معرفت فلسفی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - تسلسل تنازلى در فلسفه ميرداماد و نقد آن در حكمت متعاليه

تسلسل تنازلى در فلسفه ميرداماد و نقد آن در حكمت متعاليه

فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى پاييز ١٣٩٣

مرتضى بيات[١]

احسان منصورى[٢]

چكيده

مسئله تسلسل ازجمله كهن ترين مسائل فلسفى است كه ارسطو آن را مطرح كرده است. نخستين پژوهش جدى در مسئله تسلسل تنازلى را ميرداماد انجام داد. تسلسل تنازلى يعنى علت در ابتداى سلسله قرار گيرد و معلول ها به انتها نرسند. ميرداماد با شرايط ويژه اى كه براى ابطال تسلسل تعريف مى كند، تسلسل تنازلى را محال نمى داند. وى دو شرط اجتماع عقلى معلول در علت و همسويى جهت ترتب با جهت بى نهايت بودن علت ها را در تسلسل تنازلى موجود نديده، حكم به عدم استحاله آن مى كند. دليل اين امر آن است كه ميرداماد بنا بر حدوث دهرى و سرمدى، و مسبوقيت معلول به عدم فكّى خويش در علت و مبانى تقدم بالعليه، معتقد است كه اين تسلسل محال نيست. صدرالمتألهين نيز با توجه به رابط بودن معلول نسبت به علت و عدم استقلال آن معتقد است كه اساسا اين مسئله مطرح نمى شود و در صورت طرح، تسلسل داراى انتها خواهد بود. از سويى فلاسفه صدرايى با مبانى فلاسفه پيش از ميرداماد اجتماع عينى وجود را ديده و نظر ميرداماد را نقد كرده اند.

 

كليدواژه ها: تسلسل تصاعدى و تنازلى، ميرداماد، حكمت متعاليه.



[١] سطح چهار حوزه علميه قم و عضو هيئت علمى دانشگاه اراك. [email protected]