسهاي برابر و نابرابر در سطح (٠٥/٠) وجود دارد، زيرا (t) مشاهده شده در خوشبيني اسلامي و خوشبيني آموختهشده سليگمن، كوچكتر از (٩٦/١-) و در امنيت رواني بزرگتر از (٩٦/١+) است، از اينرو، گروه مردان در مقايسه با زنان، از نظر دو نوع خوشبيني و امنيت رواني، در سطح بالاتري قرار دارند.
شغلآزمودنيها از لحاظ شغل به دو گروه دسته بندي شدهاند: ١. طلبه: آزمودنيهايي كه فقط مشغول درس حوزوي هستند؛ ٢. دانشپژوه: آزمودنيهايي كه علاوه بر درس حوزوي، به فراگيري علوم انساني نيز اشتغال دارند.
جدول ٣: آزمون تي براي مقايسه ميانگينها بر اساس شغل
|
متغير |
آزمون لوين براي واريانسهاي برابر |
آزمون تي براي مقايسه ميانگينها |
|||||||
|
F |
سطح معناداري |
t |
درجه آزادي |
سطح معناداري دوسويه |
تفاوت ميانگين |
تفاوت خطاي استاندارد |
|||
|
خوشبيني اسلامي |
فرض واريانسهاي برابر |
٧٠٩. |
٤٠١. |
٨.٢٥٦- |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
-٢٩.٦٧٥٠ |
٣.٥٩٤٥٠ |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
٧.٨١٧- |
٢٠٧.١٢٢ |
٠٠٠. |
-٢٩.٦٧٥٠ |
٣.٧٩٦٢٥ |
||||
|
خوشبيني سليگمن |
فرض واريانسهاي برابر |
٠٨٤. |
٧٧٢. |
١٩.٥٧٣- |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
-٢.٥٤١٧ |
١٢٩٨٥. |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
١٩.٩٦٢- |
٢٧١.٦٠٣ |
٠٠٠. |
-٢.٥٤١٧ |
١٢٧٣٢. |
||||
|
امنيت رواني |
فرض واريانسهاي برابر |
٣٧.١٣٥ |
٠٠٠. |
٨.٨٦٧ |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
٥.٦٥٢٨ |
٦٣٧٥١. |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
٨.٢٦٩ |
١٩٤.٨٢٤ |
٠٠٠. |
٥.٦٥٢٨ |
٦٨٣٥٧. |
||||
در جدول ٣ دو گروه آزمودني با استفاده از آزمون تي مقايسه شدهاند. همانگونه كه مشاهده ميشود، تفاوت اين دو گروه از نظر خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني در سطح (٠٥/٠) در هر دو فرض واريانسهاي برابر و نابرابر معنادار است، زيرا مقدار(t) مشاهده شده در دو نوع خوشبيني كوچكتر از (٩٦/١-) و در امنيت رواني بزرگتر از (٩٦/١+) است، از اينرو، دانشپژوهان در مقايسه با طلبهها در دو نوع خوشبيني و امنيت رواني، در سطح بالاتري قرار دارند.
وضعيت تأهلآيا تفاوتي بين افراد مجرد و متأهل از لحاظ خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني وجود دارد؟ جدول ٤ براي مقايسه آزمودنيها بر اساس تأهل و تجرد اختصاص يافته است.
در جدول ٤ دو گروه آزمودني با استفاده از آزمون t مقايسه شدهاند. همانگونه كه مشاهده ميشود، تفاوت اين دو گروه از نظر خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني در سطح (٠٥/٠) در هر دو فرض واريانسهاي برابر و نابرابر معنادار است؛ زيرا مقدار(t) مشاهده شده در دو نوع خوشبيني كوچكتر از (٩٦/١-) و در امنيت رواني بزرگتر از (٩٦/١+) است، از اينرو، افراد متأهل در مقايسه با افراد مجرد از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني، در سطح بالاتري قرار دارند.
جدول ٤: آزمون تي براي مقايسه ميانگينها بر اساس تأهل و تجرد
|
متغير |
آزمون لوين براي واريانسهاي برابر |
آزمون تي براي مقايسه ميانگينها |
|||||||
|
F |
سطح معناداري |
t |
درجه آزادي |
سطح معناداري دوسويه |
تفاوت ميانگين |
تفاوت خطاي استاندارد |
|||
|
خوشبيني اسلامي |
فرض واريانسهاي برابر |
٨.٣٠١ |
٠٠٤. |
-١٢.٧٤٨ |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
-٤٠.١٣٧٢٩ |
٣.١٤٨٥٧ |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
-١٥.١٩١ |
٢٧١.٠٧٢ |
٠٠٠. |
-٤٠.١٣٧٢٩ |
٢.٦٤٢١٤ |
||||
|
خوشبيني سليگمن |
فرض واريانسهاي برابر |
٢٥.٥٨٨ |
٠٠٠. |
-٢١.٤٦٣ |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
-٥.٢٦٧٢٦ |
٢٤٥٤١. |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
-٢٦.٦٩٧ |
٢٩٠.٤٨٤ |
٠٠٠. |
-٥.٢٦٧٢٦ |
١٩٧٣٠. |
||||
|
امنيت رواني |
فرض واريانسهاي برابر |
٧٤٣. |
٣٨٩. |
٣٠.٨١٨ |
٢٩٨ |
٠٠٠. |
٣.٤٧٥٣٠ |
١١٢٧٧. |
|
|
فرض واريانسهاي نابرابر |
٣٠.٦٤٩ |
١٧٤.٩٥٣ |
٠٠٠. |
٣.٤٧٥٣٠ |
١١٣٣٩. |
||||
آيا تفاوت معناداري بين سطحهاي مختلف سني از لحاظ خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني وجود دارد؟ جدول ٥ براي مقايسه آزمودنيها بر اساس سن اختصاص يافته است.
نتايج بهدست آمده از جدول ٥ نشان ميدهد كه گروه سنّي (٢٠ـ٢٥) از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني با سه گروه ديگر، تفاوت معناداري دارد و ساير گروهها در مقايسه با اين گروه از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني، در سطح بالاتري قرار دارند. گروه سنّي (٢٦ـ٣٠) با گروه سني (٢٠ـ٢٥) و گروه سني (٣١ـ٣٥) از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني، تفاوت معناداري دارد، اما با گروه سنّي (٣٦ـ٤٠) تفاوت معناداري ندارد. گروه سني (٣١ـ٣٥) از لحاظ خوشبيني آموختهشده سليگمن با ساير گروهها تفاوت معناداري دارد. گروه سني (٢٦ـ٣٠) از لحاظ امنيت رواني با ساير گروهها تفاوت معناداري داشته و در مقايسه با ساير گروهها در سطح پايينتري قرار دارد.
