نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١٠ - جامعه شناسى دين١

جامعه شناسى دين[١]

كن براون
ترجمه: رضا رمضان نرگسى

معمولا جامعه شناسان نگران درستى يا نادرستى عقايد دينى نيستند. آنچه براى ايشان مهم است اين است كه ميليون ها نفر داراى عقايد دينى مختلف بوده و عقايد ايشان علت پيدايش جنبش ها و نهادهاى قدرتمند شده است. در انگلستان امروزى، ميليون ها نفر از پيروان اديان اصلىِ مسيحيت و اسلام و هندوئيسم وجود دارند و بدون شك، عقيده دينى ايشان پيامدهاى خاصى داشته و دارد. جامعه شناسان عمدتاً به بررسى اين نتايج و پيامدها و به نقش و اهميت دين در جامعه علاقمندند.

تعريف دين

تعريفى از «دين» كه بتوان روى آن توافق داشت وجود ندارد. ولى اديان سازمان يافته متضمّن همه يا برخى از مشخصات ذيل مى باشند:

اعتقاد به ماوراى طبيعت (انواعى از اعتقاد به خدا يا خدايان) يا اعتقاد به نمادهايى كه نزد برخى مقدس شمرده مى شوند; مثل صليب يا شرك توتم;

از تعاليم و اعتقادات (الهيّات) كه معمولا بر مبناى برخى كتب مقدّس مثل تورات و انجيل و قرآن بنا شده اند.

سلسله اى از مناسك و آداب يا مراسم براى اظهار اين عقايد به طور علنى يا پنهانى براى مثال بيش تر اديان داراى مناسك خاصى مثل زانو زدن براى دعا در مسيحيت يا سرود خواندن، روزه گرفتن و يا شمع روشن كردن و... مى باشد;

بعضى اشكال سازمان دهى پرستش كنندگان يا معتقدان مثل روحانيان، كليساها، مساجد و كنيسه ها;

مجموعه اى از ارزش هاى اخلاقى كه رفتار روزانه معتقدان را هدايت كرده يا تحت تأثير قرار مى دهند، مثل ده فرمان در دين مسيحيت.

نقش دين در جامعه

نقش دين در جامعه را عمدتاً مى توان تحت سه عنوان طبقه بندى كرد:

١. حمايت از افراد;
٢. همبستگى اجتماعى;
٣. مهار اجتماعى.

حمايت از افراد: دين مى تواند نقش مهمى براى افراد ايفا كند، مانند:

دين مى تواند منبعى از راحتى و آسايش و تبيين معنادارى براى افرادى كه با فشار روحى و بحران مواجهند فراهم كند; مثل جنگ، مرگ، تصادفات و فاجعه هاى طبيعى.

مراسم دينى مى تواند به معتقدان احساس اتّحاد، همانندى هويّت، امنيت و احساس تعلّق به گروهى كه به آن ها علاقه مند است، بدهد و آن ها را حول اصول اخلاقى و رفتار مشترك به هم متصل كند.

دين مى تواند سؤالاتى مثل مفهوم زندگى و مرگ را تبيين نمايد و يا توجيهى براى موقعيت اجتماعى فرد ارائه كند. براى مثال، در هند نظام كاستى[٢] دين هندو، تبيينى براى موقعيت فرد در سلسله مراتب اجتماعى ارائه مى دهد.

هنوز گروه هاى دينى نقش مهمى در كمك به افراد بى بضاعت و فقير به عهده دارند، هرچند اكنون تصدّى بسيارى از اين وظايف به عهده تشكيلات بهزيستى دولت مى باشد. براى مثال، «سپاه رستگارى» در انگلستان به عنوان بزرگ ترين تهيه كننده خوابگاه براى مردان مجرّد بى خانمان در اين كشور، كارش براى تهى دستان و فقرا مشهور است.

همبستگى اجتماعى: دين بخشى از فرهنگ يا روش زندگى يك جامعه مى باشد و كمك مى كند تا سنّت هاى فرهنگى جامعه حفظ شوند.

