نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٢ - ارتباط رفتارهاي ديني و خودآگاهي با نارساييهاي شناختي در ميانسالان
سال چهارم، شماره چهارم، زمستان ١٣٩٠، ص ٢٧ ـ ٤١
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٤. No.٤, Winter ٢٠١٢
عباس ابوالقاسمي* / آذر كيامرثي** / عبدالصمد آق***
چكيده
هـدف اين پژوهش، تعيين ارتباط رفتارهاي ديني و خودآگاهي با نارساييهاي شناختي در ميانسالان است. نمونه اين پژوهش، ٣٩٤ ميانسال شهر اردبيل بوده كه به صورت تصادفي ساده انتخاب شدهاند. براي جمعآوري دادهها از مقياس رفتار ديني، مقياس خودآگاهي و پرسشنامه نارساييهاي شناختي استفاده شده است. دادههاي پژوهش با روشهاي ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون چند متغيري تجزيه و تحليل شده است. نتايج ضريب همبستگي پيرسون نشان ميدهد كه رفتارهاي ديني و خودآگاهي با نارساييهاي شناختي ميانسالان رابطه منفي معناداري دارند. نتايج تحليل رگرسيون چند متغيري نيز نشان ميهد كه خودآگاهي و رفتارهاي ديني ١٦ درصد از واريانس نارساييهاي شناختي ميانسالان را تبيين ميكنند. اين نتايج بيان ميكند كه سطح بالاي رفتارهاي ديني و خودآگاهي، نارساييهاي شناختي را كاهش ميدهد.
كليدواژه ها: خودآگاهي، رفتارهاي ديني، نارساييهاي شناختي و ميانسالان.
مقدمه
ميانسالي دورهاي است كه نقش ويژهاي در ساماندهي شناختي و رفتاري فرد دارد. اين دوره با تغييرات قابل ملاحظهاي در حافظه، هوش، ادراك، يادآوري، حل مسئله و ساير تواناييهاي شناختي همراه است. بهداشت رواني فرد در چنين شرايطي بيشتر در معرض تهديد قرار گرفته و آمادگي لازم براي ابتلا به مشكلات روانشناختي و شناختي فراهم ميشود.[١]
افزايش سن بر فرايندهاي شناختي تأثير قابل ملاحظهاي گذاشته و با تحت تأثير قرار دادن عملكرد شناختي، احتمال وقوع نارساييهاي شناختي را در افراد زياد ميكند.[٢] نارساييهاي شناختي[٣] عبارت است از شكست فرد براي كامل كردن تكليفهايي كه به طور طبيعي قادر به انجام و تكميل آن است و نارساييهاي مربوط به حافظه، اشتباهات سهوي و عدم يادآوري اسامي است.[٤] در مطالعات مختلف، همبستگي مثبت معناداري بين نارساييهاي شناختي و عملكرد در تكاليف به دست آمده است.[٥] علاوه بر اين، نارساييهاي شناختي با صفات شخصيتي، اضطراب و استرس مرتبط است.[٦] رابيت[٧](١٩٩٠) نشان داده كه آزمودنيهاي مسنتر، نارساييهاي شناختي بيشتري در مقايسه با آزمودنيهاي جوانتر دارند. همچنين يافتههاي پژوهشي نشان داده است كه روان نژندي و راهبردهاي مقابله با استرس رابطه معناداري با نارساييهاي شناختي دارند.[٨]
با اينكه بسياري از محققان و روانشناسان معتقدند كه مذهب، اشتباهات شناختي را كاهش داده و به احساس امنيت دروني منجر ميشود؛ گروهي معتقدند كه مذهب نيز اثر درماني و مقابلهاي دارد.[٩] به اعتقاد جيمز و يونگ مذهب وسيلهاي براي هدفمند ساختن انسانها و ايجاد راحتي و آرامش دروني است. شناخت و تعقل در دين مبين اسلام نيز جايگاه ويژهاي دارد و به صورت كاملتري به نقش مذهب در شناخت و تكامل انسان اشاره شده است. از نظر اسلام عقل و شناخت براي ارتقاي سلامت رواني و دستيابي به كمال، ضروري است.[١٠]
رفتارهاي ديني[١١] ميتوانند استرس و اضطراب فرد را كاهش دهند؛ به اين صورت كه اين باورها و رفتارها شناخت فرد را به صورت مثبت تحت تأثير قرار داده و نقش تعيين كنندهاي در كاهش نارساييهاي شناختي افراد ايفا ميكنند. رفتارهاي ديني با نارساييهاي شناختي افراد ارتباط داشته و زماني كه رفتارهاي ديني تضعيف ميشوند سلامت رواني تحت تأثير قرار گرفته و فرد نارساييهاي شناختي بيشتري را تجربه ميكند.[١٢]
مطالعات صورت گرفته جايگاه ويژهاي براي نقش مذهب و رفتارهاي ديني بر سلامت رواني قائل شدهاند. از مذهب ميتوان براي مقابله با تنهايي و مشكلات،[١٣] رفتارهاي سايكوتيك،[١٤] بيماري پاركينسون،[١٥] فوت يكي از عزيزان[١٦] و تضعيف كننده سيستم ايمني بدن[١٧] استفاده كرد.
باورهاي مذهبي رابطه مثبتي با عزت نفس،[١٨] خلاقيت، كنجكاوي و خوشبيني[١٩] و كاركردهاي شناختي[٢٠] دارند. همچنين نتايج پژوهشها حاكي از اين است كه ارتباط منفي معناداري بين باورهاي مذهبي و آشفتگيهاي روانشناختي و شناختي وجود دارد.[٢١] مالتبي و دي (٢٠٠٠) نشان دادهاند كه جهتگيري مذهبي در كاهش نشانههاي افسردگي و اصلاح سبكهاي اسنادي مؤثر است. بارت، پاتوك-پكهام، هاتچينسون و ناگوشي[٢٢] (٢٠٠٥) نيز نشان دادهاند كه جهتگيريهاي مذهبي، جهتگيريهاي شناختي و رفتاري را تحت تأثير قرار ميدهند. اسچيف[٢٣] (٢٠٠٦) نشان داده است كه مقابله «مسئلهمدار نشانههاي افسردگي بالاتر» را براي افراد مذهبي، و مقابله «هيجانمدار نشانههاي افسردگي بالاتر» را براي افراد غير مذهبي پيشبيني ميكند. هاگيولت، موهر، جونگ، گيلي لان و همكاران[٢٤] (٢٠٠٧) نتيجهگيري كردهاند كه مذهب احتمالاً نقش ويژهاي در تصميمات و تلاشهاي مربوط به خودكشي بيماران سايكوتيك و غير سايكوتيك دارد. سيو و كوهن[٢٥] (٢٠٠٧) رابطه منفي معناداري بين شناختهاي وسواسي و مذهب دروني به دست آوردهاند.
