زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٢ - موضع امام حسين عليه السلام
به امام نوشت و در آن زبان به توبيخ و نكوهش امام گشود و از روابط دوستانه ميان خود و آنحضرت ياد كرد.
ولى امام حسين از فجايعى كه بر سر شيعيان و دوستداران خاندان پيامبر در هر گوشه و كنارى اعمال مىشد، به خوبى آگاهى داشت.
٣- امام حسين نامهاى ديگر به معاويه نوشت و طى آن به يكايك اعمال پليد معاويه اشاره كرد. در اين نامه آمده بود:
«... امّا بعد نامهاى به دستم رسيد كه در آن گفته بودى: از من به تو گزارشهايى رسيده كه تو به خاطر من از آنها چشم پوشيدهاى. حال آنكه من در نظر تو به انجام كارهاى غير از اين سزاوارترم و جز خداوند تعالى بر حسنات راهنمايى نكند.
امّا در باره گزارشهايى كه گفته بودى در باره من به تو رسيده، بايد بدانى كه اين گزارشها از جانب چاپلوسان و سخن چينان و كسانى است كه مىخواهند ميان جمع تفرقه اندازند. دشمنان دروغ گفتهاند و من خواستار جنگ و مخالفت با تو نيستم. و من در ترك اين نصايح از تو و از عذر و پوزشهايى كه در آن براى تو و دوستان ستمگر و كافرت (حزب ستمگران) و اولياى شيطان است، از خداوند مىترسم.
آيا تو كشنده حجر بن عدى كندى و ياران نمازگزار و خدا پرست او نيستى؟ آنان بدعتها را زشت و پليد مىشمردند، امر به معروف و نهى از منكر مىكردند و از سرزنش نكوهش گران در راه خدا باك نداشتند. امّا تو آنان را به ستم و ناروا كشتى در حالى كه قسمهاى سخت خورده و به آنان قول داده بودى كه به ايشان كارى ندارى. امّا بر خداوند، تجرى كردى