تنها زمانى جامعه مى تواند به حيات خود ادامه دهد كه مردم داراى برخى عقايد مشترك درباره رفتار درست و نادرست باشند. دوركهايم (نويسنده قرن نوزدهم( دين را به عنوان نوعى چسب اجتماعى (پيونددهنده اجتماعى) مى پنداشت كه با تشويق كردن افراد براى پذيرفتن ارزش هاى اساسى جامعه، افراد جامعه را به همديگر پيوند داده، يك پارچه مى كند.

براى مثال، او عبادت كردن دسته جمعى را به عنوان شيوه تقويت احساس همبستگى در گروه اجتماعى مى ديد; دين است كه يك فرد را به وسيله ارزش هاى يك جامعه، اجتماعى مى كند. فرهنگ مسلّط مسيحى انگلستان سنّت هايى مثل «كريسمس»، «غسل تعميد» و «ازدواج تك همسرى» را حفظ مى كند و سعى مى نمايد تا افراد را به پى روى از هنجارهاى جامعه تشويق كند. به عنوان مثال، قوانين دينى درباره حقوق افراد و خانواده و همچنين قوانين دينى درباره دزدى، قتل، زناى محصنه و مانند آن، كه به عنوان سنّت دينى محسوب مى شوند، تا حدّ زيادى هنجارهاى جامعه را تقويت مى كنند. چه بسا اين مجموعه از عقايد اخلاقى و ارزش ها با جامعه پذيرى عميقاً در جامعه ريشه دوانده، به طورى تا تأثيرى يكسان بر رفتار روزمرّه معتقدان و غيرمعتقدان داشته باشد.

براى مثال، اگر قوانين مربوط به قتل، دزدى و زنا توسط كسى نقض شود، اغلب مجرمان دچار عذاب وجدان خواهند شد، و اين عبارت است از جامعه پذيرى قدرتمند و تأثير نفوذ آن در مهار افراد.

در اجتماعات اقلّيت هاى قومى در انگلستان، اغلب عقايد دينى و سنّت ها ابزارى براى اين گروه ها به منظور حفظ هويت، فرهنگ و سنّت هاى خودشان مى باشند. اغلب معابد سيك ها و هندوها و مساجد مسلمانان نقش مهمى در جمع كردن چنين اجتماعاتى ايفا كرده، به عنوان نقطه مركزى زندگى اجتماعى عمل مى كنند; همان گونه كه به عنوان هسته اصلى زندگى دينى ايفاى نقش مى كنند.

دين، تضاد اجتماعى و تغيير اجتماعى

دين همان گونه كه به عنوان نيرويى براى انسجام و تثبيت جامعه عمل مى كند، همچنين مى تواند سرچشمه تنش و تضاد باشد و سبب اختلافات و نااستوارى در جامعه شود.

براى مثال، در ايرلند شمالى، رقابت ميان عقايد دينى كاتوليك و پروتستان تا حدى سبب آشوب اجتماعى بزرگ در طى قرون بوده است. در زمان حاضر، حول همان اغتشاشات، از سال ١٩٦٩ گرفتار درگيرى مسلّحانه با ارتش انگليس بوده اند. در شبه قاره هند، جنگ ميان مسلمانان و هندوها منجر به تقسيم يك هند متحد، به دو كشور مجزّا (هند و پاكستان) شد. در دهه ١٩٨٠ و ١٩٩٠ اين اختلافات به وسيله درگيرى هايى ميان هندوها و سيك ها افزايش پيدا كرد.

دين سبب تغييرات اجتماعى عمده بوده است. براى مثال، در امريكاى جنوبى، كشيشان كاتوليك رومى پيروان آموزه اى كه كمونيسم و كاتوليسيسم را به هم آميخته و «الهيات رهايى بخش»[٣] ناميده مى شود، نقش عظيمى در جنگ عليه ديكتاتورى سياسى و فقر ايفا مى كردند. در ايران، انقلاب اسلامى منجر به سرنگونى حكومت پادشاهى (شاه) و تأسيس يك جمهورى اسلامى در سال ١٩٨٧ و ٧٩ شد. اسلام نيز تبديل به يك نيروى عظيم بين المللى براى تغيير اجتماعى در اواخر قرن بيستم گرديده و بنيادگرايى اسلامى سعى دارد تا در بيش تر نقاط جهان، براساس تفسير ظاهرى از قرآن، تغييرات اجتماعى بيافريند. اين امر مستلزم ازاله تأثيرات فرهنگى غربىِ رو به انحطاط و تغييراتى در موقعيت زنان است.

