نشریه معرفت - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ١ - سخن آغازين
ضرورت عرفان اسلامى
عالم هستى، عالمى پيچيده و داراى شئون تودرتوى ظاهرى و باطنى است. از سوى ديگر انسان نيز موجودى است داراى مراتب كه شئونى ظاهرى و باطنى دارد. دين و متون دينى هم علاوه بر ظاهرى آراسته، داراى باطنى عميق است. اگر علومى كه مىتوان از آنها به علوم ظاهرى ياد كرد، بحث از ظاهر هستى، انسان يا دين را وجهه همت خود قرار دادهاند، عرفان اسلامى نيز از جمله علومى است كه بىآنكه از ظاهر چشم بپوشد و ظاهر عالم، انسان و شريعت را انكار كرده يا ناديده انگارد، به مطالعه باطن ناگسسته از ظاهر در عالم انسانى، تكوين و تشريع مىپردازد. اين مطالعات، كه حاصل تعبير و ترجمه تجارب عارفانه از عالم تكوين و تجارب سالكانه در عالم انسانى است، به ترتيب علم «عرفان نظرى» و علم «عرفان عملى» را سامان دادهاند؛ زيرا نفوذ در بطون متن دينى و فهم آن، به مدد اين دو نوع تجربه، علم تأويل عرفانى را در اختيار ما قرار داده است.
ميل فطرى آدمى به حقيقتجويى و حقيقتطلبى، همانطور كه حقايق مرتبط با ظاهر انسان و عالم تكوين و تشريع را شامل مىشود، حقايق باطنى مرتبط با اين سه حوزه را هم دربر مىگيرد. از اينرو، همواره روح آدميان در جستوجوى چنين حقايقى بوده است؛ زيرا از يكسو، همواره كسانى هم بودهاند كه متاعى بدلى عرضه كرده و جمعى را به خود مشغول داشتهاند. ظاهرگرايى، به معنايى كه ذكر شد، در چند قرن اخير، به ويژه انديشههاى مادىگرايانه در زمينه انسان و جهان در ارضاى ميل معنويتجويى انسان، كامياب نبوده و از اينرو، در اين عصر، تقاضا براى پرشدن اين خلأ معنوى روزافزون گرديده است. ضرورت پاسخ به اين تقاضاى حقيقى و البته، به طور كامل عرضه نشدن معنويت حقيقى، فضا را براى مدعيان و عرضهكنندگان دروغين معنويت آماده كرده و هر از چند گاهى و در هر مكانى كه فرصت بيابند، دكانى براى عرضه چنين كالايى بدلى عرضه مىكنند. آنگاه كه اين دكانهاى مجزا، كه در مبارزه با معنويت حقيقى مشتركند، گردهم آيند، فتنهاى بس خطرناك را موجب مىشوند كه بسا عقلاى قوم را هم در خود فرو برد.
اما به مقتضاى تناسب آنچه كه مىتواند ميل به معنويتگرايى انسان اين عصر را ارضا كند و مدعيان دروغين را افشا ساخته از صحنه بيرون كند، معنويت حقيقى و عرفان اصيل اسلامى است كه عارفان بزرگى همچون امام خمينى قدسسره نماينده برجسته آن بودهاند. از اينرو، ضرورى است كه به منابع اصيل عرفان اسلامى، كه ميراثى غنى و گنجينهاى از معارف باطنى است و بزرگان اهل معرفت خود را وامدار آنها مىدانند، بيشتر بها دهيم و پاسخ مسائل عصر كنونى خود را از اين منابع، كه گاه درك ناشده مردود شناخته شدهاند، جستوجو كنيم. اين شماره از نشريه «معرفت»، به اين موضوع اختصاص يافته است.
دبيرگروه