نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٥ - اخلاق و عرفان اسلامى

اخلاق و عرفان اسلامى

استاد محمدتقى مصباح

اشاره

در ادامه سلسله مباحث اخلاقى استاد مصباح يزدى، در اين شماره نيز شرح بخش ديگرى از وصاياى حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام)به عبداللّه بن جندب را به محضر اهل معرفت تقديم مى داريم: «يا ابن جندب لا تَتَصدَّق على اَعيُنِ الناسَ لِيزكوك فأنك اِنَ فعلتَ ذلكَ فقد استوفيتَ اجركَ و لكن اذا أعطَيتَ بِيَمينكَ فَلا تطلع عَليها شمالَك فان الذى تَتَصدِّق له سِرّاً يجزيك علانية على رؤوس الاشهاد فِى اليوم الذى لا يَضُرّك ان لا يَطلع الناس على صَدَقَتِك.»[١]

نقش نيّت در عبادات

در فرهنگ اسلامى، نيّت نقش تعيين كننده اى در ارزش اعمال انسان ايفا مى كند. اما اين كه سرّ اين مطلب چيست، بخشى به فلسفه اخلاق و بخشى به حوزه هاى ديگر مربوط مى شود. از آن جا كه طرح بحث هاى گسترده و فنى در اين مقال نمى گنجد، به اجمال به برخى آثار نيّت اشاره مى شود.

شيعه و سنى حديث شريفى از پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)نقل كرده اند كه آن حضرت فرمودند:«انماالاَعمالُ بِالنّيات وَ لِكل امرىء ما نوى»;[٢] ارزش كارها به نيّت است و هر كس متناسب با نيّت خود بهره خواهد برد. البته، منظور از نيّت اين نيست كه انسان انگيزه خود را از انجام اعمال به زبان يا ذهن بياورد و مثلاً بگويد: من اين كار را براى خدا انجام مى دهم، بلكه منظور اين است كه انگيزه واقعى انسان از انجام عمل، رضاى خدا و يا رسيدن به پاداش هاى اخروى و يا دست كم، نجات از عذاب الهى باشد. براى روشن شدن مطلبى به اين مثال توجه كنيد: شخص ميلياردرى كه تمام ثروتش و يا بخش عمده اى از آن را صرف امور به اصطلاح عام المنفعه از قبيل: ساختن مدرسه، بيمارستان، پل و مانند آن كرده است، اگر نيّتش از انجام اين كارها صرفاً اين باشد كه مورد تشويق و تمجيد مردم قرار گيرد، طبق حديث شريفى كه بيان شد، مزدش را دريافت كرده است.

براساس فلسفه اخلاق اسلامى، ارزش عملى كه در آن نيّت خدايى وجود نداشته باشد، در حد صفر است و اگر چنانچه عبادت واجبى با انگيزه خودنمايى انجام شود، ارزش آن زير صفر است; زيرا علاوه بر اين كه، اصل عبادت باطل است، عذاب اخروى هم به دنبال دارد. اين مسأله با فرهنگ عمومى مردم دنيا، به ويژه غيرمسلمان ها، تناسب و سازگارى ندارد. به بيان ديگر، آن ها نمى توانند اين مطلب را بپذيرند كه خدمات فراوان يك شخص به مردم جامعه، به صرف اين كه انگيزه الهى در كار نبوده است، هيچ و پوچ انگاشته شود. از نظر آموزه هاى دينى اگر فردى براى كسب محبوبيت در اجتماع، خدمتى انجام دهد; مثلاً براى پيروزى در انتخابات وكسب رأى بيش تر،مبالغ هنگفتى راصرف امور به اصطلاح عام المنفعه نمايد و مردم نيز به اين واسطه به او رأى بدهند، در واقع، پاداش خود را دريافت نموده و چيزى از خدا طلبكار نمى باشد.

در نظام ارزشى اسلام، چيزى داراى ارزش است كه در روح انسان اثر خوبى برجاى گذارد. ظهور اين حالت در آخرت به صورت نعمت هاى بهشتى و يا ساير نعمت هاى اخروى خواهد بود.