عقيده دنيوى كردن امو[٤]

كلمه «سكولار» يعنى غيردينى، و عقيده «دنيوى كردن امور» عبارت است از اين كه اهميت دين و اهميت عقايد دينى، هم در جامعه و هم نزد افراد رو به كاهش است. ويلسون تعريف ذيل را از «دنيوى كردن امور» در كتاب دين در يك جامعه سكولار[٥] ارائه مى كند (١٩٦٩ـ C.A.watts):

"دنيوى كردن امور" عبارت است از: فرايندى كه به وسيله آن تفكر دينى و عمل دينى و مؤسّسات دينى اهميت اجتماعى خود را از دست بدهند.»

طبق تعريف ويلسون، دنيوى كردن امور مى تواند بر حسب سه جنبه آزموده شود. آن سه جنبه عبارتند از:

١. تفكر دينى;
٢. تأثير دين بر اعتقادات مردم و ارزش ها;
٣. عمل دينى; مانند مقدار عضويت و حضور در نهادهاى دينى.
مشكلات اندازه گيرى دنيوى كردن امور

در مباحث سابق، احتمالا براى شما روشن شده كه مشكل اصلى در مورد اين كه آيا "دنيوى كردن امور" رخ داده يا نه، اين است كه چگونه دين و اعتقادات دينى تعريف و سنجيده مى شوند.

براى مثال، آيا حضور در نهادهاى دينى روش خوبى براى سنجش مقدار اعتقادات دينى در جامعه مى باشد يا نه؟ آيا رفتن به مساجد يعنى اين كه شما واقعاً به خدا اعتقاد داريد؟ آيا مى توانيد بدون شركت در مراسم مذهبى، فردى متديّن باشيد; مثلا، در غرب ارقام شركت در كليسا به عنوان مدركى براى "دنيوى كردن امور"[٦] كاملا غيرقابل اعتماد مى باشند; زيرا فرقه هاى مختلف شيوه هاى گوناگونى درباره تعريف عضويت دارند. براى مثال، «كليساى كاتوليك» عضويت را براساس افرادى كه به عنوان كاتوليك غسل تعميد داده مى شوند تعيين مى كند. ولى اين امر هيچ چيزى درباره عقايدشان در هنگام بلوغ به ما نمى گويد. «كليساى اسلوب هند» عضويت را براساس آن ها كه از شاخص هايى مثل غسل هاى تعميد، تصديق ها، يا آن هايى كه در آيين هاى كليدى شركت مى كنند (عيد پاك) استفاده مى كند.

جدول صفحه بعد نتايج يك تحقيق بر روى عقايد دينى مردم انگلستان را در سال ١٩٨٥ نشان مى دهد.

جامعه شناسان مى خواهند بپرسند كه شاخص هايى كه از آن ها استفاده مى شود واقعاً چه معنايى مى دهند؟ براى مثال، از كلمات «خد» و «گناه» و «روح» چه چيزى قصد مى كنند؟ از چه جهاتى؟ اگر مردم بگويند كه آن ها خدا را باور دارند، آيا معنايش اين است كه اين باور رفتار روزمرّه آن ها را تحت تأثير قرار مى دهد؟ در نتيجه اين مشكلات، در تفسير و تحقيق و سنجش دامنه عقايد دينى، هيچ توافق آشكارى در ميان جامعه شناسان بر وسعت آنچه دنيوى كردن آمور در آن رخ داده است وجود ندارد. على رغم مشكلاتى كه در سنجش دنيوى كردن امور و كاهش عمومى دخالت دين سازمان يافته در انگلستان امروزى به چشم مى خورد، اين جدول مى گويد:

در حالى كه بسيارى از مردم ادعا مى كنند كه به بعضى از عقايد دينى درست و ارزش هاى اخلاقى كه به طور دينى بنا شده، معتقدند، اغلب به نهادهاى دينى چندان وابستگى و علاقه اى ندارند. فرضاً در يك كشور مسيحى، فقط ١٤ درصد از جمعيت عضو كليساى مسيحى مى باشند و در سال ١٩٨٩ فقط ٥٢% از كل ازدواج ها همراه با مراسم مذهبى در كليسا برگزار شده است.

