نشریه روانشناسی و دین - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - رابطه بين جهتگيري مذهبي و تابآوري در بين مادران داراي فرزندان مبتلا به بيماري
سال چهارم، شماره سوم، پاييز ١٣٩٠، ص ٦٩ ـ ٨٢
Ravanshenasi-va- Din, Vol.٤. No.٣, Fall ٢٠١١
طاهره حسيني قمي*/ حسين سليمي بجستاني**
چكيده
پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه بين جهتگيري مذهبي و تابآوري در بين مادران داراي فرزندان مبتلا به بيماري انجام شده است. جامعه آماري پژوهش شامل كليه مادران داراي فرزندان مبتلا به بيماري است كه فرزندانشان در بهمن ١٣٨٩ پرونده پزشكي در بيمارستان امام خميني داشتهاند. روش پژوهش به كار گرفته شده همبستگي بوده است. با روش نمونهگيري در دسترس، يگ گروه صد نفري از مادران انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامههاي تابآوري فرايبرگ (شامل ٤٣ گويه) و جهتگيري مذهبي بهرامي احسان (٦٤ گويه) بوده است. نتايج بهدست آمده از تجزيه و تحليل آماري نشان ميدهد كه رابطه معناداري بين جهتگيري مذهبي و تابآوري وجود دارد. همچنين رابطه مثبت و معناداري بين سن، سطح تحصيلات و تابآوري و جهتگيري مذهبي وجود دارد.
كليدواژهها: تابآوري، جهتگيري مذهبي، مادران.
مقدمهنياز انسان به دين قدمتي به عمر تاريخ دارد، زيرا بشر از همان آغاز زندگي خود به حامي و مقتدر و تكيهگاه قدرتمند احساس نياز ميكرده است. مذهب، سيستم سازمان يافتهاي از باورها شامل مشاركت، سنت، ارزشهاي اخلاقي، رسومات، مشاركت در يك جامعه ديني براي اعتقاد راسختر به خدا يا يك قدرت برتر است (والش[١]، ٢٠٠٩م). لينسكي[٢] (١٩٦٣م) مذهب را مجموعه عقايدي در باره طبيعت نيروهايي ميداند كه سرنوشت فرد را شكل ميدهند و اعمالي كه در نتيجه توسط يك گروه پذيرفته ميشوند. پارگامنت[٣] (١٩٩٧م) مذهب را اين گونه تعريف ميكند: « جستوجو براي معنا و ارزشي كه مقدس شمرده ميشود ». در اين تعريف، سه واژه كليدي وجود دارد: ارزش، جستوجو و مقدس. در اينجا فرض بر اين است كه مردم درپي چيزي ميروند كه در زندگيشان ارزش و معنا داشته باشد. همچنين در اين تعريف از مذهب، بر اين تكيه شده است كه انسانها موجودهايي فعال و هدفمدار هستند (فولد[٤]، ١٩٨٧م) و در جستوجوي ارزش و اهميت ميباشند. جستوجو، فرايند پويايي است كه شامل كشف ارزش، محافظت از آن ارزش در زماني كه بهدست آمد و در نهايت، تبادل ارزش در زمان مورد نياز است.[٥]
كلمه «دين» در زبان عربي، نزديكترين مفهوم را به واژه «RELIGION» در زبان انگليسي دارد و از ريشهاي به معناي اطاعت، تسليم و فروتني در برابر خداوند گرفته شده، و «دين» در گستردهترين مفهوم خود، معيار مقدسي است كه به تمام زندگي انسان شكل ميبخشد. به عبارت ديگر، دين چگونگي زندگي در تمام جوانب آن است كه در آموزشهاي پروردگار ريشه دارد[٦]
آثار مبتني بر رويكرد آماري به دين، امروزه حجم عظيمي يافته و به سرعت هم رو به افزايش است. كتابهايي كه اين ادبيات را تا حدود ١٩٧٠م بررسي كردهاند (آرگايل و بيت، هلاهي، ١٩٧٥م؛ اسكوبي، ١٩٧٥م و استرومن، ١٩٧٠م ترجمه دهقاني، ١٣٨٦) همه پر از ارجاع به پژوهشهايي است كه در باره موضوعهاي بسيار متنوع صورت گرفته است.[٧]
آلن برگين ١٩٨٣م در فراتحليلي از ادبيات اين موضوع، دريافت كه ٤٧درصد بررسيهاي مورد مطالعه او رابطهاي مثبت را ميان دين و بهداشت رواني نشان ميدهد. ٢٣درصد بيانگر رابطه منفي است و ٣٠درصد اصلاً رابطهاي ميان اين دو نشان نميدهد. علت برخي از اين ناهمخوانيها ممكن است نوع معيارهايي باشد كه به كار ميرود.