يكي از متغيرهايي كه بر نارساييهاي شناختي ميانسالان تأثير ميگذارد، خودآگاهي است. خودآگاهي گرايش به آگاهي و نظارت بر تفكرهاي شخصي و فرايندهاي شناختي خود فرد بوده و نتيجه رشد ساختارها و فرآيندهاي شناختي و نيز عواطف و احساسات تنيده در آن است و از نخستين سالهاي دوران كودكي تا بزرگسالي، از تعاملهاي اجتماعي و روابط بين فردي تأثير ميپذيرد و يكي از ملزومات سازگاري است.[٢٦]
نتايج مطالعات نشان داده است كه اشتغال فكري با شكستها و محروميتها، به ويژه هنگامي كه توأم با احساس نگراني از حضور در كنار ديگران است، به استمرار و تشديد مشكلات شناختي منجر ميشود.[٢٧] لكن نتايج پژوهشهاي اخير نشان ميدهد كه خودآگاهي مختل در تعامل با ماهيت افكار، عواطف و باورها، به ويژه ميزان احساس نااميدي و نيز ارزشي كه فرد براي خود، به عنوان يكي از اعضاي اجتماعي قايل است، ميتواند به گونههاي مختلف بر مشكلات رواني و شناختي فرد تأثير بگذارد.[٢٨]
يافتههاي پژوهشي نشان ميدهد كه رابطه منفياي بين خودآگاهي فردي[٢٩] با نارساييهاي شناختي وجود دارد. يافتههاي پژوهشي در مورد افراد ميانسال و سالمند نشان ميدهد كه احتمال وقوع نارساييهاي شناختي بيشتر، خود ـ كنترلي شناختي، محدودكنندهتر، اعتماد به فرايندهاي شناختي كمتر و نگراني زيادتر وجود دارد.[٣٠] نالن ـ هاكسما (١٩٩٠) در پژوهشي نتيجهگيري كردهاند كه خودآگاهي مختل، پيامدهاي منفي براي بهداشت رواني فرد دارد. مكاكسي (٢٠٠٥) و مكاكسي، ريجي و روكتي٣٨ (٢٠٠٦) در تحقيقي دريافتهاند كه همبستگي مثبت معناداري بين فراشناخت مختل و نارساييهاي شناختي وجود داشته و همچنين ميزان فراشناخت مختل و نارساييهاي شناختي در افراد مسنتر بيشتر است.
با توجه به برجسته نشدن نقش رفتارهاي ديني و خودآگاهي بر نارساييهاي شناختي، تحقيقات معدود در اين زمينه، وجود نتايج متفاوت و اهميت اين متغيرها در پيشگيري مشكلات شناختي، فرضهاي زير بررسي ميشود:
اول، اينكه هر يك از متغيرهاي رفتارهاي ديني و خودآگاهي با نارساييهاي شناختي در ميانسالان رابطه منفي معنا داري دارند.
دوم اينكه مؤلفههاي رفتار ديني و خودآگاهي، نارساييهاي شناختي ميانسالان را پيشبيني ميكنند.
روش شناسياين پـژوهش از نـوع همبستگي ميباشد كه به روش گذشتهنگر صورت پذيرفته است. در اين پژوهش، رفتارهاي ديني و خودآگاهي به عنوان متغيرهاي پيشبين، و نارساييهاي شناختي به عنوان متغير ملاك در نظر گرفته شدهاند.
نمونه و روش نمونهگيري: جامعه آماري اين پژوهش را كليه ميانسالان شهر اردبيل در سال ١٣٨٩ تشكيل ميدهند. نمونه اين پژوهش شامل ٣٩٤ ميانسال (١٩٨ مرد و ١٩٦ زن) است كه به صورت تصادفي ساده انتخاب شدهاند. ميانگين (و انحراف معيار) سني آزمودنيهاي ميانسال ٢٥/٤٧ (٣٣/٤) است. ضمناً اطلاعات مربوط به هشت ميانسال به علت ناقص بودن حذف و اطلاعات مربوط به ٣٨٦ آزمودني، تجزيه و تحليل آماري شدهاند. ملاكهاي ورود عبارت بودهاند از: دامنه سني چهل تا پنجاه سال، تحصيلات دستكم دبيرستان، شاغل بودن، متأهل بودن و فقدان بيماري جسمي يا رواني مزمن.
ابزار پژوهشپرسشنامه نارساييهاي شناختي: پرسشنامه نارساييهاي شناختي در سال ١٩٨٢م توسط برادبنت، كوپر، فيتزجرالد و پاركز[٣١] ساخته شده است. اين مقياس ٢٤ ماده دارد و آزمودني به اين آيتمها به صورت يك مقياس پنج درجهاي (از هرگز تا هميشه) پاسخ ميدهد. اين پرسشنامه چهار مؤلفه دارد كه عبارتاند از: حواسپرتي، نارساييهاي مربوط به حافظه، اشتباهات سهوي و عدم يادآوري اسامي. در بررسي والاس (٢٠٠٤م) ضريب آلفاي كرونباخ اين پرسشنامه ٩٦/٠ و ضريب اعتبار آن ٥١/٠ گزارش شده است. ابوالقاسمي (١٣٨٦) ضريب آلفاي كرونباخ اين پرسشنامه را ٩٢/٠ به دست آورده است. ضريب همبستگي بين اين پرسشنامه و پرسشنامه سلامت رواني ٤١/٠ ـ به دست آمده است (٠١/٠P< ).
