نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - پيشبيني دينداري با توجه به ابعاد شخصيت درمعلمان زن و مرد
سال چهارم، شماره چهارم، زمستان ١٣٩٠، ص ٥ ـ ٢٦
Ravanshenasi-va ـ Din, Vol.٤. No.٤, Winter ٢٠١٢
صفورا داوري*/ مسعود باقري**/ حسن بني اسدي***
چكيده
اين پژوهش، با هدف بيان رابطة ابعاد شخصيت و دينداري معلمان و تعيين ميزان پيشبيني دينداري توسط ابعاد شخصيت، به روش توصيفي همبستگي انجام گرفته است. از ميان جامعه آماري يعني معلمان شاغل در شهرستان رودان، ٢٧٤ نفر معلم زن و مرد، با روش نمونهگيري خوشهاي تصادفي متناسب با حجم طبقات انتخاب شدند كه به پرسشنامه ويژگيهاي جمعيتشناختي، دينداري و شخصيت پاسخ دادهاند. تحليل دادهها به روشهاي آماري ضريب همبستگي پيرسون و رگرسيون گام به گام انجام گرفته است. نتايج نشان ميدهد كه ابعاد شخصيت برونگرايي، توافق و وجداني بودن با دينداري رابطة مثبت، و روان رنجورخويي با آن رابطهاي منفي دارد. نتايج تحليل دادهها به تفكيك جنسيت در معلمان مرد نيز روابطي مشابه با همه معلمان را نشان ميدهد. اما در معلمان زن روان رنجورخويي با دينداري رابطة معناداري نشان نداد. نتايج تحليل رگرسيون نشان ميدهد كه ابعاد برونگرايي، توافق و وجداني بودن در همه معلمان به طور مثبت، و بُعد روان رنجورخويي به صورت منفي، دينداري را پيشبيني ميكند. اما در معلمان مرد دو بعد برونگرايي وتوافق، و در معلمان زن فقط وجداني بودن دينداري را پيشبيني كرده است.
كليدواژهها: دينداري، روان رنجورخويي، برونگرايي، باز بودن به تجربه، توافق، وجداني بودن و ابعاد شخصيت.
مقدمه
دينداري امتياز اصلي انسان در مقايسه با ديگر موجودات است و در طول تاريخ بشر همه قبايل، حتي انسانهاي اوليه نيز به شكلي از پرستش اعتقاد داشته،[١] به طوري كه همة اقوام بشري صاحب نوعي دين بوده و ميتوان گفت كه دين در تمام حوزههاي جوامع بشري نقشي محوري ايفا كرده است.[٢]
البته در جامعة مذهبي، مانند جامعة ايران، و براي معلمان ـ به علت نوع وظيفهاي كه دارند ـ اهميت دينداري در مقايسه با ساير اقشار جامعه بيشتر است، چرا كه با توجه به رابطة مثبت ميان دينداري معلمان و دانشآموزان و همچنين نقش الگويي معلمان، آنها بيشترين اثر را روي دينداري دانشآموزان دارند.[٣] بنابراين، با توجه به اهميت دينداري معلمان، شناسايي همه عوامل مؤثر و مرتبط با آن مهم ميباشد.
يكي از اين عوامل بسيار مهم، شخصيت است، زيرا همة جنبههاي با ثبات يك فرد (الگوهاي تفكر، عواطف و رفتار) را در بر ميگيرد.[٤] يكي از ديدگاههاي مهم دربارة شخصيت كه در ميان روانشناسان اعتبار مناسبي دارد، نظريه پنج عاملي شخصيت است كه توسط مك كري[٥] و كاستا[٦] در اواخر دهة هشتاد ميلادي ارائه شده و پنج عامل آن عبارت است از: روان رنجورخويي[٧]، برونگرايي، باز بودن به تجربه[٨]، توافق و وجداني بودن.[٩] به عقيده استريفلر[١٠] و مك نالي[١١] (١٩٩٨م)[١٢] اين نظريه ديدگاه جامع و فراگيري به شخصيت دارد و طبق آن، صفات شخصيت، تمايلات پايهاي هستند كه زمينه زيستي دارند.[١٣]
نظريه پنج عاملي بر الگوي صفات شخصيت مبتني است كه به سبب هماهنگي با بسياري از رويكردهاي نظري و راه اندازي پژوهشهاي زيادي در خصوص شخصيت و استفاده نظري از آن براي تدوين آزمونهاي شخصيت، مورد توجه و اهميت بيشتري قرار گرفته و روانشناسي صفت كه نقطة اوج آن در دهههاي ١٩٧٠م بود، دوباره رونق زيادي يافته است.[١٤]
پژوهشها نشان ميدهند كه شخصيت، رابطه دوسويهاي با دينداري دارد؛ يعني دينداري و مؤلفههاي آن از عناصر مؤثر بر شخصيت بوده و ويژگيهاي شخصيتي نيز بر دينداري تأثير ميگذارند.[١٥] و به طوري كه پژوهش ترويت، [١٦ ايوانز[١٧] و ميرز[١٨] (١٩٩٢م)[١٩] نشان ميدهد «١٦درصد از واريانس تغييرپذيري در دين، ناشي از وراثت است كه نميتواند فقط مربوط به عادتهاي مذهبي باشد و بايد تعدادي صفت وابسته به دينداري نيز وجود داشته باشد».
در واقع، پژوهشهاي متعددي (با رويكرد صفات شخصيت)، رابطه بين شخصيت و دينداري را تأييد ميكند. براي مثال، در مدل سه عاملي آيزنك از شخصيت، دينداري عموماً با روانپريشيخويي پايين همبسته بوده است .[٢٠] و از آنجا كه سازگاري (توافق) و وجداني بودن (خوشايندي و وظيفهشناسي) در مدل پنج عاملي ميتوانند نشان دهنده حد پايين بعد روانپريش خويي (يعني كنترل تكانه بالا) آيزنك باشند،[٢١] ميتوان نتيجه گرفت كه دينداري رابطه مثبتي با توافق و وجداني بودن دارد.
همچنين پژوهش فرانسيس و بوركه (٢٠٠٣م)[٢٢] روي دانشآموزان دبيرستاني با استفاده از مدل شخصيت كتل نيز نشان ميدهد كه نگرش مثبت دربارة مسيحيت، با نمرههاي بالا روي فاكتور G (خلق استوار ـ خلق نارس و وابسته) و فاكتور I (حساسيت هيجاني ـ زمختي رشد يافتگي) و عامل Q٣ (مهار كردن اراده و پايداري خلق و خو و خود نظمي)، و نمرههاي پايين روي عامل E (سلطه پذيري) و عامل F (سرزندگي ـ دل مردگي) و عامل مرتبه دوم انعطافپذيري مرتبط است. همگي اينها (به غير از رابطه منفي با سرزندگي كه ميتواند به تفاوت فر هنگي مربوط باشد) نشان دهندة رابطة مثبت دينداري با فاكتورها وعوامل مثبت شخصيتي است.
به طور مثال، پژوهش تيلور و مك دونالد (١٩٩٩م)[٢٣] براي بررسي رابطه دين (تعريف شده برحسب وابستگي ديني، درگيري ديني و جهتگيري ديني) و مدل پنج عاملي شخصيت (سنجيده شده با پرسشنامه NEO) نيز نشان ميدهد كه توافق و وجداني بودن به وسيله دينداري تأثير پذيرفته، ولي برونگرايي با هيچ يك از انواع سنجش ديني همبستگي نداشته، به جز يك همبستگي وارون كه با جهتگيري ديني بيروني داشت.
در همين راستا پژوهش هنينگز گارد و آرنوي (٢٠٠٨م)[٢٤] نيز تأييدكنندة روابط نيرومند دينداري معنويت با شخصيت، در هر دو سطح يك متغيري و چند متغيري است، به طوري كه در سطح يك متغيري همه متغيرهاي دينداري و معنويت، به جز جهتگيري ديني بيروني، روابط معناداري با پنج عامل، نشان ميدهند، اما در سطوح چند متغيري، جهتگيري جستوجوي بالا، دروني و معناي معنوي پايين (مؤلفههاي دينداري معنويت) با نيمرخ روان رنجورخويي و باز بودن بالا و برونگرايي، سازگاري و پيروي وجدان پايين همبسته بودند. جهتگيري بيروني بالا، جهتگيري جستوجو و دروني و معناي معنوي پايين نيز با نيمرخ روان رنجورخويي، سازگاري و بازي پايين مرتبط بودند.
همچنين پژوهش لوكن هاف و همكاران (٢٠٠٩م)[٢٥] روي بيماراني كه مشكل شديد سلامتي داشتهاند نيز نشان ميدهد كه وجداني بودن با همة مقياسهاي دينداري معنويت، و باز بودن به تجربه با همة مقياسهاي معنويت و يكي از مقياسهاي دينداري، رابطة مثبتي دارند. همچنين سازگاري نيز رابطه مثبتي با همة مقياسهاي دينداري و فقط يكي از مقياسهاي معنويت داشته و دو عامل روان رنجورخويي و برونگرايي نيز رابطه نسبتاً كمي با معنويت دينداري داشتهاند. و در واقع، وجوه واقعي از معنويت و دينداري، حتي ميانجي رابطه بازبودن به تجربه و سازگاري با سلامت روان ميشدند.