مقابله مذهبي، بر نقش سازنده دين در درك و كنار آمدن با مشكلات شخصي و
موقعيتي زندگي انسانها تأكيد دارد. به گفته پارگامنت (١٩٩٠م)، هر يك از
عناصر روند سازگاري، مستلزم سنجش دقيق است. رويداد يا موقعيت مشكلآفرين را
كه ممكن است هر چيزي باشد (از تهييجي ناچيز گرفته تا تغييري عمده در
زندگي) بايد بر اساس
معناي مذهبي آن در نظر فرد فهميد. اينكه شخص چگونه موقعيتي را تجربه و
ارزيابي كرده، سپس توانايي خود را براي رويارويي با آن ميسنجد، طبيعتاً
تأثير مهمي در ايجاد نتيجه دارد[٨]
بيشتر پژوهشهايي كه امروزه در باره همبستههاي رواني – بهداشتي دين صورت ميگيرند از مقياس جهتگيري مذهبي آلپورت – راس استفاده كردهاند. يافتهها نشان ميدهد كه مقياس جهتگيري ديني دروني با موارد زير همبستگي مثبت داشته است: رضايت از زندگي (تسوينگهان[٩]، ١٩٩١م)، سازگاري روانشناختي (واتسون[١٠]، موريس[١١] و هود[١٢]، ١٩٩٤م). خويشتن داري و عملكرد بهتر شخصي (برگين[١٣]، سترز[١٤] و ريچاردز[١٥]، ١٩٨٧م)، عزت نفس (نلسون[١٦]، ١٩٩٠م)، كنترل دروني (جكسونو كورزي[١٧]، ١٩٨٨م)، هدفمندي زندگي (بولت[١٨]، ١٩٧٥م) روحيه و سازگاري دركهنسالي (كوتنيگ[١٩]، كوالوفرل[٢٠]، ١٩٨٨م). همچنين مقياس جهتگيري دروني با موارد زير همبستگي منفي داشته است: اضطراب و به ويژه اضطراب مرگ (برگين، مسترزو ريچاردز[٢١]، ١٩٨٧م، پاول و تورسون[٢٢]، ١٩٩١م) روان رنجوري[٢٣] (چاو[٢٤] و ديگران، ١٩٩٠ م)افسردگي (دور[٢٥]، ١٩٨٧م؛١٩٩٢م، گنيا[٢٦] و نلسون[٢٧]، ١٩٨٩م) تكانش وري[٢٨] (رابينسون[٢٩]، ١٩٩٠م) و خود شيفتگي[٣٠] ناسازگاراند.[٣١]
به نظر ميرسد مذهب براي افراد نقش سپر دفاعي را بازي كرده، مجموعه وسيعي از آثار مثبت روانشناختي را در افراد ايجاد ميكند.[٣٢]
تحقيقات در باره مذهب نشان ميدهد كه تداوم باورهاي مذهبي بر رفتارهاي افراد مذهبي تأثير ميگذارد. از ١٩٨٠م به رابطه مذهب و خانواده با علاقه به موضوعاتي، مانند تأثير مذهب و سلامت فردي توجه بيشتري شد. همانطور كه توماس و هنري رابطه مذهب و خانواده را بررسي كرده و گفتهاند كه اين دو نهاد يكپارچه هستند و باعث افزايش سلامت ميشوند.[٣٣]
يافتهها نشان ميدهد كه جهتگيري مذهبي با افزايش سلامت رواني و كاهش اختلالات رواني رابطه داشته و بهصورت مثبت قادر است تا سبك مقابله مذهبي مثبت را پيشبيني كند.[٣٤] نتايج پژوهش استوارد و جو (١٩٩٨م) نشان ميدهد كه روحيه مذهبي بهطور چشمگيري با سلامت روان و سازگاري ارتباط دارد وافرادي كه خود را بيش از همه مذهبي ميدانند از ديگران سازگارترند.
يكي از راهبردهاي مناسب براي ارتقاي سلامت روان در افراد كه رابطه تنگاتنگي با اعتقادات مذهبي و فرا معنوي دارد، تابآوري[٣٥] است. نيومن (٢٠٠٥م) تابآوري را به توانايي انسان براي سازگاري در برابرمصيبتها، ضربهها، درد و رنج ناشي ازگرفتاريها و محركات تنشزاي با اهميت در زندگي تعريف ميكند.[٣٦]
بيشتر تعريفهاي مرتبط با تابآوري بر انطباق ـ به رغم وجود موانع يا موقعيتهاي دشوار ـ اشاره دارند.[٣٧] بهطور كلي مفهوم تابآوري اشاره دارد به:
پيامدهاي مثبت به رغم تجربه ناگواريها و ناملايمات، عملكرد مثبت و مؤثر و مداوم در شرايط ناگوار، بهبودي بعد از يك ضربه مهم.[٣٨] بنابراين، افراد با تابآوري بالا، در شرايط استرسزا و موقعيتهاي ناگوار، سلامت روانشناختي خود را حفظ ميكنند.
بهطور كلي افراد تاب آور توانايي برگشتن و بهبود پيداكردن، خوشبيني و مهارتهاي فكري انعطافپذير، جستوجو كردن مشكلات به عنوان فرصتي براي يادگيري و رشد، توانايي پشتكار و استقامت داشتن، عزت نفس[٣٩] سالم، توانايي تعيين اهداف قابل دسترس [٤٠، آشكار[٤١] و واقعي[٤٢]، داشتن شبكه حمايتي سالم، توانايي رشد قابليتهاي عاطفي و فرا طبيعي، توانايي استقلال رأي، رشد حس شوخ طبعي، توانايي درگيري و ارتباط معنادار با افراد و كشورهاي ديگر، توانايي رفتار كردن با احترام با خودشان و ديگران، توانايي حل كردن مشكلات و مهارتهاي حل تعارض؛[٤٣] را دارند.
