جامع المقدمات( جامعه مدرسين) - جمعى از علما - الصفحة ٦٧
شد بر اسم زمان و مكان بر وزن مقتل، حذرا من الاشتباه فتحه عين الفعل را بدل كرديم به ضمّه، مضرب شد بر وزن مفعل، و آن در كلام عرب بدون واو و تاء يافت نمىشد بنابراين ضمّه را اشباع كرديم، واو از اشباع ضمّه تولّد يافت مضروب شد بر وزن مفعول.
و آن [مضروب] يك لفظ است بهجاى سه معنى چنانكه گويى:
هو مضروب يعنى اوست يك مرد زده شده، و انت مضروب يعنى تويى يك مرد زده شده، و انا مضروب يعنى منم يك مرد زده شده.
مضروبان: يعنى دو مرد زده شده.
اصلش مضروب بود (واحد بود) خواستيم كه تثنيه بنا كنيم الف كه علامت تثنيه بود با نون عوض تنوين در آخرش درآورديم مضروبان شد.
و آن [مضروبان] يك لفظ است بهجاى سه معنى چنانكه گويى هما مضروبان، و انتما مضروبان، و نحن مضروبان، يعنى ايشانند دو مردان زده شده، و شماييد دو مردان زده شده، و ماييم دو مردان زده شده.
مضروبون: يعنى گروه مردان زده شده.
اصلش مضروب بود، خواستيم كه جمع بنا كنيم واو كه علامت جمع مذكّر بود با نون عوض تنوين در آخرش درآورديم مضروبون شد.
و آن [مضروبون] نيز يك لفظ است بهجاى سه معنى چنانكه گويى: هم مضروبون و انتم مضروبون، و نحن مضروبون يعنى ايشان و شماييد گروه مردان زده شده، و ماييم گروه مردان زده شده.