معرفت فلسفی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٣ - بررسى تطبيقى ـ انتقادى اتحاد نفس با عقل فعالدر فلسفه اسلامى
فصل نامه اى علمى ـ پژوهشى در زمينه علوم فلسفى پاييز ١٣٩٣
مهدى عبداللّهى[١]
چكيدهعقل فعال افزون بر اينكه علت فاعلى و مدبر جهان مادى است، به منزله مخزن صورت هاى عقلى، آنها را به نفس انسانى افاضه مى كند. فيلسوفان مشائى و اشراقى به پيروى از ابن سينا با نفى اتحاد نفس با عقل فعال معتقد بودند دريافت صورت هاى عقلى، تنها با ارتباط نفس با عقل فعال حاصل مى شود.
با اين حال صدرالمتألهين در دو مسئله از اتحاد نفس با عقل فعال دفاع كرده، اشكالات ابن سينا را پاسخ مى دهد. نگارنده نخست با كمك گرفتن از سخنان صدرالمتألهين اشكالات فيلسوفان پيشين بر اتحاد نفس با عقل فعال را پاسخ گفته و سپس ديدگاه وى را تبيين كرده است. نگارنده بر ديدگاه صدرالمتألهين در موضع نخست، يعنى اتحاد نفس با عقل فعال در ادراك عقلى انتقاد دارد و ادعاى اتحاد نفس با عقل فعال از ابتداى پيدايش ادراك عقلى را ناتمام مى داند. نفس تنها پس از طى مراتب اشتداد جوهرى به اتحاد با عقل فعال دست مى يابد كه همان موضع دوم مدعاى صدرالمتألهين است. مقصود از اين اتحاد نيز، استكمال ذاتى نفس و تبدل آن به عقل است. به اعتقاد نگارنده در اينجا نيز پرسشى مهم پيشاروى صدرالمتألهين است كه اگر چند نفر از انسان ها به مرتبه اتحاد با عقل فعال دست يافتند، آيا بايد معتقد به كثرت عددى عقل فعال باشيم؛ درحالى كه صدرالمتألهين معتقد است كه «هر عقلى نوع منحصر به فرد است»؟ نگارنده اين قاعده را نيز داراى اشكال مى داند.
كليدواژه ها: نفس، عقل فعال، عقل مستفاد، تكامل نفس انسان، اتحاد نفس با عقل فعال.
[١] استاديار مؤسسه پژوهشى حكمت و فلسفه ايران. Mabd١٣٥٧@gmail.com
دريافت: ١٤/٨/٩٢ پذيرش: ١١/٤/٩٣