جدول ٥: مقايسه يك به يك گروههاي سنّي از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني
|
LSD |
|||||||
|
متغير وابسته |
گروه سنّي (I) |
گروه سنّي (J) |
تفاوت ميانگين (J-I) |
انحراف استاندارد |
سطح معناداري |
فاصله اطمينان ٩٥% |
|
|
حد پايين |
حد بالا |
||||||
|
خوشبيني اسلامي |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
٢٦ ـ ٣٠ سال |
*٢٦.٠١٣٤٢- |
٤.٦٢٩٦ |
٠٠٠. |
٣٥.١٢٤٥- |
١٦.٩٠٢٣- |
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*٣٧.٧٦٤٧٥- |
٤.٦٧٣٣٤ |
٠٠٠. |
٤٦.٩٦١٩- |
٢٨.٥٦٧٦- |
||
|
٣٦ ـ٤٠ سال |
*٣٢.٦٦١٦١- |
٥.٠٥٦٠٩ |
٠٠٠. |
٤٢.٦١٢١- |
٢٢.٧١١٢- |
||
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٢٦.٠١٣٤٢ |
٤.٦٢٩٦ |
٠٠٠. |
١٦.٩٠٢٣ |
٣٥.١٢٤٥ |
|
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*١١.٧٥١٣٤- |
٥.٢٢٠٨٥ |
٠٢٥. |
٢٢.٠٢٦٠- |
١.٤٧٦٦- |
||
|
٣٦ ـ٤٠ سال |
٦.٦٤٨١٩- |
٥.٥٦٦٠٨ |
٢٣٣. |
١٧.٦٠٢٣- |
٤.٣٠٥٩. |
||
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٣٧.٧٦٤٧٥ |
٤.٦٧٣٣٤ |
٠٠٠. |
٢٨.٥٦٧٦ |
٤٦.٩٦١٩ |
|
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
*١١.٧٥١٣٤ |
٥.٢٢٠٨٥ |
٠٢٥. |
١.٤٧٦٦ |
٢٢.٠٢٦٠ |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
٥.١٠٣١٥ |
٥.٦٠٢٥١ |
٣٦٣. |
٥.٩٢٢٦- |
١٦.١٢٨٩ |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٣٢.٦٦١٦١ |
٥.٠٥٦٠٩ |
٠٠٠. |
٢٢.٧١١٢ |
٤٢.٦١٢١ |
|
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
٦.٦٤٨١٩ |
٥.٥٦٦٠٨ |
٢٣٣. |
٤.٣٠٥٩- |
١٧.٦٠٢٣ |
||
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
٥.١٠٣١٥- |
٥.٦٠٢٥١ |
٣٦٣. |
١٦.١٢٨٩- |
٥.٩٢٢٦ |
||
|
خوشبيني سليكمن |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
٢٦ ـ ٣٠ سال |
*٢.١٩٥٥٦- |
١٦٦٠٦. |
٠٠٠. |
٢.٥٢٢٤- |
١.٨٦٨٧- |
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*٢.٨٧٥٦٠- |
١٦٧٦٣. |
٠٠٠. |
٣.٢٠٥٥- |
٢.٥٤٥- |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
*٢.٤٠٨٢٣- |
١٨١٣٦. |
٠٠٠. |
٢.٧٦٥٢- |
٢.٠٥١٣- |
||
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٢.١٩٥٥٦ |
١٦٦٠٦. |
٠٠٠. |
١.٨٦٨٧ |
٢.٥٢٢٤ |
|
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*٦٨٠٠٤.- |
١٨٧٢٧. |
٠٠٠. |
١.٠٤٨٦- |
٣١١٥.- |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
٢١٢٦٧.- |
١٩٩٦٦. |
٢٨٨. |
٦٠٥٦.- |
١٨٠٣. |
||
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٢.٨٧٥٦٠ |
١٦٧٦٣. |
٠٠٠. |
٢.٥٤٥٧ |
٣.٢٠٥٥ |
|
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
*٦٨٠٠٤. |
١٨٧٢٧. |
٠٠٠. |
٣١١٥. |
١.٠٤٨٦ |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
*٤٦٧٣٧. |
٢٠٠٩٦. |
٠٢١. |
٠٧١٩. |
٨٦٢٩. |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٢.٤٠٨٢٣ |
١٨١٣٦. |
٠٠٠. |
٢.٠٥١٣ |
٢.٧٦٥٢ |
|
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
٢١٢٦٧. |
.١٩٩٦٦. |
٢٨٨. |
١٨٠٣.- |
٦٠٥٦. |
||
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*٤٦٧٣٧. |
٢٠٠٩٦. |
٠٢١. |
٨٦٢٩.- |
٠٧١٩.- |
||
|
امنيت رواني |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
٢٦ ـ ٣٠ سال |
*٢.٢٥٠٥٢ |
٨٣٠٩٢. |
٠٠٧. |
٦١٥٣. |
٣.٨٨٥٨ |
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*٥.٦٠٩٢٥ |
٨٣٨٧٦. |
٠٠٠. |
٣.٩٥٨٦ |
٧.٢٥٩٩ |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
*٦.٥٢٧٦٧ |
٩٠٧٤٦. |
٠٠٠. |
٤.٧٤١٨ |
٧.٣١٣٦ |
||
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٢.٢٥٠٥٢- |
٨٣٠٩٢. |
٠٠٧. |
٣.٨٨٥٨- |
٦١٥٣.- |
|
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*٣.٣٥٨٧٣ |
٩٣٧٠٣. |
٠٠٠. |
١.٥١٤٦ |
٥.٢٠٢٨ |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
*٤.٢٧٧١٥ |
٩٩٨٩٩. |
٠٠٠. |
٢.٣١١١ |
٦.٢٤٣٢ |
||
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٥.٦٠٩٢٥- |
٨٣٨٧٦. |
٠٠٠. |
٧.٢٥٩٩- |
٣.٩٥٨٦- |
|
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
*٣.٣٥٨٧٣- |
٩٣٧٠٣. |
٠٠٠. |
٥.٢٠٢٨- |
١.٥١٤٦- |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
٩١٨٤١. |
١.٠٠٥٥٣ |
٣٦٢. |
١.٠٦٠٥- |
٢.٨٩٧٣ |
||
|
٣٦ ـ ٤٠ سال |
٢٠ ـ ٢٥ سال |
*٦.٥٢٧٦٧- |
٩٠٧٤٦. |
٠٠٠. |
٨.٣١٣٦- |
٤.٧٤١٨- |
|
|
٢٦ ـ ٣٠ سال |
*٤.٢٧٧١٥- |
٩٩٨٩٩. |
٠٠٠. |
٦.٢٤٣٢- |
٢.٣١١١ |
||
|
٣١ ـ ٣٥ سال |
*٩١٨٤١.- |
١.٠٠٥٥٣ |
٣٦٢. |
٢.٨٩٧٣- |
١.٠٦٠٥ |
||
|
* معنادار بودن ميانگين در سطح (٠.٠٥) |
|||||||
آيا بين افرادي كه سطوح مختلف تحصيلي دارند، تفاوت معناداري از لحاظ خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني وجود دارد؟ جدول ٦ براي مقايسه آزمودنيها بر اساس سطح تحصيلات اختصاص داده شده است.
