سال سوم، شماره دوم، تابستان ١٣٨٩، ص ٧٥ ـ ٨٩
تأثير بازيهاي رايانهاي بر ميزان حرمتخود نوجوانانعباسعلي هراتيان* / محمدرضا احمدي**
چكيده
تحقيق حاضر به منظور بررسي تأثير بازيهاي رايانهاي بر حرمتخود دانشآموزان مقطع سوم دورة راهنمايي و با استفاده از روش پيمايشي انجام شده است. جامعة آماري اين تحقيق را دانشآموزان مقطع سوم دوره روزانه راهنمايي شهر قم از هر دو جنس (مذكر و مؤنث) تشكيل ميدهند كه در سال تحصيلي ٨٧-٨٦ مشغول به تحصيل بودهاند. از كل جامعة آماري، تعداد ٢٢٠ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. شايان ذكر است كه در اين تحقيق، از نمونهگيري تصادفي طبقهاي استفاده شد. نتايج تحقيق نشان داد كه:
١. بازيهاي رايانهاي بر حرمتخود خانوادگي تأثير منفي داشته و بر مؤلفههاي حرمتخود كلي و حرمتخود اجتماعي و حرمتخود تحصيلي تأثيري نداشته است.
٢. دانشآموزاني كه به طور متوسط، روزانه بيشتر يا مساوي ٤٥ دقيقه به بازيهاي رايانهاي پرداختهاند، از حرمتخود كمتري برخوردارند.
٣. جنسيت، در همبستگي بين بازيهاي يارانهاي و حرمتخود، تأثيرگذار است.
كليد واژهها: حرمتخود، بازيهاي رايانهاي، نوجوان.
مقدمهامروزه رايانه، يكي از مهمترين اجزاي زندگي بشر است؛به گونهاي كه در همة ابعاد زندگي شغلي و شخصي افراد، حضور پررنگ رايانهها راميتوان ديد. شايد نتوان تصور كرد، روزي را شب كنيم، بدون اينكه با رايانه سروكار داشته باشيم؛ تصور اين مطلب براي خيلي از ما غيرممكن است. رايانه موجب سرعتبخشيدن به بسياري از كارها ميشود و انجام بعضي كارها بدون وجود آن ناممكن بهنظر ميرسد.
همزمان با حضور بازيهاي رايانهاي در دنياي نوجوانان، بحث از مفيد يا مضر بودن آن نيز بهوجود آمد. آيا بازيهاي رايانهاي، بازي ايدئال نوجوان به شمار ميآيد؟ يا اينكه ضررهاي فراوان آن موجب ميشود ما آن را كاملاً مخل رشد و تربيت صحيح نوجوان بدانيم و نسبت به حضورش در زندگيمان حالت تدافعي داشته باشيم؟ يا در نظري متفاوت، از فوايد آن بهره ببريم و براي آسيب ديدن حداقلي ناشي از آن تمهيدي برگزينيم؟
اين پژوهش به دنبال كنجكاويها و مطالعات محقق دربارة حوزه تأثيرهاي رواني و اجتماعي بازيهاي رايانهاي، تأثير آنها بر سازة مهمي چون حرمتخود را بررسي ميكند تا در صورت اثبات اصل تأثير، كيفيت آن را كشف كند و نتايج حاصل را در اختيار والدين قرار دهد تا با پيگيري بيشتر، به راهكاري مناسب در برخورد با فرزندانشان در مقابل اين پديدة جذاب و نافذ نايل آيند. همچنين اهتمام بيشتر مسئولان را به دنبال داشته باشد تا با راهكارهايي مانند فيلتر كردن ورود بازيها، تعيين ملاكهاي بازي براي هر سن و ساخت بازيهاي مناسب سنين مختلف و فرهنگ ديني و ملي، از اثر مخرب بازيهاي وارداتي بكاهند. بنابراين، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ اين پرسشها ميباشد كه آيا بين انجام بازيهاي رايانهاي و سطح حرمتخود همبستگي وجود دارد؟ آيا بين انجام بازيهاي رايانهاي و خردهمؤلفههاي حرمتخود همبستگي وجود دارد؟ آيا جنسيت در همبستگي بين بازيهاي رايانهاي و حرمتخود تاثيرگذار است؟ بر اساس اين پرسشها، فرضيههاي پژوهش چنين شكل ميگيرد:
١. بين ميزان انجام بازيهاي رايانهاي و حرمتخود، همبستگي منفي وجود دارد.
