جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ١٤٥
ماضى مجهول: اجتيب اصل اجتوب بود كسره واو را به ماقبل دادند بعد از حذف حركت ماقبل، واو قلب بياء شد.
و در اجوف يايى گويى «الاختيار: برگزيدن» ماضى معلوم اختار الخ.
مستقبل معلوم يختار و در ماضى مجهول گويى اختير اصلش اختير بود كسره ياء را به ماقبل دادند بعد از سلب حركت ماقبل اختير شد، امر حاضر اختر اختارا اختاروا تا آخر، نهى لا يختر، اسم فاعل و مفعول مختار بر قياس مجتاب.
ناقص يايى «الاجتباء: برگزيدن» اجتبى يجتبى اجتباء المجتبى المجتبى اجتب لا يجتب.
مضاعف «الامتداد: كشيدن» امتدّ يمتدّ اسم فاعل و مفعول ممتدّ لكن اصل فاعل ممتدد و اصل مفعول ممتدد است. امر حاضر امتدّ امتدّ امتدد. نهى لا يمتدّ لا يمتدّ لا يمتدد لفظ ماضى و امر در اين باب به يك طريقند لكن به حسب تقدير مختلف- چنانكه گذشت.
باب انفعال: اين باب متعدّى نباشد، از براى مطاوعه فعل باشد چون «كسرت الكوز فانكسر و شايد كه مطاوعه افعل باشد چون ازعجته فانزعج و بنا نمىشود اين باب مگر از چيزى كه در آن علاج و تاثيرى باشد يعنى گفته نمىشود مثلا انكرم و انعدم و غير اينها زيراكه صرفيون چون مختصّ ساختند اين باب را به مطاوعه پس التزام نمودند كه بنا نهاده شود اين باب از چيزهايى كه اثرش ظاهر باشد از جهت
جامع المقدمات (جامعه