جدول ٦: مقايسه يك به يك گروههاي آزمودني بر اساس سطح تحصيلات
|
LSD |
|||||||
|
متغير وابسته |
سطح تحصيلات (ب) |
سطح تحصيلات (ج) |
تفاوت ميانگين (ب-ج) |
انحراف استاندارد |
سطح معناداري |
فاصله اطمينان ٩٥% |
|
|
حد پايين |
حد بالا |
||||||
|
خوشبيني اسلامي |
ديپلم |
كارشناسي |
*٣٥.٠١٤٢٩- |
٣.٧٣٨٣٤ |
٠٠٠. |
٤٢.٣٧١٣- |
٢٧.٦٥٧٣- |
|
ارشد |
١٠.٤٢٥٠٠- |
٥.٤٨٦٣٩ |
٠٥٨. |
٢١.٢٢٢١- |
٣٧٢١. |
||
|
كارشناسي |
ديپلم |
*٣٥.٠١٤٢٩ |
٣.٧٣٨٣٤ |
٠٠٠. |
٢٧.٦٥٧٣ |
٤٢.٣٧١٣ |
|
|
ارشد |
*٢٤.٥٨٩٢٩ |
٥.٣٨٧٥٣ |
٠٥٨. |
١٣.٩٨٦٧ |
٣٥.١٩١٨ |
||
|
كارشناس ارشد |
ديپلم |
١٠.٤٢٥٠٠ |
٥.٤٨٦٣٩ |
٠٠٠. |
٣٧٢١.- |
٢١.٢٢٢١ |
|
|
كارشناسي |
*٢٤.٥٨٩٢٩- |
٥.٣٨٧٥٣ |
٠٠٠. |
٣٥.١٩١٨- |
١٣.٩٨٦٧- |
||
|
خوشبيني سليكمن |
ديپلم |
كارشناسي |
*٢.٧٦٦٦٧- |
١٣١٢١. |
٠٠٠. |
٣.٠٢٤٩- |
٢.٥٠٨٤- |
|
ارشد |
*١.٨٤١٦٧- |
١٩٢٥٦. |
٠٠٠. |
٢.٢٢٠٦- |
١.٤٦٢٧- |
||
|
كارشناسي |
ديپلم |
*٢.٧٦٦٦٧ |
١٣١٢١. |
٠٠٠. |
٢.٥٠٨٤ |
٣.٠٢٤٩ |
|
|
ارشد |
*٩٢٥٠٠. |
١٨٩٠٩. |
٠٠٠. |
٥٥٢٩. |
١.٢٩٧١ |
||
|
كارشناس ارشد |
ديپلم |
*١.٨٤١٦٧ |
١٩٢٥٦. |
٠٠٠. |
١.٤٦٢٧ |
٢.٢٢٠٦ |
|
|
كارشناسي |
*٩٢٥٠٠.- |
١٨٩٠٩. |
٠٠٠. |
١.٢٩٧٢- |
٥٥٢٩.- |
||
|
امنيت رواني |
ديپلم |
كارشناسي |
*٥.٩٩٢٨٦ |
٧١١٢٨. |
٠٠١. |
٤.٥٩٣١ |
٧.٣٩٢٦ |
|
ارشد |
*٣.٥٢٥٠٠ |
١.٠٤٣٨٧ |
٠٠٠. |
١.٤٧٠٧ |
٥.٥٧٩٣ |
||
|
كارشناسي |
ديپلم |
*٥.٩٩٢٨٦- |
٧١١٢٨. |
٠١٧. |
٧.٣٩٢٦- |
٤.٥٩٣١- |
|
|
ارشد |
*٢.٤٦٧٨٦- |
١.٠٢٥٠٦ |
٠٠١. |
٤.٤٨٥٢- |
٤٥٠٦.- |
||
|
كارشناس ارشد |
ديپلم |
*٣.٥٢٥٠٠- |
١.٠٤٣٨٧ |
٠١٧. |
٥.٥٧٩٣- |
١.٤٧٠٧- |
|
|
كارشناسي |
*٢.٤٦٧٨٦ |
١.٠٢٥٠٦ |
٠٠١. |
٤٥٠٦. |
٤.٤٨٥٢ |
||
* معنادار بودن ميانگين در سطح (٠.٠٥)
نتايج بهدست آمده از جدول ٦ نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين گروه ديپلمه و كارشناسي از لحاظ خوشبيني اسلامي وجود دارد و گروه كارشناسي در مقايسه با افراد ديپلمه، از خوشبيني بالاتري بهرهمندند، اما تفاوت معناداري بين گروه ديپلمه و كارشناسي ارشد، مشاهده نميشود. همچنين تفاوت معناداري بين گروه كارشناسي و كارشناسي ارشد، وجود دارد و گروه كارشناسي در مقايسه با گروه كارشناسي ارشد از خوشبيني بالاتري بهرهمندند. از لحاظ خوشبيني آموختهشدة سليگمن نيز تفاوت معناداري بين افراد ديپلمه، كارشناسي و كارشناسي ارشد وجود دارد و گروه كارشناسي در سطح بالاتري از افراد ديپلمه و پايين از كارشناسي ارشد قرار دارند. از لحاظ امنيت رواني نيز تفاوت معناداري بين افراد ديپلمه، كارشناسي و كارشناسي ارشد وجود دارد و گروه كارشناسي ارشد در مقايسه با دو گروه ديگر، از امنيت رواني بالاتري بهرهمندند.
نتيجهگيريتفسير نتايج مربوط به سؤال اول و دوم و فرضيه اول و دوم پژوهش
نتايج بهدست آمده از پژوهش حاضر نشان ميدهد كه رابطه مثبت و معناداري بين سه متغير خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموخته شده سليگمن و امنيت رواني وجود دارد. ميزان همبستگي بين خوشبيني اسلامي و امنيت رواني ١٦٣/٠ و ميزان همبستگي بين خوشبيني آموخته شده سليگمن و امنيت رواني ٣٦٦/٠ است (جدول ١).
رابطه خوشبيني و امنيت رواني را از سه جهت ميتوان تفسير كرد:
تفسير اوّل بر اساس مؤلفههاي خوشبيني آموختهشدة سليگمنالف ـ تداوم؛ گاهي در برابر هميشگي: برخي افراد علل رويدادهاي ناخوشايند را هميشگي دانسته و استدلالشان اين است كه اينگونه رويدادها دوباره تكرار شده و راه گريزي وجود ندارد، از اينرو، مقاومت و تحملشان را در برابر مشكلات و سختيها از دست داده و در معرض افسردگي و ناامني رواني قرار ميگيرند. اما خوشبينان وقتي با مشكلي روبهرو ميشوند، روش منطقي در پيش گرفته و آن را موقتي و قابل حل توصيف ميكنند، از اينرو، دچار حيرت و سردرگمي نشده و امنيت روانيشان را از دست نميدهند.[٥٩]
ب ـ فراگير بودن؛ خاص در برابر كلي: افراد بدبين، علت رخداد هر پديده و رويداد را كلي و فراگير دانسته و آن را به جنبههاي گوناگون زندگي سرايت ميدهند، از اينرو، توان مقابله و تصميمگيري را از دست داده و دچار ناامني رواني شوند. اما در مقابل، خوشبينان علت وقوع يك رويداد را خاص همان مورد دانسته و از تعميم آن در موارد ديگر خودداري ميكنند. اين شيوه باعث ميشود كه آنها كنترل بيشتر و بهتري بر اوضاع و شرايط داشته و از امنيت رواني بهرهمند شوند.[٦٠]
ج ـ شخصي؛ دروني در برابر بيروني: افراد بدبين، عامل وقوع رويدادهاي نامطلوب را خود، يعني عامل دروني، در نظر گرفته در قبال آن احساس گناه، شرمساري و ناامني رواني ميكنند. اما در مقابل، خوشبينان هنگامي كه با پديدههاي آسيبزاي زندگي روبهرو ميشوند، تنها خود را مقصر قلمداد نكرده و در پي يافتن تأثير احتمالي ساير عوامل و شرايط در اين مشكل بر ميآيند. اين شيوه باعث ميشود كه هم عزت نفسشان آسيب نبيند و هم با امنيت خاطر به فعاليت ادامه دهند.[٦١]
تفسير دوم بر اساس مؤلفههاي خوشبيني اسلاميالف ـ توجه مثبت: افراد بدبين همواره به جنبههاي منفي زندگي، نظير شكستها، بيعدالتيها، فقدانها، كمبودها، جنگها، خشونتها و مانند آن توجه دارند، از اينرو، همواره احساس تهديد و خطر كرده و از امنيت رواني بهرهمند نيستند. در مقابل، افراد خوشبين از آنجا كه همواره به جنبههاي مثبت استعدادها و توانمنديهاي خود، گفتار، رفتار و ويژگيهاي مثبت ديگران توجه داشته و هميشه فرصتها را مغتنم شمرده و به نعمتها، زيباييها و داشتهها توجه دارند، هيچگاه از ناحيه ديگران و عوامل بيروني احساس خطر و تهديد نكرده و در امنيت و آرامش بهسر ميبرند.
ب ـ تبيين خوشبينانه و مثبت از حوادث و پديدهها: از آنجا كه خوشبينان از حوادث و پديدههاي پيراموني تبيين مثبت دارند، مشكلات را موقتي و قابل حل در نظر گرفته، اطراف آن حصار كشيده و به ساير جنبههاي زندگي سرايت نميدهند، از اينرو، هيچگاه خود را در برابر رويدادهاي ناخوشايند زندگي نباخته و احساس تهديد نميكنند. طبق آموزههاي ديني، پايانپذيري و قابل حل بودن سختيها و مشكلات از اصول مسلم و قطعي زندگي دنيوي است. قرآن كريم ميفرمايد: «به يقين، با (هر) سختي آساني است. (آري) مسلّماً با (هر) سختي آساني است.»[٦٢] خوشبينان، طبق آموزههاي دين اسلام، برخي از سختيها و مشكلات را از ناحيه خداوند متعال دانسته و به جنبه آزمايشي بودن آن تأكيد دارند و پارهاي از مشكلات را براي توانمندسازي خود در نظر گرفته و برخي از مشكلات و سختيها را اثر وضعي رفتارهاي خود قلمداد ميكنند، از اينرو، با صبر، توكل و استغفار به جنگ مشكلات رفته و هيچگاه احساس درماندگي و ناامني رواني نميكنند.