٢. بين ميزان انجام بازيهاي رايانهاي و خردهمؤلفههاي حرمتخود، همبستگي منفي وجود دارد.
٣. جنسيت، در همبستگي بين بازيهاي يارانهاي و حرمتخود، تأثيرگذار نيست.
بنابراين، با توجه به فراگير شدن بازيهاي رايانهاي و تأثير چشمگير حرمتخود در جنبههاي فردي، اجتماعي، روانشناختي و نقش پايهاي آن در رفتار فرد، محقق در اين پژوهش به دنبال سنجش تأثير اين بازيها در حرمتخود نوجوانان است.
بازيهاي رايانهايتاريخچة بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي به سالهاي اولية دهه هشتاد برميگردد. در سال ١٩٧٢ شركت آتاري يك بازي الكترونيكي تنيس روز ميز به نام «پنگ» را معرفي و به بازار عرضه كرد. از آن سال به بعد، به تدريج بر تعداد شركتهاي سازندة بازيهاي ويديوييـ رايانهاي افزوده شد تا آنكه در پايان سال ١٩٧٦، بيش از بيست شركت مختلف به توليد بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي قابل مصرف در منازل ميپرداختند.[١٨٤]
به تدريج با اشباع بازار، در سال ١٩٨٥، فروش دستگاههاي مربوط به بازيهاي ويديويي- رايانهاي به كمترين مقدار ممكن رسيد؛ اما در سال ١٩٨٦ شركت «نينتندو»[١٨٥] با عرضة سختافزار جديد خود كه ارتقاي زيادي در كيفيت بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي پديد آورده بود، چشمها را متوجه خويش كرد. مسئله اخير در كنار پيشرفتهاي سختافزاري و نرمافزاري صنايع الكترونيكي و رايانهاي و در نتيجه كاهش قابل ملاحظه قيمت دستگاهها، سبب توجه دوبارة نوجوانان و جوانان به بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي شد.[١٨٦]
در ايران، تحقيقي مدوني كه به بررسي ميزان شيوع و گستردگي بازيهاي ويديوييـ رايانهاي پرداخته باشد، وجود ندارد. بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي در ايران، شايد با يك تأخير ١٠ تا ١٥ ساله نسبت به غرب، در جامعه پديدار شد و شروع به رشد كرد. كلوپهاي ويديويي كه از آغاز در سطح شهرهاي مختلف شكل گرفتند، چيزي بيشتر از يك مغازه متوسط يا كوچك نبودند. نخستين دستگاههايي كه در كلوپهاي مذكور به كار گرفته شدند، آتاري و ميكرو بودند كه با گذر زمان و فراگيرتر شدن دستگاههاي پيشرفتهتري كه از گرافيك و پردازش بالاتري برخوردار بودند، جاي خود را با سگا و بعد با دستگاههاي سني، پلي استيشن، نينتندو و... عوض كردند.[١٨٧]
با روند پيشرفت فنآوري الكترونيكي و ارزانتر شدن محصولات الكترونيكي، قيمت دستگاههاي مربوط به بازيهاي ويديويي ـ رايانهاي، در سالهاي اخير روند نزولي داشتهاند. به همين دليل، دستگاههاي خانگي بسياري در دسترس جوانان قرار گرفته است[١٨٨] تا حدي كه بخش زيادي از اوقات فراغت كودكان و نوجوانان ايراني به بازي با رايانه ميگذرد.