مقياس رفتار ديني: مقياس رفتار ديني توسط نيلسن[٣٢] (١٩٩٥م) با روش تحليل عوامل ساخته شده است. اين مقياس ٢٣ آيتم دارد و آزمودني به اين آيتمها با يك مقياس پنج درجهاي (از كاملاً مخالف تا كاملاً موافق) پاسخ ميدهد. اين مقياس چهار مؤلفه رفتارهاي ديني فردي، مراسم ديني، رفتار علمي و ايمان را ميسنجد. ضريب آلفاي كرونباخ اين مقياس ٩٢/٠ به دست آمده است. ضريب همبستگي مقياس رفتار ديني با مقياس سنگدلي (٣٣/٠ ـ =r) و مقياس دلسوزي (٢٨/٠=r) معنادار است (٠١/٠P< ). در اين مطالعه، ضريب آلفاي كرونباخ اين مقياس ٨٩/٠ به دست آمده است.
مقياس خودآگاهي: مقياس خودآگاهي توسط جينك، كالاماري، ريمان و هفلينگر[٣٣] (٢٠٠٣م) ساخته شده است و چهارده آيتم دارد. سؤالهاي اين مقياس روي يك مقياس ليكرتي ( از موافق نيستم = ١ تا كاملاً موافقم = ٤) پاسخ داده ميشود. ضريب آلفاي كرونباخ و بازآزمايي اين مقياس به ترتيب ٨٧/٠ و ٨٠/٠ گزارش شده است. در پژوهش حاضر، ضريب الفاي كرونباخ اين مقياس ٧٩/٠ به دست آمده است. ضريب همبستگي اين مقياس با پرسشنامه فراشناخت ٤٧/٠ ـ است.(٠١/٠>P).
روش اجرا: در اين پژوهش براي جمعآوري اطلاعات ـ با توجه به ملاكهاي ورود ـ ابتدا ميانسالان مشخص شدهاند، سپس اهداف تحقيق براي هر يك از آزمودنيها توضيح داده شده و مقياس رفتار ديني، مقياس خودآگاهي و پرسشنامه نارساييهاي شناختي به ترتيب در اختيار آزمودنيها قرار گرفته و از آنها خواسته شده كه به دقت سؤالها را مطالعه نموده و پاسخهاي مورد نظر را متناسب با ويژگيهاي خود انتخاب كرده و سؤالي را تا حد امكان بيجواب نگذارند. آنگاه دادههاي جمعآوري شده، تجزيه و تحليل شدهاند. ضمناً تكميل پرسشنامهها به صورت انفرادي و زمان اجراي آنها حدود ٢٠ دقيقه بوده است.
يافتههانتايج نشان ميدهد كه ٩/٤٥ درصد (٨٩ نفر) آزمودنيها تحصيلات زير دبيرستان، ٧/٢٤ درصد (٤٨ نفر) تحصيلات ديپلم و ٧/٢٤ درصد (٤٧ نفر) تحصيلات بالاي ديپلم داشتهاند. وضعيت اقتصادي ٢/٢٤ درصد (٤٧ نفر) پايين، ٥/٦٥ درصد (١٢٧ نفر) متوسط و ٣/٩ درصد (١٨ نفر) بالا بوده است. زبان ٦/٨٧ درصد (١٧٠ نفر) تركي و ٨/٨ درصد (١٧ نفر) فارسي بوده است.
جدول ١: ميانگين و انحراف معيار خودآگاهي، رفتارهاي ديني و نارساييهاي شناختي در ميانسالان
|
متغير |
كل |
مرد |
زن |
F |
|||||
|
|
SD |
|
SD |
|
SD |
||||
|
خودآگاهي |
٧٨/١٧ |
٦٥/٣ |
٤٧/١٨ |
٠٦/٣ |
٠٧/١٧ |
٠٧/٤ |
**٣٢/٧ |
||
|
رفتار ديني |
٥٤/٢٨ |
٢٩/٤ |
٦٠/٢٨ |
٠٥/٤ |
٤٨/٢٨ |
٥٤/٤ |
٠٤/٠ |
||
|
مراسم ديني |
٠٦/٧ |
٩٧/١ |
٢٥/٧ |
٨٧/١ |
٨٥/٦ |
٠٥/٢ |
٠٣/٢ |
||
|
ايمان |
٤٣/٤٩ |
٨٤/٩ |
٦٦/٤٨ |
٧٣/٥ |
٢١/٥٠ |
٧٢/١٢ |
٢٠/١ |
||
|
رفتار علمي |
٧٤/١٢ |
٧٨/١ |
٨٩/١٢ |
٦٧/١ |
٥٩/١٢ |
٨٨/١ |
٣٣/١ |
||
|
كل |
٧٧/٩٧ |
٨٩/١٤ |
٤١/٩٧ |
٤٩/١١ |
١٣/٩٨ |
٧٥/١٧ |
١١/٠ |
||
|
نارساييهاي شناختي |
حواسپرتي |
٦٧/٢٢ |
١٧/٦ |
٨٦/٢٢ |
١٤/٦ |
٤٩/٢٢ |
٢٣/٦ |
**٠٦/٧ |
|
|
مشكلات حافظه |
٩٤/١٦ |
١٢/٥ |
٨٥/١٦ |
٧١/٤ |
٠٤/١٧ |
٥٢/٥ |
٩٩/٢ |
||
|
اشتباهات سهوي |
٤٠/١٤ |
٩٤/٣ |
٢٦/١٤ |
٩٤/٣ |
٥٣/١٤ |
٩٥/٣ |
**١٦/٩ |
||
|
عدم يادآوري اسامي |
٧٣/٤ |
٠١/٢ |
٨٦/٤ |
٨٩/١ |
٦٠/٤ |
١٣/٢ |
٢٤/٠ |
||
|
كل |
٧٥/٥٨ |