در تكميل اين مطالعات، پژوهش آنتراينر و همكاران(٢٠١٠م)[٢٦] نيز نشان ميدهد كه شكلهاي متفاوت دينداري معنويت رابطه مثبتي با برونگرايي و باز بودن به تجربه داشته، و با روان رنجورخويي، رابطة منفي دارند. همچنين دينداري كلي نيز با باز بودن به تجربه بالا و وجدانيبودن رابطه دارد، به طوري كه ممكن است دينداري معنويت، نماينده يك وجه مهم از شخصيت انساني باشد. در اين پژوهش، رابطه معناداري بين سازگاري و دينداري معنويت يافت نشد.
پژوهش ملتفت، مزيدي و سعادتي (٢٠١٠م)[٢٧] روي دانشجويان نيز نشان ميدهد كه وجداني بودن و باز بودن به تجربه به طور مثبت، و روان رنجورخويي به طور منفي، با جهتگيري ديني دروني همبستگي دارند. همچنين وجداني بودن نيز به طور منفي جهتگيري ديني بيروني را پيشبيني ميكند. جهانگيرزاده و قرباني (١٣٨٨)[٢٨] نيز در پژوهشي مشابه نشان دادهاند كه بخشي از واريانس جهتگيري ديني توسط عوامل شخصيت تبيين ميشود و وظيفهشناسي و پايداري هيجاني با جهتگيري ديني دروني، و ناپايداري هيجاني با جهتگيري ديني بيروني مرتبط است. اما برونگرايي و توافق و گشودگي به تجربه با جهتگيري ديني ارتباطي ندارد.
كشاورز، شاه نظري و كلانتري(١٣٨٨)[٢٩] نيز در پژوهش خود نشان دادهاند كه رابطه مثبت و معناداري بين توافق و وجداني بودن و عمل به باورهاي ديني وجود دارد. همچنين رابطه منفي معناداري بين روان رنجورخويي و پذيرش (باز بودن به تجربه و انعطافپذيري) و عمل به باورهاي ديني وجود دارد، اما برونگرايي، رابطهاي با عمل به باورهاي ديني ندارد. همچنين توافق، وجداني بودن و پذيرش، عمل به باورهاي ديني را پيشبيني و تبيين ميكنند.
فراتحليل سارگلو (٢٠١٠م)[٣٠] روي مطالعات دين و شخصيت در نمونهها و كشورهاي مختلف نيز نشان ميدهد كه همه ابعاد ديني (دينداري، معنويت و بنيادگرايي) به طور مثبت با توافق و وجداني بودن همبستگي داشته و توافق و وجداني بودن نيز به عنوان ويژگيهاي عمده شخصيت ديندار ظاهر ميشوند كه در ميان ابعاد متفاوت دينداري، بافت (جنسيت، سن، گروه، كشور و...)، سنجشهاي شخصيت، مدل و سطح، همسان هستند و ميتوانند به عنوان عوامل تعيينكننده از تغييرپذيري فردي در دينداري در نظر گرفته شوند.
با وجود تحقيقات مختلف مبني بر رابطة دينداري و ابعاد شخصيت، پژوهش جروم و كريستنسن(٢٠٠٤م)[٣١] اين نكته را در بر دارد كه در نظر گرفتن رابطة خطي ميان دينداري و شخصيت، تصوير ناقصي را نشان ميدهد، چرا كه افراد با سطوح مختلف دينداري، روابط متفاوتي را نشان ميدهند، و همچنين متغيرهايي، از قبيل سن و جنس نيز در رابطة ميان دينداري و شخصيت، ميانجي ميشوند. به طور مثال، پژوهش ايگن و همكاران (٢٠٠٤م)[٣٢] نيز تأثير متغيرهايي، از قبيل سن وجنس را در رابطة ميان شخصيت و دين تأييد ميكند.
با توجه به مباني نظري بسيار قوي دينداري اسلامي( قرآن و احاديث) و انجام پژوهشهاي بسيار زياد نظري و مروري در مورد دين و ابعاد وجودي انسان، انتظار ميرفت كه پژوهشهاي تجربي و همبستگي زيادي در مورد رابطه دينداري و ابعاد شخصيت افراد وجود داشته باشد، اما متأسفانه اين نوع پژوهشها خيلي كم است. و مهمتر اينكه همان تعداد كم نيز در جامعه دانشجويي اجرا شده است كه به علت خاص بودن نمونه، قابل تعميم به ساير اقشار جامعه نيستند. بنابراين، پژوهشهايي از قبيل پژوهش حاضر كه ميتوانند روابط بين دينداري و ابعاد شخصيت يا در تقابل با آن، رابطه بين دينداري و تربيت را با روشهاي علمي مورد قبول همة جوامع نشان دهند، ميتوانند پيشينه علمي و تجربي قوي براي دفاع و تقويت مباني نظري اسلامي فراهم كنند. مورد با اهميت ديگر اين است كه انجام چنين پژوهشهايي و نتايج آنها ميتواند محققان مسلمان را تشويق كند كه علاوه بر ساخت پرسشنامههاي دينداري، پرسشنامههاي شخصيت مبتني بر مباني نظري اسلامي را نيز ارائه كنند كه باعث به دست آمدن نتايج قويتري بشود.
با وجود اينكه پيشينة پژوهش، رابطة ميان دينداري و ابعاد شخصيت را تأييد ميكند، اما با توجه به نتايج مختلف و حتي متناقض به نظر ميرسد كه نمونه مورد پژوهش و نوع سنجش دين و متغيرهاي جمعيتشناختي در اين روابط، مؤثر باشند، از اينرو، با توجه به آنچه بيان شد، اين پژوهش در پي آن است كه فرضيههاي: ١. رابطه معناداري بين دينداري معلمان و ابعاد شخصيت آنها وجود دارد. ٢. رابطه معناداري بين دينداري معلمان مرد و ابعاد شخصيت آنها وجود دارد. و ٣. رابطه معناداري بين دينداري معلمان زن و ابعاد شخصيت آنها وجود دارد را همراه با ميزان پيشبيني دينداري معلمان توسط ابعاد شخصيت بررسي كند.
روشپژوهش حاضر از نوع توصيفي و به روش همبستگي است. جامعه آماري اين پژوهش، تمام معلمان رسمي يا پيماني شهرستان رودان در سال تحصيلي ٨٩ـ٩٠ هستند كه طبق آمار ٩٢٠ نفر معلم در اين شهرستان مشغول به كار بودهاند. نمونه آماري مورد نظر با توجه به جدول كوجي مارجي و با احتساب افت نمونه ٢٩٠ نفر در نظر گرفته شد كه به روش نمونهگيري خوشهاي طبقهاي تصادفي (طبقات با توجه جنسيت و مقطع تدريس معلمان) انتخاب شدهاند. بعد از كنار گذاشتن پرسشنامههاي بياعتبار و ناقص، در نهايت دادههاي ٢٧٤ نفر(١٥٠ نفر مرد و١٢٤ نفر زن) به عنوان نمونه آماري اين پژوهش، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
براي جمعآوري اطلاعات، محقق پرسشنامهها را به مدارس انتخاب شده در نمونهگيري برده و با هماهنگي مدير مدرسه و كسب اجازه از معلمان در اختيار آنها قرار داده و از آنان خواسته است كه آنها را به دقت خوانده و تكميل كنند. جهت حفظ حقوق شركتكنندگان و جلوگيري از سوگيري احتمالي در پر كردن پرسشنامهها براي معلمان توضيح داده شده كه از اطلاعات جمعآوري شده فقط براي مقاصد پژوهشي استفاده شده و هيچ گونه اجباري براي شركت در پژوهش وجود ندارد. پرسشنامهها بدون نام بوده و به هر شكلي كه خودشان تمايل داشته باشند (به صورت جمعي توسط مدير مدرسه يا به صورت فردي) جمعآوري ميشوند.
ابزارالف) پرسشنامه ويژگيهاي جمعيتشناختي: اطلاعاتي در خصوص جنس، سن، ميزان تحصيلات، مقطع تدريس، وضعيت تأهل، پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي، محل زندگي ومحل تولد معلمان را در بر داشته است.
