جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ٦٢١
فصل: [اقسام معرف]
معرّف بر چهار قسم است:
اوّل حدّ تامّ، و آن مركّب باشد از جنس قريب و فصل قريب، چون حيوان ناطق در تعريف انسان.
دوّم: حدّ ناقص و آن مركّب باشد از جنس بعيد و فصل قريب، چون جسم نامى ناطق يا جسم ناطق يا جوهر ناطق در تعريف انسان.
سيّم: رسم تامّ و آن مركّب باشد از جنس قريب و خاصّه، چون حيوان ضاحك در تعريف انسان.
چهارم: رسم ناقص و آن مركّب باشد از جنس بعيد و خاصّه، چون جسم نامى ضاحك يا جسم ضاحك يا جوهر ضاحك در تعريف انسان، و شايد كه رسم ناقص مركّب باشد از عرض عامّ و خاصّه، چون «ماشى ضاحك» در تعريف انسان. و نزد اهل اصول و عربيّه، معرّف را با جميع اقسام، حدّ خوانند.
فصل: [عدم جواز استعمال الفاظ مجازيّه و مشتركه در تعريفات]
استعمال الفاظ مجازيّه و مشتركه در تعريفات جايز نيست إلّا وقتى كه قرينه واضحه باشد چون «عين جاريه».
فصل: [مشكل بودن دانستن حقايق اشياء موجوده در خارج]
بدانكه دانستن حقايق اشياء موجوده در خارج چون انسان و فرس و مانند آن و تميز كردن ميان اجناس و فصول آنها و ميان اعراض عامّه و خاصّه آنها در غايت اشكال است و امّا دانستن حقايق مفهومات اصطلاحيّه و تميز كردن ميان اجناس و اعراض عامّه و ميان فصول و
جامع المقدمات (جامعه