جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ١٥١
باب تفعلل تدحرج يتدحرج تدحرجا، فهو متدحرج، و ذاك متدحرج، امر تدحرج، نهى لا يتدحرج.
باب افعنلال احرنجم يحرنجم احرنجاما، فهو محرنجم، و ذاك محرنجم، امر حاضر احرنجم، نهى لا يحرنجم.
باب افعللال اقشعرّ يقشعّر اقشعرارا فهو مقشعرّ و ذاك مقشعرّ امر حاضر اقشعرّ اقشعرّ اقشعرر.
بدانكه باب افعنلال در ثلاثى مزيد فيه آمده است چون اقعنسس يقعنسس اقعنساسا كه حروف اصولش قعس است و افعوّل نيز آمده است چون اجلوّز يجلوّز إجلوّازا.
افعيعال نيز آمده است چون اعشوشب يعشوشب اعشيشابا و افعنلى نيز آمده است چون اسلنقى يسلنقى اسلنقاء.
بدانكه مجموع همزهها كه در اوّل ماضى ثلاثى مزيد فيه و رباعى مزيد فيه است همزه وصل است كه در درج كلام بيفتد و همچنين همزههائى كه در اوّل مصدرها و امرها اين ابواب است الّا همزه باب افعال كه همزه قطع است و ساقط نمىشود در درج كلام نه در ماضى و نه در امر و نه در مصدر.