ب)پرسشنامه دينداري خداياري فرد و همكاران: اين آزمون يك مقياس استاندارد شده براي سنجش دينداري جامعه ايران به عنوان جامعهاي ديندار و مذهبي است كه بر اساس تعاليم اسلام ساخته شده است. اين پرسشنامه از دو پرسشنامه شماره ١و٢ خداياري فرد و همكاران استخراج شده و متشكل از ٩٧ عبارت سنجش دينداري در سه مؤلفه باور ديني، عواطف ديني و التزام و عمل به وظايف ديني و پنج عبارت مربوط به وانمود اجتماعي و در مجموع ١٠٢ سؤال است. مقياس اندازهگيري و پاسخگويي به هر يك از عبارتها طيف ليكرت شش درجهاي است كه براي سؤالهاي توافقي از زياد موافقم تا زياد مخالفم و براي سؤالهاي درجهبندي از هميشه تا هرگز است. نمره هر مؤلفه از جمع نمرههاي عبارتهاي مربوط به آن، و نمره دينداري كلي از جمع سه مؤلفه با هم به دست ميآيد. لازم به يادآوري است كه نمره عبارتهاي وانمود اجتماعي در جمع نمرههاي دينداري كلي و مؤلفههاي آن، تأثيري نداشته و فقط افرادي كه از اين مقياس نمره ٣٠ دريافت كردهاند به علت بياعتباري نمرهها از فهرست اعضاي نمونه حذف شدهاند.[٣٣]
روايي صوري اين پرسشنامه از طريق انتخاب سؤالهاي مورد توافق ٨٠ درصد اعضاي متخصص طرح و روايي سازهاي آن از روش تحليل عاملي با انتخاب سؤالهايي با بار عاملي بيش از ٤٠/٠ كنترل شده و روايي ملاكي آن نيز با استفاده از پرسشنامه آذربايجاني (١٣٨٠) انجام گرفته كه با آن همبستگي مثبت و معناداري نشان ميدهد. ضرايب الفاي كرونباخ كلي پرسشنامه شماره ١ و شماره ٢ (منبع ساخت اين پرسشنامه) بعد از اجرا روي ٤٤٠٣ نفر در سطح كشور به ترتيب، ٩٧/٠و٩٦ /٠ گزارش شده است. اجراي نهايي اين پرسشنامه در جمعيت ١٥٣٨٦ در سطح كشور نيز روايي سازهاي و ملاكي، و پايايي بازآزمايي آن را تأييد كرده است.[٣٤] در اين پژوهش نيز پايايي مقياس دينداري كلي به روش همساني دروني(ضريب الفاي كرونباخ) ٩٣/٠ به دست آمده كه نشان دهنده پايايي خيلي خوب اين پرسشنامه است.
ج)پرسشنامه شخصيتيNEO-FFI: اين پرسشنامه نوع شصت جملهاي آزمون NEO است كه در سال ١٩٨٥م توسط مك كري و كاستا ارائه شده و در سال ١٩٩٣م مورد تجديد نظر قرار گرفته با نام NEO-PI-R ارائه شده است كه پنج عامل اصلي و شش ويژگي هر عامل را ميسنجد. در اين فرم، شركت كنندگان در هر عبارت نمرهاي از ٠ـ٤ را دريافت ميكنند و هر دوازده سؤال يكي از عوامل مقياس را در بر ميگيرد. در پايانِ آزمون يا پاسخنامه آن، سه عبارت مربوط به پاسخگويي به همه سؤالها و پاسخگويي صادقانه و درج پاسخ در محل صحيح قرار داده شده است كه اگر پاسخ آنها منفي باشد نبايد پرسشنامه را نمرهگذاري كرد.[٣٥]
با اينكه اعتبار اين فرم به اندازة آزمون اصلي نيست (بيشتر براي اهداف پژوهشي مناسب است)، ولي ابعاد آن، همبستگي خوبي (از ٧٥/٠ براي وجداني بودن تا ٨٩/٠ براي روان رنجورخويي) با ابعاد آزمون اصلي نشان دادهاند[٣٦] و زيرمقياسهاي آن نيز همساني دروني خوبي را نشان دادهاند، به طوريكه مك كري و كاستا در سال ١٩٩٢م ضرايب الفاي كرونباخ ٦٨/٠ براي موافق بودن تا ٨٦/٠ براي روان رنجورخويي را براي آن گزارش كردهاند.[٣٧]
اين آزمون در ايران در سالهاي ١٣٧٨ و ١٣٢٨٢ توسط حقشناس اجرا و هنجاريابي شده است كه ضرايب الفاي كرونباخ آن در مطالعه نمونه ٥١٢ نفري، به ترتيب براي روان رنجورخويي، برونگرايي، باز بودن به تجربه، توافق و وجداني بودن ٨٠/٠، ٦٠/٠، ٥١/٠، ٥٤/٠ و٦٧/٠ گزارش شده است.[٣٨] البته در هنجاريابي گروسيفرشي در سال ١٣٧٧ روي دانشجويان نيز اعتبار آن از طريق آزمون ـ آزمون مجدد به ترتيب براي عوامل روان رنجورخويي ٨٣/٠، برونگرايي ٧٥/٠، باز بودن به تجربه ٨٠/٠، توافق ٧٩/٠ و وجداني بودن ٧٩/٠ گزارش شده است.[٣٩] همچنين پژوهش بردبار، كاظمي و رنجبران (١٣٨٩)[٤٠] نيز ضرايب الفاي كرونباخ ٨١/٠، ٧٦/٠، ٧٥/٠، ٧٩/٠ و ٨٣/٠ را به ترتيب براي روان رنجورخويي، برون گرايي، پذيرا بودن براي تجربه، توافق پذيري و وجداني بودن در يك نمونه از معلمان ابتدايي گزارش كرده است.
در پژوهش حاضر نيز ضرايب الفاي كرونباخ ٧٥/٠ براي روان رنجورخويي و٦٢/٠ براي برونگرايي و٥٠/٠ براي باز بودن به تجربه و٦٠/٠ براي توافق و٨٤/٠ براي وجداني بودن به دست آمده است كه تقريباً مشابه ضرايب الفاي پژوهش حقشناس درسال١٣٨٢ است.
يافتههاوضعيت جمعيتشناختي نمونة آماري نشان ميدهد كه از ٢٧٤ معلم مورد
پژوهش، تعداد ١٥٠ نفر (٧/٥٤ درصد) مرد و تعداد ١٢٤ نفر (٣/٤٥ درصد) زن
هستند كه ٢٢٢ نفر (٨١ درصد) آنها در شهر و٥٢ نفر (١٩ درصد) آنها در روستا
زندگي ميكنند. تعداد ٢٣١ نفر (٣/٨٤ درصد) متأهل و تعداد ٣٨ نفر(٩/١٣ درصد)
مجرد، ١ نفر (٤/٠ درصد) مطلقه و٤ نفر آنها (٥/١ درصد) بيوه هستند. تحصيلات
١٤ نفر(١/٥ درصد) ديپلم، ١١٩ نفر (٤/٤٣ درصد) كارداني، ١٣٧ نفر (٥٠ درصد)
كارشناسي، ٣ نفر(١/١ درصد) كارشناسي ارشد و
١ نفر (٤/٠ درصد) حوزوي است. همچنين ٧٠ نفر مرد و ٥٥ نفر زن (٦/٤٥ درصد)
در مقطع ابتدايي، ٤٨ نفر مرد و ٣٨ نفر زن (٤/٣١ درصد) در مقطع راهنمايي و٣٣
نفر مرد و٣٠ نفر زن (٢٣ درصد) در مقطع دبيرستان تدريس ميكنند. و ميانگين
سن كل نمونه نيز ٤١/٣٤ سال با انحراف معيار ٢٥/٦ است.
همچنين آمار توصيفي متغيرهاي پژوهش نشان ميدهد كه به طور متوسط امتياز دينداري، روان رنجورخويي، برونگرايي، باز بودن به تجربه، توافق و وجداني بودن معلمان به ترتيب٧٥/٨٨ (مردان٥٣/٨٨ و زنان ٦٣/٨٨)، ٤٤/٤١ (مردان ٥٣/٣٨ و زنان ٩٦/٤٤)، ١٨/٦٣ (مردان١٤/٦٥ و زنان ٨٢/٦٠)، ٨/٤٩ (مردان٥٠ وزنان٥٦/٤٩ )، ٦٧/٦٦ (مردان٥٨/٦٧ و٥٦/٦٥)، ٤٥/٧٣ (مردان ٣٦/٧٤ و٣٥/٧٢) از١٠٠ است كه نشان ميدهد، دينداري و روان رنجورخويي معلمان زن از معلمان مرد بيشتر، اما برونگرايي، باز بودن به تجربه، توافق و وجداني بودن آنها كمتر است.
نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون در كل معلمان نيز نشان ميدهد
كه دينداري با روان رنجورخويي در سطح ٠٥/٠ و با برونگرايي، توافق و
وجداني بودن در سطح ٠١/٠ رابطه معناداري دارد به طوريكه ميان دينداري با
روان رنجورخويي همبستگي منفي
(١٤٩/٠ ـ = r )، و با برونگرايي همبستگي مثبت ( ٣١٦/٠= r) و با توافق
همبستگي مثبت (٣١٧/٠= r)، و با وجداني بودن همبستگي مثبت ( ٣٤٩/٠= r) به
دست آمده است. بنابراين، كاهش روان رنجورخويي و افزايش توافق و وجداني بودن
معلمان با افزايش دينداري آنها ارتباط دارد.
نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون در معلمان مرد نيز نشان دهندة رابطة معنادار دينداري با روانرنجورخويي و برونگرايي، توافق و وجداني بودن معلمان در سطح ٠١/٠ است، به طوريكه ميان دينداري با روان رنجورخويي، همبستگي منفي(٢٤٥/٠ ـ = r )، و با برونگرايي، همبستگي مثبت (٤١٧/٠= r) و با توافق، همبستگي مثبت (٤٠٢/٠= r)، و با وجداني بودن همبستگي مثبت (٤٠٥/٠= r) به دست آمده كه رابطه مثبت دينداري و برونگرايي، توافق و وجداني بودن، و رابطه منفي دينداري و روان رنجورخويي را نشان ميدهد.
نتايج حاصل از ضريب همبستگي پيرسون در معلمان زن نيز نشان دهنده رابطه معنادار دينداري با وجداني بودن در سطح ٠١/٠ و رابطه ميان دينداري و برونگرايي و توافق معلمان در سطح ٠٥/٠ است، به طوري كه بين دينداري با برونگرايي همبستگي مثبت (١٨١/٠= r) و بين دينداري با توافق همبستگي مثبت (١٩٠/٠= r)، و بين دينداري با وجداني بودن همبستگي مثبت (٢٦٦/٠= r) به دست آمد كه رابطه مثبت دينداري و برونگرايي، توافق و وجداني بودن را در معلمان زن نشان ميدهد.
تحليل رگرسيون گام به گام نمرههاي دينداري معلمان از طريق ابعاد شخصيت آنها، براي بررسي دقيقتر روابط و تعيين نقش پيشبيني كننده ابعاد شخصيت بر دينداري (جدول ١) نيز نشان ميدهد كه مقدار آماره F محاسبه شده براي مدل رگرسيوني در گام چهارم (٤/١٤ F=) در سطح ٠١/٠ α= معنادار است. بنابراين، با اطمينان ٩٩% ميتوان دينداري معلمان را با استفاده از ابعاد شخصيت آنها پيشبيني كرد. همچنين با توجه به جدول ٢، در گام اول عامل وجداني بودن كه بيشترين همبستگي جزئي معنادار را با دينداري داراست، وارد مدل شده كه ٨/١١ درصد از تغييرات دينداري را پيشبيني ميكند. در گام دوم، با وارد شدن عامل توافق، اين پيشبيني به ١/١٤ درصد افزايش يافته است. در گام سوم نيز ورود عامل برونگرايي، پيشبيني را بهبود بخشيده و به ٣/١٥ درصد رسانده است. و در پايان در گام چهارم نيز با ورود عامل روان رنجورخويي به مدل، پيشبيني به ٤/١٦ درصد رسيده است. بنابراين، همان طور كه در اين گام مشخص است ٤/١٦% از پيشبيني دينداري معلمان با استفاده از چهار بعد شخصيت آنها (وجدانيبودن، توافق، برونگرايي و روان رونجورخويي) تبيين ميشود. همچنين براي ضريب استاندارد نيز نشان ميدهد كه وجدانيبودن و توافق و برونگرايي، دينداري را به صورت مثبت، و روانرنجورخويي دينداري را به صورت منفي تبيين ميكنند.
جدول ١: تحليل واريانس نمرههاي دينداري از طريق ابعاد شخصيت معلمان
|
گام |
منبع تغيير |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
مقدار آماره F |
سطح معناداري |
|
١ |
رگرسيون |
٧/٨٩٥ |
١ |
٧/٨٩٥ |
٦/٣٧** |
٠٠٠/٠ |
|
باقيمانده |
٢/٦٤٧٦ |
٢٧٢ |
٨/٢٣ |
|||
|
كل |
٩/٧٣٧١ |
٢٧٣ |
||||
|
٢ |
رگرسيون |
٢/١٠٨٧ |
٢ |
٦/٥٤٣ |
٤/٢٣** |
٠٠٠/٠ |
|
باقيمانده |
٧/٦٢٨٤ |
٢٧١ |
٢/٢٣ |
|||
|
كل |
٩/٧٣٧١ |
٢٧٣ |
||||
|
٣ |
رگرسيون |
٧/١١٩٤ |
٣ |
٢/٣٩٨ |
٤/١٧** |
٠٠٠/٠ |
|
باقيمانده |
٢/٦١٧٧ |
٢٧٠ |
٩/٢٢ |
|||
|
كل |
٩/٧٣٧١ |
٢٧٣ |
||||
|
٤ |
رگرسيون |
١٢٩٩ |
٤ |
٨/٣٢٤ |
٤/١٤** |
٠٠٠/٠ |
|
باقيمانده |
٩/٦٠٧٢ |
٢٦٩ |
٦/٢٢ |
|||
|
كل |
٩/٧٣٧١ |
٢٧٣ |
٠١/٠**P<
جدول ٢: ضرايب رگرسيون در مدل ميان دينداري با ابعاد شخصيت معلمان
|
گام |
متغير پيشبين |
خطاي انحرافاستاندارد |
ضريب استاندارد |
سطح معناداري |
همبستگي جزئي |
ضريب تعيين تعديلشده |
|
١ |
وجداني بودن |
٠٢٢/٠ |
٣٤٩/٠ |
٠٠٠/٠ |
٣٤٩/٠ |
١١٨/٠ |
|
٢ |
وجداني بودن |
٠٢٥/٠ |
٢٥٢/٠ |
٠٠٠/٠ |
٢٢٨/٠ |
١٤١/٠ |
|
توافق |
٠٣٧/٠ |
١٨٨/٠ |
٠٠٤/٠ |
١٧٢/٠ |
||
|
٣ |
وجداني بودن |
٠٢٧/٠ |
١٩١/٠ |
٠٠٨/٠ |
١٦٢/٠ |
١٥٣/٠ |
|
توافق |
٠٣٨/٠ |
١٥٦/٠ |
٠٢٠/٠ |
١٤١/٠ |
||
|
برونگرايي |
٠٣٣/٠ |
١٤٦/٠ |
٠٣١/٠ |
١٣١/٠ |
||
|
٤ |
وجداني بودن |
٠٢٧/٠ |
١٩٣/٠ |
٠٠٧/٠ |
١٦٥/٠ |
١٦٤/٠ |
|
توافق |
٠٣٧/٠ |
١٥/٠ |
٠٢٥/٠ |
١٣٦/٠ |
||
|
برونگرايي |
٠٣٣/٠ |
١٦٤/٠ |
٠١٦/٠ |
١٤٦/٠ |
||
|
روان رنجورخويي |
٠٣٥/٠ |
١٢/٠- |
٠٣٣/٠ |
١٣/٠- |
تحليل رگرسيون گام به گام نمرههاي دينداري معلمان با استفاده از ابعاد شخصيت آنها به تفكيك جنسيت، براي مردان (جدول ٣) نيز نشان ميدهد كه آماره F محاسبه شده براي مدل رگرسيوني (٩/٢١ F=) در سطح ٠١/٠ α= معنادار است. بنابراين، با اطمينان ٩٩% ميتوان دينداري معلمان مرد را با استفاده از دو عامل برونگرايي و توافق آنها پيشبيني كرد. همچنين با توجه به جدول ٤، در گام اول، عامل برونگرايي كه بيشترين ضريب همبستگي جزئي معنادار را با دينداري دارد، وارد مدل شده و ٨/١٦ درصد از تغييرات دينداري را پيشبيني ميكند، و در گام دوم با ورود توافق به مدل اين پيشبيني به ٩/٢١ درصد افزايش پيدا ميكند. بقيه عوامل به علت نداشتن همبستگي جزئي معنادار با دينداري وارد مدل نشدهاند.
جدول ٣: تحليل واريانس نمرههاي دينداري معلمان مرد از طريق ابعاد شخصيت
|
گام |
منبع تغيير |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
مقدار آماره F |
سطح معناداري |
|
١ |
رگرسيون |
٦٧/٨٧٥ |
١ |
٦٧/٨٧٥ |
١/٣١** |
٠٠٠/٠ |
|
باقيمانده |
٩١/٤١٦٦ |
١٤٨ |
١٥/٢٨ |
|
|
|
|
كل |
٥٨/٥٠٤٢ |
١٤٩ |
|
|
|
|
|
٢ |
رگرسيون |
٨١/١١٥٨ |
٢ |
٤١/٥٧٩ |
٩/٢١** |
٠٠٠/٠ |
|
باقيمانده |
٧٧/٣٨٨٣ |
١٤٧ |
٤٢/٢٦ |
|
|
|
|
كل |
٥٨/٥٠٤٢ |
١٤٩ |
|
|
|
٠١/٠**P<
جدول٤: ضرايب رگرسيون در مدل ميان دينداري با ابعاد شخصيت معلمان مرد
|
گام |
متغير |
خطاي انحرافاستاندارد |
ضريب استاندارد |
سطح معناداري |
همبستگي جزئي |
ضريب تعيين تعديلشده |
|
١ |
برونگرايي |
٠٤١/٠ |
٤١٧/٠ |
٠٠٠/٠ |
٤١٧/٠ |
١٦٨/٠ |
|
٢ |
برونگرايي |
٠٤٥/٠ |
٢٩٤/٠ |
٠٠٠/٠ |
٢٦١/٠ |
٢١٩/٠ |
|
توافق |
٠٥١/٠ |
٢٦٧/٠ |
٠٠١/٠ |
٢٣٧/٠ |
نتايج حاصل از تحليل رگرسيون گام به گام نمرههاي دينداري معلمان زن (جدول٥) نيز نشان ميدهد كه، آماره F محاسبه شده براي مدل رگرسيوني (٩/٢١ F=) در سطح ٠١/٠ α= معنادار است. بنابراين، با اطمينان ٩٩% ميتوان دينداري معلمان زن را با استفاده از وجداني بودن آنها پيشبيني كرد. و با توجه به جدول ٦، عامل وجداني بودن به علت داشتن همبستگي جزئي معنادار با دينداري وارد مدل شده (بقيه عوامل به علت نداشتن همبستگي جزئي معنادار وارد مدل نشدهاند) و ٣/٦ درصد از دينداري معلمان زن را پيشبيني ميكند.