تعدادي از عوامل فردي، خانوادگي و اجتماعي با تابآوري ارتباط دارند. اين عوامل در سطح فردي، شامل جنسيت و عزت نفس است. در زمينه عوامل خانوادگي ميتوان به ساختار خانواده و حمايت اطرافيان اشاره كرد و در نهايت، عوامل اجتماعي بهصورت حمايت اجتماعي يا عوامل خطر آفرين، مانند تبعيض يا فقر مؤثر خواهد بود (لافرومويس، هويت اليور – ويت بك، ٢٠٠٦ م). عامل ديگري كه بر تابآوري تاثير دارد، باورهاي مذهبي است. آثار بالقوه باورهاي مذهبي به كنار آمدن و مقابله با حوادث آسيب زا منجر ميشود. مطالعه نقش باورهاي مذهبي بر تابآوري در برابر ضربهها و آسيبها ميتواند فهم ما را از انطباق مثبت با حوادث افزايش دهد. از طريق مذهب است كه انسان در مييابد كه بين او و وجود متعالي و برتر مطلق، رابطه وجود دارد و اين رابطه يا از راه قلب، يا از راه عقل و يا به وسيله اجراي مراسم و اعمال مذهبي برقرار ميشود. در نتيجه باور مذهبي است كه حس ميكنيم هر گاه با قدرتي مافوق خود ارتباط حاصل كنيم ميتوانيم خود را از ناآراميها و ناراحتيها نجات دهيم[٤٤].پارك و كوهن و هرب (١٩٩٠م) به نقش تعديل كننده مذهب بر موقعيتهاي استرسزا پي بردهاند.[٤٥] طبق يافتههاي كال (٢٠٠٣م) بين منابع مذهبي و چگونگي كنار آمدن با بيماريها ارتباط وجود دارد و شكلهاي مختلف مقابله مذهبي با مهارتهاي مقابله با مشكلات ارتباط پيدا ميكند.[٤٦]
تيتيمس در برخي از مطالعات متوجه شده است مردماني كه با كليسا يا ديگر گروههاي مذهبي درگير هستند، از سطوح بالاتري از تابآوري عليه ضربههاي زندگي بهرهمندند.[٤٧] ادلمن اشاره ميكند افرادي كه اعتقادات مذهبي قوي دارند معمولاً از حمايتهاي اجتماعي خوبي بهرهمندند.[٤٨]
با توجه به اينكه مادران در بين اعضاي خانواده، نقش كليدي و اساسي در نگهداري و تربيت فرزندان بر عهده دارند و بيشتر با مسئله بيماري در فرزندانشان درگير هستند و همچنين رشادتها و تلاشهاي خستگي ناپذير مادران در محيط خانواده بر كسي پوشيده نيست، اگر مادران، سلامت جسماني و رواني كافي نداشته باشند به درستي نميتوانند از عهده مسئوليتها و وظايفشان برآيند و بدين شكل، آثار منفي را بر پيكره وجودي خانواده بر جاي خواهند گذاشت.
بنابراين، با توجه به نقش باورهاي مذهبي در سازگاري و سلامت روان از يك سو، و نيز اهميت متغير تابآوري در مباحث مربوط به سلامت رواني و بهزيستي ذهني از سوي ديگر، اين پژوهش به بررسي رابطه بين جهتگيري مذهبي و تابآوري در بين مادران داراي فرزندان مبتلا به بيماري پرداخته است.
مطرح نمودن تابآوري به عنون ديدگاهي نسبتاً نو كه ميتواند افقي جديد را در حوزه ارتقاي سطح سلامت جامعه پيشِ روي ما باز كند، امري بجا و شايسته و در خور تأمل است.
فرضيه پژوهشرابطه مثبتي بين جهتگيري مذهبي و تابآوري وجود دارد.
پرسشهاي پژوهشپرسش اول: آيا بين ميزان تحصيلات و تابآوري رابطه وجود دارد؟
پرسش دوم: آيا بين ميزان تحصيلات و جهتگيري مذهبي رابطه وجود دارد؟
پرسش سوم: آيا بين ميزان سن و تابآوري رابطه وجود دارد؟
پرسش چهارم: آيا بين ميزان سن و جهتگيري مذهبي رابطه وجود دارد؟
روشروش پژوهش حاضر از نوع همبستگي است. جامعه پژوهش حاضر، مادراني است كه فرزندان بيمارشان در بهمن ماه ١٣٨٩ در بيمارستان امام خميني(ره) پرونده پزشكي داشتهاند. نمونهاي شامل صد نفر از مادران به شيوه نمونهگيري در دسترس انتخاب شدهاند.
ابزاربراي جمع آوري اطلاعات در اين پژوهش از دو پرسشنامه استفاده شده است:
١) پرسشنامه تابآوري بزرگسالان[٤٩] (RSA):اين پرسشنامه كه توسط فرايبرگ و همكارانش درسال ٢٠٠٣م تهيه شده، شامل ٤٣ گويه با پنج زيرمقياس است. اين پنج بعد عبارتاند از:
١. مؤلفه شخصي يا قابليتهاي فردي (شانزده گويه)، ٢. مؤلفه اجتماعي يا قابليتهاي اجتماعي (دوازده گويه)، ٣. حمايت اجتماعي (شش گويه)، ٤. پيوستگي يا انسجام خانوادگي (پنج گويه)، ٥. ساختار شخصيتي (چهارگويه).
روش نمرهگذاري اين پرسشنامه بر اساس مقياس پنج درجهاي ليكرت است؛ اينگونه كه به پاسخهاي كاملاً مخالف، مخالف، نظري ندارم، موافق، كاملاً موافق به ترتيب نمرههاي ١، ٢، ٣، ٤، ٥تعلق ميگيرد.