كارل گروس[١٨٩] براي اولينبار به جنبه كنشي بازي در بين ديگر فعاليتها توجه داشته، و معتقد است كه بازي يك نوع پيشتمرين عمومي است؛ فعاليت يا تمرين مقدماتي و كمككننده براي فعاليتهايي كه فرد در آينده ميخواهد انجام دهد.[١٩٠]
بازي در نظريه پياژه عبارت است از اولويت درونسازي نسبت به برونسازي. در چارچوب درونسازي و برونسازي، از يكسو با يك اعمال سازش يافته روبهرو هستيم كه بر اساس تعادل بين درونسازي و برونسازي حاصل آمدهاند، ولي از سوي ديگر وقتي كه كنشها و فعاليتها در روانبنهها به صورت خالي جلوهگر شوند و هدف تعادلجويي را دنبال نكنند، فعاليتهايي كه انجام ميگيرند به منزله بازي خواهند بود. اين نشاندهنده نخستيني يا اولويت درونسازي بر برونسازي است و وقتي كه بهعكس جنبه برونسازي اولويت يابد، كنش تقليدي بروز خواهد كرد.[١٩١]
شايد بهتر باشد كه بازي دوره نوجواني را تفريح بناميم كه كنشهاي متنوعي براي نوجوانان دارد. تفريح به آنها فرصتي براي رشد مهارتهاي اجتماعي، توسعه علايق از راه تعامل با همسالاني كه علايق مشابهي دارند، دستيابي به احساس وابستگي و درك هرچه بهتر خودشان فراهم ميآورد و بدين ترتيب حس هويت فردي آنها را تقويت ميكند. (پيتر هيوز)[١٩٢]و[١٩٣]
هنگامي كه نوجوانان به تفريحهاي انفرادي ميپردازند، كه با افزايش سن نيز بيشتر ميشود ـ مانند هنگامي كه مطالعه ميكنند يا تلويزيون ميبينند فرصت خوبي براي درك هرچه بهتر خود، تحليل علايق و تواناييها و رشد استعدادهاي خودشان در اختيار دارند.[١٩٤]
حرمت خود«حرمت خود» از جمله مفاهيمي است كه بسياري از روانشناسان و پژوهشگران در چند دهة اخير بدان توجه كرده و يكي از موضوعهاي مهم جنبههاي فردي، اجتماعي و روانشناختي ميباشد. موضوع حرمتخود از نظر قدمت، از مباحثي كه عالمان و فيلسوفان تعليم و تربيت در گذشته داشتهاند، نشئت ميگيرد. در طول هزاران سال گذشته، گزارشهاي تاريخي، ديدگاههاي فيلسوفان و انديشمندان بر اين مطلب گواهي دارند كه براي انسان هيچ حكم ارزشياي مهمتر از داوري و قضاوت وي در مورد خودش نيست.[١٩٥]
ويليام جيمز از كساني است كه براي نخستين بار در اثري با عنوان «اصول روانشناسي» بر ضرورت حرمتخود تأكيد كرده است. همزمان با او، جامعهشناساني مانند چالز كولي[١٩٦] به بررسي حرمتخود پرداخته و آن را به منزلة يك نياز حياتبخش آدمي توصيف كردهاند. در واقع، با پيدايش رويكرد روانيـ اجتماعي، محققاني نظير هورنا،[١٩٧] فروم و ساليوان[١٩٨] به بررسيهاي نظامداري دربارة حرمتخود پرداختند؛ اما اوج مطالعات در اين باره و قلمداد كردن آن بهمثابه يك سازة شخصيتي در آثار انسانگراياني مانند راجرز و مازلو ديده ميشود.[١٩٩]
