جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ١٣٩
فصل: [باب إفعال]
باب إفعال از صحيح أكرم يكرم إكراما.
اصل يكرم يأكرم بود همزه را انداختند زيراكه در ء اكرم متكلم وحده دو همزه جمع شده بود يكى را بسبب ثقل انداختند و در باقى الفاظ نيز انداختند براى طرد باب. امر حاضر اين باب را از اصل مستقبل گيرند كه آن تاكرم است و گويند اكرم اكرما اكرموا تا آخر.
و اين همزه، همزه قطع است چون متصل گردد به ماقبل خود ساقط نگردد چون فاكرم ثمّ أكرم. و حكم نون تأكيد ثقيله و خفيفه به طريقى است كه دانسته شد. اسم فاعل مكرم اسم مفعول مكرم.
و غالب، همزه باب افعال، از براى تعديه ثلاثى مجرد لازم باشد چون: أذهبت زيدا فذهب و أجلسته فجلس، و شايد كه به معنى دخول در وقت باشد چون: أصبح زيد و أمسى زيد يعنى داخل شد زيد به صباح و مساء. و شايد كه براى رسيدن چيزى باشد بهنگام چون: احصد الزّرع و اصرم النّخل يعنى وقت درو كردن غلّه و بريدن خرما رسيد و شايد كه به معنى كثرت باشد چون: اثمر الرّجل اى صار كثير الجود و الخير و شايد كه به معنى يافتن چيزى بر صفتى باشد چون: احمدت زيدا اى وجدته محمودا يعنى او را پسنديده يافتم.
مثال واوى از باب إفعال «الأيعاد: بيم كردن يعنى ترسانيدن» اصلش إوعادا بود، واو ساكن را براى كسره ماقبل قلب بياء كردند ايعاد شد.
ماضى معلوم اوعد أوعدا أوعدوا تا آخر، مستقبل يوعد تا آخر، ماضى مجهول اوعد، مستقبل مجهول يوعد، امر حاضر اوعد مثل اكرم
جامع المقدمات (جامعه