امام على(ع) پيشواى صديقين
(١)
مقدّمه چاپ هفتم
٥ ص
(٢)
پيشگفتار
٧ ص
(٣)
تجلّى مقام ربوبيّت
١١ ص
(٤)
يكى از هزاران ويژگى
١٢ ص
(٥)
بشريت بسوى پيشرفت
١٣ ص
(٦)
چگونه اين حوادث پديد آمد؟
١٥ ص
(٧)
قرآن ناطق
١٨ ص
(٨)
آغاز زندگى
١٩ ص
(٩)
فرزند پاك اسلام
٢١ ص
(١٠)
عارف بر نفس خود
٢٢ ص
(١١)
عظمت اسرارآميز
٢٥ ص
(١٢)
راز عظمت امير المؤمنين
٢٥ ص
(١٣)
على عليه السلام نماد ولايت
٣٢ ص
(١٤)
چهرههاى نورانى
٣٣ ص
(١٥)
موهبت الهى
٣٤ ص
(١٦)
شيعه و حقيقت ولايت
٣٥ ص
(١٧)
ولايت، جوهر رسالت الهى
٣٧ ص
(١٨)
ولايت تكثر پذير نيست
٣٨ ص
(١٩)
اسوه صالحان
٤٠ ص
(٢٠)
راز قدرشناسى پيامبر از على عليه السلام
٤٢ ص
(٢١)
1- شيوههاى عملى و واقعى رسالتهاى مكتبى
٤٢ ص
(٢٢)
2- پايان راه طولانى
٤٣ ص
(٢٣)
3- على راه ورسم زندگى
٤٣ ص
(٢٤)
4- شناخت خدا عاليترين هدف
٤٤ ص
(٢٥)
5- سيماى رهبر الهى
٤٥ ص
(٢٦)
رهبرى نمونه
٤٦ ص
(٢٧)
ابعاد شخصيت اميرمؤمنان
٤٨ ص
(٢٨)
انسان دو شخصيتى
٤٨ ص
(٢٩)
عظمت، كمال، اراده وتصميم
٥١ ص
(٣٠)
آزمون سخت
٥٢ ص
(٣١)
شب جاودان
٥٢ ص
(٣٢)
روز خندق
٥٣ ص
(٣٣)
چرا بايد به پيامبران و ائمّه اقتدا كرد؟
٥٤ ص
(٣٤)
پيام انسانيت
٥٧ ص
(٣٥)
رهبر هميشه جاويد
٥٨ ص
(٣٦)
امام تمامى بشريت
٥٨ ص
(٣٧)
پرواز در آسمان حقيقت
٦٠ ص
(٣٨)
انسانيت
٦١ ص
(٣٩)
و عشق على
٦١ ص
(٤٠)
رهبران شايسته
٦٣ ص

امام على(ع) پيشواى صديقين - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩ - امام تمامى بشريت

واز روش رسول اللَّه ذره‌اى عدول نكرده است.

ابراهيم عليه السلام، محمد صلى الله عليه و آله وعلى عليه السلام ائمه هدايتگرند، زيرا به آسمان حقيقت پر كشيده وموانع مادى را پشت سر گذاشته‌اند.

از اين ديدگاه، اميرمؤمنان را بعنوان پيشوا والگو قرار مى‌دهيم، زيرا به عالم ملكوت وعالم اخلاق عروج نمودند.

امير المؤمنين عليه السلام به جهانى عروج كرد كه خود فرمود: «به خدا سوگند اگر پرده‌ها وحجابها كنار رود بر يقينم- به خدا- افزوده نخواهد شد.»

ودرباره عدالت خود فرمود: «قدرتمند وتوانا نزد من ذليل وضعيف است تا اينكه حق را از او بستانم وضعيف وناتوان نزد من قوى وقدرتمند است تا اينكه حق را به او باز گردانم.»

على عليه السلام زمانى كه رهبر مسلمانان بود بسوى بازار كوفه رهسپار گرديد تا دو پيراهن را به چند درهم خريدارى كند وبراى قنبر خادم خود پيراهن گرانتر وبهتر را خريدارى كرد. اضافه بر آن كه در دنيا با دو قرص نان، امرار معاش مى‌كرد.

براى خود خانه‌اى نساخت وخشت بر روى خشت نگذاشت.

يكى از مسلمانان نقل مى‌كند كه وارد خانه على عليه السلام شدم وهيچ اثرى از اثاثيه وفرش ولوازم منزل را نيافتم، از امام سؤال نمودم، اى امير المؤمنين اثاثيه خانه‌ات كجاست؟

آن‌حضرت فرمود اى مرد آن را به خانه ابديت منتقل نمودم.

آن مرد تصور كرد كه على عليه السلام خانه ديگرى براى خود ساخته،