١٢/١٤ |
٨٣/٥٨ |
٩٩/١٢ |
٦٧/٥٨ |
٢٦/١٥ |
٠٨/٣ |
||
* p < ٠/٠١
در جدول شماره ١ ميانگين و انحراف معيار خودآگاهي، رفتارهاي ديني و نارساييهاي شناختي ميانسالان آمده است. ميانگين و انحراف معيار رفتارهاي ديني ٧٧/٩٧ (٨٩/١٤)، خودآگاهي ٧٨/١٧ (٦٥/٣) و نارساييهاي شناختي ٧٥/٥٨ (١٢/١٤) است. همانطور كه در جدول مشاهده ميشود، ميانگين نمرههاي خودآگاهي شناختي در مردان در مقايسه با زنان به طور معناداري بيشتر است، در صورتي كه ميانگين نمرههاي اشتباهات سهوي و حواسپرتي در زنان بيشتر است.(٠١/٠P< )
جدول شماره ٢: ضريب همبستگي بين خودآگاهي، رفتارهاي ديني و نارساييهاي شناختي در ميانسالان
|
٢ |
٣ |
٤ |
٥ |
٦ |
٧ |
٨ |
٩ |
١٠ |
١١ |
||
|
رفتارهاي ديني |
١.خودآگاهي |
*١٧/٠ |
١٢/٠ |
١٤/٠ |
*٢٣/٠ |
*١٨/٠ |
*١٨/٠- |
*٣/٠- |
*٢٤/٠- |
٠١/٠- |
**٢٥/٠- |
|
٢ ـ رفتار ديني |
١ |
**٦٤/٠ |
**٤٨/٠ |
**٧٥/٠ |
**٧٨/٠ |
**٢٩/٠ |
**٢٤/٠- |
**٣٧/٠- |
١٤/٠- |
**٣٤/٠- |
|
|
٣ ـ مراسم ديني |
١ |
**٣٥/٠ |
**٥٩/٠ |
**٦٢/٠ |
٠٨/٠- |
٠٢/٠- |
**٢٠/٠- |
٠٤/٠ |
٠٩/٠ |
||
|
٤ ـ ايمان |
١ |
*٥٤/٠ |
**٩١/٠ |
**٢٤/٠- |
**٢/٠- |
**٣٦/٠- |
**٢٩/٠- |
**٣٢/٠- |
|||
|
٥ ـ رفتار علمي |
١ |
**٧٧/٠- |
**١٩/٠- |
*١٨/٠- |
*٤٠/- |
**٢/٠- |
**٢٩/٠- |
||||
|
٦ ـ رفتارهاي مذهبي |
١ |
**٢٧/٠- |
**٢٣/٠- |
**٤٢/٠- |
**٢٥/٠- |
**٣٥/٠- |
|||||
|
نارساييهاي شناختي |
٧-حواسپرتي |
١ |
**٦٢/٠ |
**٥٨/٠ |
**٤١/٠ |
**٨٨/٠ |
|||||
|
٨ ـ مشكلات حافظه |
١ |
**٥٥/٠ |
**٤٢/٠ |
**٨٥/٠ |
|||||||
|
٩ ـ اشتباهات سهوي |
١ |
**٤٦/٠ |
**٨/٠ |
||||||||
|
١٠ ـ عدم يادآوري اسامي |
١ |
**٦٠/٠ |
|||||||||
|
١١ ـ نارساييهاي شناختي |
١ |
||||||||||
٠١/٠> P ** ٠٥/٠P< *
همانطور كه در جدول ٢ مشاهده ميشود، رفتارهاي ديني (٣٥/٠ ـ = r) و خودآگاهي (٢٥/٠ ـ = r) با نارساييهاي شناختي در ميانسالان رابطه منفي معناداري دارند (٠١/٠P<). همچنين مؤلفههاي رفتار ديني فردي (٣٤/٠-= r )، ايمان (٣٢/٠-= r) و رفتار علمي (٢٩/٠-= r) با نارساييهاي شناختي ميانسالان رابطه منفي معناداري دارند (٠١/٠P< ).
جدول شماره٣: نتايج مربوط به ضريب تعيين و ضرايب رگرسيون نارساييهاي شناختي
|
متغير ملاك |
متغير پيش بين |
R |
R٢ |
F(P) |
SE |
b |
Beta |
t(P) |
|
نارساييهاي شناختي |
خودآگاهي شناختي |
٢٥٥/٠ |
٠٦٥/٠ |
٣٧/١٣** |
٢٧/٠ |
٩٩/٠- |
٢٥٥/٠- |
٦٦/٣-** |
|
رفتارهاي ديني |
٤٠٢/٠ |
١٦٢/٠ |
٤٦/١٨** |
٠٦٤/٠ |
٣/٠- |
٣١٧/٠- |
٧/٤-** |
٠١/٠P< *
با توجه به اينكه اين پژوهش در پي پيشبيني نارساييهاي شناختي
ميانسالان بوده، اين متغير به ترتيب روي هريك از متغيرهاي رفتارهاي ديني و
خود آگاهي به شيوه رگرسيون و رود، تحليل شده است. همانطور
كه در جدول ٣ مشاهده ميشود، نتايج نشان ميدهد كه حدود ١٦ درصد از واريانس
نارساييهاي شناختي ميانسالان توسط رفتارهاي ديني و خودآگاهي تبيين ميشود
و نسبت معنادار F بيانگر ارتباط اين متغيرها با نارساييهاي شناختي است
(٠٠٠/٠>p). با توجه به مقادير بتا، به ترتيب رفتارهاي ديني
(٣١٧/٠-=Beta) و خودآگاهي (٢٥٥/٠ ـ = Beta) قويترين متغيرها براي پيشبيني نارساييهاي شناختي ميانسالان ميباشند.
