معرفت فلسفی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - چيستى علّيت تحليلى طرحى نو از انقسام علّيت در فلسفه اسلامى
فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى پاييز ١٣٩٣
غلامرضا فياضى[١]
سيدمصطفى موسوى اعظم[٢]
چكيدهاين نوشتار سعى بر تبيين چيستى علّيت تحليلى، قسمى مغفول از علّيت، دارد. روشنسازى معناى علّيت، نخستين گام است و بدين منظور دو مقدمه بيان مى شود. نخست مقام «مفهوم»، «معنا»، «مصداق» و «واقع» طرح، و سپس بيان مى شود كه ساحتى كه فيلسوف در آن سير مى كند، معناست. دوم آنكه امر واحد مى تواند مصداق معانى كثير قرار گيرد. بنا بر اين دو مقدمه، طرح علّيت تحليلى نه تنها معقول، بلكه ضرورى مى نمايد. فلاسفه اسلامى هرچند بر وجود علّيت تحليلى به منزله قِسمى از علّيت تصريح نداشته اند، بارها لفظ علّيت را در مواضعى به كار برده اند كه ميان علت و معلول تغاير وجودى برقرار نيست. بر اساس قاعده «لاتلازم من دون عليه»، كه همه فلاسفه اسلامى آن را قبول دارند، مى توان تلازمات ميان اعتباريات نفس الامرى، وجود و ماهيت، واجبين بالذات (اسماء و صفات الهى با ذات الهى) و ممتنعين بالذات (دور و تقدم شى ء بر نفس) را به علّيت تحليلى بازگرداند. به رغم اشتراك معنايى، علّيت خارجى و تحليلى در معقول اولى يا ثانى بودن، مصداق متقابلين واقع شدن، و گستره از يكديگر متمايزند. طرح علّيت تحليلى، تبيين ديگرى از انقسام علّيت را مى طلبد كه در پايان به آن اشاره مى شود.
كليدواژه ها: علّيت، معنا، مفهوم، تلازم، علّيت تحليلى، علّيت خارجى، تحليل، توقف.
[١] استاد گروه فلسفه مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى قدس سره.