سال سوم، شماره دوم، تابستان ١٣٨٩، ص ٩١ ـ ١٠٢
بررسي رابطه بين دينداري با اختلالات رواني دانشجويان دانشگاه آزاد خرمآبادذبيح الله بهرامي چگني*
چكيده
هدف از پژوهش بررسي رابطه بين دينداري با اختلالات رواني دانشجويان دانشگاه آزاد خرمآباد ميباشد. نمونه تحقيق ١٧٩ نفر از دانشجويان ميباشد كه با روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي انتخاب شدند. ابزارهاي تحقيق مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامههاي دينداري[٢٣٥] و سلامت رواني[٢٣٦] ميباشد.
روشهاي آماري همبستگي و رگرسيون چندگانه براي بررسي ارتباط بين متغيرهاي پيشبيني و ملاك مورد استفاده قرار گرفتند. نتايج نشان دادند كه روابط معنيداري بين دينداري و اختلالات رواني وجود دارد.
علاوه بر آن نتايج تحليل رگرسيون چندگانه نشان دادند كه بعد اعتقادي و مناسكي دينداري بيشترين نقش را در تعيين اختلالات رواني برخوردارند.
كليد واژهها: دينداري،اختلالات رواني، سلامت رواني، دانشجويان.
مقدمهپژوهش حاضر به منظور بررسي رابطه بين نگرش مذهبي و سلامت رواني دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرمآباد انجام گرفته است. اصولا توجه به نقش عوامل ديني در بهداشت روان به هزاران سال پيش برمي گردد. در قرن نوزدهم، مطالعات تجربي درباره ارتباط بين عوامل ديني و بهداشت روان به تدريج رشد يافت. اواخر قرن نوزدهم دوركهايم[٢٣٧] يكي از بنيانگذاران جامعه شناسي نوين يادآوري كرد كه ميزان خودكشي بر اثر وابستگي مذهبي متفاوت است. سر ويليام اوسلر،[٢٣٨] بنيانگذار كارديولوژي (تخصص قلب)، درباره نيروي ايمان و اعتقاد به خدا در مراقبتهاي پزشكي بيماران مطرح كرده كه ايمان بيماران را به عنوان عامل شفابخش، در معالجه، به كار ببرند.[٢٣٩] همچنين به گفته فرانكل،[٢٤٠] يك احساس مذهبي عميق و ريشه دار در اعماق ضمير همه انسانها وجود دارد.
تحقيقات نشان ميدهند كه مذهب ميتواند در ايجاد احساس اميد، احساس صميميت با ديگران، آرامش هيجاني، فرصت شكوفايي، احساس راحتي، مهار تكانهها، نزديكي به خدا، و كمك به حل مشكل مؤثر ميباشد.[٢٤١] دين موجب اميدواري ميشود و خوش بيني را افزايش ميدهد.[٢٤٢] دين نوعي احساس فراطبيعي به شخص ميدهد كه بيترديد تأثير روان شناختي دارد.[٢٤٣]
بررسيهاي علمي نشان ميدهند، هرچه ميزان معنويت و دينداري افراد زيادتر باشد، مصونيت بيشتري از بيماريهاي رواني و انحرافات رفتاري پيدا ميكنند. اسپيلكا و همكارانش، با بهره گيري از پژوهشهاي روان، به تأثير مثبت دين بر سلامت روان و اخلاق پرداخته اند. باورها و رفتارهايي از قبيل توكل به خدا، صبر، دعا، زيارت و غيره ميتواند با ايجاد اميد و نگرشهاي مثبت باعث شوند فرد آرامش دروني يابد.[٢٤٤] يونگ مطرح ميكند كه «كاملاً متقاعد شده ام كه اعتقادات و مناسك ديني، دستكم از لحاظ بهداشت رواني اهميت خارق العادهاي دارند».[٢٤٥] آرگيل معتقدات كه دين به پيروان خود سلامت جسماني و رواني اعطا ميكند و با شفا دادن آلام روحي ارتباط دارد. افراد متدين در جامعه مدرن امروزي، نسبت به ساير افراد سالمترند؛ زيرا رفتار سالمي را در پيش ميگيرند. همچنين بهداشت رواني با تدين ذاتي و دروني فرد ارتباط دارد.[٢٤٦]