بنابراين، رابطه بين انسان و خدا و يا رابطه انسان با نعمت هاى بهشتى، همان اثرى است كه در روح انسان باقى مى ماند. پس اگر سؤال شود كه مثلاً خرج كردن پول در دنيا و يا كشيدن دست نوازش بر سر كودكى يتيم چه ربطى به آخرت دارد، در پاسخ بايد گفت: آن چيزى كه موجب ارتباط انسان با خدا مى شود، قلب است و آنچه كه در دل مى گذرد; از آنجا كه خدا جسم نيست، جسم نمى تواند با او ارتباط برقرار كند. از طريق قلب است كه انسان با خدا مرتبط مى شود و چيزى را از او دريافت مى كند. اگر اين اثر، يك اثر نورانى كمالى باشد، موجب مى شود كه خداى متعال در عالم آخرت آن ها را به صورت نعمت هاى عظيم اخروى ظاهر نمايد. در حقيقت، آن ها نتيجه همان اعمالى است كه انسان در دنيا انجام داده است. پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)فرمودند: وقتى شما جمله «سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر» را بر زبان جارى مى سازيد، در واقع، با اين كار داريد درختى را براى خود در بهشت مى كاريد و يا كسانى كه مبادرت به خوردن مال يتيم مى كنند، در واقع دارند آتش تناول مى كنند: «ان الذين يأكلون اموال اليتامى ظلماً انما يأكلون فى بطونهم ناراً» (نساء: ١٠)

بنابراين، آنچه به عمل ما ارزش مى بخشد و آن را به خدا و عالم آخرت مرتبط مى سازد، نيّت قلبى است. كوچكى، بزرگى يا ظاهرى اعمال هم نشان دهنده بى ارزشى و يا با ارزشى اعمال نيست; به بيان ديگر، ارزش كارها به كميّت آن ها نيست. در ظاهر قضيه، هيچ تفاوتى بين مثلاً خرج كردن پول در راه حلال و مصرف آن در راه حرام وجود ندارد، اما آن چيزى كه موجب جدايى آن ها از يكديگر مى شود، نيّت انسان است. انگيزه است كه به اعمال انسان ارزش مى بخشد.

نكته ديگر اين كه، عبادات از لحاظ ميزان وابستگى به نيّت در يك حد نيستند، ميان آن ها تفاوت وجود دارد. براى مثال، شخصى كه براى خودنمايى نماز مى خواند، فقط ممكن است مورد تشويق افراد مؤمن و نمازخوان قرار گيرد; اشخاصى كه به نماز اهميت نمى دهند هرگز او را تشويق نمى كنند. آن چيزى كه در اين جا موجب مى شود تا انسان ريا كند، جذب قلوب مؤمنان است. اما در امور عام المنفعه مثل، ساختن مدرسه و بيمارستان و مانند آن ها، هم مسلمان و هم غير مسلمان استقبال مى كند. بنابراين، زمينه خودنمايى و ريا در پول خرج كردن بيش تر است تا در نماز خواندن. كم تر كسى است كه براى نماز خواندن به شخصى رأى بدهد، اما اگر كسى پول خرج كند، احتمال اين كه افراد بيش ترى به او رأى بدهند وجود دارد. از اين رو، انگيزه افراد در عبادات فردى و عبادت هايى كه نفعى براى مردم دارد، متفاوت است.

تحذير از ريا در انفاق

«انفاق» از جمله عبادت هايى است كه احتمال خودنمايى و ريا در آن بسيار است. در مسأله انفاق، انسان علاوه بر اين كه بايد ثواب عمل را در نظر داشته باشد، بايد به گونه اى عمل كند تا به آبروى شخصى كه قرار است به او انفاق شود لطمه اى وارد نگردد. انسان هاى داراى عزت نفس، از اين كه در جلو چشم ديگران به آن ها انفاق شود، ناراحت مى شوند. انسان اگر بتواند به گونه اى انفاق كند كه حتى الامكان انفاق شونده او را نشناسد خيلى بهتر است. هر قدر انسان در اين كار مراقب حفظ آبروى افراد باشد، اجرش به مراتب بيش تر خواهد بود. گاهى يك عبادت بسيار كوچك، آن قدر ثواب پيدا مى كند كه انس و جن از شمردن آن عاجز مى مانند. اين به دليل رعايت آداب و جهات حسن عبادت و نيز اخلاصى است كه در آن به كار رفته است. يك عمل فيزيكى و يا حركت مادى به خودى خود نمى تواند ارزش بيافريند، بلكه غير از حُسن فعلى، حسن فاعلى هم بايد در كار باشد; يعنى نه تنها خودِ كار بايد خوب باشد، بلكه بايد نيّت خوبى هم براى انجام آن وجود داشته باشد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «مَثَلُ الذينَ يُنفِقونَ اموالَهُم فى سَبيلِ اللّه كَمَثلِ حبة انبَتَت سَبع سَنابِل فى كلِّ سُنبلة مِائة حَبَّه» (بقره:٢٦١); مَثَل آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند، به مانند دانه اى است كه از يك دانه هفت خوشه برويد، در هر خوشه صد دانه باشد كه يك دانه هفت صد شود. البته، اين ارزش و ثواب به شرطى است كه فقط براى خدا و به تعبير قرآن «يريدون وجه اللّه» (روم: ٣٨) و «ابتغاء مرضات اللّه» (بقره: ٢٠٧) باشد.