در ايران براي اولين بار روايي و پايايي مقياس تابآوري بزرگسالان در پژوهش جوكار و ساماني (١٣٨٧) كه روي ٣٧٢ نفر از دانشجويان كارشناسي دانشگاه شيراز(٢٣٢ نفر زن و١٤١ نفر مرد) بين ١٩ـ٢٦سال در رشتههاي مختلف اجرا شد، ارزيابي گرديد. روايي مقياس به روش تحليل عوامل و همبستگي با مقياس تابآوري كانروديويدسون(٢٠٠٣) و پايايي آن با استفاده از ضريب الفاي كرونباخ به ترتيب براي زيرمقياسها برابر با٨٠%، ٨٥%، ٨٤%، ٨٧% و٧٩% بهدست آمد. آنها گزارش كردندكه پيوستگي دروني (آلفاي كرنباخ) براي تمامي ابعاد، بالا بوده و از دامنه ٩٢/٠ـ٧٥/٠و براي مجموع آيتمها (٩٣/٠= a) قرار دارد و در مجموع، نسخه فارسي اين پرسشنامه ابزار مناسبي با روايي واعتبار بالا براي اندازهگيري سطح تابآوري در بزرگسالان است در ضمن، تمام زيرمقياسهاي RSAهمبستگي مثبت و معناداري با اندازگيهاي سازگاريهاي شخصيتي و روانشناختي، يعني مقياس احساس پيوستگي SOC دارد.[٥٠]
٢) مقياس جهتگيري مذهبيمقياس جهتگيري مذهبي توسط بهرامي احسان در ايران هنجاريابي شده است. اين مقياس از ٦٤ ماده است كه بر اساس مقياس پنج درجهاي ليكرت تشكيل شده است. ضريب پاياي اين فرم بين ٩١/٠ و ٨٥/٠ گزارش شده است. همچنين روايي محتوايي و سازه آن نيز بررسي و تأييد شده است. به منظور ارزيابي روايي محتوايي مقياس، مواد آماده شده به پنجاه كارشناس ديني داده شده كه آنها مقياس را از نظر روايي محتوايي، مطلوب ارزيابي كردندهاند. به منظور بررسي روايي سازه و نيز تحليل ساختارهاي عاملي آزمون، روش تحليل عاملي با استفاده از تحليل مؤلفههاي اصلي و در چرخش با استفاده از روش مايل مستقيم، تكرار شده است. نتايج بهدست آمده نشان ميدهد كه مقياس از چهار عامل اشباع شده است. در پژوهشي ميزان مقياس معبد (گلزاري، ١٣٨١) به عنوان ملاك انتخاب و ميزان همگرايي مقياس جهتگيري مذهبي با آن بررسي شده است. نتايج، از همبستگي بسيار بالاي اين دو آزمون در تمام زمينهها حكايت دارد.[٥١]
اين پرسشنامه شامل چهار خرده مقياس است كه هر كدام از خرده مقياسها ابعاد متفاوتي را ميسنجد. اين چهار خرده مقياس، شامل موارد زير ميشود؛ عامل جهتگيري مذهبي يا مذهب گرايي، شامل ٢٨ گويه است كه موارد زير را در بر ميگيرد: ١-٢-٧-٩-١٠ -١١- ١٢-١٥-٢٠-٢١-٢٣-٢٤-٢٥-٢٦-٣٥-٣٦-٤٢-٤٥-٤٨-٥٢-٥٤-٥٥-٥٦-٥٧-٥٨-٥٩-٦٠-٦١- عالم سازمان نايافتگي شامل نوزده سؤال است و سؤالهاي ٣-٨-١٣-١٤-١٧-١٨-٢٢-٢٨-٢٩-٣٠-٣٢-٣٣-٣٧-٣٨-٤٠-٤٣-٤٧-٤٩-٥١- را دربردارد كه از اين بين سه سؤال ٢٩،٤٠ و ٤٩ بهصورت معكوس نمرهگذاري ميشود عامل ارزندهسازي مذهبي شامل نه گويه است كه ٤- ١٦- ١٩- ٢٧-٣٤-٥٣-٦٢-٦٣-٦٤را در بردارد. عامل كامجويي هم شامل هشت سؤال ميشود كه سؤالهاي ٥- ٦-٣١- ٣٩- ٤١-٤٤- ٤٦- و ٥٠ را در برميگيرد.
يافتههابه منظور ارائه تصويري روشنتر از يافتههاي توصيفي، مؤلفههاي جهتگيري مذهبي و تابآوري در جدول (شماره١) ارائه شده است.
جدول شماره ١: يافتههاي توصيفي خرده مقياسهاي متغيرهاي تحقيق
|
شاخص آماري متغيرها |
كمترين نمره |
بيشترين نمره |
ميانگين |
انحراف استاندارد |
|
تابآوري |
٩٣ |
٢٢٠ |
٨/١٧٥ |
٦/٢٤ |
|
صلاحيت شخصي |
٢٣ |
٦٠ |
٧/٥٠ |
٩/٨ |
|
صلاحيت اجتماعي |
٢٢ |
٥٠ |
٤/٣٨ |
٣/٧ |
|
شخصيت |
٣٢ |
٨٠ |
٢/٦٢ |
٩/٩ |
|
سبك ساختاريافته |
١٣ |
٣٠ |
٣/٢٤ |
٩/٤ |
|
جهتگيري مذهبي |
١٧٠ |
٣١٠ |
٥/٢٤٢ |
٣٥ |
|
مذهب گرايي |
٧٣ |
١٣٥ |
٣/١١١ |
٩/١٢ |
|
سازمان نايافتگي |
٦٣ |
١٠٧ |
٩/٨٣ |
٦/١٢ |
|
ارزنده سازي مذهبي |
٢٣ |
٤٥ |
٤/٣٥ |
٦/٦ |
|
كامجويي |
١٨ |
٤٠ |
٥/٢٩ |
٥/٦ |
جدول شماره ٢: ماتريس همبستگي متغيرهاي پژوهش
|
كامجويي |
ارزنده سازي مذهبي |
سازمان نايافتگي |
مذهب گرايي |
جهتگيري مذهبي |
تابآوري |
متغيرها |
|
١ |
تابآوري |
|||||
|
١ |
٦٦/٠** |
جهتگيري مذهبي |
||||
|
١ |
٨٥/٠** |
٤٩/٠** |
مذهب گرايي |
|||
|
١ |
٥٦/٠** |
٨٨/٠** |
٥٩/٠** |
سازمان نايافتگي |
||
|
١ |
٨٠/٠** |
٧٨/٠** |
٩٤/٠** |
٦٥/٠** |
ارزنده سازي مذهبي |
|
|
١ |
٨٢/٠** |
٨١/٠** |
٥٧/٠** |
٨٦/٠** |
٧٢/٠** |
كامجويي |
٠٠١/٠ P×**
همانطور كه در جدول(شماره ٢) مشاهده ميشود رابطه مثبت و معناداري بين جهتگيري مذهبي و تابآوري وجود دارد.
