زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤

كرده بود، يعنى همان شمشير بران و پر نيرنگ، سخن او را پذيرفتند.

معاويه مُرد و يزيد به واليانش طى نامه‌اى دستور داد كه براى او از مردم بيعت گيرند. نامه او به مدينه رسيد. در پى اين دستور، حاكم مدينه از امام حسين بن على عليه السلام خواستار بيعت با يزيد شد. امّا همان طور كه انتظار مى‌رفت آن‌حضرت از بيعت با يزيد خود دارى كرد و خانواده و يارانش را جمع آورد و براى علنى كردن قيام و انقلابش به سوى مكّه رهسپار شد. هدف آن‌حضرت از اين انقلاب، تنها از ميان بردن يزيد نبود بلكه وى مى‌خواست ريشه حزب اموى را از بيخ بر كند و بر تيرگى و ظلمتى كه بر جهان اسلام سايه افكنده بود، خاتمه بخشد. بى گمان اين قيام به سود امام حسين عليه السلام تمام مى‌شد.

امام حسين عليه السلام در نظر داشت چند روزى در مكّه مكرّمه اقامت گزيند. مردم به جايگاه والاى آن‌حضرت در نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز به سابقه درخشان وى در مكتب اسلام و به استوارى گامهاى او در مسايل مربوط به مسلمانان بخوبى آگاه بودند.

يزيد صد مرد مسلّح براى ترور امام حسين عليه السلام به مكّه فرستاد. امام كه از توطئه يزيد آگاه شده بود، از اقامت در مكه منصرف شد و تصميم گرفت به سمت كوفه حركت كند. چرا؟ تغيير تصميم آن‌حضرت منوط بر عواملى بود كه مى‌توان در اينجا به طور خلاصه بدانها اشاره كرد:

١- اگر امام حسين عليه السلام عليه بنى اميّه اعلان جنگ مى‌داد، هواداران حكومت در مكّه بسيار بودند و ممكن بود حادثه‌اى در مكّه اتفاق افتد كه با قداست و حرمت خانه خدا منافات داشته باشد. از طرفى اگر امام‌