ج ـ انتظار مثبت: كودك در گستره تحول و رشد، متوجه ميشود كه اطرافيان، بهويژه پدر و مادر از او انتظارات و توقعاتي دارند كه كودك بايد آن انتظارات و توقعات را برآورده كند. به مرور زمان، اين انتظارات و توقعات را درونفكني كرده و در واقع، توقعات و انتظاراتي ميشود كه خود كودك از خود دارد. رهاورد تحقق اين انتظارات، احساس ايمني و امنيت رواني است، چنان كه اگر نتواند از عهده تحقق اين انتظارات برآيد، احساس ناايمني ميكند.[٦٣] انسان منتظر با توجه به الگوهاي ارائه شده از رفتار، افكار و ارزشها در احاديث و روايات، توقعات و انتظاراتي از خود دارد و هميشه درصدد است تا به اين انتظارات، جامه تحقق بپوشاند و به هر ميزان كه در راستاي تحققبخشي به اين انتظارات موفق ظاهر شود احساس ايمني ميكند. بر عكس اگر نتواند به اين انتظارات جامه تحقق بپوشاند، احساس ناايمني، وجود او را فرا خواهد گرفت. در مقابل، افراد بدبين چون نگاه بدبينانه به آينده داشته و انتظار رويدادهاي ناخوشايند را ميكشند، امنيت، آرامش رواني و اميد به آينده نداشته و در راستاي تحققبخشي به انتظارات بر نميآيند.[٦٤]
تفسير سوم بر اساس عوامل ناايمني و ايمني روانيالف ـ كفر و شرك در برابر ايمان: مهمترين عامل ايجاد ناامني رواني از ديدگاه آيات و روايات، از خود بيگانگي و در نتيجه، از خدا بيگانگي انسان است، زيرا ناامني رواني زاييده تضاد دروني انسان است. انسان به صورت فطري خداجوست، بنابراين، فردي كه در مقام عمل بر خلاف گرايشهاي فطري خويش رفتار ميكند، دچار تضاد دروني شده و امنيت رواني وي با چالش روبهرو ميشود.[٦٥] اما افراد خوشبين از آنجا كه به نعمتهاي مادي و معنوي خداوند، و زيباييهاي عالم خلقت توجه داشته و در نتيجه به منشأ اين نعمتها و سرچشمه اين زيباييها شناخت و ايمان دارند و طبق خواستها و گرايشهاي فطري خويش عمل ميكنند، هرگز دچار نگراني و ناامني رواني نميشوند.
ب ـ دوري از ياد خداوند در برابر ياد او: روگرداني از ياد خدا باعث دشواري و سختي زندگي ميشود.[٦٦] همچنان كه در مقابل، ياد خداوند متعال باعث امنيت و آرامش رواني انسان ميشود.[٦٧] ياد خداوند متعال موجب ميشود كه انسان به اميال و تكانشهايى كه نرسيدن به آنها تنيدگى، سختي و نگراني ايجاد ميكند، پشت پا بزند.[٦٨] از آنجا كه خوشبينان همواره به ياد خدا هستند، به ويژگيها، نعمتها و الطاف خداوند توجه داشته و خداوند را قادر مطلق، حاضر و ناظر و پاسخگوي نيازهاي خويش دانسته، احتمال وقوع رويدادهاي خوشايند را براي خود بيشتر دانسته و رويدادهاي منفي را با توكل به خداوند به راحتي پشت سر ميگذارند، از اينرو، از آرامش و امنيت رواني بهرهمندند.
ج ـ اعتماد در برابر بياعتمادي: انسان يك موجود اجتماعي است و در سايه تعاملات اجتماعي و روابط ميان فردي است كه نيازهاي مادي و معنوي انسان برآورده ميشود. استحكام و دوام روابط اجتماعي به اعتماد متقابل نياز دارد. هر گونه حركت يا عاملي كه فضاي اعتماد اجتماعي را خدشهدار كند، عامل به هم زنندة امنيت رواني و اجتماعي شمرده ميشود.[٦٩] افراد خوشبين از آنجا كه بيشتر به جنبههاي مثبت ويژگيها، افكار، احساسها، گفتارها و رفتارهاي ديگران توجه دارند، از لغزشهاي ديگران چشمپوشي كرده و رفتار ديگران را حمل بر درستي نموده، جذب ديگران ميشوند، در نتيجه، فضاي بياعتمادي از بين رفته و جو اعتماد حاكم ميشود و از ناحيه ديگران احساس خطر و تهديد نكرده و امنيت رواني براي او پديد ميآيد. حضرت علي(ع) ميفرمايد: «كسى كه به مردم خوشگمان باشد محبت آنها را به سوى خود جلب خواهد كرد»[٧٠]
د ـ مشكلات معيشتي در برابر تأمين معيشت: از جمله عواملي كه در بسياري از افراد ايجاد ناامني رواني ميكند، مشكلات معيشتي است. در مقابل، تأمين معيشت، زمينه امنيت و آرامش رواني انسان را فراهم ميسازد.[٧١] از آنجا كه خوشبيني با رضايت شغلي ارتباط مثبت و معناداري دارد،[٧٢] افراد خوشبين هنگام روبهرو شدن با رويدادهاي تنشزاي زندگي، احتمال بيشتر دارد كه براي رسيدن به اهدافشان تلاش كنند.[٧٣] افراد خوشبين بيشتر از افراد بدبين از راهبردهاى كنارآمدن مسئلهمدار استفاده كرده، از ذهن انعطافپذير بهرهمند بوده و راهحلهاي مختلفي را براي حل مشكلات آزمايش ميكنند،[٧٤] از اينرو، هنگام مواجه شدن با مشكلات معيشتي امنيت روانيشان را از دست نميدهند.
ﻫ ـ تنهايي در برابر دوست و همسر: انسان، موجودي اجتماعي است، به گونهاي كه بدون داشتن همدم و معاشرت با ديگران، احساس ناامني رواني كرده و دچار دغدغه خاطر ميشود.[٧٥] گذراندن تمام اوقات در عالمِ تنهايي يكي از دردناكترين تجربيات بشر به شمار ميآيد. آنچه در عالم تنهايي مهم است، كم ارزشيابي كردن خويشتن است، و بديهي است كه اين دريافت به احساس ناايمني منجر شده و بيش از پيش فرد را به سمت انزوا و افسردگي سوق ميدهد.[٧٦] در حالي كه كه نگرش خوشبينانه باعث ميشود كه افراد خوشبين جذب ديگران شده و روابط دوستي آنها قويتر گردد و در نتيجه از شبكه گستردة حمايتي قوي بهره برده،[٧٧] و احساس تنهايي نكرده و دچار ناامني رواني نميشوند.
و ـ سوء ظن در برابر حسن ظن: يكي از بارزترين پيامد شوم بدگمانى از بين رفتن اعتماد است. عدم اعتماد، فضاي جوامع انساني را به جهنم سوزاني تبديل ميكند كه هيچكسي نميتواند به ديگري اعتماد كرده و احساس امنيت كند.[٧٨] از آنجا كه افراد خوشبين نگاه خوشبينانه به ديگران داشته و هميشه به ويژگيها، افكار، گفتار و رفتار مثبت ديگران توجه دارند، از ناحيه ديگران احساس تهديد و خطر نكرده و امنيت رواني دارند.
تفسير نتايج مربوط به سؤال و فرضيه سوم پژوهشفرضيه سوم پژوهش طبق سؤال سوم اين بود كه در پژوهش حاضر، سطح دو نوع خوشبيني و امنيت رواني به لحاظ متغيرهاي جمعيتشناختي تغيير معناداري پيدا نميكنند. اما نتايج بهدست آمده از پژوهش حاضر نشان داد كه سطح دو نوع خوشبيني و امنيت رواني بر اساس متغيرهاي جمعيتشناختي تغيير معناداري پيدا ميكنند.