انسان ممكن است عملى را به درستى انجام دهد، اما با انجام كار نادرستى، ارزش آن را از بين ببرد; مانند آتشى كه محصولى را بسوزاند: «اعصارٌ فيه نار» (بقره: ٢٦٦). از جمله كارهايى كه موجب از بين رفتن اعمال خوب انسان مى گردد، منّت گذارى است. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: «لا تُبطِلوا صَدقاتِكم بِالمَنِّ والاذى» (بقره: ٢٦٤); صدقات خود را به سبب منّت و آزار تباه نسازيد.

تأكيد قرآن نسبت به خلوص در انفاق، به مراتب بيش تر از تأكيد بر اخلاص در نماز است. البته، ترديدى نيست كه ريا در نماز موجب بطلان آن خواهد شد، اما كم تر آيه اى در قرآن وجود دارد كه به اخلاص در نماز سفارش كرده باشد.

امام صادق(عليه السلام) در اين فراز از سفارش هاى خود به عبداللّه بن جندب مى فرمايند: جلوى چشم مردم انفاق مكن تا ايشان تو را ستايش كنند، اگر چنين كنى، در واقع، اجر خودت را دريافت كرده اى (يعنى ديگر اجرى نزد خدا نخواهى داشت)، چنان باش كه وقتى با دست راستت انفاق مى كنى دست چپت آگاه نشود، براى صدقه پنهانى (كه عدم اطلاع مردم از آن در دنيا هيچ ضررى به تو نمى رساند) بهترين پاداش را در روز قيامت پيش چشم همه خلايق به تو خواهند داد. البته، انسان نبايد به اين دليل كه شايد عملش آميخته با ريا باشد به طور كلى سراغ كارهاى خير و از جمله انفاق نرود. اين كار ممكن است از دسايس شيطان باشد تا ما را از انجام اعمال نيك باز دارد. به هر حال، انسان با بخشيدن چيزهاى مورد علاقه خود به ديگران مرتبه اى از مبارزه با نفس را، كه موجب پاك شدن از برخى آلودگى ها مى شود، پشت سر مى گذارد و شايد هيچ چيزى به اندازه بخل ورزيدن، عملى ناشايست نباشد.

خداوند در قرآن مى فرمايد: «وَ مَن يوقَ شُحَ نَفسِه فَاولئك هُم المفلِحونَ» (حشر: ٩); و هر كس خود را از خوى بخل و حرص دنيا نگاه دارد، آنان به حقيقت رستگاران عالمند. سخاوتمندان، هرچند كه ثروت خود را در راه خدا مصرف نكرده باشند، نسبت به بخيلان به بهشت نزديك ترند. نكته ديگر اين كه، گاهى انجام كار خير به شكل علنى، البته در صورتى كه انسان بتواند بر نفس خود مسلط باشد، بركات و ثواب فراوانى دارد. وقتى انسان كار خيرى را به صورت علنى انجام مى دهد، ديگران هم انگيزه و رغبت پيدا مى كنند كه مشابه آن را انجام دهند. اگر بنا باشد كه هيچ كار خيرى در جلو چشم ديگران انجام نشود، مردم جامعه، به خصوص كودكان و نوجوان ها، به اهميت كار خير پى نمى برند. قرآن كريم مى فرمايد: «الذينَ ينفِقون اموالهم بِاللّيل وَالنهار سِرّاً وَ علانية فَلهم اجرهُم عِندَ ربهم وَ لاخوفٌ عَليهم وَ لاهُم يَحزَنونَ» (بقره: ٢٧٤); كسانى كه مال خود را انفاق كنند در شب و روز، نهان و آشكار، آنان را پاداش نيكو نزد پروردگارشان خواهد بود، هرگز از حادثه آينده، بيمناك و از امور گذشته اندوهگين نخواهند گشت. اثر ديگرى كه انجام علنى اعمال نيك خواهد داشت اين است كه جلو بسيارى از سوءظن ها را مى گيرد; مثلاً اگر كسى مخفيانه خمس و زكات بپردازد، ممكن است موجب بدگمانى مردم شود و آن ها فكر كنند آن شخص واجبات دينى اش را انجام نمى دهد. ادامه دارد...


  • پى نوشت ها

[١]. محمدباقرمجلسى، بحارالانوار، ج ٧٨، ص٢٨٤،روايت١،باب ٢٤

[٢]. همان، ج٧٠، ص ٢١٠، روايت ٣٢، باب ٥٣