جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ٤٦
«المصدر ما يصدر عنه الفعل أو شبهه» يعنى: مصدر چيزى است كه صادر گرديده شود از او فعل چون: ضرب و يضرب و نحوهما، يا شبه فعل چون: ضارب و مضروب و نحوهما.
اصل، در لغت بيخ چيزى را گويند؛ و در اصطلاح «الأصل ما يبنى عليه شيء غيره» يعنى: اصل چيزى است كه بنا نهاده مىشود بر او چيزى غير آن، چون پايه ديوار كه بنا مىشود بر او ديوار.
كلام در لغت، سخن گفتن را گويند. و در اصطلاح «الكلام ما أفاد المستمع فائدة تامّة يصحّ السكوت عليها» يعنى: كلام چيزى است كه فايده بدهد شنونده را فائده تامّى كه صحيح باشد سكوت بر او چون: زيد قائم، يعنى زيد ايستاده است.
ماضى در لغت، گذشته را گويند. و در اصطلاح «الماضى ما مضى وقته و لزم أجله» يعنى: ماضى چيزى است كه گذشته باشد وقت او و بسر آمده باشد اجل او مثل: ضرب، يعنى بزد يك مرد.
مستقبل در لغت، آينده را گويند. و در اصطلاح «المستقبل ما ينتظر وقوعه و لم يقع» يعنى: مستقبل در اصطلاح چيزى است كه انتظار كشيده شود واقع شدن آن و هنوز واقع نشده باشد مثل: يضرب، يعنى مىزند يك مرد.
اسم فاعل در لغت، كننده را گويند، و در اصطلاح الفاعل ما صدر عنه الفعل» يعنى: فاعل چيزى است كه صادر شود از او فعل
جامع المقدمات (جامعه