جنسيتتفاوت بين گروه زنان و مردان از نظر خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني معنادار است و گروه مردان در مقايسه با زنان، از نظر دو نوع خوشبيني و امنيت رواني در سطح بالاتري قرار دارند (جدول ٢). اين يافتهها با نتايج بهدست آمده از برخي مطالعات همخواني ندارد. پژوهشي كه روي ٤٦٧ دانشآموز دبيرستاني انجام شده است، نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين دختران و پسران از لحاظ خوشبيني سرشتي به چشم نميخورد.[٧٩] در ايران موسوينسب و تقوي در پژوهشي نشان دادهاند كه تعداد خوشبينان در بين دختران بيشتر از پسران است.[٨٠] پژوهش كجباف و ديگران نيز نشان ميدهد كه جنسيت بر ميزان خوشبيني تأثيري ندارد.[٨١] نتيجه بهدست آمده از پژوهش حاضر را ميتوان اينگونه تفسير كرد كه گروه زنان در اين پژوهش همگي در مقاطع ابتداييِ درسهاي حوزوي قرار داشته و زير ٢٥ سال سن دارند، از اينرو، احتمال اينكه هنوز هويت ديني اينها به خوبي شكل نگرفته باشد، وجود دارد.
شغلنتايج بهدست آمده از پژوهش حاضر نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين دو گروه شغلي (طلبهها و دانشپژوهان) از نظر خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني وجود دارد و دانش پژوهان در مقايسه با طلبهها، هم از لحاظ دو نوع خوشبيني و هم از لحاظ امنيت رواني، در سطح بالاتري قرار دارند (جدول ٣). نتيجه بهدست آمده از پژوهش حاضر با يافتههاي نوري همخواني ندارد. در پژوهشي كه ايشان روي ٢٦٩ نفر طلبه، دانشپژوه، كارمند مؤسسه امام خميني(ره) و دانشجويان دانشگاه آزاد قم انجام داده، تفاوت معناداري بين طلبهها و دانشپژوهان بهدست نياورده است.[٨٢] نتيجه بهدست آمده از پژوهش حاضر را ميتوان اينگونه تفسير كرد كه مشكلات معيشتي و نداشتن شغل، از جمله عواملي هستند كه در بسياري از افراد ايجاد ناامني رواني ميكنند. در مقابل، داشتن شغل مناسب و تأمين معيشت زمينه امنيت و آرامش رواني انسان را فراهم ميسازند.[٨٣] از آنجا كه دانشپژوهان علاوه بر داشتن تحصيلات حوزوي، تحصيلات دانشگاهي نيز دارند، طبيعي است كه با افراد بيشتري در ارتباط بوده، علاوه بر تدريس در حوزههاي علميه، در دانشگاهها نيز ميتوانند تدريس كرده و به انجام پژوهشهاي علمي و كاربردي بپردازند، از اينرو، اين گروه ممكن است در مقايسه با طلبهها كمتر دچار كمبود شغل و مشكلات معيشتي شوند و در نتيجه از سبك تبيين خوشبينانهتري بهرهمند بوده و امنيت رواني بهتري داشته باشند.
وضعيت تأهليافتهها نشان ميدهد كه تفاوت معناداري، بين دو گروه مجرد و متأهل از لحاظ خوشبيني اسلامي، خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني، وجود داشته و افراد متأهل در مقايسه با افراد مجرد در سطح بالاتري قرار دارند (جدول ٤). اين يافتهها با پژوهش نوري كه بر روي ٢٦٩ نفر انجام داده است، همخواني دارد و در پژوهش ايشان نيز افراد متأهل در مقايسه با افراد مجرد، از لحاظ خوشبيني اسلامي در سطح بالاتري قرار دارند.[٨٤] انسان مجموعهاي از نيازها و غرايز، از جمله غريزه جنسي را دارد كه عدم ارضا يا ارضاي غير صحيح آنها، پيامدهاي منفي فراواني به بار آورده، آرامش رواني را از انسان سلب ميكند. غريزه جنسي يكي از نيرومندترين غريزههايي است كه ارضاي صحيح آن فقط از طريق ازدواج امكان پذير است. از مطالعه تعاليم اسلام به اين نتيجه ميرسيم كه يكي از مهمترين و شايد اولين انگيزه ازدواج، كسب آرامش رواني است[٨٥] و قرآن كريم يكي از فلسفههاي ازدواج را آرامش رواني انسان بيان كرده است.[٨٦] نتيجه بهدست آمده از پژوهش حاضر را ميتوان اينگونه تفسير كرد كه افراد مجرد به دليل احساس تنهايي، احساس فشار از ناحيه غريزه جنسي و مشكلات فراواني كه فراروي آنها براي ازدواج قرار دارد، احساس ناامني رواني و اضطراب كرده و برداشت بدبينانه از رويدادهاي زندگي دارند.
ســننتايج بهدست آمده از پژوهش حاضر نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين گروه سني (٢٠ـ٢٥) از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني و سه گروه ديگر، وجود داشته و ساير گروهها در مقايسه با اين گروه، از لحاظ دو نوع خوشبيني و امنيت رواني در سطح بالاتري قرار دارند (جدول ٥). يافتههاي پژوهش حاضر با پژوهش براندون[٨٧] كه به مقايسه نوجوانان ١٣ـ١٩ با بزرگسالان ٢٠ـ٥٩ و كهنسالان بالاي شصت سال پرداخته است، همخواني دارد. پژوهش براندون نشان ميدهد كه نوجوانان بدبيني بيشتري به بزرگسالان گزارش دادهاند.[٨٨] نتيجه بهدست آمده از پژوهش حاضر را ميتوان اينگونه تفسير كرد كه گروه سنّي (٢٠ـ٢٥) ممكن است هنوز هويت دينيشان به خوبي شكل نگرفته و در مقايسه با ساير گروهها از تجارب كمتري بهرهمند باشند.
سطح تحصيلاتيافتهها نشان ميدهند كه تفاوت معناداري بين گروه ديپلمه و كارشناسي از لحاظ خوشبيني اسلامي وجود دارد و گروه كارشناسي در مقايسه با افراد ديپلمه، خوشبيني بالاتري دارند، امّا تفاوت معناداري بين گروه ديپلمه و كارشناسي ارشد مشاهده نميشود. همچنين تفاوت معناداري بين گروه كارشناسي و كارشناسي ارشد وجود دارد و گروه كارشناسي در مقايسه با گروه كارشناسي ارشد نيز از خوشبيني بالاتري بهرهمندند. از لحاظ خوشبيني آموختهشده سليگمن نيز تفاوت معنادار بين افراد ديپلمه، كارشناسي و كارشناسي ارشد وجود داشته و افراد ديپلمه در سطح پايينتري از كارشناسي و كارشناسي ارشد قرار دارند. از لحاظ امنيت رواني نيز تفاوت معناداري بين افراد ديپلمه، كارشناسي و كارشناسي ارشد، وجود دارد گروه كارشناسي ارشد در مقايسه با دو گروه ديگر از امينت رواني بالاتري بهرهمند ميباشند (جدول ٦). يافتههاي پژوهش حاضر با پژوهش نوري در زمينه خوشبيني اسلامي همخواني ندارد، زيرا در آن پژوهش، گروه كارشناسي در مقايسه با گروه ديپلمه و كارشناسي ارشد، سطح خوشبيني كمتري دارند.
نتيجه بهدست آمده از پژوهش حاضر را ميتوان اينگونه تفسير كرد كه در زمينه خوشبيني اسلامي، از آنجا كه اين نوع خوشبيني از مؤلفههاي ديني تشكيل شده است و افراد ديپلمه در مقطعهاي ابتدايي درسهاي حوزوي قرار دارند، احتمال اينكه هويت دينيشان هنوز به خوبي شكل نگرفته باشد منتفي نيست. اما در گروه كارشناسي ارشد اين احتمال وجود دارد كه اينها چون ساليان طولاني با درسهاي غير حوزوي سر و كار داشتهاند، ممكن است تحت تأثير علوم انساني كه برگرفته از فرهنگ كشورهاي غربي است، قرار گرفته باشند.
