نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - سرمقاله
آزادى انديشيدن!
انسان موجودى است كه از توان انديشيدن برخوردار است و انديشه، امتياز آدمى از ساير موجودات شمرده مى شود. بى شك بجاوبايسته است كه قدر اين نعمت بدانيم و سپاس اين موهبت به نيكويى به جاى آوريم. تفكر، تبلور جوهره وجودى انسان و مظهر حقيقت شخصيت هر فردى است. اصل توان تفكر و قدرت انديشيدن، امرى ارزشى نيست،اما به چه انديشيدن و كيفيت متعلّق و غايت و ثمره فكر وانديشه، امرى است كه بار ارزشى دارد ودر باب آن مى توان سخن از حُسن و قبح و بايستگى و نبايستگى به ميان آورد!
برخى ميان موجوديت و حقانيت خلط مى كنند و براين مبنا مغالطه اى سامان مى دهند كه: چون آدمى مى انديشد،پس هر انديشه اى حق است و هر انديشمندى، بهره اى از حقيقت را در محتوا و درونمايه افكار خويش عرضه مى كند! اين، به نظر ما خلطى بس بزرگ وپر مخاطره است. مگر هرآنچه در عالم موجودات است، حق است؟ درست است كه در نگاه فلسفه و فيلسوفان و از منظر هستى شناسانه، هر فكر و معرفت و اعتقادى، مطابق با واقع و نفس الامر و واقعيّت نيست، والّا ديگر بحث از معيار درستى و نادرستى و منطق صحّت و خطا در قاموس انديشه و انديشمندان معنايى نداشت.
انديشيدن هيچگاه و هرگز جرم نيست و نيز به چه چيز انديشيدن اگر بروز و ظهور بيرونى و اجتماعى پيدا نكند، از ديدگاه حقوقى، جرم نيست، امّا آنگاه كه فكر و انديشه، ابراز مى شود و در جامعه بروز و ظهور مى يابد از ديدگاه حقوقى و جرم شناسى، مى توان آن را مورد تعقيب قرار داد و بررسى نمود. بنابراين وقتى گفته مى شود «انديشيدن جرم نيست» بايد به همه ابعاد و توالى و جوانب آن توجه كرد. انديشيدن از حيثى جرم نيست، اما از حيثى مى تواند جرم باشد.اصولاً همه مجرمان تاريخ و بزهكاران جامعه، قبل از اينكه مرتكب جرم شوند، مى انديشند! عمل و رفتار همواره به دنبال انديشيدن و تصور و تصديق ذهنى صورت مى گيرد. بنابراين مى توان انديشه را به لحاظ آنچه كه اين انديشه بدان منتهى و منجر مى شود، مورد بررسى و قضاوت قرار داد.
فريب شعار زيباى «آزادى انديشه» را نبايد خورد. بايد ديد در پس انديشه ها، چه اغراض و اهدافى منظور نظر است.
تاريخ بشر را انديشه ها راه مى برند و اين راه ممكن است، راه ظلمت و تاريكى باشد و ممكن است طريق نور و فروغ و سعادت باشد. بنابراين ثبوتاً ممكن است كه آزادى انديشه و ابراز هر عقيده اى در آدميان را به راهى سوق مى دهد كه پايانش تباهى و ظلمت و شقاوت باشد،چه اينكه اثباتاً نيز اين امر تحقق يافته است.
والسلام
سردبير