جدول ٥: تحليل واريانس نمرههاي دينداري معلمان زن از طريق ابعاد شخصيت
|
گام |
منبع تغيير |
مجموع مجذورات |
درجه آزادي |
ميانگين مجذورات |
مقدار آماره F |
سطح معناداري |
|
١ |
رگرسيون |
٥٧/١٦٤ |
١ |
٥٧/١٦٤ |
٣/٩** |
٠٠٣/٠ |
|
باقيمانده |
٠٨/٢١٦٤ |
١٢٢ |
٧٤/١٧ |
|
|
|
|
كل |
٦٤/٢٣٢٨ |
١٢٣ |
|
|
|
٠١/٠**P<
جدول٦: ضرايب رگرسيون در مدل ميان دينداري با ابعاد شخصيت معلمان زن
|
گام |
متغير |
خطاي انحرافاستاندارد |
ضريب استاندارد |
سطح معناداري |
همبستگي جزئي |
ضريب تعيين تعديلشده |
|
١ |
وجداني بودن |
٠٢٩/٠ |
٢٦٦/٠ |
٠٠٣/٠ |
٢٦٦/٠ |
٠٦٣/٠ |
يافتههاي جانبي اين پژوهش نيز نشان ميدهد كه سن در روابط ميان دينداري و ابعاد شخصيت معلمان نقشي ندارد و نميتواند دينداري آنها را پيشبيني و تبيين كند.
بحث و نتيجهگيريپژوهش حاضر نشان ميدهد كه رابطه مثبتي بين ويژگيهاي شخصيتي برونگرايي، توافق و وجداني بودن با دينداري معلمان وجود دارد و به طور مثبت دينداري را پيشبيني و تبيين ميكنند. همچنين ويژگي شخصيتي روان رنجورخويي با دينداري رابطهاي منفي دارد و به طور منفي دينداري را پيشبيني ميكند. و در مجموع اين چهار عامل با هم ١٤/١٦ درصد از واريانس دينداري معلمان را پيشبيني و تبيين ميكنند.
در تبيين اين روابط ميتوان گفت كه برونگرايي با در برگيري ويژگيهايي، از قبيل: فعال و پر انرژي بودن، اجتماعي و اهل معاشرت بودن، شاد وخوشبين و مهربان بودن،[٤١] با يكي از مهمترين ويژگيهاي شخص ديندار از نظر اسلام، يعني ايجاد روابط عاطفي با ديگران، از قبيل رابطه با مؤمنان،[٤٢] والدين،[٤٣] معلمان،[٤٤] اهل كتاب[٤٥] و افراد بشر[٤٦] مطابقت دارد. بنابراين، اشخاصي كه اين ويژگيها را دارند ممكن است به علت داشتن آمادگيهاي زيستي، تمايل بيشتري به ايجاد روابط فردي و اجتماعي مورد نظر دين اسلام داشته و به تبع آن در اين خرده مقياسهاي دينداري، نمرههاي بالاتري به دست بياورند. رابطة مثبت ميان دينداري معنويت و برونگرايي با پژوهش آنتراينر و همكاران (٢٠١٠م)،[٤٧] و بخشهايي از پژوهش هنينگزگارد و آرنوي (٢٠٠٨م)[٤٨] و تا حدي پژوهش لوكن هاف و همكاران (٢٠٠٩م)،[٤٩] همسو ميباشد، اما با پژوهشهاي تيلور و مك دونالد (١٩٩٩)[٥٠]؛ ملتفت، مزيدي و سعادتي (٢٠١٠م)[٥١]؛ كشاورز، شاهنظري و كلانتري (١٣٨٨)[٥٢] و جهانگيرزاده و قرباني (١٣٨٨)،[٥٣] مطابقت ندارد كه ممكن است مربوط به نوع سنجش دينداري يا حتي نمونه خاصي باشد.
توافق (سازگاري) نيز با در برگيري ويژگيهايي، از قبيل خوشقلبي، خوش خلقي، گذشت، بخشش، دلسوزي، همدلي و ادب و تواضع،[٥٤] با ويژگيهاي سخاوتمندي[٥٥]، احسان (نيكوكاري و نيك گفتن و بخشش)،[٥٦] مدارا (ملاطفت و به نرمي رفتاركردن)،[٥٧] حسن خلق،[٥٨] تعاون،[٥٩] عفو و گذشت[٦٠] و همدلي (عيادت مريض، حمايت مصيبتزده، رسيدگي به خويشان و همسايگان)[٦١] افراد ديندار تا حد بسيار زيادي همسو ميباشد و بنابراين، مشابه افراد برونگرا، اين افراد نيز به آساني ميتوانند پذيراي تعاليم فراوان اسلام در اين زمينه باشند و در نتيجه، نمرههاي دينداري بالايي در اين خرده مقياسها به دست بياورند. رابطه مثبت توافق و دينداري را بيشتر پژوهشها، از جمله وايلد و جوزف(١٩٩٧م)[٦٢]؛ مالت باي (١٩٩٩م)؛[٦٣] تيلور و مك دونالد (١٩٩٩م)[٦٤]؛ جروم و كريستنسن(٢٠٠٤م)[٦٥]؛ هيلز و همكاران(٢٠٠٤م)[٦٦]؛ ايگن و همكاران (٢٠٠٤م)[٦٧]؛ هنينگزگارد و آرنموي(٢٠٠٨)[٦٨]؛ لوكن هاف و همكاران (٢٠٠٩م)[٦٩]؛ كشاورز، شاهنظري و كلانتري(١٣٨٨)[٧٠] و سارگلو (٢٠١٠م)[٧١] تأييد ميكنند. البته تعدادي از پژوهشها مثل آنتراينر و همكاران (٢٠١٠م)[٧٢]؛ ملتفت، مزيدي و سعادتي (٢٠١٠)[٧٣] و جهانگيرزاده و قرباني (١٣٨٨)[٧٤] آن را رد ميكنند.
وجداني بودن با در برگيري ويژگيهايي، از قبيل نظم، آراستگي، تميزي، كفايت، پايبندي به اصول اخلاقي، تفكر دقيق، تأمل در كار و احساس مسئوليت[٧٥] با زير مؤلفههاي دينداري، مثل، پرورش نيروي عقلاني،[٧٦] حفظ عزت نفس،[٧٧] تقويت اراده[٧٨] و عدم اصرار بر گناه،[٧٩] خودسازي و تزكيه نفس،[٨٠] پرهيز از لغو،[٨١] صبر،[٨٢] حلم،[٨٣] وفاي به عهد،[٨٤] اطاعت از قانون (قوانين خدا و پيامبرˆ و اوليالامر)[٨٥] و رعايت بهداشت جسماني و رواني[٨٦] مطابقت داشته و يكي از مؤلفههاي شخصيت است كه مشابهتهاي زيادي با شخصيت ديندار دارد. بنابراين، شخص بالا در اين ويژگي شخصيتي، به علت تمايل ذاتي به انجام بعضي از كارها به راحتي فرامين اسلام در اين موارد را پذيرا ميشود و در نتيجه نمرههاي دينداري بالاتري كسب ميكند. تقريباً تمام پژوهشهاي انجام شده در اين حوزه، رابطة مثبت وجداني بودن و دينداري را تأييد ميكنند.
به طور كلي ميتوان گفت كه افراد بالا در اين سه ويژگي مثبت شخصيتي (برونگرايي، توافق و وجداني بودن) تعارضي در پذيرش آموزههاي ديني منطبق با اين ويژگيهاي شخصيتي پيدا نميكنند و به علت زمينههاي مساعد شخصيتي، با اشتياق به آنها عمل كرده و احتمالاً اين ابعاد شخصيت از اين طريق ميتوانند با دينداري رابطة مثبتي پيدا نموده و آن را به طور مثبت تبيين و پيشبيني نمايند.
