زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢ - مولود خجسته

به فدايت چرا مى‌گريى؟!

پيامبر خدا پاسخ مى‌دهد:

بر اين فرزندم مى‌گريم.

گفتم: او همين ساعت به دنيا آمد اى رسول خدا؟!

فرمود: مردمان سركش پس از من او را خواهند كشت. خداوند آنان را از شفاعت من بى‌بهره كند. [١]

مسأله‌اى كه در دل رسول خدا صلى الله عليه و آله خلجان مى‌كرد، عاطفه‌اى انسانى يا تمايلى بشرى نبود تا او را به حفظ نام و نشانش در خاندانش تحريك كند.

بلكه اين مسأله پيامبرى بود كه خداوند او را برگزيده و با علم به عزم و اراده، راستى و ايمانش او را انتخاب كرده بود.

مسأله كسى بود كه مسئووليتى بر دوش داشت كه كوههاى سترگ و آسمانها و زمين تاب برداشتن آن را نداشتند. مسئوليّت او رساندن پيام مكتب به گوش همه جهانيان بود.

امام حسين عليه السلام نيز فقط پسر او نبود بلكه او مقتدا و پيشواى كسانى بود كه پس از وى بيم دهنده آنان بود. بنابر اين خبر كشته شدن وى طبعاً خبر نبرد حق با باطل و راست با دروغ و عدالت با ظلم و ... به شمار مى‌آمد. از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله بر اين مولود مى‌گريست كه واقعاً سزاوار گريستن هم بود.


[١] - بحار الانوار، ج ١٠.