زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣ - مولود خجسته

جشن تولد عجيبى در خانه رسالت بر پا بود. شادمانى با اشك و خنده با اندوه و درد توأم بود. آرى كه جشن صالحان همواره ميان ترس و اميد، خنده و گريه جريان مى‌يابد. اينك اندكى گوش فرا دهيم و بشنويم كه آيا كروبيان نيز در جشن ساكنان اين كانون گرم و ساده نيز شركت دارند يا نه؟

آرى اينك نجوايى آهسته مى‌شنويم كه اندك اندك نزديك مى‌شود.

گويى اين نجواى كروبيان است. آنان فضاى خانه را از عطر حضور خود در آكنده‌اند.

جبرئيل عليه السلام پيش مى‌آيد و مى‌گويد:

اى محمّد! خداوند تو را سلام مى‌رساند و مى‌فرمايد: على براى تو به منزله هارون است براى موسى. جز آنكه پيامبرى پس از تو نيست. پس اين فرزندت را به نام پسر هارون بخوان.

پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: فرزند هارون چه نام داشت؟

جبرئيل پاسخ مى‌دهد: شبير.

پيامبر مى‌فرمايد: امّا زبان من عربى است!

پس پيامبر وى را حسين مى‌نامد. [١]

فطرس نيز پيش مى‌آيد.

او فرشته‌اى است، شكسته بال كه اينك ديگر فرشتگان او را بدين محفل آورده‌اند.

فطرس از درگاه خداوند رانده شده بود و همواره در زندان مورد


[١] - «قاموس اللغة» ذيل ماده شبر و نيز بحار الأنوار، ج ١٠٤، ص ١١١.