نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٦ - نظام تعليم و تربيت
دكتر سيد على اكبر حسينى
مقدّمهتعليم و تربيت همانند بسيارى از دانش ها به مثابه يك نظام است; بدين معنا كه اجزا و عناصرى خاص و متناسب با خود دارد كه بايد شناسايى و بررسى دقيق شوند. در اين نوشتار، پس از بحث از روش ها و پرداختن به برخى از سؤال هاى مقدّماتى، از چند تعريف متداول سخن به ميان آمده است. پس از آن، به مفاهيم كليدى نظام تربيتى توجه شده است، بدين اميد كه چنين موضوع با اهميتى ذهن عالمان و انديشمندان را به خود معطوف دارد و بر غناى آن افزوده شود.
روش ها١. فهرست كردن مسائل عارى از هرگونه طبقه بندى قبلى; در اين روش، از اصل «فيضان ذهنى» پى روى مى شود و همه آنچه به ذهن مى آيد يادداشت مى گردد. پس از تكميل و انجام كار، طبقه بندى صورت مى گيرد.
٢. شناسايى مفاهيم كليدى در مرحله اول و تعيين و تشخيص مسائل برحسب آن در مرحله دوم; در اين روش و روش هاى ديگر كه در ذيل مى آيند، به نوعى طبقه بندى اقدام شده است.
٣. تعيين و بيان مسائل با توجه به شيوه هاى متناسب در پاسخ گويى بدان ها; از آن رو كه در تعليم و تربيت سؤال هايى مطرح مى شوند كه از نظر ماهوى بايكديگر فرق دارند و روش پاسخ گويى به آن ها تابعى از سؤال ها خواهد بود. در اين صورت، مى توان مسائل را برحسب اين روش طبقه بندى نمود. در يك جمع بندى كلى، اين شيوه ها را مى توان در سه مقوله فلسفى، مذهبى و علمى ـ تجربى خلاصه نمود.
٤. تشخيص مسائل طبق آن دسته از دروس اختصاصى كه در برنامه هاى دانشكده هاى علوم تربيتى گنجانده شده اند.
٥. بررسى و تحليل كتب و مقالاتى كه تحت همين عنوان و يا عناوين مشابه چاپ و نشر يافته اند.
سؤال هاى مقدّماتىپيش از ورود به مسأله و انتخاب هر يك از روش هاى مزبور و يا هر روش محتمل ديگر، لازم است به سؤال هاى ذيل پاسخ گفته شود:
١. آيا تعليم و تربيت يك رشته يا معرفت مستقل است و يا زير مجموعه اى از ديگر دانش ها، همچون فلسفه، روان شناسى، علوم سياسى و يا جز آن ها مى باشد؟ اگر معرفتى مستقل است، آيا تمايز آن به تمايز موضوعات است يا اغراض و اهداف، يا مفاهيم و مصطلحات، يا شيوه ها و روش هاى كسب دانش؟
٢. اصول موضوعه تعليم و تربيت از چه دانش هايى نشأت مى گيرند؟ آيا بين تعليم و تربيت و دانش هايى همچون فلسفه، روان شناسى، جامعه شناسى، اقتصاد، هنر و نظام حقوقى، ارتباطى وجود دارد؟ اگر ارتباطى وجود دارد، اولا از چه نوع است؟ ثانياً، در مواردى كه اختلاف و گاه تضاد نظرى در بين اين علوم به وجود بيايد ـ كه مى آيد ـ تكليف تعليم و تربيت چيست و از چه موضعى بايد برخورد كند تا خود دچار تناقض نگردد؟
٣. آيا تعليم و تربيت از علوم كاربردى است؟ بدين معنا كه تنها مصرف كننده ديگر دانش هاست و يا خود مسائل و مشكلاتى دارد كه بايد به آن ها بپردازد و دانش محض بودن در اين جا نيز صدق مى كند؟
٤. آيا در علوم و معارف نوعى سلسله مراتب وجود دارد; بدين معنا كه برخى در صدر، و برخى در ذيل قرار مى گيرند؟ اگر چنين است، در اين صورت جايگاه تعليم و تربيت در كجا خواهد بود؟
٥. آيا تعليم و تربيت بايد بازده اقتصادى داشته باشد و يا نوعى سرمايه گذارى ملّى است كه نتايج و آثار آن در دراز مدت قابل بهره بردارى مى باشد؟
٦. آيا تعليم و تربيت از ديدگاه حقوقى اصولا در رديف حقوق فطرى و طبيعى است و يا از مقوله قراردادهاى اجتماعى مى باشد؟