جدول٣: تجزيه و تحليل آزمون كروسكال واليس در رابطه با ميزان تحصيلات و تابآوري
|
درجات آزادي |
سطح معناداري |
|
مجذور خي |
N |
|
٤ |
٠١/٠ |
٠٠٠١/٠ |
٧/٣٥ |
١٠٠ |
نتايج آزمون كروسكال واليس نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين ميزان
تحصيلات و تابآوري وجود دارد كه اين با توجه به معناداري بهدست آمده
(٠٠٠١/٠=
) است كه كمتر از معناداري (٠١/٠) ميباشد.
جدول٤: تجزيه و تحليل آزمون كروسكال واليس در خصوص ميزان تحصيلات و جهتگيري مذهبي
|
درجات آزادي |
سطح معناداري |
|
مجذور خي |
N |
|
٤ |
٠١/٠ |
٠٠٠١/٠ |
٨/٢٨ |
١٠٠ |
نتايج آزمون كروسكال واليس نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين ميزان
تحصيلات و جهتگيري مذهبي وجود دارد و اين با توجه به معناداري بهدست
آمده (٠٠٠١/٠=
) است كه كمتر از معناداري (٠١/٠) ميباشد.
جدول ٥: تجزيه و تحليل آزمون كروسكال واليس در خصوص با ميزان سن و تابآوري
|
درجات آزادي |
سطح معناداري |
|
مجذور خي |
N |
|
٤ |
٠١/٠ |
٠٠٠١/٠ |
٢/٢٠ |
١٠٠ |
نتايج آزمون كروسكال واليس نشان ميدهد كه تفاوت معناداري بين ميزان سن و
تابآوري وجود دارد، و اين با توجه به معناداري بهدست آمده ١)٠٠٠ /٠=
) است كه از معناداري (٠١/٠) كمتر ميباشد.
جدول ٦: تجزيه و تحليل آزمون كروسكال واليس در خصوص ميزان سن و جهتگيري مذهبي
|
درجات آزادي |
سطح معناداري |
|
مجذور خي |
N |
|
٤ |
٠١/٠ |
٠٠٠١/٠ |
١/٢١ |
١٠٠ |
هدف از پژوهش حاضر بررسي رابطه بين جهتگيري مذهبي و تابآوري در بين مادراني بوده كه فرزندان بيمار داشتهاند. نتايج بهدست آمده از پژوهش نشان ميدهد كه رابطه مثبت و معناداري بين جهتگيري مذهبي و تابآوري وجود دارد. اين نتيجه با يافتههاي پژوهشي رحيمي (١٣٨٩)،[٥٢] چاوشي (١٣٨٧)[٥٣] ، بهرامي احسان و تاشك (١٣٨٣)[٥٤]، تيتيمس (٢٠٠٦م به نقل از: نينان، ٢٠٠٩م)[٥٥]، فوتولاكيس، سيامولي، ماگيرا و كارپينيس(٢٠٠٨م)[٥٦] و جوكار و همكاران (١٣٨٩)[٥٧] همخواني دارد.
