يورش به خانه وحى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١
خطّاب رسيد. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا، محبوبترين فرد براى ما پدر تو و بعد از پدرت تو هستى؛ ولى سوگند به خدا اين محبّت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.
اين جمله را گفت و بيرون رفت، وقتى على عليه السلام و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر به على عليه السلام و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را هنگامى كه شما در آن هستيد آتش مىزنم، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مىدهد!». «١»
تكرار مىكنيم كه اين رويداد در كتاب المصنّف با سند صحيح نقل شده است.
ب) بلاذرى، محدّث بزرگ ديگر اهلسنّت، دركتاب «انسابالاشراف»
احمد بن يحيى بن جابر بلاذرى (م ٢٧٠) نويسنده معروف و صاحب تاريخ بزرگ، اين رويداد تاريخى را در كتاب انساب الاشراف بدين نحو نقل مىكند:
«إِنَّ أَبابَكرٍ أَرْسَلَ إلى عَليٍّ يُريدُ الْبَيْعَةَ فَلَمْ يُبايِعْ، فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتيلةٌ! فَلَقيَتْهُ فاطِمَةُ عَلَى الْبابِ.