زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٦

ميان برداشتن رقيب خود با يزيد، كه ادعا مى‌كرد از دشمنان اوست، دست دوستى دهد. هم چنان كه پدرش، زبير، نيز همين كار را در جنگ جمل كرد. در آن جنگ زبير به صفوف مخالفان على عليه السلام، كه مخالفان خود وى نيز بودند پيوست، تا بدين وسيله خلافت را به خود اختصاص دهد. از طرفى امام حسين نيز نمى‌خواست خود را با فرزند زبير درگير كند.

چرا كه مسأله مهم‌ترى وجود داشت و آن اينكه خلافت در شام به فرمانروايى ستمكاره رسيده بود و اين انحراف، خلافت را از مسير حق خارج كرده و به طرف باطل سوق داده بود و قطعاً اين مسأله، از جريان ابن زبير مهمتر و تلختر بود.

٣- همين كه امام حسين عليه السلام در هنگامى كه مردمان از هر گوشه و كنار، در روز هشتم ذى حجّه، به سوى خانه خدا مى‌آمدند، از مكّه خارج مى‌شد، خود تبليغى بزرگ براى اعلان مقصودش بود. بلكه مى‌توان گفت كه همين حركت به تنهايى براى بيدارى مردمان شهرهايى كه از پايتخت خلافت دور و از رويدادهايى كه در آنجا مى‌گذشت، بى‌خبر بودند كافى جلوه مى‌كرد.

آنگاه امام حسين با قافله شكوهمند خود به سوى كوفه رهسپار شد.

مردم كوفه پيروى خود را از امام اعلان كرده و با وى دست بيعت داده بودند. آنان به امام حسين وعده داده بودند كه همان طور كه در كنار پدرش على عليه السلام به جنگ با شاميان پرداختند اينك نيز حاضرند در ركاب امام حسين با آنان نبرد كنند.

مسلم بن عقيل پسر عموى امام حسين كه فردى متنفّذ و امين بود،