جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ١٣٣
ماضى معلوم: امر امرا امروا تا آخر. مستقبل معلوم: يأمر الخ- چنانكه در صحيح دانسته شد. ماضى مجهول امر امرا امروا تا آخر.
مستقبل مجهول: يؤمر يؤمران يؤمرون تا آخر. امر حاضر: اومر اومرا اومروا تا آخر.
اصل اومر اءمر بود دو همزه جمع شده بودند اوّل مضموم و ثانى ساكن همزه ثانى منقلب به واو شد اومر شد و اگر همزه اوّل مكسور باشد ثانى منقلب بياء شود، چنانكه از ازر يأزر، امر حاضر ايزر مىآيد كه اصلش ائزر بود و اگر همزه اوّل مفتوح باشد دوّم منقلب به الف شود چنانكه در آمن كه اصلش اءمن بود.
مهموز العين[١] صحيح «الزّءر: آواز كردن شير در بيشه» زأر يزأر زأرا چون منع يمنع منعا و زأر يزإر زارا چون علم يعلم علما.
مهموز اللّام[٢] صحيح از باب فعل يفعل «الهناء: گوارا شدن طعام» هنا يهنا هنا چون منع يمنع منعا و هنا يهنأ چون ضرب يضرب.
مهموز العين مثال از باب فعل يفعل «الوءد: زنده در گور كردن» واد ياد چون وعد يعد.
چهارم از باب شرف يشرف چون ادب يأدب پنجم از باب منع يمنع چون اهب يأهب.
[١] مأسك: همزه اشاره است به مهموز العين و ميم منع يمنع و سين، سمع يسمع، و كاف، كرم يكرم.
[٢] منسكأ: همزه اشاره است به مهموز اللام، ميم، منع يمنع، سين، سمع يسمع، و كاف، اشاره به كرم يكرم است.
جامع المقدمات (جامعه