افراد تابآور با احتمال بيشتري در رويارويي با شرايط ناگوار، در جستوجوي معنا هستند. داشتن ايمان، تحمل افراد را در برابر سختيها افزايش داده و آنها را براي غلبه چالشها و تغييرات در زندگي ياري ميدهد. همچنين ارتباطات فرا معنوي (يعني به قدرت بزرگتري ايمان داشتن) به عنوان عوامل حمايتي فردي در جهت ايجاد و تسهيل تابآوري ياد شده است و اعتقادات مذهبي به عنوان تكيهگاه و پشتيبان براي سازگاري بيشتر فرد، عمل ميكند. همينطور معنويت، عامل كليدي براي پرورش تابآوري دانسته شده است. در مطالعات مختلف نشان داده شده است كه معنويت به افراد كمك ميكند كه هيجانات منفي خود را كاهش داده، و از تنش و اضطراب خود بكاهند و بهتر بتوانند مشكلات زندگيشان را مديريت كنند و بتوانند از راهبردهاي مناسبي در جهت كاهش استرس و افسردگيشان استفاده نمايند و در عين حال، سلامت روانشان را حفظ نمايند، زيرا وجود افسردگي و تنش و اضطراب به عنوان يك عامل خطرزا ميتواند زمينه بروز بيماريهاي جسمي و مشكلات متعدد بهداشت و روان را فراهم كند.[٥٨]
همچنين فطرت خداجوي انسان و زمينه و بافت مذهبي و فرهنگي قومي در كشور ما و وجود ريشههاي عميق معنويت و باورهاي مذهبي و همچنين وجود سنبلها و نمونههاي صبر و استقامت، مانند حضرت زهرا‡ و حضرت زينب‡ و احاديث و آيههاي مختلف در اين زمينه به عنوان نمونه «آيه ٦ از سوره طلاق» و «آيه ٨٧ از سوره يوسف» و همچنين «آيههاي ١٥٥ - ١٥٤ از سوره بقره» و«١٢٤ سوره طه»، همه اينها را ميتوان منابع حمايتي مهمي به شمار آورد كه تامين كننده سلامت روان و حفظ آرامش فردي است و توانايي افراد را براي مقابله با شرايط سخت زندگي افزايش ميدهد. همچنين ميتوان دريافت كه دينداري پايهاي اساسي براي مقاومت در برابر مشكلات زندگي بشر است.[٥٩]
همانطور كه فوتولاكيس، سيامولي، ماگيرا، كارپينيس (٢٠٠٨م) بيان ميكنند كه باور به اينكه خدايي هست كه موقعيتها را كنترل ميكند و ناظر بر بندگان است، تا حد بسياري اضطراب مرتبط با موقعيتها را كاهش ميدهد، بهطوري كه اين افراد معتقدند ميتوان با اتكا به خداوند، موقعيتهاي غير قابل كنترل را تحت كنترل در آورد.[٦٠]
يافتههاي اين تحقيق با نتايج كروك (٢٠٠٨م) نيز همخواني دارد كه نشان ميدهد افرادي كه از نظر مذهبي در سطح بالاتري قرار دارند سعي ميكنند مسائل خود را به شيوه حل مسئله و با حمايت اجتماعي مرتفع كنند.[٦١]
همچنين نتايج حاصل از اين پژوهش نشان ميدهد كه رابطه مثبت و معناداري بين سن و ميزان تحصيلات با تابآوري و جهتگيري مذهبي وجود دارد؛ يعني با گذشت سن و كسب تجربيات بيشتر، افراد در بررسي مسائل درونيتر ميشوند؛ افراد تابآور قادرند در برخورد با مسائل از راهبردهاي كنار آمدن و ساز و كارهاي دفاعي به خوبي استفاده كرده و كمتر دچار نگراني و اضطراب شده و آرامش خود را در روياروريي با شرايط سخت، حفظ كنند.
افرادي كه سطح تحصيلات بالاتري دارند هنگام سختيها از شبكههاي حمايتي مناسبي كمك ميگيرند و با كسب مهارتهاي زندگي و بهرهگيري از تجربيات مفيد ديگران ميتوانند در برخورد با چالشها و مسائل زندگي قدرت سازگاري بالاتري داشته و همچنين از ساز و كارهاي دفاعي، بهتر استفاده نمايند. همچنين داشتن سطح تحصيلات بالاتر باعث ميشود كه هنگام برخورد با مسائل و سختيهاي زندگي ، راه حلهاي متعدد و متنوع را جستوجو كرده، اميدواري خود را در شرايط سخت حفظ كنند. اميد نقش اكسيژن رواني را براي بشر ايفا ميكند كه وجود آن براي بقا و مبارزه با چالشها در زندگي ضروري به نظر ميرسد. همچنين اين مسئله باعث ميشود كه به افراد كمك كند تا عزم دورني و ايمان قوي براي مبارزه با چالشهاي زندگي داشته باشند. از سوي ديگر، يكي از ويژگيهاي افراد تابآور داشتن منبع كنترل دروني است. با افزايش سن و بالا رفتن سطح تحصيلات، جهتگيري افراد در برخورد با مسائل درونيتر ميشود. اين نتيجه با يافتههاي پژوهش كشتي دار(١٣٨١) همخواني دارد. افراد با داشتن منبع كنترل دروني، تأثيرگذاري بر نتايج رويدادها را در خود احساس ميكنند؛ به بيان ديگر، آنها حس درماندگي كمتري از خود نشان ميدهند و برخورد باشرايط ناگوار را فرصتي در جهت رشد و تجربه موفقيت آميز ميدانند.[٦٢]
تحقيقات انجام شده نشان داده است كه انگارههاي ديني نقش موثري در تسكين آلام روحي، كاهش اضطراب و تحمل فشارهاي رواني داشته و افراد مذهبي از ناراحتي رواني بسيار كمتري رنج ميبرند. همچنين رابطه معكوس بين دين و افسردگي و اضطراب و استرس وجود دارد.[٦٣]
همچنين در تحقيقات اليسون (١٩٩١م) مشاهده ميشود، افرادي كه گرايش مذهبي بالاتر دارند، خشنودي بيشتري از زندگي داشته و شادماني و نشاط آنها بيشتر است و در مبارزه با رويدادهاي فشارزاي زندگي، پيامدهاي رواني – اجتماعي منفي كمتري را نشان ميدهند.[٦٤]
نتايج پژوهش استوارد و جو (١٩٩٨م) نشان ميدهد كه روحيه مذهبي بهطور چشمگيري با سلامت روان و سازگاري در ارتباط است و افرادي كه خود را بيش از همه مذهبي ميدانند از ديگران سازگارترند.[٦٥]
بنابراين، ميتوان نتيجه گرفت كه مذهب و جهتگيري مذهبي در افراد، نتايج مثبتي را همراه دارد. با توجه به رابطه تنگاتنگ و نزديك باورهاي مذهبي در سلامت روان، پيشنهاد ميشود كه مسئولان مربوطه، در برگزاري كارگاهها و حتي دورههاي آموزشي مربوط به سلامت روان، به نقش مؤثر باورها و رفتارهاي مذهبي در ارتقاي سطح سلامت روان، توجه خاصي داشته باشند.