ايدلر با مطالعه ٢٨١١ نفر سالمند دريافت كه ميزان افسردگي در مردان و زناني كه به كليسا ميرفتند به مرداني كه عبادت شخصي ميكردند، كاهش يافت.[٢٤٧] كويينينگ و همكاران مطرح كردند افرادي كه هميشه از مقابلههاي مذهبي استفاده ميكردند، از افرادي كه كمتر يا گاهي از اين مقابلهها استفاده ميكردند، در ٩ شاخص از ١٢ شاخص سلامت رواني، نمرات بالاتري كسب كردند[٢٤٨]. ليندنتال، نشان دادند افرادي كه به اعتقادات مذهبي پايبند بودند، نسبت به كساني كه به اين اعتقادات پايبند نبودند، اضطراب و ناراحتيهاي رواني بسيار كمتري را تجربه ميكردند.[٢٤٩] علاوه بر اين، در مطالعاتي دربارة رابطه بين مذهب و قدرت مقابله با سرطان،[٢٥٠] رابطه مثبت مذهب با سلامت رواني و جسماني در سالمندان نشان داده شده است.[٢٥١]
علاوه بر اين، از ميان تحقيقات ديگري كه حاكي از تأثير مثبت دينداري در سلامت رواني هستند، ميتوان به نس و وينتروب،[٢٥٢] براون[٢٥٣] و همكاران، برگين و همكاران، لوين و ماركيدز،[٢٥٤] ويليامز[٢٥٥] و همكاران، هانس برگر،[٢٥٦] هاندال[٢٥٧] و همكاران، پولوما و پندلتون[٢٥٨] اشاره داشت.[٢٥٩] اين پژوهشها كه اثر مثبت مذهب و دينداري در سلامت روان، كاهش ناراحتي و آشفتگي را گزارش داده اند، از وجود رابطه مثبت بين دينداري و سلامت رواني حمايت نمودند. با توجه به اين يافتهها، هدف پژوهش حاضر تعيين رابطه بين نگرش مذهبي با اختلالات رواني در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد است. از جمله اهداف ديگر پژوهش، تعيين اين كه كدام يك از ابعاد نگرش مذهبي نقش بيشتري در تبيين سلامت رواني دارند.
فرضيات تحقيق١. بين نگرش مذهبي با عدم سلامت رواني و حيطههاي آن رابطه منفي وجود دارد.
٢. بين بعد اعتقادي نگرش مذهبي با عدم سلامت رواني كلي رابطه منفي وجود دارد.
٣. بين بعد عاطفي نگرش مذهبي با عدم سلامت رواني كلي رابطه منفي وجود دارد.
٤. بين بعد پيامدي نگرش مذهبي با عدم سلامت رواني كلي رابطه منفي وجود دارد.
٥. بين بعد مناسكي نگرش با عدم سلامت رواني كلي رابطه منفي وجود دارد.
جامعه و نمونه آماري، و روش نمونه گيريجامعه آماري تحقيق حاضر كليه دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد خرم آباد ميباشند. در اين پژوهش براي انتخاب نمونه، از روش نمونهگيري طبقهاي استفاده شده است. به اين مبنا كه تمام دانشجويان برحسب رشته تحصيلي به سه رشته: كلي علوم انساني (١٠٤ نفر)، علوم پايه (٤٦ نفر) و مهندسي (٢٩ نفر) طبقهبندي شده و از ميان اين طبقات، برحسب تعداد دانشجويان هر طبقه آزمودنيها انتخاب گرديدهاند. بر اين اساس، تعداد كل نمونه انتخابي ١٧٩ نفر است.
روش تحقيقطرح تحقيق در پژوهش حاضر، توصيفي از نوع هبستگي است. از آنجا كه محقق متغيرهاي پژوهش را مورد دستكاري قرار نميدهد، بنابراين مناسبترين طرح، نوع همبستگي ميباشد. در اين پژوهش، ابتدا نمونة تحقيق با روش نمونهگيري تصادفي طبقهاي انتخاب گرديدهاند. بعد از آن، آزمودني با استفاده از دعوتنامهاي جهت تكميل پرسشنامه تحقيق دعوت به عمل آمد و دادهها با نرمافزار كامپيوتري SPSS مورد تجزيه قرار گرفتند.
