احكام زكات و فقه صدقات - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٨ - نحوست را دفع مىكند
ليلته». ثمّ قلت:
«وإنّي افتتحت خروجي بصدقة؛ فهذا خير لك من علم النجوم» [١].
بين من و مردى، زمين مشتركى بود كه بايد تقسيم مىكرديم. آن مرد ستارهشناس بود و ساعت سعد و نيك را انتظار مىكشيد تا در آن ساعت خارج شود و من در ساعت نحس و شوم خارج شوم. زمين را تقسيم كرديم و بهترين قسمت به من رسيد. آن مرد دست راستش را به دست چپش زد و گفت: هرگز مثل امروز را نديده بوديم. گفتم:
«واى بر تو چه شده؟» گفت:
من ستارهشناسم. تو را در ساعت نحس بيرون كردم و من در ساعت سعد و نيك خارج شدم سپس تقسيم كرديم و بهترين قسمت از آن تو شد.
گفتم:
«آيا براى تو حديثى نقل كنم كه آن را پدرم برايم روايت كرد. فرمود:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه دوست دارد خداوند شومى روزش را از او دفع كند، بايد آن روزش را با صدقه آغاز كند. خدا به وسيله صدقه شومى آن را از بين مىبرد و كسى كه دوست دارد خدا شومى شبش را از بين ببرد بايد شبش را با صدقه آغاز كند.»
سپس به او گفتم:
«من خارج شدنم را با صدقه آغاز كردم و اين براى تو از علم ستارهشناسى بهتر است.»
[١] - وسائل الشيعه، ج ٦، كتاب الزكاة، باب ١٢، ابواب الصدقه،، ص ٢٧٣، حديث ١.