زندگانى سيد الشهداء امام حسين(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤٤ - بردبار حكيم
آن روزگار كار را بر وى سخت كرده بود. پياده به حجّ مىرفت و در كنار خود دهها شتر بدون سوار را همراه مىآورد. هر تُهيدست مستمندى را كه مىديد آنقدر به او مىبخشيد كه توشهاش خالى مىشد و آنگاه از ديگر شترانى كه همراهش بود، توشه و آذوقه خويش را تأمين مىكرد.
هر شب هزار ركعت نماز مىگذارد. از فرزند بزرگوارش، امام زينالعابدين عليه السلام پرسيدند چرا پدرت كم فرزند بود؟ پاسخ داد:
«او هر شب هزار ركعت نماز مىگذارد پس چگونه مىتوانست فرزندان بيشترى داشته باشد».
بردبار حكيم
: ١- شكيبايى آن است كه انسان در سخت ترين شرايط بر اعصاب خود مسلّط باشد. بىگمان امام در روز عاشورا در دشوارترين وسختترين حالتى بوده كه انسان در برابر ظلم و ستم پايدارى كرده است. امّا با اين همه آنحضرت شكيبايى ورزيد، آن گونه كه حتّى فرشتگان آسمانى از مقاومت دليرانه و قدرت اراده و عزم پولادين وى به شگفت آمدند.
٢- يكى از خادمان آنحضرت مرتكب عملى شد كه بر وى مجازات لازم بود. امام دستور داد او را حد بزنند. خادم گفت: مولاى من (وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ) (وآنهايى كه خشم وغضب خودفرو نشانند) امام فرمود: رهايش كنيد. خادم گفت: (وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ) (و از بدى مردم در گذرند) امام فرمود: از تو گذشتم. خادم گفت: (وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) (و خداوند نيكو كاران را دوست مىدارد) امام فرمود: «تو در راه خدا