ابزار پژوهش١. پرسشنامه سنجه دينداري مسلمانان
اين پرسشنامه توسط سراج زاده[٢٦٠] و براساس مدل گلاك و ستارك[٢٦١] با اسلام و بويژه اسلام شيعي تطبيق داده و متناسب شده است. اين پرسشنامه شامل ٢٦ سؤال است و ٤ بعد دينداري را ميسنجد كه به ترتيب عبارتند از: ١) بعد اعتقادي يا باورهاي ديني، ٢) بعد عواطف ديني، ٣)بعد پيامدي يا آثار ديني، ٤)بعد مناسكي يا اعمال ديني. كليه عبارات پرسشنامه، سؤالات نگرشي بوده و در طول يك طيف پنج قسمتي از نوع ليكرت ارزشگذاري شدهاند: (١) كاملاً مخالف (٢) مخالف (٣) بينظر (٤) موافق (٥) كاملاً موافق. فقط عبارات معرف بعد عملي دين، سؤالات مربوط به رفتار واقعياند.
لازم به يادآوري است كه، رابطه بين بُعد اعمال ديني و ارزيابي از خود قويتر از بقيه ابعاد بود (٦٢/٠)، در حالي كه بُعد باورهاي ديني، ضعيفترين رابطه را با ارزيابي از خود داشت (٤٢/٠). ارزيابي از خود سنجهاي ذهني است كه به تصور پاسخگو از معيارهاي ديندار بودن بستگي دارد. با اين حال، وجود رابطهاي قوي تا متوسط بين ارزيابي افراد از ميزان دينداري خود و نمره آنان در مقياسي كه بر طبق مدل گلاك و ستارك ساخته شده بود را ميتوان نشان روايي مقياس دينداري دانست.[٢٦٢] در تحقيق شريفي،[٢٦٣] اعتبار اين آزمون از طريق همبسته كردن نمرات اين آزمون با آزمون نگرش سنج مذهبي خداياري فرد[٢٦٤] محاسبه شد. ضريب اعتبار محاسبه شده برابر بوده است با ٤٥/٠ كه در سطح ٠٠٠١/P< معنيدار است.
ضرايب آلفاي استاندارد چهار مقياس مربوط به چهار بُعد دينداري بين ٨٧/٠ تا ٩٢/٠ نوسان داشتند، به استثناي بُعد عواطف ديني، كه ضريب آلفاي آن ٥٦/٠ بود. سراج زاده، به منظور بررسي مقدماتي پايايي پرسشنامه از روش آلفاي كرونباخ و روش بازآزمايي (با فاصله دو هفته) بر روي نمونهاي از دانشآموزان استفاده كرد. ضريب آلفاي استاندارد شده ٦٣/٠ و ضريب همبستگي نمرات نوبت اول و دوم ٨٠/٠ بوده است. در اجراي نهايي پرسشنامه، آلفاي ابعاد مختلف دينداري بين ٧٢/٠ تا ٨٣/٠ بدست آمد. همچنين آلفاي سنجه كلي دينداري، كه براساس نمره پاسخگويان در چهار بعد فرعي دينداري محاسبه شد، ٨٣/٠ بود.[٢٦٥] ضريب اعتبار ابعاد اين آزمون، از طريف محاسبه آلفاي كرانباخ، در پژوهش شريفي[٢٦٦] به ترتيب زير است: بُعد اعتقادي ( ٦٢/٠= α)، بُعد عاطفي (٥٦/٠= α)، بُعد پيامدي (٦٦/٠= α)، بُعد مناسكي (٧٩/٠=α) و اعتبار كل (٧٨/٠= α).