جدول شماره٤: نتايج مربوط به ضريب تعيين و ضرايب رگرسيون نارساييهاي شناختي بر اساس مؤلفههاي رفتارهاي ديني
|
متغير ملاك |
متغير پيشبين |
R |
R٢ |
F(P) |
SE |
b |
Beta |
t(P) |
|
نارساييهاي شناختي |
رفتار ديني |
٣٩/٠ |
١٥٥/٠ |
٥٢/١٧** |
٢٢/٠ |
٠/١- |
٣٠٠/٠- |
٥١/٤-** |
|
مراسم ديني |
٤٣/٠ |
١٨٤/٠ |
٣٢/١٤** |
٦٢/٠ |
٦١/١ |
٢٢٠/٠_ |
٦٢/٢* |
|
|
ايمان |
٤٦/٠ |
٢١٥/٠ |
٩٧/١٢** |
١١/٠ |
٢٩/٠- |
٢٠٠/٠- |
٧٣/٢-* |
|
|
رفتار علمي |
٤٦/٠ |
٢١٥/٠ |
٣٢/١٠** |
٨٤/٠ |
٠٢/٠ |
٠٠٣/٠ |
٠٣/٠ |
٠١/٠P< ٥/٠P< *
بحث و نتيجه گيريهدف پژوهش حاضر، تعيين ارتباط رفتارهاي ديني و خودآگاهي با نارساييهاي شناختي در ميانسالان بوده است. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه رفتارهاي ديني با نارساييهاي شناختي در ميانسالان رابطه منفي معناداري دارد. مؤلفههاي رفتار ديني فردي، مراسم ديني و ايمان با نارساييهاي شناختي ميانسالان رابطه منفي معناداري دارند (٠٥/٠P<). اين نتايج در راستاي يافتههاي پژوهشي مالتبي و دي (٢٠٠٠م)، دان و هورگاس (٢٠٠٤م)، بارت و همكاران (٢٠٠٥م)، اسچيف (٢٠٠٦م)، هاگيولت و همكاران (٢٠٠٧م) و سيو و كوهن (٢٠٠٧م) قرار دارد. در مورد رابطه بين رفتارهاي ديني و نارساييهاي شناختي ميتوان بيان كرد كه با توجه به شيوه تبيين مثبت از رويدادها و مقابله با مشكلات در افرادي كه رفتارهاي ديني دارند، اين احتمال وجود دارد كه اين افراد در رويارويي با مشكلات زندگي و فشارزاها، فعالتر شده و براي حل مشكل خود بيشتر تلاش كرده و در نتيجه، سلامت رواني آنها نيز افزايش يابد. علاوه بر اين، اين نتيجه با اين بيان پيترسون (٢٠٠٠م) كه افراد داراي رفتارهاي ديني، خوشبينانهتر مشكلات خود را حل مينمايند و نقشههايي براي فعاليتهاي خود طراحي نموده و طبق آن عمل ميكنند، همسويي دارد. همچنين ميتوان بيان كرد كه افراد مذهبي با خوشبيني، در مورد حل مسئله، موفقتر عمل نموده، از سلامت رواني بهتري بهرهمند بوده و در نتيجه، نارساييهاي شناختي كمتري را تجربه ميكنند، از اينرو، تقويت نگرشها و رفتارهاي ديني ميتواند يكي از عوامل محافظت كننده در برابر آسيبهاي شناختي ميانسالان براي برنامههاي پيشگيرانه استفاده شود.
نتايج اين مطالعه نيز نشان ميدهد كه خودآگاهي با نارساييهاي شناختي رابطه منفي معناداري دارند (٠١/٠P<). به عبارت ديگر، با افزايش خودآگاهي، نارساييهاي شناختي كاهش مييابد. اين نتيجه در راستاي يافتههاي پژوهشي ديگر[٣٤] قرار دارد. با توجه به اينكه خودآگاهي گرايش به آگاهي و نظارت بر تفكرات شخصي و فرايندهاي شناختي خود فرد است، ميتوانند در تعاملات بينفردي، فرايندهاي شناختي و سازگاري تأثير مثبت بگذارند. در صورتي كه خودآگاهي مختل در تعامل با ماهيت افكار، عواطف و باورها، به ويژه ميزان احساس نااميدي و نيز ارزشي كه فرد براي خود به عنوان يكي از اعضاي اجتماعي قائل است، ميتواند به شيوههاي گوناگون مشكلات رواني و شناختي فرد را تشديد كند.[٣٥]
اين نتايج نيز در راستاي يافتههاي پژوهشي مكاكسي و همكاران (٢٠٠٦م) و مكاكسي(٢٠٠٥م) قرار دارد. با توجه به اين نتايج به نظر ميرسد كه ميانسالان نشخوارهاي ذهني بيشتري راجع به مزيتها و سودمنديهاي نگراني، نگرانيهايي راجع به توانايي براي كنترل نگرانيها و ترديدهايي راجع به كاركرد و توانمنديهاي شناختي خود داشته باشند و در نتيجه اين پردازشهاي فراشناختي، احتمال وقوع نارساييهاي شناختي ميانسالان افزايش مييابد. اين نتيجه نيز حمايت بيشتري براي مدل كنش اجرايي خودتنظيمي ولز و متيوز[٣٦] (١٩٩٦م) در مورد اختلالات شناختي فراهم ميكند و اين نتايج، بيانگر كاربرد مفاهيم فراشناختي در ايجاد و تحول شناختي در ميانسالان است. همچنين يافتههاي اين پژوهش بيان ميكند كه خودآگاهي در عملكرد شناختي نقش مهمي دارد و تمركز بر افزايش خودآگاهي و خودشناسي و اصلاح فراشناخت مختل به كاهش احساسات تهديد و ناكامي منجر ميشود و در نهايت، خودكارآمدي را افزايش و نارساييهاي شناختي را كاهش ميدهد.
با توجه به اين نتايج ميتوان بيان كرد كه افراد داراي خودآگاهي مناسب، راهبردهاي كاملاً متفاوتي براي تنظيم عواطف، شناخت و پردازش اطلاعات هيجاني به كار ميگيرند. افراد داراي خودآگاهي مختل، آن دسته از راهبردهاي تنظيم عواطف و شناخت را استفاده ميكنند كه بر هيجانها و شناختهاي منفي تأكيد ميورزند. اين راهبردهاي ناكارآمد فرد را مستعد نارساييهاي شناختي بيشتري ميكند. اما افراد داراي خودآگاهي بالا و مناسب، راهبردهايي را براي تنظيم عواطف و شناخت خود به كار ميگيرند كه تنش و استرس را كمينه ميسازد و هيجانهاي مثبت و سلامت رواني را به وجود آورده و در نتيجه، فرد نارسايِيهاي شناختي كمتري را تجربه خواهد كرد.
در بخش ديگر پژوهش، نتايج تحليل رگرسيون چند متغيري نشان ميدهد كه رفتارهاي ديني و خودآگاهي شناختي حدود ١٦ درصد از واريانس نارساييهاي شناختي ميانسالان را تبيين ميكنند. اين نتيجه، حاكي است كه اگرچه دو متغير رفتارهاي ديني و خودآگاهي شناختي تغييرات معناداري از نارساييهاي شناختي را تبيين ميكنند، اما خودآگاهي درصد بيشتري از نارساييهاي شناختي ميانسالان را تبيين ميكند. اين نتيجه، نشان ميدهد كه رفتارهاي ديني بالا و خودآگاهي مناسب ميتوانند به كاهش نارساييهاي شناختي در ميانسالان منجر شوند. با توجه به عدم وجوديافتههاي متناظر در پيشينه، از اين يافته ميتوان استنباط كرد كه رفتارهاي ديني فردي و خودآگاهي تأثيرشان بر نارساييهاي شناختي ميانسالان قابل ملاحظه نبوده، از اينرو براي روشن شدن اين نكته لازم است كه تحقيقات بيشتري در اين زمينه صورت گيرد.
