احكام زكات و فقه صدقات
(١)
مقدمه
١٢ ص
(٢)
مقدّمه
١٣ ص
(٣)
بخش اوّل- زكات مال
١٧ ص
(٤)
وجوب زكات
١٧ ص
(٥)
قرآن كريم
١٧ ص
(٦)
حديث شريف
١٨ ص
(٧)
احكام
٢١ ص
(٨)
كسانى كه زكات بر آنان واجب مىشود
٢٣ ص
(٩)
حديث شريف
٢٣ ص
(١٠)
احكام
٢٥ ص
(١١)
اوّل- بلوغ
٢٥ ص
(١٢)
دوّم- عقل
٢٦ ص
(١٣)
سوم- آزادى
٢٧ ص
(١٤)
چهارم- مالكيّت
٢٧ ص
(١٥)
پنجم- قدرت بر تصرّف
٢٨ ص
(١٦)
ششم- نصاب
٢٩ ص
(١٧)
اموالى كه زكات آنها واجب است
٣٠ ص
(١٨)
حديث شريف
٣٠ ص
(١٩)
احكام
٣٢ ص
(٢٠)
اوّل- زكات در نه چيز واجب مىشود
٣٢ ص
(٢١)
دوّم- دادن زكات چهار چيز ديگر نيز مستحبّ است
٣٣ ص
(٢٢)
زكات انعام ثلاثه (شتر، گاو و گوسفند)
٣٤ ص
(٢٣)
حديث شريف
٣٤ ص
(٢٤)
احكام
٣٧ ص
(٢٥)
شرط اوّل- حدّ نصاب
٣٨ ص
(٢٦)
الف- شتر دوازده نصاب دارد
٣٨ ص
(٢٧)
ب- گاو دو نصاب دارد
٤٠ ص
(٢٨)
ج- گوسفند پنج نصاب دارد
٤٠ ص
(٢٩)
شرط دوم- گذشتن سال
٤٣ ص
(٣٠)
شرط سوم- سَوم
٤٤ ص
(٣١)
يا چريدن در بيابان
٤٤ ص
(٣٢)
شرط چهارم- كارنكردن
٤٥ ص
(٣٣)
زكات نقدين (طلا و نقره)
٤٦ ص
(٣٤)
حديث شريف
٤٦ ص
(٣٥)
احكام
٤٩ ص
(٣٦)
اوّل- نصاب
٥٠ ص
(٣٧)
الف- طلا دو نصاب دارد
٥٠ ص
(٣٨)
ب- نقره نيز دو نصاب دارد
٥٠ ص
(٣٩)
دوم- سكّه زده باشد
٥١ ص
(٤٠)
سوم- گذشتن سال
٥١ ص
(٤١)
چند مسأله
٥٢ ص
(٤٢)
زكات غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش)
٥٣ ص
(٤٣)
حديث شريف
٥٣ ص
(٤٤)
احكام
٥٦ ص
(٤٥)
شرايط وجوب
٥٦ ص
(٤٦)
زمان وجوب
٥٧ ص
(٤٧)
زمان تعيين نصاب
٥٨ ص
(٤٨)
زمان پرداختن زكات
٥٨ ص
(٤٩)
مقدار زكات
٥٩ ص
(٥٠)
حساب مخارج و هزينهها
٦١ ص
(٥١)
مصرف زكات
٦٤ ص
(٥٢)
قرآن كريم
٦٤ ص
(٥٣)
حديث شريف
٦٤ ص
(٥٤)
احكام
٦٩ ص
(٥٥)
اوّل و دوّم- فقير و مسكين
٧٠ ص
(٥٦)
سوم- كارگزاران زكات
٧٣ ص
(٥٧)
چهارم- كسانيكه براى جذب تمايلشان به آنان زكات داده مىشود
٧٤ ص
(٥٨)
پنجم- آزاد كردن بردگان
٧٤ ص
(٥٩)
ششم- بدهكاران
٧٥ ص
(٦٠)
هفتم- سبيل اللَّه
٧٥ ص
(٦١)
هشتم- ابن السبيل
٧٦ ص
(٦٢)
شرايط كسانى كه مستحقّ زكاتند
٧٧ ص
(٦٣)
حديث شريف
٧٧ ص
(٦٤)
احكام
٨٠ ص
(٦٥)
اوّل- ايمان
٨٠ ص
(٦٦)
دوّم- كمك نشدن بر گناه
٨١ ص
(٦٧)
سوم- واجب النفقه زكات دهنده نباشد
٨١ ص
(٦٨)
چهارم- هاشمى نباشد
٨٣ ص
(٦٩)
مسائل گوناگون زكات
٨٥ ص
(٧٠)
حديث شريف
٨٥ ص
(٧١)
احكام
٨٩ ص
(٧٢)
نيّت زكات
٨٩ ص
(٧٣)
چگونه و چه مقدار و به چه كسى زكات پرداخت شود
٩٠ ص
(٧٤)
تصديق مالك
٩٢ ص
(٧٥)
جدا كردن زكات
٩٢ ص
(٧٦)
تجارت با زكات
٩٣ ص
(٧٧)
بردن زكات به شهر ديگر
٩٣ ص
(٧٨)
هزينههاى زكات
٩٤ ص
(٧٩)
قبلاز وقت پرداخت كردن
٩٤ ص
(٨٠)
مصالحه بر زكات
٩٥ ص
(٨١)
وقف زكات
٩٥ ص
(٨٢)
گرفتن عوض زكات
٩٦ ص
(٨٣)
وكيل فقير
٩٦ ص
(٨٤)
زكات گيرنده هم زكات مىدهد
٩٧ ص
(٨٥)
مال مشترك
٩٧ ص
(٨٦)
بخش دوّم- زكات فطره
١٠١ ص
(٨٧)
احكام زكات فطره
١٠١ ص
(٨٨)
حديث شريف
١٠١ ص
(٨٩)
شك در دادن زكات
٩٥ ص
(٩٠)
احكام
١٠٦ ص
(٩١)
وجوب فطره
١٠٦ ص
(٩٢)
مقدار و جنس فطره
١٠٧ ص
(٩٣)
وقت وجوب فطره
١٠٨ ص
(٩٤)
جدا كردن و انتقال دادن فطره
١٠٩ ص
(٩٥)
فطره افراد تحت تكفّل و مهمان
١٠٩ ص
(٩٦)
فطره اجير
١١١ ص
(٩٧)
موارد مصرف فطره
١١٢ ص
(٩٨)
آداب فطره
١١٢ ص
(٩٩)
بخش سوّم- انفاق و صدقات
١١٧ ص
(١٠٠)
انفاق و صدقات در قرآن كريم
١١٧ ص
(١٠١)
1- اخلاص در انفاق
١١٨ ص
(١٠٢)
2- انفاق از مال پاك نه پليد
١٢٣ ص
(١٠٣)
3- آثار انفاق
١٢٤ ص
(١٠٤)
4- كتمان و پنهان داشتن انفاق
١٢٥ ص
(١٠٥)
5- مصرف انفاق
١٢٧ ص
(١٠٦)
انفاق و صدقات در روايات شريف
١٢٩ ص
(١٠٧)
آثار صدقه
١٢٩ ص
(١٠٨)
كمال ايمان
١٣١ ص
(١٠٩)
دست خدا
١٣١ ص
(١١٠)
خداوند به دست خود صدقه را دريافت مىكند
١٣٣ ص
(١١١)
صبح خود را با صدقه آغاز كنيد
١٣٤ ص
(١١٢)
صدقه از مرگ بد پيشگيرى مىكند
١٣٥ ص
(١١٣)
هر چند اندك
١٣٢ ص
(١١٤)
لقمهاى در مقابل لقمه
١٣٢ ص
(١١٥)
نحوست را دفع مىكند
١٣٧ ص
(١١٦)
صدقه شب و روز
١٣٩ ص
(١١٧)
صدقه پنهانى
١٣٩ ص
(١١٨)
پيشواى صدقه دهندگان
١٤٠ ص
(١١٩)
قضا را تغيير مىدهد
١٣٦ ص
(١٢٠)
در دست خدا
١٤٢ ص
(١٢١)
شيعيان و فقرا
١٤٤ ص
(١٢٢)
منّت نگذاريد
١٤٦ ص
(١٢٣)
كار نيك انجام دهيد
١٤٧ ص
(١٢٤)
غذا دادن
١٤٨ ص
(١٢٥)
ايمان خالص
١٤٩ ص
(١٢٦)
سائل نبايد رد شود
١٤٣ ص
(١٢٧)
هميارى برادر
١٤٣ ص

