زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١ - موضع امام حسين عليه السلام

بودن نام امام حسين عليه السلام و پدرش بر نام وى بود. از اين گذشته امام حسين بدون آنكه معاويه را با لقب اميرمؤمنان ياد كند، خطاب كرده بود كه اين خود در منطق قرون اوّليه مبارزه‌اى آشكار با قدرت قانونى خليفه به شمار مى‌آمد. اين امر تأكيد مى‌كرد كه نويسنده نامه خود را از اطاعت حكومت نا حق برى دانسته است.

نكته ديگرى كه ديدگان معاويه را به خود خيره كرد، موضوع تصاحب كاروان بود. اين خود آشكارترين دليل بر تمرّد امام حسين عليه السلام از قدرت حاكم به شمار مى‌آمد.

امّا معاويه با ذكاوت و زيركى دريافت كه شرايط حاكم جز اغماض از چنين اعمالى را نمى‌طلبد و البته امام حسين نيز نمى‌خواست كه او آغازگر عصيان مسلح باشد. او همان گونه كه بر نشر حقيقت اصرار مى‌ورزيد، بر حفظ خونهاى مسلمانان نيز بسيار اصرار مى‌ورزيد.

معاويه نامه‌اى در پاسخ به نامه امام حسين عليه السلام نوشت كه در آن به جايگاه والا و جلال و قدر امام اشاره كرده بود و در ضمن اعلام كرد كه نمى‌خواهد به ايشان گزندى برسد.

امام حسين با نشر آگاهى و جمع كردن ياران در تحكيم سنگرهاى حقيقت مى‌كوشيد و اخبار مربوط به امام پى در پى به كاخ سلطنتى مى‌رسيد، و خبر مى‌داد كه آن‌حضرت در شرف ايجاد انقلابى بزرگ و جدا كردن حقّ از باطل است.

امّا معاويه كه همواره پيش از ايجاد جنگ و خونريزى به مكر و نيرنگ مى‌انديشيد اين بار نيز حيله‌اى ديگر در پيش گرفت. او نامه‌اى‌