منابعبهرامي احسان، هادي و آناهيتا تاشك، «ابعاد رابطه ميان جهتگيري مذهبي و سلامت رواني و ارزيابي مقياس جهتگيري مذهبي»، روانشناسي و علوم تربيتي، ش ٢، زمستان ١٣٨٣، ص ٦٣-٤١.
جوكار، بهرام و همكاران، «پيش بيني تاب آوري بر اساس جهتگيري مذهبي در دانشجويان»، مجموعه مقالات پنجمين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان دانشگاه شاهد، ارديبهشت ١٣٨٩، ص ٦٨-٦٧.
چاوشي، اكبر و همكاران، «بررسي رابطه نماز و جهتگيري مذهبي و سلامت روان»، علوم رفتاري، ش ٢ ، تابستان ١٣٨٧، ص ١٥٦-١٤٩.
حسيني قمي، طاهره و همكاران، «اثربخشي آموزش تاب آوري بر سطح كيفيت زندگي مادران داراي فرزندان ١٠ تا ١٣ ساله مبتلا به سرطان در بيمارستان امام خميني(ره) تهران»، مطالعات باليني، ش ١، زمستان ١٣٨٩، ص ١٠٠-٧٧.
رحيمي، چنگيز، «اعتقادات مذهبي ، سلامت روان و رفتارهاي پر خطر در دانشجويان»، مجموعه مقالات پنجمين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان دانشگاه شاهد، ارديبهشت ١٣٨٩، ص ١٢٩-١٢٨.
شاكريان، حميدرضا، دين شناسي، قم، دفتر نشر معارف، ١٣٨٧.
كشتي دار، محمد، «بررسي رابطه تحليل رفتگي با منبع كنترل و مقايسه آن در بين مديران دانشكدهها و گروههاي تربيت بدني دانشگاههاي آموزش عالي كشور»، پژوهش در علوم رفتاري، ش ١٠، پائيز ١٣٨١، ص ٤٢-٣١.
كياني، احمد رضا، بررسي رابطه ابعاد جهتگيري مذهبي با نوع مرزهاي ارتباطي در خانوادههاي ساكن شهر نكا، پايان نامه كارشناسي ارشد، رشته مشاوره خانواده، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، دانشگاه علامه طباطبايي، ١٣٨٩.
نصر، سيدحسين، قلب اسلام، ترجمه محمدصادق خرازي، تهران، نشر ني، ١٣٨٥.
نوابخش، مرداد و حميد پور يوسفي، «نقش دين و باورهاي مذهبي بر سلامت روان»، پژوهش ديني، ش ١٤، زمستان ١٣٨٥، ص ٩٤-٧١.
وولف، ديويدام، روانشناسي دين، ترجمه محمد دهقاني، تهران، رشد،١٣٨٠.
Call, T. L., "The role of religious resources for older adults coping with illness", Journal of Pastoral Care & Counseling, v ٥٧(٢), June ٢٠٠٣, p ٢١-٢٤.
Crook, G., The negative relationship between religion and substance use/abuse, Guliford press, v ٦٦, July ٢٠٠٣, p ١٢٢-١٢٩.
Dent, M., Real kids in an unreal world: building resilience and self-esteem in today's children, Murwillumbah, Pennington Publications, N.S.W, ٢٠٠٩.
Fountoulakis, K. N. et al.,"life depression, religiosity cerebrovascular disease, cognitive impairment and attitudes towards death in the elderly: Interpreting the data", Medical Hypotheses, v ٧٠, ٢٠٠٨, p ٤٩٣- ٤٩٦.
Klarreich, S. H., "Resiliency the skills needed to move forwarding a changing environment", In S. H. Klarreich (ed), Handbook of Organizational Health Psychology:Programs to Make the Workplace Healthier, madison, CT: psychosocial press, v ٤, July ١٩٩٨, p ١٢٤-١٣٠.
Lindenthal, j. et al., "Mental status and religious behavior", Journal Scientific Study Religious, v ٩, August ١٩٧٠, p ٩٠-١٤٣.
Neenan , M., "Developing resilience: a cognitive", Behavioural Approach, v٢, ٢٠٠٩, p ٤٢٥-٤٤٤.
Newman, R., "Resilience initiative .Professional psychology", Research and practice, v ٣٦(٣), ٢٠٠٥, p ٢٢٧-٢٢٩.
Park, C. et al., "Intrinsic religiousness and religious coping as life stress moderators for catholics versus protestants", Journal of Personality and Social Psychology, v ٥٩(٣), ١٩٩٠, p٥٦٢-٥٧٤.
Schoon, I., "Risk and resilience adaptation in changing times", Journal of Marriage and Family, v ٦٨, October ٢٠٠٦, p ١٣٨٣-١٣٨٤.
* کارشناس ارشد روانشناسي تربيتي ـ درمانگر آموزشي و مشاور مرکز توانبخشي اميد عصر.
** استاديار گروه مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي و رئيس مرکز مشاوره دانشگاه علامه طباطبايي.
دريافت: ١٥/٥/١٣٩٠ـ پذيرش: ١٧/٩/١٣٩٠
[١]. Walsh
[٢]. Lynsky
[٣]. Pargament
[٤]. Fold
[٥]. ديويدام وولف، روانشناسي دين، ترجمه محمد دهقاني، ص ٣٥٦.
[٦]. سيدحسين نصر، قلب اسلام، ترجمه محمد صادق خرازي، ص ٥٤.
[٧]. ديويدام وولف، همان، ص ٣٥٧.