از نظر براندن،[٢٠٠] ارزشيابي فرد از خويشتن به اندازة مسئله مرگ و حيات براي وي اهميت دارد؛ زيرا چون ارزشيابي شخص از خويشتن، آثار برجستهاي در جريان فكري، احساسات، تمايلات، ارزشها و هدفهاي وي دارد؛ كليد فهم تمامي رفتارهاي اوست و به منظور شناخت حالات رواني انسان و پي بردن به روحيات او، بايد به طبيعت و ميزان حرمتخود و معيارهاي قضاوت وي دربارة خويشتن آگاهي يافت. شيهان[٢٠١] از حرمتخود سالم به منزلة يك نياز اساسي انسان و چيزي كه ما پيوسته براي دستيابي به آن تلاش ميكنيم، ياد كرده است. مازلو[٢٠٢] در طبقهبندي نيازهاي انسان، نياز به احترام و حرمتخود را از نيازهاي اساسي و عالي ميداند و دربارة اهميت و كاركرد آن چنين ميگويد: «ارضاي نياز حرمتخود، به احساساتي از قبيل اعتماد به نفس، ارزش، قدرت، لياقت، كفايت و مفيد بودن در جهان منتهي خواهد شد؛ اما بياعتنايي به اين نياز موجب احساساتي از قبيل حقارت، ضعف و درماندگي ميشود».[٢٠٣]
باوم استر[٢٠٤] و باس[٢٠٥] حرمتخود را به معناي ارزشيابي كلي از خود ميدانند. گِرگِن و گِرگِن[٢٠٦] در تعريف حرمت خود آوردهاند: «عقيدهاي كه فرد دربارة مجموعه تواناييها، شايستگيها و ويژگيهاي خود دارد». كرسيني[٢٠٧] در تعريف حرمتخود آورده است: «حرمت عبارت است از آنچه كه فرد در مورد خودش احساس ميكند و شامل ميزان برخورداري فرد از احترام به خود و پذيرش خود ميشود». ربر[٢٠٨] در زمينة تعريف حرمتخود به نكته مهمي اشاره كرده است؛ او ميگويد واژة حرمت با مفهوم ضمني ارزش و اعتبار بالا همراه ميباشد، ولي شكل تركيبي آن با خود (يعني حرمت خود) به كل ابعاد و ميزان احترام به خود ـ چه بالا چه پايين ـ مربوط ميشود. به عقيدة كوپر اسميت، حرمتخود بيانگر تأييد يا عدم تأييد خود است و اين نكته را برجسته ميسازد كه تا چه اندازه يك فرد، خود را توانا، ارزنده و با اهميت ميشمارد و به منزلة تجربه فاعلي است كه به طور معناداري در سطح كلامي و رفتاري، ظاهر ميشود.[٢٠٩]
بسياري از روانشناسان در طول سالها به اين نتيجه رسيدهاند كه حرمتخود، منعكسكنندة تفاوتي است كه ميان خودپندارة واقعي (چه كسي هستم؟) و خودپنداره آرماني (دوست داشتم چه كسي باشم؟) درك ميكنيم. هرچه فاصله بين اين دو نوع «خود» بيشتر باشد، «حرمتخود» فرد، پايينتر خواهد بود.[٢١٠]
از نظر آدلر،[٢١١] نبود حرمتخود، مهمترين متغيير رواني در علتشناسي انحرافها و يا ناسازگاري شخصيت است. همچنين دربارة ارتباط حرمتخود و بزهكاري نوجوانان، تحقيقات متعدد نشانگر يك ارتباط علّي مشهود است و مشخصا حرمتخود با بزهكاري همبستگي منفي دارد. متقاعدكنندةترين و جامعترين اين تحقيقات، الگوي انحراف و افزايش قدر و اعتبار كاپلان است. به نظر كاپلان، رفتار بزهكارانه در خدمت افزايش حرمتخود افرادي است كه شكست و افت حرمتخود را تجربه كردهاند. استفن هيگن و برنز نيز سطح پايين حرمتخود را به منزله علت رفتار منحرفانه ميدانند و نه حاصل از آن.[٢١٢]
در آموزههاي اسلامي نيز به اين موضوع توجه، و بسيار مهم تلقي شده است. در ادبيات ديني، اين امر به حرمتخود، عزت نفس[٢١٣] و ... تعبير ميشود. آموزههاي ديني هم خود فرد را به احترام گذاشتن به خويشتن تشويق ميكنند و هم ديگران را به مراعات حرمت انسانها الزام ميكنند.[٢١٤]و[٢١٥]
شجاعي (١٣٨٣)، آيات و رواياتي را كه دربارة حرمتخود وجود دارد، به دو دستة عمده تقسيم كرده است:
١. آيات و رواياتي كه در آنها به شناخت ارزش و منزلت خود سفارش شده است.