گروه كارشناسي ارشد در مقايسه با گروه ديپلمه و كارشناسي، از لحاظ خوشبيني آموختهشده سليگمن و امنيت رواني، در سطح بالاتري قرار دارند و اين يافته را ميتوان اين گونه تفسير كرد كه ديدگاههاي شناختي، سلامت يا عدم سلامت رواني، امنيت يا عدم امنيت رواني ما را ناشي از چگونگي دريافت و تفسير ما از هستي و رويدادهاي زندگي ميدانند. بر اين اساس، هرچه دريافت و تفسير ما از رويدادها و پديدههاي زندگي نزديكتر به واقعيت باشد، در روابط با محيط، تعامل با ديگران و چگونگي واكنشها در برابر رويدادها منطقيتر عملكرده و به سلامت و امنيت رواني نزديكتر ميشويم و در غير اين صورت از مبتلا شدن به انواع آسيبهاي رواني و اجتماعي در امان نيستيم.[٨٩] آگاهي و تجارب، برداشتها و تفسيرهاي ما را تحت تأثير قرار ميدهند، از اينرو، گروه كارشناسي ارشد در مقايسه با دو گروه ديگر در سطح بالاتري از خوشبيني و امنيت رواني قرار داشته و از شناخت و تجارب بيشتري بهرهمندند. به هر حال، هرچه شناخت و آگاهي ما به محيط پيرامون، ديگران و رويدادهاي زندگي بيشتر باشد، به همان ميزان تفسيرمان از جهان هستي به واقعيت نزديكتر است.
هر پژوهشي با محدوديتهاي خاص خود روبهروست، از اينرو، پژوهش حاضر نيز از اين امر مستثنا نبوده و محدوديتهايي به شرح ذيل داشته است:
١. به سبب عدم همكاري مراكز آموزشي براي ارائه ليست اسامي طلبهها و دانشپژوهان، در پژوهش حاضر از روش نمونهگيري در دسترس استفاده شده است.
٢. پژوهش حاضر تنها در بين دانشپژوهان مؤسسه آموزش عالي علوم انساني جامعة المصطفي و طلبههاي آن مركز انجام شده است.
٣. تعداد زنان و مردان در گروه نمونه، مساوي نيستند، بنابراين، تعميم نتايج به ساير دانشپژوهان و طلبههاي حوزههاي علميه بايد با احتياط صورت گيرد.
اجراي پژوهشهاي زير ميتواند كاستيهاي اين پژوهش را بر طرف سازد:
١. از ساير روشهاي نمونهگيري براي شناسايي رابطه بين خوشبيني آموخته شده سليگمن، خوشبيني اسلامي و امنيت رواني استفاده شود.
٢. رابطه بين خوشبيني سرشتي و امنيت رواني نيز مطالعه و بررسي شود.
٣. رابطه متغيرهاي پژوهش حاضر در ساير مراكز و اقشار مختلف جامعه نيز بررسي شود.
منابعآقايي، اصغر و همكاران، « رابطه خوشبيني و بدبيني با سلامت روان در افراد بزرگسال شهر اصفهان»، مجله دانش و پژوهش در روانشناسي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان (اصفهان)، ش ٣٣، پاييز ١٣٨٦، ص ١٣٠ـ١١٧.
آمدي، عبدالواحد ابن محمد تميمي، غررالحكم ودرالكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي، ١٣٦٦،
بياني، احمد، روشهاي تحقيق و سنجش در علوم تربيتي و روانشناسي، تهران، رهيافت، ١٣٧٨،
جمالي زواره، نسرين،« بررسي رابطه كارايي خانواده با خوشبيني وسلامت رواني در دانشجويان پسر دانشگاه آزاد اسلامي شهر زواره»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي، ١٣٨٧.
حسنشاهي، محمد مهدي، « بررسي ارتباط ميان خوشبيني و راهبردهاي مقابله با استرس در دانشجويان دانشگاه»، فصلنامه اصول بهداشت رواني، ش ١٥-١٦، سال چهارم، پاييز و زمستان ١٣٨١
حسينيزاده، سيد مهدي، جوان و آرامش روان (به كوشش علي نقي فقيهي)، قم، پژوهشكده حوزه و دانشگاه، ١٣٨٢.
حسيني، سيد مهدي، مشاوره قبل از ازدواج،چ پنجم، تهران، آواي نور.
خواجهاميري خالدي، هاله،« هنجاريابي آزمون خوشبيني ـ بدبيني سليگمن بر روي دو گروه سني ٢٥ ـ ١٨ و ٤٥ ـ ٣٠ سال در شهر تهران»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، تهران، دانشگاه الزّهرا (دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي)، ١٣٨٢.
زينتي، علي، « بررسي تأثير احساس ايمني ـ ناايمني بر حرمت خود طلاب پايه اول و هفتم در سال تحصيلي ٧٨-٧٧»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، قم، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، ١٣٧٧.
سرايي، حسن، مقدمهاي بر نمونهگيري در تحقيق، تهران، سمت، ١٣٨٤.
سليگمن، مارتين و همكاران، كودك خوشبين، ترجمه فروزنده داورپناه، تهران، انتشارات رشد، ١٣٨٣.
شاملو، سعيد، بهداشت رواني، چ سيزدهم، تهران، رشد، ١٣٧٨.
شهني ييلاق، شكركن و موحد، « رابطه علي بين نگرشهاي مذهبي، خوشبيني، سلامت رواني و سلامت جسماني در دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز»، مجله علومتربيتي و روانشناسي، دانشگاه چمران اهواز، دوره سوّم، سال يازده هم، شمارههاي ١ و ٢، ١٣٨٣.
عبادي، ندا و علينقي فقيهي، « بررسي اثربخشي آموزش مثبتنگري در افزايش اميد به زندگي زنان بدون همسر شهر اهواز؛ با تأكيد بر قرآن»، مجله روانشناسي و دين، ش دوم، سال سوم، تابستان ١٣٨٩، ص٦١ ـ ٧٤.
عسكري، پرويز و همكاران، « رابطه اعتقادات مذهبي و خوش بيني با سلامت معنوي دانشجويان دانشگاه آزاد اهواز»، فصلنامه يافتههاي نو در روانشناسي، ش دهم، سال چهارم، بهار ١٣٨٨، ص٣٩-٢٧.
عطاري، يوسفعلي و همكاران « بررسي روابط ساده و چندگانه نگرش مذهبي، خوشبيني و سبكهاي دلبستگي با رضايت زناشويي در دانشجويان مرد متاهل دانشگاه شهيد چمران اهواز»، مجله علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز، دوره سوّم، ش ١، سال سيزدهم، بهار ١٣٨٥، ص١١٠-٩٣.
فروم، آلن؛ درونهاي ناآرام، ترجمه علي زنجيرهاي، چاپ اوّل، تهران، نشر اوحدي، ١٣٧٨.
گروسي، سعيده و ديگران،« بررسي رابطه اعتماد اجتماعي و احساس امنيت (مطالعه موردي دانشجويان دختر دانشگاه آزاد جيرفت)»، فصلنامه دانش انتظامي، دوّم، سال نهم، ١٣٨٥.
كجباف، محمد باقر و ديگران، « هنجاريابي، پايايي و روايي مقياس خوشبيني و بررسي رابطه بين خوشبيني، خودتسلطيابي و افسردگي در شهر اصفهان»، فصلنامه مطالعات روانشناختي دانشكدة علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهرا(س)، دوره ٢، ش ١ و ٢، بهار و تابستان ١٣٨٥، ص٦٨-٥١.
مكارم شيرازي، ناصر، حكومت جهاني مهدي(عج)، قم، نسل جوان، ١٣٥٧.
نجاتي، محمد عثمان، حديث و روانشناسي، ترجمه حميد رضا شيخي، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ١٣٨٧.
موسوينسب، سيد محمدحسين و همكاران، « خوشبيني ـ بدبيني و راهبردهاي كنارآمدن: پيشبيني سازگاري روانشناختي در نوجوانان»، فصلنامه روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، ش ٤ (پياپي ٤٧)، سال دوازدهم، زمستان ١٣٨٥، ص٣٨٠.
نوري، نجيب الله، « بررسي رابطه بين خوشبيني سرشتي، خوشبيني از ديدگاه اسلام و رضايتمندي از زندگي»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، ١٣٨٨.