[٨]. همان، ص ٣٥٦
[٩]. Tesvinghan
[١٠]. Watson
[١١]. Morris
[١٢]. Hood
[١٣]. Bergin
[١٤]. Satres
[١٥]. Richards
[١٦]. Nelson
[١٧]. Jacsono Corzi
[١٨]. Bolt
[١٩]. Koting
[٢٠]. Koaloferel
[٢١]. Masters & Richards
[٢٢]. Paul & Turson
[٢٣]. Neureticism
[٢٤]. Chau
[٢٥]. Dour
[٢٦]. Gania
[٢٧]. Nelson
[٢٨]. Impulsivity
[٢٩]. Rabinson
[٣٠]. Narcissim
[٣١]. ديويدام وولف، همان، ص ٣٥٧.
[٣٢]. چنگيز رحيمي، «اعتقادات مذهبي، سلامت روان و رفتارهاي پر خطر در دانشجويان»، مجموعه مقالات پنجمين سمينار سراسري بهداشت رواني در دانشجويان دانشگاه شاهد، ص ١٢٨.
[٣٣]. احمدرضا، کياني، بررسي رابطه ابعاد جهتگيري مذهبي با نوع مرزهاي ارتباطي در خانوادههاي ساکن شهر نکا، ص ٣٩.
[٣٤]. هادي بهرامي احسان و همکاران، «ابعاد رابطه ميان جهتگيري مذهبي و سلامت رواني و ارزيابي مقياس جهتگيري مذهبي»، روانشناسي و علوم تربيتي، ش ٢، ص ٤١.
[٣٥]. Resiliency
[٣٦]. R. Newman, "Resilience initiative .Professional psychology", Research and practice, v ٣٦, p ٢٢٧-٢٢٩
[٣٧]. S. H. Klarich, "Resiliency the skills needed to move forwarding a changing environment", In S. H. Klarreich (ed), Handbook of Organizational Health Psychology:Programs to Make the Workplace Healthier, madison, CT :psychosocial press, v ٤, p ١٢٤.
[٣٨]. I. Schoon, "Risk and resilience adaptation in changing times", Journal of Marriage and Family, v ٦٨, p ١٣٨٣-١٣٨٤.
[٣٩]. Self-esteem
[٤٠]. Attainable
[٤١]. Clear
[٤٢]. Realistic
[٤٣]. M. Dent, Real kids in an unreal world: building resilience and self –esteem in today chaotic world, p ٢٣.
[٤٤]. مرداد نوابخش و همکاران، «نقش دين و باورهاي مذهبي بر سلامت روان»، پژوهش ديني، ش ١٤، ص ٩٣.
[٤٥]. C. Park et al., "Intrinsic religiousness and religious coping as life stress moderators for catholics versus protestants", Journal of Personality and Social Psychology, v ٥٩, p ٥٧٤.
[٤٦]. T. L. Call, "The role of religious resources for older adults coping with illness", Journal of Pastoral Care & Counseling, v ٥٧, p ٢١١.
[٤٧]. M. Neenan, "Developing, resilience,: a cognitive", Behavioural Approach", v ٢, p ٤٢٥.
[٤٨]. Ibid
[٤٩]. Resilience Scale for Adults
[٥٠]. بهرام جوکار و همکاران، «پيش بيني تاب آوري بر اساس جهتگيري مذهبي در دانشجويان»، مجموعه مقالات پنجمين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان دانشگاه شاهد، ص ٦٨.
[٥١]. هادي، بهرامي احسان و همکاران، همان، ص ٤١.
[٥٢]. چنگيز رحيمي، همان، ص ١٢٩.
[٥٣]. اکبر، چاوشي و همکاران، «بررسي رابطه نماز و جهتگيري مذهبي و سلامت روان»، علوم رفتاري، ش ٢، ص ١٥١.
[٥٤]. هادي، بهرامي احسان و همکاران، همان، ص ٤١.
[٥٥]. M. Neenan, "Developing, resilience,: a cognitive", Behavioural Approach", v ٢, p ٤٢٥.
[٥٦]. K. N. Fountoulakis et al., "life depression, religiosity cerebrovascular disease, cognitive impairment and attitudes towards death in the elderly: Interpreting the data", Medical Hypotheses, v ٧٠, p ٤٩٣.
[٥٧]. بهرام جوکارو همکاران، همان، ص ٦٨-٦٧.
[٥٨]. طاهره، حسيني قمي و همکاران، «اثربخشي آموزش تاب آوري بر سطح کيفيت زندگي مادران داراي فرزندان ١٠ تا ١٣ ساله مبتلا به سرطان در بيمارستان امام خميني(ره) تهران»، مطالعات باليني، ش ١، ص ٩١.
[٥٩]. طاهره، حسيني قمي و همکاران، همان، ص ٩٢.
[٦٠]. K. N. Fountoulakis et al., Ibid, p ٤٩٣.
[٦١]. G. Crook, The negative relationship between religion and substance use/abuse, Guliford press, v ٦٦, p ٥١.
[٦٢]. محمد کشتي دار، «بررسي رابطه تحليل رفتگي با منبع کنترل و مقايسه آن در بين مديران دانشکدهها و گروههاي تربيت بدهي دانشگاههاي آموزش عالي کشور»، پژوهش در علوم رفتاري، ش ١٠، ص ٣١.
[٦٣]. J. lindental, et al., "Mental status and religious behavior", Journal Scientific Study Religious, v ٩, p ١٤٣.
[٦٤]. هادي بهرامي احسان و همکاران، همان، ص ٤١.
[٦٥]. اکبر چاوشي و همکاران، همان، ص ١٤٩.