اهميت خودشناسي: در اسلام، دانستن و معرفت چيستي و كيستي انسان يا به تعبير ديگر، شناخت انسان از خويشتن، چنان اهميتي دارد كه آيات و روايات فراواني در اين باره آمده است. براي مثال: اي كساني كه ايمان آورده ايد، بر شما باد، (شناخت) خودتان»(مائده: ١٠٥)؛ قال علي: «أفضل العقل، معرفه الأنسان نفسه»؛[٢١٦] برترين دانش، شناخت انسان از خود است».
ب. شناخت ارزش و منزلت خود: در روايتي از حضرت علي آمده است: «هلك أمرءٍ لم يعرف قدره؛[٢١٧] كسيكه ارزش خود را نشناخت، نابود شد». از امام سجاد پرسيدند: شريفترين و والاترين مردم كيست؟ فرمود: «كسي كه دنيا را با ارزش و شرف خويش برابر نداند.[٢١٨]
اگر انسان جايگاه واقعي خود را بشناسد و خودپنداره درست، و براساس تصويري كه دين از انسان ارائه داده است در ذهن وي شكل بگيرد، خود ايدئال او نيز بر اساس معيارهاي ديني شكل ميگيرد كه عبارت است از رسيدن به مقام خليفهاللهي، قرار گرفتن در جوار رحمت خداوند، و «حرمت خود»، ا تفاوت خود ايدئال و خودپندارة پديد ميآيد؛ يعني هر اندازه انسان بتواند از طريق كسب فضايل و ارزشهاي انساني به خود ايدئال نزديكتر شود، به همان اندازه «حرمت خود» بالايي خواهد داشت.
ج. حفظ حرمت خود: در برخي روايات براي حفظ حرمتخود و صيانت از نفس، بر دوري از رفتارهاي منافي با حرمتخود تأكيد شده است؛ مانند:
قال علي:
من كرمت عليه نفسه، هانت عليه شهوته»؛[٢١٩] هركس نفس خويش را گرامي بدارد، خواستههاي نفساني در نظرش پست خواهد بود». و عن ابيالحسن الثالثعليهالسلام: «من هانت عليه نفسه، فلاترج خيره؛[٢٢٠] آن كس كه شخصيتي براي خود قائل نيست، انتظار خير از او نداشته باش»؛ «من هانت عليه نفسه، فلاتأمن شره؛[٢٢١] آن كس كه شخصيتي براي خود قائل نيست، از شر او برحذر باش.
٢. آيات و رواياتي كه در آنها به حفظ حرمت ديگران تأكيد شده و هر نوع رفتار يا گفتاري كه به نوعي، توهين به ديگران باشد و موجب شكسته شدن حرمت افراد ميشود، ممنوع و گناه شمرده شده است.[٢٢٢]
بيشتر تحقيقات بر سنجش حرمتخود به صورت عام متمركزند، اما روشن است كه در جنبههاي مختلف زندگي، ارزيابيهاي مختلفي از خود ميتوان به عمل آورد:
حرمت خود كلي: اين حرمت، ارزيابي جامعتري از خود شمرده ميشود و بر پايه ارزيابي فرد از خود و خصوصياتش استوار است. حرمتخود كلي در احساساتي مانند اينكه «من فرد خوبي هستم» يا «بيشتر خصوصيات خود را دوست دارم» جلوهگر ميشود.[٢٢٣] بنابراين، حرمتخود كلي فرد فقط از يك جنبه متأثر نيست و از مجموع آراي فرد درباره جوانب گوناگون وجوديش حكايت دارد. حرمتخود كلي از دو بخش مرتبط با هم تشكيل ميشود: يكي داشتن احساس اطمينان در برخورد با چالشهاي زندگي (باور خودتوانمندي)، و ديگري احساس داشتن صلاحيت براي خوشبخت شدن؛ يعني احترام به خود يا حرمت نفس.[٢٢٤] از جمله ويژگيهاي فرد داري حرمتخود كلي، نزديكي به موقعيتهاي تازه همراه با اطمينان، اجتناب از صحبتهاي انتقادي و مثبت بودن صحبت بزرگسالان در مورد اوست.[٢٢٥]