نوري، نجيب الله، « بررسي رابطه ميان انگيزه پيشرفت و خوشبيني»، فصلنامه روانشناسي در تعامل با دين، ش دوّم، سال اوّل، تابستان ١٣٨٧.
نيكمنش، زهرا و يحيي كاظمي، « تأثير الگوي آموزش خوشبيني به روش قصهگويي بر سبكاسناد كودكان»، فصلنامه علمي– پژوهشي پژوهش در سلامت روانشناختي، دوره دوّم، ش سوّم، پاييز ١٣٨٧.
ويليام جيمز، دين و روان، ترجمه مهدي قائن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٥٦.
هومن، حيدرعلي، شناخت روش علمي در علوم رفتاري، چ پنجم، تهران، پارسا، ١٣٨٣.
يونسي، سيد جلال، « نقش اساسي معنا شناختي حوادث در كاهش آسيبهاي رواني»، مجله حوزه و دانشگاه، ش ٤١، زمستان ١٣٨٣، ص٢٩-٨.
Brandon, Eric A. (٢٠٠٦). The effect of age on optimism, CALIFORNIA STATE SCIENCE FAIR ٢٠٠٦ PROJECT SUMMARY, project Number S٠٣٠٤.
Conway, Francine; Magai, Carol; Springer, Carolin & Jones C. Optimism and pessimism as predictors of physical and psychological health among grandmothers raising their grandchildren, Journal of Research in personality, Volume ٤٢, Issue ٥, Otober ٢٠٠٨, pages ١٣٥٢-١٣٥٧.
Friedman, L. C., Nelson, D. V., Baer, P. E., Lane, M., Smith, F. E., & Dworkin, R. J. (١٩٩٢). The relationship of dispositional optimism, daily life stress, and domestic environment to coping methods used by cancer patients. Journal of Behavioral Medicine, ١٥, ١٢٧–١٤١.
Golin, S., Sweeney, P.D., & Schoeffer, D. E. (١٩٨١). The causality of causal attributions in depression: A cross-lagged panel correlational analysis. Journal of Abnormal Psychology, ٩٠, ١٤-٢٢
Luthans. F. & Youssef, C. M. (٢٠٠٧). Positive Organizational Behavior in the Workplace:The impact of hope, Optimism, and Resilience. Journal of Management. ٢٠٠٧; ٣٣; ٧٧r.
Maslow, A. H. (١٩٥٢) The S-I Test: a measure of psychological security-insecurity, Palo Alto, Calif: consulting psychologists press
Peterson, C., Semmel, A., von Baeyer, C., Abramson, L. Y., Metalsky, G.I., & Seligman, M.E.P. (١٩٨٢). The Attributional Style Questionnaire. Cognitive Therapy and Research, ٦, ٢٨٧-٢٩٩.
Reber. S. Ditionary of Psychology, Second.
Seligman, M. E. P & Csikszentmihalyi, M, (٢٠٠٠). Positive Psychology: An introduction, American Psychologist, ٥٥, ٥-١٤.
Scheier, M. F., & Carver, C. S. (١٩٨٥). Optimism, coping, and health: Assessment and implications of generalized outcome expectancies. Health Psychology, ٤, ٢١٩–٢٤٧.
Smith T. W., Pope M. K., Rhodewalt F, Poulton J. L. (١٩٨٩). Optimism, neuroticism, coping, and symptom reports: an alternative interpretation of the Life Orientation Test. J Pers Social Psychol; ٥٦: ٦٤٠–٦٤٨.
Patton, Wendy; Bartrum, Dee A. and Creed, Peter A. (٢٠٠٤) Gender differences for optimism, self esteem, expectations and goals in predicting career planning and exploration in adolescents. International Jouanal for Educational and Vocational Guidance, Volum ٤ (٣), pages ١٩٣-٢٠٩.
Steptoe, A., Reivich, K. and Seligman, M.E.P. (١٩٩٣). Mozart's Optimism: A study of explanatory style. The Psychologist, ٦٩-٧١.
* دانش آموخته حوزه علميه قم و كارشناس ارشد روانشناسي khan_bulbul٨٠@yahoo.com
** استاديار گروه روانشناسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) m.r.Ahmadi٣١٣@Gmail.com
*** استاديار گروه روانشناسي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) [email protected]
دريافت: ٢٣/٨/٩٠ ـ پذيرش: ٢٥/١٢/٩٠
[١]. مارتين سليگمن و همكاران، كودك خوشبين، ترجمه فروزنده داورپناه، ص ١٥-١٤
[٢]. همان
[٣]. مارتين سليگمن و همكاران، همان، ص٧٣-٧٢.
[٤]. Smith T. W., & Others, "Optimism, neuroticism, coping, and symptom reports: an alternative interpretation of the Life Orientation Test". J Pers Social Psychol; V.٥٦, p. ٦٤٠-٦٤٨.
[٥]. شهني ييلاق، شكركن و موحد، «رابطه علي بين نگرشهاي مذهبي، خوشبيني، سلامت رواني و سلامت جسماني در دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز»، علومتربيتي و روانشناسي، ش ١ و ٢، ١٣٨٣. ص٣٤ـ١٩.
[٦]. نجيب الله نوري، «بررسي رابطه بين خوشبيني سرشتي، خوشبيني از ديدگاه اسلام و رضايتمندي از زندگي»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، ص١٧٩-١.
[٧]. نوري، ١٣٨٥، ص١٤٤-١٣١.
[٨]. ندا عبادي و علينقي فقيهي، «بررسي اثربخشي آموزش مثبتنگري در افزايش اميد به زندگي زنان بدون همسر شهر اهواز؛ با تأكيد بر قرآن»، روانشناسي و دين، ش ٢، ص٦١ ـ ٧٤.
[٩]. Friedman, L. C., Nelson, D. V., Baer, P. E., Lane, M., Smith, F. E., & Dworkin, R. J. The relationship of dispositional optimism, daily life stress, and domestic environment to coping methods used by cancer patients. Journal of Behavioral Medicine, ١٥, ١٢٧–١٤١
[١٠]. محمد مهدي حسنشاهي،« بررسي ارتباط ميان خوشبيني و راهبردهاي مقابله با استرس در دانشجويان دانشگاه»، اصول بهداشت رواني، ش ١٥-١٦، ص٨٦-٩٨
[١١]. سعيده گروسي و ديگران،«بررسي رابطه اعتماد اجتماعي و احساس امنيت ...»، دانش انتظامي، دوّم، سال نهم، ص ٢٣
[١٢]. ويليام جيمز، دين و روان، ترجمه مهدي قائن، ص ١٧٨
[١٣]. نجيب الله نوري، همان، ص٨٤-٣
[١٤]. از جمله پژوهش آقايي و همكاران (١٣٨٥، ص١٣٠-١١٧)، شهني و همكاران (١٣٨٣، ص٣٤-١٩)، كانوي و همكاران (٢٠٠٨، ص١٣٥٧-١٣٥٢).
[١٥]. سعيد شاملو، بهداشت رواني، ص ٩٢-٩١
[١٦]. Dispositional optimism
[١٧]. Carver, C.
[١٨]. Scheier, M.
[١٩]. Albert, E.
[٢٠]. Iron, B.
[٢١]. نجيب الله نوري، همان، ص٢٥-١٣
[٢٢]. Smith T. W., Pope M. K., Rhodewalt F, Poulton J. L. Optimism, neuroticism, coping, and symptom reports: an alternative interpretation of the Life Orientation Test. J Pers Social Psychol; ٥٦: ٦٤٠–٦٤٨.
[٢٣]. شهني ييلاق، شكركن و موحد، همان، ص٣٤-١٩
[٢٤]. پرويز عسكري و همكاران، « رابطه اعتقادات مذهبي و خوش بيني با سلامت معنوي دانشجويان دانشگاه آزاد اهواز»، يافتههاي نو در روانشناسي، ش دهم، سال چهارم، بهار ١٣٨٨، ص٣٩-٢٧.
