زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٩ - موضع امام حسين عليه السلام

كه از آنِ ما مى‌دانيد فرا خوانيد. من از آن مى‌ترسم كه اين حق پايمال شود و از دست برود و شكست بخورد. حال آنكه خداوند تمام كننده نور خويش است اگر چه كافران آن را خوش نداشته باشند.»

آنگاه امام در اين خطبه غرا و استوار، خاطره على عليه السلام را در ياد حاضران زنده كرد و در پايان هر فراز، اندكى از گفتن خاموش مى‌ماند و اصحاب و تابعان را بر صدق گفتار خود گواه مى‌گرفت وآنان يكپارچه و همصدا بر راستى گفتار آن‌حضرت اعتراف مى‌كردند و مى‌گفتند:

«به خدا همچنين است كه تو گفتى».

آن امام تمام آياتى را كه در قرآن در باره اميرمؤمنان و خاندانش نازل شده بود خواند و تفسير كرد و احاديثى را كه از پيامبر صلى الله عليه و آله در باره پدر و مادر و برادر و خودش رسيده بود، باز گفت. در تمام اين موارد اصحاب حاضر در آن مجلس مى‌گفتند: به خدا همين گونه است كه تو مى‌فرمايى.

ما نيز چنين شنيده‌ايم و بر راستى آن گواهيم.

يكى از تابعان نيز گفت: به خدا سوگند من اين روايت را از راستگوترين و مؤمن ترين صحابه شنيده‌ام.

آنگاه خدا را بر آنان گواه گرفت و فرمود: «شما را به خدا سوگند كه اين روايات را جز از كسى كه به او و به دينش اعتماد داريد شنيده‌ايد؟»

اين نقشه، مانع مناسبى در برابر طغيان معاويه در سبّ على عليه السلام بود.

امّا نقشه معاويه آن بود كه فرازهاى درخشان و شكوهمند، يعنى مآثر اهل بيت را از پهنه تاريخ بزدايد.

اينان در محو اين فرازهاى درخشان تاريخ تنها به زور بسنده نكردند