جدول (١) شاخص هاى تعهد دينى در انگلستان ١٩٨٥

شاخص هاى تمايل دينى درصد نمونه   شاخص هاى اعتقاد درست

درصد نمونه

درباره معنا و مقاصد زندگى فكر مى كنند

٣٤%   اعتقادبه خداى شخصى ٣١%

هرگز درباره بى معنايى زندگى فكر نمى كنند.

٥٠%   اعتقاد به روح و نيروى زندگى ٣٩%

بيش تر اوقات درباره مرگ فكر مى كنند.

١٥%   اعتقاد به خد ٧٦%

بيش تراوقات به خاطرانجام كارهاى بد افسوس مى خورند.

٨%   اعتقاد به گناه ٦٩%

به اوقات نماز و دعا و... نياز دارند.

٥٠%   اعتقاد به روح ٥٩%

خود را به عنوان فرد مذهبى معرفى مى كنند.

٥٨%   اعتقاد به بهشت ٥٧%

آرامش و استحكام خاطر از دين ناشى مى شود.

٤٦%   اعتقاد به زندگى پس از مرگ ٤٥%

خدا در زندگى من مهم است.

٥٠%   اعتقاد به شيطان ٣٠%

يك تجربه معنوى داشته اند.

١٩%   اعتقاد به جهنم ٢٧%
      كاملا به طور شخصى احكامى را قبول مى كنند كه ايجاب كند:
      بى اعتقادى به خد ٤٨%
      احترام گذاشتن به اسم خد ٤٣%
      مقدّس بودن روز تعطيل هفته ٢٥%
شاخص هاى ارزش اخلاق درصد نمونه   شاخص هاى دل بستگى سازمانى درصد نمونه
دستورالعمل هاى كاملى درباره خوب و بد وجود دارد. ٢٨%   ايمان شديد به كليس ١٩%
به طور شخصى كاملا محرمات الهى ذيل را مى پذيرند:   كليسا به مشكلات اخلاقى جواب مى دهد ٣٠%
كشتن ٩٠%   كليسا به مسائل خانوادگى جواب مى دهد ٣٢%
زنانى محصنه ٧٨%   كليسا جواب گوى نيازهاى روحى است. ٤٢%
سرقت ٨٧%   حضور ماهانه در مراكز دينى ٢٣%
شهادت دروغ ٧٨%   فرقه مذهبى:
موافقت با آزادى بى قيد و شرط جنسى ٢٣%   كاتوليك رومى ١١%
موّجه و محقّق بودن تروريسم ١٢%   پروتستان ٦٨%
فعاليت هاى ذيل هرگز موفق نيستند:   كليساى آزاد يا پيرو هيچ گروهى نيست. ٦%
قبول رشوه ٧٩%   اعتقاد به آينده دين
گدايى ٧٨%   در آينده مهم تر مى شود. ٢١%
كشيدن و استعمال مارى جوان ٨١%   در آينده كم تر مهم مى شود. ٤٠%
همجنس بازى ٤٧%   اعتقاد به يك دين درست ٢١%
قتل از روى ترّحم(كشتن بيماران لاعلاج) ٣٠%   ايمان دينى براى پيشرفت بچه ها ارزشمندتر مى شود. ١٤%
ترور سياسى ٧٧%      
چاپلوسى براى مقام بالاتر ٣٧%      
انتحار و خودكشى ٣٤%      
اقتباس از: (M.Abrams,D.Gerard and N.Timms,(eds), Values and Social Change in Britian (macmillan ١٩٨٥