٧. مرز تعليمات همگانى كجاست؟ آيا تعليمات همگانى و اجبارى در يك مقوله جاى مى گيرند؟ آيا دو مفهوم واجب عينى و واجب كفايى مى توانند در اين زمينه كاربرد داشته باشند; بدين معنا كه آنچه واجب عينى است، در مقوله آموزش هاى همگانى، و آنچه واجب كفايى است در مقوله مهارت ها و تخصص ها جاى بگيرند؟ آيا تعليمات عاليه بايد انحصاراً به تربيت متخصص بپردازند؟ يا تنها در اختيار صاحبان استعدادهاى بالا و فوق العاده قرار گيرند؟ يا هّم خود را مصروف ابداعات و اكتشافات نمايند؟ يا براى اعتلاى جامعه دست به نقد و ارزيابى ارزش ها بزنند؟
٨. آيا تعليم و تربيت از وظايف دولت است؟ تعليم و تربيت در قبال جامعه و دولت چه وظايفى برعهده دارد؟
٩. ايجاد تساوى در فرصت هاى تربيتى براى همه افراد صرف نظر از جنس، نژاد و طبقه به چه معناست؟
١٠. آيا كودكان مبتلا به اختلالات ذهنى، با توجه به گران بودن آموزش آن ها از يك سو، و عدم انتظار هرگونه بازدهى از سوى ديگر نيز بايد زير پوشش تعليمات همگانى و رايگان قرار گيرند؟
١١. آيا تعليم و تربيت همانند پزشكى، يك حرفه است و واجد همان معيارها و ضوابطى است كه در حرفه پزشكى وجود دارد؟
چند تعريف گزينشى از تعليم و تربيت١. تعليم و تربيت، پرورش انسان با فضيلت است. (يونان قديم)
٢. تعليم و تربيت، پرورش انسان متعادل است. (روم و ايران باستان)
٣. تعليم و تربيت، پرورش انسان اخلاقى است. (مسيحيت)
٤. تعليم و تربيت، شرطى كردن انسان است. (رفتارگرايى)
٥. تعليم و تربيت بازسازى مداوم تجارب است. (جان ديويى)
٦. تعليم و تربيت انتقال ميراث هاى فرهنگى است. (جامعه شناسى)
٧. تعليم و تربيت، پرورش كارگران چندپيشه است. (ماركسيسم)
٨. تعليم و تربيت، پرورش انسان خودياب است. (انسان گرايى)
٩. هدايت انسان براى نيل به كمالات مادى و معنوى است. (اسلام احتمالا)
بيان مسائل براساس مفاهيم كليدىهرچند تشخيص و تعيين مفاهيم كليدى تعليم و تربيت، به خودى خود، كوشش مستقلى مى طلبد و به بحث و فحص كارشناسانه نياز دارد، اما شايد بتوان مفاهيم ذيل را به عضويت در اين خانواده نامزد نمود: هدف برنامه، تدريس، يادگيرى، ارزيابى، حساب رسى. در ذيل سؤالاتى چند درباره هريك به ترتيب مطرح مى شود و ياداورى مى گردد كه بحث و فحص از نظام تعليم و تربيت اسلامى تاكنون بر پايه اين مفاهيم شكل نگرفته، و تنها بر تحليل و بيان موسّع اهداف و غايات متمركز شده است; نقصى كه بايد به جبران آن برخاست.
الف. هدف١. آيا سؤال از هدف و يا هدف هاى تربيتى در تحليل نهايى بدون پاسخ گفتن به چهار سؤال ذيل امكان پذير است:
- ١. ماهيت و طبيعت انسان چيست؟
- ٢. كسب معرفت و يا وصول به دانش چگونه صورت مى گيرد؟
- ٣. انسان با چه ضوابط و يا معيارهاى اخلاقى بايد زندگى كند؟
- ٤. جامعه چگونه بايد اداره يا سازمان دهى شود؟
٢. در تعيين هدف هاى تربيتى از چه خط مشى يا روشى مى توان استفاده نمود:
- ١. از پاسخ گفتن بدين سؤال كه «هدف زندگى چيست»؟ و مبدأ و منتهى كجاست؟
- ٢. از تحليل ابعاد وجود انسان؟
- ٣. از تحليل فرهنگ و ايدئولوژى جامعه؟
- ٤. از شناخت صفات و ملكات انسان هاى نمونه و يا اسوه؟
٣. معناى واقعى كمال به صورت هدف غايى تعليم و تربيت چيست؟ اهميت توجه بدين مسأله ناشى از كاركرد عامى است كه اغلب مكاتب تربيتى از آن دارند. براى نمونه، برداشت دو مكتب ماركسيسم و سرمايه دارى و يك صاحب نظر در جدول ذيل نقل مى شود:
(جدول ١) مفهوم «كمال» در ماركسيسم، سرمايه دارى و نظام فكرى اسپنسر| ماركسيسم | سرمايهدارى | هربرت اسپنسر |
| ١. پرورش كارگران چندپيشه | ١. تكنوكراسى | ١. صيانت ذات |
| ٢. برخوردارى از سلامت جسم و روان | ٢. رقابت | ٢. تحصيل معاش |
| ٣. جذب اخلاق كمونيستى | ٣.روابط اجتماعى مبتنى برسلسله مراتب | ٣. حفظ خانواده |
| ٤. پى روى از دولت | ||
| ٥. استفاده از اوقات فراغت |