نتايج تحليل رگرسيون چندمتغيري نشان ميدهد كه مؤلفههاي رفتار ديني ٢٢ درصد از واريانس نارساييهاي شناختي ميانسالان را تبيين كرده و از اين ميان، رفتار ديني فردي، مراسم ديني و ايمان، توان پيشبيني معناداري براي نارساييهاي شناختي ميانسالان دارند. به عبارت ديگر، اين مؤلفهها ميتوانند به كاهش نارساييهاي شناختي در ميانسالان منجر شوند. اين نتيجه نشان ميدهد كه ٧٨ درصد واريانس و عوامل باقيمانده توسط متغيرهاي ديگر مؤثر بر نارساييهاي شناختي ميانسالان (نظير عوامل شناختي، اجتماعي و انگيزشي) تبيين ميشود. برخي از تحقيقات[٣٧] نشان دادهاند كه مؤلفههاي ديني از عوامل مهم در پيشگيري آشفتگيهاي روانشناختي و شناختي ميباشند و با افزايش رفتارهاي ديني، نارساييهاي شناختي كمتر و در نتيجه توجه، تمركز و حافظه كمتر آسيب ميبيند. پيشبيني ضعيفتر نارساييهاي شناختي از طريق مؤلفههاي ديني را ميتوان اينگونه تبيين كرد كه نگرشها و رفتارهاي ديني در جامعه ما، به ويژه در اقشار جوان و ميانسال، حساسيت ويژهاي دارند، از اينرو، احتمال دارد كه آزمودنيهاي پژوهش دچار خودسانسوري شده و پاسخ درستي به مقياس رفتار ديني نداده باشند كه اين مسئله ميتواند نتايج حاصله را در ميانسالان منحرف سازد.
با توجه به اينكه پژوهش حاضر فقط روي ميانسالان شهر اردبيل انجام شده است، نتايج حاصله را بايستي با احتياط به گروههاي سني و شهرهاي ديگر تعميم داد. همچنين سنجش رفتارهاي ديني با پرسشنامه و به صورت ذهني از محدويتهاي ديگر اين تحقيق است كه در تحقيقات آتي بايد به آن توجه شود. آموزش راهبردهاي شناختي و مذهبي ميتواند براي پيشگيري از بروز اختلالات شناختي ميانسالان حائز اهميت باشد.
منابعابوالقاسمي، عباس، « بررسي ارتباط باورهاي فراشناختي ـ مذهبي با شكستهاي شناختي ميانسالان و سالمندان»، گزارش تحقيق، دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه محقق اردبيلي.
خانجاني، علي اكبر، عقل چيست؟، دايرةالمعارف عرفان، شهريور۱۳۸۷، بند۵۴.
شهني، موحد، شكركن، منيجه، احمد، حسين، «رابطه علي بين نگرشهاي مذهبي، خوشبيني، سلامت رواني و سلامت جسماني در دانشجويان»، مجله علوم تربيتي روانشناسي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، دوره ٣، شمارههاي ١ و ٢، ص ٣٤-١٩.
Barrett, D.W., Patock-Peckham, J.A., Hutchinson, G.T., Nagoshi, C.T.(٢٠٠٥). Cognitive motivation and religious orientation. Personality and Individual Differences, ٣٨( ٢), ٤٦١-٤٧٤.
Broadbent, D.E. Cooper, P.J. Fitzgerald, P.F., & Parkes, K.R. (١٩٨٢). The Cognitive Failures Questionnaire (CFQ) and its correlates, British Journal of Clinical Psychology, ٢١(١), ١–١٦.
Bylsma, W.H., Cozzarelli, C., Sumer, N. (١٩٩٧). Relation between attachment styles and global self-esteem. Basic and Applied Social Psychology, ١٩(١), ١–١٦.
Carone, D.A., Barone, D.F.(٢٠٠١). A social cognitive perspective on religious beliefs: their functions and impact on coping and psychotherapy. Clinical Psychology Review, ٢١(٧), ٩٨٩-١٠٠٣.
Craik, I.M. & Salthouse, S.T.(٢٠٠٠). In: F.I.M. Craik and T.A. Salthouse, Editors, The handbook of aging and cognition, Lawrence Erlbaum Associates, Mahwah, NJ.
Dixon, R., Backman, L., Nilsson, L.G. (٢٠٠٤). New frontiers in cognitive aging, Oxford University Press, Oxford.
Dunn, K.S., Horgas, A.L.(٢٠٠٤). Religious and nonreligious coping in older adults experiencing chronic pain. Pain Management Nursing, ٥(١), ١٩-٢٨.
Janeck, A.S., Calamari, J.E. Riemann, B.C., Heffelfinger, S.K.(٢٠٠٣). Too much thinking about thinking? metacognitive differences in obsessive–compulsive disorder. Journal of Anxiety Disorders, ١٧ (٢), ١٨١–١٩٥.
Harter, S. (١٩٩٩). The Construction of the Self. New York: The Guilford Press.
Hermann, M., Freyholdt, U., Fuchs, G., Wallesch, C.W.(١٩٩٧). Coping with chronic neurological impairment: a contrastive analysis of Parkinson's disease and stroke. Disability and Rehabilitation, ١٩(١), ٦–١٢.
Houston, D.M. (١٩٨٩). The relationship between cognitive failure and self-focused attention, British Journal of Clinical Psychology, ٢٨(١), ٨٥–٨٦.
Huguelet, P., Mohr, S., Jung, V., Gillieron, C., Brandt, P.Y., Borras, L. (٢٠٠٧). Effect of religion on suicide attempts in outpatients with schizophrenia or schizo-affective disorders compared with inpatients with non-psychotic disorders. European Psychiatry, ٢٢(٣), ١٨٨-١٩٤.
