زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٤ - موضع امام حسين عليه السلام
كه در برابر هر بدعتى رعد آسا مىغرّيد. تازيانه بزرگى بود كه بر مظهر هر عقب ماندگى يا افراط در جامعه فرود مىآمد. آنحضرت بسيارى از انديشمندان و نام آوران را بر مىانگيخت و آنان را به ايجاد انقلاب و شورش بر حكومت گمراهان تشويق و ترغيب مىكرد. امّا آنان كسانى بودن كه منافع خود را بر مصالح دين ترجيح مىدادند و پيمانهاى خود را پاس نمىداشتند و اين در حالى بود كه ذمه اسلام قربانى دست هر تبهكار و جنايتگرى بود.
امام حسين عليه السلام در برابر تجاوزات بنى اميّه عليه مصالح امّت اسلامى و مقدّسات دينى و نواميس آنان بسيار مقاومت و ايستادگى كرد.
واقعيت آن است كه اگر ما بخواهيم اوضاع دينى حاكم در روزگار امام حسين را بدون وجود آنحضرت و قيام بزرگش در نظر بگيريم، آن دوره را بايد سياهترين و تيره ترين و سخت ترين عصرى دانست كه بر مسلمانان سپرى شده است، در اين دوره تاريك و ظلمانى، بدون وجود ابا عبد اللَّه، دين خدا بسيار ضعيف و به انحراف نزديكتر شده بود.
زيرا در آن هنگام هيچ نيرويى نبود كه بتواند در برابر اين موج سياه اموّى مقاومت كند مگر شخص ابا عبد اللَّه عليه السلام و مهاجران و انصارِ آگاهى كه در حلقه ياران آنحضرت بودند. چرا كه جنگهايى كه پيش از عصر امام حسين رخ داده بود، همه از تجربههايى تلخ و ناگوار براى نيروهاى صالح مسلمانان خبر مىداد. هر حركت و جنبشى كه صورت مىگرفت بسرعت در ميان طوفانهاى وحشت و گردبادهاى ترس و دلهره محاصره مىشد و به