حرمت خود اجتماعي: اين حرمت شامل بر عقايد فرد در مورد خودش در مقام دوست ديگران است. آيا ساير افراد او را دوست دارند؟ به عقايد و نظرهاي او احترام ميگذارند؟ او را در فعاليتهايشان شركت ميدهند؟ آيا او از روابط با همسالانش احساس رضايت ميكند؟ به طور كلي، فردي كه نيازهاي اجتماعياش برآورده شود، احساس خوبي خواهد داشت.[٢٢٦]
حرمت خود تحصيلي: اين حرمت مبتني بر مقدار ارزشي است كه كودك يا نوجوان براي خود، به عنوان يك دانشآموز و محصّل قائل است؛[٢٢٧] آيا او نقاط قوت و ضعف خود را ميشناسد؟ آيا در تدارك معيارهاي منطقي عملكرد براي رسيدن به موفقيت دائمي هست؟[٢٢٨]
حرمت خود خانوادگي: اين حرمت احساس فرد نسبت به خود را به منزلة عضوي از خانواده منعكس ميكند؛[٢٢٩] آيا در خانواده، احساس ارزشمند بودن دارد؟ آيا كل وجود نوجوان مورد پذيرش خانواده است؟ (حتي اگر بعض جنبههاي او را نيازمند تغيير بدانند) آيا او احساس خوبي در همراهي با خانواده دارد؟[٢٣٠]
در بعضي تستها مؤلفه ديگري با عنوان حرمتخود جسمي نيز اندازهگيري ميشود كه ناظر به رضايت فرد از وضعيت جسماني و ويژگيهاي ظاهري خود است[٢٣١] و انعكاس پذيرش ظاهر تواناييهاي او از سوي همسالان.[٢٣٢]
نوجواني: اين دوره گسترة سالهايي است كه كودكي را به بزرگسالي پيوند ميدهد؛ دورهاي كه از حدود ١٢ سالگي آغاز و تا حدود ١٨ سالگي ادامه دارد و نوجوان شخصي است كه در اين دوره قرار دارد.[٢٣٣]
بازي رايانهاي: شامل همة انواع بازيهاي كه به وسيله رايانه، ويدئو، ميكرو، سگا، پلياستيشن و ديگر سختافزارهاي الكترونيكي صوتي ـ تصويري، قابل انجام است.
روش تحقيقدر پژوهش حاضر، از روش پيمايشي استفاده شده است. در اين روش، هم به توصيف وضعيت جامعة آماري از نظر متغيرهاي خاص توجه شده است و هم به ارتباط برخي متغيرها پرداخته شده تا مشخص شود آيا متغيرهاي مورد بحث با يكديگر ارتباط دارند يا خير؟ در صورت ارتباط، در چه شرايطي با هم تغيير ميكنند؟[٢٣٤]
عواملي كه ميتوانند بر متغير وابسته (حرمت خود) تأثير بگذارند، بهمثابه متغير مستقل و تعديلكننده در نظر گرفته ميشوند. اين متغيرها ميتوانند نمرة حرمتخود فرد را كاهش يا افزايش دهند. لازم به ذكر است كه در اين تحقيق، بازيهاي ويديويي و رايانهاي به منزلة متغير مستقل و ساير عوامل به عنوان متغير تعديلكننده در نظر گرفته شده است.
به منظور سنجش متغير مستقل، آزمودنيها به دو گروه تقسيم شدند: افرادي كه به بازيهاي رايانهاي نميپردازند و افرادي كه اوقاتي را براي پرداختن به اينگونه بازيها صرف ميكنند. اگرچه بهتر بود آزمودنيها يكبار قبل از انجام يك دورة زماني بازيهاي رايانهاي مورد آزمون قرار گرفته و در مرحله بعد، پس از انجام اين بازيها، همان افراد مورد آزمون قرار ميگرفتند تا ميزان اثرگذاري بازيهاي رايانهاي، بهتر و دقيقتر مشخص شود.
در ميزان حرمتخود، به مؤلفههاي مختلفي چون ميزان تحصيلات و شغل والدين، شرايط محل سكونت و جنس فرد توجه شده است.