Katz, Knobler,H.Y., Laibel, Z., Strauss, Z., Durst, R. (٢٠٠٢). Time zone change and major psychiatric morbidity: The results of a ٦-year study in Jerusalem. Comprehensive Psychiatry, ٤٣(١), ٣٧-٤٠.
Kirov, G., Kemp, R., Kirov, K., David, A.S.(١٩٩٨). Religious faith after psychotic illness. Psychopathology, ٣١(٢), ٢٣٤–٢٤٥.
Mahoney, A.M. Dalby, J.T., King, M.C. (١٩٩٨). Cognitive failures and stress, Psychological Reports, ٨٢, ١٤٣٢–١٤٣٤.
Maltby, J., Day, L.(٢٠٠٠).Depressive symptoms and religious orientation: examining the relationship between religiosity and depression within the context of other correlates of depression.Personality and Individual Differences, ٢٨(٢), ٣٨٣-٣٩٣.
Manly, T., Robertson, I.H., Galloway, M., Hawkins, K.(١٩٩٩). The absent mind: Further investigations of sustained attention to response, Neuropsychologia, ٣٧, ٦٦١–٦٧٠.
Matthews, G., . Coyle, K., Craig, A.(١٩٩٠). Multiple factors of cognitive failures and their relationship with stress vulnerability, Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, ١٢(١), ٤٩–٦٥.
Mattis, J.S., Fontenot, D.L., Hatcher-Kay, C.A.(٢٠٠٣). Religiousity, racism and dispositional optimism among African Americans. Personality and Individual Differences, ٣٤(٦), ١٠٢٥-١٠٣٨.
Mecacci, L. Righi, S., Rocchetti, G. (٢٠٠٦). Cognitive failures and circadian typology. Personality and Individual Differences, ٣٧(١), ١٠٧–١١٣.
Mecacci, L. (٢٠٠٥). Cognitive failures, metacognitive beliefs and aging. Personality and Individual Differences, ٤٠(٧), ١٤٥٣-١٤٥٩.
Nielsen, M.E.(١٩٩٥). Operational using religious orientation. Journal of Psychology, ١٢٩,(٥), .٤٨٥-٤٩٤.
Nolen-Hoeksema, S. (١٩٩٠). Sex Differences in Depression. Stanford: Stanford University Press.
Nolen-Hoeksema, S., Girgus, J. S. (١٩٩٤). The Emergence of Gender Differences in Depression During Adolescence. Psychological Bulletin, ١١٥, ٢٤٢-٤٤٣.
Peterson, C. (٢٠٠٠). The future of optimism. American Psychologist, ٥٥(١), ٤٤-٥٥.
Rabbitt, P. (١٩٩٠). Age, IQ, and recall of errors, Ergonomics, ٣٣, ١٢٩١–١٣٠٥.
Robertson, I.H., Manly, T., Andrade, J., Baddeley, B.T., & Yiend, J.(١٩٩٧). Performance correlates of everyday attentional failures in traumatic brain injured and normal subjects, Neuropsychologia, ٣٥, ٧٤٧–٧٥٨.
Rokach, A., Brock, H.(١٩٩٨). Coping with loneliness. Journal of Psychology, ١٣٢ (١), ١٠٧–١٢٧.
Schiff, M.(٢٠٠٦). Living in the shadow of terrorism: Psychological distress and alcohol use among religious and non-religious adolescents in Jerusalem. Social Science & Medicine, ٦٢(٩), ٢٣٠١-٢٣١٢.
Sethi, S., Seligman, M.E.P.(١٩٩٣). Optimism and fundamentalism. Psychological Science, ٤(٤), ٢٥٦-٢٥٩.
Siev, J., Cohen, A.B. (٢٠٠٧). Is thought ـ action fusion related to religiousity? Differences between Christians and Jews. Behaviour Research and Therapy, ٤٥(٤), ٨٢٩-٨٣٧.
Simon,V. A., Harter, S. (١٩٩٨). The Role of Self-Focused Attention in Young Adolescents’ Depressive Reactions to Negative Self-Evaluations. The Construction of the Self. Harter, S. (Ed.), New York: The Guilford Press.
Thompson, M.P., Vardaman, P.J.(١٩٩٧). The role of religion in coping with the loss of a family member of homicide. Journal for the Scientific Study of Religion, ٣٦, ٤٤–٥١.
Tipper, S.P., Baylis, G.C. (١٩٩٩). Individual differences in selective attention: The relation of priming and interference to cognitive failure, Personality and Individual Differences, ٨, ٦٦٧–٦٧٥.
Wallace, J.C. (٢٠٠٤). Confirmatory factor analysis of the Cognitive Failures Questionnaire: Evidence for dimensionality and construct validity, Personality and Individual Differences, ٣٧, ٣٠٧–٣٢٤.
Wallace, J.C. Vodanovich, S.J., Restino, B.M. (٢٠٠٣). Predicting cognitive failures from boredom proneness and daytime sleepiness scores: An investigation within military and undergraduate samples, Personality and Individual Differences, ٣٤, ٦٣٥-٦٤٤.
Wells, A., Mathews, G. (١٩٩٦). Modeling cognitive in emotional. Behaviour Research and Therapy. ٣٤, ٨٨١-٨٨٨.
Woods, T.E., Antoni, M.H., Ironson, G.H., Kling, D.W.(١٩٩٩). Religiosity is associated with affective and immune status in symptomatic HIV-infected gay men. Journal of Psychosomatic Research, ٤٦, ١٦٥–١٧٦.
* دانشيار روانشناسي، دانشگاه محقق اردبيلي abolghasemi_٤٤@Yahoo.com
** عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اردبيل
*** کارشناس ارشد روانشناسي باليني
دريافت: ٢٠/٧/٩٠ ـ پذيرش:١٠/١٢/٩٠
[١]. Mecacci, L. Righi, S., Rocchetti, G. Cognitive failures and circadian typology. Personality and Individual Differences, V:٣٧, p. ١٠٧-١١٣
[٢]. Craik, I.M. & Salthouse, S.T. In: F.I.M. Craik and T.A. Salthouse, Editors, The handbook of aging and cognition, Lawrence Erlbaum Associates, Mahwah, NJ.
[٣]. cognitive failures
[٤]. Wallace, J.C. Confirmatory factor analysis of the Cognitive Failures Questionnaire: Evidence for dimensionality and construct validity, Personality and Individual Differences, ٣٧, ٣٠٧–٣٢٤.