٢. آزمون SCL٩٠٢٦٧اين آزمون شامل ٩٠ سؤال براي ارزشيابي علائم رواني است كه به وسيله آزمودني گزارش ميگردد. اولين بار براي نشان دادن جنبههاي روانشناختي بيماران جسمي و رواني طرحريزي گرديده است. فرم اوليه آزمون، توسط دراگوتيس، ليپمن و كووي[٢٦٨] معرفي شد. براساس تجربيات باليني و تجزيه و تحليلهاي روانسنجي از آن، مورد تجديد نظر قرار گرفته و فرم نهايي آن تهيه گرديد.[٢٦٩]
پاسخهاي ارائه شده به هر يك از مواد آزمون، در يك مقياس پنج درجهاي از ميزان ناراحتي از «هيچ» تا به «شدت» مشخص ميگردد. ٩٠ مادة اين آزمون ٩ بُعد مختلف شامل: شكايات جسمي، وسواس و اجبار، حساسيت در روابط متقابل، افسردگي، اضطراب، پرخاشگري، ترس مرضي، افكار پارنوئيدي و روانپريشي را در بر ميگيرد. نمرهگذاري و تفسير آزمون براساس سه شاخص ضريب كلي علائم مرضي، معيار ضريب ناراحتي و جمع علائم مرضي بهدست ميآيد. مدت زمان لازم براي اجرا حدود ١٢ الي ١٥ دقيقه بوده، ولي افراد ممكن است آن را در ٣٠ دقيقه يا بيشتر تكميل كنند. آزمون مذكور حالات فرد را يك هفته قبل تا زمان حال مورد ارزيابي قرار ميدهد. اين زماني است كه فرد براي پاسخ دادن به آن زمان رجوع ميكند، بديهي است كه اين آزمون براي بيماران سايكوتيك، افراد دچار ضايعات عضوي مغز و عقبماندههاي ذهني قابل اجرا نيست و معتبر نخواهد بود.
سنجش پايايي ابعاد ٩ گانه اين آزمون، به دو روش صورت گرفته است. اين دو روش عبارتند از: محاسبه پايايي دروني و پايايي به روش آزمون مجدد. براي محاسبه ثبات دروني آزمون، كه بر روي ٢١٩ نفر داوطلب در ايالات متحده جهت سنجش ثبات و يكنواختي سئوالات انجام گرديد، از ضريب آلفا و كودر ريچاردسون (٢٠) استفاده شد. نتايج تعداد ضرايب به دست آمده براي ٩ بُعد كاملاً رضايتبخش بوده است.[٢٧٠]
در ايران نيز قريشي راد ضرايب پايايي بالايي را براي اين آزمون در بين جانبازان شاغل و غيرشاغل بدست آورده است كه بالاترين اين ضرايب از روش آلفاي كرونبخ در بُعد افسردگي ٩٣% و پايينترين آن در بعد افكار پارانوئيدي ٨١% بوده است. همچنين به روش تنصيف بالاترين مقادير در بعد پرخاشگري با ٩٣% و پائينترين آن در بعد افكار پارانوئيدي ٨٠% گزارش شده است. در تحقيق حاضر نيز پايايي اين آزمون از طريق محاسبه آلفاي كرانباخ، ٩٨/٠محاسبه شد.[٢٧١]
يافتههاي تحقيقالف. يافتههاي توصيفي
در جدول شماره يك، ميانگين، انحراف معيار، حداقل و حداكثر نمره ابعاد نگرش مذهبي ارائه شده است.
جدول ١: شاخصهاي توصيفي حيطههاي نگرش مذهبي
در جدول شماره ٢، ميانگين، انحراف معيار، حداقل و حداكثر نمره حيطههاي عدم سلامت رواني ارائه شده است.
جدول ٢: شاخصهاي توصيفي حيطههاي عدم سلامت رواني
|
شاخصها سلامت |
ميانگين |
انحراف معيار |
حداكثر نمره |
|
سلامت رواني كلي |
٦١/٨٨ |
٠٥/٥٨ |
٣٠٢ |
|
شكايت جسماني |
٦٤/١٢ |
٥٥/١٠ |
٤٥ |
|
وسواس |
٩٣/١٣ |
٦١/٨ |
٣٩ |
|
افسردگي |
٦٩/١٥ |
١٧/١١ |
٤٨ |
|
حساسيت در روابط بين فردي |
٠٤/١١ |
٦٠/٧ |
٣٣ |
|
اضطراب |
٠١/١٢ |
٢٤/٩ |
٤٠ |
|
پرخاشگري |
٢٠/٦ |
٨٤/٤ |
٢٤ |
|
ترس مرضي |
٤١/٤ |
٥٨/٤ |
٢٧ |
|
افكار پارانوئيدي |
٠٩/١٠ |
٥٧/٥ |
٢٤ |
|
روانپريشي |
٩٩/٨ |
٠٢/٧ |
٣٧ |