[٢٥]. زهرا نيكمنش و يحيي كاظمي، «تأثير الگوي آموزش خوشبيني به روش قصهگويي بر سبكاسناد كودكان»، پژوهش در سلامت روانشناختي، دوره دوّم، ص ١٣-٥
[٢٦]. Scheier, M. F., & Carver, C. S. Optimism, coping, and health: Assessment and implications of generalized outcome expectancies. Health Psychology, ٤, ٢١٩–٢٤٧
[٢٧]. نسرين جمالي زواره،« بررسي رابطه كارايي خانواده با خوشبيني وسلامت رواني در دانشجويان پسر دانشگاه آزاد اسلامي شهر زواره»، پاياننامه كارشناسي ارشد روانشناسي، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي، ١٣٨٧
[٢٨]. نجيب الله نوري، همان، ص٧٩-١
[٢٩]. Luthans. F. & Youssef, C. M. Positive Organizational Behavior in the Workplace:The impact of،p: ٣٣-٧٤
[٣٠]. يوسفعلي عطاري و همكاران «بررسي روابط ساده و چندگانه نگرش مذهبي، خوشبيني و سبكهاي دلبستگي با رضايت زناشويي در دانشجويان مرد متاهل دانشگاه شهيد چمران اهواز»، علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز، دوره سوّم، ش ١، سال سيزدهم، ص١١٠-٩٣.
[٣١]. محمدمهدي حسنشاهي، همان، ص٨٦-٩٨
[٣٢]. محمد عثمان نجاتي، حديث و روانشناسي، ترجمه حميد رضا شيخي، مشهد، بنياد پژوهشهاي اسلامي، ص ٩-٧
[٣٣]. Learned optimism
[٣٤]. Mental security
[٣٥]. حيدرعلي هومن، شناخت روش علمي در علوم رفتاري، ص٢٥٢
[٣٦]. ر.ك: احمد بياني، روشهاي تحقيق و سنجش در علوم تربيتي و روانشناسي.
[٣٧]. Haphazard samlilng.
[٣٨]. حسن سرايي، مقدمهاي بر نمونهگيري در تحقيق، ص١١.
[٣٩]. نجيب الله نوري، همان، ص١٣٢-١٢٦.
[٤٠]. Explanatory Style Questionnaire
[٤١]. Semmel, A.
[٤٢]. von Baeyer, C.
[٤٣]. Abramson, L.
[٤٤] Permanence Good/Permanence Bad
[٤٥]. Pervasiveness Bad/Pervasiveness Good
[٤٦]. Stuff of Hope
[٤٧]. Personalization Bad
[٤٨]. پترسون، سمل، وون بير، آبرامسون، سليگمن و همكاران ١٩٨٢، ص٢٩٩-٢٨٧
[٤٩]. Golin, S., Sweeney, P.D., & Schoeffer, D. E). The causality of causal attributions in depression: A cross-lagged panel correlational analysis. Journal of Abnormal Psychology, ٩٠, ١٤-٢٢
[٥٠]. استپتو، ريويچ و سليگمن، ١٩٩٣، ص٧١-٦٩
[٥١]. هاله خواجهاميري خالدي، « هنجاريابي آزمون خوشبيني ـ بدبيني سليگمن بر روي دو گروه سني ٢٥ ـ ١٨ و ٤٥ ـ ٣٠ سال در شهر تهران»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي.
[٥٢]. Security Inseurity Inventory
[٥٣]. Brooklyn
[٥٤]. علي زينتي، « بررسي تأثير احساس ايمني ـ ناايمني بر حرمت خود طلاب پايه اول و هفتم در سال تحصيلي ٧٨-٧٧»، پايان نامه كارشناسي ارشد روانشناسي، ص ٨٣-٨٠
[٥٥]. Thurstone
[٥٦]. Bernreuter
[٥٧]. علي زينتي، «بررسي تأثير احساس ايمني ـ ناايمني بر حرمت خود طلاب پايه اول و هفتم در سال تحصيلي ٧٨-٧٧»، همان.
[٥٨]. همان
[٥٩]. مارتين سليگمن و همكارن، همان، ص٧٤-٧٣
[٦٠]. همان، ص٧٥
[٦١]. همان، ص٧٩-٧٥
[٦٢]. انشراح: ٦-٥.
[٦٣]. سعيد شاملو، همان، ص٩٧-٩٢
[٦٤]. مكارم شيرازي، ناصر، حكومت جهاني مهدي، ص ٩٨
[٦٥]. سيدمهدي حسيني زاده، جوان و آرامش روان، ص ١٢٩-١٢٧.
[٦٦]. طه:١٢٤.
[٦٧]. رعد: آيه ٢٨.
[٦٨]. سيدمهدي حسينيزاده، همان، ص١٢٩-١٢٧
[٦٩]. سعيده گروسي و ديگران، همان، ص٣٢
[٧٠]. عبدالواحدبن محمد تميمي آمدي، غررالحكم ودرالكلم، حديث ٨٨٤٢.
[٧١]. سيدمهدي حسيني زاده، همان، ص١٢٩-١٢٧
[٧٢]. Srivaser, Deepak. Sectorial comparison of factors influencing job Satisfaction in banking sector. Singapore Management review;P: ١-٢٠٠
[٧٣]. Scheier, M. F., & Carver, C. S. Optimism, coping, and health: Assessment and implications of generalized outcome expectancies. Health Psychology, ٤, ٢١٩–٢٤٧
[٧٤]. Luthans. F. & Youssef, C. M. Positive Organizational Behavior in the Workplace:The impact of، p. ٧٧٤
[٧٥]. دوآن شولتز، نظريه هاي شخصيت، ترجمه يوسف کريمي و همکاران، چ چهارم، تهران، ارسباران، ١٣٨٣، ص ٣٦٥-٣٦٤
[٧٦]. آلن فروم؛ درونهاي ناآرام، ترجمه علي زنجيرهاي، تهران، نشر اوحدي، ١٣٧٨، ص ١٨-١٦
[٧٧]. Carver, C. S., Kus, L. A., & Scheier, M. F. Effects of good versus bad mood and optimistic versus pessimistic outlook on social acceptance versus rejection. Journal of Social and Clinical Psychology, ١٣, ١٣٨–١٥١.
[٧٨]. سيدمهدي حسيني زاده، همان، ص١٢٩-١٢٧
[٧٩]. Patton, Wendy; Bartrum, Dee A. and Creed, Peter A. Gender differences for optimism, self esteem, expectations and goals in predicting career planning and exploration in adolescents. International Jouanal for Educational and Vocational Guidance, Volum ٤ (٣), pages ١٩٣-٢٠٩
[٨٠]. سيدمحمد حسين موسوينسب، و همكاران، « خوشبينيـ بدبيني و راهبردهاي كنارآمدن: پيشبيني سازگاري روانشناختي در نوجوانان»، فصلنامه روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، ش٤ (پياپي ٤٧)، سال دوازدهم، زمستان ١٣٨٥، ص٣٨٠-٣٨٩
[٨١]. محمد باقركجباف و ديگران، « هنجاريابي، پايايي و روايي مقياس خوشبيني و بررسي رابطه بين خوشبيني، خودتسلطيابي و افسردگي در شهر اصفهان»، مطالعات روانشناختي دانشكدة علوم تربيتي و روانشناسي دانشگاه الزهرا(س)، دوره ٢، ش ١ و ٢، بهار و تابستان ١٣٨٥، ص٦٨-٥١
[٨٢]. نجيبالله نوري، همان، ص١٥٦-١٥٥
[٨٣]. سيدمهدي حسيني زاده، همان، ص١٢٩-١٢٧
[٨٤]. نجيب الله نوري، همان، ص١٧٦
[٨٥]. سيدمهدي حسيني، همان، ص١٠
[٨٦]. روم: ٢١
[٨٧]. Brandon, E.
[٨٨]. Brandon, Eric A. (٢٠٠٦). The effect of age on optimism, CALIFORNIA STATE SCIENCE FAIR ٢٠٠٦ PROJECT SUMMARY, project Number S٠٣٠٤
[٨٩]. سيدجلال يونسي، « نقش اساسي معنا شناختي حوادث در كاهش آسيبهاي رواني»، حوزه و دانشگاه، ش ٤١، زمستان ١٣٨٣، ص٢٩-٨.