[٥]. Manly, T., Robertson, I.H., Galloway, M., Hawkins, K. The absent mind: Further investigations of sustained attention to response, Neuropsychologia, ٣٧, ٦٦١-٦٧٠.
[٦]. Houston, D.M. The relationship between cognitive failure and self-focused attention, British Journal of Clinical Psychology, ٢٨(١), ٨٥-٨٦.
[٧]. Rabbitt.
[٨]. Matthews, G., . Coyle, K., Craig, A. Multiple factors of cognitive failures and their relationship with stress vulnerability, Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, ١٢(١), ٤٩–٦٥.
[٩]. Carone & Baron كارون و بارون، ٢٠٠١.
[١٠]. علي اكبر خانجاني، عقل چيست؟، دايرةالمعارف عرفان، بند۵۴.
[١١]. religious behaviors
[١٢]. Carone, D.A., Barone, D.F. A social cognitive perspective on religious beliefs: their functions and impact on coping and psychotherapy. Clinical Psychology Review, ٢١(٧), ٩٨٩-١٠٠٣
[١٣]. Rokach, A., Brock, H. Coping with loneliness. Journal of Psychology, ١٣٢ (١), ١٠٧-١٢٧.
[١٤]. Kirov, G., Kemp, R., Kirov, K., David, A.S. Religious faith after psychotic illness. Psychopathology, ٣١(٢), ٢٣٤-٢٤٥.
[١٥]. Woods, T.E., Antoni, M.H., Ironson, G.H., Kling, D.W. Religiosity is associated with affective and immune status in symptomatic HIV-infected gay men. Journal of Psychosomatic Research, ٤٦, ١٦٥–١٧٦.
[١٦]. Hermann, M., Freyholdt, U., Fuchs, G., Wallesch, C.W. Coping with chronic neurological impairment: a contrastive analysis of Parkinson's disease and stroke. Disability and Rehabilitation, ١٩(١), ٦–١٢.
[١٧] . Thompson, M.P., Vardaman, P.J.(١٩٩٧). The role of religion in coping with the loss of a family member of homicide. Journal for the Scientific Study of Religion, ٣٦, ٤٤–٥١
[١٨]. Bylsma, W.H., Cozzarelli, C., Sumer, N. Relation between attachment styles and global self-esteem. Basic and Applied Social Psychology, ١٩(١), ١–١٦.
[١٩]. Mattis, J.S., Fontenot, D.L., Hatcher-Kay, C.A.(٢٠٠٣). Religiousity, racism and dispositional optimism among African Americans. Personality and Individual Differences, ٣٤(٦), ١٠٢٥-١٠٣٨.
Sethi, S., Seligman, M.E.P. Optimism and fundamentalism. Psychological Science, ٤(٤), ٢٥٦-٢٥٩.
موحد شهني، منيجه شكركن، احمد، حسين، «رابطه علي بين نگرشهاي مذهبي، خوشبيني، سلامت رواني و سلامت جسماني در دانشجويان»، مجله علوم تربيتي روانشناسي، دانشگاه شهيد چمران اهواز، ص ٣٤-١٩.
[٢٠]. Katz, Knobler,H.Y., Laibel, Z., Strauss, Z., Durst, R. (٢٠٠٢). Time zone change and major psychiatric morbidity: The results of a ٦-year study in Jerusalem. Comprehensive Psychiatry, ٤٣(١), ٣٧-٤٠.
[٢١]. Maltby, J., Day, L.Depressive symptoms and religious orientation: examining the relationship between religiosity and depression within the context of other correlates of depression.Personality and Individual Differences, ٢٨(٢), ٣٨٣-٣٩٣.
Dunn, K.S., Horgas, A.L.(٢٠٠٤). Religious and nonreligious coping in older adults experiencing chronic pain. Pain Management Nursing, ٥(١), ١٩-٢٨
[٢٢]. Barrett, Patock-Peckham, Hutchinson & Nagoshi
[٢٣]. Schiff
[٢٤]. Huguelet , Mohr, Jung, Gillieron, Brandt & Borras.
[٢٥]. Siev & Cohen.
[٢٦]. Harter, S. The Construction of the Self. New York: The Guilford Press.
[٢٧]. Nolen-Hoeksema, S. Sex Differences in Depression. Stanford: Stanford University Press; Nolen-Hoeksema, S., Girgus, J. S. The Emergence of Gender Differences in Depression During Adolescence. Psychological Bulletin, ١١٥, ٢٤٢-٤٤٣.
[٢٨]. Simon,V. A., Harter, S. The Role of Self-Focused Attention in Young Adolescents’ Depressive Reactions to Negative Self-Evaluations. The Construction of the Self. Harter, S. (Ed.), New York : The Guilford Press.
[٢٩]. Houston, D.M. The relationship between cognitive failure and self-focused attention, British Journal of Clinical Psychology, ٢٨(١), ٨٥-٨٦.
[٣٠]. Wallace, J.C. Vodanovich, S.J., Restino, B.M. Predicting cognitive failures from boredom proneness and daytime sleepiness scores: An investigation within military and undergraduate samples, Personality and Individual Differences, ٣٤, ٦٣٥–٦٤٤.
[٣١]. Broadbent, Cooper, Fitzgerald & Parkes.
[٣٢]. Nielsen
[٣٣]. Janeck, Calamari, Riemann & Heffelfinger
[٣٤]. Houston, D.M. The relationship between cognitive failure and self-focused attention, British Journal of Clinical Psychology, ٢٨(١), ٨٥–٨٦
[٣٥]. Simon,V. A., Harter, S. The Role of Self-Focused Attention in Young Adolescents’ Depressive Reactions to Negative Self-Evaluations. The Construction of the Self. Harter, S. (Ed.), New York : The Guilford Press.
[٣٦]. Wells & Mathews.
[٣٧]. Dunn, K.S., Horgas, A.L. Religious and nonreligious coping in older adults experiencing chronic pain. Pain Management Nursing, ٥(١), ١٩-٢٨
Barrett, D.W., Patock-Peckham, J.A., Hutchinson, G.T., Nagoshi, C.T. Cognitive motivation and religious orientation. Personality and Individual Differences, ٣٨( ٢), ٤٦١-٤٧٤
