زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١ - مولود خجسته

شخص پيامبر صلى الله عليه و آله تجلّى يافته همان سرنوشت حقى است كه خداوند آن را در وجود خاندان پاك وى متبلور مى‌بيند، عناصرى هم كه در روزگار پيامبر در برابر دعوت او جبهه گرفتند همان كسانى هستند كه بعداً با زور و پا فشارى در مقابل خاندان پاك آن‌حضرت موضع مى‌گيرند.

موج عناد و مخالفت دشمنان در آينده به نقطه جوش خود خواهد رسيد، وصف يارى دهندگان حق و باطل در روزگار امام حسين همين كودك شير خواره‌اى كه اكنون ديده بر جمال پاك پيامبر دوخته و بر دستان مبارك او در حال جنب و جوش است، از هم جدا خواهد شد.

پيامبر نيز به‌آينده‌اى دور مى‌نگرد و در انديشه‌هاى خود غوطه مى‌خورد. دگر بار نگاهى به اين كودك خجسته شير خواره مى‌افكند. گاه شادمانى او را در خود فرو مى‌گيرد و زمانى حزن و اندوه در دلش راه مى‌يابد. او مدتى را در اين حالت به سرمى‌برد تاآنكه قطرات‌اشك‌از چشمان‌درخشان و پر مهرش باريدن مى‌گيرد.

شگفتا!! پيامبر صلى الله عليه و آله با آن همه دليرى و شجاعت مى‌گريد!! حال آنكه او همان كسى است كه على بن ابى طالب عليه السلام شجاع ترين ودلاورترين مرد قريش در دشوارترين و بحرانى ترين شرايط بدو پناه مى‌برد. كسى كه به قول امام على در ميدان جنگ از ديگران به دشمن نزديكتر بود و سختى نبرد هيچ گاه در عزم و اراده پولادينش خللى وارد نمى‌كرد. امّا او اينك در ميان زنانى كه در مراسم تولد اين كودك گرد آمده‌اند، مى‌گريد!!

اسماء خدمتكار اهل بيت مى‌گويد از آن‌حضرت پرسيدم: پدر و مادرم‌