اما روان رنجورخويي با در برگيري ويژگيهايي، از قبيل نگراني و دلشوره، اضطراب، ناامني، غمگيني، بدخلقي، عصبي بودن و تحريكپذيري با آموزههاي ديني، از قبيل عواطف مثبت، توكل، سپاس و شكرگزاري، رعايت بهداشت رواني، صبر، احسان، مدارا، خوشخلقي و... در تضاد است و بنابراين، شخص روان رنجورخو احتمال دارد كه بعضي از اين تعاليم را انجام نداده، يا اينكه به سختي و به صورت حداقل انجام داده و در نتيجه نمرههاي كمتري در اين خردهمقياسهاي دينداري كسب كرده و در نتيجه روان رنجورخويي، دينداري را به صورت منفي تبيين و پيشبيني كند. رابطة منفي روانرنجورخويي و دينداري را پژوهشهاي زيادي، از قبيل هنينگزگارد و آرنوي (٢٠٠٨م)[٨٧]؛ لوكن هاف و همكاران (٢٠٠٩م)[٨٨]؛ آنتراينر و همكاران (٢٠١٠م)[٨٩]؛ ملتفت، مزيدي و سعادتي (٢٠١٠م)[٩٠]؛ جهانگيرزاده و قرباني (١٣٨٨)[٩١] و كشاورز، شاهنظري و كلانتري(١٣٨٨)[٩٢] گزارش دادهاند.
يافتههاي پژوهش حاضر در خصوص رابطه ابعاد شخصيت و دينداري معلمان به تفكيك جنسيت نيز نشان ميدهد كه در مورد رابطة ابعاد شخصيت و دينداري معلمان مرد با اينكه همان روابط همبستگي به دست آمده در مورد كل معلمان تكرار ميشد، ولي ضرايب همبستگي به ميزان قابل توجهي بالاتر است. و همچنين اينكه فقط دو عامل برونگرايي و توافق، ٩/٢١% تغييرات دينداري مردان را تبيين و پيشبيني كردهاند. اما در مورد معلمان زن روابط همبستگي متفاوتي به دست آمد؛ به طوريكه دينداري رابطه معناداري با روان رنجورخويي نداشته و ضرايب همبستگي در مورد رابطه برونگرايي، توافق و وجداني بودن با دينداري نيز به طور قابل توجهي پايينتر از مردان است. و فقط عامل وجداني بودن، آن هم به ميزان ٣/٦% دينداري زنان را تبيين و پيشبيني ميكند. به دست آمدن نتايج متفاوت و ميانجي شدن و تأثير متغير جنسيت در رابطة ميان دين و شخصيت، توسط پژوهشهاي جروم وكريستنسن (٢٠٠٤م)[٩٣] و ايگن و همكاران (٢٠٠٤م)[٩٤] تأييد شده است.
بيشتر بودن روان رنجورخويي معلمان زن در مقايسه با مردان، حكايت از اين دارد كه زنان با هر سطحي از دينداري به طور متوسط روان رنجورخويي بالاتري در مقايسه با مردان دارند و اين ميتواند عدم رابطه معنادار روان رنجورخويي و دينداري را در معلمان زن توجيه كند.
در مورد پايينتر بودن ضرايب همبستگي ميان برونگرايي، توافق و وجداني بودن با دينداري معلمان زن در مقايسه با به معلمان مرد ميتوان اين تبيين را ارائه كرد كه به علت فرهنگ منطقه مورد مطالعه (تفاوت در چگونگي، تربيت ديني دختران و پسران) نه تنها فشارهاي محيطي بيشتري براي ديندار كردن دختران وجود دارد، بلكه انتظارات بيشتري نيز از آنان در خصوص پذيرش و رعايت تعاليم ديني نيز وجود دارد و در نتيجه، زنان فارغ از هر ويژگي شخصيتي كه دارند به علت عرف جامعه، همنوايي با اكثريت يا الگوبرداري از جامعه، دينداري بالايي دارند. اما با توجه به اينكه فشارهاي محيطي براي رعايت تعاليم ديني بر پسران كمتر است و در اين مورد نيز از آنها انتظارات كمتري وجود دارد، آمادگيهاي زيستي (ويژگيهاي شخصيتي) ممكن است پذيرش و رعايت تعاليم ديني را تسهيل بخشد و در نتيجه با دينداري مردان روابط قويتري را نشان دهد.
يافته جانبي اين پژوهش در مورد عدم رابطه و تأثير سن در رابطة دين و ابعاد شخصيت معلمان كه مغاير با پژوهشهاي جروم و كريستنسن(٢٠٠٤م) و ايگن و همكاران (٢٠٠٤) است، ممكن است به سبب خاص بودن نمونه مورد پژوهش باشد، چرا كه معمولاً با توجه به انتظارات جامعه از معلمان، حتي جوانترين آنها پختگي مناسبي دارند يا به نوعي بزرگتر از سن خود رفتار ميكنند، و بديهي است كه اين موضوع، تفاوت خصوصيات افراد را از نظر سني كاهش ميدهد.
با وجود روابط يافت شده در مورد رابطه دينداري و ابعاد شخصيت در اين پژوهش، به نظر ميرسد كه در بهترين حالت (براي مردان) فقط ٩/٢١ درصد از تغييرپذيري دين توسط ابعاد شخصيت تبيين ميشود و باقي مانده دينداري توسط عوامل ديگري غير از شخصيت تبيين ميشود. از اين موضوع ميتوان نتيجه گرفت كه با اينكه نميتوان منكر تأثير آمادگيهاي شخصيتي در دينداري افراد شد، اما ظاهراً به نظر ميرسد كه نقش عوامل محيطي و تربيتي (يا حتي به نوعي نقش اختيار و انتخاب انسان) خيلي پررنگتر است و بنابراين، توجه خاصي را ميطلباند.
يكي از محدوديتهاي اين پژوهش مربوط به نوع ابزارهاي اين پژوهش است كه به علت خودگزارش دهي بودن آنها (با وجود كنترل)، احتمال دارد دادهها كاملاً مطابق واقعيت نباشند. بنابراين، به محققان آينده، پيشنهاد ميشود كه تا آنجا كه امكان دارد در تحقيقات خود علاوه بر اين ابزارها از روشهاي ديگري، مثل مصاحبه و ارزيابي همسالان نيز استفاده كنند. همچنين پيشنهاد ميشود كه براي روشنتر شدن همه عوامل مؤثر بر دينداري و مقايسة ميزان روابط متغيرهاي ديگر با آن، همراه با ابعاد شخصيت، رابطه متغيرهاي محيطي و تربيتي، مانند دينداري والدين و دوستان و... نيز بررسي شود.
منابعپروين، لورنساي و جان اليور پي، شخصيت نظريه و پژوهش، ترجمه محمدجعفر جوادي و پروين كديور، چ دوم، تهران، آييژ، ١٣٨٦.
جهانگيرزاده، محمدرضا و نيما قرباني، «رابطه عوامل شخصيت وخودشيفتگي بيمارگون با جهتگيري ديني»، روانشناسي ودين، ش ٢، ١٣٨٨، ص ٤١ ـ ٧٠.
تابع بردبار، فريبا و سلطانعلي كاظمي، و جبار رنجبران، « رابطه سلامت روان و عملكرد شغلي بر اساس ويژگي شخصيتي معلمان در راستاي پيشنهاد يك مدل علّي»، روشها و مدلهاي روان شناختي، ش ٢، ١٣٨٩، ص ١٣ـ٢٣.
حقشناس، حسن، روانشناسي شخصيت، شيراز، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني، ١٣٨٨.
خداياري فرد و همكاران، « آماده سازي مقياس دينداري و ارزيابي سطوح دينداري اقشار مختلف جامعه ايران (مراكز استان ها)»، گزارش، تهران، دانشگاه تهران، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، ١٣٨٨.
شولتز، دوان وشولتز، سيدني الن، نظريههاي شخصيت، ترجمه يحيي سيدمحمدي، چ شانزدهم، تهران، ويرايش، ١٣٨٩.
فتحي آشتياني، علي و داستاني، محبوبه، آزمونهاي روانشناختي ارزيابي شخصيت و سلامت روان، چ دوم، تهران، بعثت، ١٣٨٩.
كشاورز، امير و شاه نظري، مهدي و كلانتري، مهرداد، «رابطه بين ويژگيهاي شخصيتي با عمل به باروهاي ديني در دانشجويان»، مطالعات اسلام و روانشناسي،ش ٣، ١٣٨٨،ص ٨٣-٩٣.
كيومرثي، محمدرضا، « رابطه جهتگيري مذهبي با عوامل شخصيت»، معرفت، ش ٧٥، ١٣٨٢،ص ٥٩-٧٧.
مغانلو، مهناز و وفايي، مريم و شهرآراي، مهرناز، « رابطه عوامل مدل پنج عاملي شخصيت و سبكهاي هويت»، پژوهشهاي روان شناختي، ١و ٢، ١٣٨٧، ص ٧٩-٩٣.
موسوي نسب، سيدمحمدرضا، « ثبات و تغيير شخصيت»، معرفت، ش ١١٢، ١٣٨٦، ص ٨٩-١٠٨.