احكام زكات و فقه صدقات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٢ - سوم- واجب النفقه زكات دهنده نباشد

روند (يعنى پدربزرگها و مادربزرگها) و به فرزندان پسر و دخترش هر چند پائين روند (يعنى نوه‌ها و...) و به همسر واجب‌النفقه‌اش بدهد. البتّه از سهم فقرا جايز نيست امّا اگر از سهمهاى ديگر مانند بدهكاران، المؤلّفة قلوبهم يا سبيل اللَّه بدهد در صورتيكه اين عنوانها بر آنان انطباق داشته باشد، اشكال ندارد. البتّه به ابن السبيل هم تنها مصرف بازگشت او به شهرش را مى‌تواند بدهد نه نفقه واجبش را.

٢- اگر سرپرست خانواده تنها به صورت خيلى محدود و سختگيرانه مى‌تواند مخارج خانواده‌اش را پرداخت كند و در آن حدّ كه براى آنان گشايش و آسايش حاصل شود نداشته باشد، ظاهر اين است كه مى‌توان به آنان زكات داد در آن حد كه سطح زندگى آنها متناسب با وضعيّت اجتماعى‌شان بالا برود زيرا كسانى كه سرپرست آنها به خاطر دست تنگى، نمى‌تواند آنان را به سطح ساير مردم برساند، در عرف فقير گفته مى‌شوند. پس گرفتن زكات براى آنان جايز است چه زكات از كسى باشد كه مخارج آنها به عهده اوست يا از ديگران.

٣- اگر شخص فقير، پدر بى‌نياز داشته باشد كه از دادن مصرف و خرجى او هم امتناع نمى‌ورزد، دادن زكات به او جايز نيست.

٤- به زنى كه شوهر ثروتمندش، خرج او را مى‌دهد، نمى‌توان زكات داد بلكه حتّى اگر شوهرش خرجى او را ندهد ولى مجبور كردن او به دادن خرجى امكان داشته باشد، باز هم دادن زكات به اين زن جايز نيست.

٥- جايز است به زن متعه‌اى خود اگر فقير باشد زكات بدهد زيرا