نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - سرمقاله

سرمقاله

«پاك‌دلانه رو به دين بياور. اين فطرت الهي است كه مردمان را بر وفق آن آفريده. در آفرينش الهي تغييري راه ندارد. اين دين استوار است، ولي بيشتر مردم نمي‌دانند.» (روم: ٣٠)

١. پس از گذشت قرن‌ها، هنوز قيام حضرت اباعبداللّه الحسين(ع) در خاطره‌ها زنده است و ياد و نام آن بزرگوار باعث حركت به سوي باري‌تعالي و جنبش عليه كفر و ظلم.

٢. يك حركت فراگير ديني در ايران، كه سال‌ها تحت نفوذ و استعمار فرهنگي و فكري دين‌ستيزان بود، پيروز شد.

٣. ابرقدرت شرق، يعني اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي (سابق)، كه انديشه ماده‌گرايي و نفي ماوراي طبيعت مبناي آن را تشكيل داده و مروّج اين تفكّر در جهان بود، از بين رفت.

٤. پس از قريب هفتاد سال دين‌ستيزي و فطرت‌سوزي در جمهوري‌هاي شوروي (سابق)، نداي انسانسازِ اذان از گل‌دسته‌هاي مساجد اعلام مي‌كند كه هنوز خداوند انسان را بر سرشت دين و عبوديت مي‌آفريند.

علاوه بر دلايل عقلي و نقلي، از وقايع و تحوّلات تاريخي در گوشه و كنار جهان، نتيجه گرفته مي‌شود كه دين مسئله‌اي موقّت و مربوط به عده‌اي خاص يا منطقه‌اي مشخص نيست و انسان هميشه و همه جا در تعامل و ارتباط با معنويت است، ولي مبارزه با دين و حذف معنويت گاه و بي‌گاه به طور موقّت بر حيات انسان سايه مي‌افكند. ناكامي تلاش‌هاي گسترده دين‌ستيزان در قرون اخير، دليل ديگري بر اين است كه دين با جان آدمي آميخته است.

گرايش برخي انسان‌ها به دين‌هاي باطل و معبودهاي دروغين، نمودي از ارضاي نادرست نياز و عطش انسان به دين و معنويت است و اصلاح اين انحراف، وظيفه پيامبران و انديشمندان آگاه.

همراه با مطرح شدن دوباره دين، بحث‌ها و پژوهش‌هاي گوناگون درباره ابعاد دين رونق گرفته‌اند و متخصصان و غيرمتخصصان از شرق و غرب، درباره مسائل مربوط به دين‌پژوهي بحث و اظهارنظر مي‌كنند. همان‌گونه كه در اصل دين، خطرِ دين‌هاي باطل و دروغين وجود دارد، بحث‌هاي دين‌پژوهي نيز مي‌توانند به مركز القاي شبهات، كه به سست شدن اعتقادات مي‌انجامند، تبديل شوند.

بدين روي، دين‌پژوهان مسلمان، كه به علوم اهل‌بيت: مجهّزند، وظيفه دارند با ژرف‌نگري و تيزبيني، تمام تلاش خود را در جهت تبيين و پاسخ صحيح و منطقي به شبهات به كار گيرند. اما اين تلاش‌ها هنگامي موفق‌ترند كه با به دست گرفتن ابتكار عمل، از موضع تدافعي خارج شوند و جنبش نرم‌افزاري و توليد علم در اين شاخه معرفتي آغاز گردد. در اين زمينه، از حوزه‌هاي علميه پيش و بيش از مراكز علمي ديگر انتظار مي‌رود، بخصوص كه با وجود سرمايه‌هاي غني و استعدادهاي سرشار در حوزه‌ها، اين مهم چندان دور از دسترس نمي‌نمايد.

اميد است هر يك از نيروهاي حوزه علميه در جايگاه خود، نقش خويش را در اين جنبش عظيم به درستي بشناسد و به خوبي از عهده آن برآيد.

والسلام.

دبير گروه