نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٤ - سرمقالهنگاه با دين، نگاه به دين!
الف) رويكرد جهان معاصر به دين و مباحث دينپژوهى بسيار چشمگير و قابل تأمل و توجه است. عطش دينخواهى روز به روز رو به افزايش است و آدميان شديداً به مباحث دينى علاقه نشان مىدهند. بدون ترديد غرب امروز مىيابد كه با همه هيمنه و دبدبهاش و با همه رعد و برقى كه با گرايشهاى مدرنيسم و پست مدرنيسم ايجاد نموده، باز هم پاسخگوى نيازهاى فكرى و روحى بشريت معاصر نيست. آتش جنگطلبى و فزون خواهى اروپا و امريكا و رجال نظامى و دولتمردان سياسى غرب، عاقبت، خشم و نفرت پاپ اعظم را هم برانگيخت و او را وادار نمود كه دست به دعا بردارد و جنگ افروزان را نفرين كند.
ب) آنچه اينك وظيفه عالمان دينى و دينمداران است اين است كه دستاوردهاى علمى و عينى دين و ديندارى را در صحنه زندگى فردى و اجتماعى به جهانيان نشان دهند و برترى و رجحان زندگى دينمدارانه بر زندگى براساس انديشههاى لائيسم را آفتابى كنند. اين مهم، بيشتر با «نگاهِ با دين» تأمين مىشود تا با «نگاه به دين»! بدون شك در سالهاى اخير هم در عرصههاى دينپژوهى مغرب زمينيان و هم در حوزههاى داخلىِ دينپژوهان ما، كارهاى زيادى در زمينه دينپژوهى سامان گرفته است، اما آنچه بيشتر در اين تحقيقات و پژوهشها نمود و جلوه دارد، «نگاه به دين» است و نه «نگاه با دين»! «دين» ساليانى چند است كه از منظر معرفتشناسى درجه دوم مورد مطالعه قرار گرفته و مىگيرد. ضرورتِ دين، حقيقت وحى، تجربه دينى، گوهر دين، ايمان و باور دينى، اقلى يا اكثرى بودن دين، واقعنمايى گزارههاى دينى، قبض و بسط تئوريك شريعت، تنازل يا تكامل معرفت دينى و مقولاتى از اين دست، بيش از يك دهه است كه در كشور ما مورد بحث و گفتوگوى صاحبنظران و انديشهوران است. و اينها همه از دستاوردهاى رويكرد به دين و نگاه به آن است. اما در باب دستاوردهاى عينى و عملىِ حاصل از نگاه با دين در عرصههاى فردى و اجتماعى و در مقولات سياست، اخلاق، تربيت، اقتصاد، حقوق و حكومت، آيا هيچ از خود پرسيده و يا مىپرسيم كه چه مقدار رشد و پيشرفت داشتهايم؟! ما به «دين» زياد نگاه مىكنيم، اما سخن در اين است كه با دين، چه قدر زندگى مىكنيم؟! حكومت دينى موظف است كه جامعه را با نگاه دينى و با ابزار دين، روزبه روز به سمت دينىترشدن سوق دهد و تنها به بحث و گفتوگو در باب دين بسنده نكند. حوزهها و دانشگاههاى ما نيز مىبايست با دين به جامعه و مشكلات آن بنگرند و راهكارهاى عملى و فرمولهاى كاربردى براى حل معضلات و مشكلات فردى و اجتماعى ارائه دهند.
ج) آنچه اينك در جامعه ما به وضوح ديده مىشود اين است كه گويا روند نگاه به دين و نگاه با دين، نسبتِ متعاكس دارند; يعنى هرچه تحقيق و پژوهش درباره دين افزايش پيدا مىكند، تنظيم عمل و رفتارهاى گروهى و فردى در ساحتهاى مختلف سياسى و اجتماعى رو به كاهش است! دينى بودنِ حكومت ـ حقيقتاً ـ به اين نيست كه به دين نگاه كند، بلكه به اين است كه با دين به عالم و آدم بنگرد و سياست و تدبير و مديريت جامعه را در همه عرصههاى حيات اجتماعى، دينى كند! حكومتهاى سكولار هم نگاهِ به دين دارند و در باب دين و مقولات دينى به صورت تئوريك، بحثهاى زيادى را مطرح مىكنند، اما در عمل براساس معيارهاى دينى حركت نمىكنند! اين نكته در نظر ما هرگز نبايد مغفول بماند كه ملاكِ دينى بودن حكومت، حياتِ فردى و جمعى، اقتصاد، حقوق، سياست و... «نگاه با دين» است و نه «نگاه به دين».
حوزه و حوزويان اگر بخواهند با دين، جامعه را مديريت كنند نمىتوانند در كنارى بنشينند و صرفاً به تحقيقات و پژوهشهاى نظرى دينپژوهانه بپردازند، بلكه بايد اولا: سمت و سوى بحثها و دقتها و تحقيقات خود را به گونهاى تنظيم كنند كه سرانجام نتيجهاى كاربردى و فرمولهايى اجرايى به دنبال داشته باشد و ثانياً: خود در صحنههاى اجرايى حضور مستقيم داشتهباشند و در پستها و مراكز حساس تصميمگيرى ايفاى نقش نمايند و ايدهها و آرمانهاى دينى را تحقق و عينيت ببخشند. والسلام.
سردبير