جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ١١٧
مثال واوى[٣٥][٣٦] از باب فعل يفعل «الوعد: وعده كردن».
ماضى معلوم: وعد وعدا وعدوا تا آخر- همچنانكه در صحيح دانسته شد. پس از اين جهت او را مثال گويند كه مثل صحيح است در احتمال حركات ثلاثه و مستقبل معلوم: يعد يعدان يعدون تا آخر اصل يعد يوعد بود، واو واقع شده بود ميانه ياى مفتوحه و كسره لازمه ثقيل بود انداختند يعد شد و با تاء و نون و همزه نيز انداختند براى موافقت باب. امر حاضر: عد عدا عدوا عدى عدا عدن. چون نون تأكيد ثقيله درآيد گويى عدنّ عدانّ عدنّ عدنّ عدانّ عدنانّ و با نون تأكيد خفيفه گويى عدن عدن عدن. امر غايب: ليعد ليعدا ليعدوا لتعد لتعدا ليعدن و نون تاكيد ثقيله و خفيفه بر قياس گذشته. نهى: لا يعد لا يعدا لا يعدوا تا آخر و نون تاكيد ثقيله و خفيفه بر آن وجه است كه دانسته شد. و حال با لم و لمّا آنچنان است كه در صحيح دانسته شد.
و با حروف ناصبه گويى ان
يعد ان يعدا ان يعدوا الخ ماضى