Egan,E. ,Kroll,J. ,Carey,K. ,Johnson,M. ,Erickson,p, "Eysenck’s personality scales and religiosity in a US outpatient sample," Personality and Individual Differences,٣٧,٢٠٠٤,١٠٢٣-١٠٣١.
Francis,L. J. & Bourke,R. , "Personality and religion: Applying cattell's model among secondary school pupils", Current Psycnology: developmental, learning personality social, ٢,٢٠٠٣, ١٢٥-١٣٧
Henningsgaard,J. &Arnau,R. C. , "Relationship between religiosity, spirituality , and personality: Amultivarate and analysis", personality and individual Differences, ٤٥,٢٠٠٨, ٧٠٣-٧٠٨.
Hills,P. ,Francis,L. J. ,Argayle,M. & Jackson,C. J. , "Primary personality trait correlates of religious practice and orientation", personality and individual Differences,٣٦,٢٠٠٤,٦١-٧٣.
Jorm,A. F. &Christensen,H. , "Religiosity and personality :evidence for non-linear associations" , personality and individual Differences ,٣٦,٢٠٠٤,١٤٣٣-١٤٤١.
Locknhoff, C. E. , Ironson, G. , O'Cleirigh,C. & Costa, P. T. , " Five-factor model personality traits, spirituality/Religiousness, and mental health among people living with HIV", Journal of Personality, ٥,٢٠٠٩, ١٤١١-١٤٣٦.
Maltby, J.,"Religious orientation and Eysenck’s personality dimensions:The use the amended religious orientation scale to examine the relationship between religiosity, psychoticism, neuroticism and extraversion" , personality and individual Differences, ٢٦ ,١٩٩٩,٧٩-٨٤.
Moltafet,G. ,Mazidi,M. & Sadati,S, " personality trait, Religious orientation and happiness", Peocedia social and Behavioral sciences,٩,٢٠١٠,٦٣-٦٩.
Saroglou, V. , "Religouness as a cultural adaptation of basic Traits: A five-factor moder perspective", Personality and Social Psychology review, ١٤,٢٠١٠, ١٠٨-١٢٥.
Taylor, A. & Mac Donald, D. A. , "Religion and the five factor model of personality: An exploratory in vestigation using a canadian university sample", Personality and Individual Differences, ٢٧,١٩٩٩, ١٢٤٣-١٢٥٩.
Unterrainer, H. F. , Ladenhauf, K. H. , Moazedi, M. L. , Wallner-Liebmann, S. J. & Fink, A., "Dimensions of religious/spiritual well-being and their relation to personality and psychologyical well-Being", personality and individual Differences, ٤٩,٢٠١٠,١٩٢-١٩٧.
Wild, A., & Joseph, S., "Religiosity and Personality in a Moslem context", Personality and Individual Differences, ٢٣,١٩٩٧,٨٩٩-٩٠٠.
* دانشجوي کارشناسي ارشد روان شناسي عمومي davarisafoora٥١@yahoo.com
** استاديار و عضو هيئت علمي بخش روان شناسي دانشگاه شهيد باهنر کرمان [email protected]
*** استاديار و عضو هيئت علمي بخش روان شناسي دانشگاه شهيد باهنر کرمان baniasadi٤٤@gmail.com
دريافت: ١٥/٦/٩٠ ـ پذيرش: ١٨/١٢/٩٠
[١]. محمد خداياري فرد و همکاران، « آماده سازي مقياس دينداري و ارزيابي سطوح دينداري اقشار مختلف جامعه ايران (مراکز استان ها)»، گزارش، ص ١٧.
[٢]. محمدرضا کيومرثي، « رابطه جهت گيري مذهبي با عوامل شخصيت»، معرفت، ش ٧٥، ص ٥٩.
[٣]. محمد خداياري فرد وهمکاران، همان، ص١٢٦.
[٤]. لورنس اي، پروين و اليور پي، جان، شخصيت نظريه و پژوهش، ترجمه محمدجعفر جوادي و پروين کديور، ص٣.
[٥]. MC Crae
[٦]. Costa
[٧]. neuroticism
[٨]. openness to experience
[٩]. حسن حقشناس، روانشناسي شخصيت، شيراز، دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني، ١٣٨٨، ص ٨
[١٠]. Streyffeler
[١١]. Mc Nally
[١٢]. مهناز مغانلو و مريم وفايي و مهرناز شهرآراي، «رابطه عوامل مدل پنج عاملي شخصيت و سبکهاي هويت»، پژوهشهاي روان شناختي، ش ١و ٢، ص٨١ .
[١٣] .Locknhoff, C. E. , Ironson, G. , O'Cleirigh,C. & Costa, P. T. , " Five-factor model personality traits, spirituality/Religiousness, and mental health among people living with HIV", Journal of Personality, ٥,٢٠٠٩, ١٤١١-١٤٣٦
[١٤]. سيدمحمدرضا موسوي نسب ،« ثبات و تغيير شخصيت»، معرفت، ش ١١٢، ص ٩٥.
[١٥]. امير کشاورز، و ديگران، «رابطه بين ويژگيهاي شخصيتي با عمل به باروهاي ديني در دانشجويان»، مطالعات اسلام و روانشناسي، ش ٣، ص٨٥.
[١٦]. Truett
[١٧]. Evans
[١٨]. Meyers
[١٩]. امير کشاورز و ديگران، همان، ص٨٥ .
[٢٠]. A. Wild ,& S. Josep, " Religiosity and Personality in a Moslem context", Personality and Individual Differences, ٢٣,٨٩٩-٩٠٠; J. Maltby, "Religious orientation and Eysenck’s personality dimensions:The use the amended religious orientation scale to examine the relationship between religiosity, psychoticism, neuroticism and extraversion" , Personality and Individual Differences, v٢٦, p. ٧٩-٨٤; A. F. Jorm, & H. Christensen, "Religiosity and personality :evidence for non-linear associations" personality and individual Differences ,٣٦ ,١٤٣٣-١٤٤١.
[٢١]. دوان، شولتز و سيدني الن، شولتز، نظريههاي شخصيت، ترجمه يحيي سيدمحمدي، ص٣٢٦.
[٢٢]. L. J. Francis, & R. Bourke, "Personality and religion: Applying cattell's model among secondary school pupils" ,Current Psycology: developmental, learning personality social, ٢, ١٢٥- ١٣٧.
[٢٣]. A. Taylor, & D. A. Mac Donald, "Religion and the five factor model of personality : An exploratory in vestigation using a canadian university sample" Personality and Individual Differences, ٢٧, ١٢٤٣-١٢٥٩.
[٢٤]. J. Henningsgaard, & R. C. Arnau, "Relationship between religiosity, spirituality , and personality: Amultivarate and analysis", Personality and Individual Differences, ٤٥, ٧٠٣-٧٠٨.
[٢٥]. C. E. Locknhoff , G. Ironson , C.O'Cleirigh, & P. T. Costa , " Five- factor model personality traits, spirituality/ Religiousness, and mental health among people living with HIV", Journal of Personality, ٥ , ١٤١١-١٤٣٦.
[٢٦]. H. F. Unterrainer, K. H. Ladenhauf, M. L. Moazedi , S. J. Wallner- Liebmann, & A. Fink, "Dimensions of religious/ spiritual well- being and their relation to personality and psychologyical well- Being", Personality and Individual Differences, ٤٩ ,١٩٢-١٩٧.
[٢٧]. G. Moltafet , M. Mazidi, & S.Sadati, " personality trait, Religious orientation and happiness", Peocedia social and Behavioral sciences,٩ ,٦٣-٦٩.
[٢٨]. محمدرضا جهانگيرزاده، نيما قرباني، « رابطه عوامل شخصيت وخودشيفتگي بيمارگون با جهت گيري ديني»، روانشناسي ودين، ش ٢، ص٥٨ و٥٩ و٧٠.
[٢٩]. امير کشاورز، و ديگران، همان، ص٨٣ و ٩٠ و٩٢ .
[٣٠]. V. Saroglou , "Religouness as a cultural adaptation of basic trats: A five – factor moder perspective", Personality and Social Psychology Review, ١٤ , ١٠٨-١٢٥.
[٣١]. A. F. Jorm, & H. Christensen , "Religiosity and personality :evidence for non-linear associations" , personality and individual Differences ,٣٦ ,١٤٣٣-١٤٤١.
[٣٢]. E. Egan, J. Kroll , K. Carey , M. Johnson, p. Erickson , "Eysenck’s personality scales and religiosity in a US outpatient sample", Personality and Individual Differences,٣٧,١٠٢٣-١٠٣١.
[٣٣]. محمد خداياري فرد و همکاران، همان، ص ١٧.
[٣٤]. همان، ص١٨٧ و ١٨٩ و ١٩٠ و ٢٥٢.
[٣٥]. حسن حق شناس، همان، ص١٤و١٢٧-١٢٩.
[٣٦]. همان، ص١٢٧ و ١٣٠ .
[٣٧]. علي فتحي آشتياني و محبوبه داستاني، آزمونهاي روانشناختي ارزيابي شخصيت و سلامت روان، ص٤٩.