جامعة آماري، گروه نمونه و روش نمونهگيريجامعة آماري اين پژوهش، دانشآموزان كلاس سوم مقطع راهنمايي شهر مقدس قم در سال تحصيلي ١٣٨٦- ١٣٨٧ است. حجم نمونه، ٢٢٠ نفر (١١٦ دختر و ١٠٤ پسر) ١٥ تا ١٦ سال است. نمونهگيري به صورت خوشهاي در دو مرحله انجام شد. در مرحلة اول، واحد نمونهگيري، مدرسه بود كه به صورت تصادفي از ميان مدارس راهنمايي دو ناحية آموزشي متفاوت شهر (ناحيه٣ و ناحيه٤)، ٤ مدرسه (٢ مدرسه پسرانه و ٢ مدرسه دخترانه) انتخاب شد. در مرحلة دوم، واحد نمونهگيري، كلاس بود كه به صورت تصادفي از ميان كلاسهاي هر مدرسه انتخاب شد. لازم به ذكر است ٢٦ پرسشنامه ناقص بود كه كنار گذاشته شد.
ابزار گردآوري اطلاعاتپرسشنامة حرمتخود كوپراسميت: كوپر اسميت (١٩٦٧) مقياس حرمتخود را بر اساس تجديدنظري كه بر روي مقياس راجرو ديموند (١٩٥٤) انجام دادند، تهيه كردند. فرم اصلي (A) اين پرسشنامه ٥٨ سؤال دارد كه ٨ مادة آن يعني شمارههاي ٦،١٣،٢٠،٢٧،٣٤،٤١،٤٨،٥٥ دروغسنج است و براي كودكان و نوجوانان ٥ تا ١٦ سال به كار ميرود. هر چند با تغيير عبارتها، براي سنين بالاتر نيز قابل اجرا ميباشد. ٥٠ مادة اين آزمون، شامل چهار خردهمقياس است كه عبارتاند از: خود عمومي (كلي)، خود اجتماعي (همگنان)، خود خانوادگي (والدين)، خود مدرسهاي (تحصيلي). كوپر اسميت، اعتبار اين آزمون را ٠.٨٨ و روايي آن را ٠.٧٠ نشان دادهاند.
شيوة نمرهگذاري اين آزمون به صورت صفر و يك است؛ به اين معنا كه مادههاي شماره ٢،٤،٥،١٠،١٤،١٨،١٩،٢١،٢٣،٢٤،٢٨،٢٩،٣٠،٣٢،٣٦،٤٥،٤٧،٥٧ پاسخ بلي، يك نمره و پاسخ خير، صفر ميگيرد و بقيه پرسشها به صورت معكوس است؛ يعني پاسخ خير آنها، يك نمره و پاسخ بلي، صفر ميگيرد. بديهي است كه حداقل نمرهاي كه يك فرد ميتواند بگيرد صفر و حداكثر ٥٠ خواهد بود. چنانچه پاسخدهنده از ٨ مادة دروغسنج، بيش از ٤ نمره بياورد، بدان معناست كه اعتبار آزمون پايين است و آزمودني سعي كرده است خود را بهتر از چيزي كه هست جلوه دهد.
يافتههاي پژوهشبه منظور بررسي فرضيههاي اين پژوهش، اطلاعات به دست آمده از فرآيند تحقيق، با استفاده از روشهاي آماري ضريب همبستگي، تحليل واريانس و آزمون شفه تجزيه و تحليل شد و نتايج حاصل از آن، يافتههاي پژوهش را شكل داده است كه در ادامه بدان پرداخته ميشود. براي بررسي اين فرضيه كه بين ميزان انجام بازيهاي رايانهاي و حرمتخود، همبستگي منفي وجود دارد، از ضريب همبستگي استفاده شد و نتايج آن به شرح زير است:
جدول ١: همبستگي ميان ميزان بازي رايانهاي با سطح حرمت خود
|
متغيرها |
مقدار R |
سطح معناداري |
|
حرمت خود خانوادگي |
-.١٧٢ |
٠.٠١٦ |
|
حرمت خود اجتماعي |
-.١٠٥ |
٠.١٤٦ |
|
حرمت خود تحصيلي |
.٠٤٢ |
٠.٥٦ |
|
حرمت خود كلي |
-.٠٧٩ |
٠.٢٧ |