[٣٨]. حسن حقشناس، همان، ص١٤٢.
[٣٩]. علي فتحي آشتياني و محبوبه داستاني، همان، ص٥٠.
[٤٠]. فريبا تابع بردبار و همكاران، «رابطه سلامت روان و عملکرد شغلي بر اساس ويژگي شخصيتي معلمان در راستاي پيشنهاد يک مدل علّي»، مجله روشها و مدلهاي روان شناختي، ش ٢، ص ١٧.
[٤١]. لورنس اي پروين، و اليور پي جان، همان، ص٢١٨؛ حسن حق شناس، همان، ص١٩؛ علي فتحي آشتياني و محبوبه داستاني، همان، ص٤٢.
[٤٢]. محمد خداياري فرد و همكاران، همان
[٤٣]. اسرا: ٢٣.
[٤٤]. محمد خداياري فرد و همكاران، همان
[٤٥]. ممتحنه: ٨.
[٤٦]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار،١،١٣١ ،٣؛ نهج البلاغه، حکمت ١٤٢.
[٤٧]. H. F. Unterrainer , K. H. Ladenhauf , M. L. Moazedi, S. J. Wallner- Liebmann, & A. Fink, "Dimensions of religious/ spiritual well- being and their relation to personality and psychologyical well- Being", Personality and Individual Differences, ٤٩ ,١٩٢-١٩٧.
[٤٨]. J. Henningsgaard, & R. C. Arnau, "Relationship between religiosity, spirituality , and personality: Amultivarate and analysis", Personality and Individual Differences, ٤٥,٢٠٠٨, ٧٠٣-٧٠٨.
[٤٩]. C. E. Locknhoff, G. Ironson, , C. O'Cleirigh, & P. T. Costa , " Five- factor model personality traits, spirituality/ Religiousness, and mental health among people living with HIV", Journal of Personality, ٥ , ١٤١١-١٤٣٦.
[٥٠]. A. Taylor, & D. A. Mac Donald, , "Religion and the five factor model of personality : An exploratory in vestigation using a canadian university sample", Personality and Individual Differences, ٢٧ , ١٢٤٣-١٢٥٩.
[٥١]. G. Moltafet, , M. Mazidi, & S. Sadati, , "personality trait, Religious orientation and happiness", Peocedia Social and Behavioral Sciences,٩ ,٦٣-٦٩.
[٥٢]. امير کشاورز وهمكاران، ص ٩٠.
[٥٣]. محمدرضا جهانگيرزاده و نيما قرباني، «رابطه عوامل شخصيت وخودشيفتگي بيمارگون با جهت گيري ديني»، روانشناسي ودين، ش ٢، ص ٩٠.
[٥٤]. لورنس اي پروين و اليور پي جان، همان، ص٢١٨؛ حسن حق شناس، همان، ص٢٢؛ علي فتحي آشتياني و محبوبه داستاني، همان، ص٤٤-٤٥.
[٥٥]. آلعمران: ٩٢.
[٥٦]. اسرا: ٧؛ نحل: ٩٠؛ يوسف: ٥٦.
[٥٧]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج١، باب ٤، ص ٢٠٤.
[٥٨]. محمد خداياري فرد و همکاران، همان، ، ج٢، ص١٠٠ و ١٠٢.
[٥٩]. مائده: ٢.
[٦٠]. بقره: ٢٧٣؛ شوري: ٤٠؛ تغابن: ١٤.
[٦١]. نساء: ٣٦.
[٦٢]. A. Wild, & S. Joseph , " Religiosity and Personality in a moslem context", Personality and Individual Differences, ٢٣ ,٨٩٩-٩٠٠.
[٦٣]. J.Maltby, "Religious orientation and Eysenck’s personality dimensions:The use the amended religious orientation scale to examine the relationship between religiosity, psychoticism, neuroticism and extraversion" , Personality and Individual Differences, ٢٦ ,٧٩-٨٤.
[٦٤]. A. Taylor, & D. A. Mac Donald , "Religion and the five factor model of personality : An exploratory in vestigation using a canadian university sample", Personality and Individual Differences, ٢٧ , ١٢٤٣-١٢٥٩.
[٦٥]. A. F. Jorm, & H. Christensen, "Religiosity and personality :evidence for non-linear associations" , Personality and Individual Differences ,٣٦ ,١٤٣٣-١٤٤١.
[٦٦]. P. Hills , L. J. Francis, M. Argayle, & C. J. Jackson , "Primary personality trait correlates of religious practice and orientation", Personality and Individual Differences,٣٦ ,٦١-٧٣.
[٦٧]. E. Egan, J. Kroll , K. Carey , M. Johnson, p. Erickson , "Eysenck’s personality scales and religiosity in a US outpatient sample", Personality and Individual Differences,٣٧ ,١٠٢٣-١٠٣١.
[٦٨]. J. Henningsgaard, & R. C. Arnau , "Relationship between religiosity, spirituality , and personality: Amultivarate and analysis", Personality and Individual Differences, ٤٥ , ٧٠٣-٧٠٨.
[٦٩]. C. E. Locknhoff , G. Ironson, C. O'Cleirigh, & P. T. Costa, " Five- factor model personality traits, spirituality/ Religiousness, and mental health among people living with HIV", Journal of Personality, ٥ , ١٤١١-١٤٣٦.
[٧٠] ـ امير کشاورز و همكاران، همان، ص ٨٣ و ٩٠.
[٧١]. V. Saroglou, "Religouness as a cultural adaptation of basic trats: A five – factor moder perspective", personality and Social Psychology review, ١٤ , ١٠٨-١٢٥.
[٧٢]. H. F. Unterrainer , K. H. Ladenhauf, M. L. Moazedi , S. J. Wallner- Liebmann & A. Fink , "Dimensions of religious/ spiritual well- being and their relation to personality and psychologyical well- Being", Personality and Individual Differences, ٤٩ ,١٩٢-١٩٧.
[٧٣]. G. Moltafet, M. Mazidi, & S. Sadati , " personality trait, Religious orientation and happiness", Peocedia social and Behavioral sciences,٩ ,٦٣-٦٩.
[٧٤]. محمدرضا جهانگيرزاده و نيما قرباني، همان، ص ٥٨.
[٧٥]. لورنس اي پروين و اليور پي جان، همان، ص٢١٨؛ حسن حقشناس، همان،ص٢٣؛ علي فتحي آشتياني و محبوبه داستاني، همان، ص٤٦.
[٧٦]. نور: ٦١؛ بقره: ٢١٩.
[٧٧]. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج٦٥، باب١٥، ص١٦.
[٧٨]. طه: ١١٥؛ آلعمران: ١٣٥.
[٧٩]. نساء: ٣١.
[٨٠]. شمس: ٩؛ آلعمران: ١٦٤.
[٨١]. مومنون: ٢؛ فرقان: ٧٢.
[٨٢]. بقره: ١٥٣؛ كليني، کافي، ج٢، ص٨٧ و ٩٢.
[٨٣]. محمدبن يعقوب كليني، کافي، ج٢،ص١١٠.
[٨٤]. مائده: ١؛ انعام: ١٥٢؛ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج٦٧، باب ٥٦، ص٢٨٣.
[٨٥]. محمد: ٣٤؛ نساء: ٥٩.
[٨٦]. محمدبن يعقوب كليني، کافي، ج٦، ص ٤١ و ٢٨٨.
[٨٧]. J. Henningsgaard, & R. C. Arnau , "Relationship between religiosity, spirituality , and personality: Amultivarate and analysis", Personality and Individual Differences, ٤٥ , ٧٠٣-٧٠٨.
[٨٨]. C. E. Locknhoff, G. Ironson, C. O'Cleirigh, & P. T. Costa , " Five- factor model personality traits, spirituality/ Religiousness, and mental health among people living with HIV", Journal of Personality, ٥ , ١٤١١-١٤٣٦.
[٨٩]. H. F. Unterrainer, K. H. Ladenhauf, M. L. Moazedi, S. J. Wallner- Liebmann, & A. Fink, , "Dimensions of religious/ spiritual well- being and their relation to personality and psychologyical well- Being", Personality and Individual Differences, ٤٩ ,١٩٢-١٩٧.
[٩٠]. G. Moltafet, M . Mazidi, & S. Sadati, " personality trait, Religious orientation and happiness", Peocedia social and Behavioral sciences,٩ ,٦٣-٦٩.
[٩١]. محمدرضا جهانگيرزاده و نيما قرباني، همان، ص٥٦.
[٩٢]. امير کشاورز و همكاران، همان، ص ٩٠.
[٩٣]. A. F. Jorm, & H. Christensen , "Religiosity and personality :evidence for non-linear associations", Personality and Individual Differences ,٣٦ ,١٤٣٣-١٤٤١.
[٩٤]. E. Egan , J. Kroll , K. Carey, M. Johnson , p. Erickson , "Eysenck’s personality scales and religiosity in a US outpatient sample", Personality and Individual Differences,٣٧ ,١٠٢٣-١٠٣١.